توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : «« اخبار و تبادل نظر در مورد حواشی فوتبال ایران »»
Loverboy
06-07-2009, 23:35
به نام خدا
دوستان عزیز در این تاپیک کلیه ی اخبار و حواشی مربوط به فوتبال ایران همراه با لینک منبع قرار میگیره
[Only registered and activated users can see links]
رده بندى برترين ليگ هاى فوتبال جهان اعلام شد
ژاپن اول آسيا؛ ايران هفتم
ليگ فوتبال ايران به عنوان سى و هفتمين ليگ پر قدرت دنيا معرفى شد. فدراسيون جهانى تاريخ و آمار فوتبال امروز فهرست ۱۰۰ ليگ برتر جهان را اعلام كرد كه در اين فهرست ليگ برتر فوتبال ايران با دويست و دو و نيم امتياز در رده ۳۷ بهترين ليگ هاى دنيا قرار گرفت. اين در حالى است كه ليگ كشورهايى نظير امارات، دانمارك، آمريكا، بلغارستان، اسلوونى، مقدونيه و استراليا پس از ليگ ايران قرار گرفته اند. ليگ فوتبال ژاپن با كسب ۲۹۴ امتياز و قرار گرفتن در رده ۱۲ برترين ليگ هاى دنيا، بهترين ليگ در ميان كشورهاى آسيايى است. پس از آن عربستان (۱۶ جهان)، ازبكستان (۲۲ جهان)، مالزى(۳۰ جهان)، كره جنوبى (۳۳ جهان) و سوريه(۳۵ جهان) در رده هاى بعدى رده بندى آسيايى قرار گرفته اند. ليگ ايران نيز در رده هفتم آسياست. فدراسيون جهانى تاريخ و آمار هر ساله در ماه جولاى رده بندى برترين ليگ هاى جهان را اعلام مى كند. اين رده بندى براساس قدرت، نظم و ساماندهى ليگ هاى ملى از سال ۱۹۹۱ تابه حال امتيازبندى شده است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
بخشش خداداد در تضاد با قانون است
شاه حسينى: احكام كميته انضباطى باهم همخوانى ندارد
رئيس پيشين كميته انضباطى فدراسيون فوتبال حكم صادره در خصوص عفو خداداد عزيزى را در تضاد با مفاد آيين نامه انضباطى فدراسيون فوتبال عنوان كرد.عبدالرحمان شاه حسينى در خصوص حكم صادره در مورد خداداد عزيزى گفت: هر چند كه هنگام صدور راى عليه خداداد عزيزى در خصوص موضوع تخلف، اينجانب به علت تعارض با ساير آراى مشابه به موضوع حكم نقد داشتم ليكن با توجه به قضيه اخير مبنى بر عفو نامبرده لازم مى دانم عينا مقررات لازم الاجرا كه مرتبط به موضوع است را جهت تنوير افكار عمومى بيان نمايم. وى ادامه داد: مطابق قانون ۹۲ آيين نامه انضباطى مرجع رسيدگى به درخواست تجديد نظر صالح به صدور راى عفو، تخفيف و تعليق است. مطابق مفاد آيين نامه انضباطى احكام صادره از كميته هاى انضباطى شهرستان دركميته انضباطى مركز استان و احكام صادره از سوى كميته هاى انضباطى مراكز استان ها در كميته انضباطى فدراسيون فوتبال و احكام صادره از كميته انضباطى فدراسيون فوتبال در كميته استيناف قابل تجديد نظر است.وى افزود: همگان مستحضرند كه راى آقاى خداداد عزيزى توسط كميته انضباطى فدراسيون فوتبال صادر شده است و مطابق نص صريح ماده ۹۲ مرجع صالح به صدور حكم عفو فقط كميته استيناف است حتى اگر به موجب عدم اعتراض محكوم پرونده سابقا در كميته استيناف مورد رسيدگى قرار نگرفته باشد اين امر مانع صلاحيت صدور حكم عفو از سوى كميته استيناف نيست.شاه حسينى در ادامه اظهار داشت: حال چنانچه مرجعى غير از كميته استيناف آقاى خداداد عزيزى را عفو نموده باشد بر اساس مستندات ذكر شده حكم عفو فاقد اعتبار قانونى است و چنانچه كميته استيناف مبادرت به صدور حكم عفو كرده باشد فقط در صورتى كه مطابق تبصره ۳ ماده ۹۲ آقاى خداداد عزيزى، يك دوم از مدت محروميت خود را سپرى كرده باشد، صدور حكم عفو توسط كميته استيناف قانونى است و اما در خصوص اشخاصى را كه مى توانند درخواست عفو نمايند پر واضح است محكوم عليه ( خداداد عزيزى) و باشگاه ذينفع يعنى باشگاهى كه آقاى عزيزى تحت قرارداد با آن باشگاه است فقط مى توانند درخواست عفو نمايند و در قواعد حقوقى نيز چنين است. مجتبى شريفى، رئيس كميته انضباطى فدراسيون فوتبال گفته كه كميته استيناف در خصوص صدور حكم عفو به كميته انضباطى تفويض اختيار نموده كه شاه حسينى اين موضوع را رد مى كند. وى گفت: در مقررات انضباطى صلاحيت اركان قضايى از جمله كميته استيناف و كميته انضباطى تبيين گرديده است. هيچ گاه موضوع تفويض اختيار يا صلاحيت به مرجع صالح پيش بينى نشده است. بنابراين چنانچه كميته استيناف اختيارات خود را در خصوص صدور حكم عفو به كميته انضباطى تفويض نموده باشد به طور قطع و يقين اين تفويض اختيار خارج از چهارچوب مقررات و فاقد اعتبار حقوقى است. كميته انضباطى فدراسيون فوتبال ۲۰ آذرماه سال ۸۷ و به دنبال درگيرى خداداد عزيزى قائم مقام باشگاه پيام با يكى از نمايندگان رسانه هاى خبرى در ديدار تيم هاى فوتبال پيام مشهد و مقاومت سپاسى شيراز، وى را به مدت يك سال از فعاليت در فوتبال محروم و به پرداخت ۱۰ ميليون تومان جريمه نقدى محكوم كرده بود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
شیوع خالکوبی میان فوتبالیستهای ایرانی
به طور دقیق یک سال از اظهارات علیآبادی درباره خالکوبی ورزشکاران میگذرد. علی آبادی گفته بود که جوانان ما بسیار فهیم هستند و مطمئنا میتوان با در نظر گرفتن برنامههای فرهنگی خاص این مشکلها را به زودی برطرف کرد. او این حرفها را در پاسخ به سوال «چه راهکارهایی برای جلوگیری از خالکوبی ورزشکاران در نظر گرفته شده»، زده بود. از آن موقع تا کنون نه تنها خالکوبیها کم نشده بلکه این پدیده وارداتی میان بازیکنان ایرانی بیش از پیش شایع شده است. بسیاری از بازیکنان ایرانی روی برخی از قسمت های بدن خود اقدام به خالکوبی کردهاند که اگر چه بیشتر این خالکوبیها مخفی و غیر قابل مشاهده است اما برخی از آنها نیز در معرض دید عموم! قرار میگیرد.
به طور مثال میتوان از بازیکنان سرشناس قرمز و آبی نام برد که خالکوبی چنان میان آنها شایع شده که ميتوانيد انواع و اقسام خالکوبیها را روی بازوان ، پاها و سایر اندامهای بدن آنان ببینید. جالب اینکه در منشور خبر ساز اخلاقی که زمینه ساز محرومیت دو بازیکن لیگبرتری و اخذ تعهد از شمار دیگری شده است در باره خالکوبی چیزی نوشته نشده است.
خالکوبی در منشور نیست!
منشور اخلاقی بازیکنان را از پوشیدن لباسهاي جلف(!) تنگ، بدننما و مارك دار اجنبي با تبليغات خلاف عرف و اخلاق كه در شأن ورزشكار قهرمان و الگوي برتر نيستند منع کرده است. همچنین از آنها خواسته نسبت به مدل قيافه( موي سر و محاسن) از ارائه مدلهاي آرايشي بيگانه و اجنبي غيرمتناسب با شئونات فرهنگي جامعه كه موجب ترويج، بسط و گسترش فرهنگ اجنبي و بيگانه ميشود جدا خودداري کنند.
از نظر منشور حتی همراه داشتن زيورآلات گردنبند، گوشواره، انگشتر، قاب سر(تل و ...) در مسابقات ممنوع است. اما درباره پدیده خالکوبی میان بازیکنان حرفی به میان نیامده است در حالی که مسئولین سازمان تربیت بدنی روی این قضیه بسیار حساس هستند و هنوز دستورالعمل معروف معاونت فرهنگی برای برخورد با این پدیده از یادها نرفته است. دستورالعملی که در پی شیوع خالکوبی میان بسکتبالیستها صادر شد و شاید حالا با شیوع آن میان بازیکنان فوتبال لازم باشد دوباره اعمال شود.
الگو: خارجیها
حدود 5 سال پیش انتشار تصاویری از خالکوبی نیکبخت واحدی روی پا که تصویر یک مارمولک بود سر و صدای زیادی به پا کرد. نیکبخت مجبور شد با فشار سازمان لیگ آن را پاک کند گرچه کسی نمیداند که آیا او خالکوبی جدیدی دارد یا نه. انتشار تصویری از شیث رضایی هم نشان از شیوع این پدیده میان فوتبالیستها داشت تا اینکه تصاویر جدید نشان میداد قضیه جدی تر از این حرفهاست. شاید فوتبالیستهای ایرانی با تبعیت از بازیکنان شهیر خارجی اقدام به این کار کردهاند. بازیکنانی نظیر دیوید بکام ، ابراهیموویچ و... که تصاویر خالکوبی آنها سوژه عکاسان خارجی شده است. باید دید که سازمان لیگ که به موتور سوار شدن بازیکنان هم کار دارد در برابر این پدیده چه خواهد کرد و آیا واکنشی نشان خواهد داد؟
منبع ([Only registered and activated users can see links])
دوست دخترشان را میبرند خارج!
ماجرای منشور اخلاقی برای خودش واقعا به موضوع جذابی تبدیل شده است و در جلسه مدیران باشگاهها مورد استقبال و انتقاد مدیران باشگاهها قرار گرفته بود.
واعظی آشتیانی اولین نفری بود که درباره این موضوع صحبت کرد و حسابی هم سر حرفش
ماند و البته تیکه جالبی هم به کفاشیان انداخت:«بهتر است به جای اینکه فدراسیونیها
بیایند صحبت کنند، وقت را به باشگاهها بدهید. ما صحبتهای شما را میدانیم.» اما مهمترین
نکته در این جر و بحثها مربوط به سرهنگ جعفری، مدیرعامل باشگاه مقاومت میشد که
حسابی برای سردار عزیز محمدی سنگ تمام گذاشت:«از منشور باید حمایت کرد. این چه
وضع فوتبال است؟ هرکسی هرکاری دوست داشته باشد انجام میدهد و هیچکس هم
برخورد نمیکند. ما در مقاومت تیمداری میکنیم با کمترین هزینه، آنوقت به بازیکن 400میلیون
میدهند و در فلان نقطه شهر خانه مجردی میگیرد. باید فکری برای این قضیه کرد.» اما
موضوع جالب از زبان جعفری این بود:«همه ما می دانیم، بعضیها برای خودشان دوست
دختر میگیرند و آنوقت با تیم میبرند خارج و ...» به نظر میرسد این موضوع بسیار مهم بود
چرا که اکثر مدیران حاضر در جلسه سرشان را به نشانه تایید تکان میدادند. منظور سرهنگ
جعفری چه کسانی بودهاند؟ یکی به ما هم بگوید در فوتبال ایران چه خبر است که
واعظیآشتیانی میگوید:«سرتاپای این فوتبال کثافت است.»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
اسامی منشوریها لو رفت
منشور اخلاقی برای خودش ماجرایی شده است. سازمان لیگ زیر انتقادات روزنامههای اصلاح طلب و اصولگرا قرار گرفته است و مدیران هم ضمن حمایت از آن، سعی میکنند نظرات خودشان را هم تاثیر دهند. همین منشور البته دستاویزی برای تسویهحسابهای شخصی شده است و در حقیقت به «گاف» بزرگ در دست مدیران تبديل شده است
نمونهاش همین حنیف عمرانزاده که کاظم اولیایی برای اینکه حنیف در تیمش نماند، پروندهاش را با
پست سفارشی برای سازمان لیگ فرستاد تا محرومش کنند. منشور اخلاقی این روزها سوژه همه
رسانههای نوشتاری، دیداری و شنیداری شده است.
بندهای شگفتانگیز منشور
سازمان لیگ برای منشور اخلاقي امسال براي آنكه معياري از شرايط اخلاقي شاغلان در ليگ پيدا
كند، از مراجع ذيربط، استعلام گرفت. يكي از مديران سازمان ليگ در گفتگو با یکی از خبرگزاریها
به نکته جالبی اشاره میکند:«بحث منشور اخلاقي در فوتبال ايران بايد به شدت و جديت پيگيري شود
چرا كه متأسفانه در حال حاضر شرايط اخلاقي نامساعدي بر فضاي فوتبال حكمفرماست و شايد با
سختگيري اندكي از جرائم را كم كنيم.» او در ادامه از پروندههايي ميگويد كه مواردي باورنكردني
در آنها وجود داشته است كه البته در شأن هيچ رسانهاي در ايران نيست كه آنها را منتشر كند. به گفته
وي به صلاح فوتبال ايران است كه منشور اخلاقي در سال آينده نيز دنبال شود.
استقلال سکوت کند
دیروز یکی از روزنامهها در گزارشی جالب نوشت که يك عضو سازمان ليگ اعلام كرد بهتر است
استقلال دست از پيگيري شكايت از سازمان ليگ به ديوان عدالت اداري بردارد چون ممكن است
حنيف عمرانزاده بهاي سنگينتري را بابت گشايش مجدد پرونده بپردازد. اين نقل قول در شرايطي
مطرح شده است كه باشگاه استقلال عميقا اعتقاد دارد ماجرايي كه براي عمران زاده پيش آمده،مصداق
مزاحمت در حريم خصوصي افراد است، اما از طرفي اخبار منتشره حكايت از اين دارند كه حكم
محروميت حنيف از بازي در ليگ برتر ، راه را بر يك محروميت سنگين اجتماعي بسته است. ظاهرا
حكمي كه قرار بوده براي اين بازيكن اجرا شود ، تبعيد و ممنوعيتهاي خاص اجتماعي بوده است كه
با سروصداي اخير تعديل شده است. مابقی برداشتها هم با خودتان که حنیف باید 25مرداد خودش را
به دادگاهی در همدان معرفی کند
1
پژمان نوري
پرسپوليس
2
ابراهيم تقيپور
استقلال
3
مهدي اميرآبادي
استقلال
4
صابر ميرقرباني
سايپا
5
شيث رضايي
صباباتري
6
عليرضا نيكبخت
پرسپوليس
7
حنيف عمرانزاده
پاسهمدان
8
سامان صفا
پاسهمدان
9
سوشا مكاني
پاسهمدان
10
محمدرضا ماماني
پاسهمدان
11
جلال اكبري
پاسهمدان
12
اسماعيل فرهادي
سپاهان
13
محمدرضا مهدوي
داماش
14
حسن كعبي
سايپا
15
محسن بنگر
سپاهان
16
روحاله عطايي
تراكتورسازي
17
سيدمهدي سيد صالحي
پيكان
18
سياوش اكبرپور
استقلال
منبع ([Only registered and activated users can see links])
کریمی به خاطر سبز
قرمز را از دست داد؟
در شرایطی که علی کریمی روز گذشته جدایی خود را از پرسپولیس اعلام کرد، گفته میشود علت اصلی عدم تمایل قرمزپوشان به عقد قرارداد مجدد با او ماجراهای بازی ایران و کرهجنوبی بوده است.
پرسپولیس و کریمی پس از چهار هفته مذاکره، دیروز به بنبست رسیدند و رسما اعلام کردند که راه برای توافق باز
نبوده است. این در حالی است که شنیده میشود علت این تاخیر رایزنی بالا دستیها برای یافتن راهی بوده که
علی کریمی از محرومیت نانوشته خلاص شود و بتواند در این فصل مجددا پیراهن پرسپولیس را بپوشد. دیروز در
سخنان علی کریمی و مدیر برنامههایش این وقتکشی مستتر بود، به طوری که کریمی از اینکه چهار هفته
بازياش دادهاند گله داشت و فاضلی هم گفت آنچه اتفاق افتاد پروژه دفع کریمی بوده است.
اتفاقات عجیب برای مچبند به دستان
بازی حساس ایران و کرهجنوبی که برای صعود به جام جهانی حکم مرگ و زندگی را داشت، با یک اتفاق
غیرمنتظره برای ایرانیها آغاز شد. شش ملیپوش ایرانی با مچبندهای سبز وارد زمین بازی شدند که این حرکت،
همراهی با مردمانی که به طرفداری از یکی از کاندیداها به خیابانها آمده بودند تلقی شد. نصرتی، مهدویکیا،
کریمی، نکونام، شجاعی و کعبی این شش ملیپوش بودند که در نیمه دوم مجبور شدند این مچبندها را دربياورند.
به مرور اما اتفاقات خاصی برای آنان رخ داد. کعبی از سایپا کنار گذاشته شد. شایعه این بود که به خاطر بستن
مچبند سبز باید این تیم را ترک کند. مهدویكیا و کریمی از تیم ملی خداحافظی کردند و در نامه مهدویکیا به طور
غیرمستقیم به قضیه مچبندها اشاره شده بود. نصرتی از پرسپولیس پیشنهاد داشت اما ناگهان به تراکتور رفت و
نکونام نیز در مصاحبهای آتشین به منتقدان خود تاخت. حالا اما علی کریمی در حالی از پرسپولیس کنارگذاشته
میشود که باید مشكل او را آخرین ترکشهای آن ماجرا دانست
منبع ([Only registered and activated users can see links])
دروازه های باکره
هستند مردان سیاه پوشی که صدای جلینگ جلینگ سکه های پول را می توان از سوتها یشان شنید . می توان به سیاهی پرچمهایشان چشم دوخت و به قیمتی که پرچمها را فروختند فکر کرد.
پرچم چند هزار دلاری
[Only registered and activated users can see links]
"این دروازه را باکره بهت تحویل دادم و باکره از تو می خواهم "
جمله ای که در یکی از مسابقات برون مرزی کمک داور اول بازی در گوش کمک داور دوم مسابقه زمزمه کرد.
کمک داور دوم وقتی جمله را شنید ابتدا متوجه منظور همکارش نشد و هاج و واج به چشمهایش نگاه می کرد.
مدت کوتاهی گذشت تا کمک داور دوم بازی فهمید پرچمی که درون دستش قرار دارد چند هزار دلار قیمتش است.نگاهی به پرچمی که درون دستش بود انداخت و به قراری که در ابتدای شروع داوریش با خود گذاشته بود فکر می کرد.او به خودش قول داه بود هیچ زمانی این پرچم را در جهت ضربه زدن به تیمی بالا و پایین نکند.حالا از او خواسته بودند همان پرچم را به خاطر مشتی دلار بالا و پایین کند.
قرار رییس فدراسیون و کمک داور اول
قبل از مسابقه به علت حساسیت بازی برای تیم میزبان لابی های مسئولان فوتبال کشور میزبان با داوران شروع شد و آنها با پیشنهاد چند هزار دلاری می خواستند داوران را تطمیع کرده و بازی را به نفع خود رقم بزنند .به هر حال ارتباطات خود را شروع کردند و به نتیجه رسیدند.
آنها کشوری با فوتبالی نسبتا ضعیف بودند که راههای پیروزی در برابر تیم رقیب را در بیرون از میدان دنبال می کردند .
با یکی از کمک داورها به نتیجه رسیدند
مدیران فوتبال کشور میزبان با لابی هایی که انجام دادند فقط توانستند با یکی از کمک داورهای بازی به نتیجه برسند .بازی که شروع شد کمک داوری که با او به توافق رسیده بودند در سمت دروازه میزبان ایستاده بود. خیال تیم میزبان راحت بود که در این نیمه دروازه شان باکره خواهد ماند.
نیمه اول بدن گل خاتمه یافت . طبیعی بود که هیچ توپی وارد دروازه میزبان نشود.کمک داوراول کار خود را در نیمه اول خوب انجام داد. اما رییس فدراسیون تیم میزبان نگران نیمه دوم بود .او در دقایق پایانی نیمه اول به این فکر می کرد که چگونه با کمک داور دوم بازی به توافق برسد.
Ten….Ten
رئیس بین دو نیمه به رختکن داوران رفت .او می خواست کمک داور دوم را در جریان قرار دهد. شکست در آن دیدار به حذف تیم کشورش و سست شدن پایه های مدیریتش می انجامید.او به سمت رختکن داوران راه افتاد و وقتی روبروی کمک داوران قرار گرفت با اشاره دست به هر دو داور و گفتن کلمه TEN به آنها فهماند در آخر بازی هر کدام ده هزار دلار دریافت خواهید کرد.
هنوز کمک داور دوم بازی دوزاریش نیفتاده بود تا جمله معروف "این دروازه را به تو باکره می دهم و از تو باکره هم می خواهم در گوشش زمزمه شد.
قهر داور با کمک داور
آنها بعد از این بازی سالها باهم ارتباط ندارند و صحبت نمی کنند .علتش هم همان پنهان کاری کمک داور از داور مسابقه بود .اینکه چرا او می خواست تمام دریافتی را در جیب خود بگذارد و سهمی را برایش در نظر نگیرد داور را حسابی عصبانی کرده بود .بعد از ورود رییس فدراسیون فوتبال کشور میزبان به رختکن داوران و آشکار شدن روابط پنهانی بین کمک داور و مدیران فوتبال کشور میزبان ،داور مسابقه تازه متوجه شد که چه خبر است؟
این بازی سالهاست که ارتباط بین دو دوست و همکار را قطع کرده است..
اشتباه کمک داور دوم به نفع تیم میهمان
در جریان مسابقه کمک داوردوم که قرار بود دروازه میزبان را به همکارش باکره تحویل دهد . آفساید مهاجم تیم حریف را ندید و پرچم نزد و تیم مهمان به گل رسید . با آن گل تیم مهمان به پیروزی رسید و میزبان هم از ادامه مسابقات حذف شد.
بعد از بازی رییس فدراسیون فوتبال میزبان حسابی از دست کمک داور که نتوانست روی قول خودش بماند حسابی عصبانی بود.
شاید برایش تجربه خوبی بود که راههای زیادی برای بردن در زمین بازی وجود دارد که می توان آز آنها استفاده کرد
منبع ([Only registered and activated users can see links])
تابستان فصل تغییر دکراسیون نیمکت ها
کجاي دنيا به ناگهان از 18 تيم، 11 تيم در فاصله تعطيلات تابستاني سرمربيان خود را عوض ميكنند؟ ظاهرا اين اتفاق فقط در ايران روي ميدهد. وقتي 11 نيمكت ميلرزند معلوم است كه هفت نيمكت ابقا شده ظاهرا بايد نيمكتهاي خيلي خوششانسي باشند اما هفت نيمكتي كه تثبيت شدهاند زياد هم به آينده اميدوار نيستند؟ چه كسي با تضمين ميتواند بگويد كه كلليفر، مايليكهن، پرويز مظلومي، خداداد عزيزي و ... تا پايان فصل ليگ آينده كارشان را ادامه ميدهند؟!
اصلا بياييد تمام تغييراتي را كه در تابستانهاي هشت سال اخير و در دوران ليگبرتري شدن فوتبال رخ داده است مرور كنيم تا ببينيم چه سالي نيمكتها بيشتر دستخوش تغيير شده است.
1 - ليگ فوتبال ايران در سال 80 با 14 تيم برگزار شد و به پايان رسيد. دو تيم استقلال رشت و تراكتورسازي سقوط كردند. 12 تيم باقي مانده پرسپوليس،استقلال، پيكان، سايپا، پاس، سپاهان، ذوبآهن، برق، شهيد سپاسي، ملوان بندرانزلي، ابومسلم و فولاد خوزستان بودند. استقلال اهواز و صنعت نفت آبادان هم به ليگ برتر صعود كردند. تيمهايي كه سرمربي خود را عوض كردند عبارت بودند از :
1 -استقلال تهران (رولند كخ)،2-سايپا (جيوواني مي)،3-سپاهان (فرهاد كاظمي)،4-ذوبآهن (ساموئل دارابينيان)،5-برقشيراز (ابراهيم قاسمپور)، 6- ملوان بندرانزلي (بهمن صالحنيا)، 7-ابومسلم (فيروز كريمي)، 8-استقلال اهواز (جلال چراغپور)، 9- صنعت نفت(منصور پورحيدري).
2 - ليگ فوتبال ايران در سال 81 با 14 تيم برگزار شد. دو تيم فوتبال ملوان بندرانزلي و صنعت نفت سقوط كردند و تيمهاي پگاه گيلان و شموشك نوشهر به ليگبرتر آمدند. از ليگ گذشته هم پرسپوليس، استقلال، پيكان، سايپا، پاس، سپاهان، ذوبآهن، برق، شهيد سپاسي، ابومسلم، فولاد و استقلال اهواز در مسابقات باقي ماندند. تيمهايي كه به كادر فني خود دست زدند اين تيمها بودند:
1 -پرسپوليس تهران (وينكوبگوويچ)، 2-استقلال تهران(امير قلعهنويي)، 3-سايپا (محمد مايليكهن)، 4-پاس (مجيد جلالي)، 5- برق شيراز (محمد احمدزاده)، 6-فولاد خوزستان (لوكابوناچيچ)، 7-استقلال اهواز (ناصر حجازي).
3 - ليگ فوتبال ايران در سال 82 با 14 تيم برگزار شد. دو تيم سايپا و شموشك سقوط كردند اما بعد از شركت در پليآف دوباره به ليگ برگشتند. تيمهاي ملوان و صبا هم به ليگ آمدند و مسابقات با 16 تيم برگزار شد. در ليگ چهارم، تيمهاي پرسپوليس، استقلال، پيكان، سايپا، پاس، سپاهان، ذوبآهن، برق، شهيدسپاسي، ابومسلم، فولاد، استقلال اهواز، شموشك، پگاه گيلان و ملوان و صبا در مسابقات حضور داشتند كه از اين جمع شش تيم در تابستان مربيان خود را تغيير دادند.
1 - پرسپوليس تهران (راينر زوبل)،2- پيكان تهران (همايون شاهرخي)،3- ابومسلم مشهد (اكبر ميثاقيان)،4- فولاد خوزستان (ملادن فرانچيچ)، 5- استقلال اهواز (لوكا بوناچيچ)، 6- شموشك نوشهر (ناصر ابراهيمي).
4 - ليگ فوتبال در سال 83 با 16 تيم به پايان رسيد. در پايان ليگ سال 83، تيمهاي فوتبال پيكان و پگاه سقوط كردند و به جاي اين دو تيم، تيمهاي فوتبال شهيد قندي يزد و راهآهن تهران به ليگ صعود كرده و مسابقات با شركت 16 تيم پرسپوليس، استقلال، سايپا، پاس، سپاهان، ذوبآهن، برق، شهيد سپاسي، ابومسلم، فولاد، استقلال اهواز، شموشك، ملوان، صبا، راهآهن و شهيد قندي برگزار شد.
تغييرات در ليگ پنجم و ابتداي مسابقات به قرار زير بود.
1 - پرسپوليس تهران (علي پروين)، 2- سايپاي تهران (بيژن ذوالفقارنسب)، 3- سپاهان (ادسون تاوارز)، 4- شموشك نوشهر (بهمن فروتن)، 5- ملوان (محمد احمدزاده)، 6- صبا (مجيد جلالي)، 7- شهيد قندي يزد (منصور پورحيدري و يورگن گده)، 8- برق شيراز (زلاتكو ايوانكوويچ)،9- استقلال اهواز (مارتيك خاچاتوريان)
5 - ليگ فوتبال در سال 84 با 16 تيم به پايان رسيد. در پايان ليگ سال 84 تيمهاي فوتبال شهيد قندي يزد و شموشك سقوط كردند و دو تيم پيكان و مس كرمان به ليگ برتر صعود كردند و مسابقات با حضور 16 تيم پرسپوليس، استقلال، سايپا، مس، پاس، سپاهان، ذوبآهن، برق، شهيد سپاسي، ابومسلم، فولاد، استقلال اهواز، ملوان، صبا، راهآهن و پيكان برگزار شد.
1 - پرسپوليس (مصطفي دنيزلي)،2- استقلال (عبدالصمد مرفاوي)، 3- سايپا (ورنر لورانت)، 4- پاس (همايون شاهرخي)، 5- سپاهان (لوكا بوناچيچ)، 6- برق (بيژن ذوالفقارنسب)، 7- ابومسلم (سيدمهدي قياسي و خداداد عزيزي)، 8- فولاد (محمد مايليكهن)، 9- استقلال اهواز (فيروز كريمي)، 10- صبا (فرهاد كاظمي)، 11- راهآهن (عباس رضوي)، 12- پيكان (ساموئل دارابينيان).
6 - ليگ سال 86 براي اولينبار 18 تيمي برگزار شد. از 16 تيم سال قبل تنها تيم فوتبال فولاد سقوط كرد و به جاي فولاد سه تيم صنعت نفت آبادان، شيرينفراز كرمانشاه و پگاه صعود كردند. مسابقات هم با حضور 18 تيم پرسپوليس، استقلال، سايپا، مس، پاس، سپاهان، ذوبآهن، برق، شهيدسپاسي، ابومسلم، استقلالاهواز، ملوان، صبا، راهآهن، پيكان، صنعت نفت آبادان، شيرينفراز و پگاه آغاز شد:
1 - پرسپوليس (افشين قطبي)، 2 - استقلال (ناصر حجازي)، 3 - پاس همدان (وينكو بگوويچ)، 4 - ذوبآهن (زوران جورجويچ)، 5 - برق شيراز (محمود ياوري)، 6 - شيرينفراز (ميودراگ يشيچ) و 7 - صنعت نفت آبادان (ابراهيم قاسمپور).
7 - در ليگ سال 87، تغييرات تيمها براساس سقوط دو تيم و صعود دو تيم جديد بود. تيمهاي فوتبال شيرينفراز و صنعت نفت سقوط كردند و دو تيم فوتبال پيام مشهد و فولاد خوزستان جاي آنها را گرفتند. تغييرات ايجاد شده در ابتداي مسابقات به قرار زير بود كه تعدادش فوقالعاده زياد است.
1 - استقلال (امير قلعهنويي)، 2 - سايپا (پيرليت بارسكي)، 3 - مس كرمان (پرويز مظلومي)، 4 - سپاهان (انگين فيرات)، 5 - ذوبآهن (منصور ابراهيمزاده)، 6 - برق (محمد عباسي)، 7 - ابومسلم (هادي برگيزر)، 8 - استقلالاهواز (اكبر ميثاقيان)، 9 - صبا (فيروز كريمي)، 10 - پگاه (بيژن ذوالفقارنسب)، 11 - پيام (خداداد عزيزي) و 12 - فولاد (مجيد جلالي).
8 - در ليگ سال 88 براي اولينبار سه تيم سقوط كرده و سه تيم جايش را گرفتند. سه تيم فوتبال پيام مشهد، برق شيراز و پگاه (داماش) سقوط كرده و تراكتورسازي، شاهينبوشهر و استيلآذين جاي آنها را گرفتند تا ليگ با شركت پرسپوليس، استقلال، سايپا، مس، پاس، سپاهان، ذوبآهن، شهيدسپاسي، ابومسلم، استقلالاهواز، ملوان، صبا، راهآهن، پيكان، فولاد خوزستان، تراكتورسازي تبريز، استيلآذين و شاهين بوشهر برگزار شود.
1 - پرسپوليس (زلاتكو كرانيكار)، 2 - استقلال (صمد مرفاوي)، 3 - پاس (عليرضا منصوريان)، 4 - سپاهان (امير قلعهنويي)، 5 - شهيدسپاسي (داوود مهابادي)، 6 - ابومسلم (ناصر پورمهدي)، 7 - صبا (محمدحسين ضيايي)، 8 - راهآهن (براندز)، 9 - فولاد خوزستان (لوكا بوناچيچ)، 10 - پيكان (حميد درخشان) و 11 - استيلآذين (حميد استيلي).
نتيجه
امسال تابستان پرتغييري را پشتسر گذاشتيم اما ركورد جابهجايي روي نيمكتها مربوط به فصول ششم و هشتم است كه 12 مربي جاي خود را عوض كردند و اكثر تيمها با دكوراسيون جديدي پا به عرصه مسابقات گذاشتند
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ss_ss gahreman
30-07-2009, 00:12
كرواتها و نيمكت فوتبال ايران
جام جم آنلاين: در تاريخ 19 سال فعاليت تيم ملي كرواسي، اين تيم 8 سرمربي به خود ديده و جالب اينكه از 7 سرمربي پيشين كرواسي، 3 مربي، چند سال پس از ترك تيم ملي كشورشان به ايران آمدند و مربيگري كردند كه آخري زلاتكو كرانيكار است. اين آمار نشان ميدهد به چه ميزان، ايران كشور مناسبي براي مربيان كروات براي ادامه فعاليتشان است كه حتي پاي مربيان تيم ملي اين كشور
اروپايي را به تهران كشانده است.
در سالهاي اخير و پس از به استقلال رسيدن كرواسي بيش از 10 مربي از اين كشور به ايران آمدند و در تيم ملي يا ليگ ايران مربيگري كردند. همان طور كه گفته شد در ميان اين مربيان حتي مربيان تيم ملي كرواسي و يوگسلاوي سابق ديده ميشود كه شاخصترين آنها عبارتند از:
توميسلاو ايويچ: اين مربي كهنهكار و صاحب سبك در فوتبال اروپا، سرمربيگري تيم ملي يوگسلاوي سابق در كارنامهاش ديده ميشود. او يكي از بزرگترين مربياني است كه به ايران آمده، مربي اسبق آژاكس، مارسي، پورتو و بنفيكا كه قبل از جام جهاني 1998 به ايران آمد؛ اما قبل از شروع رقابتهاي جام جهاني اخراج شد. با اين حال همگان بازيهاي خوب ايران در فرانسه را مديون ايويچ ميدانند.
استانكو پوكله پوويچ: استانكو در سال 1992 و در يك مقطع كوتاه، سرمربي تيم ملي كشورش بود و پس از چند ماه به ايران آمد و روي نيمكت ايران در بازيهاي آسيايي 1994 نشست؛ اما نتايج خوبي نگرفت. گرچه اين پايان كار استانكو در ايران نبود، او چند ماه بعد سرمربيگري پرسپولlass="textTitle">كرواتها و نيمكت فوتبال ايران
جام جم آنلاين: در تاريخ 19 سال فعاليت تيم ملي كرواسي، اين تيم 8 سرمربي به خود ديده و جالب اينكه از 7 سرمربي پيشين كرواسي، 3 مربي، چند سال پس از ترك تيم ملي كشورشان به ايران آمدند و مربيگري كردند كه آخري زلاتكو كرانيكار است. اين آمار نشان ميدهد به چه ميزان، ايران كشور مناسبي براي مربيان كروات براي ادامه فعاليتشان است كه حتي پاي مربيان تيم ملي اين كشور اروپايي را به تهران كشانده است.
در سالهاي اخير و پس از به استقلال رسيدن كرواسي بيش از 10 مربي از اين كشور به ايران آمدند و در تيم ملي يا ليگ ايران مربيگري كردند. همان طور كه گفته شد در ميان اين مربيان حتي مربيان تيم ملي كرواسي و يوگسلاوي سابق ديده ميشود كه شاخصترين آنها عبارتند از:
توميسلاو ايويچ: اين مربي كهنهكار و صاحب سبك در فوتبال اروپا، سرمربيگري تيم ملي يوگسلاوي سابق در كارنامهاش ديده ميشود. او يكي از بزرگترين مربياني است كه به ايران آمده، مربي اسبق آژاكس، مارسي، پورتو و بنفيكا كه قبل از جام جهاني 1998 به ايران آمد؛ اما قبل از شروع رقابتهاي جام جهاني اخراج شد. با اين حال همگان بازيهاي خوب ايران در فرانسه را مديون ايويچ ميدانند.
استانكو پوكله پوويچ: استانكو در سال 1992 و در يك مقطع كوتاه، سرمربي تيم ملي كشورش بود و پس از چند ماه به ايران آمد و روي نيمكت ايران در بازيهاي آسيايي 1994 نشست؛ اما نتايج خوبي نگرفت. گرچه اين پايان كار استانكو در ايران نبود، او چند ماه بعد سرمربيگري پرسپوليس را بهعهده گرفت و موفق شد با اين تيم دو بار قهرمان ايران شود. اين مربي كروات سابقه كار در تيمهاي سپاهان و داماش گيلان را هم دارد و در مجموع از جمله مربياني محسوب ميشود كه در ايران سالهاي زيادي كار كرد و كارنامه خوبي به جا گذاشت.
ميروسلاو بلاژويچ: بدون ترديد بلاژويچ يكي از بزرگترين مربياني است كه پاي به ايران گذاشت. او در دهه 90 ميلادي به مدت 6 سال هدايت كرواسي را بهعهده داشت و با اين تيم در جام جهاني 1998 مقام سوم را كسب كرد. او در ديدارهاي مقدماتي جام جهاني 2002 سرمربي ايران بود و ناكامي در رسيدن به جام جهاني موجب شد تا ايران را ترك كند؛ هرچند كه خيليها از او خاطره خوبي در ذهن دارند.
برانكو ايوانكوويچ: برانكو جزو سرمربيان تيم ملي كرواسي نبوده؛ اما سالها به عنوان دستيار بلاژويچ، روي نيمكت اين تيم ليس بنشيند.
ساير مربيان: غير از اين مربيان سرشناس كه سابقه حضور در تيم ملي كرواسي را دارند، چندين و چند مربي كروات ديگر هم سابقه مربيگري در ليگ ايران را در سالهاي اخير دارند كه ميتوان از وينگو بگوويچ، ملادن فرانچيچ، لوكا بوناچيچ، زلاتكو ايوانكوويچ، نناد نيكوليچ و ايوان مت كوويچ نام برد. در اين ميان بعضي از اين مربيان مثل زلاتكو ايوانكوويچ (برادر برانكو) مربيان بسيار بيكيفيتي نشان دادند. بد نيست به مربيان صربي هم كه در كنار اين كرواتها وارد ايران شدند، اشاره كرد. ميلان زيوادينوويچ، زوران جورجويچ، سردان گمالويچ و ميودراگ يشيچ از جمله مربيان صربياند كه سابقه سرمربيگري در ليگ برتر ايران در كارنامهشان ديده ميشود.
اكنون اين سوال براي علاقهمندان به فوتبال پيش ميآيد كه چرا كرواسي؟ به نظر ميرسد روابط خوبي كه بين چند مدير فوتبال ايران مثل امير عابديني و افرادي در كرواسي وجود داشت، در باز شدن پاي مربيان اين كشور اروپايي به ايران بسيار نقش داشت. از طرفي مربيان كروات، نسبت به مربيان اروپاي غربي ارزانتر هستند و ميتوانند براحتي با شرايط كار در فوتبال آسيا كنار بيايند. با اين حال همين شرايط مطلوب باعث شده است در چندين مورد مربياني از كرواسي به ايران بيايند كه كارنامه خوبي از خود به جا نگذاشتند. اين در حالي است كه بيشتر كارشناسان از عملكرد استانكو، برانكو، ايويچ و بلاژويچ به نيكي ياد ميكنند و بوناچيچ و بگوويچ را هم مربياني سازنده و مفيد ميدانند. كرانيكار ميتواند يك نمره قبولي ديگر در كارنامه كرواتها ثبت كند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
30-07-2009, 11:12
ورزشگاه 15 هزار نفری سنندج در حالی که در سال 84 افتتاح شده بود بار دیگر و با برگزاری مراسمی رسمی افتتاح شد. به گزارش خبرنگار مهر در سنندج، ورزشگاه 15 هزار نفری سنندج که در سال 84 و توسط رئیس وقت سازمان تربیت بدنی و با برگزاری مراسمی رسمی افتتاح شده بود، بار دیگر و با حضور محمد علی آبادی رئیس فعلی سازمان تربیت بدنی کشور و جمعی از مسئولان استان کردستان و در مدت کمتر از چهار سال دوباره افتتاح شد.
رئیس شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی استان کردستان در رابطه با وضعیت ورزشگاه 15 هزار نفری سنندج به خبرنگا مهر در سنندج اظهار داشت: کلنگ احداث ورزشگاه 15 هزار نفری سنندج در سال 74 رسما بر زمین زده و عملیات ساخت و ساز آن از ابتدای سال 76 آغاز شد.
جمال فیض بخش عنوان کرد: در طول مدت 8 سال طرح ساخت ورزشگاه 15 هزار نفری سنندج از محل اعتبارات ملی ادامه پیدا کرد و فاز اول این ورزشگاه در سال 84 و توسط مهر علیزاده رئیس وقت سازمان تربیت بدنی به بهره برداری رسید.
وی خاطرنشان کرد: در طول چهار سال اخیر و بعد از افتتاح این مجموعه در سال 84 مبلغی بیش از 20 میلیارد ریال در بخشهای مختلف هزینه شده است.
رئیس شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی استان کردستان عنوان کرد: این میزان اعتبار در بخشهای ساخت صندلی تماشاگران، پیست تارتان، خرید اسکوربورد و سایر نیازمندی های آن هزینه شده است.
در حالی که مدیران سازمان تربیت بدنی کشور و استان کردستان همواره در طول چهار سال اخیر بر ناتمام بودن ورزشگاه 15 هزار نفری سنندج تاکید کرده بودند در همین ایام این ورزشگاه میزبان بازیهای مختلف و در رشته های ورزشی فوتبال، اسکیت، دو و میدانی، تیراندازی با کمان و ... بوده است.
برای تکمیل ورزشگاه 15 هزار نفری سنندج در طول سالهای 76 تا 84 مبلغی حدود 20 میلیارد ریال اعتبار از ردیف ملی هزینه شده بود و در طول این چهار سال نیز 20 میلیارد ریال دیگر از همین ردیف ملی هزینه شده است تا کردستان بعد از گذشت 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی صاحب ورزشگاهی این چنین شود.
در حالی در میان صحبتهای معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی کشور همواره تکمیل این ورزشگاه مورد توجه قرار می گرفت که در جوار آن، پروژه سالن سرپوشیده شش هزارنفری سنندج بعد از گذشته پنج سال از کلنگ زنی هنور کمتر از 10 درصد پیشرفت فیزیکی دارد.
این سالن سرپوشیده که یکی از نیازهای حیاتی استان کردستان به شمار می رود در طول چهار سال اخیر برای چهار نوبت وارد مناقصه شده و به پیمانکار واگذار شده است که هر چهار بار پیمانکار پروژه خلع شده و هم اکنون نیز تنها بخش کوچکی از آهنهای زنگ زده آن در جوار ورزشگاه 15 هزارنفری خودنمایی می کنند.
هر چند که در طول دو سال اخیر بارها مسئولان کشوری و استانی حرف از آغاز مجدد ساخت این سالن شش هزار نفری را مطرح کرده اند ولی تاکنون هیچ کدام از وعده های مطرح شده جنبه عملی پیدا نکرده اند.
اما جواب رئیس سازمان تربیت بدنی کشور به سئوال خبرنگاران در خصوص از سرگیری عملیات ساخت و ساز سالن شش هزار نفری سنندج نیز در نوع خود جالب بود، چرا که محمد علی آبادی در جواب علت تاخیر در ساخت سالن شش هزارنفری سنندج اظهار داشت: دولت نهم در طول جهار سال گذشته چندین پروژه ورزشی در کردستان را به سرانجام رسانده و هم اکنون نیز عملیات ساخت بیش از 100 پروژه ورزشی در این استان در حال انجام است.:-??
در مراسم بهره برداری و افتتاح مجدد ورزشگاه 15 هزار نفری سنندج، علاوه بر اجرای برنامه های مختلف فرهنگی و هنری و همچنین اجرای حرکات ورزشهای زورخانه ای و پهلوانی، دو تیم فوتبال منتخب کردستان و تیم هنرمندان به مصاف همدیگر رفتند.
در این دیدار که به قضاوت ایرج ساعدی داور برجسته کردستانی انجام گرفت، تیم هنرمندان توانست حریف خود را با نتیجه 3 بر یک از پیش روی بردارد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
BLACK BIRD
31-07-2009, 14:20
سلام دوستان.شاید این خبر رو قبلا هم شنیده باشید ولی شما هم مثله من فقط با یک لبخند از این خبر پذیرائی کرده باشین. ولی انگار این قضیه اونقدر ها هم الکی نیستش . به متن زیر توجه کنید:
علي دايي و مربيگري در نيوكاسل
خبر تمايل سيروس محجوب به مربيگري دايي در انگليس جديد نيست اما جدي تر از هميشه به نظر مي رسد. بايد در انتظار اظهارنظر علي دايي در اين مورد بود.
سايت گل – سيروس محجوب، سرمايه داري كه در آستانه خريد باشگاه نيوكاسل است، در مصاحبه اخير خود با روزنامه سان، پرتيراژترين روزنامه اروپا، مجددا از علاقه خود به استخدام علي دايي پرده برداشته است.
گرچه دايي مدارك مورد نظر اتحاديه فوتبال انگليس را ندارد و در شرايطي كه ظاهرا او بعد از اخبار اوليه، از اين ماجرا قطع اميد كرده بود، در صورت انجام اين معامله، يك فرصت شغلي استثنايي، پيش روي كسي قرار خواهد گرفت كه از معدود مربيان ايران است كه علاقه و هيجان كار در خارج از كشور را دارد.
دايي در اين باره اظهارنظري نكرده است اما سايت گل تلاش مي كند تا با گفتگويي، قفل از لبان اين ستاره درخشان فوتبال ايران بردارد. دايي بعد از شكست تيم ملي ايران مقابل عربستان و اخراج از پست سرمربيگري هيچ گفتگويي با رسانه ها نداشته است.
منبع ([Only registered and activated users can see links]):30upn9 j:
ss_ss gahreman
31-07-2009, 18:35
كفاشيان به مجلس نيايد ما به فدراسيون فوتبال ميرويم
خبرگزاري فارس: رئيس كميته تربيت بدني مجلس شوراي اسلامي گفت: در صورتي كه رئيس فدراسيون فوتبال روز يكشنبه در مجلس حاضر نشود، ما به فدراسيون خواهيم رفت.
[Only registered and activated users can see links]
سيدجلال يحييزاده در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري فارس، در مورد جلسه روز يكشنبه نمايندگان مجلس با مسئولان فدراسيون فوتبال اظهار داشت: طبق برنامه قرار است رئيس فدراسيون و سرمربي تيم ملي در كميسيون فرهنگي مجلس شركت كنند. شنيدهام كه احتمال دارد اين نشست برگزار نشود؛ هر چند كه به طور رسمي هنوز به ما اطلاعي داده نشده است.
وي ادامه داد: در صورتي كه كفاشيان روز يكشنبه به مجلس نيايد، روز دوشنبه نمايندگان مجلس به فدراسيون فوتبال خواهند رفت. البته اين جلسه با هماهنگي برگزار ميشود.
گفتني است پس از حذف تيم ملي ايران از مقدماتي جام جهاني 2010 قرار بود مسئولان فدراسيون فوتبال و سرمربي تيم ملي در مجلس حاضر شوند و در مورد اين ناكامي توضيحاتي ارائه دهند اما اين جلسه تاكنون به دلايل مختلف برگزار نشده است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
جنجال ریش لنگری در اوین!
اوج ماجرا اما بعد از پایان همایش رقم خورد. آنجا که فیروز کریمی و جواد نکونام از کنار هم رد شدند و فیروز با صدای بلند ، طوری که همه بشنوند ، فریاد زد: جواد ! ریشتو بزن وگرنه محرومت میکنند!
همایشی که به نظر میرسید با چند سخنرانی کلیشهای تمام شود با حضور فیروز کریمی، ف-ک معروف!، چنان داغ و پر حرارت شد که در چند نوبت نهاوندیان، مجری مراسم مجبور شد میکروفون سخنرانان را قطع کند.فیروز کریمی که با تصمیم سازمان لیگ محروم شده است منشور اخلاقی را زیر سوال برد و آنگاه بود که تمام حضار را جز، یکی در پشت خود به عنوان حامی دید. تنها واعظ مدیرعامل استقلال بود که ضمن انتقاد از کریمی منشور را مورد تایید قرار داد و بعد همایش را ترک کرد تا نبیند که چگونه بسیاری در رد منشور و مفاد آن حرف زدند. در این میان اما بندی از منشور که بازیکنان را به رعایت اخلاقیات حتی در آرایش چهره ملزم میکرد بیش از سایر بندها مورد انتقاد قرار گرفت. بندی که ابتدای فصل پیش شماری از بازیکنان به خاطر عدم رعایت آن اخطار هم گرفته بودند:«ریش لنگری » بازیکنان محل بحث بسیاری از افرادی که پشت تریبون آمدند، شد تا جایی که حتی سر میز ناهار هم ادامه یافت و جواد نکونام که اتفاقا با ریش لنگری! در مراسم حضور یافته بود تبدیل به سوژه اول حضار در هتل اوین شد. ابتدا این فیروز کریمی بود که منشور را به چالش کشید و به کنایه گفت که مشکل فوتبال ریش لنگری و ریش سنگکی ! نیست. گفتههای او که مورد استقبال حضار قرار گرفته بود با چند حمله دیگر به منشور اخلاقی که یکی از طراحان اصلی اش در جلسه حضور داشت ادامه یافت.کریمی گفت که سازمان لیگ و فدراسیون برای اداره فوتبال ایرادهای فراوان دارند آنوقت، آمدهاند به این گیر دادهاند که ریش لنگری چند نمره منفی دارد. بعد نوبت مالک، معاون فرهنگی باشگاه استقلال رسید تا او هم منشور را نقد کند. مالک گفت که برای ارتباط با یکی از بازیکنانش به سراغ یادگیری بیلیارد رفته و در این شرایط حرف از اینکه «ریش لنگریات را بزن» از آن حرفهاست! اوج ماجرا اما بعد از پایان همایش رقم خورد. آنجا که فیروز کریمی و جواد نکونام از کنار هم رد شدند و فیروز با صدای بلند ، طوری که همه بشنوند ، فریاد زد: جواد ! ریشتو بزن وگرنه محرومت میکنند!منبع ([Only registered and activated users can see links])
در میان اعتراض شدید مردم و کارگران
هیات فوتبال قم پلمپ شد
پايان مهلت 48 ساعت آستانهي مقدسه حضرت معصومه (س) به اداره كل تربيت بدني استان قم و عدم رفع مشكل ايجاد شده، باعث شد تا صبح روز پنجشنبه نمايندهي آستانهي مقدسه حضرت معصومه (س) به همراه ماموران اجراي احكام و يگان ويژه نيروي انتظامي جهت پلمب اين اداره كل اقدام كنند.
اداره كل تربيت بدني استان قم ساعت 10 صبح توسط ماموران اجراي احكام پلمب و در ساعت 11 با وساطت دادستان عمومي استان قم درب اين اداره كل، فك پلمب شد اما، همچنان هياتهاي فوتبال، دووميداني و واليبال پلمب هستند. به دنبال پايان مهلت 48 ساعته به تربيتبدني قم براي پرداخت بدهي 50 ميلياردي به آستانه مقدسه حضرت معصومه (س)، بار ديگر ماموران اجراي حكم دادگستري قم به همراه نماينده آستانه مقدسه و نيروي انتظامي استان قم، در مجموعه ورزشي شهيد حيدريان حاضر شده و در حال پلمپ كردن تمام قسمتهاي اين مجموعه هستند.
در زمان پلمب شدن اين هياتها فرياد الله اكبر كاركنان و معترضان حاضر در محل به نشاهنهي مخالفت با برخورد آستانهي مقدسه حضرت معصومه (س) در محل تربيتبدني طنينانداز شد.
علاوه بر كاركنان و پرسنل اين اداره جمعي از ورزشكاران رشتههاي مختلف ورزشي و نيز پيشكسوتان رشتههاي ورزش و كشتي در اين اداره حضور پيدا كرده و نسبت به اين ماجرا اعتراض كردند.
به گفتهي مدير حقوقي تربيت بدني استان در جلسهاي كه امروز در تربيت بدني با نمايندگان آستانهي مقدسه و نماينده دادستان و نيز مديركل تربيت بدني تشكيل شد، مقرر گرديد جمعهي آينده 16 مردادماه 88 جلسهاي با حضور نمايندگان استان، استاندار، سازمان تربيتبدني، مقامات قضايي و آستانه مقدسه تشكيل تا در اين خصوص تعيين تكليف شود.
ملاعسگري درخصوص تاريخچه زمين ورزشگاه شهيد حيدريان به ايسنا گفت: زمين ورزشگاه شهيد حيدريان از سوي خانوادهي آقاي بكايي به مدت 99 سال به آستانه مقدسه اجاره داده شد و در سال 65 اين زمين از سوي آستانه مقدسه به مدت 5 سال به تربيت بدني اجاره داده شد. در سال 71 تربيت بدني درخواست تعديل اجاره بها را از آستان مقدسه مينمايد كه آستانه مقدسه با اين درخواست مخالفت ميكند. پس از آن در سال 79 به علت عدم پرداخت اجاره بها از سوي تربيت بدني، آستانه مقدسه حكم تخليه ورزشگاه را از دادگاه اخذ ميكند.
وي افزود: اين ماجرا تا سال 83 ادامه مييابد در سال 83 تربيت بدني در برابر حكم تخليه آستانه، تعهدي به آستانه ميدهد از سويي ديگر آستانه مقدسه تقاضاي 5 ميليارد تومان به عنوان پذيره به جز اجاره بها ميكند تا قرارداد جديد منعقد گردد كه اين مساله منجر به گزارشي به دفتر رياست جمهوري وقت ميشود.
مدير حقوقي تربيت بدني استان ادامه داد: در دور اول سفر رياست جمهوري در سال 84 مقرر شد كه 5 ميليارد تومان از محل اعتبارات به آستانه مقدسه پرداخت شود تا سند اجاره جديد و نيز سند اعياني اخذ گردد اما عملا اين امر صورت نگرفت تا اين كه در تاريخ پنجم خردادماه امسال آستانه مقدسه تحت عنوان اينكه تاكنون هيچ پولي پرداخت نشده با در دست داشتن حكم تخليه به تربيت بدني مراجعه كند اما به دليل همزماني با انتخابات اين مساله به تعويق افتاده و در 6 مردادماه 88 هيات وزنهبرداري و فوتبال اين اداره كل توسط مامورين اجرا تا ساعاتي پلمب ميشود كه باز با وساطت مسوولان استاني فك پلمب و 48 ساعت به تربيت بدني مهلت داده ميشود.
منیع ([Only registered and activated users can see links])
مدیرکل تربیت بدنی قم:تیم لیگ برتری و ورزشگاه را با هم می خواهیم
مدیركل تربیت بدنی استان قم گفت:این استان،هم به تیم لیگ برتری و هم به ورزشگاه حیدرنیای قم نیاز دارد.
"عباس جهان بینی" در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی شبكه خبر درباره پلمب ورزشگاه شهید حیدریان قم و اینکه بهتر نبود به جای انتقال تیم صباباتری به قم و صرف هزینه های زیاد به حل این مشكل پرداخته می شد؟ گفت : انتقال صباباتری به قم ،جزو سیاست های نمایندگان استان در مجلس و دیگر مسئولان استان بود كه برای پركردن اوقات فراغت جوانان و تقویت مسائل فرهنگی و اجتماعی این استان انجام شد.
جهان بینی تصریح کرد:اینكه استان قم در لیگ برتر تیم داشته باشد ولی ورزشگاه نداشته باشد،سبب نیمه تمام ماندن برنامه های ما خواهد شد.
مدیركل تربیت بدنی استان قم افزود: با رایزنی ها و مساعدت های انجام شده ،اکنون ورزشگاه حیدرنیا به جز قسمتی كمی از آن به طور موقت فك پلمب شده است ،تا در فضای آرامی به این مشكلات رسیدگی كنیم.
عباس جهان بینی با اشاره به موقوفه بودن زمین این ورزشگاه و کهنه بودن مشکل آن گفت : چند سالی است كه اجاره این ورزشگاه به آستان حضرت معصومه پرداخت نشده است و مسئولان به همین علت شكایت كرده و حكم تخلیه را گرفته اند .
جهان بینی یادآورشد :در سال های گذشته مسئولان سازمان تربیت بدنی با مسئولان آستانه حضرت معصومه تفاهنامه ای امضاء كردند كه بر اساس آن درصورتی که سازمان قیمت زمین این ورزشگاه را تامین می كرد،این ورزشگاه متعلق به آن می شد ولی متاسفانه این اقدام انجام نشد و تفاهمنامه هم باطل شد .
مدیركل تربیت بدنی استان قم اعلام كرد:هفته آینده در نشست مسئولان تربیت بدنی و آستانه حضرت معصومه،نمایندگان استان در مجلس و همچنین مسئولان استانداری وضع این ورزشگاه برای همیشه مشخص خواهد شد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
فيروز كريمي در حسرت ليگ برتر: كتلت ميپزم و كاموا ميبافم
خبرگزاري فوتبال ايران- فيروز كريمي سرمربي فعلي داماش گيلان به دليل رعايت نكردن منشور اخلاقي از مربيگري در ليگ برتر محروم شد ولي او همچنان مصاحبههاي جنجالياش را ادامه ميدهد.
كريمي فصل گذشته بارها از مشكلات فوتبال ايران در مصاحبههايش صحبت كرد كه در بيشتر مواقع حرفهاي او در قالب طنز بود. اين موضوع براي مسوولان فدراسيون و سازمان ليگ چندان خوشايند نبود و در نهايت آنها اين تصميم را گرفتند كه فيروز از فعاليت در ليگ برتر محروم شود. شايد سازمان ليگ فكر ميكند عدم حضور كريمي در ليگ برتر باعث خواهد شد تا مصاحبههاي او بازتاب چنداني نداشته باشد ولي حتي مربيگري فيروز در ليگ دسته اول هم نگاهها را از او دور نخواهد كرد و حتي اين مربي بعد از قطعي شدن محروميتاش هم با صراحت گفت: «من هرگاه صلاح بدانم مصاحبه ميكنم و مشكلات اين فوتبال را ميگويم.»
با وجود اينكه كريمي يك سال محروم شده اما همچنان مصاحبههاي حاشيهاي او ادامه دارد. فيروز در مورد منشور اخلاقي همچنان با موضع منفي صحبت ميكند. او ميگويد: «بحث منشور اخلاقي توافقنامهاي بود كه به امضاي اكثر مديران باشگاهها رسيد و به نظر من يك قانون مندرآوردي است. اين قانون شامل گيردادن به موي بازيكنان، مصاحبهها و مسائل مختلف ديگر ميشود البته خوشبختانه موي من مشكلي ندارد ولي از ناحيه چشم چپ مشكل دارم و نميتوانم خوب ببينم. فصل گذشته هم در استاديوم حافظيه گفتم كه نور ورزشگاه كم است و نميتوانستم گوشه زمين را ببينم و بايد با خودم چراغقوه به كنار زمين ميبردم.» كريمي تأكيد ميكند: «با اين شرايط چند وقت پيش گفتم كه بايد به فكر بازنشستگي باشم و با نشستن در خانه يا كاموا ببافم يا اينكه كتلت درست كنم البته اميدوارم كه در منزل شخصيام ديگر بحث منشور اخلاقي مطرح نباشد.» صحبتهاي كريمي نشان ميدهد كه او همچنان از محروميتاش به دليل رعايت نكردن منشور اخلاقي به شدت ناراحت است و باز هم سازمان ليگ را مورد حمله قرار ميدهد. به نظر ميرسد كه عزيزمحمدي يا تاج به زودي جواب حرفهاي كريمي را بدهند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
رئیس کمیته انضباطی حرفهای واعظی را تایید کرد
مدیرعامل استقلال: اصرار بر اشتباه، قاطعیت نیست
امیر رضا واعظی آشتیانی در برنامه ورزش از نگاه دو به تفصیل در خصوص منشور اخلاقی و مباحث مطرح پیرامون آن سخن گفت.
مدیرعامل باشگاه استقلال در ابتدا با تاکید بر اینکه به منشور اخلاقی اعتقاد دارد ، گفت: بارها تاکید کردم موافق منشور اخلاقی هستم و تمسخرکردن منشور پسندیده نیست. منشور یک موضوع من در آوردی نیست و معتقدم کار نکردن باشگاه ها باعث شده فدراسیون فوتبال چیزی به عنوان منشور به وجود آورد. در حقیقت باشگاه ها متولی این امر هستند اما در این زمینه کار نکرده اند.
من متاسفم که مدیران ما تعارف می کنند و کوتاه می آیند و حرفها را مطرح نمی کنند مبادا که کسی بدش بیاید یا خوشش بیاید. ما باید آزادگی را در رفتار و کردارمان داشته باشیم.
اگر ورزش و فوتبال ما دارد در تعارف غوطه ور می شود و به جایی نمی رسیم به خاطر همین نگاه هاست. باشگاه ها به وظایفشان عمل نکرده اند و فدراسیون فوتبال احساس کرده است بحرانی پیش روست. در واقع کسی به نوع آرایش مو و ریش افراد کاری ندارد چرا که موضوع پیچیده تر از این حرف هاست.
یکی از مدیران می گوید : "پاک تر از فوتبال ایران نیست." چرا و بر چه اساسی این حرف را می زنید؟ ما که خودمان می دانیم مافیا وجود دارد. ما که می دانیم که چه مشکلاتی در فوتبال ما وجوددارد به چه دلیلی چنین حرفی می زنیم؟ آیا می خواهیم بگوییم این فوتبال پاک پاک است؟ ازهمه دنیا پاک تر است در حالی که این غلط است و واقعیت ندارد. ما باید بگوییم چه مشکلاتی هست و راهکار مناسب ارائه دهیم. خوب فکر کردن توصیه همه بزرگان دین است و انسان های با اخلاق هم آن را توصیه می کنند .اما ما پس از اینکه کاری خراب می شود شروع به فکر کردن و توصیه می کنیم.
فدراسیون فوتبال در حقیقت در خلا انجام وظیفه باشگاه ها ورود کرده است. منشوری تهیه شده است و من اعتقاد دارم این منشور باید مقطعی اجرا شود. پس از آن باشگاه ها وظیفه ادامه این راه را برعهده خواهند داشت.
اما در دنیا فدراسیون فوتبال در محرومیت های این چنینی دخالت نمی کند و باشگاه ها متولی این امر هستند. در واقع فدراسیون ها حق دخالت در آن را ندارند.
واعظی آشتیانی افزود: منشوراخلاقی مهم و اثر بخش است اما در محدوده فوتبال؛ سازمان لیگ فوتبال ایران بر اساس قانون تجارت شکل گرفت اما در قانون تجارت تنبیه درنظر گرفته نشده است و اگر می خواهیم تنبیهی درنظر بگیریم باید در چارچوب خانواده فوتبال این کار را انجام دهیم.
در حال حاضر طوری عمل شده که فردی با فدراسیون فوتبال تماس می گیرد و مدعی می شود کسی از اهالی فوتبال با بنده تصاف کرد و شروع به فحاشی نمود و خواستار رسیدگی به آن شده ست! از فردا طلاق و ازدواج و چک برگشتی و انواع و اقسام شکایت ها به فدراسیون فوتبال می شود و باید یک دادسرا در فدراسیون فوتبال تشکیل داد تا به اختلافات و مسائل بیرون خانواده فوتبال رسیدگی کند!
ما باید این فضا را ایجاد کنیم که در چارچوب فوتبال با ناهنجاری ها برخورد مناسب و پلکانی انجام شود. نباید در همان اول سقف مجازات را در نظر گرفت. از سویی سازمان لیگ در کار کمیته ها دخالت می کنند در حالی که هیچ جا اجازه محروم کردن به سازمان لیگ داده نشده است گفته می شود "ما شفاهی می گوییم" کجای دنیا حکمی شفاهی ابلاغ می شود؟ در حالی باید احکام کتبی اعلام شود.
مدیر عامل استقلال در ادامه صحبت های خود گفت : آقای کفاشیان به درستی موضوع را درک کردند و اعلام نمودند موضوع باید به کمیته انضباطی ارجاع شود و کمیته انضباطی به عنوان مرجع تشویقات و تنبیهات به استناد بندها و مواد آئین نامه و مقررات حکم کند. اینگونه نیست که سلیقه ای برخورد شود.
دوستان از برخور سلیقه ای با این موضوعات صرف نظر کنند و از خود واکنش های خاص نشان ندهند. ما زمانی می توانیم بگوییم مدیر موفقی هستیم و به عدالت نزدیک می شویم که اگر با قاطعیت پا بر گلوی فردی فشار دهیم در صورتی که احساس کردیم اشتباه می کنیم این با همان قاطعیت پای خود را برداریم و بگوییم اشتباه کرده ایم.
نباید فکرکنیم اصرار بر یک حرف نادرست قاطعیت و مدیریت است. با محروم کردن به این صورت مشکل فوتبال حل نمی شود.
وی با اشاره به ورود به دنیای حرفه ای بدون درنظر گرفتن تبعات آن و کسب آمادگی لازم در این زمینه گفت : این تبعات آن است که ما بدون بستر ورود به فوتبال حرفه ای می کنیم. فوتبال حرفه ای نیازمند فاکتورهایی است که ما بدون در نظر گرفتن آنها ورود کرده ایم و الان هشت دوره از لیگ گذشته با مشکلاتی مواجه شده ایم؛ آیا 8 سال پیش این مافیا را داشتیم؟ این آلودگی های فوتبال را داشتیم؟ قطعا نه اگر هم بود به قدری کم بود که می شد از آن چشم پوشی کرد.
* * *
در ادامه دکتر مجتبی شریفی، رئیس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال با تایید حرف های مدیرعامل استقلال گفت: آیین نامه انضباطی به همه رده های فوتبال رسیدگی می کند به گفته آقای آشتیانی این موضوع است که باشگاه ها باید متولی آن باشند و فدراسیون به جهت کارهایی که انجام شده ورود کرده است.
در مورد اخلاق عمومی چون ادبیات آن توصیه است نمی توان برای آن مجازات در نظرگرفت اما اگر مجازات در نظر گرفته شود باید بستر آن آماده شود و نظرات توجیه شده باشند.
وی افزود آئین نامه انضباطی مصوب سال 84 که اکنون در حال اجراست منشور اخلاقی را مدنظر قرار نداده بود ، چون اصلا منشور وجود خارجی نداشت.
اما در آئین نامه جدید ما رفتارهای منافی و معاند با فعالیت و جایگاه و شخصیت فوتبال مدنظر است. اگر وارد زندگی خصوصی افراد شویم در واقع کاری موازی قوه قضائیه انجام داده ایم و خود ما مرتکب تخلف شده ایم. اگر قوه قضائیه بداند ساختاری در کنار این قوه در جهت تعیین مجازات برای افراد حرکت می کند، خود با آن برخورد خواهد کرد و اجازه نخواهد داد. ما باید کارمان را به تعیین تنبیهات انضباطی محدود کنیم.
وی در مورد علت سکوت خود در مورد محرومیت یا عدم محرومیت عمران زاده گفت : ما مستندی نداشتیم و آئین نامه انضباطی ما ماده ای را برای تعیین محرومیت جهت کسانی که مصادیق عدم رعایت منشور اخلاقی را داشته اند، ندارد. لذا اگر به بنده گفته می شد کسی را محروم کنم بنده از ا ین کار ابا داشتم. اما در آئین نامه جدید که در هیات رئیسه مورد استقبال قرار گرفت آمده از این پس اگر کسانی مصادیق تخلف داشته باشند پس از آنکه به آنها ابلاغ شد می توان برخورد کرد.
رئیس کمیته انضباطی نیز رفتارهای سلیقه ای ستاد منشور اخلاقی را ناشی از خلا قانون دانست و گفت: ستاد منشوراخلاقی در نبود قوانین کمیته انضباطی متولی اجرای منشور شده اند.
وی همچنین از برگزاری جلسه ای در روز دوشنبه آینده خبر داد که طی آن موضوع حنیف عمران زاده مطرح می شود دکتر شریفی ابراز امیدواری کرد در این نشست عمران زاده از اغماض و برخورد دینی بهره مند شود.
شریفی تصریح کرد : الان چیزی تحت عنوان حکم وجود خارجی ندارد و تنهای صلاحیت مطرح است.
* * *
در ادامه واعظی آشتیانی گفت: قرارداد عمران زاده ثبت شده و منعی از این بابت ندارد. تنها مانع صدور کارت بازی وی موضوع بدهی ایشان به پاس همدان است که اگر رقمی باشد شخص ایشان این بدهی را پرداخت خواهند کرد.
وی اظهار داشت: اما تبعات ورود به عرصه شخصی آدم ها "باب شدن پرونده سازی" است. پروژه پرونده سازی علیه همه؛
مدیرعامل استقلال گفت : در مورد به همین بازیکن ما چند روز پیش دوستی با صراحت عنوان کرده اند اگر بنا باشد مسایل دیگری درخصوص ایشان مطرح شود، عمران زاده 5 سال محروم می شود.
بدون آنکه تبعات حقوقی این موضوع را در نظر بگیرند! من نمی دانم این اطلاعات را چه کسی به این دوستان می دهند که با این صراحت مطرح می شود در حالی که این حرفها از نظر قضایی کاملا قابل پیگیری است.
قانون مجازات اسلامی صراحتاً در ماده 62 می گوید:" محکومیت قطعی کیفری قابل اجرا دارد" حکم اولیه دلالت بر اجرا ندارد و حکم ثانویه است.
صدور این احکام نیز خود دارای مراحلی است.
همچنین 278 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب سال 1379 اشاره دارد که حکم در صورتی قابل اجراست که قطعی باشد. لذا این چه رفتاری است که وقتی حکمی قطعی نیست آن را رسانه ای می کنیم ، آبرو می بریم فریاد می زنیم و آبروی افراد را بر طبق می گذاریم.
اگر بناست حکمی جاری شود اگر قاضی صلاح بداند افشا میشود اما بر می دارند حکم اولیه افراد را فاش می کنند از این اتاق به آن اتاق فدراسیون نشان می دهند که چیزی راثابت کنند؟
آشتیانی در پایان گفت: آیا ما انصافاً می خواهیم عاقبت خود را به دنیا بفروشیم؟ آیا این است معنای دینداری؟ من از فردی دفاع نمی کنم اما ما وظیفه داریم به عنوان یک مسلمان از آبروی یک مسلمان دیگر حراست کنیم حتی اگر این مسلمان به ذائقه ماخوب نیاید، به هر حال او آبرو دارد و ما حق نداریم پیراهن آبرو از تن او در آوریم.
ما باید این منشور اخلاقی را که نام با مسمایی هم دارد به خوبی معرفی کنیم و عمل کنیم. کمیته انضباطی باید متولی آن باشد و اگر رفتار کسی منطبق با جامعه فوتبال نباشد با آن برخورد پلکانی شود. نباید به گونه ای باشد که هر آنچه خودمان فکر می کنیم درست است به همان عمل کنیم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
هياتهاي فوتبال، واليبال و دووميداني قم پلمب شدند
معترضان شعار « ا...اكبر» سر دادند
پايان مهلت 48 ساعت آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) به اداره كل تربيت بدني استان قم و عدم رفع مشكل ايجاد شده، باعث شد صبح روز پنجشنبه نماينده آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) به همراه ماموران اجراي احكام و يگان ويژه نيروي انتظامي براي پلمب دوباره اين اداره كل اقدام كنند.اداره كل تربيت بدني استان قم ساعت 10 صبح توسط ماموران اجراي احكام پلمب و در ساعت 11 با وساطت دادستان عمومي استان قم در اين اداره كل، فك پلمب شد اما، همچنان هياتهاي فوتبال، دووميداني و واليبال پلمب هستند.در زمان پلمب شدن اين هياتها فرياد ا...اكبر كاركنان و معترضان حاضر در محل به نشانه مخالفت با برخورد آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) در محل تربيتبدني طنينانداز شد.علاوه بر كاركنان و پرسنل اين اداره جمعي از ورزشكاران رشتههاي مختلف ورزشي و نيز پيشكسوتان رشتههاي ورزشي در اين اداره حضور پيدا كرده و نسبت به اين موضوع اعتراض كردند.به گفته مدير حقوقي تربيت بدني استان قم در جلسهاي كه پنجشنبه در تربيتبدني با نمايندگان آستانه مقدسه و نماينده دادستان و نيز مديركل تربيتبدني تشكيل شد، مقرر گرديد جمعه آينده 16 مرداد جلسهاي با حضور نمايندگان استان، استاندار، سازمان تربيتبدني، مقامات قضايي و آستانه مقدسه تشكيل تا در اين خصوص تعيين تكليف شود.ملاعسگري درخصوص تاريخچه زمين ورزشگاه شهيد حيدريان گفت: زمين ورزشگاه شهيد حيدريان از سوي خانواده آقاي بكايي به مدت 99 سال به آستانه مقدسه اجاره داده شد و در سال 65 اين زمين از سوي آستانه مقدسه به مدت پنج سال به تربيتبدني اجاره داده شد. در سال 71 تربيت بدني درخواست تعديل اجاره بها را از آستان مقدسه مينمايد كه آستانه مقدسه با اين درخواست مخالفت ميكند. پس از آن در سال 79 به علت عدم پرداخت اجاره بها از سوي تربيت بدني، آستانه مقدسه حكم تخليه ورزشگاه را از دادگاه اخذ ميكند.وي افزود: اين ماجرا تا سال 83 ادامه مييابد، در سال 83 تربيت بدني در برابر حكم تخليه آستانه، تعهدي به آستانه ميدهد، از سويي ديگر آستانه مقدسه تقاضاي پنج ميليارد تومان به عنوان پذيره به جز اجاره بها ميكند تا قرارداد جديد منعقد گردد كه اين مساله منجر به گزارشي به دفتر رياست جمهوري وقت ميشود.مدير حقوقي تربيت بدني استان ادامه داد: در دور اول سفر رياست جمهوري در سال 84 مقرر شد كه پنج ميليارد تومان از محل اعتبارات به آستانه مقدسه پرداخت شود تا سند اجاره جديد و نيز سند اعياني اخذ گردد اما عملا اين امر صورت نگرفت تا اين كه در تاريخ پنجم خردادماه امسال آستانه مقدسه تحت عنوان اينكه تاكنون هيچ پولي پرداخت نشده با در دست داشتن حكم تخليه به تربيت بدني مراجعه كند اما به دليل همزماني با انتخابات اين مساله به تعويق افتاده و در شش مردادماه 88 هيات وزنهبرداري و فوتبال اين اداره كل توسط مامورين تا ساعاتي پلمب ميشود كه باز با وساطت مسوولان استاني فك پلمب و 48 ساعت به تربيت بدني مهلت داده ميشود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
شکایت به فیفا و ریاست جمهوری
در واکنش به تهدیدات فیروز کریمی ، عزیزمحمدی، رئیس سازمان لیگ گفته است که او به هرکجا که میخواهد میتواند شکایت کند. عزیزمحمدی تاکید میکند که این سازمان بازیکنان و مربیان را محروم نکرده بلکه بر اساس توافقی که میان سازمان لیگ و باشگاهها صورت گرفته، کارت بازی برای آنان صادر نخواهد کرد.
شکایت فیروز کریمی از فدراسیون فوتبال به فیفا نه تنها منتفی نشده بلکه با جدیت از سوی این مربی طناز فوتبال ایران پیگیری میشود. او که از سوی سازمان لیگ حرفهای محروم شده و باید فصل جاری را در لیگ یک مربیگری کند، چندی پیش تهدید کرده بود که بابت این اقدام غیر قانونی به فیفا شکایت میکند. در تازهترین اظهارنظر اما او گفت: «شکایت من به فیفا به جاهای خوبی رسیده است. مقامات فیفا از من خواستند که بگویم بابت چه مواردی محروم شدهام. من هم چندبار به فدراسیون مراجعه کردهام اما هربار از نوشتن موارد اتهامی طفره رفتهاند.» اما فیفا تنها مرجع فیروز کریمی برای محرومیتش از مربیگری در لیگبرتر نیست. او گفته است که اگر لازم باشد خدمت رئیس جمهوری معزز و محبوب هم خواهد رسید.
فیروز کریمی که اعلام کرده احتمالا این فصل آخرین فصل مربیگری او خواهد بود، میگوید که در این یک مورد کوتاه نمیآید.
فیفا واکنش نشان میدهد
شکایت کریمی به فیفا در حالی صورت میگیرد که سازمان لیگ حکمی که نشانگر محرومیت او باشد به وی نداده است. هوشنگ نصیرزاده کارشناس حقوقی فوتبال، میگوید: «فیفا در ابتدا از کریمی میپرسد که بابت چه محروم شده است و بعد آن را با مفاد انضباطی تطبیق میدهد. نکته اینجاست که برای فیفا آیین نامه کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال ایران که در اساسنامه مصوب آمده، ملاک خواهد بود. به عبارت دیگر فیفا نمیپذیرد که نهادی غیر از ارکان قضایی مندرج در اساسنامه کسی را محروم کند و به احتمال زیاد نسبت به این قضیه واکنش نشان خواهد داد.» این کارشناس حقوقی در پاسخ به این سوال که« آیا عدم صدور حکم کتبی باعث نمیشود که کریمی در اثبات ادعای خود ناموفق باشد؟» نیز میگوید: «در نهایت او میتواند اثبات کند که محروم شده است. در این میان فیفا از فدراسیون فوتبال هم سوالاتی میپرسد و پاسخ فدراسیون به فیفا مهم است.» اخیرا علی کفاشیان اعلام کرده که منشور اخلاقی از این پس زیر نظر کمیته انضباطی اعمال خواهد شد و سازمان لیگ حق محرومیت بازیکنان را ندارد.
بهره برداری از فعالیت انتخاباتی
اما فیروز کریمی اعلام کرده برای استیفای حق خود به دفتر ریاست جمهوری نیز مراجعه خواهد کرد. گفته میشود او در دوران انتخابات ریاست جمهوری در ستاد احمدینژاد فعال بوده بوده و حتی روزی که به دفتر سردار محمدی مراجعه کرده تا بابت محرومیتش به او اعتراض کند با اشاره به فعالیت او به نفع یکی از نامزدهای انتخابات ، رو به او گفته: « فکر میکنی نمیدانم اینجا را کرده بودی ستاد ... ؟» حالا او میخواهد با استفاده از ارتباطش با اعضای ستاد احمدینژاد، محرومیت خود را پیگیری کند و از آنان برای رفع محرومیتش کمک بخواهد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
تلاش هدیه تهرانی ، زارعی و روستا برای رهایی شهلا
صبح دیروز هديه تهراني، مريلا زارعي و هما روستا براي رهايي شهلا جاهد، همسر صیغهای ناصر محمدخانی از چوبهدار در دادسراي امور جنايي حضور یافتند و از سرپرست این دادسرا خواستند زمینه ملاقات آنان را با خانواده لاله سحرخیزان، اولیای دم ، فراهم سازد.
فخرالدين جعفرزاده سرپرست دادسراي امور جنايي تهران با تایید این خبر میگوید: «براي اين افراد توضيح دادم كه طبق روال همه پروندهها براي اين پرونده نيز تمام تلاش خود را خواهيم كرد تا از اين خانواده رضايت بگيريم. آنان خواستار این بودند با كسب اجازه از دادسراي امور جنايي با خانواده لاله سحرخيزان جلساتي داشته باشند تا بتوانند براي شهلا جاهد رضايت بگيرند. من هم به عنوان سرپرست دادسراي امور جنايي تهران براي اين افراد توضيح دادم كه تمام سعی خودم را میکنم.» با این حال وی توضیحی نداد که آیا با خواسته این هنرمندان مطرح موافقت کرده است یا نه اما با توجه به اظهارات او به نظر میرسد با این خواسته موافقت نشده است.
[Only registered and activated users can see links]
جعفرزاده ادامه داده است: «حق قصاص حق مسلم اولياي دم است و كسي نميتواند اين حق را از آنها بگيرد اما بر اساس آموزههاي ديني خانواده اولياي دم سفارش شدهاند تا از اين حق گذشته و محكوم به قصاص را عفو كنند.» شهلا جاهد که متهم است لاله سحرخیزان، همسر ناصر محمدخانی را به قتل رسانده، هم اکنون در انتظار چوبهدار به سرمیبرد و اعتراضات متعدد وکیل او به حکم صادره نتیجهای نداشته است. از زمان وقوع اين قتل 8سال ميگذرد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
دلقک:با فلان بازیکن شوخی دستی کن،به داور فحش ناموسی بده و...
او که یک فصل کمدرآمد را پشت سر گذاشته و از نقل و انتقالات لیگ برتر پورسانتی نصیبش نشده، طاقت ندارد حتی یک فصل را بدون حضور در لیگ برتر از طریق بنگاههایی که راهاندازی کرده بگذارند و در آستانه احتزار به هر آنچه در دسترسش باشد برای رسیدن به مقصود و حضور در لیگ برتر فوتبال چنگاندازی میکند
یک چهره محروم لیگ برتر فوتبال در حالی که احتمال میدهد، شکایتش در فیفا به نتیجهای نرسد، دست به دامان نهادهای داخلی شده و با توجه به آنکه در جرگه حامیان احمدینژاد بوده، برای رفع محرومیتش ار وی هزینه میکند که قطعاً این امر مورد تایید ریاستجمهوری نیست
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ او را همه میشناسند و اگرچه هیچ رسانهای جرات نداشته او را به عنوان دلقک بخواند ما حقیت امر آن است که این چهره که رفتارهای غیرقابل هضمش را در پس پرده به استحضاء کشیدن فوتبال کشور به خوبی پنهان کرده، چیزی جز این واژه شایستهاش نیست
به این جملات توجه کنید : "... به بازیکنان میگفت به فلان بازیکن شوخی دستی کن تا وی عصبانی شود. به داور تعظیم کن ولی به او فحش ناموشی بده چون از طریق تلویزیون مردم تعظیم تو را میبینند یا بعد از زدن بازیکنی دست بر سر او بکش و عذرخواهی کن . ....... از حالت معلمی خارج شده و یک تاجر شده است ... دستور میداد بچهها را جمع کنم تا پزشک تیم به آنان آمپولهای آماده تزریق نماید ... "
اینها بخشی از اظهارت مکتوب برخی بازیکنان در خصوصی شخصی است که پس از آنکه عزیزمحمدی، رئیس سازمان لیگ فوتبال در اقدامی شجاعانه وی را برلی لیگ نهم تایید صلاحیت نکرد و تاکید نمود برای وی کارت بازی صادر نخواهد شد، وی ابتداً با همان لودگی معمولش تهدید به شکایت به فیفا کرد .
اما پس از آنکه مشاهده کرد چون حکمی در سربرگ فدراسیون در اختیار ندارد، شکایتش ره با جایی نخواهد برد، با ادبیاتی تهدیدآمیز به عزیز محمدی تاخت که چون در ستاد کاندیدای دیگری جز احمدینژاد فعالیت داشته، توسط این شخص تخریب و ضعیف و عزل خواهد شد اما رئیس سازمان لیگ بر تصمیمش پافشاری کرد .
او که یک فصل کمدرآمد را پشت سر گذاشته و از نقل و انتقالات لیگ برتر پورسانتی نصیبش نشده، طاقت ندارد حتی یک فصل را بدون حضور در لیگ برتر از طریق بنگاههایی که راهاندازی کرده بگذارند و در آستانه احتزار به هر آنچه در دسترسش باشد برای رسیدن به مقصود و حضور در لیگ برتر فوتبال چنگاندازی میکند، اما آیا نهاد ریاستجمهوری درصدد حمایت نابجا از این دلقک برخواهد آمد و درخواستش تحت فشار اجابت خواهد شد؟ !
اگرچه طبیعی است از اشخاصی که در انتخابات جزو حامی رئیسجمهور بودهاند، حمایت شود اما قطعاً نهاد ریاستجمهوری و یا نزدیکان این نهاد به هیچ عنوان - حتی در حد یک تماس تلفنی - درصدد حمایت از یک متخلف برنخواهند آمد و با توجه به آنکه فشاری از این حوزه به فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ برتر وارد نخواهد شد، محرومیت این چهره پابرجا خواهد ماند
برای فهمیدن اینکه منظور تابناک کدام سرمربی است کافی است خبرها ی روز قبل را مرور کنید ببینید کدام محروم می خواست به فیفا شکایت کند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
كميته انضباطى اعلام كرد:شكايت ۷ بازيكن از تيم هاى ليگ برترى به دليل مطالبات مالى
كميته انضباطى فدراسيون فوتبال اعلام كرد ۷ بازيكن ليگ برترى بابت مطالبات مالى از باشگاههاى خود شكايت و خواستار رسيدگى كميته انضباطى به پرونده هاى مالى خود شدند.كميته انضباطى ضمن اعلام اسامى و باشگاههاى مورد شكايت، زمان رسيدگى به پرونده مالى اين بازيكنان را نيز مشخص كرد. اسامى بازيكنان معترض و زمان رسيدگى به شكايت هاى مطرح شده به اين شرح است :
• اميرحسين صادقى شكايت از باشگاه مس كرمان (تاريخ رسيدگى ۳/۶/۸۸ - ساعت ۱۵)
• ابوالفضل حاجى زاده شكايت از باشگاه پاس همدان ( تاريخ رسيدگى ۷/۶/۸۸ - ساعت ۱۶)
• ميثم اميرى شكايت از باشگاه پيكان قزوين (تاريخ رسيدگى ۸/۶/۸۸ - ساعت ۱۶)
• محمد رضا مامانى شكايت از باشگاه پاس همدان (تاريخ رسيدگى ۱/۶/۸۸ - ساعت ۱۶)
• مهدى محمد زاده و ايوان پترويچ از باشگاه ابومسلم (تاريخ رسيدگى ۱/۶/۸۸ ساعت ۱۷)
• اشپيتيم آرفى از باشگاه پيام خراسان (تاريخ رسيدگى ۱/۶/۸۸ - ساعت ۱۵)
كميته انضباطى همچنين اعلام كرد تعدادى ازبازيكنان تيم فوتسال پرسپوليس نيزبا تنظيم شكايتى بابت مطالبات خود از باشگاه پرسپوليس شكايت كردند. جلسه رسيدگى به شكايت اين بازيكنان روز دوشنبه ۲/۶/۸۸ ساعت ۱۶ برگزار خواهد شد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ازدواج دوم مربی جنجالی در جاجرود بدون خانواده شاه داماد
اگر منتظر عکس یا فیلمی از این مراسم هستید باید بدانید که به دربانان حسابی توصیه شده بود که اجازه ورود هیچ موبایل دوربینداری را به داخل سالن ندهندو...
این روزها همه نگاهها به بازار نقل و انتقالات معطوف است و اهالی فوتبال به دنبال اخبار نقلوانتقال ستارهها هستند اما یک مربی فوقالعاده مشهور فوتبال ایران در جاجرود و در یک رستوران شیک مراسم ازدواج دوم خود را برگزار کرد. او که از ازدواج اول خود چند فرزند دارد و همه آنها را به سروسامانی رسانده،
[Only registered and activated users can see links]
ازدواج دوم خود را آنقدر بیسروصدا برگزار کرد، طوري که حتی از طرف داماد هم کسی به این مراسم دعوت نشد! با این حال مراسم ازدواج این مربی خبرساز نقل جلسه اخیر هیات رئیسه فدراسیون بود و اعضا با تعجب در اینباره سخن میگفتند. اگر منتظر عکس یا فیلمی از این مراسم هستید
باید بدانید که به دربانان حسابی توصیه شده بود که اجازه ورود هیچ موبایل دوربینداری را به داخل سالن ندهند، پس بیهوده انتظار نکشید. اینکه مراسم در جاجرود برگزار شده لابد به خاطر این بوده که سروصدای آن در شهر نپیچد اما حتما مربی قصه ما همسر اول خود را از این ماجرا با خبر کرده که دست به ازدواج دوم زده است. درباره این مربی اطلاعات زیادی نمیتوانیم به شما بدهیم چرا که تا همین جا هم اندکی وارد زندگی خصوصی وی شدهایم اما همین قدر بدانید که او به اندازهای شناخته شده است که با شنیدن اسم او، از تعجب چشمانتان گرد میشود. با شنیدن این خبر قصد داشتیم عکاسی به مراسم بفرستیم که به دلایل بسیار منصرف شدیم. از جمله اینکه قطعا عکاس ما را به داخل راه نمیدادند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
آيين نامه جديدي تدوين كردهايم
شريفي: نيكبخت و عمرانزاده از نيمفصل دوم ميتوانند بازي كنند
خبرگزاري فارس: رئيس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال گفت: دو بازيكن محروم ليگ برتر از نيمفصل دوم مشكلي براي همراهي تيمهايشان ندارند.
مجتبي شريفي در گفت و گو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري فارس در خصوص محروميت حنيف عمران زاده از حضور در مسابقات رسمي اظهار داشت: روز گذشته جلسه مفصلي در حضور آشتياني، اوليايي، حنيف عمران زاده به همراه پدرش و همچنين يكي دو نفر به عنوان مشاوران حقوقي باشگاه استقلال انجام داديم. بعد از گذشت چند دقيقه از اين جلسه نياز به آن شد تا عزيز محمدي در اين نشست حضور پيدا كند.
وي افزود: نزديك به 4 ساعت بحث و بررسي در خصوص مباحث مختلف مطرح شد كه نهايتا 2 موضوع از اين جلسه استخراج شد. بخشي از اين صحبتها مربوط به اختلافات مالي حنيف عمران زاده با باشگاه پاس بود كه اين بازيكن طلب مورد نظر باشگاه پاس را قبول نداشت. قرار بر اين شد كارشناس تعيين كرده و به عنوان داور تحقيقات لازم را انجام دهد و در پايان هر چه ايشان تائيد كردند به عنوان گزارش اصلاحي در پرونده آنها ذكر شود.
رئيس كميته انضباطي ادامه داد: مورد دوم اين بود كه به برخي مسائل خارج از افق فدراسيون ورود تفصيلي كرديم. در اين جلسه همه پذيرفتند حنيف عمران زاده تا پايان نيم فصل حق حضور در مسابقات و بازي هاي رسمي را نخواهد داشت و فكر ميكنم در نيم فصل دوم شرايط حضور وي در مسابقات فراهم شود. البته قراردادش بعد از حل مشكل مالي با باشگاه پاس اعمال نظر خواهد شد.
وي در خصوص محروميت عليرضا نيكبخت واحدي گفت: ظاهرا اين بازيكن نامههاي متعددي به ارگانهاي مختلف نوشته بود با توجه به مباحث گوناگوني كه سازمان ليگ مطرح كرد به او توضيح داديم كه بايد تا صدور حكم صبر كند. البته آيين نامه انضباطي ما به تصويب مجمع نرسيده حتي در اين زمينه آقاي كفاشيان خواستند كه بررسيهاي لازم صورت بگيرد. با توجه به اينكه فرصتي تا شروع ليگ باقي نداريم و منشور اخلاقي اين آئين نامه قبلا تعيين شده به همين دليل تصميم بر آن شد كه اين بازيكن هم درست مشابه حنيف عمران زاده نيم فصل از حضور در مسابقات رسمي محروم شود.
شريفي تاكيد كرد: به نظر ميرسد با آيين نامه جديد به گونه اي تصميم گيري شود كه بازيكنان حد و مرز خود را بدانند. رويكرد ما يك رويكرد ارفاقي است اما از اين پس هر بازيكني حاشيه قالب بر متن داشته باشد و هواداران را از ديدن بازي جذاب محروم كند و در واقع زندگي حرفهاي را با حاشيه خدشهدار كند ما ورود كرده و تصميم ميگيريم. البته صراحتا اعلام ميكنم به زندگي شخصي افراد كاري نداريم اما با رفتارنامه انضباطي كه تدوين كردهايم به همه ميگويم كه چه برخوردي با زندگي يك بازيكن منافات دارد.
وي در خصوص شايعه بخشش ليدرها گفت: لطف ما در مورد ليدرها همچنان استمرار دارد و آنها محروم هستند تا زماني كه سازمان ليگ ليدرهاي جديد را معرفي نكند. ما آنها را نخواهيم بخشيد. قصد داريم به ليدرهاي جديد سكو تحويل داده و سكو تحويل بگيريم.
رئيس كميته انضباطي در خصوص شكايت امير قلعه نويي و واعظ آشتياني عليه يكديگر عنوان كرد: روز گذشته در اين مورد يك ساعت با آقايان ساكت و آشتياني صحبت كرديم. هر دو مدير به اين توافق رسيدند كه در اين زمينه هيچگونه مصاحبهاي صورت نگيرد. در دو مورد طرح شكايت مديرعامل استقلال بعد حقوقي داشت كه قرار شد اگر اصرار به شكايت است پس از پشت سر گذاشتن مراحل حقوقي بدون اطلاع رسانهها كميته انضباطي نيز در جريان قرار بگيرد.
شريفي در خصوص پس گرفتن شكايت امير قلعه نويي از محمد مايلي كهن گفت: وقتي حكمي صادر ميشود به آن ميگويند اعلام رضايت. فراغ دادسري ما در راي صادر شده خود ورود نميكنيم و از اينجا به بعد در اين خصوص مرجع رسيدگي شوراي استنياف خواهد بود
منبع ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links]
روز اول لیگ هم روز خاصی است و میشود آن را جدا از تمام لیگ دید. اتفاقات عجیب و غریب در این روزها کم نبوده است. رکورداران روز اول لیگ ایران را مرور کنید.
بهترین برد روز اول
برد 8-2 پرسپولیس برابر پگاه گیلان که در شهریور ماه 1382 بدست آمد بهترین برد روز اول تاریخ مسابقات فوتبال ایران است. در آن روز سرمربی سرخپوشان وینگو بگوویچ و سرمربی تیم پگاه گیلان مجید جهانپور بود.
بهترین گلزن روز اول
علی دایی بهترین گلزن روز اول تاریخ لیگ است. در همان روزی که پرسپولیسف پگاه گیلان را با شکست روبهرو ساخت، چهار گل سرخپوشان توسط علی دایی بهثمر رسید.
پرگلترین هفته اول
هفته اول مسابقات فوتبال لیگ سوم حرفهای در سال 82، 31 گل داشت. بالاترین میانگین گل در تاریخ لیگ در این دوره از مسابقات ثبت شد.
عجیبترین هفته اول لیگ
عجیبترین هفته اول لیگ مربوط روز 20 تیر 76 است. در این روز لیگ هفتم آزادگان در ساعت 17:00 آغاز شد و بعد از این بازی در ساعت 19:00 همان روز آخرین بازی لیگ ششم آزادگان بین دو تیم پرسپولیس و استقلال انجام شد که طی آن پرسپولیس با نتیجه 3-0 رقیب سنتی خود را شکست داد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
/حاشيه ديدار راهآهن و فولاد خوزستان/
حضور استقلاليها و شعار عليه ترائوره
خبرگزاري فارس: هواداران تيم فوتبال فولاد خوزستان عليه هافبك راهآهن شعار سر دادند.
به گزارش خبرگزاري فارس، دو تيم فوتبال راه آهن و فولاد روز گذشته ديدار آغازين ليگ برتر را انجام دادند. حاشيه هاي اين بازي كه با نتيجه 2 بر يك به سود راه آهن خاتمه يافت به شرح زير است:
* هواداران فولاد خوزستان عليه عيسي ترائوره شعار دادند. ترائوره شديدا از اين موضوع ناراحت بود.
*10 دقيقه مانده به شروع بازي زمين دستگردي را خط كشي كردند.
* مهدي تارتار، مربي راه آهن به دليل عدم صدور كارت مربيگرياش از روي سكو نظارهگر بود.
* اعضاي كادر فني و بازيكنان استقلال در ورزشگاه دستگري حضور داشتند. استقلال پس از بازي فولاد خوزستان و راهآهن در اين ورزشگاه تمرين كرد.
* محمد منصوري هافبك تيم فوتبال پرسپوليس در ورزشگاه حضور داشت.
*در بين دو نيمه از محمد علوي و فريد عابدي به دليل حضور در ليست برترين هاي اخلاق از سوي مسئولان فدراسيون تقدير شدند.
* عصبانيت لوكا بوناچيچ از يك خبرنگار در كنفرانس مطبوعاتي بسيار جالب بود. او به خبرنگار گفت كه در سئوالهايتان بايد دقت كنيد و بدون اساس و برنامه سئوال نپرسيد.
* جايگاه خبرنگاران در ورزشگاه دستگردي آن قدر نامنظم و كثيف بود كه نمايندگان رسانهها براي پوشش مسابقه دچار مشكل شدند.
منبع ([Only registered and activated users can see links] QTTwARTxucnpRWDc1HGFUSUcXSUIQUGgU&news_id=3750744)
برخورد وحيد و مهدي در اردوي تيم ملي
طالب لو: آقاي رحمتي اين قرآن است نه طلسم
خبرگزاري فوتبال ايران- جنجالي ترين اتفاق حاشيه اي ليگ برتر در هفته اول مربوط است به جملات حاشيه اي سيد مهدي رحمتي دروازه بان سپاهان كه گفته بود وحيد طالبلو با سحر و جادو دروازه خود را بسته نگاه ميدارد.
به گزارش خبرگزاري فوتبال ايران و به نقل از سايت گل، البته اين اولين باري نبود كه رحمتي درباره طالب لو چنين مي گفت. يكي از خبرنگاران با اشاره به حرفهاي قبلي رحمتي، از عقيده عجيب دروازه بان اول تيم ملي درباره گلر اول استقلال مي گويد و فعاليتي كه او براي رفع جادوي طالب لو انجام مي دهد.شايد باورش سخت باشد، اما با توجه به ويژگي هاي بازي فوتبال، حتي حرفه اي هاي اين ورزش هم در پس ذهن خود قضا و قدري مي شوند. بي دليل نيست كه صمد مرفاوي مثل علي دايي روي نيمكت تيم ملي، تمام 90 دقيقه را به ذكر گفتن سپري كرد.
نمايش وحيد طالب لو مقابل سپاهان يكي از بهترين بازيهاي او با لباس استقلال بود. او واكنش هاي نجات بخشي در طول بازي داشت و به خصوص شيرجه فوق العاده اش روي شوت غافلگيرانه عمادرضا در سطح اول جهان بود. طالب لو در واكنش به حرف هاي رحمتي، سكوت را شكسته و حرف مي زند. او كه تصويرش با شيئي مقدس پيچيده در يك حوله، براي همه آشناست از مهدي رحمتي ناراحت شده و چنين مي گويد: « اهل سحر و جادو نيستم بلكه اعتقاداتي دارم كه به آن پايبندم. چيزي كه در درون دروازه من قرار دارد يك جلد قرآن است كه باعث ميشود قوت قلب بيشتري بگيرم و در طول 90 دقيقه با اعتماد به نفس بالاتري از دروازه خود حراست كنم. همه مي دانند كه من سالها است قرآن خود را درون پارچهاي قرار داده و درون دروازه ميگذارم، البته يكبار در چنين شرايطي چهار گل خوردم و استقلال بازنده شد،چرا آن روز سحر و جادو نبود اما حالا كه سپاهان را شكست داده ايم، پاي سحر و جادو وسط مي آيد؟»
جالب اينكه اين دو در تمرين امروز(شنبه) تيم ملي حضور داشتند و با هم تمرين مي كردند. رحمتي و طالب لو تا روز پنج شنبه كنار هم خواهند بود. رحمتي و طالب لو كه زير نظر پيت بيوتر تمرين مي كردند، در دقايقي در يك بازي تنيس فوتبال روبروي هم قرار گرفتند. علاوه بر اينكه سردي ميان اين دو محسوس بود، رحمتي دقايقي در گوشه اي دور از چشم بقيه، با ميثاق معمارزاده دروازه بان پرسپوليس خلوت كرده و در اين مورد حرف مي زدند
منبع ([Only registered and activated users can see links]طالب%20لو:%20آقاي%20رحمتي%20 ين%20قرآن%20است%20نه%20طلسم)
اخبار کوتاه فوتبال ایران
: باشگاه استیل آذین از مدیرعامل پاس همدان شکایت کرد... .
- رسول ميرطرقي، امير حسين صادقي، رسول نويد کيا، مجيد خدابنده لو و کمال کاميابي پنج بازيکن فصل گذشته مس کرمان به دليل عدم دريافت مطالبات خود از اين باشگاه به کميته انضباطي شکايت کردند.
- عباس آقايي هافبک فصل گذشته سايپا که به ناگاه از ترکيب تراکتور خط خورد و جاي خود را بازيکن تازه اي داد براي دريافت نيمي از مبلغ قراردادش به كميته انضباطي شکايت خواهد كرد.
- محمدرضا خلعتبري ستاره تيم ذوبآهن امشب براي حضور در تست پزشكي باشگاه افث كلن عازم آلمان خواهد شد.
- هادی نوروزی مهاجم پرسپولیس که امروز به تیم ملی دعوت شد، گفت: ميدانم كه پس از گلزني در پرسپوليس و دعوت به تيم ملي كارم بسيار سخت شده، اما تمام تلاشم را انجام ميدهم كه حضورم در تيم ملي مقطعي نباشد تا روزي بتوانم در تيم ملي تبديل به يك بازيكن ثابت شوم.
- مسعود عنایت، رئيس كميته داوران معقد است برخلاف اعتراض مربيان و مديران باشگاه سپاهان نسبت به ناديده گرفته شدن يك پنالتي براي اين تيم داور به خوبي قضاوت كرده و آن صحنه را نمي توان خطاي هند پنالتي دانست.
- فابيو جان واريو كه در بازي با سپاهان غايب بود براي بازي با مقاومت سپاسي مشكلي ندارد اما مربيان استقلال از احتمال بازي كردن مجتبي جباري اطمينان ندارند.
- ساکت مدير عامل باشگاه فولاد مبارکه سپاهان گفت: از دست دادن 6 موقعيت گل توسط بازيكنان در مصاف با استقلال تاسف برانگيز بود.
- مسئولان باشگاه استيلآذين توسط وكيل حقوقي خود از كاظم اوليايي، مديرعامل باشگاه پاس همدان به علت اظهارات وي پس از ديدار دو تيم، شكايت و از دادگاه خواستار پيگيري اين موضوع شدند.
- در جريان تمرين امروز تيم ملي فوتبال، ضربه پژمان نوري باعث مصدوميت كتف مهدی رحمتي شد.
- دیدار دوستانه تیم ملی ایران برابر بوسنی چهارشنبه 21 مرداد، در روز فيفا؛ ساعت 23:15 به وقت ايران و ساعت 20:30 به وقت بوسني برگزار مي شود.
- ر حالي كه گفته مي شود خالد شحيطاوي به دليل ناراحتي بوناچيچ از وي از اين تيم اخراج شده است، اين بازيكن سه روز قبل از حضور اين تيم در تهران در تمرينات به دليل برخورد به آرش افشين از ناحيه سر با شكستگي روبرو شده و در حال حاضر سر او با 7 بخيه؛ بانداژ است و به همين دليل همراه اين تيم به تهران نيامده است.
- میثاق معمارزاده، دروازهبان تيم فوتبال پرسپوليس گفت: دنبال بهانهجويي نيستم اما نور ضعيف ورزشگاه شهيد باهنر كرمان يكي از دلايل مهمي بود كه باعث شد 3 گل بخورم.
- فریدون زندی، هافبك تيم فوتبال استيلآذين گفت: بازي كردن در ليگ برتر ايران سخت است؛ اما تلاش ميكنم فصل خوبي را سپري كنم.
- رضا عنایتی، مهاجم تيم فوتبال استقلال گفت: از عملكردم در بازي با سپاهان راضي هستم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
حمله منصور پورحیدری به مدیران استیلآذین
میگویند یک مرد پولداری در استیلآذین هرکاری که بخواهد میکند
مدیرفنی تیم فوتبال پاس همدان گفت: آقایی که اسمش را نمیدانم و میگویند خیلی پولدار است، با پولش میتواند هر کاری در استیلآذین انجام دهد.به گزارش شبکه ایران، پس از آن که پاس همدان در استادیوم خود مقابل استیل آذین نتیجه را واگذار کرد کادر فنی و مدیریتی این تیم علیه مدیران استیلآذین اظهارات تندی را مطرح کردند و آنها را متهم به انجام کارهای غیر ورزشی کردند.
سیدکاظم اولیایی در راس این گروه قرار داشت و با حمله مستقیم به حسین هدایتی وی را متهم به حرکات غیر ورزشی و غیر اخلاقی در فوتبال ایران کرد تا حسین هدایتی و مهریزی در اقدامی هماهنگ از مدیرعامل و مربی تیم پاس همدان رسما به کمیته انضباطی شکایت کنند تا نخستین شاکی پاس همدان در فصل جاری باشند اما این پایان کار نبود چرا که پس از شکایت مدیران استیل آذین از مدیران پاس همدان مدیرفنی این تیم با اظهاراتی تند و بیپرده مجددا آتش اختلافات میان این دو باشگاه را افزایش داد.
پورحیدری با اشاره به این که تیم ما در بازی مقابل استیل آذین دور از انتظار ظاهر شد، توضیح داد: استیلآذین تیم خوبی است و توانسته مهرههای اسمی را به استخدام خود درآورد. آنها در دیدار مقابل پاس روی 2 اتفاق به گل رسیدند. البته در این مسابقه اشتباهات داوری هم تأثیرگذار بود و گل سالم ما توسط داور مسابقه پذیرفته نشد. من رفیعی را به خویی میشناسم، اما به دلیل مشکلات شب قبل از مسابقه این داور نتوانست تمرکز خود را حفظ کرده و این دیدار را با تمرکز قضاوت کند.
مدیرفنی پاس همدان در مورد حواشی به وجود آمده در مورد غلامی تأکید کرد: این روزها در مورد منشور اخلاقی صحبتهای زیادی میشود، اما بازیکنانی را مشاهده میکنیم که با 2 تیم قرارداد دارند. غلامی از اولین نفراتی بود که با ما قرارداد 2ساله بست و در تمرینات پیش از فصل حضور داشت، اما نمیدانم چه موضوعی باعث شد 2روز مانده به آغاز مسابقات سر از استیلآذین در بیاورد.
وی یادآور شد: آقایی که اسمش را نمیدانم و میگویند خیلی عجیب و غریب پولدار بوده و این باشگاه را میگرداند، قبل از آغاز بازی با چکی که در اختیار مسئولان سازمان لیگ گذاشت مجوز این بازیکن را برای بازی کردن گرفت.
پورحیدری ادامه داد: شنیدهام این آقا خیلی پولدار است، البته کاری ندارم که او از کجا این پول را آورده است و میتواند با این پول هر کاری بخواهد انجام دهد، اما در فدراسیون فوتبال و در لیگ برتر آن هم در هفته اول این کار معنا نمیدهد. وقتی درباره منشور اخلاقی و نظم و کمیته انضباطی و... بحث میکنیم، این اتفاقات واقعاً بیمعنی است، اما آنچه مسلم است این است که پول چقدر میتواند در این اتفاقات تأثیرگذار باشد.
منصور پورحیدری در پایان در مورد منتفی شدن سرپرستیاش در تیم ملی فوتبال ایران اظهار داشت: به باشگاه پاس همدان از لحاظ اداری و قراردادی متعهد هستم و در کنار منصوریان، پورمسلمی و گمالوویچ به این باشگاه کمک میکنم. البته به عنوان مسئول و مدیر فنی در باشگاه پاس مشغول بوده و به این کار تعهد دارم. منتفی شدن حضورم در تیم ملی به صحبتهای مدیریت باشگاه و فدراسیون فوتبال برمیگردد که چگونه با یکدیگر توافق کردهاند. البته من در جریان نحوه این توافق نیستم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
اخبار کوتاه فوتبال ایران 19/5/1388
درحالیکه مسئولان باشگاه شاهین پارس جنوبی از پرداخت 20 درصد از مبلغ اولیه قرارداد بازیکنان این تیم پیش از دیدار با ملوان خبر داده بودند اما هنوز چنین وجهی به نفرات این تیم پرداخت نشده است.
- تیم فوتبال امید کشورمان در نخستین دیدار خود در تورنمنت چهار جانبه لوبانفسکی اوکراین عصر سهشنبه به مصاف تیم میزبان خواهد رفت.
- حمید استیلی، سرمربی تیم فوتبال استیل آذین تهران با بیان اینکه برای حسین کعبی و فریدون زندی جایگزینی ندارد، از سازمان لیگ خواست به واسطه همراهی آنها با تیم ملی بازی روز جمعه سرخپوشان تهرانی مقابل صبای قم به روز شنبه موکول شود.
- صحنه مشکوک به گل ديدار تيم هاي ذوب آهن و سايپاي کرج امروز بعدازظهر با حضور کارشناسان داوري در کميته داوران بررسي شد. پس از چندين بار بازبيني لحظه به لحظه صحنه و آناليز ويدئويي ابراهيم ميرزاپور، توپ و خط دروازه، مسعود عنايت رييس كميته داوران فدراسيون فوتبال اعلام کرد: در مورد گل بودن هيچ اظهار نظري نمي توان کرد و کار کمک داور براي عدم اعلام گل کاملا درست بوده است. کميته داوران تمام صحنه هاي مشکوک فصل جديد را آناليز خواهد کرد و به شدت قضاوت داوران ليگ برتري زير ذره بين اين کميته خواهد بود.
- مديرعامل باشگاه ملوان بندرانزلي از پرداخت قسط اول قرارداد بازيكنان و كادر فني اين تيم خبر داد.
- اولیایی مدیرعامل باشگاه پاس همدان بار دیگر گفت: به تمامي تيمهاي حاضر در ليگ برتر هشدار ميدهم كه تيم استيلآذين در تلاش است تا نتايج مسابقاتش را پيش از بازي و خارج از ميدان مسابقه رقم زند و سعي دارد مسايل مالي بازيها را تحتالشعاع قرار داده و با تبليغات، سر و صدا و حواشي خاصي مسابقات را برگزار ميكنند؛ لذا حواستان را جمع كنید.
- حسین قاسمی، مديرعامل باشگاه ابومسلم خراسان گفت: صلاح حسن و خلدون ابراهيم با ابومسلم قرارداد امضا كردهاند
- میرهانی هاشمی، بازيکن تيم فوتبال مقاومت شهيد سپاسي شيراز در خصوص بازي اين هفته تيمش گفت: مانند فصل قبل استقلال نمي تواند دست پر از شيراز برگردد.
- ایوان پتروویچ، هافبك تيم فوتبال شاهين پارس جنوبي گفت: ظاهرا مسئولان باشگاه پرسپوليس حرف مرا درباره پرداخت مطالبات و شكايت از اين تيم به شوخي گرفتهاند. پتروویچ دو روز به مسئولان پرسپولیس مهلت داده تا مطالبات او را پرداخت کنند.
- سیامک رحیمپور مربی استقلال گفت: چند فاكتور در مسابقه با سپاهان به ضرر تيم ما بود. اول نبود تماشاگران كه همواره حامي استقلال بودهاند و دوم اينكه استقلال تقريبا پس از دو دهه تغيير سيستم داده و از دفاع 3 نفره به دفاع 4 نفره و خطي روي آورده بود. اين مسئله فشار زيادي روي ما ايجاد ميكرد. بايد از بازيكنان هم تشكر كنم كه تلاش خوبي در اين ديدار كردند تا به برتري برسيم.
- حسین عبدی، مربي تيم فوتبال پرسپوليس گفت: معتقدم انتقادات از خط دفاعي پرسپوليس منصفانه نيست چرا كه تمام تيم در زمان گل خوردن مقصر است.
- باشگاه مس كرمان مصطفی سیفی هافبك تيم فوتبال خود را به دليل اعتراض به تعويض 10 ميليون تومان جريمه كرد.
- علیرضا محمد، هافبك تيم فوتبال پرسپوليس گفت: مصدوميت دارم اما براي بازي مقابل استقلال اهواز تلاش ميكنم. محمد به دلیل مصدومیت با تیم ملی به بوسنی نرفت.
- بازيكني به نام كريستين آفراهام يلاديان كامخو از ديروز در تمرينات فولاد شركت كرده است. اين بازيكن اهل اروگوئه و 25 ساله است و در پست هافبك نفوذي بازي مي كند.
- روته مولر كه مدرس رسمي فيفا به حساب مي آيد، روز جمعه بايد به روآندوا برود تا در يك دوره كلاس به تدريس بپردازد. اين در حاليست كه استقلال روز شنبه هفته آينده در شيراز بايد مقابل مقاومت سپاسي بازي كند.
- اشکان نامداری، دروازهبان فصل گذشته تيم فوتبال استقلال تهران قرارداد رسمي خود را با ابومسلم ثبت كرد.
- عادل فردوسيپور كه مدتها به دليل وضعيت مبهم برنامه 90 سوژه اصلي رسانهها بود روز گذشته در اتوبان همت تصادف شديدي كرد. هرچند اتومبيل او خسارت شديدي ديد ولي خوشبختانه خودش جان سالم به در برد.
- امير قلعهنويي پس از شكست تلخ مقابل استقلال تهران با كنايه اعلام كرد كه با يك برد به هيچ تيمي جام نميدهند كه البته حرفهاي او توسط صمد مرفاوي بيجواب نماند. صمد گفته كه جوجه را آخر پائيز ميشمارند.
- اختلافات وحيد طالبلو و مهدي رحمتي پس از بازي استقلال و سپاهان دوباره نمايان شد. آنها در اردوي تيم ملي برخورد سردي با هم داشتند ولي با پادرمياني قطبي و چند بازيكن تيم ملي مجبور شدند آشتي كنند.
- يحيي گلمحمدي سرمربي سابق صباباتري به عنوان سرمربي جديد تيم فوتبال تربيت يزد انتخاب شد.
- با وجود اینکه دکتر سودی پزشک تیم ملی فوتسال با نظر مسئولان پرسپولیس به این تیم اضافه شده اما دکتر زرینه از جمع سرخپوشان کنار گذاشته نخواهد شد.
- بالاخره فدراسيون فوتبال برزيل، آي تي سي لئوناردو پيمنتا مهاجم برزيلي تراكتورسازي را صادر كرد تا اين بازيكن هفته آينده در بازي دشوار شنبه هفته آينده مقابل ذوب آهن حضور پيدا كند.
- با وجود همه وعدهها مشكل عادل كلاه كج هافبك سابق تيم صبا حل نشده و او كارت بازي خود را دريافت نكرده است و نمیتواند مقابل استقلال اهواز هم بازی کند.
- کرار جاسم مدافع تیم ملی عراق به تراکتورسازی پیوست.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
افشاگري پرونده تباني در فدراسيون فوتبال
اين روزها ناصر شفق حسابي مشغول است. سرش به تيم ليگ برتري تراكتورسازي گرم است. تيمي كه البته نه مردمش او را دوست دارند و نه فراز كمالوند. شفق همان مديري است كه عباس آقايي دربارهاش ميگويد: «شفق قصد دارد با باب كردن اين ترفند مبلغ كمتري را به بازيكنان بپردازد. به هر حال و با توجه به اينكه فرصتي به شروع ليگ نمانده بازي خوردم.» و رسول خطيبي اينگونه تعريفش ميكند: «شفق و كمالوند با نقشه جلو آمدند، آنها ميخواستند از اسم من سوءاستفاده كنند تا بازيكنان موردنظرشان را به دست آورند.» اوضاع در تبريز كاملا بههم ريخته است.
پول در حساب خانم!
پارسال مسئولان تراكتورسازي دقيقا مبلغ 4ميليارد و چهارصد ميليون تومان را در اختيار ناصر شفق قرار دادند، مردي كه علاوه بر فوتبال، دفتر پر رفتوآمد سينمايي را نيز در اختيار دارد. نكته جالب مربوط به انتقال اين پول است كه گفته ميشود شفق در اقدامي جالب تمام اين مبلغ را به حساب شخصي همسرش در بانك پارسيان شعبه فاطمي منتقل كرده است. شفق كه در ميان اهالي فوتبال به «سردار» مشهور است و يكي از افراد مورد وثوق ورزش است مطمئنا دلايل خاص خودش را دارد. روزنامه «دنيايفوتبال» آمادگي پاسخهاي مديرعامل موفق تراكتورسازي را دارد. بههرحال باشگاهها معمولا براي خودشان حساب مستقل دارند و از همان طريق به درآمدزايي روي ميآورند چرا كه سود مبلغ هنگفتي به مبلغ چهار و نيمميليارد تومان اصلا قابل گذشت نيست.
قبليها حسابرسي نشده است
اگرچه شفق ادعا ميكند امسال مسئولان تراكتورسازي نزديك به 2ميليارد به باشگاه كمك كردهاند اما جالب اينجاست هنوز پرداختي صورت نگرفته است. گويا پولي نزديك به يكميليارد و نيم از سال گذشته تسويه نشده و اسنادش تحويل شركت تراكتورسازي نشده است و براي همين مديريت اين شركت معتقد است فعلا هيچ پولي پرداخت نميشود تا تسويه كامل صورت گيرد! از قرار معلوم شفق در قراردادي 5 ساله موافقت كرده سالانه 5/1ميليارد از شركت بگيرد و تيم را بگرداند. مطمئنيم بهدليل سابقه مديريت بالاي شفق، پاسخهاي فراواني در اين خصوص وجود دارد. ممنون ميشويم شفق اين لطف را كند و پاسخهاي لازم را بدهد.
ماجراي تباني!
ليگ 87-86 بود كه تراكتورسازي مقابل شهاب زنجان ايستاد، آن زمان سرمربيگري تراكتور بر عهده احد شيخلاري بود. آن روزها ابهران شبانه به سرمربي حريف زنگ ميزند و به او ميگويد در قبال 7ميليون تومان پول نقد، حريف به تراكتور ببازد. كادر مديريتي زنجانيها موضوع را با مديركل در ميان ميگذارند و ابهران را به محل قرار ميكشانند تا متهم جرم را مرتكب شود. همانجا چكها را صورتجلسه ميكنند و به كميته انضباطي ميدهند و اين كار در آخرين روزهاي مديريت شاهحسيني در تاريخ 2/2/87 انجام ميشود. شاهحسيني درباره اين پرونده اينگونه توضيح ميدهد: «خودم 2ماه پيش درباره اين ماجرا مصاحبه كردم و به صورت كلي به اين پرونده اشارههايي داشتم. اين آخرين پروندهاي بود كه من بررسي كرده بودم و با همكاري حراست سازمان مداركش را جمع كرديم كه بعد از استعفا، به راي نرسيد.» رئيس سابق كميته انضباطي توضيح ميدهد: «بايد يكماهه حكمش صادر ميشد و الان هم اگر در استيناف است بايد حداكثر پس از يكماه حكم صادر شود.»
تخلف اثبات ميشود
ماجراي جلسات كميته انضباطي براي خودش آنقدر جالب و هيجانانگيز است كه به علت مشكلات شكايتي نميتوان به آن پرداخت اما اين كميته در تاريخ 21/12/87 حكمش را صادر ميكند و چكهايي را كه از حساب باشگاه تراكتورسازي كشيده شده را ضبط و پول را بهنفع فدراسيون مصادره ميكند و جالب اينجاست كه ابهران به 3سال عدمفعاليت در فوتبال و 10ميليون تومان جريمه محكوم ميشود. قاضي شريفي ميگويد: «بله، حكمش صادر شد و ابهران محكوم شده است و طبق قانون، براي بررسي بيشتر مدارك را به محاكم قضايي دادهايم.» اما در فوتبال ايران هميشهگيرهايي وجود دارد كه راه را براي قانونگريزي فراهم ميآورد، پرونده به استيناف ميرود و هنوز در استيناف قرار دارد! شاهحسيني و شريفي در اين مورد با هم اتفاقنظر دارند: «حداكثر يكماه بعد از اجراي حكم بايد بررسي شود، اين كار فراقانوني است.» تراكتورسازي، ابهران را بركنار و به رياست سازمان فوتبال باشگاه ميگمارد و حسن آذرنيا را بهعنوان سرپرست معرفي ميكند.
منبع:دنیای فوتبال
بحث هواداران جدي است، ما آن را شوخي گرفتهايم!
باچوب و چماق هوادار اصلاح نميشود
بحث هواداران پيچيده اما قابل اصلاح است. با چوپ و چماق و كتك هواداري اصلاح نميشود.
ما هنوز روي بحث هواداري كار نكردهايم، در حالي كه اين حوزه به كار و تحقيق نياز دارد. بحث هواداري يك بحث رواني اجتماعي است. بايد بررسي كرده و نتايج را به صورت كاربردي به كار بگيريم تا بتوانيم بنيادي كار كنيم. فعاليتهايي كه تا امروز در زمينه هواداري انجام دادهايم، بيشتر سنتي بوده است. در حالي كه هواداري يك بحث تخصصي است.
در كشورهاي پيشرفته تحقيقات بسيار خوبي در اين زمينه انجام شده است. در يك كشور مثل انگليس بيش از 200 تا 300 تحقيق در اين زمينه انجام دادهاند. در دهه 70 و 80 و حتي دهه 90 مشكلات هواداري در باشگاههاي انگليس به كشته شدن و پرخاشگري و خشونتهاي جمعي ميانجاميد اما حالا كمترين مشكل را در اين زمينه دارند چرا كه آنها روي بحث هواداري كار علمي كردهاند. در انگلستان تماشاچيان براي تفريح ميروند و از تماشاي بازي لذت ميبرند و بعد از حضور در يك مسابقه ورزشي تا يك هفته شارژ ميشوند. در آنجا استاديومها طوري است كه مردم از آن لذت ميبرند.
اين در حالي است كه در ايران استاديومي كه 100 هزار تماشاگر دارد، تنها 200 سرويس بهداشتي دارد كه از اين ميان براساس مشاهدات تنها50 -40 عدد از آنها قابل استفاده هستند. اما در كشورهاي پيشرفته استاديومها سرويسهاي مجهز، پاركينگ كافي و صندليهاي مناسب و شمارهدار دارند. حتي در كشورهاي متوسط وعقب مانده صندليها شماره دارند. در همه كشورها سعي دارند هواداران را راضي كنند اما ما هنوز مشكلات ناشي از زير ساختها را برطرف نكردهايم.
متاسفانه سازمان حرفهاي متخصصان را گوش نميدهد. نخستين چيزي كه دنيا از ورزشگاه ميخواهد اين است كه صندليهاي ورزشگاه بايد شماره داشته باشند. اينها فكر ميكنند نصب صندليها هزينه زيادي را تحميل ميكند، در حالي كه اگر تدبير كنند ميتوانند از صندليهاي پلاستيكي كه قابل شكستن نيست، ارزان قيمت است و شماره هم دارد، استفاده كنند. نميدانم چرا سازمان هنوز به اين فكر نيفتاده است. سازمان به جاي اينكه اين همه استاديوم غيراستاندارد بسازد، حداقل از استاديومهاي استانداردي كه ديگران ساختهاند، استفاده بهينه كند.
سازمان تربيت بدني نميتواند براي هواداران تعيين تكليف كند. سازمان فقط ميتواند مجوز بدهد و اساسنامه تنظيم كند. ولي باشگاه خودش بايد كانون هواداران تشكيل دهد. افرادي كه عضو باشگاه ميشوند بايد حق عضويت بدهند. از طرفي باشگاه هم براي هواداران خود امتيازاتي قايل است. به عنوان مثال باشگاههاي انگليس به هواداران وام مسكن ميدهند و براي جشنهاي عروسي اعضاي باشگاه آنها را دعوت ميكنند. اين كار جدي است ولي ما آن را شوخي گرفتهايم. اين يك كار حرفهاي است و در آنجا هواداران شركاي باشگاه ميشوند.
در حال حاضر هوادار در ايران هيچ وابستگي به باشگاه احساس نميكند و هيچ ارتباطي با باشگاه ندارد. حالا هوادار به ورزشگاه ميرود، تيم مورد علاقهاش بازي را واگذار ميكند، ورزشگاه بوفه ندارد، سرويس بهداشتي هم ندارد، زير آفتاب داغ هم كه بوده، در اين شرايط هر كاري بكند، نبايد به او خرده گرفت. ايراد را بايد به مسوولي گرفت كه بايد مطالبات اين تماشاگران را رعايت ميكرده ولي نكرده است. اين حداقل مطالبات يك هوادار است. تماشاچيان ما خيلي نجيب هستند. برويد ببينيد اگر جاهاي ديگر اين مطالبات رعايت نميشود، تماشاچيان چه ميكردند.
ما در حرف ميگوييم كه بهترين تماشاگران را داريم اما اينها فقط حرف است و در عمل اعتقادي به هوادار نداريم. تناقض و پارادوكسي كاملا آشكار بين گفتار و رفتار ما وجود دارد. وقتي داريم در حرف ميگوييم كه اين موضوع براي ما اهميت دارد، بايد برايش پول خرج كنيم. ما اين كار را نميكنيم بعد انتظار داريم هواداران ما همه چيز را رعايت كنند. حالا ببينيد چه اتفاقاتي در ورزشگاههاي ما ميافتند. اين فحاشيها و حواشي معلول هستند و علت آنها به مسوولان برميگردد.
اين مسايل را بايد در كنار هم ببينيم. در كشورهاي پيشرفته هواداران درجه يك، دو و سه دارند. هوادار درجه يك فردي است كه اجداد او هم هوادار بودهاند. در آنجا بليت را به هوادار به يك سوم قيمت ميفروشند ولي ما همين طوري مثل بقيه كارها فلهاي كار ميكنيم. اين كارها در ساختار تنظيم ميشود ولي ما اصرار داريم كار را اول خودمان تنظيم كنيم.
وي به تحقيقات انجام شده در بحث هواداري اشاره كرد و گفت: در اين موضوع بيش از 500 مقاله داريم. بايد از اساتيد كمك بخواهند. مباحث به وجود آمده در بحث هواداري قابل پيشبيني و پيشگيري است. اول بايد در اين مساله مطالعه شود، روي آن كار كنند و تحقيق انجام دهند. سه، چهار ماه اين مطالعه طول ميكشد؛ اما يك برنامه يكي دو ساله ميخواهد كه واقعا شكل بگيرد و سه، چهار سال هم طول ميكشد كه اجرا شود. در واقع اين برنامه در عرض چهار، پنج سال جواب خواهد داد. بحث هواداري پيچيده اما قابل اجرا است. نميتوانيم با ضرب و شتم و كتك و داد و بيداد و چماق كار كنيم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ITALIANO
19-08-2009, 20:29
[Only registered and activated users can see links]
بلازویچ و یک دنیا خاطره ای که دوباره زنده شد
5دقیقه از بازی نگذشته که تماشاگران بوسنیایی شعار هماهنگی سر می دهند که آخرش اینست:«... چیرو» پیرمرد با عشق به پشت سرش نگاه می کند و با همان حالت همیشگی برایشان دست تکان می دهد، لبخند تحویلشان می دهد و مشت های گره کرده اش را تقدیمشان می کند. آخرین بار در همین بازی تدارکاتی با بوسنی میرسلاو بلازویچ چنین خوشحالی را تقدیم هواداران ایرانی کرده بود. آن روزها ایران سی پله بالاتر از بوسنی قرار داشت اما امروز ایران بیست پله پایین تر از همین تیم قرار دارد، دنیای عجیبی شده!
روزی که فیوز پراند
هنوز یک هفته نشده بود که به ایران آمده بود، فرهاد کاوه از طرف هفته نامه تماشاگران وقت مصاحبه ای را با چیرو هماهنگ کرد تا اولین نفری باشد که با سرمربی آن روزهای تیم ملی مصاحبه کند. چند روز بعد مصاحبه چاپ شد و بلازویچ، چلنگر را صدا زد تا مصاحبه را کامل برایش بخواند. مثل یک بچه ساکت نشست. چشمانش را بست و فقط به ترجمه رضا گوش می کرد. یک آن از جایش پرید و به سمت چلنگر هجوم برد، هفته نامه را از او گرفت و کلی بدوبیراه گفت و مچاله اش کرد و سمت مترجمش پرت کرد. چلنگر مات و مبهوت مانده بود. مشخص شد کاوه در ترجمه یک کلمه اشتباه کرده است:«اتوپیا» گویا خبرنگار به جای آنکه آنرا «توهم» معنی کند، «بی نظمی» معنی کرد تا کلیت مصاحبه زیرسئوال برود. به چلنگر گفت زود به شماره خبرنگار زنگ بزند، او همین کار را کرد و بلازویچ به آن خبرنگار گفت:«این اثر هنری من بود که به تو تقدیم کردم. چرا خرابش کردی؟!» بلازویچ همیشه خط به خط روزنامه ها را می خواند.
[Only registered and activated users can see links]
دوست بازیکنان
میروسلاو همیشه بازیکنان را با دقت زیر نظر داشت. به کوچکترین رفتارهایشان توجه می کرد و همیشه نکاتی را به ذهنش می سپرد. بازی برگشت با عربستان بود، همه در لابی هتل جده نشسته بودند، چیرو گوشه گوشه، به همه نگاه می کرد.حامد کاویانپور چند نفری را دور هم جمع کرده بود و بلند بلند می خندیدند، جالب اینکه آنها سیروس دین محمدی را دست انداخته بودند و او را به تمسخر گرفته بودند اما سیروس گوشه ای ایستاده بود و هیچ چیز نمی گفت، در فکر فرو رفته بود. چند ساعت بعد بازی شروع شد 12دقیقه مانده به پایان بازی، ایران 2-1 عقب بود، همه مانده بودند که چکار باید کرد؟ چیرو به چلنگر اشاره زد و گفت:«برو سیروس رو بگو بیاد» رضا هاج و واج مانده بود که الان باید مهاجم اضافه کرد، چه موقع حضور سیروس هست اما همان دین محمدی گل تساوی را به ثمر رساند. اینها هنر چیرو بود که به همه ریزه کاری ها توجه می کرد.
سیگار به لب حرفه ای
رضا چلنگر درباره سیگار کشیدن های چیرو حرف جالبی می زد:«همیشه تصمیم می گرفت سیگارش را ترک کند اما بیشترین زمانی که توانست ترک کند فقط 48ساعت بود!» بلازویچ بازهم سیگار به لب داشت و مثل هیشه پک عمیقی به آن می زد. کت و شلوار روشن و پیراهن مشکی و البته همان انرژی و انگیزه هیمشگی. انگار این مرد نمی خواهد پیر شود. انگار نه انگار که همیشه در اوج بحران و حساسیت و اضطراب فرو رفته است. چقدر دلمان برایش تنگ شده
...
Zoom : یادش بخیر!
«مردم ايران تا جايي كه مي توانند مرا ببخشند. من نسبت به تيم ايران دلبستگي پيدا كرده ام اما الآن ناچار به ترك آن هستم» این آخرین جمله بلازویچ در ایران بود، یادش بخیر! روزي كه او براي خداحافظي به فدراسيون رفت، احساسات عجيب طرفداران فوتبال در ايران، اشك او را درآورد و مجاب به ماندنش كرد اما سفر زمستاني او به كرواسي پايان دوران چيرو با ايران بود. يادش به خير
منبع : فوتبال مدیا
مارو انداختی به اون دوران
قطعا بهترین مربی خارجی که به ایران اومده همین بلاژویچ هستش
ولی همیشه اتفاقات اون طوری که ما میخوایم پیش نمیرن!
آره بچه ها منم موافقم بلازویچ بهترین خارجی ای بوده که تا حالا به ایران اومده [Only registered and activated users can see links]
در ضمن برانکو هم دتسیار بلازویچ بود [Only registered and activated users can see links]
بلازویچ تو هر تیمی که بوده هم عالی نتیجه گرفته نمونۀ بارزش تیم ملی کرواسی در جام جهانی 1998 بود که برای اولین بار به جام جهانی صعود کرد و چیرو اون تیم رو سوم جهان کرد [Only registered and activated users can see links]
Devils Master
19-08-2009, 21:20
مربی که خوب باشه پیر هم نمیشه
ALi ReZa
19-08-2009, 21:22
به لحاظ آماری برانکو موفق ترین مربی تاریخ فوتبال ایرانه
اونم مدیون همین مرد هستیم
یادمه گفته بود اگه ایرلند رو نبریم خودم رو از تیر دروازه آویزون میکنم ولی نکرد :-t
alireza77777m
19-08-2009, 21:30
با اينكه چيرو ما رو به جام جهاني نبرد ولي من بعد از افشين قطبي از مربيان تيم ملي بيشتر از همه چيرو رو دوست دارم.جداً مربي با روحيه و با حالي بود.:6qwup3:
Ronaldinho80
24-08-2009, 18:05
دبيركل كانون مربيان فوتبال ايران گفت: ميخواهم در اين جايگاه با افشين قطبي مصاحبه كنم تا درباره وضعيت آينده فوتبال ملي ايران به نگاهي منطقيتر برسيم.
مجيد جلالي در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار كرد: من به عنوان دبيركل كانون مربيان فوتبال ايران از فدراسيون فوتبال خواستم تا ترتيب مصاحبهاي را با افشين قطبي بدهد. اين مصاحبه را من انجام خواهم داد و مخاطبم هم قطبي به عنوان سرمربي تيم ملي خواهد بود.
وي افزود: در اين مصاحبه سوالهايي را درباره نگاه و شناخت قطبي از فوتبال ايران، برنامه او براي تيم ملي و... مطرح خواهم كرد و آن زمان با توجه به پاسخهاي قطبي ميتوانيم به نگاهي منطقيتر درباره آينده فوتبال ملي برسيم.
جلالي با بيان اينكه فدراسيون فوتبال با پيشنهاد اين مصاحبه موافقت كرده است، گفت: قرار شده تاج زمان انجام اين مصاحبه را اعلام كند و متن كامل اين مصاحبه در مجله نيمكت كه ارگان رسمي كانون مربيان است، منتشر خواهد شد.
وي در پاسخ به اين سوال كه شما چند وقتي است كه درباره تيم ملي صحبتي نميكنيد، پس چه شد كه پيشنهاد مصاحبه با قطبي را داديد؟ گفت: از جايگاه نماينده مربيان ايران منطقي است كه نگران آينده فوتبال ملي باشم. ضمن اين كه آينده فوتبال ملي كمي مبهم است و خوب هم نيست كه بخواهيم يك طرفه قضاوت كنيم. به همين منظور لازم است كه ما با مسوول اول تيم ملي صحبت كنيم و خيلي شفاف از او بپرسيم كه چه برنامهاي را براي فوتبال ملي دارد و چه تمهيدات و ابزاري را هم براي پياده كردن اين برنامه آماده كرده است. آن زمان ميتوان پيش بيني كرد كه آيا ميتوانيم چالشهاي موجود را حل كنيم يا خير.
جلالي درباره فعاليت كانون مربيان به ايسنا گفت: پس از اينكه كانون به ثبت رسيد و مجوز لازم را از وزارت كشور دريافت كرديم، انتخابات برگزار شد و در حال حاضر هم كارگروههاي مختلف در حال انجام كارهاي مختلفي هستند. مجله نيمكت هم كه ارگان رسمي كانون به حساب ميآيد ماه گذشته منتشر شد و خوشبختانه كار كانون روي روال افتاده است.
جلالي درباره مجله نيمكت گفت: ماه قبل نشريه نيمكت به طور رايگان در اختيار هياتهاي فوتبال سراسر كشور قرار گرفت تا از طريق آنها اين مجله تخصصي در اختيار مربيان قرار بگيرد اما، از اين شماره، نشريه تنها براي مربياني ارسال ميشود كه مشترك شدهاند و نشريه به آدرس و منزلشان ارسال خواهد شد.
جلالي درباره طرح تشكيل فرهنگستان فوتبال نيز به ايسنا گفت: اين طرحي است كه از سوي خودم مطرح شده و هنوز خام است. دو سال پيش كه كفاشيان در كميته ملي المپيك بود اين پيشنهاد را مطرح كردم. اسم اين طرح را هم فرهنگستان فوتبال گذاشتم چون ميتواند تاثيرگذاري زيادي روي فرهنگ سازي در فوتبال داشته باشد و به لحاظ گستردگي ميتواند كل كشور و حتي دور افتادهترين روستاها را هم تحت پوشش قرار دهد.
وي افزود: فوتبال ايران چنان جايگاهي دارد كه ميتواند تمام شهرها و روستاها را تحت پوشش قرار دهد و اين شانس را براي همه فراهم كند كه بتوانند خودشان را به فوتبال معرفي كنند.
جلالي در پاسخ به اين سوال كه «آيا اين طرح را به فدراسيون فوتبال ارايه كردهايد يا خير؟» گفت: طرح بسيار سنگيني است و مطمئن هستم كه اگر ما اين طرح را به فدراسيون پيشنهاد بدهيم آنها هم اين طرح را براي تصويب به سازمان ميبرند. بنابراين ترجيح اين است كه مستقيم اين طرح را براي سازمان مطرح كنم. اما، فكر ميكنم بايد منتظر باشم تا رييس جديد مشخص شود تا در صورتي كه او علاقه نشان داد، اين طرح را پيشنهاد بدهم.
جلالي در پايان در پاسخ به اين سوال كه ارزيابياش از سه هفته آغازين ليگ چيست؟ گفت: در حال انجام كار تحقيقي روي مسابقات ليگ هستيم و تا پايان هفته كه بازيهاي هفته چهارم انجام ميشود، كارمان تكميل ميشود اما، چيزي كه در حال حاضر ميتوان گفت اين است كه وضعيت ليگ نهم فوق العاده نااميد كننده است اما، صبر ميكنيم تا بازيهاي هفته چهارم هم به پايان برسد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
وقتی آقای سرمربی همسرش را کتک می زند
اگر این گزارش را بخوانید شاید فکر کنید منظور ما اکبر میثاقیان است. اما اکبرآقا گرچه مربی بزن بهادری است اما بسیار خانواده دوست است، ضمن اینکه او مربی لیگ برتری هم نیست
ضد قهرمان قصه ما یکی از مربیان لیگ برتری است که در یکی از تیمهای صاحب نام مربیگری ميکند. اگر بخواهیم وارد جزییات شویم باید بگوییم او مربی یکی از تیمهای متمول است. این مربی به خاطر برخی مسائل خانوادگی با همسرش اختلاف پیدا کرده که تا اینجا موردی نیست، قصه از آنجا ناراحت کننده ميشود که همسر این مربی شهیر از شدت جراحات وارده به بیمارستان منتقل شده است و خانواده همسر او به دادسرا نیز شکایت کردهاند. این مربی بزن بهادر به خاطر این ماجرا فعلا با اعصابی ناراحت سر تمرینات حاضر ميشود و نزد برخی نزدیکان خود بابت این ماجرا حسابی ابراز ندامت کرده است. ماجرای ضرب و شتم این مربی با تماس مادرزن وی با یکی از روزنامههای سیاسی به مطبوعات کشیده شده است. او که از رفتارهای این مربی با دخترش حسابی به تنگ آمده بود بالاخره گوشی تلفن را برميدارد و خبر را به سرویس حوادث یکی از روزنامهها اطلاع ميدهد. با توجه به اینکه همسر این مربی گفته به هیج وجه گذشت نخواهد کرد باید شاهد دادگاه یکی دیگر از اهالی فوتبال باشیم. راستی این روزها چقدر دادگاه اهالی ورزش زیاد شده، نه؟
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
26-08-2009, 21:11
رییس کمیته تربیتبدنی، جوانان و خانواده کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگاران گفت: امروز رییس مجلس شورای اسلامی در پی یکی، دو تذکر شفاهی برخی از نمایندگان نسبت به بررسی موضوع روزهخواری برخی از فوتبالیستها از کمیسیون فرهنگی درخواست بررسی این موضوع را داشت. بنده به عنوان مسئول کارگروه تربیت بدنی و جوانان از چند روز پیش پیگیر این موضوع بوده و بر این اساس تذکری را روز گذشته (سهشنبه) به رییسجمهور برای بررسی و اقدام در این زمینه ارائه دادم.
وی ادامه داد: پیش از آنکه رییس مجلس شورای اسلامی درخواستی را از این کمیسیون داشته باشد، متاسفانه در بررسیها به نتیجه قطعی در مورد روزهخواری در رابطه با یکی دو مورد از باشگاهها رسیدیم که این دستور را مربیان غیربومی خارجی این باشگاهها صادر کردند. سزاوار بود که مسئولان باشگاه آنها را نسبت به این مسائل توجیه میکردند تا اهتمام لازم داشته باشند. این در شرایطی است که این روزها شنیده شده است که مربیان و مسئولان باشگاههای خارجی مثل رئالمادرید درباره خواسته بازیکنان مسلمانشان برای روزه گرفتن نه تنها مخالفت نداشتند بلکه استقبال نیز کردند. از این رو خوب بود که در ایران نیز حداقل به اندازه این کشورها این موضوع مورد اهمیت واقع میشد.
نماینده مردم تفت و میبد در خانه ملت خاطرنشان کرد: البته در این زمینه ما هنوز به این نتیجه قطعی نرسیدهایم که روزه نگرفتن بازیکنان به صورت غیرشرعی بوده است. شاید به گونهای مقدمات این کار همچون انجام سفر چهار فرسخی صورت گرفته است. بر این اساس ما در بررسیهای خود در این مورد به بررسی این موضوع که آیا روزه نگرفتن این فوتبالیستها با رعایت موازین شرعی بوده یا نه، خواهیم پرداخت تا اتفاقاتی به صورت غیرشرعی در هیچ جای ورزش کشور صورت نگیرد. از سوی دیگر باید به این نکته نیز تاکید کرد که در غیر این صورت این کمیسیون گزارش خود را به کمیته انضباطی ارائه خواهد داد و مطمئنا کمیتههای مرتبط با فوتبال همچون کمیته انضباطی و حراست، این تخلفات را پیگیری میکنند.
یحییزاده با تشکر از عزیزمحمدی مسئول لیگ برتر برای تهیه دستورالعملی دو صفحهای برای جلوگیری از اینگونه موارد و رعایت مسائل شرعی گفت: تدوین این دستورالعمل نشان میدهد که مسئولان لیگ دغدغه چنین مسائلی را داشتند بنابراین باید از اهتمام آنها قدردانی کرد. البته در این دستورالعمل دو صفحهای مسائل شرعی برای روزه نگرفتن نیز ذکر شده است. مبنی بر اینکه اگر بازیکنی به خاطر تمرینات نمیتواند روزه بگیرد چگونه میتواند با مسافرت و اردوی خارج از چهار فرسخی به یک شکلی به صورت مجاز و شرعی آن روز را روزه نگیرد. بنابراین لازم است در مواردی با چنین ضروریاتی اینگونه مسائل کاملا رعایت شود.
وی در پایان ابراز امیدواری کرد که تا چند روز آینده این گزارش آماده شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
اعترافات تکاندهنده صالحی درباره همکاری با جادوگر
الف. الف. فوتبالیها و روزنامهنگاران ورزشی به خوبی با این اسم آشنایند. اسم کوچک او امیر است و فامیلیاش منتسب به یکی از چهرهای بنام تاریخی.او نه بازیکن است، نه مدیر و نه مربی. از سالهای گذشته و اگر دقیقتر بگوییم از سال 82 نام این چهره غیررسمی فوتبال ایران توسط خبرنگاران ورزشی دهان به دهان چرخید. اینکه امیر الف، با بهرهگیری از نیروی ماوراءالطبیعه باعث برد و باخت تیمها در میادین فوتبال ميشود.
خانه مرموز کلاک کرج
اولین بار روزنامه ورزشی دولت این شایعه را منتشر کرد و حتی خبرنگارانی به کلاک کرج فرستاد؛ محل سکونت این چهره خبرساز فوتبال ایران. کلاک کرج محله فقیرنشینی است و خبرنگاران مذکور راه پرپیچ و خم و پر از سراشیبی این منطقه را طی کردند تا به خانهای که گفته ميشد محل سکونت وی است، رسیدند؛ غافل از اینکه خانهاش در منتهیالیه این محله قرار دارد، جایی که مستقیما به اتوبان ميخورد. دم در ورودی آن اشخاصی با لباس یکی از تیمهای لیگ برتری حضور داشتند که معلوم نبود از خود باشگاهند یا افرادی عادی که صرفا پیراهن این باشگاه را پوشیدهاند. خبرنگاران اجازه ورود خواستند اما پاسخ منفی شنیدند تا شایعه همچنان شایعه بماند. امیر الف در تمام این سالها در فوتبال ایران، بهتر بگوییم، ورزش ایران حضور داشته اما هیچ ورزشکار، مربی یا مدیری حاضر به تایید همکاری با وی نشده است. شایعات متعددی از حضور مربیان و بازیکنان مختلف و مشهور در منزل الف. الف در این چند سال دهان به دهان منتقل شده و حتی به صفحات روزنامهها راه یافته اما همهاش در حد شایعه مانده است. دیروز اما یک مدیر فوتبال ایران معترف شد که با او طی سالیان متمادی همکاری داشته و از نیروی او بهره گرفته است. این تاییدیه در واقع تاییدیهای است بر حضور جادوگر و به عبارتی نیروهای ماوراءالطبیعه در فوتبال ایران.
در سایپا، استقلال و حتی تیم ملی
منوچهر صالحی از جمله باتجربهترین مدیران فوتبال ایران است. او سالها مدیرعامل باشگاه سایپا بوده؛ در استقلال مدیریت کرده و مدتی هم در فدراسیون فوتبال بوده است. او روز گذشته معترف شد که سالهای سال با امیر الف همکاری ميکرده و از این همکاری نیز به غایت راضی بوده است: «من سالها مدیر بودم. این آقایی را که اسمش را بردید به خوبی ميشناسم و به او اعتقاد راسخ دارم. امیر ... از دوستان من است. نمی دانم او نیروی ماوراءطبیعی دارد ، انرژی خاصی دارد یا به چیزهایی رسیده که یک فرد عادی به آنها نرسیده است اما هر چه باشد من به او اعتقاد دارم و بارها و بارها در این سالها از او کمک گرفتهام.» او ادامه ميدهد: «من باید بگویم که برای پنج تیم از او کمک گرفتهام. چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم. چه زمانی که مدیرعامل بودم و چه زمانی که نماینده تامالاختیار بودم. او واقعا به ما کمک کرد. از طریق نیرویی که دارد و کارهایی که به ما توصیه کرده، آنها را انجام دهیم و من باید بگویم که از کمکهای او نتایج خوبی گرفتیم.»
صالحی در سایپا مدیرعامل بوده و منظورش از جایی که تامالاختیار بوده بدون شک استقلال است. او مدیر بازاریابی فدراسیون و از نزدیکترین دوستان دادگان هم بوده. به عبارت دیگر امیر الف به تمامی این تیمها کمک کرده است. صالحی توضیحات کامل درباره شیوه کار امیر الف را به آینده موکول ميکند اما نکته جالب دیگری را هم فاش ميکند؛ اینکه او با تیم ملی هم همکاری غیرمستقیم در یک پروژه داشته و با راهآهن نیز همكاری ميکرده است.
مدال ورزشکار معروف هدیه به الف. الف
درباره امیر الف شایعه کم نیست که با اعترافات منوچهرصالحی حالا باید به دیده جدیتری به آنها نگریست. اینکه مدال یکی از نامیترین ورزشکاران ایران به وی اهدا شده است و اینکه یک مربی فوقالعاده شهیر نزد او رفت و آمد داشته است. صالحی ميگوید او قادر است 30 سال فوتبال ایران را به جلو ببرد. واقعا ادعای جالبی است. امیر الف چه ميکند که اینگونه در مورد او ميگویند؟
شایعهای که به اینجا رسید
آنچه باعث شد که برای اولین بار همکاری امیر الف، جادوگر و رمال از دید افرادی که به این مسائل اعتقادی ندارند و آن را خرافه ميخوانند و مردی با نیروی ماوراءالطبیعه و دارای انرژی خاص از دید افرادی که او را قبول دارند ، با تیمهای لیگ برتری به طور رسمی تایید شود، شایعهای بود که با منوچهر صالحی در میان گذاشته شد. اینکه قبل از آخرین بازی فصل یکی از مدعیان قهرمانی لیگ گذشته، او به همراه سرپرست و سرمربی آن تیم نزد امیر الف ميرود و از او برای قهرمانی این تیم کمک ميخواهد. گفته ميشود این جلسه نیمهکاره ميماند چرا که آقای سرپرست چای میزبان را نمینوشد و باعث دلخوری وی ميشود، به طوری که او با چهرهای بر افروخته به سرپرست و سرمربی ميگوید: «اگر اعتقادی به من ندارید نمیشود کاری کرد... » صالحی این ملاقات را تکذیب ميکند اما در ادامه مسائلی را بازگو ميکند که حکایت از حضور الف. الف در فوتبال ایران و تاییدیه شایعاتی است که درباره این چهره مرموز فوتبال ایران شنیده ميشد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
درآمدزايي غيرقانوني استقلال و پيروزي
Sms کاپ در کمیته انضباطی
سازمان لیگ برتر مسابقه sms کاپ استقلال و پرسپولیس را بررسی می کند.
به گزارش خبرگزاری ورزش ایران(ایپنا)، دو باشگاه استقلال و پيروزي برای درآمدزایی در فصل جاری اقدام به برگزاری مسابقه پیش بینی رقابتهای لیگ برتر نموده اند که این مسابقه در فدراسیون فوتبال مورد بررسی قرار گرفته است.
مسئولان سازمان لیگ برتر بر این اعتقادند که برگزاری چنین مسابقه ای باید با مجوز صوررت گیرد و در صورت عدم دریافت مجوز این مسابقه غیر قانونی بوده و باید هرچه سریعتر متوقف شود. از این رو مسئولان سازمان لیگ برتر با هماهنگی باشگاه های مربوط موضوع را پیگیری کرده اند تا سریعتر تکلیف برگزاری آن روشن شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
26 مهرماه؛ جنجالیترین دادگاه فوتبالی سال!
اواخر مهرماه یكی از جنجالیترین دادگاههای ورزشی سال برگزار خواهد شد، جایی كه محمد دادکان به عنوان شاكی و محمد آخوندی به عنوان متشاكی جلوی قاضی مينشینند تا از حقانیت خود دفاع كنند. قرار بود این دادگاه اوایل خرداد ماه برگزار شود اما به علت آنچه عدم رعایت تشریفات خوانده شد به عقب افتاد.
دیروز عسكری پیش بین، وكیل محمد دادکان به خبرنگاران گفت كه طبق اعلام دادگاه محاكمه سخنگوی مستعفی سازمان تربیتبدنی 26 مهرماه برگزار خواهد شد. او ادامه داد: «قرار بود این دادگاه در تاریخ 10 خرداد ماه برگزار شود اما به خاطر اینكه تشریفات آن رعایت نشده بود عقب افتاد كه سرانجام قرار شد 26 مهرماه به محكمه برویم.»
احضار مدیران خبرگزاری و روزنامهها
ماجرا از سال گذشته آغاز شد. وكیل دادکان ميگوید: «پارسال ، محمد آخوندی در مصاحبهای مطبوعاتی اعلام كرد به زودی تخلفات گسترده دادکان را اعلام خواهد كرد. موكل بنده نیز این اظهارات را افترا و توهین تلقی كرد و من نیز به عنوان وكیل وی شكایت كردم.» به گفته وكیل دادکان، محمد آخوندی در جلسه بازجویی ابتدا منكر اظهاراتش مبنی بر تخلفات مالی موكلش شده بود كه بازپرس به منظور كشف حقیقت مدیران روزنامهها و خبرگزاریهایی كه اظهارات وی را پوشش داده بودند جهت تحقیق فراخواند و در نهایت مجرم بودن وی در دادسرا احراز شد. پرونده از دادسرا به دادگاه رفت و در شعبه 76 دادگاه كیفری استان تهران تمبر شد كه قرار بود در تاريخ دهم خردادماه به آن رسیدگی شود اما آنطور كه پیشبین ميگوید ، به 26 مهرماه موكول شده است. به گفته او ، بیگناهی دادکان در دادسرای دولت احراز شده و دادگاه به اتهام آخوندی رسیدگی خواهد كرد.
مذاكره برای مصالحه
در این مدت اما تماسهایی میان آخوندی و وكیل دادکان برقرار شده است. عسكری پیشبین ميگوید: «اگر مصالحه شد كه موكل بنده اعلام گذشت ميكند. در غیر اینصورت دادگاه حكم ميدهد.» او در پاسخ به این سوال كه آیا شرط دادکان برای مصالحه پابرجاست هم گفت: «موكل بنده گفته كه اگر آقای آخوندی عذرخواهی كند، او اعلام گذشت خواهد كرد. من یكبار با آقای آخوندی صحبت كردم و احتمال ميرود كه پرونده به صلح و سازش منجر شود.» او در پاسخ به این سوال كه آیا معنی این گفته این است كه آخوندی عذرخواهی ميكند؟ گفت: «وارد جزئیات نشویم. من نمیتوانم از قول او چیزی بگویم. به هر حال تا تاریخ دادگاه فرصت هست و ميتوان به مذاكره ادامه داد.»
جواب آخوندی
اما محمد آخوندی تاكید كرد كه حاضر به عذرخواهی نیست. او روز گذشته در گفتوگو با خبرنگاران گفت كه عذرخواهی نخواهد كرد: «آنها سندی ندارند. ظاهرا مصاحبهای از من در یكی از خبرگزاریها منتشر شده و روزنامهها نیز به نقل از آن، خبر را منتشر كردهاند در حالی كه هیچ مدركی دال براینكه من با آن خبرگزاری مصاحبه كرده باشم، وجود ندارد، او در واكنش به این مطلب كه، دادکان شرط گذاشته كه آخوندی عذرخواهی كند تا او هم گذشت كند، گفت: «من عذرخواهی نخواهم كرد.» او ادامه داد یا مصالحه ميكنيم، یا ميرویم دادگاه.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ITALIANO
02-09-2009, 05:15
[Only registered and activated users can see links]
سالها قبل وقتي براي کسي گرفتاري ايجاد ميشد، عده بسياري بودند که براي حل آن داوطلب شوند و گره از کار گرفتار بگشايند، اما با گذشت زمان و ماشيني شدن زندگيها کم کم يادمان رفت که کمک کردن انسانها در روزگاري نه چندان دور، بخش مهمي از امور روزمره افراد بوده است. حالا شرايط را طوري ساختهايم که از صبح تا شب دنبال کارهاي خودمان هستيم. فقط و فقط خودمان. گويي انگار نه انگار که ديگران هم در اين دنيا حق حيات دارند.
اما با اين وجود هنوز هم پيدا ميشوند افرادي که چشمهايشان را تنگ نكرده و ديگران را هم در افق ديد خود قرار ميدهند. چنين افراد خيري ميتوانند در همه جا و ميان همه اقشار باشند.
از کارگر و دانشجو تا مجري و هنرمند و ورزشکار، انسانهايي که با کارهاي خوب ثابت ميکنند که هنوز هم در قرن دود و آهن ميتوان به انسانيت هم فرصت تنفس داد. و اون شخص نیکو کار که با این کارش اشک همه ما را در آورد کسی نبود جز علی کریمی!!!!!!
آرزوي جوان روستايي
ماه مبارک رمضان در پيش بود و «احسان عليخاني» در تدارک برنامهاي ويژه براي ساعات افطار. مجري جوان تلويزيون که در اجراي برنامههاي مناسبتي تبحر خاصي دارد، به صورت اتفاقي نشريهاي محلي را ميبيند که در آن با يک جوان بيمار شمالي مصاحبه شده است. جوان ساده و صادقي که قد او به خاطر عملکرد نامناسب غدد داخلي و تشخيص نادرست پزشکان بسيار بيشتر از حد متعارف رشد کرده و به 50/2 متر رسيده است. حال آنکه وي به لحاظ مالي هم در شرايطي نيست که از پس هزينههاي سنگين عمل جراحي برآيد.
مرتضي مهزاد(همان جوان مریض روستایی) در گفتو گوی دراز مدت خود با این برنامه درسته خیلی حرف نزد اما با نگاهاش خیلی چیزا به ما فهموند فهمیدیم چقدر غم توی دلشه کسی که به کلی اعتماد به نفس خودش را از دست داده بود او هفت سال است که از خانه بیرون نیامده بودکه مبادا کسی او را با انگشت اشاره نشان دهد مسخره کند مرتضی به غیر از قد بسیار بلندش غم های دیگری هم داشت : تومور داخل سرش / این که یه پاش از پای دیگرش کوتاه تر است / غم دوری از پدر / غم اجاره نشینی در یکی از روستاهای چالوس . اما احسان علیخانی در پایان برنامه آخرین سوال را از مرتضی می پرسد :
- مرتضی آرزوت توی زندگی چیه؟
بعد از کمی من من می گوید:
- سلامتی ام رو بدست بیارم......... یه خونه واسه خودمون داشته باشیم ...... یه کامپیوتر داشتم ...... و علی کریمی رو می دیدم
احسان علیخانی هم با شنیدن آرزوی آخر مرتضی جلو می ره با مرتضی دست می ده و می گه:
- اون آرزو های دیگه ات رو نمی تونم کاری کنم اما این آرزوی آخرت رو بهت قول می دم همین امشب ردیف کنم قول مردونه می دم
مرتضی از این قضیه خوشحال بود که یکی از آرزوهاش به زودی برآورده می شه اما نمی دونست این آرزو آرزوهای دیگرش هم برآورده می کند
ملاقات با جادوگر / جادوی کریمی در خیابان سئول
شنبه 7 شهريور، استوديو 11 شبکه سوم، مرتضي همراه با مادر خود جلوي دوربين قرار گرفته و صادقانه حرف ميزد. از آرزويي که مدتهاست روزها را به ياد آن شب ميکند؛ ملاقات با علي کريمي.
«يعني او را ميبينم؟»
اين رويايي است که جوان صادق شمالي همواره در شوق تحقق آن است و زماني که قصد خروج از تلويزيون را هم داشت و به آن ميانديشيد، اما هرگز فکر نميکرد به همين زودي آرزويش رنگ واقعيت به خود بگيرد. مرتضي در پايان برنامه از سوي عليخاني دعوت به صرف شام شد و همراه با هم راهي رستوراني در خيابان سئول شدند. جايي که علي کريمي انتظار ورودشان را ميکشد!
... و چقدر زيبا بود لحظهاي که مرتضي سرشار از شوق تحقق آرزويش بود و کريمي خوشحالتر از وي که توانسته دل يک هموطن را شاد کند.
علی کریمی غول چراغ جادو / این داستان واقعی است
کريمي در جريان اين ملاقات به مه زاد قول کمک داد و قرار شد از طريق دوستان خود ترتيبي بدهد تا مرتضي مه زاد توسط بهترين پزشکان متخصص در آلمان مورد معاينه قرار بگيرد. و خود به تنهایی تمام هزینه های معالجه او را تقبل کرد و حسابی به این جوان حال داد . مرتضی که اصلا فکر نمی کرد علی کریمی انقدر آدم خوبی باشد حسابی شوکه شده بود. اما سریال نیکو کاری علی کریمی همین جا تمام نشد و بعد از صرف شام با آنان از داخل کیفش یه جعبه در می آورد و به دست مرتضی می دهد و در آن جعبه چیزی نبود جز یه لپ تاپ آخرین مدل. اشک در چشمان مرتضی حلقه می زند و کریمی را در آغوش می گیرد و می بوسد. علی کریمی به تنهایی ۳ آرزوی بزرگ مرتضی را برآورده کرده بود پس می توان گفت علی کریمی غول چراغ جادو!!!!!!!!
البته علی کریمی بارها دست به این کارهای نیکوکارانه زده بود که از جمله آن:
تقبل هزینه عمل فوتسالیست سرطانی تیم ملی کشورمان/دیدار با کودکان یتیم و فوتبال بازی کردن با آن ها / در آوردن محد رضا گلزار از بازداشتگاهی در دبی و ...
خیلی دنبال عکسی از این اقدام انسان دوستانه کریمی گشتم چیزی پیدا نکردم اما هر وقت پیدا کردم براتون می زارم
ویرایش : این هم عکسهای علی کریمی :
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
Clemenza
03-09-2009, 18:06
[Only registered and activated users can see links]
همین پنجشنبه هفته گذشته بود که بهخاطر پخش سریال، بازی ملوان و استقلال به جای ساعت 21 از ساعت 21:15 آغاز شد و مزدک میرزایی هم صراحتاً در شبکه سوم سیما اعلام کرد طی تماسی که با عزیزمحمدی رئیس سازمان لیگ داشتیم ساعت بازی را 15 دقیقه به عقب بردیم؛ با این شرایط تغییر ساعت دیدار استقلال – سایپا و ذوب آهن – پرسپولیس آن هم با اعلام قبلی(!) چندان تعجبآور نیست. سازمان لیگ سالهاست که با این تصمیمات لحظهای و عجیب و غریب لیگ حرفهای را برگزار میکند و ما هم به این نوع برنامهها عادت کردهایم.
اما عزیزمحمدی در واکنش به صحبتهای واعظ آشتيانی كه گفته بود برگزاری دیدار استقلال و سایپا در ساعت 22:30 حرفهای نيست و اين ساعت وقت خواب بازيكنان است، گفت: «سئوال من اين است كه آيا اروپايیها كه ساعت 11 شب مسابقات خود را برگزار میكنند، غيرحرفهای هستند؟! »
یعنی رئیس سازمان لیگ هنوز نمیداند ساعت ایران با ساعت کشورهای اروپایی اختلاف دارد؟ بازیهای اروپا معمولاً ساعت 11 و 12 شب به وقت ایران برگزار میشود که در آن کشورها ساعت شروع بازی 8:30 – 9 شب است. به فرض اینکه اروپاییها هم ساعت 11 شب مسابقات خود را برگزار میکنند آیا امکانات برگزاری مسابقات آنها با ما برابری میکنند؟ در ایران ساعت 10:30 وسایل ایاب و ذهاب برای تماشاگران فراهم است؟ نور ورزشگاه در حد استاندارد است و امنیت تماشاگران در داخل و خارج ورزشگاه تامین شده است؟ ضمن اینکه در اروپا یک برنامه کامل و جامع پیش از شروع لیگ به همه تیمها داده میشود و مسابقات بدون حتی یک دقیقه جابهجایی برگزار میشود اما سازمان لیگ حرفهای(!) ایران مشخص نیست به چه دلیل هر روز و هر ساعت یک حرفی میزند و یک برنامه ارائه میدهد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
شفق: با 100 هزار تماشاگر مقابل استقلال به ميدان ميرويم
خبرگزاري فارس: مديرعامل باشگاه تراكتورسازي تبريز گفت: با شكسته شدن راي محروميت حضور تماشاگران در ورزشگاه يادگار امام تبريز با 100 هزار تماشاگر پذيراي استقلال خواهيم بود.
[Only registered and activated users can see links]
ناصر شفق در گفت و گو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري فارس، درباره حكم كميته انضباطي مبني بر محروميت هواداران تراكتورسازي از يك بازي خانگي صحبتهاي زير را انجام داد:
* تراكتورسازي هم خواهان فضاي امن است
ضمن احترام به همه عزيزان و بزرگواران اول نظر خود باشگاه تراكتورسازي را اعلام ميكنم كه ما هم دوست داريم ورزشگاههايمان داراي محيطي امن ، سالم و با آرامش براي برگزاري فوتبال باشد. يقينا موضع ما موضعي است كه به دنبال ايجاد سلامت هر چه بيشتر در ورزشگاههاست.
* چطور نمونه ها محروم شدند؟
براي من مايه تأسف است تيمي كه در بازي با ذوبآهن در يك بازي مساوي با ناديده گرفتن شدن يك پنالتي مسلم با وجود اين كه برنده بازي نشد تماشاگرانش به عنوان تماشاگران نمونه و با اخلاق انتخاب ميشود اما در ديداري كه برنده مي شود تماشاگرانش بداخلاقي مي كنند. مي خواهم بدانم چه فعل و انفعالات و اتفاقات عجيب و غريبي رخ داده كه براي همان تماشاگران در هفته بعد در مسابقه اي كه برده برده و آنها هم در كمال آرامش و متانت ورزشگاه را ترك كردند چنين گزارشي توسط ناظر بازي نوشته شده است.
* راي كميته انضباطي شكسته مي شود
من فكر ميكنم با توجه به استقلال كميته انضباطي و درايتي كه شخص دكتر شريفي دارد با ارائه دلايل و مستنداتمان كه به زودي به كميته انضباطي ارائه ميكنيم راي صادره شكسته ميشود. فكر ميكنم ناظر بازي بايد محروم شود؛ آن هم به دليل نوع گزارشي كه براي اين بازي داده است. چرا كه گزارش بازي هيأت فوتبال آذربايجان شرقي، كميته امنيت مسابقات، گزارش ناظر كميته انضباطي مخالف گزارش ناظر محترم فدراسيون بود. چرا كه هوادارن ما صبر و حوصله و با زبان روزه در ورزشگاه حضور پيداكردند و در كمال آرامش 90 دقيقه تيم خود را تشويق كردند.
* ناظر به زبان تركي ناآشنا بود
احتمالا ناظر اين بازي به زبان آذري آشنا نبوده و احساس كرده وقتي تماشاگران يك صدا ميگويند يل ياتار، طوفان ياتار ... او احساس كرده تماشاگران الفاظ ركيك به زبان آوردند اما به لحاظ عقلي چنين چيزي درست نيست. اولا آنها مشغول تشويق تراكتورسازي بودند در ثاني شايد بين 65 هزار هوادار 500 نفري هم تيم حريف را وقتي كه مشغول ضد فوتبال بود مورد اهانت قرار دادند كه البته ما آن را تأييد نميكنيم اما اهانت آنها به بقيه هواداران چه ارتباطي دارد. بقيه چه جرمي كردند كه بايد محروم شوند.
* دعوت از استعدادياب هاي دو ميداني براي حضور در يادگار امام
نكته جالب ديگري كه در اين گزارش عنوان شده پرتاب اشيا به سمت زمين مسابقه بوده است. بايد از استعداديابهاي دووميداني و بالاخص در رشته پرتاب بخواهم در هر بازي تراكتورسازي به ورزشگاه يادگار امام بيايند و بتوانند اين برندگان طلا، نقره و برنز المپيك ها را شناسايي كنند چون فاصله ورزشگاه يادگار به خاطر غيراستاندارد بودن آن از سكو تا زمين در طبقه اول 40 متر است و آنهايي كه در طبقه فوقاني هستند قريب به 100 متر با زمين مسابقه فاصله دارند.
ميخواهم بگويم ركورد پرتاب نيزه كه حدود 80 متر است و پرتاب وزنه 22 متر است. فكر ميكنم كسي كه قادر باشد بطري آب كه در واقع تنها چيزي كه در ورزشگاه مي توانسته پرتاب شده باشد، آن هم بطري آب خالي بايد مورد توجه فدراسيون دو و ميداني قرار گيرد و آنها بايد استعدادهاي درخشان در تيم ملي دو و ميداني استفاده كنند. بالاخص كه ما در رشته دو و ميداني خيلي كم مدال هستيم و به ندرت مي توانيم مدال تصاحب كنيم.
اين ميتواند براي احسان حدادي و صميمي باعث انگيزه شود. چرا كه از حالا بدانند كه آنها در رشتههايشان رقيبان قدرتمندي پيدا كردند كه ميتواند ركوردهاي آنها را مورد تهديد قرار دهد.
* تشكر از ناظر بازي به خاطر نقره داغ كردن تبريزي ها
براي گزارش ناظر بازي بايد يك آفرين گفت كه چنين مردم تبريز را نقره داغ كرد. آن هم در آستانه حضور 100 هزار نفري تماشاگران براي بازي با استقلال. جا دارد از حضور مؤدبانه هواداران در بازي با راه آهن تشكر كنم آن هم در شرايطي كه اين ورزشگاه در صحراي عرفه ساخته شده است ولي آنها بدون توجه به اين فاصلهاي كه طي كردند در كمال ادب تيم خود را تشويق كردند.
*پيگير شكسته شدن حكم كميته انضباطي هستيم
حكم صادره از كميته انضباطي قطعا از سوي باشگاه تراكتورسازي دنبال مي شود و من يقين دارم كه اين حكم شكسته ميشود آن هم در شرايطي كه گزارش ناظر بازي متفاوت از گزارش ساير بخشهاي ديگر است. البته من گزارش ناظر داوري را نمي دانم اما يقين دارم جلال مرادي فرد باوجداني است و گزارش ايشان تأييد كننده نظر باشگاه خواهد بود.
* چرا با الفظ ركيك در بوشهر برخورد نشد؟
مورد بعدي كه براي من قابل توجه است اين است كه چگونه در هفته قبل در ورزشگاه بوشهر 15 هزار تماشاگر فحش هاي بسيار زشت كه خانواده تمامي اعضاي تراكتورسازي را به صورت يكصدا و جمعي زير سئوال برده بودند هيچ اتفاقي نيفتاد. چگونه گزارش آن بازي به دست كميته انضباطي نرسيد ولي اين حركت شتاب زده در آستانه بازي با استقلال كه ميتواند ركورد حضور تماشاگر را در ليگ برتر بشكند مورد توجه قرار ميگيرد.
* ركورد تماشاگر در ليگ شكسته مي شود
اگر براي بازي پرسپوليس و استقلال 100 هزار تماشاگر به ورزشگاه ميروند طبيعي است چون اين دو تيم پرطرفدارترين تيم ها در ايران و آسيا هستند اما براي يك بازي شايد معمولي تراكتورسازي و راه آهن وقتي بيش از 65 هزار تماشاگر به ورزشگاه ميآيد قطعا براي بازي با تيم استقلال استقبال 100 هزار نفري خواهد شد. اين مورد را هم اضافه كنم كه ورزشگاه يادگار امام در صورت نصب صندلي داراي گنجايش 70 هزار نفري است و در حال حاضر كه صندلي در آن نصب نشده حداقل يك سوم بايد به اين ظرفيت اضافه كرد. من مطمئنم باتوجه به اينكه باشگاه تراكتورسازي مدارك و مستندات خود را به كميته انضباطي ارائه خواهد كرد اين ورزشگاه در تاريخ 22 شهريور با تجديد نظر در رأي صادره مقابل استقلال بيش از 100 هزار تماشاگر را در خود خواهد ديد.
* با يك گزارش نمي شود حكم داد
در صحبتي كه با آقاي شريفي روز گذشته داشتم به او توضيح دادم كه مدارك و استنادات ما به قدري شفاف است كه يقين دارم اين رأي شكسته ميشود. علاوه بر آن به او گفتم كه به صرف گزارش ناظر بازي نمي توان چنين حكمي را صادر كرد.
* ناظر گزارش اشتباه داده است
در روز بازي با راه آهن من بين مردم بودم و احتمال ميدهم ناظر بازي شايد گزارش يك بازي ديگري را در يك ورزشگاه ديگر به كميته انضباطي فدراسيون ارائه كرده است. شايد او گزارش بازي بوشهر را به كميته انضباطي داده است. به طور قطع ما اين موضوع را پيگيري خواهيم كرد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
آرزوی جوان روستایی به همت علی کریمی محقق شد
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
مرتضی مه زاد جوان بیمار شمالی شنبه شب در شبکه سوم ملاقات با علی کریمی را جز آروزهای بزرگ خود برشمرد و ساعاتی بعد به لطف احسان علیخانی در یکی از رستوانهای شهر تهران به آرزویش رسید.
داستان از این قرار بود که برنامه پربیننده و معنوی ماه عسل با اجرای احسان علیخانی بار دیگر در ماه رمضان مهمان خانه های روزه داران شد تا این بار میزبان یکی از قد بلندترین مردان خاور میانه باشد.
ماه مبارك رمضان در پیش بود و احسان علیخانی در تدارك برنامه اى ویژه براى ساعات افطار. مجرى جوان تلویزیون كه در اجراى برنامه هاى مناسبتى تبحر خاصى دارد، به صورت اتفاقى نشریه اى محلى را مى بیند كه در آن با یك جوان بیمار شمالى مصاحبه شده است. جوان ساده و صادقى كه قد او به خاطر عملكرد نامناسب غدد داخلى و تشخیص نادرست پزشكان بسیار بیشتر از حد متعارف رشد کرده و به 50/2 متر رسیده است.
حال آنكه وى به لحاظ مالى هم در شرایطى نیست كه از پس هزینه هاى سنگین عمل جراحى برآید. مرتضى مه زاد در گفتگوى خود با نشریه محلى از آرز وهایش یاد كرد و داشتن یك دستگاه كامپیوتر و ملاقات با على كریمى را در زمره آرمانهایش برشمرد. همین مسئله جرقه اى در ذهن علیخانى زد تا مه زاد را مقابل دوربین بیاورد و ترتیب ملاقات وى با جادوگر استیل آذین را هم بدهد.
مرتضی مه زاد در ماه عسل
شنبه 7 شهریور ،استودیو 11 شبكه سوم، مرتضى همراه با مادر خود جلوى دوربین قرار گرفته و صادقانه حرف مى زد. از زحماتى كه مادرش كشیده مى گوید و از آرزویى هایی كه مدتهاست روزها را به یاد آنها شب مى کند؛ او می گوید من سه آرزوی بزرگ دارم: «خیلی دوست دارم علی کریمی را از نزدیک ببینیم. البته هنوز مشکل مسکن دارم و دوست دارم این مشکل نیز حل شود. مشکل دیگر که سالها مرا اذیت می کند کفش هایم است که هنوز نتوانسته ام کفشی به اندازه پایم پیدا کنم.
علی کریمی که آن شب از قضا برنامه ماه عسل را دیده بود و می دانست دیدن او بزرگ ترین آرزوی مرتضی بوده با هماهنگی احسان علیخانی تنها چند ساعت بعد و پس از اتمام برنامه به سراغ این جوان بیمار می رود تا حداقل یک از آرزوی های جوان شمالی را برآورده کند.
رؤیایى كه جوان صادق شمالى همواره در شوق تحقق آن بود و زمانى كه قصد خروج از تلویزیون را هم داشت به آن مى اندیشید اما هرگز فكر نمى كرد به همین زودى آرزویش رنگ واقعیت به خود بگیرد. مرتضى در پایان برنامه از سوى علیخانى دعوت به صرف شام شد و همراه با هم راهى رستورانى در خیابان سئول شدند. جایى كه على كریمى انتظار ورودشان را مى كشید!
....... و چقدر زیبا بود لحظ هاى كه مرتضى سرشار از شوق تحقق آرزویش بود و كریمى خوشحال تر از وى كه توانسته دل یك هموطن را شاد كند.
مهرزاد وقتی دید کریمی رو به روی او نشسته با ذوق و شوق خاصی به سوی قهرمان محبوبش رفت تا کریمی او را در آغوش بگیرد. شاید مرتضی هرگز باورش نمی شد فوتبالیست محبویش را به این زودی می بینید.
کریمی با این حرکت ثابت کرد که انسانیت همچنان نفس می کشد و شاد کردن دل یک بیمار ایرانی آن هم در این ماه مبارک چقدر می تواند در روحیه هموطنش تاثیر گذار باشد.
کریمی خصوصیان خاص خودش را دارد. علی پسر پاک ، صریح اللهجه و خوش قلبی است که خیلی بی سر و صدا به دیگران کمک می کند و همه تلاشش را می کند تا کسی چیزی نفهمد.
سرقت میلیونی از سرپرست یکی از تیمهای لیگ برتری!
"منابع موثق خبری مدعی هستند سرپرست مذکور مدیرعامل تیم لیگ برتری را به شدت تحت فشار قرار داده که اگر طلب گذشته وی و این مبلغ که در اردوی شبانهروزی از وی به سرقت رفته را تا پایان هفته به وی برنگرداند به زودی به کمیته انضباطی مراجعه خواهد کرد و از او که در کمیته انضباطی پروندهبسیار سنگینی دارد شکایت خواهد کرد تا شاید سایه تعلیق دوباره بر سر باشگاه وی احساس شود."شبکه ایران - شاید این موضوع عجیب باشد اما تردید نکنید که این اتفاق کاملا صحت دارد هر چند که باورش برای اهالی فوتبال بسیار سخت و غیرمنتظرهاست.
میگویند در هفته سوم لیگ برتر و در شب قبل از یکی از بازیهای لیگ برتر اتفاق خارقالعادهای در اردوی یکی از تیمهای لیگ برتری روی میدهد که بنا به سیاست مدیران باشگاه تا به امروز در هیچ محفلی فاش نشد تا این که امروز یکی از شاهدان این اتفاق موضوع را رسانهای کرد.
میگویند شب قبل از بازی این تیم لیگ برتری سرپرست تیم به اتفاق دو همراه دیگر که نان و نمک همدیگر را هم خوردهاند و همان شب هم گل گفتهاند و گل شنیدهاند به امید پیروزی در بازی فردا سر بر بالین میگذارند، صبح که از خواب بلند میشوند سرپرست متوجه سرقت از جیبش میشود!
کی بود کی بود من نبودم شروع میشود، اما غیر از سرپرست و آن دو نفر، شخص دیگر وارد اتفاق نشده، شاید هم شده و آنها متوجه نشدهاند. به هر حال دو میلیون از جیب سرپرست به سرقت رفته و شاید هم مفقود شده و جالب اینکه وقتی سرپرست جریان را با مدیرعامل مطرح میکند از او میخواهند که قضیه را رسانهای نکند. رسانهای هم نمیشود اما سرپرست به پولش هم نمیرسد. حال به نظرتان پیدا کردن پرتغال فروش کار سختی است به شرطی که سرپرست خوابنما نشده باشد.
برخی اعضای این باشگاه که حس ماجراجویی بسیار بالایی دارند معتقدند به دلیل نقد نشدن چکهای جناب مدیرعامل برخی افراد به این فکر افتادند تا از طرق دیگر برای خود درآمدزایی کنند.
منابع موثق خبری مدعی هستند سرپرست مذکور مدیرعامل تیم لیگ برتری را به شدت تحت فشار قرار داده که اگر طلب گذشته وی و این مبلغ که در اردوی شبانهروزی از وی به سرقت رفته را تا پایان هفته به وی برنگرداند به زودی به کمیته انضباطی مراجعه خواهد کرد و از او که در کمیته انضباطی پروندهبسیار سنگینی دارد شکایت خواهد کرد تا شاید سایه تعلیق دوباره بر سر باشگاه وی احساس شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
استقلال و ملوان دیر وقتترین بازی تاریخ ایران
مدار، توان فشار پروژکتورها را نداشت و برق رفت.
[Only registered and activated users can see links]
«با رایزنی انجام شده، به دلیل پخش سریال شبکه 3 بازیهای لیگ برتر، با 15 دقیقه تأخیر آغاز میشود.» این شروعی بود برای دیرهنگامترین مسابقه تاریخ فوتبال ایران. مسابقهای که باعث شد برای اولینبار در فوتبال ایران از سال 1326 تا به حال، تا ساعت 23:30 دقیقه به طول بینجامد. البته این بار هم بنایی برای چنین بازی دیرهنگامی نبود اما ورزشگاه شهید پیشگاه هادیان انزلی که پس از ماهها برای برگزاری بازی استقلال و ملوان در انزلی مهیا شده و سکوهایش لبریز از تماشاگر بود، ناگهان در تاریکی فرورفت.
مهدی زارع عکاس اعزامی خبر به انزلی میگوید: «داشتیم از بازی عکس میگرفتیم که یکدفعه برق رفت. البته تعدادی از پروژکتورها هنوز برق داشتند اما این نور کم نمیتوانست زمین و سکوها را روشن نگه دارد. داور بازی کمی بهت زده شد و سوت زد. ما هم که در تاریکی مانده بودیم مثل جمعیت روی سکوها با استفاده از فندک و آتش زدن کاغذ سعی کردیم تا دیدمان را بیشتر کنیم.»
البته وحید طالبلو گلر استقلال هم درباره اتفاق دقیقه 21 میگوید: «یک دفعه برق رفت و داور بازی را قطع کرد. ما هم برای اینکه بدنهایمان سرد نشود، به رختکن رفتیم. نمیدانم چرا این اتفاق افتاد ولی فکر میکنم، نیم ساعتی را در تاریکی سر کردیم که مشکل حل شد.»
اما چه اتفاقی افتاد که بازی به این شکل درآمد؟ در پاسخ به این سؤال اردشیر پورنعمت مدیرعامل باشگاه ملوان میگوید: «مشکل از ورزشگاه نبود. سیستم برق شهری مشکل پیدا کرده بود. یکی از مدارهای برق منطقهای دچار اختلال شده بود و فیوز مرکزیاش سوخته بود.» این مشکل باعث شد تا برق ورزشگاه که یک دفعه در پیک مصرف ساعات بعد از افطار، فشار بسیاری را داشت به مدار برق این شهر ساحلی وارد میکرد، دچار اختلال شود.
برق ورزشگاه پیشگاه هادیان از چند ترانس مختلف شهری تأمین میشود. همین عامل باعث شده بود تا ورزشگاه در تاریکی مطلق فرونرود. پروژکتورهای ورزشگاه انزلی نسبت به سالهای قبل تقویت شده بودند و این بار فشار برقی بیش از قبل را میطلبیدند و به گفته مسئولان برق منطقهای یکی از دلایل اختلال رخ داده هم، همین فشار ناگهانی به مدار بوده است. اتفاقی که باعث به درازا کشیده شدن بازی دو تیم شد. بازیای که تا به حال هیچ وقت در ایران تا به آن ساعت طول نکشیده بود.
عزیز محمدی رئیس سازمان لیگ در اینباره میگوید: «خوشبختانه مسئولان محلی خیلی زود مشکل برق را حل کردند. این اتفاقات را که نمیشود پیشبینی کرد. حالا خیلی مهم نیست که یک بازی کمی هم دیرتر تمام شود. شما دیدید که جمعیت هیچ مشکلی را هم در تاریکی به وجود نیاوردند و همه چیز در نظم مطلق به انجام رسید.» او البته میگوید: «ما از هیأتهای استانها خواستهایم تا مسائل مربوط به نور ورزشگاهها را یکبار دیگر بررسی کنند تا از ایجاد خلل در بازیها جلوگیری شود اما گاهی واقعاً این اتفاقات از دست مسئولان برگزاری خارج است.» البته در انزلی به رغم قطع برق با شروع دوباره بازی تماشاگران مسابقهای زیبا را دیدند که اگرچه گلی نداشت اما جذاب بود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
فیلم هندی 2 با بازی دایی و امیر قلعه
چهره دایـــی، قلعهنویی و همينطور اطرافیان، هنگامی كه این دو در آغوش هم قرار گرفتند فوق العاده دیدنی بود. بعد از روبوسی، دایی به داخل مجلس رفت و قلعهنویی دم در ماند تا به بقیه ميهمانان خوشامد بگوید
جمعه شب وقتی كه فوتبالیها پیگیر نتیجه دو بازی نه چندان پراهمیت لیگ بودند در انتهای خیابان جردن تهران، علی دایی بعد از مدتها در یك محفل فوتبالی آفتابی شد. سرمربی بركنارشدهاي كه سیاست سكوت پیشه كرده و حرفی درباره فوتبال و حواشی آن نمیزند. دایی كه با كت و شلواری راه راه خود را به مراسم مولودی امام حسن مجتبی(ع ) رسانده بود، بعد از آنكه از ماچ و بوسه آدمهای دم در خلاصی یافت خود را در آغوش امیر قلعهنویی دید تا این دو كدورتها را كنار بگذارند و روی هم را ببوسند.
اين همه چهره مشهور زير يك سقف
مراسم مولودی امام حسن مجتبی (ع) گرچه در منزل فردی به نام عرب، از اعضای هیات رئیسه فدراسیون ورزشهای پهلوانی برگزار شد اما امیر قلعهنويي یكی از بانیان آن به شمار ميآمد و به همین خاطر بسیاری از چهره های سرشناس سینما و فوتبال به دعوت او پاسخ مثبت داده بودند. از افشین پیروانی گرفته تا داریوش ارجمند، نجفیان و بازیگر ثابت فیلمهای مسعود كیمیایی، كیانوش گرامی.
در این میان اما حضور دایی خبرسازتر از بقیه بود، حضوری كه به گفته یكی از نزدیكان قلعهنويي با دعوت مستقیم سرمربی تیم سپاهان صورت گرفته بود و دایی هم دست رد به سینه قلعهنویی كه از اصفهان برای حضور در مجلس به تهران سفر كرده بود، نزد و صد البته با رویی خندان به مراسم آمد. چهره دایـــی، قلعهنویی و همينطور اطرافیان، هنگامی كه این دو در آغوش هم قرار گرفتند فوقالعاده دیدنی بود. بعد از روبوسی، دایی به داخل مجلس رفت و قلعهنویی دم در ماند تا به بقیه ميهمانان خوشامد بگوید. دایی بعد از نیم ساعت مجلس را ترك كرد اما آشتیكنان او با قلعهنويي ماندگار شد.
دوستی در روزهای بیكسی
دایی و قلعهنويي اما پیش از این هم یكبار با هم آشتی كرده بودند، آن زمان كه قلعهنويي سرمربی استقلال بود و دایی روی نیمكت تیم ملی مينشست. قلعهنويي به خاطر برنامهریزی های تیم ملی و اینكه مجبور بود نفرات خود را به دایی بدهد منتقد سرمربی تیم ملی شد، و البته دایی هم در كنفرانس خبری اش جواب او را داد: «وقتی استقلال هفته اول ابومسلم را دو بر صفر برد، در كنفرانس مطبوعاتی ميآیند و میگویند كه ما نتیجه دوازده كیلومتر دویدنمان را در تركیه گرفتیم. اما، آنها به من بگویند در روز باخت این دوازده كیلومتر كجا رفت. از استقلال تنها طالبلو در تیم ملی بوده مگر میشود تیم بزرگی مثل استقلال به یك نفر وابسته باشد. چرا قبل از بازی میگویند ما با بازیكنان جانشین جای خالی بازیكنان غایب را پر میكنیم اما وقتی تیمشان میبازد میآیند و میگویند كه تیم ملی به باشگاه ضربه زد. استقلال تنها متعلق به قلعهنویی نیست.» بعد از این اما دایی كه روی دنده آشتیكنان افتاده بود به ورزشگاه آزادی رفت و بین دو نیمه یكی از بازیهای استقلال با قلعهنويي آشتی كرد. این آشتیكنان اما دوام نداشت و باز قلعهنويي به دلیل برنامههای تیم ملی از دایی انتقاد كرد و دایی هم جوابش را داد تا رابطه این دو مجددا كدر شود. البته روزی كه دایی از تیم ملی اخراج شد ، قلعهنويي درصدد دفاع از او بر آمد و در مصاحبهای گفت: « مشكل فوتبال ایران با بركناری علیدایی از سرمربی گری تیم ملی حل نمی شود، امروز اگر هر فرد دیگری نیز به جای دایی روی نیمكت تیمملی بنشیند مطمئن باشید مشكل فوتبال ایران حل نخواهد شد.» سكوت دایی و جدایی قلعهنويي از استقلال اما سبب شد كه این دو نه تنها دیگر به هم كاری نداشته باشند بلكه در این روزهای بیكسی با هم آشتی هم بكنند و كدورتها را كنار بگذارند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
در جشن ميلاد امام حسن (ع)
آشتيكنان علي دايي با قلعهنويي
مدتها بود كه از علي دايي هيچ خبري نبود. حتي كمتر كسي ميدانست كه سرمربي سابق تيم ملي كشورمان در ايران بهسر ميبرد يا سفر رفته. تنها چيزي كه از علي دايي به گوش ميرسيد اين است كه درگير مسائل شخصياش است و فعلا قصد مصاحبه كردن ندارد. روزهاي زيادي به اين صورت گذشته. روزها، هفتهها و حتي ماهها، تا اينكه خبر رسيد علي دايي دعوت دوستش را براي حضور در مراسم ميلاد امام حسن مجتبي (ع) پذيرفت و به جردن رفت. اما حضور در اين مراسم تمام ماجرا نبود، چرا كه در آنجا 2 مراسم آشتيكنان براي علي دايي برگزار شد. اول آشتي با امير قلعهنويي و پس از آن هم آشتي با يار و دوست هميشگياش حاج حسين محمدي ...
در اين مراسم كه به ميزباني برادران عرب در جردن برگزار شد، چهرههاي ورزشي و هنري زيادي ازجمله داريوش ارجمند، رسول نجفيان، محمدرضا گلزار، عباس جديدي، مربيان تيمهاي ملي كشتي، اعضاي تيم ملي بدنسازي و پرورش اندام و البته علي دايي، امير قلعهنويي، حسين محمدي و ... هم حضور داشتند كه در نهايت با آشتي دادن علي دايي با قلعهنويي و حسين محمدي به پايان رسيد. در ابتدا علي دايي و امير قلعهنويي كه ظاهرا نسبت به ديگر ميهمانان زودتر رسيده بودند همديگر را بغل كردند و با روبوسي، آشتي كردند. در اين مراسم كوچك اگرچه صحبتهاي زيادي رد و بدل نشد اما قلعهنويي صحبتهاي زيادي داشت كه در پايان مراسم به حسين محمدي منتقل كرد تا به علي دايي اطلاع بدهد. بعد از آن هم حسين محمدي كه ديرتر از ديگران به مراسم رسيده بود، درحالي كه هنوز چند دقيقهاي از حضورش در ميهماني نگذشته بود كه ديد برادران عرب علي دايي را ميآورند كه با او هم آشتي كند. در اين لحظه علي دايي كه رفاقت چند سالهاي با حسين محمدي دارد و چند ماهي با هم صحبت نميكنند حسين محمدي را در آغوش كشيد و با او روبوسي كرد. پس از آن هم چند كلمهاي با هم احوالپرسي كردند و علي دايي دقايقي بعد با خداحافظي از ميهمانان، مجلس را ترك كرد. بعد از اين بود كه امير قلعهنويي سمت حسين محمدي آمد و در مورد مراسم آشتيكنانش با علي دايي صحبت كرد. قلعهنويي به محمدي گفت: «خيلي دوست داشتم يكسري صحبت با علي دايي داشته باشم اما فرصت نبود. ميخواستم به دايي بگويم وقتي كه او را از تيم ملي كنار گذاشتند آمدند دنبال من. اما من گفتم با علي دايي كه اينطور كرديد، واي به حال من ... يعني انتظار داريد من سرمربيگري تيم ملي را بپذيرم؟! ...»
حسين محمدي هم كه ترجيح داد در اين مورد صحبت نكند، بحث را عوض كرد و از اوضاع و احوال اصفهان و سپاهان از قلعهنويي پرسيد كه سرمربي سپاهان هم در جواب گفت: «اصفهان مردم خوبي دارد. من ديگر نميتوانستم در استقلال بمانم. اگر ميماندم اذيتم ميكردند ... تيم من قهرمان شد با من اين رفتار را كردند، واي به حال اينكه يك سال ديگر در استقلال ميماندم.»
به اين ترتيب صحبتهاي قلعهنويي و حسين محمدي به پايان رسيد و جشن برادران عرب يعني امير، مجيد و سعيد با 2 مراسم آشتيكنان به پايان رسيد. مراسمي كه ميهمانان ويژهاي داشت.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
مجيد جلالي در يك اظهارنظر كامپيوتري:
قرمز و آبي طرح پيشنهادي انگليسيها به ساواك بود!
كارشناس فوتبال ايران در تحليل ناهنجاريهاي فرهنگي اجتماعي كاملاً همه چيز را زير سوال ميبرد. تا آنجا كه بحث قرمز و آبي و طرفداران دو تيم بزرگ كشور را نشأت گرفته از يك توطئه و تفكر انگليسي اعلام ميكند. او با اين تفكر خاص خود، مدعي ميشود كه طرح ايجاد قرمز و آبي پيشنهادي بوده كه 40 سال پيش از سوي انگليسيها به ساواك داده شده و آنها نيز براي سرگرم كردن مردم با اجراي اين طرح در فوتبال ايران موافقت كردهاند.
مجيد جلالي درتوضيح اين اظهار نظر خود ميگويد: «طرح ايجاد دو تيم قرمز و آبي در فوتبال ايران در زمان گذشته از سوي انگليسيها به ساواك پيشنهاد شد كه ايران هم پذيرفت؛ آنها گفته بودند ما هم براي رسيدن به اهداف سياسي و در نهايت سرگرمي مردم، در هر شهري از انگليس يك آبي و قرمز تشكيل داديم. شايد اين طرح در چهل سال گذشته با هدف ايجاد سرگرمي براي مردم، طرح خوبي بوده و اكنون هم بد نباشد اما در حال حاضر با بالا رفتن سطح سواد عمومي و پيشرفت زندگي، ديگر نبايد صرفا همان هدف را دنبال كند چرا كه ديگر به تنهايي پاسخگوي نيازهاي جامعه نيست.»
مجيد جلالي حرفهاي پختهاش را با بعضي گفتههاي احساسياش هم ميزند و شايد براي همين است كه گاهي حرفهاي پخته او راحت پذيرفته نميشود. جلالي اين موضوع را به طور كامل و به صورت علمي مورد تحليل قرار ميدهد تا با بررسي زواياي گوناگون، ثابت كند براي حرفش دليل محكمي دارد.
ريشهيابي و پيدا كردن علتها:
1- استاديومها به مكاني براي تخليه هيجانات رواني جوانها تبديل شده است
سياستگذاران امر چنين ديدگاهي دارند كه بگذاريم هيجانات رواني مثبت و منفي جوانان ما در استاديومها تخليه شود؛ بنابراين آنها را در ورزشگاهها به حال خود رها كرده تا اين محل، جايي براي بروز واكنشهاي ناهنجار جوانان باشد.
2-حساسيت را تنها به دو رنگ آبي و قرمز تقسيم كردهايم
تمركز اخبار و افكار عمومي روي اين دو تيم باعث شده تا عامل حساسيتزا تنها به دو قسمت تقسيم شود؛ شايد اين مسأله در ادامه همان سياست استفاده از فوتبال به عنوان يك سرگرمي مجاز در كشور باشد اما آنقدر پررنگ شده است كه به شدت تواناييهاي ديگر فوتبال را هم تحت تأثير قرار داده و باعث فراموشي آنها شده است.
3-نبود قوانين كافي براي رفتارهاي دروني فوتبال
عدم وجود قوانين لازم و درست خود به ايجاد تشنج در محيط دامن ميزند، ضمن اينكه نبايد صرفا به فكر قوانين تنبيهي باشيم. در نظر گرفتن قوانين تشويقي براي رسيدن به نتيجه مطلوب، در اين زمينه بسيار ضروري است.
در تفسير تواناييهاي ديگر فوتبال كه ناديده گرفته ميشود
در حال حاضر فوتبال در جهان علاوه بر خاصيت سرگرمي، تواناييهاي بسيار زياد ديگري از جمله در ابعاد سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، آموزشي و... نيز دارد.
تاكنون فكر كردهايد كه به طور مثال ميتوان مدت زمان 90 دقيقهاي يك بازي فوتبال را به 90 سال عمر تشبيه كرد كه قواعد خاصي براي سعي كردن و رسيدن به موفقيت دارد؛ و زماني كه سوت پايان زده شود پشيماني سودي ندارد.
بايد دقت كرد كه فوتبال را از هيچ منظري نميتوان با ساير ورزشها مقايسه كرد و در سطح بينالمللي ميبينيد كه حتي اتحاديه اروپا قوانين كلي مختلفي را در سطح قاره خود براي آن ترسيم ميكند.
حتي بعضا حساسترين مسائل و تصميمات سياسي را هم با قواعدي برگرفته از فوتبال در ميان مردم جا مياندازد و سابقه استفاده از چنين ابزاري در كشور خودمان هم ديده ميشود.
آنگاه ديگر فوتبال را به عنوان يك ابزار كوچك نميبينيم كه فقط مردم را سرگرم كند؛ بلكه با آغاز يك راه جديد، آن را پديدهاي ميپنداريم كه بايد برايش هزينه كرده و مديران، مربيان و نيروي انساني كارآمد در بدنه آن تربيت كنيم.
راهكارهاي كوتاهمدت براي كاهش ناهنجاريها در فوتبال
در حال حاضر گذشته از اهميت راهكارهاي بلندمدت براي از بين بردن فضاي ملتهب حاكم در استاديومهاي ورزشي، ميبايست اقدام كوتاهمدتي را هم در جهت حل ناهنجاريهاي فرهنگي اجتماعي كنوني ورزشگاهها، در نظر گرفت كه ميتواند دربرگيرنده يكسري برنامههاي تنبيهي و تشويقي مختلف باشد.
1-امتياز دادن به تماشاچيان و در نظر گرفتن برنامههاي تشويقي
براي رعايت اصول اخلاقي و رفتارهاي صحيح تماشاچيان هر مسابقه امتيازاتي را تعريف و طراحي كنيم و ناظران مختلفي را براي دادن اين امتيازات بكار گيريم كه با به حد نصاب رسيدن امتيازات، اقدامات تشويقي خاصي براي تماشاگران در نظر ميگيريم.
2-بالا بردن سطح امكانات رفاهي استاديومها
از ديگر راهكارهاي كنترل رفتارهاي فرهنگي، اجتماعي در استاديوم ميتوان از بالا بردن سطح امكانات رفاهي ورزشگاهها نام برد. ميتوان قيمت بليت مسابقات را بالا برد و به همان اندازه شرايط رفاهي خوبي براي تماشاچيان فراهم كرد.
اين طرح شايد در دوران ابتدايي كار، تاحدودي باعث كاهش تماشاچيان در استاديومها شود اما به مرور و پس از آنكه تماشاچي از حضورش در استاديوم احساس رضايت و آرامش كرد، مورد توجه قرار ميگيرد.
3-در نظر گرفتن مكانهايي براي تماشاي خانوادگي فوتبال در استاديومها
ما بايد كاري كنيم قشر عظيمي از مردم كه فوتبال را دوست دارند و قشر بهتري هم هستند، فضا را مناسب ديده و به استاديومها بيايند. اكنون با توجه به فضاي ملتهب ورزشگاهها، آنها جايي براي حضورشان در آنجا نميبينند؛ ضمن اينكه تماشاي خانوادگي بازيها در استاديوم ميتواند به رعايت يكسري اصول اخلاقي و رفتاري از سوي بسياري از تماشاچيان منجر شده و پاي انسانهاي مختلفي از اقشار گوناگون را به اين مكان باز كند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
پخش اخبار و سریال مهمتر از فوتبال!
یادش بخیر! روزی روزگاری یک رسانه داشتیم که اسمش را گذاشته بودند، ملی. رسانه ملی! یعنی رسانهای که درجهت خواستههای مردم حرکت میکند اما ظاهراً صدا و سیما دیگر توجهی به نیازهای مردم و خواستههای آنها ندارد. حداقل برای ما ورزشیها طی چند ماه اخیر این قضیه ثابت شده است.
شب گذشته در جریان بازی تماشایی پرسپولیس و ذوبآهن و درست در همان لحظاتی که بازی به اوج حساسیت خود رسیده بود، ناگهان بازی قطع و بخش خبری شبانگاهی شبکه 3 پخش شد! واقعاً جای تاسف دارد که مسئولان صدا و سیما با بیاحترامی به بینندگانش شعور آنها را به بازی میگیرند. آیا بهتر نیست به جای پخش نصف و نیمه بازیها، برنامههای راز بقا، هزار جور اخبار از نوع شبانگاهیاش و یا سریال پخش کنند تا حداقل روی اعصاب مردم پیادهروی نکنند. از بازی 90 دقیقهای پرسپولیس و ذوب آهن، 15 دقیقه اول بازی بهخاطر پخش سریال و 10 دقیقه از اواخر آن بهخاطر پخش اخبار زده شد، کاش 75 دقیقه دیگرش را هم پخش نمیکردند تا شاید مردمزدایی صدا و سیما تکمیل شود. مسئولان رسانه ملی(!!) باید بدانند مردم ما خیلی باهوشند و خیلی سریع خوب را از بد تشخیص میدهند. برای جلب رضایت فوتبالدوستان باید خیلی حرفهایتر از این عمل کرد... !
منبع ([Only registered and activated users can see links])
برتري جومونگ برابر استقلال با كمك شبكه 3
پخش فوتبالي، سريالي، خبري و بازرگاني نهمين دوره ليگ برتر
خبرگزاري فارس: شبكه 3 سيما براي پخش ديدارهاي ليگ برتر فوتبال ايران روش جديدي را در پيش گرفته كه در دنيا بينظير است.
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرگزاري فارس، پس از پافشاري مسئولان كنفدراسيون فوتبال آسيا به فدراسيون ايران، جامعه ورزشي با مقوله جديدي به نام "حق پخش تلويزيوني " آشنا شد. مقولهاي كه سال ها قبل در فدراسيون هاي اروپايي و برخي كشورهاي آسيايي، آفريقايي و آمريكايي كه ليگ حرفهاي دارند، كاملاً تعريف شده بود. آنها بدون هيچ چالشي، اين مقوله ورزشي- اقتصادي را مورد تائيد قرار داده بودند؛ اما در ايران شرايط فرق مي كرد و براي نهايي شدن امضا حق پخش، اختلاف مسئولان فدراسيون با سران صدا و سيما، ماه ها نقل محافل شد.
سرانجام پس از كش و قوس هاي فراوان و براي آنكه فوتبال ايران از سوي AFC با مشكلي روبرو نشود، قرارداد حق پخش با مبلغ 10 ميليارد تومان به امضا رسيد تا هواداران ورزش و فوتبال گوشه اي از ورزش حرفه اي را احساس كنند. اين مبلغ البته به گفته مسئولان سازمان ليگ در آستانه شروع نهمين دوره مسابقات به 11 ميليون تومان افزايش يافت.
با وجود نهايي شدن عقد قرارداد براي پخش نهمين دوره ليگ برتر، در روزهاي اخير مخاطبان تلويزيوني براي تماشاي مسابقات با اتفاقات عجيب و غريبي از جمله پخش با تاخير، قطع شدن بازيها در حساس ترين دقايق، تغيير زمان رقابت ها با دستور مسئولان شبكه 3، پخش پيام هاي بازرگاني هنگام شروع مسابقات و ... مواجه هستند.
آمار نشان مي دهد ورزش به ويژه فوتبال ميان مردم ايران علاقمندان زيادي دارد. شهروندان براي تماشاي يك مسابقه ورزشي در طول روز براي آن زمان خاص برنامه ريزي ميكنند. به همين دليل، بي احترامي نسبت به خود در اين زمينه را نمي پذيرند؛ اگر چه در هفتههاي اخير بدرفتارهايي متعددي را در نحوه پخش مسابقات را شاهد بودهايم.
* برتري "افسانه جومونگ " برابر استقلال در ليگ قهرمانان آسيا
پخش يك مسابقه فوتبال، ميليونها نفر را به پاي تلويزيون ها ميكشاند. بنابراين، براي حفظ اين مخاطبان و براي جلب رضايت آنها مي طلبد كه رفتاري مناسب و در خور شان آنها از خود نشان دهيم.
استقلال، يكي از تيم هاي ايراني حاضر در ليگ قهرمانان آسيا بود كه در اولين مسابقه خود، 21 اسفند ماه سال گذشته به مصاف الاتحاد عربستان رفت و ميليونها ايراني منتظر تماشاي اين مسابقه بودند تا عملكرد يكي از نمايندگان پرطرفدار خود را از تلويزيون نظاره كنند. اما در همان مسابقه، شبكه 3 واكنش جالبي از خود نشان داد و با شروع نيمه دوم و جايي كه مسابقه به لحظات حساس خود رسيده بود، به يك باره پخش مسابقه را به دليل اخبار قطع كرد و مخاطبان در اوج ناراحتي تا دقيقه 60 نتوانستند بازي را تماشا كنند.
در ادامه همين مسابقات و در 29 ارديبهشت ماه، اين شبكه به دليل پخش سريال "افسانه جومونگ "، مسابقه استقلال ايران و الجزيره امارات را پخش نكرد تا اين ديدار از شبكه دو پخش شود. صداوسيما براي پخش مسابقات درخواست تغيير ساعت مي كند؛ اما چون نمي تواند به كارگردان سريال كرهاي جومونگ اين موضوع را بگويد، مجبور مي شود اين سريال را پخش كند؛ اتفاقي كه كمتر شاهد آن هستيم.
* نوآوري شبكه سه براي پخش مسابقات ليگ نهم
با شروع نهمين دوره ليگ برتر و افزايش حق پخش به 11ميليارد تومان، انتظار ميرفت ديگر شاهد چنين اتفاقاتي از سوي شبكه سه نباشيم؛ اما با گذشت چند هفته و با توجه به رويدادهاي مهمي از جمله برگزاري مسابقات جهاني واليبال، بسكتبال، فوتسال و ديدارهاي ليگ برتر، نه تنها از اين رفتارها كاسته نشد؛ بلكه بر شدت بي توجهي به خواسته مخاطبان نيز افزوده شد.
نتايج مسابقات تيم هاي ملي نوجوانان واليبال و تيم بسكتبال جوانان در رقابت هاي جهاني اهميت ويژه اي دارد كه متاسفانه در شرايط مطلوبي پخش نشد. به عنوان مثال، در مسابقه پاياني جام جهاني نوجوانان واليبال بين تيم هاي ايران و صربستان، ست اول و ست چهارم با تاخير پخش شد و مسابقات جهاني تيم بسكتبال نيز اصلاً پخش نشد.
در زمينه فوتبال علاقمندان ميليوني اين ورزش نيز روزهاي خوشي را براي تماشاي ليگ برتر نداشته اند؛ اگر چه عقد قرارداد حق پخش آنها را خيلي به آينده خوشبين كرده بود. نحوه پخش مسابقه ملوان و استقلال تهران در هفته چهارم و ذوب آهن و پرسپوليس در هفته پنجم خوشبيني علاقمندان ميليوني به فوتبال داخلي را به ياس تبديل كرد زيرا هر 2 مسابقه در شرايط بسيار بدي از اين شبكه به بينندگان تلويزيوني ارائه شد.
ديدار تيم هاي ملوان و استقلال قرار بود ساعت 21 برگزار شود؛ اما به دليل پخش سريال تلويزيوني و دستور اكيد مسئولان شبكه 3، اين مسابقه با يك ربع تاخير برگزار شد. اين در حالي است كه پيش از آن اطلاع رساني انجام نشده بود. با شروع مسابقه، برق ورزشگاه تختي انزلي در اواسط نيمه اول قطع شد. بعد از 22 دقيقه تاخير و با بازسازي مشكل برق ورزشگاه، بازي از سر گرفته شد، اما به دليل پخش اخبار اين مسابقه تا دقيقه 35 پخش نشد و بار ديگر بر خشم و عصبانيت مخاطبان افزود چون بينندگان تلويزيوني علاوه بر تماشاي مسابقه مجبور بودند در پايان خبرها، گزارش پاياني خبر را نيز تماشا كنند.
پخش سريالي، فوتبالي، خبري و بازرگاني مسابقه حساس تيم هاي ذوب آهن و پرسپوليس كه شب گذشته برگزار شد يكي ديگر از شاهكارهاي شبكه 3 است و مي توان از آن به عنوان يك بدعت در فوتبال حرفهاي ياد كرد كه در هيچ جاي دنيا چنين روشي مشاهده نميشود.
البته نبايد فراموش كرد اين نحوه پخش سريالي مسابقات فوتبال فقط به شبكه 3 سيما ختم مي شود زيرا كساني كه ماهواره دارند؛ مي توانند از خانه همسايه؛ بدون آن كه برنامه مورد علاقهشان برشي بخورد، يك مسابقه فوتبال را از شبكه جهاني جام جم تماشا كنند.
بدون شك مسابقه ذوب آهن و پرسپوليس حساس ترين مسابقه هفته پنجم ليگ برتر بود و ميليون ها مخاطب را به پاي گيرنده هاي تلويزيوني كشانده بود تا اين ديدار حساس در ورزشگاه فولاد شهر را تماشا كنند، اما اين مسابقه به دليل پخش سريال تلويزوني و بنا بر خواست سران شبكه 3 بعد از دقيقه 13 به مخاطبان ارائه شد و در دقيقه 73 هنگامي كه بازي به اوج حساسيت رسيده بود، به دليل پخش خبر مسابقه به يك باره و بدون اطلاع قبلي قطع شد و مخاطبان فوتبالي پاي گيرنده هاي خود شوكه شدند.
پس از 10 دقيقه، بازي دوباره پخش شد تا در مجموع شبكه سوم 23 دقيقه را پخش نكند. همه اين شرايط در حالي رخ داد كه مسئولان صدا و سيما از قبل برنامه بازي ها را مي دانستند و مي توانستند با يك برنامه ريزي مناسب هم بازي را به طور كامل پوشش دهند و هم اخبار را پخش كنند اما پخش سريال و آگهي هاي بازرگاني براي مسئولان شبكه 3 ظاهرا بيش از احساسات ميليون ها بيننده تلويزيوني اهميت دارد.
در فاصله بين دو بازي ذوب آهن و پرسپوليس با ديدار استقلال و سايپا مي شد اخبار را پخش كرد اما مسئولان شبكه 3 ترجيح دادند در اين فاصله آگهي پخش كنند و البته از پيام هاي بازرگاني بين سريال هم غافل نشدند تا مبادا خللي به هزينه هاي دريافتي وارد شود. در اين ميان ظاهرا بينندگاني كه منتظر تماشاي اين مسابقه بودند هيچ اهميتي نداشتند چرا كه شبكه 3 با اين كار در واقع به آنها بي احترامي كرد.
* تاييد پخش سريالي مسابقات از سوي رئيس
براي شفاف سازي بيشتر و براي يافتن علت اصلي خبرنگار ورزشي خبرگزاري فارس سراغ علي كفاشيان، رئيس فدراسيون رفت.
رئيس فدراسيون فوتبال در اين باره گفت: صدا و سيما اين اختيار را دارد كه مسابقه را قطع كند و به پخش ساير برنامهها بپردازد. اين مشكلات تلويزيون است و يكسري مشكلات در اين زمينه وجود دارد.
كفاشيان در مورد پخش با تاخير برخي مسابقات مانند مسابقه تيم هاي ذوبآهن و پرسپوليس و قطع شدن بازي در دقيقه 73 عنوان كرد: اين مسائل مربوط به مديريت صدا و سيما ميشود و به فدراسيون فوتبال مربوط نيست. ما نيز در حوزه خود عمل خواهيم كرد و با عملكرد ديگر مسئولان كاري نداريم.
عزيز محمدي ، رئيس سازمان ليگ نيز در اين زمينه واكنش خنثي از خود نشان داد و گفت: برنامههاي ماه مبارك رمضان است و اينگونه تداخلها به وجود ميآيد.
وي ادامه داد: طبق قرارداد سازمان ليگ با صدا و سيما قرار شد 2 بازي از هر هفته ليگ پخش شود و چنين مشكلاتي در قرارداد وجود ندارد.
محمدي گفت: براي دريافت پاسخ دقيق تر بايد با مسئولان صدا و سيما صحبت كنيد و دلايل را جويا شويد.
رئيس سازمان ليگ در حالي از تداخل برنامه ها در ماه رمضان صحبت ميكند كه پيش تر نيز شاهد چنين مواردي بودهايم و مشخص نيست اين عملكرد صدا و سيما و بياحترامي شبكه سوم به بينندگان تا چه زماني ادامه خواهد يافت.
خبرنگار ورزشي خبرگزاري فارس براي پيگيري اين موضوع سراغ حسين آقازماني مدير گروه ورزش شبكه سوم سيما رفت اما وي در مورد اين قضيه با بيان اين كه " در اين باره صحبت نمي كنم " ترجيح داد هاشمي تهيه كننده برنامه ليگ برتر فوتبال را به خبرنگار فارس براي توضيح در اين مورد معرفي كند.
هاشمي به فارس گفت: من فقط يك تهيه كننده هستم و بايد مسابقات را پوشش دهم. اگر در كيفيت پخش مسابقات و يا برنامه اي كه در اين خصوص داريم مشكلي باشد من بايد پاسخگو باشم.
وي افزود: ساعت بازي هاي دو تيم پرسپوليس و استقلال را به شبكه اعلام مي كنيم و آنها در نامه اي معاونت سياسي اين برنامه را به اطلاع مي رسانند. تصميم گيري درباره اين كه برنامه هاي در نظر گرفته شده در آن ساعات پخش شود يا خير بر عهده معاونت سياسي است. حتي در مورد پخش سريال نيز مديران شبكه تصميم گيري مي كنند.
تهيه كننده برنامه فوتبال برتر خاطرنشان كرد: من در مقام تهيه كننده نمي توانم جوابگوي انتقاد شما باشم و مسئولان شبكه بايد در اين باره صحبت كنند. شايد من هم به عنوان يك بيننده در هنگام پخش فوتبال با قطع آن و پخش اخبار آزار ببينم ولي اين تصميمي است كه مديران مي گيرند.
پيگيري هاي خبرنگار فارس براي صحبت با پورمحمدي مدير شبكه سوم سما نيز بي نتيجه باقي ماند. در دو بار تماس با دفتر وي با جمله " ايشان امروز در دفتر خود حضور پيدا نمي كند " روبرو شديم.
بدين ترتيب است كه احترام به مخاطب در رسانه ملي و شبكه 3 گاهي اوقات جاي خود را به پيام هاي بازرگاني و ساير موارد مي دهد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
maxpower00062
27-09-2009, 14:59
هفته هشتم،هفته گل های استثنایی
[Only registered and activated users can see links]
*صرفنظر از تعداد قابلتوجه گلهايي كه در هفته هشتم ليگ برتر بهثمر رسيد، كيفيت اين گلها، تماشاگران را از تماشاي صحنههاي ناب و گلهاي بهيادماندني سيراب كرد. در هفته هشتم ليگ برتر مثل هفته هفتم 29 گل از خط دروازهها عبور كرد تا برخلاف هفتههايي مثل هفته دوم كه فقط 18 گل ردوبدل شد، پرگلترين و هيجانانگيزترين بازيها را شاهد باشيم. هفت گل از گلهايي كه در اين هفته وارد دروازهها شدند اما چيز ديگري بودند. صحنههايي كه دستكم تا پايان فصل از ذهن هواداران فوتبال پاك نخواهند شد.
* شانس تماشاي اولين گل جادويي هفته هشتم نصيب تماشاگران حاضر در ورزشگاه قدس همدان شد. قاسم حداديفر كه از چپهاي تكنيكي ليگ برتر محسوب ميشود با يك شوت روپا و سرضرب، توپ را به كنج دروازه پاس دوخت. در اين صحنه سوشا مكاني چارهاي جز تماشاي توپ كه انگار به فرمان حداديفر حركت ميكرد، نداشت.
*در جريان فستيوال گلي كه آبيهاي پايتخت در ورزشگاه ثامن بهراه انداختند، گل آخر بازي از حيث كيفيت متمايز از چهار گل ديگر بود. در حالي كه اسكوربرد ورزشگاه ثانيههاي پاياني بازي را نشان ميداد، سياوش اكبرپور روي ارسال خسرو حيدري با يك ضربه قيچي برگردان جشن آبيها در مشهد را كامل كرد. آخرينبار مشابه اين گل را آرش برهاني در هفته نهم فصل قبل وارد دروازه پيكان كرده بود.
*گلهايي كه احمد جمشيديان و عماد رضا وارد دروازه صبا كردند براي هواداران زردپوش بهحدي جذابيت داشت كه پيروزي قاطع و نتيجه بازي را تا حدودي در سايه قرار داد. اولين صحنه تماشايي بازي را احمد جمشيديان خلق كرد. ضربه كاشتهاي كه پشت 18 قدم صبا نصيب سپاهان شده بود با ضربه هنرمندانه جمشيديان و از بالاي سر بازيكنان پرتعدادي كه ديوار عريض و طويل دفاعي را تشكيل داده بودند در گوشه دروازه ارشاد يوسفي آرام گرفت. روز اگر روز روئيدن گلهاي بهيادماندني باشد، دروازهبانها چارهاي جز تماشا ندارند. دقايقي پس از گل جمشيديان، عماد رضا در موقعيتي مشابه با چرخش بيش از حدي كه به بدنش داد چنان ضربهاي به توپ نواخت كه حتي تير دروازه هم نتوانست مانع گل تماشايي او شود. آخرينبار در هفته اول بود كه ادينيو با يك ضربه كاشته زيبا دروازه پرسپوليس را باز كرد.
*صرفنظر از تمام اتفاقات عجيبوغريبي كه در بطن بازي پرسپوليس و پيكان رخ داد، گلهاي زيبايي كه وارد دروازه طرفين شد جذابيت اصلي بازي بود. ضربه علي قرباني از فاصله حدود 40 متري زير طاق دروازه حقيقي فرود آمد و البته در بحبوحه شعارهاي تند هواداران پرسپوليس گم شد اما بدونشك ميتواند در بين زيباترين گلهاي فصل جا بگيرد اما در طرف مقابل اولين گل ميثم بائو براي سرخها زيباترين گل اين فصل سرخها هم بود. مهار شوتي كه بائو از پشت محوطه جريمه نواخت كار غلامعليزاد نبود و جاي هيچ عكسالعملي را براي او باقي نگذاشت.
*تماشاگران تلويزيوني و هواداراني كه اتفاقات بازي مس و راهآهن را از اسكوربورد ورزشگاه آزادي تماشا ميكردند، شانس ديدن يك گل تماشايي ديگر را هم بهدست آوردند. اسكوربورد شوت مهلك زنيدپور كه از فاصله 40 متري وارد دروازه مس شد را به تصوير كشيد و چشمها را به خود خيره كرد.
اين هفته گل استثنايي تقديم به همه عشق فوتبالهايي كه اغلب ذرهبين بهدست هفتهها براي تماشاي يكي از اين گلهاي ليگ برتر را زير و رو ميكنند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
maxpower00062
30-09-2009, 05:51
توهین به شعور بیننده
مسئولان صدا و سیما همچنان بجای خرید حق پخش زنده تلویزیونی رقابت ها تصاویر را از شبکه های خارجی می دزدند و لوگوی شبکه خارجی را نیز به نحوی استتار می کنند...
[Only registered and activated users can see links]
امشب شبکه سه اقدام به پخش زنده دیدار دو تیم بارسلونا و دیناموکیف در چارچوب رقابت های لیگ قهرمانان کرد.مسئولان صدا و سیما که به نظر می رسد حق پخش تلویزیونی رقابت های لیگ قهرمانان را خریداری نکرده اند با دریافت تصاویر از یک شبکه تلویزیونی دیگر و چسباندن لوگوی لیگ قهرمانان رویلوگوی اصلی آن شبکه همچنان عادت زشت توهین به بیننده را ادامه می دهند.همچنین یک صدای ضبط شده ورزشگاه نیز به جای صدای اصلی ورزشگاه نوکمپ زیر گزارش پر اشتباه پیمان یوسفی که گزارشگر این بازی بود پخش می شد به طوری که وقتی بارسا به گل می رسید صدای ورزشگاه بدون هیچ نوسانی شنیده می شد، انگار نه انگار بارسا در نوکمپ به گل رسیده است.
از طرف دیگر تصاویر بارها قطع و وصل می شد و کارگردان تصاویر دقایق ابتدایی بازی و یا صحنه های حساس را جایگزین می کرد.یوسفی نیز یک بار در دقیقه 50 بازی که تصاویر قطع شد و کارگردان صحنه حمله بارسا در دقیقه 20 را جایگزین کرده بود به گزارش خود ادامه داد و بدون نگاه به زمان بازی که در گوشه تصویر حک شده بود با هیجان یک صحنه تکراری را گزارش کرد.
منبع ([Only registered and activated users can see links] 3%99%C2%86/2009/09/30/1531025/%C3%98%C2%AA%C3%99%C2%88%C3%99%C2%87%C3%9B%C2%8C%C 3%99%C2%86-%C3%98%C2%A8%C3%99%C2%87-%C3%98%C2%B4%C3%98%C2%B9%C3%99%C2%88%C3%98%C2%B1-%C3%98%C2%A8%C3%9B%C2%8C%C3%99%C2%86%C3%99%C2%86%C 3%98%C2%AF%C3%99%C2%87)
([Only registered and activated users can see links] 3%99%C2%86/2009/09/30/1531025/%C3%98%C2%AA%C3%99%C2%88%C3%99%C2%87%C3%9B%C2%8C%C 3%99%C2%86-%C3%98%C2%A8%C3%99%C2%87-%C3%98%C2%B4%C3%98%C2%B9%C3%99%C2%88%C3%98%C2%B1-%C3%98%C2%A8%C3%9B%C2%8C%C3%99%C2%86%C3%99%C2%86%C 3%98%C2%AF%C3%99%C2%87)
Ronaldinho80
30-09-2009, 10:50
ستـاره جنجالــی فوتبـال ایــران در اندیشه ازدواج مجدد است. او که در وضعیت نامناسب روحی به سر میبرد میخواهد حداقل به زندگی شخصیاش سر و سامانی بدهد. زندگی شخصی این ستاره جنجالی اما پر از اتفاقات حاشیهای است که او را از فوتبال دور کرده است. او که یک ازدواج ناموفق داشت برای پرداخت مهریه سنگین همسر سابقش مجبور به فروش آپارتمان بالای شهرش شد و تنها توانست اتومبیل گرانقیمتش را برای خود حفظ کند. حالا و در پی اتفاقاتی که برای زندگی حرفهایاش رخ داده، او میخواهد زندگی آرام و بیسروصدایی را آغاز کند . همسر سابق این فوتبالیست سرشناس، دختر یکی از تاجران سرشناس فرش بود که در دوبی سکونت داشت. فوتبالیست شهیر که هشت سال از همسرش کوچکتر بود، حتی پذیرفت که پسر 12 ساله او را نیز در زندگی مشترکش بپذیرد. اما همانطور که پیشبینی میشد این ازدواج فرجام خوشی نداشت و طرفین از هم جدا شدند. معروف است که مادر این بازیکن شهیر که به خاطر همین ازدواج با پسرش قهر بود، وقتی که وضعیت نامناسب روحی فرزندش را دید به کمک او شتافت تا در کنارش باشد.
حالا اما فوتبالیست مشهور فوتبال ایران میخواهد با نامزد خود ازدواج کند و امیدوار است که این یکی پایان خوشایندی داشته باشد. نامزد او دختر مالک یکی از کارخانههای شناخته شده تولید مواد غذایی است که نزدیک به پنج ماه پیش نامزد این بازیکن معروف شده است. این بازیکن که یکبار عروسی کرده قصد ندارد برای ازدواج مجدد سر و صدایی راه بیندازد، اما به نظر میرسد این ازدواج میتواند به زندگی خصوصیاش سروسامانی بدهد و مشکل حادی را که برای حرفهاش به وجود آورده، رفع کند. آیا این بازیکن جنجالی دیگر سر به زیر شده است؟ خدا کند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Yasin Gunner
01-10-2009, 16:43
حالا این ها را بشکنید
این به یک عادت تبدیل شده که تماشاگران ناراضی از نتیجه به صندلی های ضربه بزننداما مدیریت استادیوم آزادی تمهیداتی اندیشیده که کمترین آسیب به صندلی ها بردش آذری با اشاره به استحكام صندليهاي نصب شده در استاديوم آزادي می گوید: ديگر در بازي دربی صندلي شكسته نميشود؛ چرا كه همه آنها تقويت شدند. ما از محصولات مقاوم و قدرتمند استفاده كرديم و مطمئنا ديگر در تعداد بالا صندلي شكسته نخواهيم داشت. "این جمله ها پیغامی است به تماشاگرنماها که اگر زورشان می رسد این صندلی ها را بشکنند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Yasin Gunner
06-10-2009, 14:52
برای پول درآوردن امارات هم بدجایی نیست. حتی علی دایی که روزی برایش افت داشت در آسیا بازی کند، دو فصل به الشباب امارات قرار داد بست و 2 میلیارد به جیب زد.
تا پیش از این گفته میشد علی دایی مایهدار ترین فوتبالیست ایرانی است البته دیگر نمیشود دایی را جزو بازیکنان محسوب کرد.
به نوشته وطن امروز؛ یکی از بازیکنان تیم ملی که نمیخواهد نامش فاش شود، با خنده میگوید: «ای کاش پول دایی فقط از پارو بالا میرفت!» با اینکه زمین و زمان میدانند که دایی ثروتمندترین فوتبالی است، اما او بارها منکر این موضوع شده.
اما دایی یکبار در پاسخ به این سوال گفت: «بچههایی هستند که خیلی بیشتر از من دارند. ببینید من خدا رو شکر می کنم اندازه خودم شاید هم بیشتر از اندازه خودم دارم. ا
ما این متعلق به یک مجموعه است. من با خانوادهام زندگی میکنم و هیچ موقع همه چیز را برای خودم نخواستهام. الان هم همینطور است من عاشق خانوادهام هستم و همیشه دوست دارم پیش آنها زندگی کنم و اینکه من پولدارترین فوتبالیست باشم، نه؟! اصلاً!» خب، هنوز کشف نشده بازیکنانی که منظور دایی با آنهاست، چه کسانی هستند.
آن بازیکن ملیپوش خیلی راحت به این سوال جواب میدهد:
مهدی مهدویکیا
هر کسی نداند خبرنگاران خیلی خوب میدانند که مهدویکیا یکی از مایهدارترین فوتبالیستهای ایرانی است. با پولی که او از باشگاه هامبورگ گرفت، نه تنها بار خودش را بست، بلکه نوه نتیجهاش هم بیمه شدند!
مهدی بابت هر فصل از این تیم 2 میلیون و 200 هزار یورو میگرفت که در نوع خود یک رکورد محسوب میشد، چون مهدی در آن روزها توانست رکورد درآمد در هامبورگ را بزند. مهدی سه فصل این رقم را از هامبورگ دریافت کرد. حالا هم که به آینتراخت رفته، سالی یک میلیون و پانصد هزار یورو میگیرد که او را قاطی 4 بازیکن گران تاریخ باشگاه کرده.
وحید هاشمیان
کلاً آن دسته از بازیکنانی که در بوندسلیگا زیاد بازی کردهاند، در پول دست و پا میزنند. همین وحید هاشمیان که این روزها بازیکن بوخوم است، هر فصل مبلغ سنگینی را دریافت میکند. او در هانوفر سالانه نزدیک به یک میلیون و پانصد هزار یورو دریافت میکرد که این رقمها را خودتان به ریال حساب کنید تا ببینید چند میلیارد میشود! بازیکن مایهدار در فوتبال ایران زیاد است.
علی کریمی
علی کریمی هم از آن دسته بازیکنانی است که بدجور درآمدش بالاست. او در چند سال اخیر به اندازه عمر چند صد بشر، پول به جیب زده. زمانی که در الاهلی بازی میکرد برای دوبار قراردادش را با این تیم اماراتی تمدید کرد که برای دو بار قراردادش را با این تیم اماراتی تمدید کرد که برای هر فصل نزدیک به 2 میلیارد تومان دریافت میکرد.
بعد راهی آلمان و بایرن شد، برای هر فصل بازی یک میلیون و پانصد هزار یورو گرفت تا بر اندوختههای خودش بیفزاید. تازه بعد از جدایی از بایرن بود که علی، ثروت خود را افزایش داد. برای سه فصل بازی در قطر، 5 میلیارد دریافت کرد، آن هم به طور کامل. ولی در مجموع 2 فصل در این کشور بازی کرد. باشگاه پرسپولیس هم برای اینکه او را به خدمت بگیرد 300 میلیون به باشگاه السیلیه داد.
فرهاد مجیدی
در اینکه خیلیها میدانند ستارههای ذکر شده چقدر مایهدار هستند، شکی نیست. مردم عادی خیلی خوب از این ماجرا بااطلاعند ولی هستند بازیکنانی که پشت ابر پنهان ماندهاند.
یکی از افراد فوتبالی میگوید: «من فکر میکنم نباید فرهاد مجیدی را از قلم انداخت!» این مهاجم استقلال که 8 سالی در امارات بازی کرد اینقدر پول درآورد که حالا بتوان به جرأت گفت جزو سه نفر اول مایهدارها باشد.
میگویند او از شیخ دوبی اینقدر پاداش گرفت و در کنارش مغازه و خانه خرید که حالا ماهانه میلیاردها پول به حسابش واریز میشود.
مجیدی البته این قضیه را خیلی بروز نمیدهد و در تهران با ماشینهای 60،70 میلیونی میچرخد. یکی از دوستان نزدیک فرهاد میگوید: «او اگر همینطور ادامه بدهد بعید نیست دایی و مهدویکیا را بگیرد.»
کریم باقری
در ردههای بعدی پولدارها نامهایی مانند کریم باقری، جواد نکونام، ایمان مبعلی، جواد کاظمیان و... دیده میشود. کریم از آن دسته ثروتمندهای ندار است و احتمالاً زندگی را با جمله معروف «بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم» سپری میکند. او چیزی از مایهدار بودنش بروز نمیدهد و تا همین چند وقت پیش هم با 206 در تهران چرخ میزد. او کلاً خیلی کم خرید میکن و با همه بازیکنان فرق دارد.
جواد نکونام
در مورد جواد نکونام باید گفت که رفته رفته دارد برای دایی و دار و دستهاش، یک خطر محسوب میشود. او که سه ساله با اوساسونا بست، برای فصل اول نزدیک به دو میلیون یورو دریافت کرد اما از این فصل، پولی به مراتب بیشتر میگیرد.
سایت ترانسفر مارکت که در جهان سایتی شناخته شده است و قیمت بازیکنان را تخمین میزند، در جدیدترین آمار خود اعلام کرد حالا نکونام نزدیک به 7 میلیون یورو قیمت دارد که در تاریخ فوتبال ایران، برای یک بازیکن بیسابقه است. نکونام از زمانی که ایران را ترک کرد قدم در راه ثروتمند شدن گذاشت.
از دو باشگان اماراتی الوحده و الشارجه نزدیک به یک میلیارد و چهارصد میلیون دریافت کرد که به گفته دوستان نزدیکش بیشتر این پول را خرج تجملات کرد! قبل از آن هم او جزو گرانترین بازیکنان لیگ برتر بود که از باشگاه پاس برای هر فصل 300 میلیون میگرفت. ولی حالا پولی که جواد در اسپانیا میگیرد چندین برابر این رقم است.
مسعود شجاعی
حتی مسعود شجاعی هم در اسپانیا میخ مایهدار شدن را کوبیده.
به تأیید سایت رسمی باشگاه اوساسونا او برای هر فصل 2 میلیون یورو از این باشگاه میگیرد که برای بازیکنی در حد او یک رقم کلان است. مسعود قبل از این، بیشترین پول دریافتی را از اماراتیها گرفته بود که به گفته خودش نزدیک به یک میلیارد تومان بود.
برای پول درآوردن امارات هم بدجایی نیست. حتی علی دایی که روزی برایش افت داشت در آسیا بازی کند، دو فصل به الشباب امارات قرار داد بست و 2 میلیارد به جیب زد.
ایمان مبعلی، جواد کاظمیان و علی سامره از آن دست بازیکنانی هستند که خیلی راحت به این قضیه پی بردهاند و الان چند سالی میشود که در امارات بازی میکنند. ایمان در حال حاضر گرانترین بازیکن ایرانی لیگ امارات است و نزدیک به یک میلیارد و پانصد میلیون از باشگاه الوصل گرفته.
او در سه سال اخیر رقم درآمد سالانه خود را به بالای یک میلیارد افزایش داده و اگر همینطور ادامه دهد، درآینده یکی از مایهدارترین بازیکنان ایران میشود.
جواد کاظمیان دوست نزدیکی ایمان هم از فصل گذشته رقم دریافتی را به یک میلیارد رسانده و هر فصل قیمت خود را بالاتر میبردو اینها تنها بازیکنان ثروتمند ایران نیستند.
در لیگ برتر هم هستند کسانی که جزو مایهدارها محسوب میشوند، مثل نیکبخت واحدی. ولی رقمی که او و سایر بازیکنان گرانقیمت لیگ برای یک فصل میگیرند خیلی کمتر از لژیونرهاست.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
اعترافات خواندنی روته مولر در مورد دایی!!
1- لجوج و مغرور. شايد اين كلمات دقيقترين تعريف از ضعفهاي شخصيتي علي دايي باشد كه او را از بسياري از موفقيتها در دوران سرمربيگري تيمملي محروم كرد.
به نوشته وطن امروز؛ مردي كه روي نيمكت مينشست تا صداي نفسكشيدن هيچكس را نشنود يا با پوزخند به ايدههاي آنان واكنش نشان دهد.
علي دايي در حق خودش خيانت كرد تا ما را از چهرهاي تاثيرگذار در آسيا و جهان محروم كند و البته اطرافيانش خيانت بيشتري كردند تا در مقابل اين رفتارش فقط سكوت كنند و مجيزش را بگويند.
2- صبح روزهاي ابتدايي همكاري با دايي نيم ساعت برايش حرف ميزند و از برنامههاي تمريني ميگويد اما واكنش دايي با بيحوصلگي اين است: «ساعت 3بيا اتاقم دربارهاش حرف بزنيم». سر ساعت به اتاقش ميرود و با صحنه جالبي روبهرو ميشود، سلطان روي تختش خوابيده و عين خيالش هم نيست.
جلسه تمرين ساعت 5 بعدازظهر است و طرف كمي زودتر ميآيد و نسبت به طراحي تمرين، قيفها را ميكارد، زاويه علمكها را تنظيم ميكند.
سرمربي كه ميرسد اخمي ميكند و ميپرسد: «چكار ميكني؟» توضيح ميدهد و برگهها را نشان ميدهد، دايي با حالتي زننده كاغذها را كنار ميگذارد و ميگويد اينجا او سرمربي است، خودش به وسط زمين ميرود و حالت قيفها را بهم ميزند. آن مرد همان روز به خودش گفت اين تيم موفق نميشود.
3- روتهمولر اعترافات جالبي ميكند، او خنثيترين مربي تاريخ فوتبال ايران است، حتي از فركي! او شخصيت دايي را مردي ترسيم ميكند كه اصلا دنبال نظرخواهي از ديگران نيست، خودش هم بهعنوان كمكمربي تيمملي تا وقتي از او چيزي نميپرسيدند، حرفي نميزد.
در مقابل هر رفتار دايي تنها سكوت را در دستور كار قرار ميداد و آنها اينگونه سرنوشت تيمملي را به سقوط گره زدند. خيانت دستياران دايي در حق سرمربي تيمملي كمتر از خود دايي در حق خودش نيست، آنها با سكوتشان عملكرد دايي را مورد تاييد قرار ميدادند و البته منافع خودشان را بر منافع فوتبال كشور ارجحيت ميدادند. فوتبال اسير همين منافعهاست!
4- هر چند ساختار فرسوده پيشرفت در فوتبال ايران مانع توسعه چهرهها ميشود اما علي دايي ميتوانست استثنا باشد. مردي كه پلههاي ترقي را با تكيه بر «خود» پيمود و البته فرمولش در دوران بازيگري جواب داد اما دوران پس از خداحافظي از تيمملي چندان براي او خوشيمن نبود.
اگر ساختار درست پيشرفت در فوتبال آلمان از «بكنباوئر» فوتباليست، مديري بينالمللي ميسازد، علي دايي ميتوانست با تكيه بر «آگاهي» و البته تواناييهايش، جايگاه بزرگي براي خودش بسازد. بكنباوئر از مشاوران بزرگ و تجربياتشان سود برد اما دايي اجازه نزديكشدن افراد توانمند را نداد يا آنها را محدود كرد.
امروز علي دايي ميتوانست صاحب كرسيهاي ارزنده درAFC شود اما او نه مشاوران خوبي دارد و نه اجازه ميدهد افراد توانمند در كنارش بنشينند. مشكل دايي بيشتر از آنكه ساختار ورزش ايران باشد، «خودش» است، او هنوز گيرهايي با «خودش» دارد كه براي بسياري حل شده است. دايي سرمربي يا مدير هيچوقت اينگونه «بزرگ» نميشود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
10-10-2009, 11:27
[Only registered and activated users can see links]
فدراسیون جهانی فوتبال "فیفا" در تقویم سالانه ی خود روزهایی را مشخص کرده است که در این روزها تیم های ملی می توانند بازیکنان خود را در اختیار بگیرند و با سایر تیم های ملی بازی دوستانه انجام دهند و باشگاهها نیز موظف هستند در این روزهای مشخص شده بازیکنانشان را در اختیار تیم های ملی قرار بدهند . این در حالی است که باشگاهها در سایر مواقع حق این را دارند که اگر در لیگ بازی داشته باشند و یا بازیکن را برای هر بازی دیگری لازم داشته باشند وی را در اختیار تیم ملیش قرار ندهند و از نظر قانون فیفا هم هیچ محدودیتی برای این امر وجود ندارد ولی بحث روزهای مشخص شده ی فیفا یا همان فیفا دی جداست و هیچ باشگاهی حق ندارد بازیکنش را در این روز در اختیار تیم ملی قرار ندهد ُ از این رو تمامی تیم های ملی با برنامه ریزی های مشخص از قبل برای این روزها برنامه ریزی می کنند و با تیم های دیگر برای انجام بازی دوستانه به توافق می رسند و بدین ترتیب با در اختیار داشتن تمام بازیکنان خود محکی مناسب می خورند . و اما این اتفاق در فوتبال ایران کاملا بی معناست و فدراسیون فوتبال ایران که یکی از با برنامه ترین (!) فدراسیونهای جهان به شمار میرود بدون توجه به این روزهای بین المللی در روزهایی غیر از این روزها اقدام به برگزاری بازیهای دوستانه می کند که این امر نواقص بسیاری دارد که می توان به چند مورد مهم آن اشاره کرد ، مورد اول و شاید مهم ترین مورد این اقدام اینست که بازیکنان شاغل در تیم های اروپایی که ارکان اصلی تیم ملی ایران را نیز تشکیل می دهند از حضور در این بازیها محروم میشوند زیرا باشگاههای اروپایی هیچگاه حاضر نمی شوند بازیکن خود را در روزی غیر از فیفا دی در اختیار تیم ملی قرار بدهند بنابراین سرمربی تیم ملی نمی تواند تمام بازیکنان خود را مورد ارزیابی قرار بدهد و این یعنی اینکه بازی دوستانه بی هدف برگزار شده است ، مورد دیگری که باعث می شود برگزاری بازی دوستانه در روزی غیر از روزهای مشخص فیفا به نفع فوتبال ما نباشد این است که تیم های مطرح جهان که دارای برنامه ریزی های وسیعی هستند و برای تمام بازیهای خود برنامه ی مشحصی دارند و از بازی با ایران در این روزها خودداری کنند و این شاید دلیلی باشد بر اینکه چرا تیم های برزگ با تیم ملی ایران بازی نمی کنند .
شاید با آمدن قطبی به عنوان سرمربی به تیم ملی ایران باعث شود که این روزها برای ما هم روزهای فوتبال بین المللی حساب شود زیرا وی سالها در سطح اول فوتبال جهان بوده و از اهمیت این بازیها در چنین روزهایی مطلع است و شاید در ماههای آینده شاهد بازی های تیم ملی ایران هم در فیفا دی با تیم های ملی جهان باشیم . ولی فعلا در این روزها لیگ ما در حال انجام است و کسی به فکر این فرصت ها نیست ...!
منبع ([Only registered and activated users can see links])
دوست عزیز از تبیلغات در مورد هر چیز, جداً خودداری کنید.
ss_ss gahreman
13-10-2009, 15:51
فرصت 2 ماهه فدراسيون فوتبال به باشگاه مس كرمان
خبرگزاري فارس: سازمان ليگ درباره رفع نواقص ورزشگاه باهنر به مديرعامل باشگاه مسكرمان تذكر داد.
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرگزاري فارس، در نامه اي كه عزيز محمدي، رئيس سازمان ليگ خطاب به مديرعامل باشگاه مس كرمان نوشته آمده است:
درباره رفع نواقص ورزشگاه باهنر در ليگ قهرمانان آسيا توصيه شده و با توجه عدم اقدام جدي در رفع مشكلاتي كه طي مدت زماني كه سازمان ليگ به اين باشگاه مهلت داده بود و همچنين با توجه به بازديد حضوري مسئولان و نمايندگان كميته برگزاري ليگ قهرمانان آسيا در تاريخ 15/7/88 مواردي كه در زير مي آيد جهت اقدام فوري آن باشگاه طي مهلت 2 ماهه(از 21/7/88 الي 21/9/88 ) صورت گيرد.
با توجه به سخت گيري هاي جديد كنفدراسيون فوتبال آسيا در برگزاري هرچه قانونمندتر رقابت هاي ليگ قهرمانان آسيا بديهي است درصورت عدم تحقق موارد زير ،مسئوليت لغو بازي هاي باشگاه مس كرمان در ليگ قهرمانان آسيا به واسطه عدم تامين اين شرايط بر عهده باشگاه مس كرمان است.
1-تكميل و تجهيز اتاق داوران بر اساس استاندار مربوطه
2-تكميل و تجهيز اتاق دوپينگ بر اساس استاندارد مربوطه
3-تكميل و تجهيز اتاق ناظر AFC بر اساس استاندارد مربوطه
4-تكميل و تجهيز اتاق كمك هاي پزشكي بر اساس استانداردمربوطه
5-خريد ديرك دروازه
6-افزايش حداقل دو برابري نور ورزشگاه
7-تجهيز و تكميل اتاق مديا سنتر
8-گسترش و تجهيز محل كنفرانس مطبوعاتي بر اساس استاندارد مربوطه
9-تكميل و راه اندازي اينترنت وايرلس در ورزشگاه براي جايگاه خبرنگاران و مديا سنتر
10-تجهيز جايگاه خبرنگاران(مديا تريبون)
11-ايجاد ميكس زون
12-ايجاد راهنماي علائم براي هوادارن در محل درب هاي ورودي
13-افزايش تعداد پاركينگهاي VIP
14-تجهيز قسمت VVIP
15-تكميل و افزايش محل استقرار دوربين هاي صدا و سيما
16-ايجاد و تكميل جايگاه ويژه گزارشگر صدا و سيما
17-ايجاد تمهيدات لازم براي حداقل دونوبت بازرسي تماشاگران قبل از ورود
18-تكميل و افزايش صندلي داور چهرم و نيمكت هاي دو تيم
19-برطرف كردن اشكال دقيقه شمار اسكوربورد
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ghermezeteh
14-10-2009, 06:18
داستان"دوجنسه ها" در فوتبال زنان دوباره روی بورس؟!/
رييس كميته انضباطی: منتظر گزارش كميته بانوان فدراسيون هستيم
[Only registered and activated users can see links]
رييس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال گفت: در صورت احراز وجود دو جنسهها در ليگ برتر فوتبال زنان از حضور در رقابتهاي ليگ محروم خواهند شد.
مجتبي شريفي درخصوص موضع كميته انضباطي در قبال حضور دو جنسهها در ليگ فوتبال زنان اظهار كرد: تاكنون در كميتهي انضباطي به طور مصداقي با مورد احراز شدهاي برخورد نكرديم. ما بررسي احتمال وارد بودن اتهام دو جنسه بودن در ديدار عقاب مازندران و شنساي ساوه را به فاطمه عليپور نمايندهي كميتهي بانوان واگذار كرديم و مقرر شد كميتهي بانوان در اين خصوص بررسيهاي لازم را به عمل آورده و خروجي آن را جهت اتخاذ تصميم به كميتهي انضباطي ارايه دهد.
وي افزود: مسلما در صورتي كه كميتهي بانوان با اخذ نظريهي كميتهي پزشكي و ديگر مبادي ذيربط شبهه پيش آمده را محرز تشخيص دهد و نظريهي خود را همراه مستندات و دلايل به ما تحويل دهد، با توجه به اينكه ظرف چند روز آينده آيين نامهي جديد انضباطي سند صدور راي ما خواهد بود، با استناد به مواد مرتبط با اخلاق حرفهاي كه از هر اقدام و عمل برخلاف شرع و اخلاق عرفي جامعه و مقدسات حاكم بر آن ممانعت به عمل آورد و تنبيهات لازم را در اين خصوص در نظر گرفته است اقدام خواهيم كرد و هر كسي را كه با احراز مورد بحث اخلاق عرفي جامعه را جريحه دار كرده باشد از حضور در مسابقات كنار خواهيم گذاشت تا رابطهاش با فوتبال زنان قطع شود.
رييس كميتهي انضباطي با بيان اين كه در صورتي كه اين مساله احراز نشود، با مدعيان برخورد خواهيم كرد، خاطرنشان كرد: در صورتي كه بحث حضور دو جنسهها در فوتبال زنان احراز نشود، از نظر آيين نامهي انضباطي مصداق اظهار خلاف واقع يا غير قابل اثبات بوده و از نظر آيين نامهي انضباطي كنوني طبق مادهي 47 و 33 براي مدعيان تنبيهاتي در نظر گرفته شده است. براي چنين فردي به نحو اختياري يا اجتماعي تنبيهاتي نظير توبيخ، جريمه، محروميت جلسهاي، دورهاي و يا دائمي در نظر خواهيم گرفت.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ss_ss gahreman
16-10-2009, 14:35
توصيههاي سعيدلو و پيشنهادات مسئولان فدراسيون فوتبال
خبرگزاري فارس: در ديدار رئيس سازمان تربيتبدني با مسئولان فدراسيون فوتبال توصيهها و پيشنهادهايي مطرح شد.
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرگزاري فارس، ديدار علي سعيدلو با علي كفاشيان و مهدي تاج به همراه تني چند از مسئولان فوتبال و مسئولان سازمان تربيت بدني ساعت 13 روز گذشته در محل سازمان تربيت بدني برگزار شد.
در اين نشست تاج گزارشي از عملكرد فدراسيون فوتبال در زمينه تيم هاي پايه به سعيدلو ارائه كرد.
همچنين حميد سجادي، معاون سازمان و رئيس مركز توسعه قهرماني و تفريحي بر گزارش ارائه شده فدراسيون در مورد تيم هاي پايه صحه گذاشت.
مسئولان فدراسيون فوتبال اعلام كردند در مطالعات تطبيقي خود به اين نتيجه رسيدهاند براي پيشرفت نبايد فقط به اين توجه كنند كه در آسيا بهترين تيم باشند بلكه بايد تمام عوامل فوتبال اعم از مسائل زير بنايي، داوري، مربيان، بازيكنان، زمين و .... در بخش مردان و زنان پيشرفت كنند.
در اين جلسه علي كفاشيان پيشنهاد داد با توجه به زميني كه در محل كمپ تيم هاي ملي وجود دارد ساختماني براي انتقال فدراسيون فوتبال به اين مكان ساخته شود.
همچنين مهدي تاج نيز پيشنهاد داد هتل ديگري در محل كمپ تيم هاي ملي با توجه به تعدد تيم هاي ملي در رده هاي مختلف ساخته شود.
علي سعيدلو نيز به مسئولان فدراسيون ابتدا توصيه كرد بحث بليت فروشي اصلاح شود. او اشاره داشت كه حل نشدن اين موضوع براي فدراسيون فوتبال خوب نيست. ژ همچنين رئيس سازمان تربيت بدني خواستار اين شد كه در صورت به وجود آمدن اختلاف در ليگ اين مشكل به بيرون درز پيدا نكند و حل شود.
سعيدلو در ادامه از مسئولان فدراسيون فوتبال خواست كمتر مصاحبه كنند و فقط در صورت لزوم سخنگو پاسخگو باشد. البته مديران فدراسيون براي سعيدلو توضيح دادند كه گستردگي كار و توجه به اين فدراسيون از فدارسيون هاي ديگر بيشتر است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
سعيدلو: همه چيز در فوتبال بايد قانوني و ضابطهمند اجرا شود
خبرگزاري فارس: معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان تربيت بدني تاكيد كرد همه چيز در فوتبال بايد قانوني و ضابطه مند و بر اساس اصول و ارزشهاي پذيرفته شده به اجرا گذاشته شود.
[Only registered and activated users can see links]
به گزراش خبرگزاري فارس، علي سعيدلو در جلسهاي كه عصر روز پنجشنبه با مديران فدراسيون فوتبا برگزاركرد، با اشاره به جايگاه فوتبال در ايران و انتظارات دولت و مردم از اين رشته گفت: بي شك انتظارات ما وراي آن چيزي است كه در حال حاضر از آن برخورداريم و جملگي بايد بكوشيم تا با پرهيز از حاشيه هايي كه بعضا آن را از شرايط طبيعي خود خارج مي كند، پاسخگوي انتظارات موجود از رشته پر طرفدار فوتبال باشيم.
وي اضافه كرد: مبناي تمام كارها در فوتبال بايستي بر اساس قانون و ضابطه مندي باشد تا ضريب خطاها پايين آمده و بتوانيم اين رشته را به جايگاه اصلي اش هدايت كنيم.
سعيدلو با اشاره به اينكه در فدراسيون فوتبال بايد همه چيز از سوي سخنگوي فدراسيون اعلام شود تا با توجه به گستردگي اين رشته، جلوي حرف هاي متناقض در آن گرفته شود، تصريح كرد: در رابطه با مباحث انضباطي و ناديده گرفته شدن مباحث اخلاقي بايد با قاطعيت برخورد نمود، اما اين دليلي بر اين نيست كه مدام در رابطه با اين حوزه مصاحبه شده و مانور شود.
رئيس سازمان تربيت بدني همچنين با اشاره به مباحثي كه در رابطه با داوري فوتبال ايران مطرح بوده است، گفت: بي شك هر داوري به دنبال اتخاذ تصميمات درست در مسابقه است و نبايد چند اشتباه سهوي و غيرعمد در اين مسئله آنچنان بزرگ شود كه كل جامعه داوري ما را زير سئوال ببرد. بي شك فدراسيون بايد در اين زمينه با قدرت از داوران فوتبال حمايت هاي لازم را بعمل آورد تا اين قشر زحمتكش ورزش نيز به جايگاه خويش در سطح قاره آسيا و جهان برسند.
در اين جلسه كه در حضور حميد سجادي معاون سازمان و رئيس مركز توسعه ورزش قهرماني و حرفه اي، بهرام افشارزاده دبيركميته ملي المپيك، حميد قاسمي دبير شوراي راهبردي، علي كفاشيان رئيس، مهدي تاج نايب رئيس، مهدي محمد نبي دبير فدراسيون و عزيزاله محمدي رييس سازمان ليگ برگزار شد، توضيحات لازم از سوي تاج، نبي و محمدي در رابطه با فعاليت هاي فدراسيون فوتبال در بخش هاي مختلف ارايه شد.
نايب رئيس فدراسيون فوتبال در اين جلسه با اشاره به اينكه برنامه ريزي فدراسيون دستيابي به جايگاههاي بهتر آسيا در كليه رده ها است، خواستار احداث هتل بزرگ فوتبال در آكادمي آزادي ويژه اعضاي تيم هاي ملي در سطوح مختلف شد.
وي همچنين با اشاره به ظرفيت هاي بالاي فوتسال و فوتبال ساحلي و رشد فوتبال بانوان، خواستار توجه ويژه به اين رشته ها شد.
در اين جلسه همچنين مسائلي در رابطه با تعامل و نحوه همكاري باشگاهها با تيم ملي اميد مطرح و قرار شد طي هفته آينده جلسه اي در اين رابطه بين مسوولان فدراسيون و كميته ملي المپيك با حضور حميد سجادي معاون سازمان برگزار شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
کتابخوابی فرهاد مجیدی روی نیمکت استقلال!
[Only registered and activated users can see links]
در جریان بازی استقلال و پاس همدان اتفاق جالبی رخ داد. فرهاد مجیدی کاپیتان استقلال در طول مسابقه دیروز و تا پیش از ورود به زمین روی نیمکت کتاب میخواند. مجیدی که حواسش به بازی هم نبود، کتاب « چگونه به آنچه میخواهیم برسیم» که در ارتباط با کتابهای تمرکز فکر بود را مطالعه میکرد و دقت ویژهای هم در هنگام خواندن کتاب به خرج میداد. البته کسی نفهمید مجیدی به چه چیزی نرسیده که قصد دارد با مطالعه چنین کتابهایی به آن برسد...!
منبع ([Only registered and activated users can see links])
جریمه 500 هزار تومانی ستاره استقلال اهواز برای استفاده از پستانک!!!
[Only registered and activated users can see links] .
ستاره استقلال اهواز به دلیل استفاده از پستانک بچه مبلغ 500 هزار تومان جریمه شد.
به گزارش گل، این جریمه در پایان جلسه روز گذشته کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال برای میلاد میداوودی در نظر گرفته شد که این روزها به اوج آمادگی رسیده است. میداوودی بعد از گلزنی مقابل شاهین بوشهر یک عدد پستانک بچه را که از قبل آماده کرده بود در دهانش گذاشته و مقابل دوربین رفت.
بازیکن محبوب خوزستانی ها می خواست نزدیک بودن زمان متولد شدن فرزندش را یادآوری کرده و به این شکل شادمانی کند که با گزارش ناظر مسابقه با برگ جریمه 500 هزار تومانی کمیته انضباطی مواجه شد!
منبع ([Only registered and activated users can see links])
محبوب ترين بازيکن 30 سال اخير فوتبال در برنامه نود مشخص شد
[Only registered and activated users can see links]
در برنامه دیشب نود، سئوال پیامکی این بود...
به گزارش جهان، در برنامه دیشب نود، سئوال پیامکی این بود : محبوب ترین بازیکن 30 سال اخیر ایران چه کسی است ؟
پروین گزینه 1 - حجازی گزینه 2 - دایی گزینه 3 - عابدزاده گزینه 4 و علی کریمی در گزینه 5 قرار داشتند که احمد رضا عابدزاده با کسب 44 درصد آرا محبوب ترین بازیکن 30 سال اخیر ایران شناخته شد.
پس از وی دایی با 18 درصد پروین با 14 درصد کریمی با 13 درصد و حجازی با 8 در صد در مکانهای بعدی جای گرفتند .
گفتنی ست در نظر سنجی فوق حدود یک میلیون و هفتصدو پنجاه هزار نفر شرکت کردند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
علی کریمی تهدید به مرگ شد!!
تماسهایی مشکوک که هر یک تهدیدی را در دل خود داشت خواب و خوراک برای کریمی، کعبی و سرپرست استیل آذین نگذاشته است. وقتی موبایل رضا عابدیان سرپرست باشگاه استیلآذین زنگ خورد شماره برایش ناآشنا بود. به همین دلیل و طبق روال همیشگی او گوشیاش را روی silent گذاشت و به آن بیتوجه شد. اما تماسهای مکرر از آن شماره عابدیان را بر آن داشت تا دکمه سبز رنگ موبایل را برای پاسخگویی فشار دهد. «به کعبی و کریمی بگویید زندهشان نمیگذاریم. هر کجا که باشند گیرشان میآوریم و...» فقط همین و سپس صدای ممتد بوق موبایل به نشانه قطع شدن.
گوشهای سرپرست باشگاه درست شنیده بود. شخصی از آن طرف خط حسین کعبی و علی کریمی را تهدید به مرگ کرده بود. عابدیان صدایش را درنمیآورد تا پس از تمرین موضوع را با عوامل تیم در میان بگذارد. آنها تصمیم میگیرند تا کعبی و کریمی در جریان قرار نگیرند. اما تماس با خود حسین کعبی و بیان دوباره همان تهدیدها نگرانی را در بین بازیکنان استیل به وجود میآورد. با این حال عابدیان سعی میکند نسبت به این تماس بیتفاوت باشد و شرایط را عادی جلوه دهد.
او میگوید: «با من تماس گرفتهاند اما فکر نمیکنم در این مملکت که آرامش در آن برقرار است کسی بتواند کس دیگری را تهدید به مرگ کند. بنویسید هیچ اتفاقی نمیافتد. من به این چیزها اهمیت نمیدهم. به نظرم اگر کسی بخواهد کاری را انجام بدهد قبل از آن تماس نمیگیرد و بگوید من میخواهم فلان کار را انجام بدهم
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ادعاى مسلمانى دارد اما راحت آبروى مردم را مى برد
قلعه نويى: مايلى كهن به جاى فرافكنى به فكر باخت هاى تيمش باشد
[Only registered and activated users can see links]
امير قلعه نويى سرمربى فعلى سپاهان اعلام كرد كه مشكلات و اختلافات گذشته با اميررضا واعظى آشتيانى مديرعامل استقلال را فراموش كرده است.
قلعه نويى پس از جدايى از استقلال با واعظى آشتيانى اختلافات شديدى پيدا كرد و هر ۲ طرف مصاحبه هاى مختلفى را عليه يكديگر انجام دادند. مديرعامل استقلال اما روز گذشته قبل از سفر به مكه با قلعه نويى تماس گرفت و از او حلاليت طلبيد. قلعه نويى در خصوص تماس واعظى آشتيانى به خبرگزارى فوتبال ايران مى گويد: آقاى آشتيانى زنگ زد و حلاليت طلبيد. در ضمن صحبت هاى ما خيلى دوستانه بود و به هيچ عنوان خشك و رسمى حرف نزديم و بيشتر گفت وگوى ما همراه با خنده بود. آشتيانى گفت كه مرا حلال كن و من هم گفتم كه حلالت مى كنم و تو هم مرا حلال كن. حتى من به مديرعامل استقلال گفتم كه در مكه براى من هم نماز بخواند و او گفت كه اگر براى هر كس نماز نخوانم مطمئن باش كه براى تو نماز خواهم خواند. قلعه نويى در پاسخ به اين سئوال كه آيا اختلافات شما با واعظى آشتيانى تمام شده است، تاكيد مى كند: ديگر دوست ندارم در مورد گذشته حرف بزنم و همه چيز را فراموش كرده ام. فكر مى كنم وظيفه هر مسلمان است كه براى حج از همه حلاليت بطلبد و آقاى واعظى آشتيانى هم اينكار را انجام داد. او به من گفت «چطورى پهلوان» و كلا صحبتهاى خيلى دوستانه اى مطرح شد، وظيفه من هم بود كه به عنوان يك مسلمان (البته خيلى ها كه معتقدند اصلا ما مسلمان نيستيم) ايشان را حلال كنم. همين جا از واعظى آشتيانى هم مى خواهم مرا حلال كند. چون حلاليت يك امر ۲ طرفه است و از ايشان بابت تماسشان تشكر مى كنم. درضمن او گفت كه منظورش در مورد صحبت هايى كه در اين مدت انجام داد من نبودم.سرمربى سپاهان در پاسخ به اين سوال كه آيا فكرنمى كنيد صدرنشينى به بازيكنان سپاهان استرس بدهد، تاكيد مى كند: ما فقط به روند خودمان فكر مى كنيم. در ضمن به قهرمان نيم فصل هيچ جامى نمى دهند و مهم اين است كه ما در پايان فصل صدرنشين باشيم و جام قهرمانى را بالاى سر ببريم.قلعه نويى در ادامه حرف هايش در مورد بحث دوپينگ كه اين روزها حرف و حديث هاى مختلفى را به وجود آورده مى گويد: من چند روز پيش هم در مصاحبه ام گفتم كه بايد نظارت و كنترل دقيق در اين مورد صورت بگيرد و حتى الان هم اعلام مى كنم كه در تمام بازى هاى سپاهان بايد از بازيكنان ما و همچنين بازيكنان تيم حريف آزمايش دوپينگ بگيرند تا همه چيز به طور شفاف مشخص شود. فوتبال ما در اين موارد بايد پاك باشد و اميدوارم كنترل دوپينگ به طور دقيق و حساب شده انجام شود.محمد مايلى كهن در برنامه ۹۰ گفت كه يك تيم بعد از بارسلونا صاحب بهترين خط حمله ليگ برتر مى شود اما در ليگ قهرمانان آسيا در رده چهارم قرار مى گيرد. حتى در اين برنامه عادل فردوسى پور خطاب به مايلى كهن گفت كه منظور او استقلال تهران است ولى سرمربى سايپا حاضر نشد اسم از تيم و يا شخص بياورد. قلعه نويى در اين خصوص مى گويد: «من كه اين برنامه را نديدم اما در مورد بحث دوپينگ بهتر است كه به دكتر نوروزى پزشك استقلال زنگ بزنيد و از او بپرسيد. در ضمن من نمى دانم بحث دوپينگ و حرف زدن در مورد ديگر تيم ها چه ربطى به اين آقا دارد. مايلى كهن بهتر است به جاى فرافكنى به فكر باخت هاى تيمش باشد و بدون مدرك حرف نزند. شما ديديد كه ۲ تيم فرانسه و ايتاليا با قدرت به فينال جام جهانى راه پيدا كردند اما بعد از آن افت كردند. استقلال هم قهرمان ايران شد اما در جام باشگاه هاى آسيا بدشانسى آورد. اگر ما در ايران با دوپينگ قهرمان شديم مطمئن باشيد كه اين كار را در آسيا هم مى كرديم و به مراحل بالاتر صعود مى كرديم. در ضمن همه مى دانند كه فصل گذشته هم از بازيكنان مختلف تست دوپينگ گرفته مى شد.»قلعه نويى تاكيد مى كند: من سال هاست در اين فوتبال حضور دارم اما به خودم اجازه نمى دهم كه در مورد ديگران حرف بزنم و نديده و نشنيده به ديگران تهمت بزنم. حتى وقتى از استقلال هم رفتم در مورد اين تيم حرف نزدم منتها بعضى آقايان وقتى تيم شان نتيجه نمى گيرد براى اينكه فضا را عوض كنند چنين حرف هايى را مى زنند تا به اهداف شان برسند. به نظر شما كارشناسان و مردم به اين حرف هاواراجيف هانمى خندند؟ من در جام ملت ها بعد از حذف ايران خودم را مقصر دانستم و همه چيز تمام شد اما نمى دانم چرا بعضى از آقايان بعد از نتيجه نگرفتن تيم شان به جاى اينكه به فكر حل مشكلات خودشان باشند اين حرف ها را مطرح مى كنند. سرمربى سپاهان در پايان حرف هايش تاكيد مى كند: اين آقايان كه ادعاى مسلمانى دارند بهتر است با مدرك حرف بزنند. متاسفم كه در فوتبال ايران يك نفر خيلى راحت با آبروى ديگران بازى مى كند و هيچكس هم به اين موضوع رسيدگى نمى كند. جالب اينجاست كه اين آقا به عنوان مربى اخلاق هم انتخاب مى شود. بهتر است من در اين مورد حرف نزنم چراكه مردم به خوبى روى تمامى مسائل اشراف كامل دارند و مى دانند كه فلان تيم يا فلان مربى از لحاظ فنى در چه وضعيتى قرار دارند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
كاظمي: ميتوانم فوتبال ايران را تعليق كنم
خبرگزاري فارس: سرمربي ابومسلم گفت: ميتوانم با شكايت از فدراسيون، فوتبال ايران را تعليق كنم.
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرگزاري فارس، فرهاد كاظمي پس از شكست 2 بر يك تيمش مقابل پرسپوليس عنوان كرد: واقعاً نميدانم چرا امروز مجوز حضور روي نيمكت را نداشتم و نميدانم چه مشكلي دارم. در اين مورد بارها به فدراسيون مراجعه كردهام. جالب است كه فدراسيون فوتبال از من بعد از 23 سال مربيگري در فوتبال ايران فتوكپي شناسنامه خواسته است. به نظرم امروز كميته استيناف اجازه حضور روي نيمكت را نداد. همين اعضاي استيناف ميگفتند من هيچ مشكلي ندارم.
وي ادامه داد: من از سپاهان طلب دارم و پولي دريافت نكردهام حالا رأي عليه من است. رأي در حال اجرا است، پس من اجازه داشتم روي نيمكت بنشينم، اما نميدانم چرا عزيز محمدي اين كارها را ميكند و هدفش چيست؟ اگر آقايان بخواهند از ابومسلم ميروم به جايي كه قبلاً بودم. مسئولان فدراسيون فوتبال بدانند من هنوز همان سرمربي پا برهنه جواديه هستم و به كسي باج نميدهم، هر كس كه ميخواهد باشد. آقايان بدانند، من زير سلطه كسي قرار نميگيرم.
كاظمي تأكيد كرد: با اين كار به من و استان خراسان رضوي جفا شد. به فدراسيون فوتبال و كميته انضباطي ارادت دارم و از هيچ كس نميترسم و ميتوانم شكايتم را به AFC ببرم و فوتبال ايران را تعليق كنم، اما به احترام كميته انضباطي اين كار را نميكنم. روزيام از فوتبال به دست نميآيد و اميدوارم سعيدلو كه يك مرد بزرگ در عرصه ورزش است به اين موارد رسيدگي كند.
سرمربي ابومسلم اظهار داشت: يك روز ميگويند تست اعتياد بدهم و يك روز ديگر سابقهام را بررسي ميكنند. آيا اين براي سرمربي كه سابقه درخشاني دارد خوب است؟ نميدانم مشكل چيست و چه كسي از آب گلآلود ماهي ميگيرد. گفتند مشكل منشور اخلاقي داري و من قبول كردم، اما پيگيري كردم و اينطور نبود و در حال حاضر اين موضوع حل شده است.
وي تصريح كرد: همان كسي كه قرآن را ميبوسيد و ميگفت كه من تو را اذيت نميكنم و زير سئوال نميبرم به من ضربه ميزند و من هم او را به خدا واگذار ميكنم. اگر بگويند دليل اين كارها چيست از فوتبال كنار ميروم. من از كميته استيناف مجوز حضور روي نيمكت را داشتم. حرفهاي زيادي براي گفتن دارم. با اين كارها فوتبال ضرر ميكند نه فرهاد كاظمي.
كاظمي گفت: بهترين مربيان به دليل اعتراض به داوري به ليگ دسته اول رفتند. كجاي دنيا اين اتفاق ميافتد. براي مربيان مهم نيست زيرا بهترين پول را گرفته و تيم را به ليگ برتر ميآورند.
وي يادآور شد: 3 روز پيش به فدراسيون فوتبال رفتم و ميخواستم شكايت كنم كه گفتند مشكلي نيست و كارتم صادر ميشود كه نشد.
كاظمي در مورد بازي گفت: به 2 عامل باختيم؛ يكي انضباط تيمي پرسپوليس و ديگري نبودن من روي نيمكت تا پرسپوليسيها به خواستهشان برسند.
وي اضافه كرد: براي ابومسلم برنامه دارم، اگر آقايان بگذارند كارهايم را پياده ميكنم، اما در حال حاضر در بحران هستيم. نيم فصل بهترين فرصت براي خرج از بحران است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
سرمربی فولاد باید جداگانه از دو بازیکن استقلال اهواز رضایت بگیرد
مجید جلالی: اتفاقات روز دادگاه را در کتابم مینویسم
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links]) ([Only registered and activated users can see links])
خبرگزاری فوتبال ایران- در جلسه مسئولان دو تیم خوزستانی لیگ برتر که در هفتههای اخیر اختلافات شدیدی با هم پیدا کرده بودند حرفها و مسائل جالبی مطرح شد که شاید جالبترین آنها به حرفهای مجیدجلالی سرمربی فولاد بازمیگردد.
به گزارش خبرگزاری فوتبال ایران، مجید جلالی در جلسه پنجشنبه گذشته اظهار داشت: «من روز دادگاه و جریانات آن را در کتاب خود خواهم نوشت.»مجید جلالی قید کرد حتما از 3 ساعت بازجویی خود و سایر مسائل به عنوان یکی از بدترین روزهای زندگی خود نام خواهد برد.سرمربی فولاد تصریح کرد: «کتابم در دست چاپ است و قطعا از روز حضور در دادگاه هم به عنوان یکی از روزهای سخت زندگیام نام خواهم برد.» نکته جالبتوجه این صحبت به پاسخ شفیعزاده به حرفهای مجید جلالی بازمیگشت که وی گفت: «آقای جلالی من باید چه بگویم که در روز تولدم خبر شکایت شما در فصل گذشته به دست من رسید.» در پایان جلسه روز گذشته، باشگاه استقلال اهواز رضایت خود را از فولاد و سرمربیاش اظهار داشت اما در رابطه با شکایت میداودی و اسماعیل شریفات از جلالی قرار شد که سرمربی فولاد در مصاحبهای یا به شکل دیگری رسما از دو بازیکن استقلال اهواز عذرخواهی کند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
تهِ خط [Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
دلتا: کم ندیده ایم که در این دیار, بواسطه ی رابطه و مسایلی از این دست, افرادی صاحب جایگاه شوند و بر جای بزرگان تکیه زنند به گزاف.
اما اینان باید در زمینه ی تواناییهایشان در آن عرصه, از حداقل ها برخوردار باشند و صدالبته از شخصیتِ لازمه.
شکی نیست که بخصوص در عالم فوتبال, تنها نمیتوان تکیه کرد به حمایت بالا دستیها, چرا که لاجرم تکرار میشوند آن افتضاحات تاریخی , نظیر؛ باختِ خفت آور مقابل قطر برای اولین بار,حذف کردنِ تیم پرستاره و پر امیدِ امید,سقوط تیمهایی چون شهرداری تبریز, سایپا, فولاد به دسته ی پایین....
هر چند شاید با کج سلیقگیها و بی تدبیریها, باز هم آزمودگان بخواهند که بیازمایند, بنا بر مصلحت اندیشی به سبکِ خودشان.
اما چیزی که به نظرمیرسد, اینست که اینجا تهِ خط است و آخرین ایستگاه برای چهره ی نامتعادل فوتبال ما, که همواره بهره جسته است از حمایت دستگاهها, و تاوانِ این محبتها را پیکره ی نحیف ِ فوتبال و فوتبالیهای ما پرداخته اند همواره.
چهره ایکه با تمام سابقه اش و تمام ادعاهایش, هنوز یا بد حرف میزند, یا حرفِ بد میزند.
شکی نیست که اگر روند عملکرد نارنجی پوشان به همین شکل پیش برود, و سرمربی کماکان در اندیشه ی فرافکنی باشدو لجن پراکنی, شاید دوباره کارش به کشیک کشیدن در جشنواره ی مطبوعات بیانجامد و پرسه زدن در خیابانِ پاستور!
شاید هم به علتِ ضیقِ وقت, ناچار شود, نامه به دست, روان شود به دنبال مرکبِ یار, در سفرهای استانی.
حالا او میداند که کوپنش تمام شده است و با این عملکرد, شاید حامیانش نیز نادم شده باشند و پشیمان . شاید در این تایمِ هشت ساله, مجالی بیش از این به او نرسد برای نشستن بر جایِ لایق تر ها.
برای او که هیچگاه به تواناییهای فنی و اخلاقیِ اندکش واقف نبوده, و گرفتار بوده است در چنبره ی حسادت, بسیار سخت است و دشوار تا نظاره گر باشد عملکرد شایستگان را.
او میداند که دارد محو میشود بر اساسِ یک فرمولِ تکراری و تاریخی, و بر نمیتابد این واقعیتِ محض و مسلم را.
او میداند که چه طعمی دارد, در بحبوحه ی بیکاری, دست و پا زدن و مصاحبه کردن و ناروا گفتن در رسانه ها , در سراب و آرزویِ میز و صندلی و نیمکت.
و برای چهره ای حسادت پیشه و کم توان, چه دشوار است تلاش برای رسیدن به کرسیهای مجلس و ریاست سازمان و فدراسیون.
شاید اینجا تهِ خط باشد و ایستگاهِ آخر.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
یاغی فوتبال ایران : فوتبال ما با آمدن ویچ ها و ساندویچها بزودی به مالدیو تبدیل خواهد شد.
[Only registered and activated users can see links]
خداداد عزيزي به صورت ناگهاني در نشست امروز مجتبي شريفي، رئيس كميته انضباطي حضور پيدا كرد و اظهار داشت: در فوتبال ما همه همديگر را سياه ميكنند و به نوعي به دنبال اين هستند كه سر همديگر را كلاه بگذارند، اما تيمي مانند بحرين براي رسيدن به جامجهاني ميجنگد.
وي ادامه داد: ما فقط ميتوانيم از يكديگر ايراد بگيريم. يك نفر كه تاكنون پايش به توپ فوتبال نخورده است، در تلويزيون حاضر ميشود و درباره بازي ليونل مسي و تفكرات كارلو آنجلوتي صحبت ميكند. گزارشگران مسابقات اروپايي نيز دست كمي از اين كارشناسان ندارند. با تمام احترامي كه براي آنها قائل هستم، اما در موقع پخش مسابقات صداي تلويزيون را قطع ميكنم تا صحبتهاي آنها را گوش نكنم.
وي افزود: آنها درباره بچه هفتم رائول صحبت ميكنند، در صورتي كه 2 گل در بازي رد و بدل شده است. در بازيهاي داخلي نيز آنها به همه گير ميدهند و به عنوان مثال ميگويند علي كريمي به دليل اينكه نميخواهد سوار هواپيما شود كارت قرمز دريافت كرده است.
عزيزي تاكيد كرد: اصل فوتبال تعطيل شده است و ديگر هم درب آن باز نخواهد شد. با اين وجود فوتبال ما در آينده نه چندان دور به مالديو تبديل ميشود. من وقتي المپيك 1992 بارسلونا را تماشا ميكردم، روي نيمكت تيم قطر كارلوس آلبرتو پيريرا نشسته بود و هدايت امارات را نيز لوبانفسكي بر عهده داشت، اما ما فقط ساندويچها و ويچها(مربيان كروات) را براي سرمربيگري تيم ملي آورديم و روز به روز به عقب بازگشتيم.
نکته : براستی این دکتر حمید صدر با اون عقاید دون کیشوتی کیه؟گاهی اوقات خاطرات شخصی خودشو بعنوان کارشناسی فوتبال به خورد بیننده تلویزیون میده!
منبع ([Only registered and activated users can see links])
خودکشی شماره 2 مایلی کهن؛
بیانیه علیه رضازاده
به نظر می رسد مایلی کهن با این نامه مثل دفعه قبل در تیم ملی شغل خود را از دست بدهداو به رضازاده می گوید:سعي كن همچون جهان پهلوان تختي هميشه از حق و حقيقت دفاع كني و جانب عدالت را پيشه و يا اينكه اگر اين امر برايت سخت است حداقل سكوت نمايي
[Only registered and activated users can see links]
سایت گل - محمد مایلی کهن به استاد خطابه و بیانیه نویسی تبدیل شده است. سرمربی سایپا این بار در واکنش به حسین رضازاده قهرمان سابق المپیک و عضو هیئت مدیره سایپا که دو روز پیش از وی انتقاد کرده بود ؛ نامه ای نیشدار تحریر کرده است.این نامه با مقایسه رضازاده و تختی آغاز می شود که کنایه ایست اساسی به رفیق سنگین وزن دایی....بخوانید:
یادش بخير، جادوانه ورزش ايران زنده ياد "آقا تختي" كه راز جاودانگياش نه رنگ و تعداد مدالهايش، بلكه دفاع او از حق و حقيقت و در نهايت گرفتن حق مظلوم از ظالم بود. چه بسا ورزشكاراني كه در طول دوران آمدند و رفتند و حتي بيشتر از "آقا تختي" مدال گرفتند اما، خيلي زود فراموش شدند.
روزگار غريبي است كه چنان در چنبرهي تعارفات چاپلوسانه گير افتادهايم كه هر حرفي خارج از تعارف و تمجيد را حتي اگر در دفاع از حقيقت باشد، بد اخلاقي ميناميم. اگرچه اين روزها همه ژست حرفهايگري ميگيريم اما، متاسفانه در عمل طور ديگري رفتار ميكنيم. چند وقت پيش يكي از اعضاي هيات مديرهي محترم باشگاه سايپا، در حالي كه تخصصي در مسايل فني نداشتند وارد مباحث فني تيم و كادرفني شده و مطالبشان را به جاي اينكه در جلسهي هيات مديره مطرح نمايند، رسانهاي نمودند. عليرغم اينكه بيش از 10 روز از اين صحبتها و مصاحبه گذشت هيچ واكنشي از سوي شما آقاي رضازاده! نشان داده نشد اما، چگونه است كه بلافاصله پس از اينكه بنده ناچارا ناگزير به پاسخ آن صحبتها شدم، در كمتر از 24 ساعت عكس العمل شما را مشاهده نموده و شما آقاي رضازاده! به عنوان قهرمان اين مملكت حرفهاي بنده را غير حرفهاي، غيراخلاقي و كم لطفي دانستيد. آيا اين بدان معنا نيست كه شما يك طرفه به قاضي رفته باشيد و صرفا از آن عضو هيات مديره دفاع نموده باشيد؟
آقاي رضازاده! از نظر من كار غير حرفهاي يعني ورود به مسايل فني بدون تخصص لازم، كار غير اخلاقي يعني رسانهاي نمودن مسايل داخلي خانوادهي باشگاه، از همه مهمتر دروغ گفتن به مردم است. اينك خودتان قضاوت كنيد كه آيا صحبتهاي من غير حرفهاي و غير اخلاقي بوده يا صحبتهاي دوست شفيق و صميمي و به عبارتي مدير برنامههاي شما؟! آقاي رضازاده! در جايي ديگر عنوان كرده بوديد كه مايليكهن محبتهاي هيات مديره را ناديده گرفته است.
اي كاش واضحتر در اين زمينه صحبت ميكرديد زيرا شايد اين شائبه به وجود آيد كه محبتهاي هيات مديره يعني گرفتن امتيازهاي شخصي از باشگاه يا گروه خودروسازي سايپا (مانند گرفتن ماكسيما، مگان، زانتيا و يا امتياز نمايندگي محصولات سايپا و ...) در حالي كه همگان ميدانند بنده هيچ گاه به دنبال گرفتن ذرهاي امتياز شخصي نبوده و نيستم و همواره در هر كجا كه مشغول به كار بودهام نهايت تلاش خود را در جهت كاهش هزينهها به كار گرفته و نيتي به جز ارايهي خدمت صادقانه نداشته و ندارم.
آقاي رضازاده! در جاي ديگري عنوان كردهايد كه در هر كجا و در هر زمان از من حمايت كردهايد. ميتوانيد براي اين صحبت خود شواهدي ارايه دهيد؟ ضمن اينكه قابل ذكر است زماني كه تيم مشكلي نداشته باشد و خوب هم نتيجه بگيرد به حمايت خاصي نيازي نيست بلكه مديريت حرفهاي ورزش به هنگام عدم نتيجهگيري بايد خود را بروز دهد و از تيم حمايت كند. آقاي رضازاده! شايد من جزو معدود فوتباليهايي باشم كه با تمام وجودم نه تنها با فوتبال بلكه با اكثر رشتههاي ورزشي عجين شده باشد و اگر علاقهام نسبت به رشتههاي ورزشي ديگر بيشتر از فوتبال نباشد، كمتر هم نيست.
از اين رو يادم نميرود كه اعجوبهي وزنهبرداري جهان آقاي محمد نصيري در المپيك 1968 مكزيك در مبارزهاي سخت و نفسگير توانست بر "ايمر فولدي" مجارستاني غلبه كند چگونه اشك شوق از چشمانم جاري شد و پس از آن كه در همان المپيك "واسلي الكسيف" توانست مدال طلا را در فوق سنگين براي شوروي سابق به ارمغان آورد، چقدر غبطه خوردم و از خداوند بزرگ تمنا كردم كه روزي هم ما در اين وزن قهرمان شويم. بعدها با رشادت و با حضور باصلابت شما در المپيكهاي سيدني و آتن و با فرياد يا ابوالفضل شما من هم ياابوالفضل گفتم و بار ديگر اشك شوق ريختم، با اين تفاوت كه زماني كه براي قهرماني نصيري عزيز گريستم نوجواني 14 ساله بودم اما، در المپيك آتن به مردي 54 ساله تغيير يافته بودم. آقاي رضازاده! با توجه به اينكه فرزندان من هم سن و سال شما هستند و عمر حضور من در ورزش قهرماني بيش از سن فرزندانم است پس به خودم حق ميدهم كه نكاتي را به شما يادآوري كنم. اين روزها متاسفانه، بيعدالتي در ورزش ما در اكثر سطوح ورزش ريشه دوانده است و عنوان كردن زشتيها و پلشتيها در كنار واقعيتها و ايستادن در مقابل آنها بسيار سخت و طاقتفرسا گرديده است.
در چنين روزهايي كه براي گفتن حرف حق به نداشتن حرفهايگري و بياخلاقي متهم ميشوي، طرفدار حق و حقيقت بودن واقعا سخت و جانفرساست. اما، سعي كن همچون جهان پهلوان تختي هميشه از حق و حقيقت دفاع كني و جانب عدالت را پيشه و يا اينكه اگر اين امر برايت سخت است حداقل سكوت نمايي تا با اين كار نگذاري خاطرات خوش ما با تو به تلخي گرايد و يا روياهايمان شكسته شود. در نهايت حسين عزيز اگر نوشم نهاي، نيشم نباشي.
منبع ([Only registered and activated users can see links] 9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87)
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
آیا آلکس فرگوسن حاضر است تست اعتیاد بدهد
عزیزی: تیم ملی مقابل تشتکسازی هم 1-3-2-4 بازی میکند
خبرگزاری فوتبال ایران – خداداد عزیزی همچنان یکی از چهرههای جنجالی و غیر قابل پیشبینی در فوتبال ایران محسوب میشود و رسانهها به هیچ عنوان مایل نیستند که فرصت مصاحبه با او را از دست بدهند. خداداد در حال حاضر در تیمی فعالیت نمیکند و تاکید میکند که در این فوتبال که از بالا تا پایینش رابطه است،بهتر است بیرون از گود باشد.
عزیزی در گفتوگویی اختصاصی با خبرگزاری فوتبال ایران،در مورد اوضاع فعلی فوتبال ایران،شکایت از باشگاه پیام،وضعیت تیم ملی و مسائل مختلف دیگر به سوالات پاسخ میدهد.
داستان گرفتن طلبهایتان از باشگاه پیام به کجا رسید؟
باشگاه پیام یک میلیارد و 300 میلیون تومان به بازیکنان و مربیان سابق خود بدهکار است. ما قبل از شروع مسابقات در فدراسیون فوتبال جمع شدیم و در جلسهای که آقای شریفی به همراه سردار صلاحی، مدیرعامل پیام حضور داشتند در این مورد حرف زدیم و این موضوع مورد بررسی قرار گرفت که چگونه طلبهای ما پرداخت میشود. در آن جلسه آقای شریفی اعلام کرد که اگر تا 3 هفته طلب بازیکنان و مربیان پیام پرداخت نشود این باشگاه تعلیق خواهد شد و عدهای از بازیکنان هم مرا وکیل قرار دادند تا پیگیر این موضوع باشم. بعد از مدتی یک گروه جدیدی به این باشگاه آمدند و شخصی به نام صفایی مدیر پیام شد و به یک باره این خبر به دست ما رسید که باشگاه پیام رفع تعلیق شده است و دوباره به آنها فرصت دادهاند که بدهی خود را پرداخت کنند. من چند بار در این مورد به آقای شریفی زنگ زدم تا دلایل رفع این تعلیق را بپرسم ولی جوابی نگرفتم. البته او بعدا به من گفت که به دلیل گرفتاریها تلفن همراهش را در اختیار نداشت و من هم حرف شریفی را قبول کردم.
و این موضوع باعث شد که به طور سرزده به کنفرانس مطبوعاتی شریفی بروید. اینطور نیست؟
وقتی دیدم جوابی نمیگیرم به فدراسیون رفتم و به من گفتند که شریفی کنفرانس مطبوعاتی دارد. من هم وارد شدم و خواستم به عنوان یک خبرنگار از شریفی سئوال کنم. من زمانی که سئوال میکردم فقط یک خبرنگار بودم نه خداداد عزیزی. سئوال کردم که چرا باشگاه پیام بابت بدهی یک میلیارد و 300 میلیونی باید رفع تعلیق شود؟ و این برای من یک سئوال بزرگ بود.
آیا به جواب این سئوالتان رسیدید؟
من بعد از این کنفرانس با شریفی حرف زدم و او گفت که در آییننامه قوانینی وجود دارد که میتوان تعلیق را برداشت و دوباره به باشگاهی که بدهکار است مهلت دادو من هم قانع شدم. شریفی گفت که به پیامیها مهلت یک ماهه داده و اگر طلبها را ندهند این باشگاه به لیگ دسته دوم سقوط خواهد کرد. واقعا دل من میسوزد که این بازیکنان چرا نمیتوانند پول خود را دریافت کنند و جالب اینجاست که 30 بازیکن دیگر به پیام آمدهاند که آنها هم باید در انتظار گرفتن پولهایشان باشند و به بدبختی بیفتند.
آیا هنوز درصدی از سهام باشگاه پیام به شما تعلق دارد؟
مدیرعامل پیام گفته که من سهم ندارم ولی در ثبت شرکتها پنج درصد از سهام باشگاه به نام من است. من 45 میلیون تومان طلب داشتم و آن زمان چون باشگاه پول نداشت، به من گفتند که پنج درصد از سهام را به تو میدهیم و به نظر خودشان مرا سیاه کردند. جالب اینجاست که الان آقایان میگویند خداداد که پنج درصد سهام را در اختیار دارد خودش هم باید درصدی از بدهیها را بدهد. البته من حاضرم این کار را بکنم و پنج درصد از یک میلیارد و 300 میلیون مبلغی حدود 65 میلیون تومان میشود. البته ناگفته نماند که من 82 میلیون طلب دارم و حتی اگر 65 میلیون بابت بدهی پرداخت کنم باز هم 17 میلیون از باشگاه پیام طلب دارم. اما این آقایان که ادعایشان در مورد خدا و پیغمبر گوش فلک را کر کرده حاضر نیستند طلب بازیکنان را بدهند.
درحال حاضر با تیمی مذاکره کردهاید؟
خیر. مگر این فوتبال چه چیزی دارد که بخواهم دنبال مربیگری باشم. من خداداد عزیزی هستم و اسمم را تریلی نمیکشد ولی نمیتوانم حقم را بگیرم و اگر به نتیجه نرسم مطمئن باشید که به فیفا شکایت خواهم کرد و شکایت من یعنی بدبختی فوتبال ایران. اگر مسئولان AFC، مسئولان فدراسیون مختلف در آسیا و خیلیها که خداداد را میشناسند، بفهمند که من برای گرفتن پول شکایت کردهام آیا نمیخندند؟ متاسفانه بعضی از آقایان در حرفهایشان گفتهاند که خداداد کمر به قتل فوتبال خراسان بسته، در حالی که خودشان چیزی از فوتبال نمیفهمند. مدتی پیش بود که بعضی از مسئولان پیام خودشان اعتراف کردند که از فوتبال هیچ چیز نمیدانند و فقط این را میدانند که دروازهبان توپ را با دست میگیرند و بازیکنان هم با پا فوتبال بازی میکنند.
آقای عزیزی، مدتی پیش سازمان لیگ اعلام کرد که مربیان باید تست اعتیاد بدهند. نظر شما در این مورد چیست؟
چه چیزی در فوتبال ما درست است که این مورد درست باشد. فدراسیون فوتبال ایران زیرمجموعهای از فیفاست و سئوال من این است که در کدام کشور از مربیان تست اعتیاد میگیرند. آیا الکس فرگوسن حاضر است تست اعتیاد بدهد؟ من واقعا نمیدانم این قوانین از کجا به بیرون درز میکند.
پس از ناکامی در راه رسیدن به جام جهانی استقبال سردی از بازیهای ملی صورت میگیرد. نظر شما چیست؟
این فوتبال دیگر چیزی برای مردم ندارد که بخواهند از آن استقبال کنند. من هیچ وقت به یاد نداشتم که در بازیهای ملی کمتر از 20 هزار نفر به استادیوم بیایند ولی در بازی با ایسلند 250 نفر به استادیوم آمدند. در ضمن مردم واقعیتها را میدانند و فریب بازی با کلمات را نمیخورند. نوع فوتبال بازیکردنمان هم که برای همه مشخص است. جالب اینجاست که ما نه با استرالیا بازی کردهایم و نه با ژاپن، کرهجنوبی، عربستان، بحرین و خیلی از تیمهای مطرح آسیا. با این شرایط قطبی مدام از قهرمانی آسیا حرف میزند و اگر در آسیا قهرمان شویم به طور حتم از قهرمانی جهان حرف میزند. اگر هم در آسیا قهرمان نشدیم به طور حتم وعده خواهد داد که انشاءالله در سال 2016 قهرمان میشویم.
هنوز هم معتقدید تیم ملی از لحاظ فنی پیشرفت نکرده است؟
مگر ما آرسن ونگر را آوردهایم که به دنبال پیشرفت باشیم؟ شما بهتر است نگاهی به کارنامه قطبی بیندازید. آیا او باید سرمربی تیم ملی شود؟ به نظر شما قطبی به فوتبالیستی مثل جواد نکونام که در سطح اول اروپا بازی میکند چه چیزی میخواهد یاد دهد؟ چه چیزی به داشتههای نکونام اضافه خواهد کرد؟
خود شما آیا چیزی جدیدی دارید که به عنوان یک مربی ایرانی به نکونام و یا دیگر بازیکنان یاد بدهید؟
قبل از اینکه جواب سئوال شما را بدهم باید بگویم که مربیان ایرانی اختلاف زیادی با هم ندارند و این امکانات و داشتن مهره است که میتواند شانس قهرمانی یک تیم و مربی را بیشتر کند. تیم ملی ایران مهرههای بسیار خوبی دارد ولی متاسفانه شاهد هستیم که در هر بازی و به دنبال هر نتیجهای که باشیم فقط با سیستم 1-3-2-4 بازی میکنیم. در زمین کرهجنوبی با این سیستم بازی میکنیم و اگر مقابل تشتکسازی ورامین هم قرار بگیریم با سیستم 1-3-2-4 بازی میکنیم. به نظر من هیچ تحولی در تیم ملی ایجاد نشده و این روند همچنان ادامه دارد. فقط یک عده آمدهاند که پول بگیرند و بروند.
سئوال ما را جواب ندادید. خداداد که از افشین قطبی انتقاد میکند آیا خودش چیزی دارد که به بازیکنان یاد بدهد؟
من چنین ادعایی ندارم. به نظر من تیم ملی احتیاج به مربی بزرگ خارجی دارد. قبلا هم مثال زدم که امارات و قطر قبل از سال 1990 در رده امید از لوبانفسکی و کارلوس آلبرتو استفاده کردند ولی ما فقط درحال پسرفت هستیم و تا چند وقت دیگر نمیتوانیم حتی قطر و اردن را در زمین خودمان شکست دهیم. فوتبال پایه خیلی مهم است و ما باید از رده نونهالان فوتبال را به صورت اصولی به بازیکنان یاد بدهیم ولی فدراسیون یک مجری برنامه را مربی نونهالان کرده و اگر حرفی هم بزنیم ناراحت میشوند. من حرف دیگری ندارم فقط باید بگویم که از بالا تا پایین فوتبال ما رابطه است و یک عده فقط به دنبال لنز دوربین هستند تا خودشان را مطرح کنند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
در گفتوگو با فارس
دلايل محروميت پيوس از مربيگري در ليگ برتر اعلام شد
خبرگزاري فارس: دبير كميته منشور اخلاقي فدراسيون فوتبال دلايل محروميت فرشاد پيوس از مربيگري در ليگ برتر را اعلام كرد.
عليرضا عليپور در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري فارس درباره محروميت فرشاد پيوس خاطرنشان كرد: پيوس جزو مربيان منشوري نيست چون به لحاظ اخلاقي مشكلي نداشته، اما صحبت هايي درباره نحوه جذب بازيكنان اين مربي مطرح شده است. يك سال است كه پرونده اين مربي را بررسي مي كنيم و طبق آخرين تصميمات پيوس نمي تواند در ليگ برتر فعاليت كند تا اينكه به پرونده اين مربي نيز رسيدگي شود.
وي در پاسخ به اين سئوال كه آيا اين خبر صحت دارد كه فراز كمالوند، سرمربي تراكتورسازي نيز جزء منشوريها بود اما مديرعامل اين باشگاه مانع محروميت وي شده عنوان كرد: ناصر شفق هيج وساطتي براي رهايي كمالوند از منشور نداشته، چرا كه وي جزء مربيان منشوري نيست.
عليپور در پاسخ به اين سئوال كه برخي مربيان منشوري اعلام كردند آنها محروم نيستند چون هيچ نامهاي كتبي به دستشان نرسيده به فارس گفت: نميتوانيم به آنها نامه بدهيم و محروميتشان را اعلام كنيم اما مدارك كافي داريم.
وي يادآور شد: مدارك ما براي محروم شدن افراد متخلف به حد كافي موجود است، اما بنا بر دلايلي نمي توانيم موارد را در رسانه ها تشريح كنيم
منبع ([Only registered and activated users can see links])
__________________________________________________
مايلي كهن:
آدمهايي كه فوتبال را آلوده كردهاند بايد كنار بروند
اگر دست اين آقايان بود تا به حال هزار بار من را زندهبه گور كرده بودند
[Only registered and activated users can see links]
سرمربي تيم فوتبال سايپا در پاسخ به ادعاي فيروز كريمي گفت: بنده هيچ موقع به كسي متكي نبودم و فقط خدا را داشتم. اگر دست آقايان بود هزار بار تا به حال من را زندهبه گور كرده بودند.
محمد مايليكهن در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در پاسخ به اين سوال كه گفته ميشود شما حامي عزيزمحمدي هستيد، گفت: من تعلق خاصي به كسي ندارم و تنها اعتقادم بر يك فوتبال پاك است و معتقدم آدمهايي كه فوتبال را آلوده كردند بايد كنار بروند. هميشه به دنبال اين اتفاق بودم و يك قدم هم در اين راه پا پس نميگذارم. بارها نشان دادم كه به هيچ كس وابسته نبوده و نيستم اما از افرادي كه به دنبال فوتبال پاك هستند، تحت هر شرايطي حمايت ميكنم. از جمله اين افراد مجيد جلالي است. تا زماني كه او به دنبال فوتبال پاك باشد از او حمايت ميكنم و اگر زماني ديدم كه او راه ديگري در پيش گرفته ديگر از او حمايت نخواهم كرد.
وي درپاسخ به اين سوال كه آيا فكر ميكنيد شما ميتوانيد در اين جدال پيروز شويد، گفت: واقعيت اين است كه من هميشه تك و تنها در اين زمين حركت كردهام. البته شايد بعدها كساني خواستهاند كه در اين راه وارد شوند، با اين حال هميشه توكلم به خدا بوده است. نميگويم خداوند به كسي خاص اختصاص دارد اما من همواره توكلم به خدا بوده است. عملكردم هم نشان داده كه آيا صادقانه رفتار كردهام و حرف زدهام يا خير؟ جرياني كه تحت عنوان فوتبال ناپاك وجود دارد در حال انجام كارهاي بسيار وقيحانه است. شايد آنها به خاطر استفاده از عوامل ناپاك نظير دوپينگ، تطميع بازيكنان حريف، جذب آن بازيكنان در سال بعد، تطميع برخي رسانهها و تريبونها به موفقيتي مقطعي رسيدهاند اما من به مبارزه با فوتبال ناپاك ادامه ميدهم.
مايلي كهن با انتقاد از آنچه كه او رسانهها و ميكروفونهاي زرد خواند گفت: در گذشته گفته ميشد كه كنار رسانههاي سالم رسانههاي زرد هم داريم اما حالا ميبينيم در كنار برخي مطبوعات زرد برخي ميكروفونهاي زرد هم اضافه شدهاند و اين ميكروفونهاي زرد در اختيار افرادي قرار ميگيرند كه در حال ترويج فوتبال ناپاك هستند.
وي افزود: وقتي يك نفر ميگويد برخورد فيزيكي ميكنم و يكسري رسانهها در آنجا جمع ميشوند، جاي تاسف دارد. البته نميخواهم بگويم همه كساني كه از طرف رسانهها در آنجا حضور داشتند مشكلي داشتهاند اما چرا بايد اينطور رفتار شود. متاسفانه برخي مديريتهاي ما آن قدر ترسو شدند كه با چنين افرادي برخورد نميكنند. حتي تهديد اينكه فردي ميگويد به ارگاني ميروم و اگر به خواستهام رسيدگي نشود برخورد فيزيكي ميكنم، جرم است اما ميبينيم با اين مساله برخورد نميشود. حتي از سوي رسانهها هم استقبال ميشود و مطبوعات و رسانه ملي در آنجا حضور پيدا ميكنند و صحبتهاي آن فرد پخش ميشود. وقتي فردي ميخواهد بر اساس قانون جنگل رفتار كند بايد با او برخورد شود. براي من مهم نيست كه در ليگ برتر باشم يا خير؟ من فوتبال پاك را دوست دارم چه در زمين خاكي و چه در چمن و چه در كوچه. از ديدن فوتبال پاك لذت ميبرم.
مايليكهن افزود: دوست ندارم تيمام به هر طريق پيروز شود. يكسري پول بادآورده باعث شده كه هزينه زندگي اين آقايان بالا برود و مجبور شوند به هر طريقي كه شده به دنبال كسب درآمد بيشتر بروند. بنده هيچ وقت به كسي متكي نبودهام و تنها خداوند را داشتهام. اگر دست اين آقايان بود تا به حال هزاربار من را زندهبه گور كرده بودند. معتقدم بازيكناني كه در اختيار ما هستند امانتند و بايد با ايجاد فضاي پاك بتوانيم شرايط را براي بروز استعدادهاي آنها فراهم كنيم.
سرمربي سايپا درباره تهديد كريمي به شكايت عليه او گفت: من در مصاحبههايم اسم هيچكس را نياوردم، كسي كه به خودش شك دارد وقتي حرفي زده ميشود به خودش ميگيرد. هميشه اين فرافكنيها وجود داشته است. خيليها خواستند از من شكايت كنند، سال گذشته وقتي بعد از يك بازي با اسم اعلام كردم كه فلان بازيكن باعث شده كه يك تيم شكست بخورد، در برخي رسانهها اعلام شد كه آن بازيكن گفته ميخواهد از من شكايت كند. خوشحالم ميبينم در حال حاضر آيت الله لاريجاني رييس محترم قوه قضاييه به دنبال اين نيست تا يكسري آدمها از رانتهاي خود استفاده كنند و بتوانند در محاكم قضايي نفوذ كنند. اگر من ناپاك هستم مشكلي ندارم و ميروم. يكي از دروغهايي كه گفتهاند اين است كه من بعد از قضيه طرح مساله دوپينگ عذرخواهي كردهام كه اين واقعا خندهدار است. فيلم مستندش در تلويزيون موجود است. وقتي اين آقا به سمت من آمد تا دست دهد، من به او دست ندادم. همانطور كه گفتم ادعايي ندارم و اگر آقايان ميگويند من ناپاك هستم از فوتبال ميروم .
مايليكهن درباره صحبتهاي امير عابديني مديرعامل باشگاه داماش هم گفت: من همواره به موي سپيد او احترام گذاشتهام. عابديني در يكي، دو مورد ديگر هم به مقولهاي وارد شد اما من بازهم به موي سپيدش احترام گذاشتم. دو، سه هفته قبل عابديني گفته بود كه ظرفيت رواني مايليكهن تكميل شده. او لطف كرد و تنها نگفت كه مايليكهن ديوانه نشده است.
وي افزود: من به احترام موي سپيد عابديني تا به حال حرفي درباره او نزدهام و حالا هم ميگويم آقاي عابديني! ما بايد به خودمان برگرديم و اگر اشتباه كردهايم بايد از مردم و خدا طلب مغفرت كنيم. شما راست ميگوييد كه من ديوانهام. اگر ديوانه نبودم ميتوانستم از رانتهايم استفاده كنم و معدنهايي داشته باشم و سودش را ببرم. در دنيايي كه شما عاقله مردش هستيد همان بهتر كه من ديوانهاش باشم.
saeed_cris
14-12-2009, 23:24
از سازمان ليگ به AFC و FIFA هم شكايت مى كنم
فيروز كريمى : كسانى كه ركورددار سقوط تيم هايشان هستند هنوز هم فعاليت مى كنند
[Only registered and activated users can see links]
فيروز كريمى سرمربى تيم داماش گيلان از شكايت خود عليه مسئولان سازمان ليگ به ديوان عدالت ادارى خبر داد و گفت كه به زودى راى اين ديوان صادر خواهد شد.وى در گفت وگو با خبرنگار ورزشى خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره دعوت كميته انضباطى از او گفت: اين دعوت به خاطر شكواييه اى بود كه من ارائه كرده بودم و دوشنبه براى پيگيرى اين شكايت به فدراسيون فوتبال خواهم رفت. به غير از اين من به ديوان عدالت ادارى هم شكايت كرده ام و اين ديوان به زودى راى خود را صادر خواهد كرد. وى در پاسخ به اين سؤال كه برمبناى چه چيزى از مسئولان سازمان ليگ شكايت كرده ايد، گفت: به دليل اينكه آنها به صورت كتبى چيزى به من نداده بودند، قاضى اعلام كرد كه براساس گفته هاى تلويزيونى عزيزمحمدى و عليپور اقدام خواهد كرد. ضمن اينكه من تمامى مدارك و مستندات خود را براى ارائه به AFC، فيفا و دادگاه عالى ورزش از طريق دارالترجمه ترجمه كرده ام و از طريق يكى از دوستانم با اين ۳ نهاد ارتباط هايى برقرار كرده ام اما به دليل اينكه كفاشيان اعلام كرده كه به اين مساله رسيدگى مى كند، فعلا آن را مسكوت نگه مى دارم اما اگر به اين موضوع رسيدگى نشود قطعا آن را به جريان خواهم انداخت و به اين نهاد ها هم شكايت خواهم برد. كريمى افزود: اين همان برخورد قانونى و شديدى است كه بعضى دوستان قياس به نفس كردند و فكر كردند برخورد شديد حتما بايد در انظار عمومى و در وسط ميدان باشد. همچنين از طريق مقام قضايى از باب تفتيش در زندگى شخصى شكايت كرده ام و شهودم را هم براى شهادت برده ام. وى در پاسخ به اين سوال كه آيا با توجه به موضع گيرى برخى نمايندگان مجلس با مجلس شوراى اسلامى هم رايزنى داشته ايد، گفت: اين كار را انجام داده ام و با مقامات عالى رتبه هم رايزنى كرده ام. طى هفته هاى آينده هم خدمت سعيدلو خواهم رفت و به او توضيحاتى خواهم داد. حتى به ديدار رئيس شوراى عالى ورزش (احمدى نژاد) خواهم رفت و اطمينان دارم كه او با سعه ى صدر اين موضوع را بررسى خواهد كرد و دستورات موكد را صادر مى كند. سرمربى داماش با بيان اينكه براى تمامى زحمت كشان فوتبال احترام قائلم گفت: بايد اين احترام دو طرفه باشد. هنوز به صورت شفاف اعلام نشده كه منظور از اين ايده (اجراى منشور اخلاقى) چيست و چه كسى به صورت تفكيكى چه كارى انجام داده است. چه گناهى را در حريم فوتبال مرتكب شده ايم كه ما را جزو منشورى ها قرار داده اند. اگر هم به دليل مسائل شخصى اين كار را انجام داده ام كه تكليف مشخص است. كريمى افزود: اگر به خاطر مسائل فوتبالى است بايد بگويند كه كجا و با چه شرايطى اسممان را در اين فهرست قرار داده اند. به كميته برگزارى مسابقات مراجعه كرده ام و از آنها خواستم ادله خود را ارائه دهند. پس از اينكه چيزى دستگيرم نشد، ملاحى واسطه شد. قرار شد ملاحى تمامى موارد را به همراه مصاحبه هاى من كه به صورت CD درآمده و تعداد نامه هايى كه به باشگاه ارسال شده را دريافت كند. ملاحى كه عضو هيات رئيسه سازمان ليگ است، در زمانى كه نامه كميته مسابقات آمده مدير باشگاه من بوده است. اگر اين نامه آمده چرا او اعلام نكرده و اگر نامه اى وجود ندارد، چرا اسم من را آورده اند. اگر من در حريم فوتبال مشكلى داشته ام، آماده ام كه آنها اعلام كنند و من قطعا هرگونه جريمه اى را مى پذيرم و آماده هرگونه برخورد قانونى هستم اما اگر من كارى را به خلاف انجام نداده ام انتظار دارم كه فدراسيون فوتبال برخورد كند در غير اين صورت خودم برخورد شديدى خواهم كرد. كريمى درباره ديدار تيمش مقابل فولادگستر تبريز گفت: از شانس بد ما تمامى تيم هاى همگروه حريفان قدرتمند هستند. هفته گذشته پس از ۲ ، ۳ هفته ناكامى فولاد گستر را كه از قوى ترين تيم هاى گروه بود، شكست داديم. وجود ستاره هايى همچون انصاريان، خطيبى و آقايى باعث آزار تيم ما شد اما با نتيجه اى كه كسب كرديم، به كورس مدعيان بازگشتيم. وى در پاسخ به اين سؤال كه گفته بوديد پس از بازى با فولادگستر جواب محمد مايلى كهن را مى دهيد، گفت: ما به عنوان كسانى كه از باشگاه هايمان پول مى گيريم، وظيفه داريم كه درصدد ارتقاى تيم مان حركت كنيم. براى من قابل قبول نيست كه تيمم ضعيف باشد به همين خاطر به تيمم چسبيده ام. برايم شرم آور است كه تيمم بخواهد پايين جدول باشد. اين براى من ننگ است. اعتقادم اين است كه اگر من خوب نتيجه نگيرم، ديگر به من توپ نمى دهند و اين توانايى ديگران است كه حتى اگر وقتى نتيجه هم نگيرند، تيمى براى مربيگرى دارند. هيچ وقت با رابطه تيمدارى نكرده ام. اعتقاد شخصى ام اين است كه اگر پولى از اين راه بدست بيايد، حلال نيست. اگر جايى ضعيف بودم و اخراج شدم بايد به تعداد بازى هاى باقى مانده پولم را پس بدهند. همين بى لياقتى ها و بى كفايتى ها و برخورد نكردن هاست كه فوتبال ما را به اينجا رسانده است. در فوتبال ما شايسته سالارى جايى ندارد. كريمى ادامه داد: در فوتبال ما مى بينيم كسانى كه رزومه دارند و كارنامه موفقى داشتند، تيمدارى مى كنند و كسانى هم كه ركورددار سقوط تيم هايشان هستند فعاليت مى كنند. اين است كه فوتبال ما ضعيف شده است. من اعتقاد دارم كه اخلاقيات بايد اصل باشد. مراجع مربوطه نظيركميته انضباطى، ستاد مبارزه با دوپينگ و كميته هاى فرهنگى بايد به موارد اخلاقى رسيدگى كنند. اين مراجع در چهارچوب حريف فوتبال نبايد اجازه هرگونه فعاليت غير اخلاقى را بدهند. نه به خودم اجازه مى دهم وارد زندگى شخصى كسى شوم و نه به احدى اجازه مى دهم كه در زندگى شخصى ام دخالت كند. وى در پايان از مسعود عنايت، مسئولان ورزشگاه سردار جنگل رشت و همچنين قاسمى رئيس شوراى شهر و فريدونى شهردار رشت قدردانى كرد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
آتيلا حجازي: پدرم سرطان ريه گرفته است!
ديروز خبر تلخ و ناگواري به گوشمان رسيد. خبري كه باور كردن آن بسيار سخت بود. هرچند شواهد امر نشان ميداد كه منظور همان ناصرخان حجازي خودمان است اما باز هم باور كردن آن بسيار سخت بود. اصلا و به هيچ عنوان انتظار شنيدن چنين خبري را نداشتيم و حتي پس از مطمئن شدن باز هم هضم و باور آن برايمان مشكل و اندوهآور بود. خبر مبتلا شدن اسطوره فوتبال ايران و باشگاه استقلال بدون ترديد براي تمام اهالي فوتبال با هر سليقه و گرايشي بسيار تلخ و غمآفرين است. راستش را بخواهيد وقتي خيلي سربسته اين موضوع را مطلع شديم با وجود آنكه يقين پيدا كرديم اسطوره بيمار كسي غير از ناصرخان خودمان نيست اما باز خودمان را گول زديم و گفتيم شايد اشتباه ميكنيم. براي همين و به منظور تكذيب اين خبر كه اميدوار بوديم فقط يك شايعه ساده باشد با آتيلا حجازي تك پسر ناصرخان تماس گرفتيم اما همان ابتدا و از لحن صحبت كردن آتيلا پيش از مطرح كردن پرسش خود مطمئن شديم اين خبر لعنتي واقعيت دارد. صداي سنگين و غمآلود آتيلا خود گوياي همهچيز بود. با اين وجود باز جسارت به خرج داده در خصوص بيماري پدر از پسر سوال كرديم و اين پاسخ را شنيديم: «بله پدر سرطان ريه دارند.» و اين تير خلاص به شقيقه اميد واهي ما براي تكذيب اين خبر كه چه عرض كنم اين فاجعه بود. آنطور كه آتيلا ميگويد خود ناصرخان هم از اين موضوع مطلع است: «بله پدر خودشان هم در جريان اين موضوع قرار دارند و الان حدود 10 روز ميشود كه در تهران هستند. در طول اين مدت آزمايشهاي زيادي انجام داديم. همين امروز صبح هم (يكشنبه) بيمارستان بوديم.»
آتيلا ميگويد هنوز خوش خيم يا بد خيم بودن اين بيماري و ساير مواردي از اين دست هنوز مشخص نشده است اما پس از قطعي شدن اين موارد براي نحوه درمان تصميمگيري خواهند كرد: «در طول اين مدت عكس زيادي گرفتيم و آزمايشهاي گوناگوني انجام داديم اما تا اين لحظه هنوز پزشكان نظر قطعي ندادند. قرار است امروز (يكشنبه) بعدازظهر به بيمارستان برويم تا دكترها نظر قطعي خود را اعلام كنند. پس از اين در مورد نحوه درمان و اينكه پدر در ايران درمان شوند يا اروپا با مشورت پزشكان تصميمگيري خواهيم كرد.
البته خود حجازی این خبر را تکذیب میکند و میگوید: « از صبح تا الان زندگي من سياه شده. از همه جاي ايران و حتي دنيا تماس ميگيرند و در مورد سرطان از من ميپرسند. من سرطان ندارم و اين حرفها دروغ است. خودم خبر سرطانم را خواندهام و جالب اينكه وقتي اين خبر را خواندم خندهام گرفت. تنها نگراني من بابت خانواده، دوستان و دوستدارانم است و نميدانم چطور جواب آنها را بدهم. »
در حالی که خبرهاي ضد و نقيضي در رابطه با بيماري ناصر حجازي و ابتلاي وي به سرطان ريه مطرح شده اما از سوي هيچ منبعي تاييد نشده است.اما آتيلا حجازي فرزند سرمربي اسبق استقلال صبح امروز در گفت و گو با حبرنگاران اعلام كرد امروز پزشك ناصر حجازي نوع بيماري وي را مشخص مي كند.
اين درحالي است كه دروازه بان سال هاي دور استقلال و تيم ملي امروز در بيمارستان كسري بستري شده است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
05-01-2010, 17:41
اين طورى مى خواهيم قهرمان آسيا شويم؟
ماندن به شرط بردن سنگاپور
رئيس فدراسيون معتقد است كه اگر تيم ملى بتواند سنگاپور را شكست بدهد اين اتفاق بهترين «ضمانت» براى بقاى سرمربى تيم كشورمان است.
به كجا چنين شتابان؟
وقتى آقايان را تحت فشار مى گذارى، مى گويند امروز ما را تحمل كنيد؛ زيرا براى قهرمانى در جام ملت ها و رفتن به جام جهانى برنامه داريم.
كسانى اين جملات را مى گويند كه وقتى تيم ملى به جام جهانى ۲۰۱۰ نرفت مى گفتند: نرفتن به جام جهانى كه اتفاق خاصى نيست!
اصلاً همين آقاى قطبى معتقد بود كه نبايد قول قهرمانى در آسيا را به مردم داد؛ زيرا فوتبال ايران دچار فقر نيروى انسانى شده و ديگر دايى و كريمى ندارد و اين ندارى را بايد پهلوى ساير مشكلاتى گذاشت كه در بخش سخت افزارى فوتبال ما را تهديد مى كنند.
كله پاچه مورچه
زمانى اگر صحبت از تيم هايى مثل سنگاپور، مالديو يا پاكستان مى شد، ما حرف زدن درباره آنها را با اين ضرب المثل كه «مورچه چيه كه كله پاچه اش چى باشد» جدى نمى گرفتيم اما مجموعه اى كه روى كار آمد تا باعث شود تيم ملى يكى از ۸ تيم برتر جام جهانى باشد، كار را به جايى كشانده كه امروز بقاى سرمربى تيم كشورمان در گروى شكست دادن سنگاپور است!
جالب اينكه اين شرط صرفاً از جانب فدراسيون نشينان مطرح شده و اين در حالى است كه همه مى دانيم حتى تيم پنجم كشورمان هم مى تواند در بدترين روزش سنگاپور را شكست بدهد.
شعار، شعار، شعار
قطبى وانمود مى كند كه از تورنمنت قطر راضى است. او دليل مى آورد كه «چهارم شديم» اما اين چهارمى به شناسايى تركيب اصلى مى ارزيد.از قطبى كه خيال مى كند تركيب و سيستم اصلى تيم ملى را در قطر شناخته است، مى پرسيم: مگر رحمتى دروازه بان اصلى ما نبود؟ مگر نمى دانستيد كه عقيلى و حسينى زوجند؟ مگر تيموريان و نورى سال ها نيست كه هافبك دفاعى اند؟مگر خسرو حيدرى در جايى به غير از دفاع و پيستون و هافبك راست بازى مى كند؟ مگر معدنچى و حاج صفى قبلاً عضو تيم ملى نبودند؟ و مگر غير از اينست كه از دوره برانكو به اين طرف با شيوه ۱- ۳-۲-۴ بازى مى كنيم؟پس آن شناختى كه سرمربى به آن مى بالد و چهارمى در تورنمنت چهارجانبه را به خاطر كسب آن ، موفقيت آميز تصور مى كند چيست كه خيال مى كنيم قبلاً بازيكنان مذكور نبوده اند و يا در پست هاى ديگرى بازى مى كرده اند!
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
06-01-2010, 14:14
دادكان: دعواى من و على آبادى بر سر رياست بود
[Only registered and activated users can see links]
محمد دادكان رئيس اسبق فدراسيون فوتبال گفت: دعواى من و رئيس وقت سازمان تربيت بدنى بر سر رياست بود.محمد دادكان دوشنبه شب گذشته در برنامه ۹۰ حضور يافت. گزيده اى از صحبت هاى وى در زير آمده است:
چرا حالا از مردم عذرخواهى نمى كنند؟
اتفاقاتى افتاد كه باعث شد فوتبال ايران به اين حال و روز بيفتد. صحبت بركنارى من قبل از بازى هاى جام جهانى مطرح شد. ما در جام جهانى ۲۰۰۶ بازى هاى خوبى انجام داديم و تا دقيقه ۶۷ ، ۳ مسابقه اى كه برگزار كرديم با حريفان مساوى بوديم اما آن زمان ناكارشناسانى آمدند و اين موضوع را بررسى كردند. در بين ۲ ديدار ايران و پرتغال با كارتى كه داشتم مى توانستم به رختكن بروم. همان زمان ديدم كه بازيكنان پرتغال ايستاده بودند و اسكولارى براى آنها صحبت مى كرد اما وقتى وارد رختكن تيم ملى شدم ديدم پاى بازيكنان روى صندلى است. پرتغال توپ را دواند اما بازيكنان تيم ملى خودشان دويدند. آقاى كارشناسى كه مى آيى و مى نشينى و مى گويى ايران بايد پرتغال را ببرد مگر ايران مى تواند اين تيم را شكست دهد؟ آنهايى كه آن موقع اين حرف را مى زدند و به خاطر نتايج تيم ملى در جام جهانى از مردم عذرخواهى كردند چرا پس از شكست مقابل بحرين، كويت، عربستان و قطر از مردم عذرخواهى نمى كنند؟ چرا حالا نمى گويند شرافت ملى زير سئوال رفته است. من اخراج نشدم بلكه با اين كار آقايان ايران اخراج شد.
رئيس سازمان نبايد در مسائل جزئى وارد شود
رئيس سازمان تربيت بدنى در آن زمان اعلام كرد تيم ملى مى تواند پرتغال را شكست دهد. او اين حرف را در يك برنامه زنده تلويزيونى به زبان آورد در حالى كه وظيفه رئيس سازمان اين نيست كه اين گونه حرف ها را بر زبان بياورد و در مسائلى جزئى وارد شود. او بايد به مسائل كلان ورزش بپردازد. رئيس سازمان مى تواند اين حرف ها را بزند اما پشت درهاى بسته نه در جلوى دوربين. من خودم گفتم شگفتى ساز مى شويم و شرايط مساوى براى صعود داريم اما اين يعنى به مرحله بعد رفتن؟ البته بنده رئيس فدراسيون فوتبال هستم و مى توانم اين حرف را بزنم.
دعواى من و على آبادى برسر رياست بود
من هيچگاه شروع كننده دعوا نبودم همواره در كارم استقلال داشتم و تحت تاثير قرار نمى گرفتم كسى نمى تواند بگويد به محمد دادكان حرفى زده و او زير بار رفته است.ما دعوا بر سر رياست داشتيم. من كه گفته بودم ميروم و ايشان هم مى خواست رئيس شود. بعد هم ديديد كانديدا شد كه رئيس شود. اگر ايشان طمعى به رياست فدراسيون فوتبال نداشت ثبت نام نمى كرد. آقاى فردوسى پور، شما كه ۹۰ هستى، سراغ ۸۹ ميروى؟ وقتى شما كه رئيس سازمان هستى و مثلا ۱۰۰ هستى دنبال ۵۰ كه فدراسيون فوتبال باشد هم مى روى؟ دنبال اين مى روى كه رئيس فدراسيون هم شوى؟ دنبال دبيركلى كميته ملى المپيك هم ميروى؟ دنبال ورزش باستانى ميروى؟با اين حال شخصى كه نمى خواهم اسمش را بياورم اعلام كرد دادكان مى رود و يك نيروى جوان مى آيد و كار را مى چرخاند بعدها متوجه شديم نيروى جوان تر خودش و آقاى كفاشيان بوده است. او خودش مى خواست رئيس فدراسيون شود كه فيفا اجازه نداد و سرانجام كفاشيان شد با اين تفاوت كه فاميلى اين ۲ فرق مى كرد.آنها مى خواستند اين جايگاه را بگيرند و هدفشان تخريب بود. من بايد بگويم دعواى من و على آبادى بر سر رياست بود.
پشت دايى قايم شدند
زمانى كه على دايى پيشنهاد مربيگرى تيم ملى را دريافت كرد با من تماس گرفت. مى توانيد از خودش بپرسيد؛ به او گفتم اين پست را قبول نكن چرا كه مى خواهند پشت تو قايم شوند. بعد از مدتى اين اتفاق افتاد و على دايى را بركنار كردند؛ مشابه همان قضيه اى كه براى قلعه نويى رخ داده بود.
منتظرند قطبى را بركنار كنند
مطمئن باشيد اينها دنبال اين هستند كه با قطبى نيز اين كار را انجام دهند. شما فكر مى كنيد قطبى را به خاطر دانشش آوردند؟ آنها قطبى را به دليل محبوبيتى كه داشت سرمربى تيم ملى كردند تا اين محبوبيت را از او بگيرند. فكر مى كنيد قطبى الان محبوب است. نظرسنجى ها نشان مى دهد كه اين گونه نيست.
فدراسيون را با ۶ ميليارد تومان تحويل دادم
من فدراسيون را با ۶ ميليارد تومان تحويل دادم. چرا نمى گوييد وقتى ما رفتيم در حساب فدراسيون يك ميليارد و هشتصد ميليون تومان پول به انضمام ۴ ميليارد و دويست ميليون تومان جايزه فيفا براى صعود به جام جهانى بود و در واقع فدراسيون را با ۶ ميليارد تومان بودجه تحويل داديم. ما از جوراب تيم ملى تا روى كلاه پول درآورديم و اگر مى گوييد چون به جام جهانى صعود كرديم، اسپانسر شده اند، بايد متذكر شوم كه ايرانول اسپانسر تيمهاى ملى بود. پس براى بخش اقتصادى برنامه داشتيم. اين سيستمى كه الان هست خوب است كه ۱۰ ميليارد بدهكاريم.
من به برانكو پيشنهاد دادم خداداد را بياورد
اينكه مى گوييد تحت تأثير ديگران خداداد عزيزى به تيم ملى دعوت شد درست نيست. رسانه ها فشار مى آوردند اما من به برانكو گفتم عزيزى را به تيم ملى دعوت كند. در مورد وحيد هاشميان هم يكى از كارشناسان اعلام كرد كه دادكان با رفتن به آلمان شأن خودش را زير سئوال برده و خودش را كوچك كرده است. من حاضرم براى كشورم خودم را كوچك كنم.
به تيم هاى ديگر هم اهميت مى دادم
اين گونه نبود كه فقط تيم ملى براى من اهميت داشته باشد. شما مى گوييد تيم فوتسال در زمان من يك دوره قهرمان نشد اما ما به تمام رده ها توجه داشتيم در مورد تيم هاى پايه هم بايد بگويم در زمان تيم من نوجوانان محروم بود و ما نمى توانستيم برنامه ريزى خاصى انجام دهيم. با اين حال دوست دارم از آقاى دوستى بپرسيد اين تيمى كه قهرمان آسيا شد آيا به يكباره به اين افتخار دست يافت؟ كيومرث هاشمى كه سرپرست فدراسيون فوتبال شد، نامه تبريكى برايش نوشتم كه در آن قيد كردم اول استقلال فدراسيون فوتبال از بين نرود و دوم تيمهاى پايه كه برايش زحمت كشيده شده است، حفظ شود. ما براى تيمهاى پايه اى نزديك به ۳ سال زحمت شبانه روزى كشيديم اما مى خواهم اين سؤال را بپرسم كه مگر تيم پايه ايران كه در آسيا اول شد، در اين يك سالى كه آقاى كفاشيان و همكارانشان آمدند، درست شد؟
مسئوليت نمى پذيرم
زمانى كه بحث بازگشتم مطرح شد اعلام كردم مسئوليت اجرايى نمى پذيرم. اگر يك روز قبول كنم كه مسئوليتى داشته باشم در كميته پيشكسوتان مشغول به كار خواهم شد تا به اين افراد خدمت كنم. درست است كه هيچ كس از من تشكر نكرد اما براى من مهم اين است كه خدمت كنم.
مى ترسم تا دهم و يازدهم برسيم
گفتند در بازى هاى آسيايى سوم مى شويم و بعد گفتند چهارم مى شويم. مى ترسم تا زمان اين بازى ها به دهم و يازدهم برسند. گفتند بايد چهارم جام جهانى شويم. اگر شدند بيايند بگويند چگونه شدند و اگر هم چنين نشد، بيايند براى مردم شفاف سازى كنند و بگويند چرا اين وعدهشان محقق نشد و شفاف سازى كنند كه چه اتفاقى در اين مدت افتاده است؟
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
07-01-2010, 18:07
نادر فريادشيران: قطبى به اندازه همه عمرمربيگرى اش در فوتبال ايران سود كرده است
نادر فريادشيران مربى تيم فوتبال سايپا درباره آخرين وضعيت تيمش پيش از بازى با استقلال گفت: راستش را بخواهيد اگر بگويم وضعيت تيم ما خوب است دروغ گفته ام و اگر هم بگويم بد است باز هم دروغ گفته ام.فريادشيران گفت: ما با شروع نيم فصل دوم ليگ وضعيت بسيار خوبى داشتيم و موفق شده بوديم كه از ۵ بازى ۱۰ امتياز بگيريم اما به خاطر تيم ملى و آقاى قطبى اين بازى ها به طورموقت تعطيل شده تا ما از اين بابت متضرر شويم. فريادشيران گفت: خوشبختانه قطبى براى اينكه تيمش در رقابت هاى قطر در بين ۴ تيم چهارم شود دستور تعطيلى بازى هاى ليگ را دادند كه اين تعطيلى به خيلى از تيم هاى ليگى از جمله ما ضربه زد اما اين را هم بايد بگويم كه ما در اين مدت بيكار نبوديم و تمرينات خوبى را انجام داديم كه حالا بايد با شروع دوباره ليگ تأثيراتش را ببينيم.فريادشيران در ادامه گفت: من اعتقاد دارم كه افشين قطبى به اندازه همه عمر مربيگرى اش در ايران سود كرده ،چيزى كه شايد روزى در خواب هم نمى ديد اما من هم مثل خيلى هاى ديگر آرزو دارم او تا پايان جام ملت هاى آسيا به عنوان سرمربى در كنار تيم ملى بماند تا مشخص شود كه چه كلاه گشادى بر سر فوتبال ما رفته است.فريادشيران گفت: قطبى كارهاى عجيب و غريبى انجام مى دهد كه در آستانه بازى هاى بزرگ از مربى پرادعايى چون او بعيد به نظر مى رسد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
08-01-2010, 21:31
پس از برکناری مشخص شد؛
تخلف میلیاردی مدیرعامل باشگاه لیگ برتری فوتبال
همین مسئولان تلاش کردند تا تخلفات مالی به حداقل ممکن کاهش یابد اما هیات مدیره باشگاه که از محل هزینهکرد مبلغ برخی چکهای صادره نتوانستند اطمینان حاصل کنند، علی رغم فشار وارده حاضر به امضاء پای اسناد مالی و چکها نشدند.
پس از برکناری یکی از مدیران عاملان باشگاههای لیگ برتر فوتبال، بررسیهای دقیق اسناد مالی این باشگاه فرهنگی ورزشی از تخلفات گسترده پرده برداشت که بخشی از آن به صورت مستند و غیرمستند متوجه سرمربی و بخش عظیمی از آن نیز که کاملاً با تخلفات هزینهای و مالی را در برمیگیرد، متوجه مدیرعامل شده است.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ یکی از باشگاههای لیگ برتر فوتبال که در فصل اخیر به واسطه عدم کسب نتایج قابل قبول، ابتداً در بخش فنی و سپس در بخش مدیریتی با تغییرات و تحولاتی روبرو شد؛ تغییرات و تحولاتی که بخشی از آن جنبه فنی داشت.
در واقع ضعف فنی این تیم باعث شد، ابتداً فساد مالی و دلالی سرمربی این تیم که برخی نزدیکان یا بستگانش نیز در این زمینه نقش داشتند برملا شود و این مربی علیرغم ارتباطات رسانهها و همچنین برخی روابط در دیگر حوزههای ورزش اخراج شود و مربی دیگری جایگزینش شود که البته این مربی نیز بیکار نماند و با توجه به آنکه دلالی در فوتبال کشورمان یک نشان افتخار و مزیت است که برخی مدیران باشگاهها نیز از آن استقبال میکنند، پس از اخراجش سرمربی یک تیم دیگر شد.
اما مدیران ارشد حوزه مرتبط که این باشگاه زیرمجموعهاش بود، پس از حذف سرمربی فاسد، به رویه و نتایج تصمیمات هیات مدیره و مدیرعامل این باشگاه لیگ برتری ورود کنند و پس از نظارت دقیق، در کنار هزینههای غیرکارشناسی میلیاردی به کشف تخلفات سنگین مالی پرداختند که هیات مدیره باشگاه همه آن را متوجه مدیرعامل نمود و مدیرعامل نیز نتوانسته در قبالش پاسخگو باشد.
این تخلفات که حجم پولی معادل یک میلیارد و چند صد میلیونی را شامل میشود، از قراردادهای سوری برای خدمات مختلف تا صدور چکهای متعدد به صورت تک امضاء دارای تنوع موضوعی بوده که با هماهنگی صورت پذیرفته توسط مدیرعامل با شعبه طرف حساب، این چکها وصول شده و در حال حاضر بانک نیز در جمع متخلفان قرار گرفته است.
از سویی دیگر با توجه به آنکه این مدیرعامل ارتباطات وسیعی با برخی مسئولان ارشد در حوزههای مختلف داشته، پس از برکناری تلاش وسیعی برای عدم برگزاری مراسم معارفهاش انجام گرفت که این اتفاق به وقوع پیوست و جایگزینش رسماً معرفی شد.
در ادامه نیز همین مسئولان تلاش کردند تا تخلفات مالی به حداقل ممکن کاهش یابد اما هیات مدیره باشگاه که از محل هزینهکرد مبلغ برخی چکهای صادره نتوانستند اطمینان حاصل کنند، علی رغم فشار وارده حاضر به امضاء پای اسناد مالی و چکها نشدند. این در حالی است که این مدیرعامل همواره از فوتبال کثیف و لزوم برخورد با فساد در فوتبال سخن به میان آورده است! این در حالی است که نایب رئیس هیات مدیره یکی از باشگاههای لیگ برتری که به زعمش این مطلب در خصوص آن باشگاه درج شده بود، در تماسی با تابناک به رد جزئیات این خبر پرداخت.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
09-01-2010, 22:08
سخنگوي باشگاه:
درخواست خسارت 8 ميلياردي از عزيزي!
خداداد عزيزي يکبار اعلام ميکند 80 ميليون طلب دارد، يک بار ميگويد 120 ميليون و حالا هم که با يکي از روزنامههاي صبح مصاحبه کرده و گفته چيزي حدود 16 ميليون تومان، حالا که وضع به اينجا رسيده منتظر ميمانيم ببينيم کميته انضباطي به 16 ميليون طلب ايشان راي ميدهد يا به 8 ميليارد خسارت پيام؟
سخنگوي باشگاه پيام از شکايت اين باشگاه عليه خداداد عزيزي به کميته انضباطي فدراسيون فوتبال و دادگاه عمومي مشهد خبر داد.
به گزارش ايسنا، مسعود حکمآبادي گفت: متاسفانه بعد از ادعاهاي گاه و بيگاه و البته ضد و نقيض خداداد عزيزي درباره طلبکارياش از پيام، مجبور شديم با استناد به قراردادي که سال گذشته بين او و باشگاه بوده، از وي شکايت کنيم.
وي ادامه داد: در ماده 16 از بند 5 قرارداد سرمربيگري خداداد عزيزي با پيام آمده بود؛ «چنانچه سرمربي، عملي مرتکب شود که به تيم خسارتي وارد گردد، وي موظف است اين خسارت را جبران کند» چون آقاي عزيزي قاطعانه به عدم سقوط تيم مطمئن بود ذيل اين قرارداد را امضا کرد و حالا وقتش رسيده پاسخگو باشد.
وي با بيان اينکه رييس کميته انضباطي قول مساعد براي پيگيري قاطعانه اين شکايت را داده است، خاطرنشان کرد: از چند جهت معتقديم که خداداد باعث اصلي وارد شدن خسارت به تيم بودهاند؛ اول اينکه او به خاطر درگيري با خبرنگار شيرازي و در پي آن محروميت از مربيگري، پيام را بدون سرمربي گذاشت و عملا شاکله تيم را از هم پاشيد.
حکمآبادي افزود: نکته دوم اينکه وي بعد از رفتنش، مهدي هاشمينسب کاپيتان پيام را که هنوز با تيم ما تسويه حساب نکرده بود، با خود به اهواز برده و علاوه بر تضعيف ديواره دفاعي تيم خواسته يا ناخواسته باعث شد روابط دوستانه هاشمينسب با بازيکنان، روحيه تيم را تضعيف کند.
وي حضور خداداد عزيزي در استقلال اهواز را هم يکي ديگر از عوامل ضربه خوردن پيام دانست و افزود: در حالي که ماراتن سقوط بين استقلال اهواز و پيام در حال انجام بود، خداداد عزيزي به عنوان مديرفني به تيم حريف رفت و باعث شد استقلاليها در ليگ بمانند و پيام سقوط کند.
سخنگوي باشگاه پيام خراسان با بيان اينکه اين شکايت علاوه بر کميته انضباطي فدراسيون فوتبال به دادگاه عمومي مشهد هم ارائه شده است، خاطرنشان کرد: دادگاه عمومي، رسيدگي به اين شکايت را منوط به اعلام راي کميته انضباطي و يا اجازه کتبي اين کميته مبني بر بررسي همزمان با فدراسيون کرده است که آقاي شريفي قول دادهاند گزينه دوم را عملي کنند و طي نامهاي به دادگاه عمومي اين اجازه را بدهند که هر دو محکمه به صورت موازي اين شکايت را رسيدگي کنند.
وي در ادامه به صحبتهاي ضد و نقيض خداداد عزيزي اشاره کرد و گفت: بعد از بازي ابومسلم و سايپا خداداد عزيزي در مقابل ضبط خبرنگاران ايستاد و اعلام کرد که به خاطر عشقش به پيام تا يک سال به اين تيم مهلت ميدهد. او آنجا تاکيد کرد که حق خودش اصلا مهم نيست بلکه به دنبال وصول حقوق ديگر طلبکاران است.
وي با بيان اينکه صداي ضبط اين مصاحبه خداداد موجود است، اظهار داشت: حالا که پيام در روند صعودي خود قرار گرفته، آقاي عزيزي نه تنها به فکر شکايت به AFC و هزاران جاي ديگر افتاده که بارها تاکيد کرده تا طلب خودش را نگيرد دست بردار نيست و حتي يک بار هم سراغ طلب بقيه را نگرفته است.
وي افزود: خداداد عزيزي يکبار اعلام ميکند 80 ميليون طلب دارد، يک بار ميگويد 120 ميليون و حالا هم که با يکي از روزنامههاي صبح مصاحبه کرده و گفته چيزي حدود 16 ميليون تومان، حالا که وضع به اينجا رسيده منتظر ميمانيم ببينيم کميته انضباطي به 16 ميليون طلب ايشان راي ميدهد يا به 8 ميليارد خسارت پيام؟
مسعود حکمآبادي همچنين در پايان با اشاره به عدم حضور تيم شاهين اهواز در 2 بازي پياپي در ليگ دسته اول خاطرنشان کرد: چنانچه اين تيم در اين هفته هم در ميدان حاضر نشود، علاوه بر اين که به دسته پايينتر سقوط خواهد کرد، باعث ميشود امتيازهايي که تيمهاي ديگر به واسطه مسابقه با شاهين به دست آوردهاند، خنثي شود و به اين ترتيب از هر 3تيم بالاي سر ما يعني شهرداري تبريز، صنعت نفت و اتکاي گلستان هر کدام 3 امتياز کسر خواهد شد
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
10-01-2010, 22:30
غرور دادكان كار دستش داد فريادشيران: دادكان قرارداد ۷ ميليونى مرا نقد نكرد
نادر فريادشيران مربى تيم فوتبال سايپا و دستيار محمد مايلى كهن در تيم ملى دوران محمد دادكان در واكنش به حرفهاى او در برنامه ۹۰ گفت: من حرفهاى او را به خاطر اينكه از جنس فوتبال است تا حدود زيادى قبول دارم اما اين را بگويم كه او يك غرور كاذب داشت كه سرانجام هم كار دستش داد و گريبان او را گرفت.فريادشيران در ادامه گفت: من دادكان را دوست دارم اما اين را هم بايد پذيرفت كه ايشان هم در دوران حضورشان در فدراسيون فوتبال اشتباهاتى داشته اند.مربى تيم فوتبال سايپا گفت: در زمان دادكان قرارداد من با تيم ملى ۷ ميليون تومان بود كه او نقدش نكرد در حالى كه مى توانست با يك تماس تلفنى با باشگاه سايپا وضعيت مرا مشخص كند.فريادشيران در ادامه گفت: در آن زمان دادكان حق و حقوق محمد مايلى كهن را نداد و وى نيز يك بار هم دنبال طلبش نرفت اما من آن قدر دنبال پول خود رفتم كه توانستم نيمى از آن را بگيرم.مربى اسبق تيم ملى فوتبال ايران در ادامه گفت: بسيارى از حرفهاى دادكان درست و زيبا بود، خصوصاً آنجا كه ايشان از پيشكسوتان حمايت كرده و اعلام داشتند كه حاضرند برگردند و به اين قشر خدمت كنند اما بايد پذيرفت كه زمانى كه دادكان رئيس فدراسيون فوتبال بود، كمتر محبت ايشان شامل حال پيشكسوتان فوتبال شد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
10-01-2010, 23:15
[Only registered and activated users can see links]
محمد دادکان:37 سال قبل زندانی سیاسی بودم
ورزش > فوتبال داخلی - محمد دادکان اگرچه در سفر سوریه است اما قبل از رفتن جمله ای گفته که پاسخی مناسب است به حرفهای امیر واعظ آشتیانی.
پس از آن طوفانی که در برنامه نود به راه انداخت این روزها به همراه خانواده اش سفر زیارتی سوریه به سر می برد . او قبل از رفتن در پاسخ به ادعاهایی که از سوی واعظ و علی آبادی درباره اش مطرح شده بود گفت:«واقعا خوشحالم که حرف هایم روی آنها اثر داشت و توانست ناراحت شان کند!احتمالا چون گفتم فقط نوکری اما حسین (ع)را می کنم و از ایشان اطاعت نکردم ،به او برخورده است. من 37 سال پیش دانشجو بودم.به اتهام اینکه از تفکرهای امام خمینی پیروی می کردم به زندان رفتم.همان زمان بازیکن پرسپولیس هم بودم.آن موقع این ها اصلا کجا بودند؟ خدا را شکر سابقه خانوادگی مرا همه می دانند که پدرم از قدیمی های بازار تهران بوده است ، از آنها که حالا به جمعیت موتلفه معروف هستند. حالا به من می گویند که خودم را به سیاسیون می چسبانم؟ »
منبع ([Only registered and activated users can see links])
maxpower00062
12-01-2010, 16:34
خياباني در پاسخ به واعظ:لابد باخت يوونتوس به ميلان هم تقصير فردوسي پور بود!
من با روزی هزار نفر عکس می اندازم. این چه چیزی را ثابت می کند؟ لیدرهای باشگاهی که آقای واعظ مدیرعامل آن است بارها و بارها من را مورد فحاشی قرار دادند و به من توهین کردند
[Only registered and activated users can see links]
سايت گل
([Only registered and activated users can see links])
- جوادخياباني گزارشگر سيما كه در بچگي طرفدار سفت و سخت استقلال بوده از طرف مديرعامل باشگاه متهم به عملكرد جانبدارانه و مشكوك در حاشيه بازي استقلال مقابل سايپا شده است. با او در همين زمينه به گفت و گو نشستيم...
واقعا شعارهای هواداران علیه واعظ کار شما بوده؟!
به هر حال آقایانی که سیاست دارند بلدند چطور همه چیز را عوض کنند و اذهان را به سمت دیگری معطوف کنند. در این میان باید کسی قربانی شود تا به آنها لطمه ای وارد نشود و این بار هم شبکه 3 قربانی شده. دو شب گذشته میلان 3 بر صفر یوونتوس را شکست داد و طرفداران یوونتوس ورزشگاه را به آتش کشیدند حتما تقصیر عادل فردوسی پور بوده که این اتفاقات در ورزشگاه افتاده.
_ آقای واعظ ادعا کرده که شما اگر می خواستید می توانستید جلوی پخش این شعارها را بگیرید. در این مورد چه صحبتی دارید؟
اگر قرار است که صدای گزارشگر از استادیوم پخش نشود پس چرا ما با این همه زحمت و تجهیزات به ورزشگاه می رویم؟ قشنگی فوتبال به همین مسائل است و ضمن اینکه این شعارها ناموسی نبوده که ما بخواهیم جلوی پخش آن را بگیریم. مگر این همه به علی دایی و مربیان دیگر در ورزشگاه فحش ندادند. آقای واعظ هم یکی مانند آنها.
_ وی عنوان کرده که عکس شما را به همراه یکی از لیدرها در ماشینتان دارد و با استفاده از همان شما را به دادگاه می کشاند.
این لیدر در استادیوم علیه من فحاشی کرد و من او را به ماشینم بردم تا کمی با او صحبت کنم. من با روزی هزار نفر عکس می اندازم. این چه چیزی را ثابت می کند؟ لیدرهای باشگاهی که آقای واعظ مدیرعامل آن است بارها و بارها من را مورد فحاشی قرار دادند و به من توهین کردند.
من دوست دارم بپرسم که ایشان آن زمان کجا بودند که چرا از فحاشی به یک نفر هر کس که می خواهد باشد خودشان را ناراحت نمی کردند و الان چون پای خودشان وسط است این قدر شلوغ کرده و وامصیبتا راه انداخته اند. توهین به خبرنگار و گزارشگر مهم نیست و فقط توهین به ایشان ایراد دارد. ضمن اینکه این فحاشی ها ناشی از نتیجه گرفتن تیم است . چرا هیچ کس علیه مدیرعامل باشگاه سپاهان فحاشی نمی کند؟ ایشان تیمشان نتیجه نگرفته و به جای پاسخ گویی راجع به این قضیه می گویند شبکه 3 علیه ماست. مثلا پارسال که شما قهرمان شدید چه چیزی به ما رسید و امسال اگر نشوید چه چیزی به ما می رسد؟
صحبت دیگری ندارید؟
یکی از سایت ها از قول من تیتر زده بودکه من کتک خورده واعظ هستم. من هیچ وقت همچین حرفی را نزدم و گفتم اگر دادگاه حکم بدهد که تقصیری در این میان متوجه من بوده حاضرم کتک هم بخورم. من فقط کتک خورده خدا هستم.
saeed_cris
14-01-2010, 22:04
اظهارات جدید بدل علیرضا منصوریان؛میآیم برنامه نود، اعتراف میکنم
این شخص که چندی پیش دستگیر شده است، ظاهرا 3سال پیش در یکی از خبرگزاری ها مشغول فعالیت بوده و با کار مطبوعات آشنایی داشته است.علیرضا منصوریان در مصاحبه هایش گفته بود که این اتفاق سناریویی از پیش تعیین شده بوده است.
[Only registered and activated users can see links]
از منصوریان می خواهد که شکایت نکند تا او به همه چیز و در مقابل دوربین های تلویزیونی اعتراف کند.
شخصی که به جای علیرضا منصوریان با خبرنگاران صحبت می کرد پس از دستگیری توسط نیروی انتظامی خطاب به علیرضا منصوریان گفت:«علی آقا من را ببخش،شکایت نکن،می آیم برنامه نود به همه می گویم که مصاحبه ها کار من بوده،فقط صورتم را شطرنجی کنید.»
این شخص که چندی پیش دستگیر شده است، ظاهرا 3سال پیش در یکی از خبرگزاری ها مشغول فعالیت بوده و با کار مطبوعات آشنایی داشته است.علیرضا منصوریان در مصاحبه هایش گفته بود که این اتفاق سناریویی از پیش تعیین شده بوده است
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
14-01-2010, 23:45
در گفتو گواختصاصی با شبکه ایران؛
دادکان:من زندهام ، برای شایعهسازان متاسفم
[Only registered and activated users can see links]
عصر امروز پیامکی کاملا هدفدار به شکل وسیعی برای برخی مشترکین همراه اول ارسال شد مبنی بر این که دکتر "محمد دادکان" رئیس سابق فدراسیون فوتبال به طور ناگهانی دار فانی را وادع گفت! در حالی که "محمد دادکان" در گفتوگو با خبرنگار شبکه ایران گفت:" من زندهام و برای شایعهسازان متاسفم."
به گزارش شبکه ایران، " محمد دادکان" که توسط برخی از دوستن نزدیکش در جریان این خبر قرار گرفته بود، در گفتو گو با خبرنگار شبکه ایران با ابراز نازضایتی از انتشار چنین شایعهای در این خصوص گفت:" متاسفانه برخی افراد بیکار این روزها به دنبال جوسازی هستند که از این بابت بسیار متاسفم، من امروز در کمال سلامت کنار خانواده مشغول استراحت هستم و روحم از این ماجرا بیخبر است."
رئیس سابق فدراسیون فوتبال در ادامه سخنان خود توضیح داد:" به دلیل این که آرامش خانواده را بر هم نزنم؛ تلفن همراهم را خاموش کرده بودم اما برای تماسی تلفنم را روشن کردم که چند نفر از دوستانم با من تماس گرفتند و اعلام کردند چنین شایعهای در سطح شهر منتشر شده است، واقعا نمیدانم چه حرفی باید بزنم اما بدون تردید از شایعهسازان هرگز نمیگذرم و امیدوارم کسانی که این اخبار دروغ و کذب را منتشر میکند کمی به وجدان خود رجوع کنند و برای جوسازی با اعصاب و روان مردم بازی نکنند."
" محمد دادکان" در ادامه گفت:" عمر هر انسان دست خداست و کسی نمیتواند تقدیر را تغییر دهد اما از این تریبون اعلام میکنم این خبر کاملا دروغ است و به صورت هدفدار از سوی برخی افراد مطرح شده است."
گفتنی است پس از حضور دکتر دادکان در برنامه تلویزیونی " نود" برخی جریانهای فرصت طلب با سو استفاده از سخنان دکتر دادکان در خصوص مسائل روی داده در عرصه فوتبال کشور تلاش کردند از این جریان بهرهبرداری کنند بر همین اساس امروز با به راه انداختن چنین ماجرایی سعی کردند ذهن افکار عمومی را به سمت و سویی خاص ببرند.
نزدیکان دکتر دادکان پس از این ماجرا اعلام کردند ، رئیس سابق فدراسیون فوتبال قصد دارد از طریق مراجع قضایی پیگیر شناسایی عوامل این ماجرا شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
18-01-2010, 01:00
او بايد ديگر چه كار كند؟
وقتى هدايت تيم ملى به محمود ياورى نمى رسد
محمود ياورى در سال ۱۳۵۷ و درست زمانى كه حشمت مهاجرانى در اوج موفقيت بود، سرمربى تيم ملى ايران شد و در بازى هاى آفريقا - آسيا، تيم ملى غنا را ۳ بر صفر شكست داد و قهرمان شد.در سال ۱۳۶۳ هم ياورى سرمربى تيم ملى شد و در مقدماتى جام ملت هاى آسيايى سنگاپور، حريفانى مثل تايلند را ۵ تا ۵ تا مى زد. تيم هايى كه امروز تساوى مقابل آنها هم گاهى براى ما مهم است چه برسد به اينكه آنها را ببريم، حالا مقابل سنگاپور گل مى زنيم و خوشحاليم كه با تفاضل ۲ گل برنده مى شويم.بعد از آن دوران محمود ياورى عمدتاً وقت خود را در باشگاه هاى مختلف گذراند و فقط در يك مقطع مدير فنى تيم ملى اميد شد اما ديگر او را به عنوان سرمربى تيم ملى ايران نديديم. نكته جالب اينجاست، چگونه مى شود يك مربى مثل محمود ياورى با اين همه تجربه و ۳۰ سال سابقه، سال هاى سال است كه هدايت يك تيم پولدار و با امكانات مثل سپاهان، ذوب آهن، استقلال يا پرسپوليس را بر عهده نداشته و او در تيم هاى كم بضاعت ترى( از نظر ريخت و پاش در جذب بازيكن) مثل برق شيراز، استقلال اهواز يا شاهين بوشهر( كه هر چند تيم ريشه دارى است اما ۱۵ سال از سطح ليگ برتر فوتبال دور بوده) كار مى كند و البته موفق مى شود.ياورى همان مربى است كه راه آهن را در رده شانزدهم جدول و در حالى كه خطر سقوط اين تيم را تهديد مى كرد، تحويل گرفت و در ليگ برتر حفظ كرد. همان تيمى كه الان هم در قعر جدول به سر مى برد و خطر سقوط را كاملاً احساس مى كند. سوال اين است كه وقتى ياورى با اين همه تجربه با برق شيراز تيم افشين قطبى را در ورزشگاه آزادى و در كورس قهرمانى يك بر يك متوقف مى كند، سپاهان را كه در كورس قهرمانى است با همان تيم برق شيراز ۳ بر ۳ متوقف مى كند و پرسپوليس على دايى را با اين همه ستاره و امكانات با شاهين بوشهر ۴ بر يك شكست مى دهد، چرا يك بار ديگر نبايد هدايت تيم ملى را برعهده بگيرد؟ ياورى كه شاهين بوشهر را خودش نبسته اما به يك تيم با شخصيت تبديل كرده كه در خانه و خارج از خانه خوب نتيجه مى گيرد، تيمى كه اول فصل زياد امتياز از دست داده را به تيمى تبديل مى كند كه پرسپوليس خوشحال است بيشتر از ۴ گل مقابل آن نخورده است، چرا يك بار ديگر تيم ملى را به او نمى دهند؟ كسى كه قطبى «كم تجربه در سرمربيگرى» را در آزادى متوقف مى كند «دايى كم تجربه» در مربيگرى را با ۴ گل بدرقه مى كند، چرا نبايد دوباره سرمربى تيم ملى شود؟
قضيه وقتى جالب تر مى شود كه متوجه مى شويم وقتى نام ياورى در بين ۵ گزينه تيم ملى است؟ على دايى سرمربى تيم ملى مى شود و وقتى در بين ۳ نفر اول براى هدايت تيم ملى قرار مى گيرد، افشين قطبى سرمربى تيم ملى مى شود. در چنين شرايطى چرا تيم ملى را به او ندادند؟ وقتى ياورى با شاهين بوشهر ۴ گل به پرسپوليس مى زند، اگر سرمربى تيمى با امكاناتى مثل پرسپوليس بود نمى توانست چند گل بيشتر به تيم هاى ديگر بزند؟
كميته اى كه در فدراسيون فوتبال نتايج تيم ملى را بررسى مى كند، چه چيز هايى مد نظرش است؟ اگر بحث سن ياورى را مطرح مى كنند كه بايد بگوييم او همواره تشنه فراگيرى علم روز فوتبال بوده و اطلاعات فوتبالى او به روز است و در كنار آن تجربه بالايى هم دارد كه يك فاكتور مثبت برايش محسوب مى شود. ياورى به خاطر سلامت نفس و زندگى سالمى كه دارد و اينكه تمرينات ورزشى اش هيچگاه قطع نمى شود، خارج از سن شناسنامه اى كه لايتغير است، ما شاءالله سرحال و سرزنده است. با اين مشخصات چرا هدايت تيم ملى به محمود ياورى نمى رسد؟ اى كاش جواب منطقى براى اين سوال پيدا مى شد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
19-01-2010, 22:43
آغاز بررسی با شناسایی صد اشکال در آییننامه 44 مادهای انضباطی؛
اتحادیه فوتبال روی مشکلات فدراسیون فوتبال دست گذاشت
شما اگر می بینید که به عنوان مثال باشگاه سپاهان سالیان متمادی است که در مدار پیشرفت و حرفه ای گری قرار گرفته شک نکنید که از مهمترین اصول کارشان نظم و انضباط و قانونمداری است. متاسفانه در حال حاضر میتوان خود کمیته انضباطی را برای موارد عدیده ای از نقض مقررات و نقض اساسنامه بازخواست نمود.
در پی وجود برخی ابهامات و اشکالات حقوقی در آییننامه جدید کمیته انضباطی که مشکلات تازهای را در برخی پروندهها به همراه داشته، اتحادیه فوتبال برای پیشگیری از تضییع حقوق اشخاص حقیقی و حقوقی که مشمول آراء کمیته انضباطی میشوند، به عنوان مدافع حقوق باشگاههای فوتبال در ابتکار عملی جالب، دست به بررسی این آییننامه در معاونت حقوقیاش زد که در نهایت این مشکلات به شکل رسمی به فدراسیون فوتبال برای بررسی و رفع اعلام شد.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ در ایام اخیر مسئولان فدراسیون فوتبال حداقل در حرف تاکید کردهاند که آماده تعامل و همکاری با اتحادیه فوتبال هستند و حتی موضوع داشتن حق رای نمایندگان اتحادیه در مجمع عمومی فدراسیون فوتبال به میان کشیده شد که فدراسیون در قبال این موضوع واکنش منفی نشان نداد.
در این میان اتحادیه فوتبال که قصد دارد موضع انفعالی که توسط عدهای برای این تشکیلات به وجود آمده را به کلی رفع نماید و جزو بازیگران اصلی فوتبال کشور باشد، در حرکتی قابل توجه بررسی قوانین فدراسیون را در دستورکار قرار داد و معاونت حقوقی اتحادیه دست به بررسی آیین نامه کمیته انضباطی، اشکال یابی این آیین نامه و اعلام این اشکالات به دبیرکل اتحادیه زد.
پس از بررسی این اشکالات در شورای معاونان اتحادیه فوتبال، علی محمد مرتضوی در نامهای به علی کفاشیان خواستار بررسی این اشکالات و برگزاری نشستهایی برای رفع این ابهامات حقوقی در جهت ارتقاء نظامات حقوقی متولی فوتبال ایران شد که این موضوع با عدم پاسخگویی فدراسیون فوتبال با وجود گذشت بیش از دو هفته همراه گشته است.
در فرازهایی از نامه براتی معاون حقوقی اتحادیه فوتبال به دبير كل اتحاديه باشگاههاي فوتبال ایران آمده است:
«ضمن تشکر از زحمات کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال به ملاحظه تدوین آنچه اخیراً بعنوان آیین نامه کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، ارایه گردیده است، این آیین نامه در معاونت حقوقی اتحادیه باشگاههای فوتبال ایران مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است و متاسفانه، صرف نظر از ایرادات نگارشی (که در فنّ قانون نویسی بسیار مهّم است) واجد اشکالات ماهوی عدیده ای بود که شمار این ایرادات با اغماض و تساهل بالغ بر يكصد مورد است.
قطعاً آیین نامه ای که تعداد ایرادات آن افزون بر تعداد موادّ آن است! نه تنها راه گشا نخواهد بود بلکه تالی فاسد بسیار در بر دارد و تردید نفرمایید که در اجرا و گذار زمان ، حقوق بسیاری بر مبنای آن تضییع خواهد شد و مسوولیت این حقوق که اکثر آن در زمره حقوق الناس هستند ، بر عهده مصوبین این آیین نامه باقی خواهد ماند.
اگر ایراد مرجع تصویب را نیز (که باید مجمع عمومی فدراسیون باشد ولی بر خلاف نصّ صریح اساسنامه و با اجتهاد در مقابل نصّ ، به هیات رییسه احاله گردید) در نظر بگیریم ،که باید بگوییم مشروعیت این آیین نامه اساساً محل ابهام و تردید است!
مع هذا و علی فرض اینکه اعضاء محترم هیات رییسه از این ایرادات بی خبر بوده اند، تقاضامندیم ضمن طرح عاجل موضوع در هیات رییسه، دستور توقف اجرای این آیین نامه را صادر فرمایند تا ضمن اصلاح ایرادات عدیده و غیر قابل اغماض آن، ترتیب تصویب آن در مجمع عمومی فدراسیون فوتبال با رعایت اصول مندرج در اساسنامه داده شود.
بدیهی است توجّه به این موضوع و صدور دستور تعلیق اجرای این آیین نامه، نه تنها خدشه ای به ارزشهای اعضاء محترم هیات رییسه فدراسيون فوتبال و اعضاء كميته انضباطي وارد نمینماید، بلکه یقیناً حاکی از قانون مداری وحسن تدبیر مدیریتی ايشان در ممانعت از بروز خسارت به حقوق مادّی و معنوی همه آحّاد جامعه فوتبال خواهد بود.»
احمدرضا براتی معاون حقوقی اتحادیه فوتبال در گفت و گو با تابناک با تایید این موارد، تاکید کرد: قانون نویسی فنی خطیر است که در اختیار هر کسی نیست حتی هر حقوقدانی نمی تواند ادعا کند که از تخصص لازم برای قانون نویسی بهره مند است چه برسد به آنکه طرف فاقد تحصیلات حقوقی و مدارک لازم باشد!
وی ادامه داد: لذا بررسی قوانین فدراسیون فوتبال را در دستور کار قرار دادیم که حاصل این بررسی، استخراج بیش از یکصد مشکل و ایراد حقوقی! در کل آیین نامه بود. به هر حال وقتی ملاحظه گرديد که آیین نامه که کل آن 44 ماده دارد، دارای این تعداد ایراد است، مصمم شدیم که در جهت اصلاح آن پیشقدم شویم و در جهت اثبات حسن نیت، بدواً و فارغ از هرگونه خبرسازي با فدراسیون مکاتبه کردیم که تاکنون علیرغم گذشت بيش از دو هفته هیچ جوابی واصل نگردیده است.
این کارشناس حقوقی فوتبال خاطرنشان کرد: هیچ حرکتی به نتیجه نمی رسد مگر با ایجاد نظم و انضباط و تدوین مقررات صحیح، اصولی و کارآمد توسط حقوقدانان متخصص و فوتبال هم از این قاعده مستثنی نیست. شما اگر می بینید که به عنوان مثال باشگاه سپاهان سالیان متمادی است که در مدار پیشرفت و حرفه ای گری قرار گرفته شک نکنید که از مهمترین اصول کارشان نظم و انضباط و قانونمداری است. متاسفانه در حال حاضر میتوان خود کمیته انضباطی را برای موارد عدیده ای از نقض مقررات و نقض اساسنامه بازخواست نمود.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا این بررسیها به کمیته انضباطی خلاصه میشود یا مستمر و فراگیر خواهد بود، اذعان داشت: در حال حاضر به همين ميزان بسنده ميكنيم ولي موارد ديگري نيز وجود دارد كه عنداللزوم در آينده وارد آنها خواهيم شد تا قانون مداري سيستم حقوقي فدراسيون را بيشتر محك بزنيم.
[Only registered and activated users can see links]
این رویه جدید اتحادیه فوتبال میتواند باعث شود، این مجموعه که به دلایل مختلف در سطح اول فوتبال بازی داده نشده و اعتبارش به واسطه حضور مدیران و چهرههای تاثیرگذار حاضر در آن است تا اختیارات و دیدگاهها و موضعگیریها، توپ ویمدان را در اختیار بگیرد و جایگاهی که مسئولانش در پی تعریف و تبیین برای این مجموعه هستند، در دسترستر از گذشته قرار گیرد و سهل الوصولتر جلوه کند. البته باید دید واکنش فدراسیون فوتبال در قبال این کنش اتحادیه باشگاههای فوتبال چه خواهد بود و از این حرکت استقبال گردیده یا در قبالش با تعریف دخالت در امور این مجموعه موضع تدافعی و مقابلهجویانه اتخاذ خواهد شد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
21-01-2010, 13:37
نمى دانم منظور باشگاه استقلال چه كسانى هستند
خداداد عزيزى: قطبى اگر در جام ملت ها هم موفق نشود قول قهرمانى در جام جهانى ۲۰۱۸ را مى دهد!
خداداد عزيزى سرمربى پيشين تيم پيام مشهد كه چندى است موضوع شكايت او از اين باشگاه، حواشى زيادى را به وجود آورده ،در خصوص آخرين وضعيت شكايت خود گفت: باشگاه پيام تا روز شنبه هفته آينده فرصت دارد تامطالبات مرا پرداخت كند. متأسفانه تا به حال چندين بار به اين باشگاه از سوى كميته انضباطى تذكر داده شده اما نسبت به پرداخت مطالباتم اقدامى نكرده اند. اگر برخورد جدى با اين قبيل رفتار ها مى شد آنها نمى توانستند به راحتى با يك بازيكن جديد قرار داد ببندند در حالى كه هنوز بدهكار فرد قبلى هستند. ۷۰ درصد باشگاه ها پايبند به قرار داد هايشان نيستند پس در اين صورت چه الزامى وجود دارد كه با بازيكنان قرار داد امضا كنند؟ او ادامه داد: ۳ ۴، باشگاه هستند كه وضعيت بدى نسبت به سايرين دارند و ابو مسلم و پيام از جمله آنها هستند. من مديران اين باشگاه را نمى شناسم و طرفم كميته انضباطى فدراسيون فوتبال است. اين موضوع شكايت باشگاه پيام از من هم حتماً از سوى افرادى است كه فوتبالى نيستند و وارد اين حيطه شده اند. در نهايت كميته انضباطى است كه رأى لازم را با بررسى جوانب صادر مى كند. عزيزى در خصوص حمايت خود از على دايى گفت: من نظر شخصى ام را در اين خصوص گفتم و گرنه دليل خاصى ندارد بخواهم از يك مربى حمايت كنم. فوتبال بايد در اختيار فوتبالى ها باشد و اگر على دايى مربى پرسپوليس نباشد، حتماً بايد مربى تيم بانوان فلان دانشگاه آمريكايى مربيگرى پرسپوليس را بر عهده بگيرد؟! او به تازگى مربى اين تيم شده و نبايد باخت به شاهين را گردن دايى انداخت. وى ادامه داد: على دايى به حمايت من نياز ندارد و معتقدم دايى تحت هر شرايطى بهتر از مربيانى است كه به صورت ميلياردى از پرسپوليس پول گرفتند و كارى براى اين تيم نكردند. او ۴ ماه فرصت دارد تا زير ساخت هاى لازم براى ساختن يك تيم قدرتمند را آماده كند. او درخصوص خبر حضورش در تيم استقلال و بيانيه باشگاه استقلال گفت: من تاكنون جلسه اى با اين باشگاه نداشته ام و نمى دانم بيانيه آنها درخصوص چه كسى صادر شده است. وى در پايان درخصوص تيم ملى نيز گفت: صحبت درباره تيم ملى لوث شده است. حرفهاى قطبى هم براى ما لوث شده و من حرفهايم را زمانى در مورد وى زدم كه او از قلب شير صحبت مى كرد و حتى دستور رزرو هتل ايران در آفريقا را داده بود! احتمالا اگر در جام ملت ها هم موفق نشود مى گويد براى جام جهانى ۲۰۱۸ تلاش خواهيم كرد و نامى هم از جام جهانى ۲۰۱۴ نمى برد تا مسئولين خوش خيال او را تا ۲۰۱۴ هم حفظ كنند. جالب اينكه هر حرفى بزند و خرابكارى كند آقايان مسئول در فدراسيون مى گويند او معادل فارسى اش را نمى دانسته و از اين رو منظورى نداشته است. طرف مثل بلبل پول فارسى را مى شمارد و اگر يك گوشه قراردادش تاخورده باشد داد و بيداد مى كند و جالب اين است كه چرا وقتى مى خواهد قرارداد ببندد يكبار معادل فارسى شمارش پول را جابجا نمى گويد؟! البته ما بيهوده خودمان را خسته مى كنيم چون كسى به اين حرفها گوش نمى دهد. اگر هم يكى مثل آقايان ياورى و ذوالفقارنسب انتقاد كنند طرف اعتراض مى كند كه آنها مى خواهند جاى مرا بگيرند. البته وى مقصر نيست و كسانى مقصرند كه با اين شرايط باز هم از او حمايت مى كنند در حالى كه همه مى دانند او چيزى براى ارائه كردن ندارد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
22-01-2010, 11:30
تاملي در روزگار اسطورههای ما و علي دايي
شهرت يا محبوبيت؟ اين پرسش، دو گانهاي است كه از ديروزها تا امروز، علي دايي و زيست او در سپهر فوتبال ما، بدان مبتلا بوده است. او را چه ميتوان ناميد و چه دانست؟ شايد اين را نيز بايد به فهرست پرسشهاي بيپاسخ خود بيفزاييم چرا كه معمايي است كه تا كنون پاسخي برايش متصور نبوده است.
در واقع، حيات حرفه اي علي دايي در سالهاي اخير، متاثر از اين پرسش بوده كه مبدع آن هم علي پروين است. حتما آن هنگام را به ياد داريد كه او، دايي را فردي دانست كه مشهور است؛ نه محبوب. اما به راستي، اين مهاجم ديروز و مربي امروز، حامل كداميك از اين دو است؟
***
علي دايي را سفير صلح و دوستي در جهان ناميده اند. او مدعو بي چون و چراي فوتبال ايران در مجامع بينالمللي است و در فيفا نيز كرسي و مقامي دارد كه بي ترديد، برازنده اوست؛ به خصوص با گردن آويزي (ترجمان فارسي كروات) كه قد و بالاي اين غيور مرد را بيش از پيش جلوه ميدهد. او در تمام عرصههاي جهاني حضور دارد و كنار بزرگاني قرار ميگيرد كه گرفتن عكس يادگاري با آنها، براي بي شماري از جوانان و نوجوانان اين ديار، چون خوابهاي شاه پريان است.
او تمام اينها است؛ اما هرگز آني نبوده كه اين مردم در پياش بوده اند. او هرگز به مرحوم غلامرضا تختي تبديل نشد كه مردم به عشقش، خياباني را ببندند تا جهان پهلوان را ياور مصيبت زدگان نام نهند. او هرگز چون علي پروين نبود كه برايش گوسفند قرباني كنند و فرياد "سلطان سلطان" را بشنود.
آري؛ علي دايي، هرگز چنين نبوده؛ اما فرجامي چون اينها را در پيش دارد. عجب است و بس عجب كه بزرگان عرصه ورزش اين ديار، همگي (استثنايي را در تاريخ پرفراز و نشيب آن نمييابم)، فرجام هاي يكسان و مشابهي داشته اند؛ بي فرجامي.
درست متوجه شديد. آنها قصههاي ناتمام مردمي هستند كه گويي به عادت ديرينهشان تبديل شده كه بر اسطورههاي خود بگريند و سوختنشان را نظاره گر باشند. البته، در اين بين، حكايت علي دايي، كمي متفاوت است و البته، هم سوي دوراني است كه در آن زيست دارد. اندكي تامل داشته باشيد تا بخوانيد آنچه مقصود اين قلم است.
***
از غلامرضا شروع ميكنم كه تجلي ناكامي دوران قهرماني است كه تا روز نگارش اين سطور، عيان نشد كه چه بر سرش آمد. روزگار را چه ديدهايد؛ شايد بخت يار شد و آيندگان [Only registered and activated users can see links]دانستند آنچه بر ما نامعلوم است
او كه در دوران پهلوي دوم و اوج مبارزات به عنوان مبارز شناخته ميشد، به يك باره رفت؛ عجب رفتني كه سر آن تا امروز نيز نامشخص است. او كه توانست خيل عظيمي را بسيج كند تا نام خود را در تاريخ به عنوان ياور زلزله زدگان ثبت كند، مدتي ميشد كه نماد مبارزه عليه حاكميت نام گرفته بود.
او كه نامي و رسمي براي خود داشت، هر كوي و بر زن را تكان ميداد. غلامرضا هرگز به طبقهاي كه بر آمده از آن بود، پشت نكرد. هميشه با آنها ماند و همگان نيز وي را با عكسش كنار مادرش به ياد دارند. او عليه طبقه مسلط برآشفت و خروشيد؛ اما آن مرگ مشكوك باعث شد تا اين قهرمان ملت، ناتمام ماند.
او به پايان نرسيد تا مردم اين ديار كه يدي طولاني در اسطوره سازي و خيال سازي دارند، او را چنان در باور خويش فربه كنند كه اكنون پسرش فرياد برآورد كه ايها الناس! غلامرضا تختي آني نيست كه شما مي گوييد. او هم شخصي بود چون من، شما و ديگري. به هر روي، تختي، آغاز اسورههاي عصر معاصر ماست كه بودند و شدند و به ناگاه رفتند و اين قوم ماندند و خيالاتشان!
***
روزگار گذشت و خلا اسطورههاي اين قوم، قرعه را به نام علي پروين انداخت؛ همان علي زاغي كه از كوچه پس كوچههاي دهكهاي پايين شهر تهران سر برآورد. علي پرويني كه هرگز به قواعد زندگي بزرگان اين ديار تن نداد. او اگر چه سوار بر بهترين اتومبيلهاي شهر ميشد؛ اما هرگز رانندگي نميكرد.
حتما عكسهاي او كنار يارانش را كه همگي بر آمده از طبقه پايين دست جامعه هستند، به ياد داريد. پروين تجلي خواستههاي برآورده نشده مردمي بود كه از آبگوشت خوردن او و سلطان بودنش، خوابها ميديدند. او سلطاني بود كه هرگز از روي نيمكت بلند نشد و خود را در قامت تنهاترين و چه بسا آخرين سلطان اين ديار مي ديد. او كنار طبقه خود ماند و هرگز بدان پشت نكرد؛ اما اين بار، مردم اين ديدار او را نافرجام گذاشتند؛ اگرچه خودش هم بر آن دامن زد.
شكستهاي پياپي و اصرار وي بر ماندن، موجب شد تا خط پاياني بر نام وي كشيده شود. او در ورزشگاهها هو شد و از سوي رسانهها مورد شديدترين هجمهها قرار گرفت. او بدين باور بود كه شير پير همچنان پير است؛ اما واقعيت چيز ديگري بود. نوجوانان و جوانان عصر نيمه مدرن كه خود نيز در حيرت بودند كه چه هستند، ديگر او را نمي خواستند.
آنها در پي كريستيانوها و ديويدهاي مغرب زمين بودند كه گيسواني پريشان و لباسهاي آنچنان برتن مي كردند. عصر علي پروين به پايان رسيده بود و قدر خود را ندانست تا با شكست، بار ديگر، اسطورههاي خود ساختگي را در اين كوي، از هم فرو پاشند. شايد بتوان او را آخرين اسطوره اين ديار دانست چرا كه پس از او، ديگر چنين اتفاقي تكرار نشد.
***
گاهي خداداد عزيزي را بديل مردان بزرگ سابق مي دانستند و گاه علي كريمي را؛ چه آنكه هر دو، عصيانگرهاي اين فوتبال بودند كه هرگز به قواعد بازي تن ندادند. آنگاه كه همگان سكوت ميكردند، اين دو فرياد بر مي آوردند و در فريادهاي ديگران، سكوت؛ اما نشدند آنچه ميبايست. چنين نشد تا قرعه فال به نام دايي زده شد. اما قصه او چه بود؟
علي دايي كه بزرگترين گلزن تاريخ فوتبال جهان لقب گرفته، تمام ويژگيها را داشت تا نداشته هاي اين قوم را كه اكنون در مواجهه با مدرنيته قرار گرفته بودند، پر كند. به خصوص براي نوجوانان و جواناني كه ديگر تختي و پروين و ...، غايتشان نبود. آنها مدتها بود كه زلف به زلفهاي هر روز به روز ديويدها گره زده بودند. دايي تمام ويژگيهاي ستاره مدرن را داشت.
اصلا همين خصايص بود كه موجب شد تا شهريار به جمع مردان بزرگ غربي راه يابد. علي دايي آن هنگام رداي ستارهاي بين المللي را بر تن كرد كه قامت خود را با آن مطابق كرد. او مدت ها است كه در قامت استاري جهاني رفتار ميكند. او همان گزينهاي از فوتبال ايراني است كه غرب مردن در جست و جويش بود. همه چيز كامل؛ اما چه بر سر او آمده كه اكنون با دو گانه ابتداي متن مواجه شده است؟
اينجا است كه بايد اذعان داشت، اين مردم در پي ستارهاي با متر مدرن و جهاني نيستند. آنها غرور علي دايي را مي پسندند؛ اما آن را نمي خواهند. آنها جاه طلبي علي دايي را ستايش مي كنند و باور دارند؛ اما آن را نميخواهند. اين مردم كه بين سنت و مدرنيته هروله ميكنند و خود نيز تكليفشان را نميدانند، در پي آني هستند كه نباشد.
شايد تعجب كنيد كه اين چيست؛ اما اين تمنايي است چون آرمانشهر. غايتي دست نايافتني است؛ چه اگر رسيدني بود كه نميشد آن را آرمانشهر ناميد. اين قوم، همواره در پي اسطوره آرماني بوده كه به آن دست نيازد؛ آرمانمرد. مانند تختي كه خود را بي پايان گذاشت و چون پروين روزگاران پيش از اين دهه، كه مردم او را ناتمام گذاشتند. آنها نميخواستند به مرد آرزوهاي خود برسند.
اكنون هم اين روايت، در حال تكرار براي علي دايي است. او بايد ناتمام بماند؛ چه بخواهد و چه نخواهد. كاش اين را ميدانست.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
25-01-2010, 11:17
دربى منشورى ها
... و نيكبخت كه ديگر هيچ «اتفاقى» را رقم نمى زند
«دربى منشورى ها» اين يكى از آخرين ابداعات عادل فردوسى پور، عجب به موقع بيان شد. وقتى گزارشگر جنجالى در ميان گزارش بازى داغ و پر از موقعيت استقلال و استيل آذين، به حنيف عمران زاده و نيكبخت اشاره كرد، بهترين موقعيت فراهم شد تا اين ۲ را با هم مقايسه كند هر چند اين اتفاق نيفتاد و روند بازى گزارشگر را در خود «غرق» كرد.به هر حال هر چه بود گذشت. بازى تمام شد و حنيف عمران زاده با پيروزى زمين را ترك كرد تا دربى منشورى ها را از نيكبخت ببرد.اين اما تنها پيروزى عمران زاده نبود. حنيف از وقتى بازى كرده، دربى را از نيكبخت برده. مدافع جوان و تازه نفس استقلال، تا به امروز خود را به عنوان يكى از برترين هاى ليگ برتر جا زده و در تيم خود خيلى زود به مهره اى تأثيرگذار تبديل شده.اين در حالى است كه نيكبخت در استيل آذين همچنان ديده نمى شود و از نظر اثرگذارى نيز اصلا نتوانسته در حد و اندازه هاى سايه خود هم ظاهر شود.نيكبخت و حنيف ۲ بازيكن متفاوتند. اولى پا گذاشته در ابتداى « انتهاى جاده فوتبال» خود و دومى تازه اول ابتداى «جاده در حال حركت » است.نيكبخت امسال در استيل آذين نتوانسته در حد يك بازيكن ليگ برترى قرار بگيرد يا حداقل هنوز نتوانسته در تيم جديد خود جا بيفتد.عمران زاده چه در دفاع و چه در حمله، مفيد فايده واقع شده و براى تيم خود گره گشايى كرده اما نيكبخت در باز كردن گره از كلاف مشكلات و توقعات بالاى جامعه فوتبال از حميد استيلى ناتوان ظاهر شده. در استيل آذينى كه «على كريمى» مى دود و بقيه ستاره ها، نيمى از توقعات را هم برآورده نمى كنند، نيكبخت هم در صف ضعيف ها و متوسط ها ايستاده.شايد به همين دليل است كه كريمى را نگه داشتند و اجازه حضور او در امارات را ندادند. كريمى برود، در استيل آذين چه كسى بازى كند؟!
***
نيكبخت يا رسيده به آخر فوتبال خود و يا رسيده به انتهاى جاده انگيزه. اين مى شود كه نيكبخت را بيرون مى گذارند و وقتى بعد از نيم فصل بازمى گردد، آب از آب تكان نمى خورد.اين وسط اما حنيف شايد به اتكاى نيروى جوانى دارد براى خودش مى تازد.خودمانيم، اين زندگى است كه در چشم بر هم زدنى مى گذرد. همين ديروز بود كه از «نيكبخت نامى» آمده از مشهد و بازى كرده در ابومسلم و جذب شده در استقلال نوشتيم. يعنى فوتبال تو هم تمام شد «نيكى» روزهاى ديروز؟
منبع ([Only registered and activated users can see links])
پشتپرده مشکلات قطبي با ستارههاي تيم ملی
باشگاه استيلآذين و مديربرنامههايش از او خواستهاند فعلا سکوت کند. کعبي در اين مدت با فردي مانند دادکان هم در اين باره حرف زده و از او مشورت گرفته. حسين حتي اصرار عادل فردوسيپور براي حضورش در برنامه 90 را رد کرد و گفت، ترجيح ميدهد حرفي درباره تيم ملي نزند. با اين اتفاقها بعيد به نظر ميرسد او در اردوي بعدي ايران حضور داشته باشد. خودش گفته: «شک ندارم او در اردوي بعدي اسمم را در ليست قرار نميدهد.»استيلآذين تلاشهاي خود را براي دوري موقت حسين کعبي از تيم ملي آغاز کرده، مسعود شجاعي ديگر مثل سابق با قطبي خوب نيست، جواد نکونام شاکي از گفتههاي سرمربي است و... اينها بخش کوچکي از مشکلات افشين قطبي در تيم ملي است که شايد براي او چيزي فراتر از يک مشکل کوچک باشند.
در ماههاي اخير همواره فشار زيادي از بيرون روي او و تميش بوده ولي حالا قطبي اين فشار را از داخل تيم هم احساس ميکند. يکي از بازيکنان تيم ملي که نخواست نامش فاش شود، ميگويد: «ديگر جو مثل سابق نيست. بازيکنان اعتمادي نسبت به سرمربي ندارند.»
او در حالي اين ادعا را ميکند که قطبي سعي کرده با دعوت بازيکنان جوان و با انگيزه، اعتماد مردم را نسبت به تيم ملي جلب کند. قطبي که در پرسپوليس نشان داد مقابل بازيکنان بزرگ کمي انعطافپذير است، ظاهرا در تيم ملي هم بايد اين انعطاف را به خرج دهد تا ستارهها را از دست ندهد. يکي از بازيکناني که تبديل به مشکل بزرگ او در تيم ملي شده، حسين کعبي است.
او که بعد از اشتباه در ديدار قطر از سوي قطبي شماتت شد، هر چند در مصاحبههاي اخير خود انتقادي از سرمربي تيم ملي نکرد اما دل پري از او دارد. اين اختلاف زمينهساز مذاکرههاي استيلآذين با فدراسيون براي غيبت موقت کعبي در تيم ملي شده. ظاهرا اين بازيکن در شرايط فعلي علاقهاي به حضور در تيم ملي ندارد و در جايي از عملکرد قطبي انتقاد کرده و گفته: «من يک اشتباه کردم تو بوق و کرنا کردند. در بازي سنگاپور که دوباره مدافعان اشتباه کردند، چيزي نگفت. انگار به او خط ميدهند.»
کعبي جمله آخر را به اين دليل به زبان آورده که قطبي بعد از شکست در بازي قطر رو به او و مهدي رحمتي گفته بود: «شما دو تا تو باند دايي هستيد و براي من بازي نميکنيد.» موضوعي که ناراحتي آنها را درپي داشت.
کعبي که آن شب واکنشي جز خندهاي معنيدار به سرمربي تيم ملي نشان نداده بود، به دوستانش گفته: «مگر ميشود کاپيتان تيم ملي باندبازي کند؟ تو اين چند سال کي از اين کارها کردهام که اين بار دوم باشد؟»
ناراحتي اين دو بازيکن زماني اوج گرفت که برخي از روزنامهها به شکل عجيبي موقعيت آنها را در تيم ملي نشانه رفتند. حالا کعبي ترجيح ميدهد فعلا از تيم ملي دور باشد هر چند هنوز حرفي در اين باره نزده است.
باشگاه استيلآذين و مديربرنامههايش از او خواستهاند فعلا سکوت کند. کعبي در اين مدت با فردي مانند دادکان هم در اين باره حرف زده و از او مشورت گرفته. حسين حتي اصرار عادل فردوسيپور براي حضورش در برنامه 90 را رد کرد و گفت، ترجيح ميدهد حرفي درباره تيم ملي نزند. با اين اتفاقها بعيد به نظر ميرسد او در اردوي بعدي ايران حضور داشته باشد. خودش گفته: «شک ندارم او در اردوي بعدي اسمم را در ليست قرار نميدهد.»
شرايطي که براي کعبي و رحمتي پيش آمده تا حدودي درباره جواد نکونام و مسعود شجاعي هم صدق ميکند. اين دو که وزنههاي تيم ملي هستند، در بازيهاي اخير ايران غايب بودند و پيش از آن هم نتوانستند آنگونه که بايد براي ايران بازي کنند؛ به ويژه مسعود شجاعي. يکي از بازيکنان تيم ملي که نخواست نامش فاش شود، ميگويد: «در اردوي تيم ملي شايعه شده بود قطبي گفته اگر تيم ملي نتايج خوبي بگيرد ديگر نکونام و شجاعي را دعوت نميکند.»
موضوعي که خيلي زود و از طريق برخي از بازيکنان تيم ملي به گوش هر دو لژيونر ايراني اوساسونا رسيد. نکو در جواب گفته بود: «بگذار به تهران بيايم ميدانم چطور جوابش را بدهم.» تمام اين مسائل در حالي است که نزديکان تيم ملي از پيامكهاي هر روزه قطبي به نکونام خبر ميدهند.
جواد هم در تماس با آن بازيکن اين موضوع را تأييد کرده بود: «هر روز به من پيامك ميفرستد بعد اين حرفها را پشتسرم ميزند؟» سرجمع اين مسائل اوضاع را براي سرمربي تيم ملي سختتر ميکند. او حالا مجبور است هم با بيرونيها بجنگد و هم با داخليها.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
پاداش 3 ميليوني و سفر حج عمره
حركت متوسلزاده رفتار برتر اخلاقي ليگ نهم شد
خبرگزاري فارس: دبير ستاد منشور اخلاقي سازمان ليگ با تقدير از مكتب رفتاري باشگاه مقاومت سپاسي حركت امين متوسلزاده را رفتار برتر اخلاقي ليگ نهم دانست.
عليرضا عليپور در گفت و گو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري فارس، اظهار داشت: حركتي كه امين متوسلزاده در ديدار مقاومت سپاسي و استيل آذين انجام داد به عنوان رفتار برتر اخلاقي فصل انتخاب شد.
وي ادامه داد: اين اولين باري است كه طي چند سال اخير در فوتبال ايران چنين حركت جوانمردانهاي رخ ميدهد. اوايل دهه 70 در تيم مقاومت سپاسي فراز فاطمي نيز چنين حركتي انجام داده بود. بايد از مكتب اخلاقي مقاومت سپاسي تشكر كرد. مكتب اخلاقي اين باشگاه بايد الگوي باشگاههاي ديگر باشد.
دبير ستاد منشور اخلاقي تاكيد كرد: باشگاه مقاومت ضمن سازندگي در عرصه فوتبال كمترين هزينه را دارد. اين باشگاه 97 بازيكن به فوتبال ايران معرفي كرده است. امين متوسل زاده نيز به عنوان بازيكن برتر اخلاقي هفته 25 ليگ انتخاب شد و ستاد منشور اخلاقي يك سفر حج عمره مفرده برايش در نظر گرفت.
عليپور در مورد پاداش 3 ميليوني توماني كميته انضباطي به اين بازيكن گفت: كميته انضباطي پيشنهاد پاداش 3 ميليون توماني را به سازمان ليگ ارائه ميكند و اين سازمان پاداش را به بازيكن پرداخت خواهد كرد.
گفتني است امين متوسلزاده روز گذشته در ديدار مقاومت سپاسي و استيل آذين در حالي كه دروازه بان حريف به دليل مصدوميت روي زمين افتاده بود دروازه خالي را به اوت زد تا به وضعيت دروازهبان استيل آذين رسيدگي شود. مقاومت در اين مسابقه 2 بر يك شكست خورد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
همه چيز درباره حوادث بعد از بازى صباى قم و سپاهان
قهرمانى: پنالتى سپاهان ۲۰۰ درصد درست بود!
بيانيه باشگاه صبا: براى فوتبالى كه مافيا دارد و داور را مى خرند بايد گريست
وقتى محسن قهرمانى داور ديدار ۲ تيم صباى قم و سپاهان اصفهان سوت پايان بازى را با حساب ۲ بر ۲ مساوى به صدا در آورد، راهى رختكن شد تا پس از چند دقيقه استراحت و كار هاى معمولى ورزشگاه يادگار امام (ره) قم را به همراه رحيم رحيمى مقدم ناظر داورى، محسن فرخ نيا، آرمان اسعدى و مهدى سيد على ترك كند.اين اكيپ داورى با يك دستگاه اتومبيل پرايد كه رانندگى آن را مهدى سيد على داور چهارم آن بازى بر عهده داشت، راهى قم شد تا بعد از پايان بازى هم با همان نفرات به سوى تهران برگردد.بعد از خارج شدن اتومبيل حامل داوران از ورزشگاه، يك دستگاه اتومبيل سمند سورن تيره رنگ به تعقيب اتومبيل داوران پرداخت و در چند نوبت نيز با ذكر الفاظ ركيك براى آنها مشكلات بسيارى را به وجود آورد تا اينكه در يكى از محله هاى قم يك دستگاه اتومبيل پرايد كه سرنشينان آن يك خانم و يك آقا بودند، به دليل عدم رعايت مقررات فرعى به اصلى با اتومبيل حامل داوران برخورد كردند و ۲ طرف دچار مصدوميتهايى شدند.اين همه آن ماجرايى بود كه در خصوص تصادف اتومبيل حامل داوران از زبان محسن قهرمانى بيرون آمد، داورى كه اعتقاد دارد؛ اين مشكل براى او و همكارانش طراحى شده و عمدى در كار بوده است.قهرمانى در ادامه موضوع مربوط به خود مى گويد: بعد از تصادف وقتى به اورژانس قم رفتيم پزشكان اورژانس تشخيص دقيقى نداشتند و اعلام كردند كه حادثه ايجاد شده در ناحيه ساق مشكوك به شكستگى است كه همين مسأله باعث بروز نگرانى هايى براى ما شد.داور ديدار صباى قم و سپاهان در ادامه گفت: برايم بسيار جالب بود كه راننده آن خودرو پرايد كه دچار مصدوميت از ناحيه سر شده بود، در محل اورژانس قم مرا شناخت و گفت: آقاى قهرمانى ما با شما تصادف كرده ايم كه پاسخ من هم به او مثبت بود. قهرمانى مى گويد: بين مسير ورزشگاه يادگار امام(ره) و شهر قم بوديم كه اين اتفاق براى ما افتاد.قهرمانى گفت: من اعتقاد دارم كه اين اتفاق بايد سبب شود تا عوامل برگزار كننده همانطور كه تيم هاى ميهمان را اسكورت مى كنند، تيم داورى را نيز همانطور اسكورت نمايند.قهرمانى در خصوص مقصران اصلى حادثه گفت: من اعتقاد دارم كه آن زن و شوهر جوان هيچ ربطى به تصادف نداشته و ندارند، بلكه مقصر اصلى سر نشينان آن سمند سورن هستند كه باعث بروز مشكلاتى براى ما در طول مسير شدند.قهرمانى در ادامه گفت: اگر تا پيش از اين فكر مى كردم كه خطاى پنالتى ۱۰۰ درصد بوده است، حالا با تماشاى دوباره آن صحنه يقين پيدا كرده ام كه آن صحنه ۲۰۰ درصد پنالتى بوده است و باز هم اگر نظير آن اتفاق در بازى هايى كه قضاوت آنها را بر عهده دارم رخ بدهد، باز هم پنالتى خواهم گرفت.قهرمانى گفت: اگر ما مشكلى هم در امر قضاوت داشته ايم، اين وظيفه كميته داوران و فدراسيون فوتبال به عنوان مرجع رسيدگى كننده است كه با ما برخورد نمايد، درست مانند قاتلى كه وقتى قتل مى كند، اين وظيفه مراجع قضايى است تا به خطاى او برسند.
حرف هاى عباس مرادى
همه سوال من از آقاى قهرمانى اين است كه چرا پس از مصدوميت در بيمارستان قم بسترى نشد. قهرمانى اول گفته پايش شكسته است و حالا هم اعلام كرده اند كه بدنشان دچار كوفتگى شده است.مرادى در ادامه گفت: قضاوت آقاى قهرمانى يك طرفه بود و ما از اين بابت به كميته داوران شكايت خواهيم كرد و موضوع را تا پايان پيگرى خواهيم كرد، حتى اگر اين حرف ها باعث شود تا از فوتبال بروم من اين كار را انجام خواهم داد.مرادى گفت: همه حرف من اين است كه چرا همه اشتباهات داورى به سود يك تيم خاص رقم مى خورد و ساير تيم ها از اشتباهات داورى كمتر بهره مى برند.
داور چهارم: بايد ما را اسكورت مى كردند
مهدى سيد على داور چهارم بازى گفت: حرف ما اين است كه وقتى تيم سپاهان را با يك اكيپ ۶۰ نفره اسكورت مى كنند، اى كاش يك موتور سوار را نيز براى اسكورت ما مى فرستادند تا اين اتفاق براى ما نمى افتاد. يعنى ما ارزش اين مسأله را هم براى آقايان نداشتيم؟ داور چهارم بازى صباى قم و سپاهان در ادامه گفت: همه در آمد من به عنوان داور چهارم پس از كسر ماليات ۱۰۸ هزار تومان است، آيا اين مبلغ ارزش اين همه استرس و اضطراب را دارد؟سيد على در ادامه گفت: متأسفانه بعد از اين اتفاق تا امروز هيچ كس با ما تماس نداشته است كه اين مسأله جاى تعجب دارد.
بيانيه باشگاه صباى قم
روابط عمومى باشگاه صباى قم در بيانيه اى، روز گذشته ضمن انتقاد از نحوه قضاوت محسن قهرمانى، داور ديدار صباى قم و سپاهان تأكيد كرد: بايد به حال فوتبالى كه همه چيزش به پول ختم مى شود گريه كرد.
در بخشى از اين بيانيه آمده است: محسن قهرمانى كه پس از قضاوت مشكوك خود در بازى پنجشنبه در بيرون از ورزشگاه يادگار امام (ره) تصادف كرد، با اولين كسى كه تماس گرفت و خبر از تصادف خود داد امير قلعه نويى بود.
در بخش ديگرى از اين بيانيه آمده است: بايد به حال فوتبالى كه همه چيز آن به پول ختم مى شود و در جنگ دارا و ندار آنكه توانايى خريد داور و تشكيل باند هاى مافيايى را داشته، گريست.
عباس جهان بينى(مديركل تربيت بدنى استان قم)
هيچ مدرك مستندى در خصوص ادعايى كه آقاى محسن قهرمانى كرده اند، وجود ندارد.مدير كل تربيت بدنى استان قم ضمن بيان همين مطلب در ادامه گفت: حادثه به وجود آمده صرفاً يك حادثه رانندگى بوده كه گويا دوستان تا حدودى با سرعت زياد رانندگى مى كردند، ضمن اينكه راننده پرايد مقابل هم چندان بى تقصير نبوده است. اين حادثه تصادف در جاده تازه احداث شهرك پرديسان اتفاق افتاد، جاده اى كه به تازگى ۲ بانده شده و ديد لازم را نيز براى رانندگان به همراه ندارد اما بر اساس آخرين گزارشى كه به ما ارسال شده است؛ اينكه هيچ كس قصد مزاحمت براى آقايان را نداشته و حرف هاى آنها ادعايى بيش نيست.جهان بينى گفت: خود من ۴۵ دقيقه بعد از پايان بازى ورزشگاه را ترك كردم كه در آن موقع هيچ هوادار و يا اتومبيلى در پاركينگ مربوط به هواداران نبود و اينكه چطور آنها مى گويند كه اتومبيلى آنها را از در ورزشگاه تعقيب مى كرده، براى خود ما هم جاى سوال دارد.
جعفر رضايى( مسئول حراست اداره كل تربيت بدنى قم)
خوشبختانه دقايقى بعد از اين تصادف، من خودم به خودروى داوران رسيدم و بايد بگويم كه اتومبيلى هم كه با اتومبيل داوران تصادف كرده است، نمره تهران بوده وگرنه مشخص نبود كه آقايان چه ادعاى ديگرى را مطرح مى كردند.
خود من در حضور آقاى جلال مرادى؛ ناظر فدراسيون بر سر صحنه تصادف چند بار از آقاى سيد على پرسيدم، كه آيا كسى در خلق اين تصادف مقصر بود كه ايشان منكر اين موضوع شده و راننده پرايد را مقصر دانستند، حتى ايشان در ارتباط با علت تصادف هم گفتند كه در آن صحنه ديدشان كم بوده است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
31-01-2010, 12:00
حواشى و جنجالهاى دیدار ۲ تیم صبا و سپاهان باعث شد تا مربیان این ۲ تیم صحبت هاى جنجالى علیه یکدیگر بیان کنند. عدم حضور قلعه نویى در کنفرانس مطبوعاتى بعد از بازى و در پى آن صحبت هاى او درخصوص این بازى باعث شد تا کربکندى نیز واکنش نشان داده و صحبت هایى درخصوص قلعه نویى و سپاهان بیان کند. او در این خصوص گفت: اظهارات قلعه نویى را به طور کامل نخوانده ام اما به زودى جوابگوى حرفهاى او خواهم بود و بلبل زبانى هاى او را به وقتش جواب مى دهم. او درخصوص اظهارات قلعه نویى که گفته بود تقصیر من نیست که به کربکندى در اصفهان تیم نمى دهند، گفت: در حال حاضر هرچه او بگوید حقیقت دارد! اما او بهتر است بداند که زمانى که هنوز به دنبال نیامده بود من در تیمهایى همچون سپاهان و ذوب آهن مربیگرى مى کردم. اصلا برایم مهم نیست که سپاهان بخواهد از من شکایت کند و قطعا من و باشگاه صبا نیز اقدامات لازم را در این خصوص و برخورد با باشگاه سپاهان انجام خواهیم داد. حال مى خواهم بدانم اگر محسن قهرمانى پنالتى دقیقه ۲+۹۰ را براى قلعه نویى و سپاهان نمى گرفت آیا او بازهم چنین اظهاراتى را بر زبان مى آورد؟!
منبع ([Only registered and activated users can see links])
__________________________________________________
چرا فیروز نخواست دایی را ببیند؟
([Only registered and activated users can see links])
بعدازظهر پنجشنبه و در آخرین تمرین پرسپولیس قبل از بازی با پیکان اتفاق ویژهای افتاد. همزمان با شروع تمرین پرسپولیس، که البته علی دایی با تاخیر حدودا 10 دقیقهای در آن حاضر شد
بعدازظهر پنجشنبه و در آخرین تمرین پرسپولیس قبل از بازی با پیکان اتفاق ویژهای افتاد. همزمان با شروع تمرین پرسپولیس، که البته علی دایی با تاخیر حدودا 10 دقیقهای در آن حاضر شد دو تیم داماش گیلان و داماش تهران نیز برای تمرین در ورزشگاه شرکت واحد حاضر شدند. اعضای دو تیم داماش بیرون از زمین لباس عوض کرده و منتظر پایان تمرین پرسپولیس بودند و تیم دایی تازه تمرینهایش را شروع کرده بود. بعد از گرم کردن و حرکت با توپ که زیر نظر عبدی و مولایی انجام شد، دایی وارد کار شد اما قبل از آن با بهزاد داداشزاده یکی از اعضای کادر فنی داماش گیلان و فرشاد فلاحتزاده دوست نزدیک وی خوش و بش کرد. بعد از این خوش و بش بود که دایی قبل از شروع تمرین اصلی تیمش و کار تاکتیکی که البته شامل یک آیتم (تقسیم توپ به جناحین، سانتر و ضربه) بود به داداشزاده گفت: «آقا بهزاد ما این نیمه کار میکنیم، شما بروید آن طرف» تا همبازی دایی در سال 1373 در پرسپولیس از او تشکر کند. از این لحظه به بعد سه تیم در یک زمین به صورت مشترک تمرین کردند و بعد از پایان کار تاکتیکی سرخها و در لحظه خروج آنها از زمین در یک صحنه تصویری از بلبشوی موجود روی چمن شرکت واحد که نزدیک به 70-60 نفر روی آن حضور داشتند حضار کنار زمین را به حیرت وامیداشت.
اتفاق ویژهتری که خیلیها از جمله عکاسان حاضر در محل منتظرش بودند تقابل علی دایی و فیروز کریمی سرمربی داماش گیلان بود که البته رخ نداد. جالب اینکه کریمی در اوایل تمرین پرسپولیس که خبری از دایی نبود کنار زمین حضور داشت و چند نفری هم دور و برش را احاطه کرده بودند. شلوغی دور و بر وی آنقدر زیاد بود تا محمود خوردبین خطاب به یکی از اعضای تدارکات بگوید: «چرا اینقدر آدم داخل زمین هستن؟» و تدارکاتچی پرسپولیس جواب داد: «آقا فیروزه، محمود خان!» درست لحظهای که دایی خودش را به تیم رساند فیروز کریمی غیب شد و تا پایان تمرین پرسپولیس خبری از او نشد. لحظهای که دایی زمین چمن را ترک کرد فیروز کریمی هم بالای سر تیمش حاضر شد و با بازیکنانش به صورت دستهجمعی عکس یادگاری گرفت.
بعد از این اتفاق برای بسیاری این پرسش پیش آمد که «فیروز کریمی و دایی که با هم مشکلی نداشتند، پس چرا آقا فیروز حاضر به رویارویی با سرمربی پرسپولیس نشد؟»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
06-02-2010, 15:09
توهين به شعور اهالى فوتبال
دعواى ساختگى يا هتاكى محترمانه؟!
آنهايى كه دستى بر آتش فوتبال داشته و قواعد اين بازى پرهيجان را مى دانند را نمى توان به سادگى فريب داد.وقتى در دقيقه ۳۰ ديدار ۲ تيم پرسپوليس و استقلال على دايى، مجتبى زارعى را فراخواند تا خودش را گرم كند مشخص بودكه اين مسأله ترفندى براى به حركت در آوردن و تلاش مضاعف مهاجمان تيم است، كارى كه براى سرخپوشان هم نتيجه داد.على دايى با اين كار خود نشان داد كه قواعد بازى و مربيگرى را خوب مى داند. او ثابت كردكه مى تواند در بازيهاى بزرگ از تجربه اش كمك بگيرد و يك انرژى مثبت را به تيمش منتقل نمايد اما در نيمه دوم يك اتفاق همه چيز دربى را به زير سؤال برد و علامت سوالهاى بسيارى را مقابل كادر فنى اين تيم قرار داد.عليرضا حقيقى دروازه بان جوان تيم پرسپوليس بعد از اينكه چند توپ خوب را گرفت، در يك صحنه جوانى كرد و پس از گرفتن يك موقعيت صد در صد بى جهت بر سر مدافعان تيمش على الخصوص شيث رضايى فرياد برآورد تا با اين كار، تلاش خودش را مهم و عملكرد شيث و خط دفاعى سرخپوشان را به نوعى زير سؤال ببرد. گويا حقيقى جوان هنوز اين قاعده دروازه بانى را نمى داند كه همان طورى كه يك مهاجم وظيفه اش گلزنى است، يك دروازه بان هم وظيفه اش محافظت از دروازه است و بابت كارى كه انجام مى دهد هم نبايد بر سر هيچ كسى منتى بگذارد.گويا حقيقى روزهاى نيكمت نشينى اش را فراموش كرده بود. روزهايى كه در حسرت يك بازى بر روى نيمكت مى سوخت اما كمتر به چشم مى آمد.حقيقى در آن صحنه مقصر اصلى صحنه اى بود كه باعث نازيبا شدن دربى سرخابى ها شد.حقيقى بدون توجه به شرايط حاكم بر روى مردان خط دفاعى تيمش بر سر آنها فرياد بر آورد و در اين بين شيث رضايى كه تا آن لحظه بازى خوبى را از خود به نمايش گذاشته بود ناگهان از خود عكس العمل نشان داد و در دقايقى كه پرسپوليس بيش از هر چيز به آرامش نياز داشت با حقيقى درگير شد تا دروازه بان جوان سرخپوشان متوجه اشتباه كارش بشود.
اگر ميانجيگرى كريم باقرى در آن صحنه نبود، اصلا مشخص نمى شد كه چه بر سر بازى قرمزپوشان مى آمد.فريادهاى شيث رضايى بر سر حقيقى و نقش ميانجيگرى كريم باعث شد تا خيلى زود آبها از آسياب افتاده و پرسپوليس به كار خودش ادامه دهد.طرفين درگيرى يعنى شيث رضايى و عليرضا حقيقى نمى دانستند كه اگر در آن ديدار شكست به نام سرخپوشان ثبت مى شد، هواداران و باشگاه چه برخوردى با آنها مى كردند.شايد اگر اين بازى سرخپوشان مقابل استقلال نبود، على دايى اولين كارى كه مى كرد، تعويض طرفين درگيرى بود اما شانس خوب آنها اين بود كه آن اتفاق در بازى با استقلال رخ داد و سبب گشت تا آنها ۹۰ دقيقه در زمين بازى بمانند و به فكر «بافتن آسمان و ريسمان» با يكديگر پس از پايان بازى باشند. وقتى بازى تمام شد و در رختكن پرسپوليسى ها نيز درگيرى ۲ طرف ادامه پيدا كرد با وساطت بزرگ ترها غائله موقتا ختم به خير شد تا حقيقى و شيث دست در گردن يكديگر و با لبخندهايى كه مصنوعى بودن آنها و را به سادگى مى شد متوجه شد از رختكن خارج شدند. آنها در پاسخ به خبرنگاران و نمايندگان رسانه هاى گروهى به زعم خود شعور مردم را به بازى گرفته و حركت خود را يك دعواى ساختگى خواندند، دعوايى كه براى ايجاد شوك انجام شده بود، در حالى كه كلماتى كه بين طرفين رد و بدل شد و اتفاقاتى كه در آن صحنه به چشم آمد چيزى فراتر از يك دعواى ساختگى و يا يك هتاكى محترمانه بود.آن دعواى به ظاهر ساختگى در تيم پرسپوليس تاوان نسبتا سنگينى را نيز براى آنها به همراه داشت، هر چند آن عمل از چشم كميته انضباطى فدراسيون فوتبال دور نمانده و محروميت ۳ هفته اى براى حقيقى و يك هفته اى براى شيث به همراه داشته است كه همين حكم نشان از نقش پر رنگ تر بودن نقش حقيقى در اين درگيرى مى دهد.(البته با علم به اينكه وى درگيرى ديگرى هم در پايان مسابقه با يكى از عوامل ورزشگاه داشت ) هر چند كه قرار است كميته انضباطى باشگاه پرسپوليس هم امروز تشكيل جلسه داده و حكم خودش را در خصوص اين ۲ بازيكن صادر نمايد. حكمى كه قطعا جريمه اى مضاف بر جرايم قبلى اين ۲ بازيكن به همراه خواهد داشت۲. بازيكن درگير شده در بازى پرسپوليس مقابل استقلال، تنها يك درگيرى ساده را باعث نشدند، بلكه آنها كارى كردند كه به نوعى حلاوت شيرينى پيروزى بر رقيب هميشگى يعنى استقلال تحت الشعاع قرار گيرد كه اين مسأله قطعا از چشم مسئولان كميته انضباطى باشگاه پرسپوليس دور نخواهد ماند.پرسپوليس بازى سخت هميشگى را برداما عليرضا حقيقى و شيث رضايى در حقيقت باختند تا شكست اين ۲ بازيكن بيش از شكست آبى پوشان به چشم بيايد. بازيكنانى كه به نوعى با حرفهايشان شعور بالاى علاقه مندان به فوتبال را به بازى گرفتند و كارى كردندكه تا مدتها نقل محافل فوتبالى خواهد بود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
MoHaMad.Divar
08-02-2010, 12:34
پارو: با نفرات ذخيره مقابل راهآهن بازي خواهيم كرد
سرپرست تيم فوتبال صنعت نفت آبادان گفت: هدف ما موفقيت در ليگ دسته اول است و در جام حذفي مقابل راهآهن با نفرات ذخيره به ميدان ميرويم.
[Only registered and activated users can see links]
علي پارو در گفتوگو با خبرنگار باشگاه خبري فارس "توانا "، در خصوص بازي مقابل راهآهن در جام حذفي اظهار داشت: به دليل اين كه بازيهاي ليگ دسته اول بيشتر برايمان اهميت دارد با نفرات ذخيره مقابل راه آهن به ميدان خواهيم رفت تا نفرات اصليمان دچار مصدوميت نشوند.
سرپرست تيم فوتبال صنعت نفت آبادان يادآور شد: در تعطيلات نيم فصل ليگ دسته اول، يك اردوي 8 روزه در كيش برگزار كرديم و چند بازي تداركاتي نيز در آنجا انجام داديم و با توجه به اين موضوع تيم ما در حال حاضر شرايط خوبي دارد.
وي عنوان كرد: در تعطيلات نيم فصل بازيكن جديدي جذب نكردهايم و فقط با يك مهاجم به نام دسوزا از برزيل مذاكره كردهايم؛ اما حضور وي فعلأ قطعي نشده است.
تيم صنعت نفت آبادان فردا در جام حذفي به مصاف راهآهن خواهد رفت.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
شایعه در شهر: داربی بعدی احتمالا استقلال میبرد!
1 -داربي 68 پايتخت با همه فراز و نشيبهايش به پايان رسيد و قباي پادشاهي را بر تن پرسپوليسيها پوشاند. با اين حال،گويا پيامدهاي اين مسابقه بزرگ همچنان ادامه دارد و به اين زوديها از محافل فوتبالي رخت بر نخواهد بست. درگيري شيث رضايي و عليرضا حقيقي که به پا در مياني نه چندان مسالمتآميز کريم باقري انجاميد، اخراج اميرحسين صادقي از استقلال و کنار گذاشته شدن ميثم بائو از پرسپوليس در زمره حواشي دنباله دار داربي تهرانيها به شمار ميروند.
با اين همه، شايد بتوان از حلول يک ادبيات جديد و آماتورگونه به عنوان بزرگترين نقطه تاريک روزهاي بعد از شهرآورد نام برد؛ آنجا که کريم باقري و البته بقيه مسوولان و مربيان پرسپوليس از استقلاليها به خاطر پيروزي در داربي عذرخواهي ميکنند...!
2 -روزبهروز شواهد روشنتري به دست ميآيد در مورد اينکه «حرفهاي» خواندن فوتبال ايران، يک بلوف مديريتي است و چيزي بيشتر از يک شعار رنگ و رو رفته و پوسيده به شمار نميآيد. يک لحظه چشمانتان را ببنديد و تصور کنيد مثلاً پس از پايان ال کلاسيکو اسپانيا، خوآن لاپورتا، پپ گوارديولا يا کارلس پويول از هواداران مادريدي رئال عذرخواهي کنند و ديالوگي شبيه آنچه اين روزها مرتب از زبان پرسپوليسيها ميشنويم، خطاب به پايتخت نشينان اسپانيا ادا کنند: «متاسفم که ما برديم. اميدواريم دفعه بعد نوبت شما باشد! » واقعاً شگفت انگيز است که يک دهه بعد از به زمين خوردن کلنگ فوتبال حرفهاي در ايران، همچنان شاهد استيلاي گفتماني هستيم که هيچگونه قرابتي با حرفهايگري ندارد. دوست داريم از آقاي کريم باقري يا جناب علي دايي بپرسيم آرزوي موفقيت براي رقيب در داربي آينده يعني چه؟! حقيقتاً کجاي دنيا ميتوان مربي، مدير يا کاپيتاني را پيدا کرد که چنين آشکارا براي پيروزي حريف دعا ميخواند و ابراز اميدواري ميکند؟ آيا واقعاً راه بهتري براي دلجويي کردن از هواداران استقلال وجود ندارد؟ و البته سوال مهمتر اين است که آيا انصافاً ترميم عواطف زخم خورده جماعت آبي دوست، وظيفه قرمزهاست؟
3 -فوتبال حرفهاي، نمايش دوستانه «خاله بازي» نيست که در آن برد و باخت را نوبتي تقسيم کنند. يک روز اين يکي خوشحال باشد و روز ديگر آن يکي. با اين رويهاي که دوستان محترم در پيش گرفتهاند، هيچ بعيد نيست همين روزها کريم باقري براي فرهاد مجيدي «سبيل آتشين» هم بگذارد! تصور نميکرديم در فوتبال معيوب و معلول کشورمان، کاربه جايي برسد که روزي مجبور به توضيح دادن برخي از بديهيات باشيم؛ مثل اين اصل اساسي که حرفهايها، فقط براي پيروزي تلاش ميکنند و حتي اگر صد بار متوالي برنده شده باشند، براي برد صد و يکم مثل پيروزي اول از هيچ کوششي فروگذار نميکنند. همه عناصر فوتبالي که از آماتوريسم به سمت حرفهايگري گذار کرده، بيتاب پيروزي است و با تمام توان براي کسب افتخار ميجنگد. بايد قبول کنيم يکي از مسلمترين قوانين فوتبال حرفهاي اين است که اگر نکشي، کشته خواهي شد و حال با اين اوصاف دوست داريم بدانيم آيا پرسپوليسيها که چنين به صراحت عذرخواهي از استقلاليها افتادهاند، دوست دارند نوبت بعد خودشان نقش زمين شده باشند و هواداران شان را در حال عجزو لابد گريستن ببينند؟!
4 -و البته يک نکته مهم ديگر هم در اين ميان وجود دارد. نبايد فراموش کنيم حرف و حديث در مورد داربي تهران- که اين اواخر شدت هم گرفته بود- همچنان ادامه دارد و با يک پيروزي به پايان نرسيده است جوي که براي پيروزي يکي از دو تيم در اين مسابقه به وجود آمده بود و حتي تا آنجا هم ادامه پيدا کرد که گزارشگر بازي در 15 دقيقه پاياني نويد برندهدار بودن داربي 68 را به تماشاگران داد، ممکن است بستر پا گرفتن شايعات جديدتري هم باشد. در چنين شرايطي، اصرار و پا فشاري پرسپوليسيها بر اين باور غيرحرفهاي که «استقلال ميتواند برنده داربي بعد باشد» باور عامه را به سمتي سوق خواهد داد که گمان کنند قرار شده نتيجه داربي تهران از اين به بعد، نوبتي به نفع يکي از دو تيم تعيين شود! آيا واقعاً بزرگترهاي پرسپوليس نميدانند با مانور بيش از حد خود روي چنين گفتماني، تنها به اين دست حرف و حديثها و باورهاي غيرقابل اتکا دامن خواهند زد؟ آيا اگر داربي بعدي را استقلال از آن خود کرد، پرسپوليسيها با استناد به ادبيات امروز مسوولانشان در آن نتيجه تشکيک نخواهند کرد؟!
5 -حرفهاي، حرفهاي، حرفهاي... کاش اين تمناي «حرفهاي» بودن، از حوزه «حرف» بيرون ميآمد و کميرنگ و بوي «عمل» به خودش ميگرفت!
منبع ([Only registered and activated users can see links])
MoHaMad.Divar
10-02-2010, 11:45
اعلام حضور باشگاه پاس همدان در راهپيمايي 22 بهمن
باشگاه پاس همدان با انتشار بيانيهاي حضور خود در راهپيمايي 22 بهمن را اعلام كرد.
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرگزاري فارس، باشگاه پاس همدان در آستانه پيروزي سي و يكمين سال پيروزي انقلاب اسلامي حضور خود در راهپيمايي 22 بهمن را اعلام كرد.
در اين بيانيهاي آمده است: هم اينك كه انقلاب اسلامي ايران سي و يكمين بهار زندگي خود را تجربه ميكند و در آستانه يوم الله 22 بهمن سالگرد پيروزي انقلاب شكوهمند ايران قرار داريم، باشگاه پاس همدان نيز ضمن ابراز مجدد انزجار خود از آمريكاي جهان خوار، استعمار پير انگليس و رژيم غاصب اشغالگر قدس و محكوم كردن دخالت هاي اينان در امور داخلي كشورها و به ويژه ايران اسلامي و اعلام مجدد حمايتهاي همه جانبه خود از فرزند بر حق حيدر كرار و مقام عظمي ولايت كه تكيه گاه اصلي نظام جمهوري اسلامي ايران ميباشد حضور پر شور و پر رنگ خود را هم پا با مردم انقلابي همدان و هم دوش با جامعه ورزش استان اعلام مي دارد. ميعاد گاه تمام انقلابيون « راه پيمايي 22 بهمن »
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
10-02-2010, 21:41
تقويم فوتبال ايران در سال 89 و سه ماهه اول 90 اعلام شد
خبرگزاري فارس: رئيس سازمان ليگ تقويم فوتبال ايران را شامل رقابتهاي مختلف فوتبال در ردههاي سني مختلف ملي و باشگاهي اعلام كرد.
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرگزاري فارس، عزيز محمدي در پايان نشست هماهنگي سازمان ليگ و نمايندگان باشگاه ها، تقويم سازمان ليگ برتر را در سال 89 و سه ماهه اول سال 90 اعلام كرد.
اين تقويم شامل رقابت هاي بازيهاي آسيايي گوانگجو، رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا، روزهاي فيفا، رقابت هاي جام حذفي، رقابت هاي مقدماتي جام جهاني 2012، ليگ دهم، اردوهاي تداركاتي تيم ملي براي جام ملت هاي آسيا، رقابت هاي پلي آف رقابت هاي ليگ قهرمانان آسيا، مقدماتي المپيك 2012 ، دوره دوم رقابت هاي مقدماتي المپيك 2012 و.... است.
عزيز محمدي با اشاره به اينكه ليگ دهم از 8 مرداد 89 آغاز مي شود، ابراز اميدواري كرد ايران بتواند در سال هاي آينده سهميه ها را به صورت كامل و حداكثري در رقابت هاي ليگ قهرمانان آسيا دريافت كند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
MoHaMad.Divar
11-02-2010, 00:34
فدراسيون فوتبال در بيانيهاي اعلام كرد
حضور جامعه ورزش فوتبال در راهپيمايي 22 بهمن
خبرگزاري فارس: فدراسيون فوتبال ايران اعلام كرد جامعه ورزش فوتبال در راهپيمايي 22 بهمن حضور خواهد يافت.
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرگزاري فارس، فدراسيون فوتبال به مناسبت راهپيمايي باشكوه 22 بهمن بيانيه زير را صادر كرده است:
در آستانه جشن با شكوه سي و يكمين سالگشت پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي كه يادآور به بارنشيني سالها جهاد در راه خدا و مبارزه شبانه روزي آحاد ملت بزرگ و مسلمان ايران از كوچك و بزرگ گرفته تا دانشگاهيان و ورزشكاران، عليه استعمار بيگانگان و استبداد پهلوي است، فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران و جامعه فوتبال همانند هر سال و همپاي جامعه ورزشي در راهپيمايي يوم ا... 22 بهمن شركت خواهد كرد تا علاوه بر يادمان 22 بهمن 57 با آرمان هاي انقلاب و اهداف عاليه نظام مقدس جمهوري اسلامي بيعت كند و نشان دهد كه اين حركت بزرگ نشانگر مقاومت در برابر توطئههاي رنگارنگ استكبار جهاني و ايادي آنها است.
اتحاد و يكپارچگي ميان اقشار مختلف ملت ضرورت تاريخي امروز ايران است و آحاد مردم شريف و جامعه ورزش ايران اسلامي با درك اين حساسيت با شور و نشاطي خاص و درخور و قابل توجه در راهپيمايي 22 بهمن سال 1388 همگام با ملت عظيم الشان ايران اسلامي شركت خواهند كرد تا همراهي خود را به آرمانهاي انقلاب اسلامي ، بنيانگذار راحل آن امام امت و ادامه راه شهيدان و بيعت مجدّد با رهبر معظم انقلاب و ولي امر مسلمين عالم را اعلام كنند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
13-02-2010, 18:30
چاقوكشی، این بار در زمين فوتبال!
شكري افزود: در نيمه دوم اين ديدار داور مسابقه، به دليل سنگپراني و فحاشي تماشاگران ماهشهري، دو بار بازي را به مدت 35 دقيقه قطع كرد اما نميدانم چرا دوباره بازي را ادامه داد.
فارس؛ هفته دوازدهم رقابتهاي فوتبال ليگ دسته دوم كشور در حالي به پايان رسيد كه يكي از نادرترين اتفاقات فوتبال دنيا در ديدار تيمهاي شهرداري ماهشهر و گاز سرخس يعني چاقوكشي در ماهشهر به وقوع پيوست.
سرمربي تيم فوتبال گاز سرخس امروز درباره بازي اين هفته تيمش اظهار داشت: پس از اينكه اين ديدار با نتيجه يك بر صفر به سود تيم ماهشهر به پايان رسيد هواداران اين تيم به داخل زمين فوتبال هجوم ميآورند و علاوه بر ضرب و جرح بازيكنان تيم گاز سرخس يكي از آنها را با وارد آوردن ضربه چاقو روانه بيمارستان ماهشهر كردند.
رمضان شكري ادامه داد: پس از اينكه داور سوت پايان بازي را زد در حالي كه قصد ورود به رختكن را داشتيم با درب بسته آن روبهرو شديم، در همين حال هواداران ماهشهري با هجوم به داخل زمين مسابقه، بازيكنان تيم ما را با چوب، چماق، سنگ و درنهايت با چاقو مورد ضرب و جرح قرار دادند.
وي گفت: در پايان اين درگيري اميد كاتب به دليل وارد آمدن ضربه چاقو به سرش راهي بيمارستان شد و بقيه بازيكنان و كادر فني و حتي فيلمبردار باشگاه نيز با سر و دست بانداژ شده راهي سرخس شدند.
شكري افزود: در نيمه دوم اين ديدار داور مسابقه، به دليل سنگپراني و فحاشي تماشاگران ماهشهري، دو بار بازي را به مدت 35 دقيقه قطع كرد اما نميدانم چرا دوباره بازي را ادامه داد.
وي گفت: در حال حاضر بيشتر بازيكنان تيم ما به دليل شدت آسيبديدگي مصدوم هستند، به همين خاطر از فدراسيون فوتبال درخواست كرديم تا بازي روز سهشنبه ما مقابل هما را يك هفته به تأخير بياندازند، علاوه بر اين شكايتي را تنظيم كرديم و به مراجع قانوني تحويل ميدهيم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
22-02-2010, 11:55
خاطرات فوتبالى- از دوردست ها
قلبى شبيه نقشه ايران!
تاريخچه فوتبال ايران بدون «زمين قناسه» چهارصددستگاه ناقص است!
تاريخچه فوتبال ايران را از هر دوره و نقطه اى آغاز كنيم «زمين قناسه» چهارصددستگاه تكيه گاه و نقطه مركز پرگار خواهد بود. اين زمين از چنان جايگاه و پايگاهى برخوردار است كه با هر زبان و از دريچه هر نگاهى نمى شود آن را در حاشيه قرار داد و به عنوان زيرنويسى بر متن اصلى از آن ياد كرد. اغراق نيست اينكه گفته اند تاريخ فوتبال ايران از زمين خاكى و قناس چهارصددستگاه تهران شروع مى شود. همه اهالى فوتبال خاطره هاى تلخ و شيرينى از اين زمين خاكى دارند. همه غول هاى بزرگ و كوچكى كه روزگارى در اين زمين پا به توپ شده اند با لفظ خلاصه شده «زمين قناسه» از آن ياد مى كنند. خاطرات پرتب وتاب نوجوانى و جوانى اين قلم هم يك جورهايى به «زمين قناسه» وصل است.
يكى ، دو سالى بود كه از عين الدوله به يكى از خانه هاى سازمانى چهارصددستگاه كوچ كرده بوديم. شهرك كوچك و مدرنى در بال راست ميدان ژاله بود. مى گفتند همه جزئيات نقشه هاى مهندسى شهرك توسط آرشيتكت هاى آلمانى طراحى شده. حتى ساخت وساز خانه ها و ساختمان هاى خدماتى شهرك با نظارت مهندسان آلمانى و توسط عوامل ايرانى ساخته شده بود. برج منبع آب بلندترين ساختمان شهرك بود و با قرار گرفتن در بلندى آب را در لوله كشى خانه ها جارى مى كرد. شهركى كه امروز قدوقواره يك محله كوچك را دارد و در آن روزگار و در جغرافياى تهران كوچك اولين شهرك مدرن پايتخت به حساب مى آمد. بخش هاى وسيعى از تهران هنوز از شبكه هاى لوله كشى آب بى بهره بود. روشنايى برق هم هنوز مناطق محدودى از تهران را نورباران مى كرد و... چهارصددستگاه بر اساس الگوهاى شهرك سازى اروپايى در يك مدل كوچك و محدود ساخته شده بود. با امكانات خدمات شهرى متناسب براى ۴۰۰ خانوار متوسط. مدرسه، مسجد، فضاى سبز، ميدانگاهى، كتابخانه، پارك بازى بچه ها و محوطه حصاربندى كوچكى كه هرچه بود با مختصات اوليه يك زمين بازى فوتبال جور درنمى آمد. زمين قناسه درست در قلب محله قرار داشت. يك زمين كج وكوله خاكى و محصور ميان پرچين مشبكى از آجر و سيمان. ديوارى پلكانى كه با ارتفاع حدود يك متر به دروازه ورودى ضلع جنوب غربى وصل بود و تا اتصال به دروازه شمالى با ارتفاع گرفتن پله به پله به ۱۰۷سانت در فاصله هاى ۱۵مترى و به شكل پلكان ۲۰سانتيمتر ارتفاع مى گرفت و تا وصل شدن به دروازه شمالى، از داخل زمين ارتفاعى بيشتر از ۲متر پيدا مى كرد اما ارتفاع بيرونى ديوار در بلندترين نقطه از ۱۵۰ سانتى متر بلندتر نبود. در ۷ ۸، سالگى بدون ترس روى بلوك هاى سيمانى ديوار مى دويديم و هميشه متمايل به طرف بيرونى كه حداقل يك متر كوتاهتر از گودى داخل زمين بود. خزيدن درون شبكه هاى مكعبى شكل ديواره هم يكى ديگر از بازى هاى كودكى بود. روزنه هاى چهارگوشى كه با فاصله يك متر سرتاسر ديواره را شبكه شبكه كرده بود. زمين قناسه از بالاى پشت بام خانه هاى اطراف شباهت عجيب و آشكارى به نقشه جغرافيايى ايران داشت. مثل يك گربه تپل ،مپل كه ۲تا دروازه آهنى بزرگ در گلوگاه و پايين شكمش كار گذاشته بودند. تاريخچه فوتبال ايران را كه ورق بزنى زمين قناسه چهارصددستگاه نقش خاطره انگيز و بااهميتى در پرورش بزرگان فوتبال ايران دارد. دهها فوتباليست سرشناس از مهره هاى اصلى تيم ملى پرورش يافته اين زمين و اين محله بودند. زمين قناسه پيش از آنكه يك زمين تمرين مناسب فوتبال باشد يك «پاتوق» فوتبال بود. به جرأت مى توان گفت كه از نام آوران فوتبال ملى و باشگاه ايران كمتر بازيكنى را مى شود نام برد كه حداقل يكى، دو بار در اين زمين خاكى قناس پا به توپ نشده باشد . گروه پر شمارى از اين فوتباليست ها كه اصولاً ساكن چهارصددستگاه و محله هاى پيرامونى بودند اما از بازيكنان سرشناس محله هاى جنوب و غرب و مركز شهر هم همواره گروهى براى تمرين هاى دستگرمى و يا ديدار همقطاران تيم ملى و يا باشگاهى خود به اين پاتوق فوتبالى مى آمدند. ديدار نزديك فوتباليست هاى بزرگ يكى از خوش شانسى هاى نوجوانان
چهارصد دستگاه و محله هاى اطراف بود. زنگ هاى ورزش از مدرسه ريسه مان مى كردند. براى جست وخيز و ورزش در زمين جنوبى محله كه در ضلع جنوبى زمين قناسه قرار داشت. يكى زمين خاكى محصور مربع، مستطيل كه شباهت بيشترى به زمين فوتبال در ابعاد كوچك داشت اما پا به توپ شدن درون زمين قناسه و دويدن در محل تمرين تفريحى بزرگان فوتبال لذت ديگرى داشت كه شانسى هرازگاهى بود.قصه تقريباً مربوط به چهل واندى سال پيش است پس تعجبى ندارد كه از ميان ده ها نام بزرگ فقط
۱۰ ، ۱۵ نام آشنا به قاب حافظه سرك مى كشد. نام هايى مثل سيدمحمد صفى زاده كه بعدها رئيس فدراسيون فوتبال و مؤسس باشگاه كشاورز شد، عزيز اصلى، حسن حبيبى كاپيتان تيم ملى و پاس، پرويز قليچ خانى، همايون بهزادى، حميد شيرزادگان، مهدى لواسانى، فريبرز اسماعيلى، منوچهر حبيبى، گودرز حبيبى، جعفر كاشانى، على پروين، مناجاتى و ... شگفت زده از خيال پردازى هاى كودكى مى آمديم براى ديدن فوتباليستى كه بچه هاى مدرسه مى گفتند پاى چپش توقيف است! چون شوت هاى سهمناك و مرگبارى مى زند...! على پروين از زمين يخچال خيابان آهنگ و بهزادى از خيابان بهار و قليچ خانى از شهباز مى آمدند.
«زمين قناسه» چند سالى به كتابخانه و فضاى سبز و گويا يكى از شعبه هاى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان تبديل شد و در حال حاضر... نمى دانم... حدود ۲ دهه اى است كه سرى به محله نوجوانى ها نزده ام.
فكر كردم شروع تاريخچه زمين قناسه چهارصددستگاه مى تواند يك ايده و پى رنگ مضمونى براى برنامه هاى ورزشى تلويزيون و مستندسازان ورزشى باشد.كندوكاو در تاريخچه زمين قناسه كه بدون ترديد مهمترين - و چه بسا عجيب ترين! - نقطه جغرافيايى شكل گيرى و تكامل فوتبال ايرانى است.
زمين فراموش شده اى كه در دهه هاى ۴۰ و ۵۰ پرورش دهنده استخوانبندى اصلى تيم ملى فوتبال ايران بود. همان تيمى كه فوتبال اسرائيل را در شور و هيجان امجديه كوبيد و سوسك كرد!
صداى گرم و هيجان آفرين عطاء بهمنش از بلندگوهاى تلويزيون سيا ه وسفيد ۱۷ اينچ «سييرا» فضاى خانه را پر كرده بود. در بازى مهمى كه همه رؤياى
فرو پاشيدن غرور و خودخواهى فوتبال اسرائيل را داشتند. «...اشپيگل از چپ ... اشپيگل» اين نام فوتبالى و نام پله» به جهت سادگى تلفظ شايد اولين نام هايى بود كه در حافظه نوجوانى ام ثبت شده بود.حالا بچه محل هاى افتخارآفرين ما در غوغاى تا آن زمان بى نظير امجديه، «اشپيگل» و بازيكنان همراه تيمش را لوله كرده بودند. آن روز تهران از هيجان فوتبال به رقص درآمده بود. در حالى كه هنوز فوتبال به محبوب ترين ورزش كوچه و بازار تبديل نشده بود. ساختن يك برنامه و يا فيلم مستند فوتبالى از زمين قناسه چهارصددستگاه بى ترديد بخش ماندگارى از تاريخ فوتبال ايران را مقابل ديدگان نسل امروز و فردا قرار خواهد داد. براى آنكه بدانيم از كجا به كجا رسيده ايم و مقصد نهايى كجاست.هنوز بسيارى از شاهدان تاريخ فوتبال ايران حيات سربلندى دارند و مى توانند شرح دقيق ترى از تاريخچه فوتبال اين ديار ارائه دهند.از دورانى كه فوتبال ايران در امجديه، زمين شماره ۳ شهباز، زمين راه آهن، زمين شوش و ... خلاصه مى شد و «زمين قناسه» چهارصددستگاه قلب تپنده فوتبال ايران بود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
بررسی عملکرد تیم ملی فوتبال در سال 88
در جلسه اعضای کمیته فنی همچنین برنامه تیم های فوتبال بانوان کمتر از 15سال در کمپ تمرینی فیفا در روسیه و تیم فوتبال بانوان بزرگسالان کشورمان مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.
در آخرین نشست اعضای کمیته فنی فدراسیون فوتبال در سال جاری عملکرد تیم ملی فوتبال کشورمان در سال 88 مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.
به گزارش مهر، در این نشست که شنبه آینده با حضورعلی کفاشیان و مهدی تاج رئیس و نایب رئیس فدراسیون فوتبال در محل آکادمی فوتبال برگزارخواهد شد ، مسابقات تیم ملی فوتبال کشورمان در سال 88 بررسی می شود.
همچنین دراین نشست با توجه به در پیش بودن مسابقات جام ملتهای آسیا درسال جدید ، نقطه نظرات اعضای کمیته فنی برای حضور قدرتمند در این مسابقات مطرح خواهد شد.
در جلسه اعضای کمیته فنی همچنین برنامه تیم های فوتبال بانوان کمتر از 15سال در کمپ تمرینی فیفا در روسیه و تیم فوتبال بانوان بزرگسالان کشورمان مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.
نشست کمیته فنی فدراسیون فوتبال با حضور؛ عزیز محمدی (رئیس سازمان لیگ)، فریدون معینی (رئیس کمیته جوانان)، مرتضی محصص (رئیس کمیته آموزش)، احمد هاشمیان (رئیس کمیته پزشکی)، مربیان تیم های ملی شامل؛ افشین قطبی (سرمربی تیم ملی)، غلامحسین پیروانی (تیم امید)علی دوستی (تیم جوانان) و اعضای کمیته فنی تیم های ملی شامل؛ همایون بهزادی ، امیرحاج رضایی، بیژن ذوالفقارنسب، محمود یاوری، منصورابراهیم زاده، کریم باقری و هومن افاضلی برگزار خواهد شد.
saeed_cris
01-03-2010, 20:11
کاشانی بارها به من گفت حمید عجله نکن؛ اما به حرفش گوش ندادم
افشاگری جنجالی حمید استیلی درباره قطبی در وبلاگ مازیار ناظمی
روزی که پرسپولیس قهرمان شد کسی این حرفها را از من قبول نمیکرد و زمان چهره قطبی را فاش کرد.چهره واقعی قطبی از سال دومی که در پرسپولیس بود معلوم شد به عنوان نمونه وقتی آقای هدایتی رفت سراغش برای تمدید قرارداد با پرسپولیس، یکی از شرایط قطبی برای باشگاه، خرید نقاشیهای خانم کرهایش به قیمت 50 هزار یورو! (بیش از ۵۰ میلیون تومان) بود.
[Only registered and activated users can see links]"مازیار ناظمی" خبرنگار و گزارشگر رسانه ملی که این روزها به عنوان یکی از منتقدان سرسخت سرمربی تیم ملی در صف مخالفان افشین قطبی ایستاده، در جدیدترین مطلب خود که در وبلاگش منتشر کرده به سخنان حمید استیلی در خصوص افشین قطبی اشاره کرده و پردهای جدید از حقایق ناگفته در خصوص سرمربی فعلی تیم ملی را فاش کرده است.
به گزارش شبکه ایران، "مازیار ناظمی" که پیش از این بارها در خصوص عملکرد افشین قطبی انتقاداتی را در وبلاگ خود مطرح کرده بود، در جدیدترین مطلب خود به سخنان حمید استیلی درباره نحوه ورود افشین قطبی به ایران اشاره کرده است.
در این مطلب آمده است:«این اشکال ما ایرانیهاست تا یک نفر از خارج میآید خیلی او را میپسندیم مخصوصا یکی که فارسی و انگلیسی را با هم قاطی کنه میگیم از این آدم صادقتر دیگه نیست!... اینها گفتههای حمید استیلی مربی سابق پرسپولیس و دستیار افشین قطبی است.
حمید شنبه شب میهمان من در برنامه ورزش بدون ویرایش بود.وقتی بحث قطبی و فوتبال ایران پیش آمد، استیلی معتقد بود شاید بخشی از اشتباهات امروز قطبی به گردن من و کاشانی باشد که او را به عنوان سرمربی وارد فوتبال ایران و پرسپولیس کردیم.استیلی گفت:« قطبی را از طریق آقای پژمان نورزاد در آمریکا شناختیم و به ما گفت که او با مربیان نامداری کار کرده و فوتبال بینالمللی را میفهمد، بعد زمانی که در فرودگاه دوبی با قطبی مذاکره میکردیم و او مصر بود که تنها به عنوان سرمربی بیاید ایران ، من به رغم هشدارهای کاشانی که میگفت حمید عجله نکن ! قبول کردم چون فکر میکردم قطبی میتواند به پرسپولیس کمک کند.»
در بخش دیگری از مطلب جدید وبلاگ مازیار ناظمی آمده است:« سرمربی استیل آذین تهران از موارد مشکوک قطبی در فوتبال ایران هم یاد کرد و گفت: زمان مصطفوی قطبی شرط آوردن علی کریمی به پرسپولیس را جذب دی کارمویی دانست که الان در برزیل پرنده فروش است و یا اون بازیکن پاراگوئهای که دوران ما به تیم پرسپولیس آورد و یا همین الان کمکهای قطبی در تیم ملی یا در کار نقل و انتقال بازیکن هستند و یا بدون هیچ تعهدی تیم ملی را ول میکنند و به سراغ تیم دیگری میروند.من تعجب میکنم ما چرا چشمهایمان را بستیم ، این مسایل دارند با ما حرف میزنند!»
استیلی در جواب سوال ما که چرا امروز این حرفها را میزنید ، گفت: «روزی که پرسپولیس قهرمان شد کسی این حرفها را از من قبول نمیکرد و زمان چهره قطبی را فاش کرد.چهره واقعی قطبی از سال دومی که در پرسپولیس بود معلوم شد به عنوان نمونه وقتی آقای هدایتی رفت سراغش برای تمدید قرارداد با پرسپولیس، یکی از شرایط قطبی برای باشگاه، خرید نقاشیهای خانم کرهایش به قیمت 50 هزار یورو ! (بیش از ۵۰ میلیون تومان) بود.»
استیلی با یادآوری شرایط پرسپولیس در لیگ هفتم گفت: «زمانی که قطبی در پرسپولیس بود بیشتر حاشیهها را من و کاشانی جمع میکردیم و اگر شرایط تنها دست قطبی بود، در آخر فصل ده بازیکن هم در تیم نمیماند.»
استیلی درباره این موضوع که خود وی هم متهم به تحریک بازیکنان علیه قطبی در آن زمان بود میگوید: «خیالتان راحت باشد بازیکن جماعت حرف پیشش نمیماند و بعد از یکسال همه چیز را بر ملا میکند، بروید یک نفر را بیاورید که من او را در آن زمان بر علیه قطبی تحریک کرده باشم. من اندازه خودم را میدانم و نگاهی به جایگاه آقای قطبی در تیم ملی ندارم ولی میگویم قطبی به عنوان سرمربی تیم ملی از احساسات مردم به خوبی استفاده میکند و همه او را باور کردیم حتی رسانهها، ولی دیدیم که شعارهای او درست نبود و امروز دیگر قطبی وعده قهرمانی و فتح جام ملتهای آسیا را نمیدهد.....نکته جالب گفت وگوی ما با حمید استیلی این بود که میگفت هیچ وقت این حرفها در هیچ کجا در مورد قطبی نگفته بودم ولی یک وقت دیدی عمر ما کفاف نداد و این حقایق در مورد قطبی بازگو نشد!»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
مایلی کهن: فردوسیپور "شومن کبیر" است
سرمربی تیم فوتبال سایپا با انتقاد از رویه برنامههای ورزشی سیما، عملکرد عادل فردوسی پور را زیر سوال برد و با حمله و طرح اتهاماتی علیه وی گفت: او یک "شومن کبیر" است که بدون تخصص ورزشی با شخصیت افراد بازی میکند.
محمدمایلی کهن پس از شکست 4 بر 3 عصر شنبه تیمش برابر استیل آذین در جمع خبرنگاران با بیان این مطلب گفت: هر وقت من در خصوص مسائل مختلف صحبت می کنم صحبت هایم سانسور شده و از شبکه های مختلف پخش نمی شود. آنها هر آنچه خودشان دوست دارند به تصویر می کشند و با بریدن ابتدا و انتهای صحبت هایم باعث می شوند منظور من کامل بیان نشود.
وی با بیان اینکه 28 هفته است به احترام خبرنگاران حتی پس از باخت تیمم در نشست خبری شرکت می کنم اظهار داشت: متاسفانه در هیچ رسانه ای صحبت هایم به صورت کامل منتشر نشده حتی شو تلویزیونی 90 که "شومن کبیر" است، عادل فردوسی پور مجری این برنامه بر اساس علایق سیاسی و حتی جدیدا اقتصادی صحبت ها را منعکس می کند. او سعی می کند در برنامه اش همه را به نوعی تخریب کند.
سرمربی تیم سایپا در ادامه انتقاداتش از برنامه 90 تاکید کرد: فردوسی پور به نوعی همه را تخریب می کند. او این کار را در حالی انجام می دهد که هیچ تخصصی نداشته و حتی مدرک تحصیلی ورزشی هم ندارد ولی در این برنامه همه را تخریب می کند.
وی افزود: در مقطقی فردوسی پور تیم تراکتورسازی و آذری زبان ها را زیر سئوال برد و وقتی با مقابله به مثل آنها مواجه شد یک برنامه تلویزیون دیگر ساخت و با سیاه نمایی و مرثیه سرایی از خودش دفاع کرد. من نمی دانم آقای ضرغامی چگونه اجازه می دهند که در یک برنامه تا به این شکل شخصیت افراد را تخریب کنند.
مایلی کهن ادامه داد: من یک بار در خصوص روزنامه همشهری صحبت کردم ولی صحبت هایم منتشر نشد . یک فرد باید کجا صحبت کند تا مسئولان صدایش را بشنوند. سازمان این شو تلویزیون را تحریم کرد و آنها علیه سازمان تربیت بدنی هم برنامه ساختند.
وی ادامه داد: وقتی سرمربی تیم ملی شدم به احترام ایشان نیم ساعت پس از دریافت حکم به برنامه 90 رفتم اما در این برنامه به نظر همه تماشاگران او چون از من شکست خورد خواست تلافی کند. حتی زمانی که سرمربی تیم ملی بودم در مقابل فرزندم تماشاگران به من اهانت کردند فردوسی پور هیچ تصویری از آنها پخش نکرد و حتی این موضوع را هم نگفت که چرا تماشاگران علیه سرمربی تیم ملی شعار می دهند.
مایلی کهن با تاکید بر اینکه فردوسی پور در برنامه اش شخصیت آدمها را زیر سئوال می برد گفت: وی یک بار از مدیر عامل باشگاه سایپا در برنامه پرسید آیا شما خواهرزاده فلانی هستید و یک بار هم به آقای زمان مدیرعامل باشگاه ابومسلم گفت به شما دکتر بگوییم یا نه. این مسائل چیزی جز تحقیر شخصیت آدمها نیست.
وی در ادامه صحبت هایش در مورد دیدار با استیل آذین اظهار داشت: ما از این تیم شناخت داشتیم و خیلی خوب مقابل آنها بازی کردیم اما متاسفانه داور مسابقه را خراب کرد و اجازه نداد دو تیم نمایش زیبای خود را ادامه دهند.
سرمربی تیم فوتبال سایپا با بیان اینکه به تیم استیل آذین احترام می گذارم و به خاطر این پیروزی به همه آنها تبریک می گویم افزود: ما باختیم اما فوتبال بدی را ارائه ندادیم و حتی زمانی که دو تیم 10 نفره شدند و بی جهت ایوبی بازیکنان ما اخراج شد خصوصا در نیمه دوم تمام جریان بازی در اختیار ما بود اما کم تجربگی باعث شد این دیدار را به حریف واگذار کنیم.
مایلی کهن ادامه داد: ما حتی بازی 3 بر یک باخته را به تساوی کشاندیم اما گل چهارم را خیلی راحت دریافت کردیم. در این دیدار بازیکنانم تا آخرین دقایق فوتبال خوبی را ارائه دادند و از تک تک آنها تشکر می کنم.
وی در خصوص برخوردش با علی کریمی گفت: به هرحال خطایی شده و داور باید در خصوص این خطا تصمیم گیری کند کسی حق ندارد به بازیکن ما حمله ور شود. بازیکن من خطا کرد ولی به کسی حمله ور نشد.
وی در خصوص صحبت های علی پروین که گفته است مایلی کهن در این مدت عصبانی تر شده است تاکید کرد: من به صحبت های ایشان احترام می گذارم اما واقعیت امر این است اکثر مربیانی که تیمهایشان می بازند در نشست خبری شرکت نمی کنند البته عصبانیت من بیش از دیگران بزرگ می شود.
وی در خصوص اینکه آیا سایپا می تواند در لیگ برتر بماند گفت: امیدوارم تیم را در لیگ نگه داریم. البته آرزو می کنم فوتبال در هفته های پایانی فوتبال اصل جوانمردانه خود را از دست ندهد و نتایج مسابقات در داخل زمین مشخص شود.
مایلی کهن در مورد عصبانیتش در این دیدار تاکید کرد: من همیشه قبول می کنم اشتباه کرده ام و شهامت بیان آن را دارم اما حق تیمم خورده شده بود و من به آن اعتراض کردم. ضمن اینکه علاوه بر اعتراضم به عملکرد داور که بسیار از سوت زدن های آن ناراحت بودم تیم را برای آن بیرون کشیدم که بازیکنانم با گرفتن کارت قرمز و یا زرد بازیهای حساس آینده را از دست ندهند.
سرمربی تیم فوتبال سایپا افزود: اگر من اخراج شوم می توانم از روی سکو تیم را هدایت کنم ولی از دست دادن بازیکنان می تواند در عملکرد آینده ما تاثیرگذار باشد.
وی در پایان سخنان خود با انتقاد از برنامه ورزش از نگاه 2 تاکید کرد: من از دیدن این برنامه جهت دار بسیار متاسفم چرا باید در این برنامه مطرح شود بازیکنی لژیونر که با تشخیص مربی تعویض می شود روی عملکرد آینده اش تاثیر می گذارد. متاسفانه در حال حاضر امیال شخصی در صدا و سیما و برنامه ورزشی اعمال می شود.
سرمربی تیم فوتبال سایپا افزود: من هم بارها از عملکرد قطبی انتقاد کردم اما آیا قرار دادن یک لژیونر مقابل مربی تیم ملی جهت دار نیست؟
مایلی کهن در پایان گفت: من وقتی اشتباه می کنم با صراحت آن را می پذیرم هیچ وقت نگفتم اشتباه نکرده ام و همه چیز را از دریچه برد و باخت نگاه نمی کنم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
اعتراض دروازه بان استیل آذین به تماشاگران تبریزی
نشاط جو:با نور لیزر نمی گذاشتند توپ را ببینم
[Only registered and activated users can see links]
خبرگزاری فوتبال ایران - دروازه بان تیم فوتبال استیل آذین تهران گفت: در طول 90 دقیقه بازی ومخصوصا در صحنه گل اول تراکتور سازی چشمهایم چیزی را نمی دید.
حمید نشاط جو در گفتگویی باسایت رسمی باشگاه استیل اذین تهران درباره اتفاقات بازی با تراکتور سازی تبریز که منجر به اعتراض های مکرر او در حاشیه بازی شد اظهار داشت: پس از گذشت چند صحنه متوجه شدم که بعضی از تماشاگران نور لیزر را به سمت چشم هایم می اندازند و نمی گذارند چیزی را ببینم. *بازی مقابل تراکتور سازی را چگونه دیدید ؟ متاسفانه بر اثر یک غافلگیری و بر روی کار بسیار زشت برخی از تماشاگر نماها در ورزشگاه گل اول را خوردیم ولی زود به خودمان امدیم که نتیجه را به تساوی کشاندیم. *فکر می کنی پنالتی دقیقه 90 به درستی گرفته شد؟ حرف اصلی من برروی گل دوم تراکتور سازی است در صحنه ای که جاسم کرار به خوبی افشاریان را فریب داد. همه دیدند که من اول توپ را زدم ومتاسفانه جاسم کرار عمدا خودش را به من کوبید .این مهاجم در طول بازی ماموریت داشت که سعی کند داور را فریب بدهد و پنالتی بگیرد. *مثل اینکه به بعضی از تماشاگران هم اعتراض داشتی. در طول 90 دقیقه بازی ومخصوصا در هنگام گل اول چشمهایم در ورزشگاه یادگار امام هیچ چیزی را نمی دید. خیال کردم که فشارم در طول بازی افتاده است اما پس از لحظه ای که دقت کردم متوجه شدم که وقتی حریف برروی در وازه ما ظاهر می شود این اتفاق می افتد. پس از گذشت چند صحنه متوجه شدم که بعضی از تماشاگران نور لیزر را به سمت چشم هایم می اندازند و نمی گذارند چیزی را ببینم. متاسفانه همه در پاسخ به اعتراض من می گفتند بازی را ادامه بده. *از کدام طرف جایگاه بود ؟ جالب این است که حتی در نیمه دوم هم جای خودشان را عوض کرده بودند وباز دست از سر من بر نمی داشتند.عکس این اتفاق گرفته شده است ومن امیدوارم به این موضوع زشت رسیدگی شود تا شاهد این صحنه ها در فوتبال نباشیم. *فکر می کنی شکست در این بازی حق شما بود؟ خیر حداقل با نبود بازیکن بزرگی مثل کریمی شایسته تساوی بودیم اما به تراکتور سازی یک برد هدیه داده شد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
برای نیکبخت واحدی؛ تو خودکشی کردی پسر!
1)عكس برگردانها را از لاي دفترچه گل منگلي خاطراتت بردار و پاره كن. آن پوستر قدي را هم از روي ديوار بردار. طرف خودش نخواست قاب ديوار بماند. خودش نخواست برايش دوباره دست بزنيم و هورا بكشيم. نخواست ديگر. ما چه كار كنيم؟ ديگر به ما مربوط نيست. خودش با دست خودش نيكبختواحدي را حلقآويز كرد و خلاص!
2) چند روز پيش بود كه نوشتيم ستاره مُرد. حالا حرفمان را پس ميگيريم. ستاره نمُرد. خودكشي كرد. آخرين پرده اجراي عليرضا نيكبخت واحدي اخراج بود تا به اين ترتيب قصه بچه مشهد تمام شود. در كودكي و نوجوانياش خاطرات فراواني از شلوارهاي چند پيله و پيراهن ساده دكمهدار ديده ميشود. شلوارهايي كه با به اوج رسيدن علي نيكي براي هميشه محو شدند و رفتند. حتي ديگر دوست نداشت كسي در موردشان صحبت كند. شد يك عليرضا نيكبخت واحدي ديگر. پسرك سادهپوش ديروز، هر روز را به مثابه يك شوي لباسهاي ماركدار ميديد كه تمامي ندارند. اشكالي نداشت. اگر در اوج ميماند اشكالي نداشت. اگر آن شلوارهاي گاباردين و شش پيله را فراموش نميكرد اشكالي نداشت.
ولي در اوج نماند و فراموش كرد، براي همين سراپا اشكال بود. اخبار حاشيهاي فراواني از او به گوش ميرسيد ولي طرفدارانش آنقدر غرق در كاريزماي جوانپسند آقاي ستاره بودند كه نميدانستند با تشويقها، با خندههاي زير زيركي پشت چراغ قرمز و با بازي چشمان بازيگوش نميتوانند حيات او را تضمين كنند.
اصلا اين خود دعوت به مرگ بود. بچه مشهد هم استقبال كرد. با آغوش باز استقبال كرد و از همان زمان، لحظه خودكشي نزديك و نزديكتر شد تا رسيد به 48 ساعت پيش و حكم باشگاه استيلآذين؛«تو اخراجي پسر. خداحافظ»
3) آينده ستاره ديروز سخت مبهم است. كدهاي روشني وجود ندارند. شايد به تيمي ليگ يكي پناه ببرد و شروع به مصاحبه كند؛ «ميخواهم ثابت كنم تمام نشدهام. براي همين دوباره از همين الان شروع ميكنم تا همه بفهمند نيكبخت هنوز هم يك ستاره است.»
شايد هم يك تيم ليگ برتري، به فكر لفت و ليس ته ماندههاي شهرت و جذابيت عليرضا نزد برخي مخاطبان باشد و تصميم بگيرد با اسم او بر رسم خود بيفزايد. اما بهتر است هيچكدام را جدي نگيريم. او تمام شده است و ديگر راه روشني براي تولد دوباره ديده نميشود. هيچ راه روشني. در اوج كنار گذاشته نشد تا حداقل خاطرهاي يا مطالبهاي از سوي افكار عمومي شكل گيرد و به عنصري براي فشار در راستاي احياي دوباره او تبديل شود. متاسفيم. ولي اين پسر ديگر براي كمتر كسي اهميت دارد. هر چند هنوز ميتواند در خيابانها بگردد و لذت ببرد از اينكه با انگشت نشانش ميدهند ولي كافي است كمي گوشهايش تيز باشد. زمزمهها را ميشنوي؛ «نيگا! اين همون پسره، نيكبخته كه يه روز ستاره بود» خندههاي زيرزيركي و چشمان بازيگوش تا مدتي ديگر نيز خواهند بود ولي اين خندهها هم پسمانده نگاههاي جذاب گذشته هستند و ديگر هيچ. واقعا ديگر هيچ.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
16-03-2010, 14:54
[Only registered and activated users can see links]
صحبت با مربیان خارجی به صورت صریح از سوی رییس فدراسیون تکذیب نمیشود. فاز اول قرارداد قطبی تمام شده و فدراسیون تا مرحله نهایی جام ملتها تقریبا 10 ماه زمان دارد. همه اینها و آنچه از گوشه و کنار و از زبان بعضی از مسوولان فدراسیون شنیده میشود، این نتیجه را دارد که فدراسیون میخواهد در تعطیلات امسال هم خیلی بیکار نباشد. گویا فدراسیون دنبال این است که عیدی را برای نوروز 89 دست و پا کند ...
شبکه ایران - تعطیلات نوروز که نزدیک میشود، معمولا همه به دنبال این هستند که چند روزی دور از همه دغدغههای روزمره، استراحت کنند اما انگار در فدراسیون فوتبال، نوروز معنای دیگری دارد. فدراسیوننشینها در دورههای مختلف نشان دادهاند از بازخورد تصمیمهایشان در جامعه و رسانهها ترس دارند، برای همین ترجیح میدهند از بستری که نوروز و تعطیلاتش برایشان فراهم میکند، بهترین استفاده را ببرند.
بین خودشان هم اینطور باب کردهاند که تصمیمهای اساسی را در این تعطیلات میگیرند و اجرا میکنند. انگار که مسوولان فدراسیون دلشان نمیآید اهالی فوتبال را از عیدی بی نصیب بگذارند. یک سال نوبت برانکو بود و حرف و حدیثهایی درباره رفتنش. یک سال هم حرف از سیموئز بود و حضور در فدراسیون. نامهای دیگری هم در تعطیلات نوروز آمدند و رفتند تا همین پارسال که درست در تعطیلات عید، علی دایی مجبور به رفتن شد. حکم به نام مایلی کهن خورد تا اینکه بیانیهها کار دست مربی تیم ملی داد و او مجبور شد استعفایی را بنویسد که مسوولان فدراسیون را خیلی خوشحال کرد. بعد هم قطبی آمد و در روزهای ابتدایی سال تیم ملی را به دست گرفت که هزار و یک اتفاق و حاشیه به همراه داشت. حالا خیلی مهم نیست که در این مدت چه اتفاقی افتاد اما مهم این است که دوباره روزهای پایانی سال شده. اگر بخواهیم خوشبین باشیم و باور نکنیم که یکی از مسوولان فدراسیون به ترکیه سفر کرده و رییس فدراسیون درباره ماندن قطبی حرفهای دوپهلو میزند اما به رسم عادت شرطی شدهایم و به رسم همین شرطی شدن منتظر هستیم.
عملکرد فدراسیون فوتبال در چند سال اخیر ثابت میکند که تصمیمگیران فدراسیون (حالا فرق نمیکند چه گروهی و از چه طیفی باشند) در روزهای شروع سال به فکر پوستاندازی فدراسیونشان میافتند و چه راهی بهتر از تعویض مربی.
***
یکی دو روز دیگر اکثر روزنامهها برای دو هفته تعطیل میشوند و فضای مناسبی فراهم است تا فدراسیون هر تصمیمی که میخواهد را عملی کند. این روزها خبرهایی هم شنیده میشود که ثابت میکند فدراسیوننشینها هم خیلی آرام و قرار ندارند.
صحبت با مربیان خارجی به صورت صریح از سوی رییس فدراسیون تکذیب نمیشود. فاز اول قرارداد قطبی تمام شده و فدراسیون تا مرحله نهایی جام ملتها تقریبا 10 ماه زمان دارد. همه اینها و آنچه از گوشه و کنار و از زبان بعضی از مسوولان فدراسیون شنیده میشود، این نتیجه را دارد که فدراسیون میخواهد در تعطیلات امسال هم خیلی بیکار نباشد. گویا فدراسیون دنبال این است که عیدی را برای نوروز 89 دست و پا کند ...
مردانی که در تعطیلات به فوتبال اروپا آمدند
معمولا تعطیلات برای تیمهایی که میخواهند دستی به سر و روی نیمکت خود بکشند، یک موهبت است.
رسانهها- به ویژه روزنامهها- دورهای راکد و آرام را میگذرانند و خیلی از مخاطبان هم با فرا رسیدن فصل تعطیلات- کمی- از حوادث دور میمانند. نتیجه این میشود که به دور از هیاهو و جنجال رسانهای و در آرامش کامل میتوان دست به کار شد. برای نمونه رئال مادرید در این کار سابقهای طولانی دارد. مثلا غول مادریدی در ژانویه 1996 (یعنی همان ماه اول سال) تصمیم گرفت خورخه والدانوی معروف را- که اکنون مدیر باشگاه شده- بر دارد و سکان هدایت تیم را موقتا به ویسنته دل بوسکه بسپارد. دل بوسکه چند روزی رتق و فتق امور را در دست داشت تا این سمت را به آرسینیو ایگلسیاس بسپارد.
مشابه این اتفاق در هزاره جدید هم افتاده، وقتی روز سیام دسامبر 2004 (2 روز مانده به سال جدید) ماریانو گارسیارمون را کنار گذاشتند و واندرلی لوکزامبورگو را به عنوان سکاندار جدید تیم انتخاب کردند. مشابه این روند در بارسلونا هم اتفاق افتاده که معروفترین آنها به قضیه اخراج لوییز فان گال برمیگردد. مربی هلندی در دومین دوره حضورش در بارسا ناموفق بود و در ژانویه 2003 تیم را در پایین جدول تحویل داد و رفت. جانشیناش هم رادومیر آنتیچ معروف بود که تیم را در رده پانزهم تحویل گرفت و فصل را با مقام ششم تمام کرد. آنتیچ این روزها مربی صربستان است و توانست در دور مقدماتی جام جهانی در گروهی که فرانسه و رومانی را هم در برداشت، به عنوان تیم اول مستقیم به جام جهانی برود. منچسترسیتی هم همین امسال طاقت نیاورد تا پایان فصل صبر کند و در آستانه سال نو میلادی یک عیدی گران و جذاب به روبرتو مانچینی داد. سیتی 12 روز مانده به پایان 2009 مانچینی ایتالیایی را جانشین مارک هیوز ولزی کرد. البته هیوز بد نتیجه نگرفته بود ولی مالکان ثروتمند سیتی دنبال نتایج بسیار بهتری بودند و تصمیم گرفتند مانچینی را که همراه اینتر قهرمان ایتالیا شده بود و شهرت خوبی هم داشت، به خدمت بگیرند. با همه اینها در مورد تغییر و تحولات باشگاهی این نکته صادق است که ژانویه (دی) در کشاکش رقابتها است و تغییر و تحول در آن طبیعیتر است تا تیمهای ملی.
در حقیقت معمولا مربیان ملی که در تعطیلات سال نو هدایت یک تیم را در دست گرفتهاند، حسابی کامیاب بودهاند، یا دست کم در مورد این 2 مثال اینگونه است، 2 مثال بسیار سرشناس.
انگلیس به کمک استیون مک لارن حتی به یورو 2008 هم راه پیدا نکرد، بنابر این تصمیم گرفت نیمکت تیم را به یک مربی مطرح بسپارد. پس از بررسی گزینههای گوناگون انگلیسیها با فابیو کاپلو به توافق رسیدند و حدود 2 هفته مانده به سال 2008 با او قرارداد بستند. مربی ایتالیایی هفتم ژانویه کارش را شروع کرد و در دور مقدماتی جام جهانی 2010 درخشان نتیجه گرفت، تا جایی که اکنون از تیم او به عنوان یکی از مدعیان اصلی فتح جام یاد میشود.
شاید در این جمع، موفقتر از همه، گاس هیدینک هلندی باشد. کره جنوبی در حالی میزبان جام جهانی 2002 بود که پیشتر، 5 دوره پیاپی به جام جهانی صعد کرده بود ولی حتی یک برد هم نصیبش نشده بود. کره برای اینکه در خانه خوب نتیجه بگیرد، دست یاری به سوی یک مربی کارکشته دراز کرد؛ گاس هیدینک. او روز اول سال 2001 به عنوان مربی این تیم شرقی مشغول به کار شد و از کره مجموعهای ساخت که تا نیمه نهایی جام جهانی 2002 پیش رفت. هیدینک بعدتر با متحول کردن استرالیا و روسیه هم نشان داد که یک مربی خوب میتواند چه تاثیر شگرفی بر یک تیم بگذارد، چه در تعطیلات سال نو انتخاب شده باشد و چه هر زمان دیگری، به شرط اینکه فرصت کافی داشته باشد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
17-03-2010, 20:56
مازیار ناظمی در آخرین یادداشتش در نقد علی دایی نوشت: باور نمیکنی وقتی خبر تهدید اسطوره فوتبال را از کشورش به فیفا می خوانی، باور نمیکنی وقتی می شنوی اسطوره ای که میلیاردی سرمایه های مادی و معنوی ورزش این کشور به پایش ریخته شده، از فدراسیون فوتبال کشورش غرامت می خواهد!
البته اگر مثل همیشه او بیشتر از همه نداند و معني غرامت را فهمیده باشیم، درست مثل همان روزهایی که سرمربی بود و اگر نقدش میکردند، سوال میکرد شما اول تاکتیک را برای من تعریف کن! ... صحبت از غرامت و خسارت است و پافشاری اسطوره بر دریافت آن بدون دخالت مقامات فیفا، خیلی دلم می خواهد اسطوره کمی هم به خسارتهای ما و این فوتبال فکر کند، زمانی که در جام جهانی آلمان، به رغم آماده نبودن در تیم ماند و پیش آمد آنچه دیدید! ، زمانی که سالها در نوک حمله تیم ملی ماند تا بهترین استعدادهای فوتبال این کشور پشت در لابی او با خدا!
بمانند و هی گل بزند تا برسد به مرز صد و بیشتر، زمانی که قطبی در شیراز با خبر سرمربیگری تیم ملی دور خداحافظی می زد! و او در تهران بر صندلی سرمربیگری راحت نشسته بود، زمانی که عالم و آدم از او خواستند بابا از خر شیطان بیا پایین و ستاره ها را نسوزان!
ولی کجا بود آن گوش شنوا، زمانی که هرچه خواست بر فدراسیون و فوتبال ملی حکم کرد و همه لاجرم پذیرفتند از لباس تیم ملی تا.... ، زمانی که در خود همین تهران و جلوی صد هزار تا به عربستان باخت و گفت امروز اسطوره نباخته، تیم ملی باخته؟! .... گفتی میروی و روزی حقایق را می گویی ولی تا الان که نگفتی و هرچه هم گفتی کمکی نکرد، اگر هم گفتی این فدراسیون توان برکناری اسطوره را نداشت که خود جای سوال بیشمار است.
پس چرا باید امروز تاوان این انتخاب تحميلي را بدهد آنهم از جیب مردم ... اسطوره این مردم خیلی بزرگوارند که از خیر غرامت ناکامی شان در دو دوره جام جهانی که تو مستقیم و غیر مستقیم در آن نقش داشتی گذشته اند و هم هنوز تو را در نظر سنجی ها بهترین می دانند، پس بیا کرامت و گذشت را از انها بیاموز، اسطوره کوتاه بیا و خاطرات خوبت را از ما نگیر .
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
01-04-2010, 14:32
همین امروزهم تیم پانزدهم جدول لیگ برتر ایران در عرصه رقابتهای آسیایی با بزرگان آسیا هماوردی می کند و تیمی مثل ذوب اهن با ابراهیم زاده که یک مربی وطنی است و بازکنانی کم اسم و رسم دار از پس تیمی بر می اید که سرمربی اش توانسته با برزیل قهرمان جام جهانی شود
[Only registered and activated users can see links]
ایلنا: سال 1389 در حالی آغاز شده و به نیمه های اولین ماه بهاری خود رسیده که ورزش ایران از اولین روزهای این سال جدید در تکاپو و تلاشی مضاعف بود و در حقیقت ورزش ما و به خصوص تیم های فوتبال باشگاهی ایران هرگز از حرکت نایستادند و اتفاقا بر خلاف سال گذشته امسال را فوتبال ایران به نسبت بهتر از سال گذشته آغاز کرد.
نمایندگان فوتبال ایران در اولین روزهای سال جدید نمایشی راضی کننده داشتند و به خصوص استقلال یکی از پر طرفدارترین تیم های ایرانی حاضر در لیگ قهرمانان آسیا و یکی از پر افتخارترین تیم های قاره در نخستین روزهای سال جدید با یک پیروزی دلچسب در ورزشگاه ازادی عیدی خوبی را به هواداران فوتبال ایران داد تا استقلال ثابت کند که روند خوبی در آسیا در پیش گرفته است.
اگر چه سپاهان ، تیم پر طمطراق لیگ برتر در روز سوم فروردین ماه با شکست در برابر نماینده ازبکستان کام هواداران را تلخ کرد اما دو دیگر نماینده ما یعنی ذوب آهن و مس کرمان هم مانند استقلال آبروداری کردند و بازیهای خود در هفته دوم از مرحله برگشت را هم طی روزهای گذشته با موفقیت سپری کردند که مهمترین اتفاق را شب گذشته سپاهان اصفهان در فولاد شهر و برابر پاختاکور رقم زد تا با پیروزی بر این حریف ازبک خود پس از دو تساوی و یک شکست صاحب یک پیروزی ارزشمند شود و با 5 امتیاز روزنه امیدی برای صعود به مرحله بعدی به رویش باز باشد.
ناکامی های سپاهان در لیگ قهرمانان اگر چه با پیروزی برابر پاختاکور تا حدودی به فراموشی سپرده شد اما باید بپذیریم که سپاهان و قلعه نویی بر خلاف لیگ ایران قوائد بازی در لیگ قهرمانان را به خوبی لیگ برتر نمی دانند و در حالی که تصور می شد سپاهان با مجموعه بازیکنان و نیروها و امکانات و کادر فنی که در اختیار دارد عنوان موفق ترین تیم ایرانی حاضر در لیگ قهرمانان را از آن خود کند اما روند بازیهای این تیم تا به امروز حکایت دیگری را به اثبات رسانده که آن هم بازیهای کم فروغ و نا امید کننده سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا تا به امروز است. با این وجود سپاهان باید در دو بازی آینده خود در مرحله مقدماتی از نام و اعتبار خود دفاع کند و اگر می خواهد همچنان یکی از تیم های مدعی لیگ قهرمانان باشد چاره ایی جز کسب هر 6 امتیاز از دو دیدار باقی مانده را ندارد.
برخلاف سپاهان باید به ذوب آهن اشاره کرد که بدون ستاره های اسم و رسم دار با یک تیم واقعی که به قول ابراهیم زاده تیمش ستاره است و نه تیمی پر ستاره تا به اینجا دست به کاری زده که تصورش تا پیش از این غیر ممکن می نمود که مهمترین آن شکست دادن بنیادکار ازبکستان با اسکولاری و ریوالدو در خانه حریف بود که بواقع اتفاق بزرگ این هفته لیگ قهرمانان آسیا لقب گرفت.
ذوب آهن با این استراتژی که بازیکنان را در قالب یک تیم ستاره در اختیار گرفته و همه در خدمت تیم هستند می خواهد نمایی از یک فوتبال دسته جمعی و گروهی را به رخ آسیایی ها بکشد و با همین تفکر اگر هوشیارانه عمل کند می تواند یکی از مدعیان حاضر در مراحل نهایی لیگ قهرمانان باشد.
مس کرمان اما حکایتی عجیب و غریب دارد. این تیم که در لیگ برتر برای بقا می جنگد در لیگ قهرمانان درخششی خیره کننده داشته و تا به اینجای کار خود را در حد یک مدعی نشان داده است و اگر چه نباید انتظار زیادی از این تیم داشت اما لوکابوناچیچ سرمربی این تیم نشان داد که می تواند با استفاده از تجربیات بالایش در لیگ قهرمانان آسیا حرفهایی برای گفتن داشته باشد.
اما اگر بخواهیم یک نتیجه گیری کلی از 4 نماینده ایران در لیگ قهرمانان تا به اینجای کار داشته باشیم باید اذعان کنیم که توان و پتانسیل فوتبال ایران با همین وضعیت به مراتب بیش از بسیاری از کشورهای آسیایی است و اگر ما بتوانیم باشگاههای بزرگ خود را به لحاظ مالی به خوبی تامین کنیم و بازیکنان مطرح جهان را که دارای کیفیت بالاتری نسبت به فوتبالیست های آسیایی هستند را به خدمت بگیریم و در مدیریت خود تجدید نظری کلی داشته باشیم بار دیگر به سکوهای اول آسیا در رده باشگاهی و ملی دست خواهیم یافت چه اینکه همین امروزهم تیم پانزدهم جدول لیگ برتر ایران در عرصه رقابتهای آسیایی با بزرگان آسیا هماوردی می کند و تیمی مثل ذوب اهن با ابراهیم زاده که یک مربی وطنی است و بازکنانی کم اسم و رسم دار از پس تیمی بر می اید که سرمربی اش توانسته با برزیل قهرمان جام جهانی شود و جمعی از بزرگان فوتبال جهان را به خدمت بگیرد که این ها همه بیانگر پتانسیل بالای فوتبال ایران است که متاسفانه از آن به خوبی استفاده نمی شود.
با وجود اینکه این موفقیت ها باعث امیدواری های فوتبال ایران شده اما به اعتقاد کارشناسان داخلی تیم های ایرانی هنوز هم توان قهرمانی در لیگ قهرمانان را ندارند چه اینکه حتی در صورت صعود از مراحل مقدماتی و حذفی در مراحل نهایی باید به مصاف نمایندگان فوتبال حرفه ایی کره و ژاپن بروند که برابری با آنها کار بسیار دشواری است با این وجود تا به اینجا ما در لیگ قهرمانان آسیا شرایطی بهتر از فصل گذشته داشته ایم اما اگر می خواهیم در سطح بالای آسیا بدرخشیم باید در برنامه ریزی، مدیریت، سرمایه گذاری، جذب مربیان با کلاس و بازیکنان با کیفیت در باشگاه های خود تجدید نظر کنیم در غیر اینصورت همواره در بر همین پاشنه خواهد چرخید که تنها صعود از مرحله مقدماتی ما را راضی و خرسند کند.
در هر حال با اجرایی شدن اصل 44 قانون اساسی سازمان تربیت بدنی می تواند با استفاده از یک برنامه ریزی درست و اصولی ابتدا از دو سه باشگاه ریشه دار و با اصالت کار را آغاز کند و آنها را به صورت تمام حرفه ایی در آورد تا این ها در ادامه الگویی باشند برای سایر باشگاهها چه اینکه نمی توان انتظار داشت که به یک باره هر 18 باشگاه لیگ برتری ما از هر نظر تکمیل و مجهز باشند اما اگر الگویی صحیح را در دو یا سه باشگاه ریشه دار مایه دار از همه لحاظ پیاده کنیم یقینا سایر باشگاه ها نیز در ادامه بر همین منوال حرکت خواهند کرد تا فوتبال ما یک جهش همه جانبه را در دو سه سال آینده تجربه کند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
10-04-2010, 14:06
وقتی که مصطفوی "از هول حلیم" به دیگ افتاد؛
داستانهای قطبی، النصر و مهدی ترکه
مثل ماجرای تمدید قرارداد با قطبی که عرف جهانی و بازار مربیان در آن لحاظ نشده است. وقتی به سیاهه قراردادهای مربیان شاغل در جام جهانی نگاه میکنیم، دو به شک میمانیم آیا مسوولان فدراسیون فعلی هم مثل مصطفوی دستپاچه شدهاند و این دو جمله معروف «دو کره را مثل کف دستم میشناسم و قهرمان جام ملتها میشویم» خامشان کرده است؛ اگر اینگونه باشد که دستتان درد نکند اساتید.
[Only registered and activated users can see links]ایران؛ مبهوت ماندهایم و به جملاتی که از دهان آقا رضا خارج میشود گوش میکنیم. آقا رضا دوست نویسنده ما است که در چند سال اخیر، رمانهایش در بازار کتاب مثل بمب صدا کرده و ظرف یک سال رکورد چاپ را شکسته است.
آقا رضا داستان جدیدی برایمان تعریف میکرد. داشت از آقا مهدی- یا به قول خود آقا رضا، مهدی ترکه- حرف میزد که در امارات چه دفتر و دستکی دارد؛ کسی که لیگ حرفهای امارات را سازماندهی کرده و اغلب تیمهای بزرگ اروپایی در تعطیلات ژانویه توسط او به دبی آورده میشوند. از انتقال بزرگش به بایرن حرف میزد و تعریف میکرد که چطور فرانک ریبری را در یکی از همین سفرهای ژانویهای به بایرن برد.
رئال و میلان را به دبی می آورد اما با ایرانیها کار نمی کند که نمی کند؛ حالا چرا؟ توضیح می دهم. مبهوت ماندهایم و به جملاتی که از دهان آقا رضا خارج میشود گوش میکنیم؛ بحث به افشین قطبی میرسد. آقا رضا یکدفعه میگوید: «مهدی ترکه زنگ زد به من سلام و احوالپرسی نکرده، کلی بد و بیراه به من گفت.
پشت تلفن داد میزد که من دیگر با ایرانی جماعت کار نمیکنم. ایرانی جماعت قاعده بازی را بلد نیست و همه چیز را خراب میکند!»
حالا داستان از چه قرار است؛ آقا مهدی که از بچههای فارغالتحصیل دانشگاه شریف است، در دبی برو بیایی دارد و در باشگاههای اماراتی اعتبار فراوانی پیدا کرده. از طریق یک واسطه با افشین قطبی آشنا میشود که پس از قهرمانی با پرسپولیس و جدایی حبیب کاشانی، بدون تیم مانده و به خاطر مشکلات همسرش میخواهد در دبی بماند اما دلش در تهران و پیش پرسپولیس گرفتار است.
آقا مهدی از سر رفاقت، با مسوولان النصر صحبت میکند تا افشین قطبی با رقمی نه چندان بالا- چیزی حدود 300 هزار دلار- مدیر فنی این باشگاه شود. قطبی در آستانه امضای این قرارداد است اما ته دلش آرزو میکند که به ایران برگردد و حتی بارها به مهدی میگوید: «حاضرم با نصف رقم النصر برگردم و دوباره پرسپولیس را بگیرم.»
در این گیر و دار یک دفعه آقای مصطفوی مدیرعامل جدید پرسپولیس میشود. داریوش خان با آن سن و سالش و البته دوری چند ساله از فوتبال حرفهای، دنبال قطبی میگردد و برای آنکه نزد هواداران محبوبیت به دست بیاورد و ماجرای استقلالی بودنش را به حاشیه براند، سراغ قطبی می رود. او که متوجه شده قطبی در آستانه امضای قرارداد با النصر است، برای آنکه مبادا این مربی از دستش بپرد، یک پیشنهاد نجومی جلوی او میگذارد، غافل از اینکه قطبی با نصف رقم النصر حاضر است دوباره برگردد. به عبارتی از هول حلیم می افتد توی دیگ.
ظاهرا پیشنهاد مصطفوی 2 برابر رقم النصر بوده و قطبی که این داستان را میبیند، کمی ناز و ادا درمیآورد و باز هم رقم را بالاتر میبرد و سرانجام به پیشنهاد النصر پشت میکند و دوباره سرمربی پرسپولیس میشود. حالا آقا مهدی که برو بیایی در دبی داشته، حسابی عصبانی است و هیچکس را جز آقا رضا- دوست نویسنده ما- پیدا نکرده تا درد و دلهایش را بگوید. بگذریم؛ آقا رضا داستان قطبی را تعریف نمیکرد بلکه ناآگاهی و غیرحرفهای بودن مدیران فوتبالی را توضیح میداد که به داستان قطبی رسید. از این دست اتفاقات کم نیست.
مثل ماجرای تمدید قرارداد با قطبی که عرف جهانی و بازار مربیان در آن لحاظ نشده است. وقتی به سیاهه قراردادهای مربیان شاغل در جام جهانی نگاه میکنیم، دو به شک میمانیم آیا مسوولان فدراسیون فعلی هم مثل مصطفوی دستپاچه شدهاند و این دو جمله معروف «دو کره را مثل کف دستم میشناسم و قهرمان جام ملتها میشویم» خامشان کرده است؛ اگر اینگونه باشد که دستتان درد نکند اساتید.
مصطفوی پیر بود، از شما جوانهای باتجربه المپیک دیده و استخوان خردکردههای لهجهدار بعید است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
11-04-2010, 17:16
نوبرانه اى به نام افتضاح داورى
تا به امروز به دفعات اين حرف را شنيده ايم كه مى گويند ،قضاوت فوتبال چون يك قضاوت انسانى است ، پس اشتباه هم مى تواند جزئى از آن باشد، درست مثل مسائلى كه در فوتبال ايران اتفاق مى افتد و خيلى ها براى توجيه عملكرد خود از اين حرف فيفا و مسئولان آن سود مى برند.مشكل داورى سالهاست كه بر روى فوتبال ما سايه انداخته اما در ليگ نهم گويا قرار است اتفاق تازه اى بيفتد و همه چيز فوتبال را به زير سوال ببرد.در فوتبالى كه اعتراضات در آن نسبت به قضاوت بازيها به بالاترين حد ممكن خود رسيده است، يك روز مى گويند قضاوتها به نفع يك تيم اصفهانى است و روز بعد اعلام مى شود كه فلان تيم تهرانى از قضاوت برخى داوران صدمات بسيارى را متحمل شده است.يك روز داوران بگونه اى عمل مى كنند كه يك مدير عامل به خود اين حق را مى دهد كه تيمش را از زمين بيرون بكشد و روز ديگر هم داورى در قضاوتش آنقدر بى تفاوت نشان مى دهد كه همه چيز زير سوال مى رود اما حكايت قضاوت ديدار ۲ تيم مس رفسنجان و گسترش فولاد تبريز به گونه ديگرى بود. در آن ديدار داور جوان و تحصيل كرده فوتبال عملاً با عملكرد خود نشان داد كه چرا از او چندان در رقابتهاى ليگ استفاده نمى كنند. شايد گناه اين نوع قضاوت نويد مظفرى هم به گردن مسئولان كميته داوران فدراسيون فوتبال باشد كه كمتر از او استفاده مى كنند تا او نتواند اعتماد بنفس خودش را يكبار ديگر به دست آورد.مظفرى در بازى عصر جمعه ورزشگاه رفسنجان عملاً عمده سوتهاى خود را بعد از بروز يك اتفاق به صدا درآورد و همين وقت كشى در سوت زدن باعث شد تا بازيكنان يكى از ۲ تيم به دفعات به عملكرد او معترض شوند.داور جوان بازى مس رفسنجان و گسترش فولاد تبريز بيش از حد معمول از ناظر داورى بازى استفاده كرد. يعنى در طول بازى ۲ تيم در رفسنجان آنقدر كه چهره ناظر داورى براى تماشاگران به تصوير كشيده شد، چهره برخى از بازيكنان اسمى ديده نشد. مظفرى هرگاه فضاى حاكم بر بازى را براى خود سنگين مى ديد، بازى را قطع و سوى ناظر داورى مى رفت و در برخى از اين رفت و آمدها هم بود كه او سنگ و كلوخ و اجسام سخت پرتاب شده از سوى تماشاگران را هم براى ناظر داورى به ارمغان مى آورد.نويد مظفرى در روز بازى ۲ تيم مس رفسنجان وگسترش فولاد تبريز به اندازه همه تجربه سالهاى قضاوتش در فوتبال از ناظر داورى سوت جست تامشخص شود كه او به هيچ وجه در شرايط آرمانى براى قضاوت چنين ديدارى نيست.نويد مظفرى كه به هر شكل ممكن ، دوست داشت كه اين بازى به پايان برسد، خيلى بد شانس بود كه ديدار رفسنجان به وقت اضافه كشيده شد و باعث گشت تا مشكلات او بيشتر به چشم بيايد.مظفرى در شرايطى كه اعتراض كادر فنى ، بازيكنان و تماشاگران مس به عملكرد او هر لحظه بيشتر و بيشتر مى شد ، ۲ دقيقه زودتر از وقت معمول، بازى را به پايان رساند تا روز بدش را به نوعى تكميل كرده باشد، هر چند كه خيلى زود يكى از كمكهايش به يارى اش شتافت و به او اعلام كرد كه هنوز وقت قانونى بازى تمام نشده و همين مساله باعث شد تا او دوباره فرمان به ادامه بازى بدهد، ديدارى كه مشخص بود كه قضاوت آن از دست نويد مظفرى در رفته است.نويد مظفرى بعد از پايان بازى قطعاً تا به اين لحظه بدفعات فيلم ديدار ۲ تيم مس رفنسجان و گسترش فولاد تبريز را ديده و متوجه اشتباهات كوچك و بزرگ خودش شده است. او خوب مى داند كه اشتباهاتش مى تواند تاوان سختى را براى او به همراه داشته باشد كه كمترين آن چند جلسه محروميت از قضاوتهاى ليگ و جام حذفى است.با همه اين انتقادات يك واقعيت هم وجود دارد كه او يكى از داوران تحصيل كرده و باكلاس فوتبال ماست كه نبايد با چنين قضاوتهايى به دست فراموشى سپرده شودداور متين و آرام فوتبال ما ، حالا با وضعيت بوجود آمده بهتر است كاوشى دوباره در نوع قضاوتش داشته باشد تا اوضاع او دوباره در آينده به روالى برگردد كه فوتبال، از او طلب مى كند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
12-04-2010, 13:33
محصص: نگران وضع موجود فوتبال هستم
مرتضى محصص رييس كميته آموزش فدراسيون فوتبال گفت: ما در فوتبال ايران به جاى اينكه به متن بپردازيم هميشه به دنبال پرداختن به حاشيه ها بوديم و همين مى شود كه نتيجه كار وضعيت نامناسب امروز در فوتبال مى شود.وى ضمن تاييد وضعيت نامناسب فوتبال ايران گفت: من فكر مى كنم همه از جمله مديران و رسانه ها به جاى اينكه نگران اين باشند كه چرا فلان پرخاشگرى صورت گرفت، چرا مربى ملى در حال تعويض است و چرا يك تيم زمين بازى را ترك مى كند، بايد به فكر اين باشند كه چرا خوب فوتبال بازى نمى كنيم. ما امروز مسائل حاشيه اى را بر اصل ترجيح داده ايم و توجه به فن و روش فوتبال كم شده است.او ادامه داد: ما امروز كمتر به رده هاى سنى پايين در فوتبال مى پردازيم. در فوتبالى كه امروز شاهد آن هستيم حتى در مقابل تيم هاى كشورهاى حاشيه خليج فارس با مشكل مواجه هستيم، هيچ موقع به دنبال بررسى علل پايه اى اين موضوع نيستيم. وقتى به فوتبال ايران پيش از انقلاب نگاه مى كنيم، مى بينيم همه مربيان بزرگ كار خود را از تيم هاى پايه شروع كردند. اما امروز رسانه ها و بويژه فوتبال كه نقش بزرگى دارند تنها به حاشيه ها مى پردازند.محصص اضافه كرد: من امروز به صراحت مى گويم كه بى دغدغه ترين تيم حاضر در جام جهانى آفريقاى جنوبى تيم كره شمالى است، چرا كه هيچ رسانه اى از وضعيت اين تيم خبر ندارد. ما به جام جهانى نرفتيم و اين مساله باعث شد كه حاشيه هاى فوتبال ما زياد شود. حتى اگر به جام جهانى هم مى رفتيم مسائل ديگر را داشتيم و باز با حذف در جام جهانى دوباره حاشيه ها شروع مى شد. اگر ما به دنبال كار ريشه اى در فوتبال هستيم بايد به فكر رده هاى پايه باشيم. ما امروز مى توانيم كه تورنمنت هاى خوب در رده سنى نوجوانان و جوانان در ايران داشته باشيم. اما اين كار را به دليل اينكه در رده سنى بزرگسالان چندان اعتبارى نداريم نمى توانيم انجام دهيم.اين مدرس فوتبال با بيان اين كه به اصل فوتبال توجه نمى شود، گفت: چرا نبايد براى رده هاى سنى از مربيان خوب دنيا به صورت كوتاه مدت استفاده كنيم. هم اكنون در برنامه هاى تلويزيون كه در مورد فوتبال صحبت مى كنند بيشتر حرف آن در مورد حاشيه هاى فوتبال است. كمتر به استراتژى روش بازى و فن فوتبال مى پردازند. البته كسانى هم كه به فوتبال آمده اند بيشتر علاقه به حاشيه دارند تا متن. راجع به خود فوتبال كمتر حرف مى زنيم.
محصص با بيان اينكه من نگران وضع موجود فوتبال هستم، خاطرنشان كرد: در سفرهايى كه براى آموزش به كشورهاى آسيايى به ويژه در كشورهاى عربى دارم مى بينم كه اين كشورها به چه ميزان در رده هاى پايه سرمايه گذارى كردند و همين كشورها در سال هاى آينده گريبان گير فوتبال ايران خواهند شد. ما فقط چسبيده ايم به تيم ملى، اما به پشتوانه هاى آنها نگاه نمى كنيم. در رده باشگاهى بازيكنان و مربيان خارجى به ليگ آورديم كه كمتر تاثيرى براى مان داشتند. چرا در فوتبال ما بازيكن درجه چندم خارجى بايد آقاى ليگ گل برتر شود. عماد رضا در بين بازيكنان آسيايى شايد در رده دوم يا سوم باشد، اما چرا بازيكنان همچون او يا توره در فوتبال ما آقاى گل مى شوند؟! اين به دليل اين است كه ما خودمان در فوتبال به آنها اجازه داده ايم كه به چنين جايگاهى برسند و خودمان آن چنان در فوتبال رشد نكرديم.اين كارشناس فوتبال خاطرنشان كرد: مى دانم كه با نرفتن به جام جهانى فوتبال روزهاى خوبى نداريم. اما نبايد هم عزاى عمومى فوتبال را اعلام كنيم. بايد بيشتر كار كنيم. ما امروز از سوى كميته مربيان برنامه اى داريم تا در شهرستان ها براى مديران فوتبال كلاس هاى مديريت فيفا را برگزار كنيم. شايد از اين طريق بتوانيم به مديريت فوتبال كمك كنيم. يا مى خواهيم براى اولين بار دوره آموزشى مربيان دروازه بان ها را داشته باشيم.رئيس كميته آموزش فدراسيون فوتبال با تاكيد بر اينكه مديران اصلى فدراسيون بايد حاشيه ها را كم كنند نه حاشيه پردازى، يادآور شد: من براى همه اعضاى هيات رئيسه فدراسيون فوتبال احترام قائلم، اما يكى از اصلى ترين وظايف اين مديران دورى از حاشيه و رسيدن به اصل فوتبال است. رسيدگى به اين است كه چگونه در فوتبال استعداديابى كنيم. تيم هاى پايه را چگونه رشد دهيم و چه كارهايى براى آينده كنيم. نه اينكه به حاشيه ها دامن بزنيم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
12-04-2010, 14:07
پيوس: كنار گذاشتن قطبى به نفع فوتبال ايران است
فرشاد پيوس پيشكسوت فوتبال كشورمان گفت: بركنار كردن افشين قطبى از سرمربيگرى تيم ملى به نفع فوتبال ايران خواهد بود.او افزود: قطبى با وعده و وعيد، مردم و فوتبال ايران را فريب داد، زيرا او در عمل نتوانست هيچ كارى براى فوتبال ايران انجام دهد و روز به روز شاهد افت تيم ملى فوتبال كشورمان هستيم. وى اظهار داشت: مسئولان فوتبال بايد فردى را براى تيم ملى فوتبال كشورمان انتخاب كنند كه ايران را نه در حرف بلكه در عمل دوست داشته باشد. پيوس گفت: مسئولان فدراسيون فوتبال بايد يك مربى بسيار خوب خارجى براى تيم ملى بياورند و به او فرصت ۴ ساله دهند تا به خوبى نقاط ضعف و قوت فوتبال ايران را شناسايى كند تا براى جام ملت هاى آسيا و همينطور جام جهانى آينده حرفى براى گفتن داشته باشيم. وى در خصوص نامهاى مطرح شده مانند اريكسون و فاتح تريم براى سرمربيگرى تيم ملى فوتبال كشورمان افزود: مسئولان فدراسيون فوتبال نمى توانند اين مربيان را براى هدايت تيم ملى به ايران نياورند اما به نظر من فاتح تريم مربى مناسبى براى تيم ملى فوتبال ايران خواهد بود. وى درباره رفتن پيروانى از تيم ملى اميد كشورمان نيز اظهار داشت: پيروانى توانايى بردن تيم اميد ايران به المپيك را دارد و بايد مسئولان او را به تيم ملى اميد برگردانند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
13-04-2010, 11:56
كلاه بزرگى كه سر فوتبال ما مى رود
حق پخش تلويزيونى ال كلاسيكو و ليگ ايران
پخش تلويزيونى ال كلاسيكو بامداد روز يكشنبه بين رئال مادريد و بارسلونا در سانتياگوبرنابئو برگزار شد، براى ۲ تيم ۲۵۰ ميليون دلار درآمدزايى داشت. بله، جمله قبلى را درست خوانديد و در مورد آن ترديد نكنيد.فوتبال حرفه اى همين است. ديدارى كه يك و نيم ميليارد نفر به صورت زنده ومستقيم آن را مى بينند، ۲۵۰ ميليون دلار يعنى ۲۵۰ ميليارد تومان درآمد پخش تلويزيونى آن بوده است. در كنار آن تبليغات محيطى و درآمد هاى جانبى را هم حساب كنيد تا به مبلغ بالاتر و غير قابل باورتر برسيد. مبلغى كه مى تواند فوتبال يك مملكت را تكان دهد و به اوج قلعه هاى اعتبار و شهرت برساند. حكايت اسپانسرهاى تلويزيونى و پخش زنده مسابقات در فوتبال ما كاملاً متفاوت است. در ابتداى ليگ هشتم حرفه اى وقتى دعواى حق پخش تلويزيونى بالا گرفت و نزديك بود كار به جاهاى باريك بكشد، در نهايت سازمان صداوسيما حاضر شد مبلغ ۴ ميليارد تومان براى حق پخش تلويزيونى ليگ هشتم حرفه اى به حساب سازمان ليگ واريز كند. خودتان مبلغ ۲۵۰ ميليارد تومان براى يك بازى و ۴ ميليارد تومان براى يك فصل را مقايسه كنيد تا متوجه شويد چه كلاه بزرگى سر فوتبال ما مى رود. خودتان متوجه خواهيد شد كه اين اعداد و ارقام چقدر ناهمگون و غير متعارف هستند اما واقعيت فوتبال ما همين است كه مى بينيد.فدراسيون فوتبال مدعى است كه نهمين دوره ليگ برتر را برگزار مى كند كه البته در هفته هاى پايانى آن هستيم. دقت كنيد ليگ حرفه اى اما كجاى اين فوتبال ما حرفه اى است؟ در حالى كه حق پخش تلويزيونى يكى از بهترين محل هاى درآمد باشگاه ها است و باشگاه هاى ايرانى هم همواره از بى پولى و مشكلات مالى ناله مى كنند و در عذاب هستند، فكر مى كنيد اگر سازمان صداوسيما حاضر مى شد حق پخش واقعى مسابقات را پرداخت كند، چقدر از مشكلات فوتبال ما و باشگاه هاى ايرانى حل مى شد. باشگاه هايى مثل استقلال و پرسپوليس كه هواداران ميليونى دارند، بيشتر از تيمهاى ديگر حاضر در ليگ ضرر مى كنند و ضربه مى خورند اما مديران اين ۲ باشگاه پر طرفدار و بزرگ هم تلاش زيادى براى رسيدن به حق و حقوق واقعى باشگاه هاى خود نمى كنند. البته در اين ميان بايد بگوييم خدا پدر AFC را بيامرزد كه اگر روى اين مساله حساس نمى شد، همين مبلغ ناچيز هم به فوتبال ما تزريق نمى شد اما مديران فدراسيون فوتبال، سازمان ليگ و اتحاديه باشگاه هاى ايران بايد تلاش بيشترى از خود نشان دهند تا پول واقعى حق پخش تلويزيونى به فوتبال ما تزريق شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
20-04-2010, 03:12
رسوایی سرمربی اخراجی لیگ برتر فوتبال به دلیل تبانی
با اطمینان مسئولان این تیم از چنین وقایعی، مربی مدنظر بدون باز شدن چنین فاجعهای اخراج شد اما با توجه به آنکه مستندات کافی برای برخورد قانونی با این مربی نزد باشگاه وجود نداشت و معمولاً در چنین فعالیتهایی با انجام دستی معاملات کمترین ردپایی برجای گذاشته نمیشود، مدیران این تیم از خیر پیگیری حقوقی این ماجرا گذشتهاند اما برخی منابع از پیگیری دستگاههای مسئول نظارتی خبر میدهند.
یکی از سرمربیان لیگ برتر نهم فوتبال که با حکم برکناری در این فصل روبرو شد، پس از اطلاع از مسجل شدن اخراجش از این تیم و بیکاری در فصل بعدی این رقابتها، دست به تبانی با برخی تیمهای دیگر لیگ برتر زد و ارقامی میلیونی را از این طریق تحصیل کرد که در نهایت با صدور حکم اخراج، رسوا شد و حیثیت نداشته حرفهای اش به واسطه رفتار غیراخلاقیاش لگدمال شد.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ پس از آنکه زمزه تبانی برخی مربیان لیگ برتر فوتبال برای کمک به برخی تیمهای صدر و قعر جدولی در فوتبال پیچید، بررسیها نشان داد یکی از مربیان لیگ برتر دست به چنین عمل کثیفی زده و با خیانت در نیمکتی که به امانت به او سپرده شده، در دو دیدار آخر حضورش با فاصله یک دیدار زد و بند کرده است.
این مربی که مشخص بود برای فصل بعد جایی در این تیم ندارد، به تعدادی از دلالان و مفسدان اقتصاد ورزشی که تعدادشان از کلانخورها تا ریزهخوارها شاید عددی سه رقمی را دربرگیرد، چراغ سبز نشان داد و با دریافت ارقام متنابهی تیمش را با تمام توان به میدان نفرستاد تا او را نیز از این پس با دسته مربیان فاسد فوتبال جمع بسته و برگ سیاهی در سوابق مربیگریاش برخلاف دوران پرخاطره بازیگریاش ثبت شود.
با اطمینان مسئولان این تیم از چنین وقایعی، مربی مدنظر بدون باز شدن چنین فاجعهای اخراج شد اما با توجه به آنکه مستندات کافی برای برخورد قانونی با این مربی نزد باشگاه وجود نداشت و معمولاً در چنین فعالیتهایی با انجام دستی معاملات کمترین ردپایی برجای گذاشته نمیشود، مدیران این تیم از خیر پیگیری حقوقی این ماجرا گذشتهاند اما برخی منابع از پیگیری دستگاههای مسئول نظارتی خبر میدهند.
در عین حال برخی منابع از تکرار چنین اتفاقاتی در معدودی از تیمهایی که حضورشان در لیگ برتر دهم مسجل شده خبر میدهند و علیالظاهر مربیان این تیمها وجدانشان را به قیمتی که خود برایش قائلند بارها میفروشند و با کم فروشی و عدم فرستادن تیم با تمام توان در میدان، زمینه توقف یا ناکامی تیمهایشان را برابر صدرنشینان یا قعرنشینان فراهم میآورند که این اتفاق جای تاسف و تسلیت به مدعیان فوتبال پاک دارد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ITALIANO
20-04-2010, 17:47
[Only registered and activated users can see links]
همه چیز از وسوسه حضور در ورزشگاه اولدترافورد برای بازی دو تیم منچستر یونایتد و چلسی آغاز شد . آخرین مقاله درس مربیگری موثر را هم نوشته بودم و ارائه شده بود و آماده تدارک برنامه ای برای تعطیلات نوروز که هم زمان با تعطیلات دانشگاهی ایستر در انگلستان است ، می شدم که ایده خامی در ذهن ام مبنی بر برقراری ارتباط بین منچستریونایتد و اسطوره فوتبال کشورمان ، ناصر حجازی صورت گرفت.
با دوستان نزدیک ام در این مورد مشورتی کردم که طرحها و ایده هایشان را مطرح کنند و برنامه ای برایش بریزم.علی عالی اولین کسی بود که ایده ارتباط دو طرفه را مطرح کرد و پس از گفت و گویی نسبتا بلند با او و مشورت با دیگر همکارم تورج عاطف تصمیم گرفتم تا به تماشای بازی چلسی منچستر و نوشتن یک گزارش از این ورزشگاه ، موزه و فروشگاه بروم و در عین حال مذاکره اولیه ای را هم با مسئولین مرتبط در منچستر یونایتد داشته باشم. درخواست ارتباط برای روابط عمومی و مرکز رسانه باشگاه منچستر یونایتد نوشتم و درخواست ملاقات ام با شلی ، مسئول رسانه ای باشگاه پذیرفته شده بود و پیش از بازی می توانستم 30 دقیقه با او گفت و گو کنم .
در بین راه اخبار مرتبط با اسطوره فوتبال ایران ، ناصر حجازی را در صفحات وب مرور کرده بودم و به یاد داشتم که پیش از این از پیشنهاد باشگاه منچستریونایتد به او در روزنامه ها سخن ها گفته شده بود و عکس ها و گذشته پر افتخار دومین دروازه بان قرن آسیا را نت برداری می کردم.
گفت و گوی ما با پیش بینی بازی بعد از ظهر ، بین چلسی و منچستر شروع شد و بعد از آن من هدف ام از درخواست ملاقات را مطرح کردم که ارائه اطلاعاتی در مورد دومین دروازه بان قرن آسیا و اسبق تیم ملی بود و پیشنهادی مبنی بر ساختن فیلمی با حضور بازیکنان و کادر فنی و سخن گفتن شان به زبان پارسی با بیان آرزوی سلامتی برای ناصر حجازی را شامل می شد. شلی از این مسئله استقبال کرد و بیان این که با سر الکس فرگوسن و مسئولین رسانه ای تیم این مسئله را مطرح میکند ، درخواست زمان برای پیگیری این پروژه نمود.
بعد از حذف منچستر از لیگ قهرمانان اروپا ، طی گفت و گو مجددی با او ، به اطلاع من رساند که در حال حاضر امکان تهیه این فیلم وجود ندارد و به جای آن در نظر دارد که تقدیر نامه ای از جانب باشگاه به آقای حجازی اهدا کنند و من را به مرکز تمرین باشگاه ( که خارج از ورزشگاه اولدترافورد قرار دارد ) و دفتر سر الکس فرگوسن ارجاع داد.
پیرو این گفت و گو ، اطلاعات مرتبط با ایشان شامل چند عکس از دوران مختلف بازیگری و مربیگری شان را به مرکز تمرین منچستر یونایتد و دفتر سر الکس فرگوسن فرستادم که پس از آن نامه ای از جانب سر الکس فرگوسن ، سرمربی شهیر و فرهیخته منچستر یونایتد به شرح زیر برای من ارسال گردید :
[Only registered and activated users can see links]
با شناخت اندکی که از ادبیات حاکم بر مردم انگلستان و مطبوعات این کشور در مدت اقامت ام در انگلستان کسب کرده ام ، متن این نامه را صمیمی و با مهر و فراتر از یک تعارف رسمی ارزیابی کردم و به این سبب با ارسال اش به دوست ارجمندم ، عادل فردوسی پور ، مراحل ارائه آن در برنامه نود صورت پذیرفت.
برای این اسطوره فوتبال کشورمان ، آرزوی سلامتی کامل ، شادکامی و موفقیت روز افزون دارم و امیدوارم در روزهای آتی خبرهای خوش از سلامتی کامل و البته موفقیت شان در عرصه مربیگری بشنوم.
امیدوارم این قدم کوچک منجر به ارتباط گسترده تر فوتبال کشورمان با این باشگاه بین المللی شود و بتوانیم در آینده ای نزدیک شاهد بزرگداشت بزرگان فوتبال ایران زمین با حضور ستارگان جهان در خاک ایران باشیم .
ایده اولیه این کار ، از سوی دوست ارجمندم علی عالی مطرح گردید و بعد از آن هم با همراهی تورج عاطف ، گیتی عابدی ، پژمان نوزاد و رشید سعیدلو در اجرای آن مصمم تر شدم که از تک تک این عزیزان و عادل فردوسی پور عزیز تشکر و قدردانی میکنم .
متن نامه محبتآميز فرگوسن به اين شرح است: ناصر عزيز من از جاويد جعفري فراهاني نامهاي دريافت كردم و بايد بگويم كه وقتي شنيدم حال شما خوب نيست متاسف شدم. به اين فكر افتادم كه پيغام بازيكنان و دستيارانم را برسانم دوست دارم بداني كه همه جا به فكر تو هستيم. شخصا به خاطر همه فداكاريها و تلاشهايت براي باشگاه تشكر ميكنم. اين فداكاريها بسيار ارجمند است. ميدانم كه ماههاي اخير را به سختي پشت سر گذاشتي اما مطمئن باش كه با دعاها و افكار ما آرامش پيدا خواهي كرد.
سرالكس فرگوسن
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
27-04-2010, 21:22
حاج رضايي:
قطبي در حد و اندازههاي تيم ملي نيست
فوتبال در دنيا روز به روز در حال تغيير است. يك تيم تنها در مدت يك هفته دچار تغييرات عمدهاي ميشود كه نميتوان نتايجش را با هم مقايسه كرد. خيلي از مربيان تراز اول فوتبال دنيا هم نميتوانند جلوي برخي اتفاقها را بگيرند. شايد گوآرديولا هيچ وقت تصور نميكرد آتشفشان ايسلند باعث شود تا آنها با اتوبوس راهي ميلان شوند. حوادث هميشه بر سر راه هستند و الزاما نميتوان بر توانمنديهاي يك تيم براي كسب موفقيت قطعي تاكيد كرد.
[Only registered and activated users can see links]
يك كارشناس فوتبال گفت: متاسفانه روند آمادهسازي تيم ملي فوتبال كشورمان براي حضور در جام ملتهاي آسيا متوسط است.
امير حاج رضايي در گفتوگو با ايسنا، پيرامون شرايط تيم ايران با توجه به قرعهكشي مسابقههاي فوتبال جام ملتهاي آسيا در سال 2011 كه با تيمهاي ملي امارات، عراق و كره شمالي همگروه شده است، اظهار كرد: ناكاميهاي فوتبال ايران از سال 2006 تاكنون نگاه ياسآلودي را در تيم ملي ايران ايجاد كرده است چرا كه ما به ياد داريم هميشه به تيمهاي مقتدر اميدوارانه نگاه كرديم. اكنون هم بايد بدانيم، كره شمالي همان تيمي است كه با عبور از تيم ايران، راهي مسابقههاي جام جهاني 2010 شد. عراق هم كه قهرمان دوره قبلي جام ملتهاي آسياست و امارات هم هميشه در برابر ما مشكلاتي را برايمان ايجاد كرده است. اين مسائل را آرشيو ذهني ما ميگويد كه بايد نسبت به آن واقف باشيم.
وي ادامه داد: اما از طرفي ميتوانيم در قبال اين قرعه به آينده تيم ايران در اين رقابتها چنين بنگريم كه كره شمالي همواره بازنده تيم ايران بوده و هيچ زمان تيم ما را شكست نداده است. عراق هم شايد در مقاطعي بر تيم ما غلبه كرده اما معمولا آنها را هم ميبرديم و نيز آنكه امارات هم بازنده سنتي تيم ايران است. با اين ذهنيت ميتوان گفت كه گروه ايران در جام ملتهاي آسيا آسان است اما بنده معتقدم ما در گروهي متعادل قرار گرفتهايم.
حاج رضايي تاكيد كرد: فوتبال در دنيا روز به روز در حال تغيير است. يك تيم تنها در مدت يك هفته دچار تغييرات عمدهاي ميشود كه نميتوان نتايجش را با هم مقايسه كرد. خيلي از مربيان تراز اول فوتبال دنيا هم نميتوانند جلوي برخي اتفاقها را بگيرند. شايد گوآرديولا هيچ وقت تصور نميكرد آتشفشان ايسلند باعث شود تا آنها با اتوبوس راهي ميلان شوند. حوادث هميشه بر سر راه هستند و الزاما نميتوان بر توانمنديهاي يك تيم براي كسب موفقيت قطعي تاكيد كرد.
وي افزود: گرچه بنده معتقدم افشين قطبي سرمربي تيم ملي در حد و اندازههاي هدايت تيم ايران نيست اما وضعيت فعلي ما ناشي از ناكاميهاي گذشته بوده كه دليل آن هم عدم استفاده صحيح از نيروها و پتانسيل موجود در فوتبال ايران با اعمال سياستهاي ناكارآمد بوده است و بيانصافي خواهد بود كه نوك پيكان را تنها به سمت قطبي نشانه رويم. البته در عين حال هم فكر ميكنم يك مربي زماني موفق است كه ابزار لازم را هم در اختيار داشته باشد و تراز اولترين مربيان دنيا هم در يك شرايط نامساعد و كمبود نميتوانند كارآيي لازم را داشته باشند.
حاجرضايي گفت: در هر صورت متاسفانه روند آمادهسازي تيم ايران براي حضور در جام ملتهاي آسيا را كاملا متوسط دانسته و بر اين مهم هم تاكيد ميكنم كه تمام كشورهاي دنيا حتي كشورهاي آسيايي و اطراف ايران به سرعت در حال پيشرفت هستند و مشخص نيست با چه قدرتي از اين تيمها در جام ملتهاي آسيا روبهرو خواهيم بود. همه مردم ايران تيم كشورشان را دوست دارند. من نميخواهم موضعگيري كاملا خنثي در اين باره داشته باشم. ناكامي تيم ايران در مسابقههاي بينالمللي احساسات مردم را جريحهدار ميكند اما بر اساس برداشت خودم، نظرات فنيام را ميدهم.
اين كارشناس فوتبال همچنين درباره وضعيت تيم ملي اميد و اينكه با اين شرايط چه آيندهاي براي اين تيم در مسابقههاي گوانگجو پيشبيني ميكنيد، گفت: به دليل طولاني شدن غيبت تيم اميد ايران در المپيادهاي متعدد، نوعي سرخوردگي و ياس در جامعه فوتبال ما در اين مقوله وجود دارد لذا اين مساله مسووليت سازمانهاي مربوط را افزايش ميدهد و اتفاقات رخ داده در انتخابها، بركناريها و حوادث مختلف براي تيم اميد، جامعه فوتبال را نگران كرده است. بنده معتقدم كه ميبايست مسووليت اجرايي تيم اميد را به كميته ملي المپيك بدهم و او تمام كارها را براي اين تيم بر عهده داشته باشد. خودش سرمربي انتخاب كند مسووليت آمادهسازي تيم را داشته و در نهايت هم برابر نتايجش پاسخگو باشد.
وي ادامه داد: آن طور كه از طريق رسانهها اطلاعات گرفتم، دو نهاد رسمي يعني كميته ملي المپيك و فدراسيون فوتبال هميشه پشت اين تيم بودهاند اما به نظر ميرسد حضور اين دو نهاد نه تنها باعث تقويت و قدرت بيشتر اين تيم شده بلكه بر سر مديريت اين تيم دوگانگي به وجود آورده كه در نهايت به ضررش بوده و هست. بنده نميدانم طبق قوانين، اختيارات تيم اميد به كداميك از اين دو نهاد سپرده شده است اما هرچه هست بهتر است در اختيار كميته ملي المپيك باشد. اين كميته ميتواند از مربيان تيم اميد برنامه بگيرد، تداركات و تدابير لازم را براي اردوهاي اين تيم بيانديشد تا آنها منسجمتر از قبل خود را براي بازيهاي آتي آماده كنند. مشكلات قبلي متاسفانه باعث شده تا تيم اميد ايران اكنون نزديك به 40 سال است كه نتوانسته در مسابقههاي المپيك شركت داشته باشد.
حاجرضايي تاكيد كرد: سرمربي تيم اميد بايد سريعا انتخاب شود چرا كه فاصله زيادي تا بازيهاي گوانگجو نداريم. مربي ايراني يا خارجي چندان مهم نيست، چرا كه نكته حائز اهميت آن است كه بايد ابزار و امكانات لازم را براي او فراهم كنيم و اگر چنين نشود، هيچ كسي نميتواند با اين تيم در بازيهاي آتي موفق باشد. تصميمهاي ما در اين زمينه بايد قانونمند باشد و اگر قانون در اينجا مشكلي دارد، قوانين مورد بررسي و اصلاح قرار گيرند. قطعا اگر قوانين شفافي در اين باره داشته باشيم تداخل مسووليت اين دو نهاد هيچ معنايي ندارد.
وي ادامه داد: يكي از هنرمنديهاي خوب ما در ورزش، كشتن زمان است. ما هميشه به دنبال زمان از دست رفته هستيم. معمولا وقتي فرصت داريم، يا كار را آغاز نكرده و يا آنكه شروع ميكنيم و سپس با وقفههايي به دلايل مختلف مواجه ميشويم. در نهايت وقتي فرصت پايان يافت، ميخواهيم خيلي اورژانسي كارها را انجام دهيم و در نهايت هم نتوان آن تيم را نجات داد. نبايد مصالح ملي در فوتبال تحت سيطره تصميمات شخصي قرار گيرد. نبايد چند نهاد براي يك تيم تصميم بگيرند؛ چيزي كه براي ما به اثبات رسيده اين است كه روحيه همكاري مشاركتي در ما ايرانيها پايين بوده و با يكديگر همخواني ندارد؛ لذا بهتر است تنها يك نهاد براي تيم اميد تصميمگيري كند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
راى كميسيون بدوى كنترل دوپينگ اعلام شد؛
۴ سال محروميت براى ح- ك
با راى كميسيون بدوى كميته پزشكى فدراسيون فوتبال بازيكن متخلف سوم به ۴ سال محروميت محكوم شد.احمد هاشميان رئيس كميته پزشكى فدراسيون درباره راى بدوى كميسيون در مورد بازيكن متخلف سوم اظهار داشت: با توجه به اعتراضى كه بازيكن متخلف سوم نسبت به رعايت استاندارد جمع آورى نمونه ها كرده بود كميسيون بدوى بر اساس آئين نامه ها وظيفه داشت تا تاثير اين خطاى استاندارد را در نتيجه به دست آمده بررسى كند و چنانجه اين خطا تاثير گذار باشد حقوق ورزشكار را در اين باره حفظ كند. وى تاكيد كرد: همين موضوع باعث شد رسيدگى به پرونده طولانى تر هم بشود و كليه جوانب امر مورد رسيدگى و دقت نظر قرار گيرد و در نهايت با وجود پذيرش خطا در استاندارد جمع آورى نمونه از سوى كميسيون بدوى اين خطا موثر در پاسخ اعلام شده از سوى آزمايشگاه تشخيص داده نشد و بنابراين كميسيون انتصاب تخلف را به بازيكن مذكور محرز دانست و با توجه به مفاد آيين نامه، اين ورزشكار به مدت ۴ سال از كليه فعاليت هاى رسمى در فوتبال محروم شد. هاشميان گفت: بازيكن مذكور از زمان دريافت ابلاغ رسمى حكم، ۷۲ ساعت مهلت دارد تا نسبت به استيناف اقدام كند.گفته مى شود كه نام اين بازيكن «ح - ك» و عضو يك تيم ليگ برترى است
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
01-05-2010, 20:52
اندر حكايت اين ليگ كه يكجايش مى لنگد!
۱- عجب ليگى داريم رفقا. بيرونش دارد ديگران را مى سوزاند و درونش ما را.
از دور دل مى برد و از نزديك زهره. ليگى كه عادت كرده ايم اسمش را بگذاريم ليگ برتر، ليگى كه فكر مى كنيم براى خودش «برتر ليگى» است و كاملاً يك تفاوتى با ديگر ليگ ها دارد، حالا دارد در ميادين بين المللى نشان مى دهد كه آش دهان سوزى هم نيست.
ليگ ايران دارد سيگنال مى فرستد به ما، نشان مى دهد كه نرمال نيست، عادى نيست، يك مسئله اى دارد. كو اما گوش شنوا، رفقا؟
۲- در فوتبال ايران و در فوتبال ايرانى هيچ كس به اندازه امير قلعه نويى در ۱۰ سال گذشته جام نياورده. امير قلعه نويى اما در ميادين بين المللى اصلا و ابدا مرد ميدان نشان نداده. غير از او فرهاد كاظمى را هم بايد مثال زد كه حالا تميش را به فينال جام حذفى رسانده و هم سابقه قهرمانى در ليگ را دارد و هم سابقه قهرمانى در جام حذفى را اما او هم در آسيا نتوانست كاميابى هاى ليگ برتر را تكرار كند.
به اين ترتيب قهرمانان ليگ ايران در آسيا حرفى براى گفتن ندارند؟
۳- امير قلعه نويى با كسب تنها يك امتياز ديگر، قهرمان ليگ مى شود. اين در حالى است كه مس كرمان در منطقه سقوط قرار دارد و اگر در بازى هاى باقيمانده ليگ به خود نجنبد اصلا بعيد نيست كه به ليگ يك بازگردد.
در چنين شرايطى نكته بامزه و باور نكردنى اين است كه سپاهان از گروه خود صعود نكرده اما مس مجوز حضور در دور حذفى را به دست آورده!
باورتان مى شود؟ صدرنشين ليگ ما در گروه خودش سوم شده و قعرنشين ما در گروه خودش دوم!
سرمان را به كدام ديوار بكوبيم؟
۴- موفق ترين تيم هاى ما در ليگ قهرمانان يعنى استقلال و ذوب آهن، از جدى ترين قربانيان داورى در فوتبال پر حاشيه ايران هستند يا حداقل خود چنين ادعايى دارند.
استقلال در فصلى كه رو به پايان است شاهد فاجعه اى مثل بازى با پيكان بود كه در آن توپى كه از خطر كنار دروازه رد شده بود وارد دروازه اين تيم گرديد و داور هم متوجه نشد.
ذوب آهن نيز در هفته هاى پايانى ليگ چنان از داورى خورد كه صداى فغان و اعتراض مديرش، همه جا رو پر كرد.
ليگ ايران، البته ليگ سالمى است و همه در آن خوبند و هيچ ناپاكى خاصى در آن ديده نمى شود و حتى آقاى كفاشيان هم همه ار تهديد كرده كه اگر حرف هاى بد بزنند از ليگ اخراجشان مى كند.
اين وسط اما ما هنوز مانده ايم كه چطور قهرمان ليگ در گروه خود سوم مى شود و تيم در منطقه سقوط قرار گرفته مس، به دور دوم راه مى يابد.
فكر نمى كنيد يكجاى ليگ ما به وضوح مى لنگد؟
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
14-05-2010, 22:15
[Only registered and activated users can see links]
مهاجم تیم فوتبال راهآهن شهرری گفت:« فکر میکنم ارزشم بیشتر از 600 میلیون باشد، هرچند که ترجیح میدهم فصل بعد لژیونر شوم.»
میلاد زنیدپور که این روزها شایعه پرسپولیسی شدنش به گوش می رسد در گفت و گویی اعلام کرده که ارزش اش بیشتر از 600 میلیون تومان است.این یعنی که بازیکن راه آهن برای پرسپولیبسی شدن رقمی بیش تر از 600 میلیون تومان می خواهد. وی در خصوص پیشنهاد پرسپولیس و بازی کردن در این تیم می گوید« فکر نمیکنم با توجه به اینکه هنوز فصل به اتمام نرسیده درست باشد که در این خصوص صحبت کنیم. من برای فصل بعد اگر ترانسفر نشوم به پیشنهادهای داخلیام فکر خواهم کرد.
نمیخواهم بازار گرمی کنم اما من پیشنهاد 700 میلیونی هم از تیمهای لیگ دارم. باعث افتخارم است که نامم در لیست تیمهای پرسپولیس و استقلال باشد اما تا به حال نه به کسی رقم پیشنهادی دادهام و نه کسی از من رقم خواسته است. »
زنید پور ادامه می دهد«فکر میکنم ارزشم بیشتر از 600 میلیون باشد، هرچند که ترجیح میدهم فصل بعد لژیونر شوم. البته ارزش انسانها به مادیات نیست اما به هر حال عملکرد هر بازیکن، رقم پیشنهادی او را تعیین میکند.»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
هدايتى، بمب نقل وا نتقال مربيان ليگ برتر را منفجر مى كند
امير قلعه نويى سرمربى جديد استيل آذين؟
امير قلعه نويى سرمربى موفق ادوار ليگ برتر، پنجشنبه شب ميهمان برنامه ۹۰ بود و بر خلاف صحبتهاى قبلى اش پس از حذف سپاهان درليگ قهرمانان آسيا كه تاكيد كرده بود در سپاهان مى ماند در برنامه فردوسى پور تاكيدى روى اسم سپاهان نداشت و تصميم گيرى براى تيم فصل بعد خود را به روزهاى آينده موكول كرد و اين يك پيغام براى مسئولان باشگاه سپاهان بود كه شايد قلعه نويى سرمربى فصل بعد آنها نباشد.قلعه نويى با توفيق سپاهان در ليگ برتر حالا پيشنهادهاى خوب را در جيب خود دارد. علاوه بر سپاهان، سايپا، مس و استيل آذين خواهان حضور اين مربى در تيم خود هستند تا فصل بعد و طبق عادتى كه قلعه نويى در كسب جام در ايران دارد، تيم هاى مربوطه را به ليگ قهرمانان آسيا رهنمون كند. حسين هدايتى مدير عامل متمول استيل آذين كه رابطه خوب با شخص قلعه نويى دارد، از او خواست تا فصل بعد در تهران و در استيل آذين باشد كه اين موضوع به مذاق قلعه نويى خوش آمده است. استيل آذين از آن دست تيمهايى است كه قلعه نويى مى تواند در آن فعاليت كند و آن را به قله خوشبختى برساند. امكانات مالى بالاى اين باشگاه كه توان جذب هر ستاره اى را دارد، نيروى انسانى مدنظر قلعه نويى را تامين مى كند و ژنرال نشان داده كه اگر بازيكن مطرح داشته باشد، مى تواند با درايت فنى و مديريت بالايش، قهرمانى را كسب كند. حسين هدايتى مدير عامل استيل آذين نيز بشدت مايل به كسب جام است و بهترين گزينه از نظر مالك باشگاه استيل آذين براى نيل به اين هدف امير قلعه نويى است. مذاكره با بازيكنان استقلال ناراضى از سوى باشگاه استيل آذين كه در زمان حضور قلعه نويى، بهترينهاى استقلال بودند نيز سندى بر اين ادعاست كه قلعه نويى سرمربى جديد استيل آذين خواهد بود. اگر چند روزى صبر كنيد شايد اين ادعا به واقعيت بپيوندد. به هر حال قلعه نويى از «سپاهان چهارم» سپاهان قهرمان ساخت و حالا مى خواهد «استيل آذين پنجم» را استيل آذين قهرمان كند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
23-06-2010, 16:19
تقويم كامل فوتبال ايران در فصل 90 - 89 اعلام شد
خبرگزاري فارس: سازمان ليگ فوتبال حرفهاي تقويم پيشنهادي خود را براي فصل 90 - 89 اعلام كرد.
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرگزاري فارس، سازمان ليگ تقويم فصل 90 - 89 فوتبال ايران را اعلام كرد.
سازمان ليگ از باشگاهها خواسته نظرات و پيشنهادهايشان را در اين زمينه حداكثر تا روز 10 تير ماه به اين سازمان اعلام كنند.
تقويم كامل فوتبال ايران در فصل 90 - 89
*اولين اردوي تيم ملي فوتبال ايران از تاريخ 21 تيرماه تا 31 تيرماه در اتريش برگزار خواهد شد.
*تاريخ قرعهكشي ليگ برتر روز 16 تيرماه است و روز 28 تير فصل نقل و انتقالات به پايان ميرسد.
*هفته اول ليگ برتر در روزهاي 4 و 5 مرداد آغاز خواهد شد.
*روز 10 مرداد هفته دوم و روز 15 مرداد هفته سوم مسابقات ليگ برتر برگزار ميشود.
* از روز 16 مرداد اردوي دوم تيم ملي فوتبال آغاز ميشود و تا روز 20 مرداد كه روز فيفا است اين اردو ادامه خواهد داشت.
*22 مرداد هفته چهارم ليگ برتر
*26 مرداد هفته پنجم ليگ برتر
*31 مرداد هفته ششم ليگ برتر
*5 شهريور هفته هفتم ليگ برتر
*8 شهريور آغاز اردوي تيم ملي
* 12 شهريور ديدار دوستانه تيم ملي ايران و چين
*16 شهريور ديدار دوستانه تيم ملي ايران و كره جنوبي
* 19 شهريور هفته هشتم ليگ برتر
*24 شهريور مرحله يك چهارم ليگ قهرمانان آسيا
*26 شهريور هفته نهم ليگ برتر
* 29 شهريور اردوي تيم ملي فوتبال
*يك تا 12 مهر اردوي غرب آسيا
*13 و 14 مهر ليگ قهرمانان آسيا نيمه نهايي
*16 مهر مرحله اول جام حذفي
*17 مهر روز فيفا
*21 مهر روز فيفا
*23 مهر هفته دهم ليگ برتر
* 28 مهر ليگ قهرمانان آسيا مرحله نيمه نهايي
* 30 مهر هفته يازدهم ليگ برتر
* 4 آبان هفته دوازدهم ليگ برتر
* 9 آبان هفته سيزدهم ليگ برتر
*14 آبان هفته چهاردهم ليگ برتر
*18 آبان هفته پانزدهم ليگ برتر
*21 آبان ديدار نهايي ليگ قهرمانان آسيا و آغاز المپيك آسيايي گوانگجو و ديدارهاي تيم زير 23 سال
* 22 آبان اردوي تيم ملي
*26 آبان فيفا دي
* 28 آبان مرحله دوم جام حذفي
* 7 آذر هفته شانزدهم ليگ برتر
*12 آذر هفته هفدهم ليگ برتر
*16 آذر مرحله سوم جام حذفي
*21 آذر هفته هجدهم ليگ برتر
*28 آذر هفته نوزدهم ليگ برتر
*3 دي هفته بيستم
* 4 تا 16 دي اردوي تيم ملي
* 7 دي جام حذفي مرحله چهارم
*21 دي جام ملتهاي آسيا ديدار تيم ملي ايران و عراق
*25 دي ايران و كره شمالي
*29 دي ايران و امارات آخرين ديدار مرحله گروهي در جام ملتهاي آسيا
* 2بهمن مرحله يك چهارم جام ملتهاي آسيا
*5 بهمن مرحله نيمه نهايي جام ملتهاي آسيا
* 8 بهمن ديدار رده بندي جام ملتهاي آسيا
* 9 بهمن ديدار نهايي جام ملتهاي آسيا
* 11 بهمن هفته بيست و يكم ليگ برتر
*17 بهمن هفته بيست و دوم ليگ برتر
*20 بهمن روز فيفا
*23 بهمن مرحله اول پلي آف
* 26 بهمن هفته بيست و سوم
* 30 بهمن مرحله دوم پلي آف
*1 اسفند هفته بيست و چهارم ليگ برتر
* 4 اسفند مقدماتي المپيك
* 6 اسفند هفته بيست و پنجم ليگ برتر
*10 و 11 اسفند ليگ قهرمانان آسيا
* 13 اسفند هفته بيست و ششم ليگ برتر
* 18 اسفند مقدماتي المپيك
*20 اسفند هفته بيست و هفتم ليگ برتر
* 24 و 25 اسفند ليگ قهرمانان آسيا
* 27 اسفند هفته بيست و هشتم ليگ برتر
*6 فروردين 1390 مقدماتي جام جهاني 2014
*10 فروردين مقدماتي جام جهاني 2014
* 12 فروردين مرحله پنجم جام حذفي
* 16 و 17 فروردين ليگ قهرمانان آسيا
* 19 فروردين هفته بيست و نهم ليگ برتر
* 26 فروردين هفته سيام ليگ برتر
* 30 و 31 فروردين ليگ قهرمانان آسيا
*يك ارديبهشت هفته 31 ليگ برتر
* 9 ارديبهشت هفته 32 ليگ برتر
*13 و 14 ارديبهشت ليگ قهرمانان آسيا
*20 و 21 ارديبهشت ليگ قهرمانان آسيا
* 23 ارديبهشت هفته 33 ليگ برتر
* 30 ارديبهشت هفته 34 ليگ برتر و پايان مسابقات ليگ برتر
* 6 خرداد مرحله رفت ديدار نهايي جام حذفي (در صورتي كه تيمهاي فيناليست از دو شهر مختلف باشند )
* 11 خرداد مرحله برگشت ديدار نهايي جام حذفي
*14 خرداد روز فيفا
* 18 خرداد مقدماتي جام جهاني 2014
منبع ([Only registered and activated users can see links])
khaf Esteghlali
23-06-2010, 22:48
توضيحات سرپرست اسبق تيم ملي درباره متمم قرارداد دايي
احمد ابراهيمي، سرپرست اسبق تيم ملي فوتبال كه صبح امروز درباره قرارداد علي دايي با فدراسيون فوتبال توضيحاتي ارائه كرده بود در تماس با اين خبرگزاري توضيحات تازه اي را عنوان كرد.
ابتدا مصاحبه اوليه ابراهيمي را در زير ميخوانيد:
"ابراهيمي درباره اينكه علي كفاشيان اعلام كرده در زمان سرپرستي، وي در تيم ملي بايد امضاي قرارداد متمم را از علي دايي مي گرفته و سپس چك را به او مي داده است، اظهار داشت: آقاي كفاشيان درست مي گويد اما علي دايي قرارداد متمم را قبول نداشت و نمي خواست آن را امضا كند.
سرپرست تيم ملي در زمان مربيگري دايي افزود: فدراسيون فوتبال قصد داشت متمم را به قرارداد سال اول علي دايي اضافه كند. در اين متمم قيد شده بود كه 3 ماه به قرارداد سال اول علي دايي بدون افزايش دستمزد اضافه شود و ماليات را هم فدراسيون پرداخت كند اما علي دايي نمي خواست به قراردادش مدتي اضافه شود و خواهان پرداخت ماليات توسط خودش بود.
ابراهيمي در پاسخ به اين سوال كه چرا وقتي علي دايي قرارداد متمم را امضا نكرد چك را به او داده است، تصريح كرد: در هر حال براي فدراسيون و علي دايي فرقي نمي كرد. اول و آخر اين ماليات بايد پرداخت مي شد و علي دايي هم ريالي اضافه تر از فدراسيون نگرفته بود.
وي تاكيد كرد: نبايد چنين اتفاقاتي بين فدراسيون و علي دايي رخ مي داد چون انتهاي اين ماجرا نه به نفع و نه به ضرر كسي است. "
به دنبال انتشار اين مصاحبه، احمد ابراهيمي خواستار توضيحاتي ديگر درباره اين قرارداد شد.
سرپرست پيشين تيم ملي در اين باره گفت: در متممي كه فدراسيون فوتبال نوشته قيد شده كه قرارداد علي دايي براي سال اول 3 ماه اضافه شود. اين متمم در تاريخ 23 بهمن 1387 تنظيم شده كه علي دايي آن را قبول دارد و تاريخ چك گرفته شده توسط دايي براي همان روز است اما علي دايي متمم قرارداد خود براي تاريخ اول آبان 88 را قبول ندارد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ghermezeteh
01-07-2010, 10:22
وعده سر خرمن عزيز محمدى:قطبى بازگردد درباره دغدغه برخى باشگاه ها تصميم مى گيريم
رئيس سازمان ليگ فوتبال گفت: در صورتى كه باشگاه ها نظرات خوبى در مورد تقويم سال آينده فوتبال داشته باشند، كارشناسان در مورد آن تصميم مى گيرند.وى در مورد اينكه تقويم فوتبالى فصل ۹۰ ـ ۸۹ دقيقا اجرا خواهد شد، گفت: قصد داريم تا اين تقويم را طبق برنامه اجرا كنيم اما اگر باشگاه ها نظر خوبى داشته باشند كارشناسانى كه در سازمان ليگ كار برنامه ريزى را انجام مى دهند، نظرات آن ها را گرفته و اگر تقويم قابل اصلاح باشد، نظرات آن ها را تامين خواهيم كرد.وى با اشاره به اينكه تقويم فوتبالى به باشگاه ها ارسال شده تا نظرات خود را در مورد آن اعلام كنند، افزود: تيم ها تا ۱۰ تير زمان دارند تا نظرات خود را به سازمان ليگ اعلام كنند. تاكنون هيچ يك از تيم ها نظرى را در مورد تقويم ارائه نكرده است. رئيس سازمان ليگ يادآور شد: تقويم ارائه شده در تمام موارد با هماهنگى كميته فنى فدراسيون تدارك ديده شده است و اگر باشگاه ها نظرى دارند، آن را ارائه كنند. عزيز محمدى در پاسخ به اين سوال كه ظاهرا برخى تيم ها مثل استيل آذين، پرسپوليس و استقلال به تقويم فوتبالى و زمان بندى آن اعتراض داشته اند و آن را باعث از بين بردن فصل بدنسازى خود دانسته اند، گفت: اعتراض آن ها به تقويم نبوده بلكه به اردوى تيم ملى بوده است. منتظريم تا افشين قطبى سرمربى تيم ملى از آفريقاى جنوبى بازگردد تا در نشستى با كميته فنى سازمان ليگ و كفاشيان، تصميمات جديد را بگيريم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ghermezeteh
01-07-2010, 10:37
افشاگری ذوالفقارنسب بر علیه جلال طالبی بعد از 12 سال و شباهتهای تلويزيون و تيم ملی فوتبال/ملاک سرمربی گری در تیم ملی فوتبال ایران چیست؟!
[Only registered and activated users can see links] g_236471819.jpg&size=article_medium
ملاک سرمربی گری در تیم ملی فوتبال ایران چیست؟
خواندن گفتوگوي بيژن ذوالفقارنسب، ما را از چند جنبه متعجب كرد؛ نخست اينكه كمتر تجربه كرده بوديم كه ذوالفقارنسب اينگونه مستقيم از عملكرد فردي انتقاد كند بهويژه اينكه فرد مورد نظر، نزديكترين همكارش در جامجهاني باشد. همچنين انتظار داشتيم كه اين افشاگري بسيار زودتر از اين صورت ميگرفت نه 12 سال پس از واقعه.گزيدهاي از گفتوگوي منتشرشده بيژن ذوالفقارنسب در مجله تماشاگر (29/3/89):
- آقاي طالبي آدم بزرگواري بود اما در آن مقطع (جام جهاني 1998) فقط 12، 13 بازيكن تيم ملي را ميشناخت و بهرغم زندگي در آمريكا كوچكترين اطلاعاتي از تيم ملي اين كشور در جام جهاني 98 نداشت.
- كلا تمام هم و غم جلال طالبي در دوران مربيگرياش اين بود كه بالانس بازيكن بين پرسپوليس و استقلال برابر باشد.
- ناصر نوآموز مدير تيم ملي در فرودگاه به من گفت كه جلال طالبي هم با ما به اردوي ايتاليا ميآيد. با تعجب گفتم: چرا؟ نوآموز گفت: براي اينكه من تنها نباشم.
خواندن گفتوگوي بيژن ذوالفقارنسب، ما را از چند جنبه متعجب كرد؛ نخست اينكه كمتر تجربه كرده بوديم كه ذوالفقارنسب اينگونه مستقيم از عملكرد فردي انتقاد كند بهويژه اينكه فرد مورد نظر، نزديكترين همكارش در جامجهاني باشد. همچنين انتظار داشتيم كه اين افشاگري بسيار زودتر از اين صورت ميگرفت نه 12 سال پس از واقعه.
اما حضور جلال طالبي در يكي از برنامههاي ورزشي شبكه اول تلويزيون در صبح روز شنبه (ديروز) و شنيدن نظرات كارشناسي وي در مورد رقابتهاي جام جهاني باعث شد كه انتقادات ذوالفقارنسب را نسبت به عملكرد سرمربي تيم ملي در جام جهاني 1998 فرانسه تا حدود زيادي بپذيريم. طالبي در اين برنامه بهگونهاي صحبت كرد كه گويي با فوتبال روز جهان بيگانه است.
بهعنوان مثال او كه براي كارشناسي بازي ساحل عاج و كرهشمالي به استوديو آمده بود به صراحت اعلام كرد كه اين بازي را بهصورت كامل تماشا نكرده و يا گفت: بازيكن يك تيم آفريقايي كه نميدانم كدام تيم است در بازي با دانمارك از زمين اخراج شد تا اين تيم آفريقايي شكست بخورد.
البته منظور جلال طالبي از بازي مورد نظر، بازي تيمهاي نيجريه و يونان بود كه در آن بازي يك بازيكن نيجريهاي بهدليل ارتكاب خطايي بچگانه موجب شكست تيمش و خداحافظي از جام شد.
سؤال: آيا استاندارد و ملاك مشخصي در تشكيلات تلويزيون براي دعوت از كارشناسان ورزشي وجود ندارد؟
نتيجه: تلويزيون و تيم ملي فوتبال از جهاتي بسيار به هم شبيه هستند. همانگونه كه برخي از افراد با كمترين اطلاعات ميتوانند بهعنوان كارشناس در تلويزيون حاضر شوند و در مورد بزرگترين رويداد فوتبال جهان اظهارنظر كنند، همين افراد هم ميتوانند بدون عبور از فيلتري مشخص به راحتي سرمربي تيم ملي شوند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
07-07-2010, 21:34
دومنک که عنوان نایب قهرمانی جام جهانی 2006 را با این تیم به یدک میکشد سالیانه 720 هزار دلار از فدراسیون فوتبال فرانسه دریافت میکرد که در مقایسه با رقم قرار داد سرمربی تیم ملی ایران 80 هزار دلار کمتر است!:gaah:
افشین قطبی حتی از دومنک که در سال 2006 فرانسه را نایب قهرمان جهان کرد نیز بیشتر پول میگیرد.
به گزارش خبرآنلاین؛ 13 مربی معروف دنیا که در جام جهانی روی نیمکت تیمهای مختلف نشستند میتوانند به فدارسیونهای فوتبال کشور خود اعتراض کنند که چرا دستمزدشان بسیار کمتر از مربی تیمی است که نه به جام جهانی رسیده و نه موفقیتی در ماههای اخیر داشته!
به طور مثال اسکار تابارس سرمربی موفق تیم ملی اروگوئه که با آبیها به مرحله نیمه نهایی رسید و مقابل هلند شکست خورد نصف درآمد قطبی را هم ندارد! او که بعد از سالها توانست اروگوئه را به این افتخار بزرگ برساند سالیانه 300 هزار دلار از فدارسیون فوتبال این کشور دریافت میکند یعنی دقیقا 500 هزار دلار کمتر از افشین قطبی.
در واقع نه تنها او بلکه 12 مربی معروف جام جهانی رقم دریافتی سالیانه شان از سرمربی تیم ملی ایران کمتر است. سردمدار این لیست ریمون دومنک سرمربی تیم ملی فرانسه است. هر چند او خروسها را به موفقیت نرساند و در کنار این تیم افتضاح بزرگی به بار آورد اما پیش از جام مگر فدراسیون فوتبال فرانسه حدس میزد که این اتفاقات بیفتد و به او دستمزد کمی بدهد؟
دومنک که عنوان نایب قهرمانی جام جهانی 2006 را با این تیم به یدک میکشد سالیانه 720 هزار دلار از فدراسیون فوتبال فرانسه دریافت میکرد که در مقایسه با رقم قرار داد سرمربی تیم ملی ایران 80 هزار دلار کمتر است!
حتی رادومیر آنتیچ سرمربی معروف صربستان که سابقه مربیگری در دو تیم بزرگ دنیا یعنی رئال مادرید و بارسلونا را دارد هم به گرد پای قطبی نمیرسد. او سالیانه 378 هزار دلار میگیرد که دقیقا مبلغ دریافتیاش 422 هزار دلار از سرمربی تیم ملی ایران کمتر است!
آنتیچ یکی از معروف ترین و با کلاسترین مربیان اروپاست که تنها با بدشانسی نتوانست تیم صربستان را به مرحله بعد برساند. آنها حتی در مرحله گروهی آلمان یکی از بهترین تیمهای جام را شکست دادند اما او حالا میتواند سرش را به دیوار بکوبد که چرا نسبت به مربی دیگری که حتی تیمش را به جام جهانی نبرده و اغلب در سفر است کمتر میگیرد.
آنتیچ قطعا با حضور در ایران و مربیگری در یک تیم لیگه دسته دومی هم میتواند رقمی بیش از این دریافت کند چه رسد به اینکه سرمربی تیم ملی ایران شود.
لیست سرمربیانی که در جام جهانی حضور داشتند و کمتر از افشین قطبی پول گرفتهاند به شرح زیر است:
1-ریمون دومنک سرمربی فرانسه 720 هزار دلار
2-هو جونگ مو سرمربی کره جنوبی 600 هزار دلار
3-مورتن اولسن سرمربی دانمارک 570 هزار دلار
4-میلووان راژوک سرمربی غنا 540 هزار دلار
5-باب بردلی سرمربی آمریکا 400 هزار دلار
6-رادومیر آنتیچ سرمربی صربستان 378 هزار دلار
7-ماتیاژ کک سرمربی اسلوانی 360 هزار دلار
8-جراردو مارتینو سرمربی پاراگوئه 360 هزار دلار
9-رباح سعدان سرمربی الجزایر 360 هزار دلار
10-رینالدو رئالدو سرمربی هندوراس 350 هزار دلار
11-ولادیمیر ویس سرمربی اسلواکی 310 هزار دلار
12-اسکار تابارس سرمربی اروگوئه 300 هزار دلار
13-جونگ هون سرمربی کره شمالی 250 هزار دلار
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ghermezeteh
16-07-2010, 18:50
گزارشی از آخر و عاقبت چالش قطبی و باشگاهها :هیچ باشگاهی بازیکنانش را نمی دهد / تیم ملی 9 نفره به اتریش می رود؟ / قانون هم به نفع باشگاهها رای می دهد!
كش و قوس بين سرمربي تيمملي و باشگاههاي ليگ برتري به فاصله چهار روز مانده به برپايي اردوي 10 روزه تيمملي در كمپ لئون هارد اتريش از وقوع يك بحران تازه در فوتبال ايران حكايت دارد.
بهرغم اعتراض گسترده مربيان ليگ برتري كه اكنون دوران بدنسازي را در اردوهاي خارج از كشور سپري ميكنند، افشين قطبي با حمايتهاي آشكار مديران ارشد فدراسيون فوتبال از برپايي قطعي اردوي تيمملي در اتريش خبر ميدهد.
[Only registered and activated users can see links] ional_Team_Head_Coach_282299946.jpg&size=article_medium
روز گذشته و در كشاكش مجادله پنهان با علي دايي، قطبي حتي تهديد كرد چنانچه بازيكنان مليپوش پرسپوليس تا صبح امروز به سرپرست تيمملي مراجعه نكنند از فهرست تيمملي خط خواهند خورد. پيش از اين، عزيز محمدي، رئيس سازمان ليگ هم از ارجاع بازيكناني كه از حضور در اردوي تيمملي امتناع كردهاند، به كميته انضباطي خبر داده بود.
در حاليكه انتقاد از برنامه آمادهسازي تيمملي به نقطه اوج رسيده، قطبي از مجادلات رسانهاي پرهيز ميكند و اردوي 10 روزه اتريش را مفري براي عبور از هجمه انتقادهايي ميداند كه پس از بازگشت از سفر پرماجرايش ابعاد تازهاي پيدا كرده است.
سرمربي تيمملي پاسخي براي اظهارات بيپرده سيدجلال يحييزاده هم ندارد كه دو روز پيش صراحتا خواستار مدارك مستدلي كه حضور او در آفريقاي جنوبي را تاييد كند، شده بود. قطبي از سوي رئيس كميته تربيتبدني مجلس در مظان اتهام قرار گرفته اما تاكيد ميكند جواب هر منتقدي را نميدهد.
كاروان 9 نفره در راه اتريش
طبق برنامه قبلي تيمملي صبح روز يكشنبه 20 تيرماه عازم اتريش ميشود و پس از يك استراحت كوتاه اردوي 10 روزه آغاز خواهد شد. اين در حالي است كه قريب به اتفاق تيمهايي كه بازيكنان كليدي و تاثيرگذار تيمملي را در اختيار دارند، اردوي آمادهسازي پيش فصل را در مناطق خوش آب و هواي اروپا برپا كردهاند. شهاب گردان، محمدرضا خلعتبري، سيدمحمدحسيني و قاسم حداديفر چهار بازيكني هستند كه از تيم ذوبآهن به اردوي تيمملي دعوت شدهاند. ذوبآهن البته صبح روز گذشته و به قصد پشت سرگذاشتن يك اردوي 10 روزه عازم كمپ گلباشي تركيه شد.
استيلآذين هم كه قرار بود علي كريمي، مهرزاد معدنچي، حسن اشجاري و ميلاد زنيدپور را به اردوي تيمملي بفرستد، از ديروز اردوي آمادهسازياش را در اتريش و با حضور تمباكوويچ آغاز كرد. تراكتورسازي و سايپا هم كه محمد نصرتي و كريم انصاريفرد را به عنوان بازيكن مليپوش در اختيار دارند، اكنون در كشور تركيه به سر ميبرند. پرسپوليس هم كه اردوي آمادهسازياش را در دورتموند آلمان برپا كرده، از دادن بازيكنانش مثل عليرضا حقيقي، هادي نوروزي و غلامرضا رضايي بهتيم ملي معذور است.
پرويز مظلومي بهعنوان يكي از منتقدان سرسخت برنامههاي قطبي، استقلال را به اردوي سرعين برده و ايمان مبعلي، فرزاد آشوبي، حنيف عمرانزاده و ميلاد ميداوودي نيز در اردوي اتريش حضور نخواهند داشت. تنها شانس افشين قطبي پايان اردوي آمادهسازي سپاهان و بازگشت اين تيم از تركيه است. اين احتمال وجود دارد كه پنج بازيكن مليپوش سپاهان همراه تيمملي به اتريش بروند اما مخالفت امير قلعهنويي، حضور اين بازيكنان را ابهامآميز جلوه ميدهد.
سرمربي سپاهان ميگويد اگر اوساسونا، نكونام و شجاعي را به تيمملي داد، ما هم با حضور اين پنج بازيكن در اردوي اتريش مخالفتي نداريم. با توجه به سفر ناگهاني آندرانيك تيموريان به آلمان كه براي شركت در تست فني و پزشكي چند تيم بوندسليگايي عازم اين كشور شده و با احتساب بازيكنان مليپوش سپاهان، تيمملي در خوشبينانهترين حالت با 9 بازيكن تهران را به مقصد اردوي لئونهارد اتريش ترك ميكند.
چالش دايي با قطبي
درگير و دار انتقاد از برنامه آمادهسازي تيمملي و فهرست جديد تيمملي، علي دايي به عنوان منتقد اول اين ماجرا با طرح يك پرسش كليدي، اتهامي فراتر از عملكرد ضعيف سرمربي تيمملي را مطرح ميكند. دايي كه از دورتموند آلمان خبرها را رصد ميكند پس از خط خوردن چهار بازيكن پرسپوليس از ليست اوليه تيمملي، با طرح يك سوال، سازوكار نامتعارف دعوت بازيكنان به اردوي تيمملي را به چالش ميكشد و ميگويد: «اصلا من علي دايي هيچ چيز از فوتبال نميفهمم، اما آقايان كه همه چيز را ميفهمند به اين سوال من جواب بدهند. چرا 35 بازيكن قبل از فصل نقل و انتقالات به تيمملي دعوت ميشوند اما بدون يك جلسه تمرين و قبل از پايان فصل نقل و انتقالات خط ميخورند؟» اين بخشي از گفتوگوي دايي با وبسايت رسمي باشگاه پرسپوليس است كه روز گذشته منتشر شد. او با اين اظهارات ترديدهاي بزرگي را درباره نيت سرمربي تيمملي از دعوت بازيكنان به اردوي تيمملي مطرح كرده است.
توسل به قانون
ماجراي امتناع باشگاهها از دادن بازيكن به تيمملي و سياست تهديد و ارعاب فدراسيون فوتبال، چالش قديمي فوتبال ايران است اما در دوران مربيگري قطبي در تيمملي رو به وخامت گذاشته است. بهنظر ميرسد اين بار باشگاههاي ليگ برتري با يك ترفند تازه و اتحاد نامحسوس براي در اختيار داشتن بازيكنانشان به راهكارهاي قانوني متوسل شدهاند.
احمدرضا براتي، وكيل اتحاديه فوتبال طي شدن روند قانوني را به نفع باشگاهها ميداند: «فدراسيون فوتبال اعلام كرده بازيكنان غايب در اردوي اتريش را به كميته انضباطي واگذار ميكند. البته اين حق براي باشگاهها محفوظ است كه به حكمكميته انضباطي اعتراض كنند و شكايت خود را به كميته استيناف ببرند. اگر كميته استيناف حكم را نقض كند كه ناخودآگاه مسئله حل است اما اگر حكمكميته انضباطي مورد تاييد قرار بگيرد، باشگاهها ميتوانند شكوائيه خود را به «كميته وضعيت بازيكنان» فيفا ببرند.
براتي به واسطه آشنايي با قوانين حقوقي فوتبال در سطوح بينالمللي، حكم فيفا در قبال چنين پروندهاي را قابل پيشبيني ميداند: «جريمه بازيكناني كه در اين مقطع از حضور در اردوي تيمملي امتناع ميكنند يك تهديد پوشالي و بيپشتوانه است. برابر مقررات، فيفا مطمئنا حكمكميته انضباطي را نقض خواهد كرد.»
استدلال منطقي تيمهاي ليگ برتري اين است كه دوران سخت و طاقتفرساي بدنسازي را به تازگي پشت سر گذاشتند و فدراسيون فوتبال هم اردوي اتريش را تنها مجال براي جمعآوري همه بازيكنان تيم ملي ميداند.تيمهاي ليگ برتري البته شفاها تعهد دادهاند بازيكنان مليپوش را از اردوي اروپا مستقيما راهي اتريش كنند. اگر چنين تعاملي برقرار نشود شايد فيفا آخرين مرجع قانوني براي حل اين اختلاف كهنه باشد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
17-07-2010, 21:56
با گذشت چند روز از پایان یافتن جام جهانی 2010هچنان این جام متفاوت با حاشیه هایی همراه است
با فروکش کردن این مسابقات شنیده شده است به یکی از گزارشگران این جام تذکر جدی و اساسی داده شده است.
عادل فردوسی پور گزارشگر بازی فینال اسپانیا-هلند، پس از پیروزی تیم ملی اسپانیا برابر حریف و خوشحالی بی حد و حصر مردم این کشور و تعطیلی فردای آنروز و تعطیلی دو روزه کشورمان مطالبی گفته که موجب تذکر جدی مسئولان به وی شده است
اين در حالي است كه چندي پيش كميسيون فرهنگي مجلس نيز به نحوه دادن برخي اطلاعات و شائبه خرافاتي بودن آن اطلاعات اعتراض كرده بود.:fkr:
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
29-07-2010, 11:10
گزارشي تکان دهنده از رواج مصرف شيشه بين فوتباليست ها / مسئولان چاره انديشي كنند:1h4:
[Only registered and activated users can see links]
مسأله اسفناک رواج استعمال شيشه (آمفتامين) بين فوتباليستها براي پايين آوردن وزن است. آماري که بين فوتباليستها شايع شده واقعاً نگران کننده است. اگرچه پيش از اين هم بارها در مورد اعتياد فوتباليستها مطالب و آماري منتشر شده است، اما هيچ گاه به نظر بحث اين قدر جدي نبوده و حداقل به جامعه شوک وارد نکرده است.
دقيق ترين، جالب ترين و جسورانه ترين آمار را يک بار ابراهيم افشار (روزنامه نگار باسابقه) طي گزارشي در روزنامه جهان فوتبال منتشر کرد که باعث ايجاد بلوايي زودگذر شد. او آنجا از اين گفته بود که حتي در تيم ملي هم چندين نوبت ملي پوشان پيش از بازي هاي بزرگ موادي را بمبي کرده بودند و البته موفق هم شده بودند که نتيجه ها را عوض کنند. پيش و پس از اين مطلب هم گزارشهايي در مورد اعتياد شديد ستاره هاي سابق در دوران بازنشستگي منتشر شد. حتي مصاحبه هايي هم با همين ستاره ها انجام دادند که بخشي از گنداب فوتبال را شور دادند و البته زود هم اين گنداب باز راکد شد.
در اغلب اين گزارشها اگر موارد استفاده تفريحي توصيف مي شد، اما اين بار داستان کمي فرق مي کند. هم در نوع ماده استفاده شده و هم در چراي استفاده. اين بار حرف از پايين آوردن وزن با استفاده از «شيشه» است. در همين فصل آماده سازي تيمها، چندين مورد شايع شد که فوتباليستها براي رسيدن سر وزن از اين ماده استفاده کرده و حتي پرونده اي در اين خصوص در کميته انضباطي در حال تشکيل است.
يکي از مربيان ليگ برتري در اين خصوص داستانهاي جالبي تعريف مي کند که البته تأسف برانگيز هم هست. اين مربي که هدايت يکي از تيمهاي شهرستاني سقوط کرده را برعهده داشته؛ مي گويد: پارسال دو بازيکن براي تست دادن، به تمرينات ما آمدند که وزنشان دو برابر من بود وقتي دلالها اين بازيکنان را آوردند، گفتند که وزنشان زياد است، اما با تمرينات اختصاصي و فشار خيلي زود به سر وزن مي رسند. اين دو بازيکن اگرچه سر تمرينات تيمي از زير کار در مي رفتند، اما در کمتر از دو ماه وزنشان را نصف کردند. با اين حال رفتارهايشان هم دچار تغييرات زيادي شد که ما را مشکوک کردند. در يکي از اردوها ما سرانجام فهميديم که آنها از شيشه براي کم کردن وزن خود استفاده کرده اند.
اين مربي اضافه مي کند: پس از اينکه از شر اين بازيکنان راحت شديم در راديو شنيدم که چندي بعد يکي از آنان که سابقه قهرماني با تيمش در جام حذفي را هم داشت، به علت استعمال زياد شيشه اقدام به خودکشي کرده است.
البته امسال هم از اردوي يکي از تيمهاي تهراني که در خارج از پايتخت برگزار مي شد، خبرهايي در اين خصوص به بيرون درز کرد. گفته مي شد، يکي از چپ هاي اين تيمها براي رسيدن به شرايط وزني مناسب در اتاق خود، شيشه مصرف مي کرده که کادر فني متوجه مي شود و خبر خيلي زود به تهران مي رسد و... در اردوي ساير تيمها هم کم و بيش چنين اتفاقاتي افتاد، بخصوص در اردوهاي خارجي که البته به دلايل مختلفي همگي مسکوت مانده اند.
اما چرا شيشه؟ يکي از پزشکان تيمهاي ليگ برتري مي گويد: بله متأسفانه اين مسأله دردناک حقيقت دارد و ما هر روز بيش از گذشته شاهد شايع شدن استعمال اين مواد در بين ورزشکاران و بخصوص فوتباليستها هستيم که مهمترين دليلش مصرف راحت و بازدهي بالاي آن است.
وي مي گويد: «آمفتامين» به دليل قيمت ارزانش به راحتي قابل تهيه است و بر خلاف موادمخدر ديگر موقع استفاده بوي آنچناني هم ندارد. ضمن اينکه استفاده از آن به دليل سادگي در هر جايي امکان دارد. در مورد فوتباليستها بيشتر مکانهاي استفاده در اتاقها و حتي ماشين هاي شخصي شان بوده است.
وي در مورد کاهش وزن به محض استفاده از اين ماده مي گويد: اين ماده علاوه بر اينکه بر روح و روان فرد تأثير دارد، روي تغييرات وزني بدن نيز بسيار مؤثر است. البته زمان شروع کم کردن وزن در افراد گوناگون با توجه به شرايط بدني متفاوت است. بعضي ها بلافاصله و بعضي ها با مدت زمان بيشتري پس از استعمال شروع به کم کردن وزن مي کنند.
وي ادامه مي دهد: البته در فوتباليستها به دليل وضع مالي خوبشان با خورد و خوراک مناسب مي توان جلوي تابلو شدن ظاهر را گرفت و به همين دليل آنان رغبت بيشتري به استفاده از اين ماده نشان مي دهند. با اين حال مواردي داشتيم که به دليل اعتياد شديد دچار مشکلات روحي و رواني شديد شده اند.
اغلب مربيان ليگ برتري روي اين نکته تأکيد دارند که شاگردانشان به دليل وضع مالي خوب مدام در پارتي هاي شبانه و ميهماني هاي مجردي شرکت مي کنند و آنجاست که براي اولين بار با مواد مخدري مثل شيشه آشنا مي شوند. اين مواد مخدر بدون توجه به عوارض جانبي شان به دليل لذت هايي که در افراد به وجود مي آورد اول بار به صورت تفريحي و بعد به صورت اعتياد از سوي ستاره ها مورد استفاده قرار مي گيرند. جالب اينکه اينگونه موارد بيشتر در بين فوتباليستهايي ديده مي شود که براي بازي در باشگاهاي طرف قرار داد مجبور مي شوند شهر خود را ترک کنند و در شهري ديگر به صورت مجردي زندگي کنند. به عنوان مثال در مشهد طي چند سال گذشته شايعات زيادي در مورد بازيکنان غير بومي تيم هاي ليگ برتري اين شهر شنيده شد که در يکي دو مورد باشگاهها مجبور به اخراج اين بازيکنان البته با ذکر عنوان دلايل ديگر شدند.
آنچه مسلم است، اينکه نمي توان وجود چنين اپيدمي را انکار کرد، اما با توجه به اثبات سخت اين گونه موارد، ورود به حيطه آن براي مراجع ذي صلاح تا جمع نشدن مدارک کافي مقدور نيست.
به نظر، همين دليل هم مي تواند يکي از دلايل مهم استفاده فوتباليستها از اين گونه مواد باشد. به هر حال آزمايشي هم مخصوص مشخص شدن اين نوع اعتياد فعلاً در باشگاه ها و فدراسيونها انجام نمي شود و تنها راه اثبات گير افتادن ورزشکاران در هنگام استعمال است که آن هم با توجه به روابط پشت پرده موجود در اين گونه پرونده ها خيلي مؤثر نيست.
در دنياي ورزش بارها و بارها در مورد اعتياد ستاره هاي بزرگ به مواد مخدر شنيده بوديم. از جرج بست و مارادونا بگيريد تا مايکل فلپس وتايسون همه و همه در دام اعتياد گرفتار شده بودند اما براي تفريح . هيچ گاه نشنيديم که آنان براي وزن کم کردن يا رسيدن به شرايطه ايده آل بدني به مواد مخدر روي آورده باشند. آنها در دوران حرفه اي خود با تمرين به هرانچه مي خواستند رسيدند نه با استفاده از مواد مخدر. ظاهرا استفاده از مواد مخدر براي وزن کم کردن براي اولين بار است که در دنيا توسط فوتباليست هاي ايراني ابداع مي شود. ابداعي که احتمالا معضل بدتري از دوپينگ در ورزش ايران خواهد بود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ghermezeteh
31-07-2010, 08:39
بيانيه هيات رسيدگي به تخلفات حرفهاي فوتبال ( ستاد منشور اخلاقی سابق):با متخلفان فوتبال در هر رده و مسئوليتي برخورد جدي ميكنيم
دبير خانه هيات رسيدگي به تخلفات حرفهاي ايران با انتشار بيانيهاي اعلام كرد با متخلفان در هر رده و مسئوليتي برخورد جدي خواهد شد.
دبير خانه هيات بررسي و پيگيري و رسيدگي به تخلفات حرفهاي فوتبال ايران پس از بررسي پرونده افرادي كه به نحوي در جريانات ناسالم فوتبال اعم از سوء جريان مالي، سوء استفاده از موقعيت شغلي، تباني و ... دخالت داشتهاند بيانيهاي به شرح زير صادر كرد:
"پرونده اين افراد در حال بررسي است و موارد خاص به افراد ذيربط اعلام گرديده است. برخي موارد نيز تا حصول نتيجه قطعي تحقيقات فرصت بيشتري ميطلبد كه در دست بررسي و اقدام است. لذا دبير خانه هيات پس از جلسات مكرر با حضور اعضاي رسما اعلام ميكند آنچه درباره برخي افراد اعلام شده جريان سازي خبري بوده و هر گونه تاييد، تكذيب، آوردن نام افراد مرتبط با اسم مسئولان فدراسيون بيشتر به گمانه زني برخي جريانها مربوط ميشود. لذا تا تعيين تكليف قطعي پرونده و تعيين وضعيت افراد بنا به مصوبه هيات و تاكيد رياست هيات رسيدگي هيچ فرد يا نهادي حق ندارد اظهار نظري در اين زمينه انجام دهد.
ضمن اينكه هيات رسيدگي بدون توجه به جريان سازي برخي رسانهها قاطعانه و مجدانه تاكيد ميكند با دقت و جديت تمام جريان ناسالم فوتبال اعم از سوء جريان مالي، تباني، دوپينگ، رفتارهاي خلاف آئين نامه و ... را رصد ميكند و پس از بررسي تخلفات با متخلفين در هر رده و مسئوليتي كه باشند با آنها برخورد شده و نتيجه آن به افراد ذيربط ابلاغ خواهد شد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
************************************************** **************
فدراسیون فوتبال اعلام کرد: اعلام اسامی منشوری ها گمانهزنی رسانهها و جریانهای خاص است
دبیرخانه هیئت رسیدگی به تخلفات اخلاق حرفهای فوتبال اعلام کرد، اسامی افرادی که به عنوان مختلف و منشوری اعلام شده، جریان سازی خبری بوده و هرگونه تایید و تکذیبیه و آوردن نام افراد مرتبط به اسم مسئولان فدراسیون بیشتر گمانهزنی رسانهها و برخی جریانات خاص است.
هیئت بررسی و پیگیری و رسیدگی به تخلفات اخلاق حرفهای فوتبال ایران پس از بررسی پرونده افرادی که به نحوی در جریانات ناسالم فوتبال اعم از سوء جریان مالی، سوء استفاده از موقعیت شغلی، تبانی و ... موردی را داشتهاند، بیانیهای صادر کرد.
متن بیانیه هیئت بررسی و رسیدگی به تخلفات اخلاق حرفه ای فوتبال این چنین آغاز می شود: پروندههای افرادی که به نحوی در جریانات ناسالم فوتبال اعم از سوء جریان مالی، سوء استفاده از موقعیت شغلی، تبانی و ... نقشی داشتهاند، با توجه به مدارک و مستندات بررسی شده و موارد خاص به افراد ذیربط اعلام شد. بعضی موارد نیز تا حصول نتیجه قطعی تحقیقات و پیگیری فرصت بیشتری می طلبد که در دست بررسی و اقدام است.
در این بیانیه همچنین خاطرنشان شده است: لذا دبیرخانه هیئت پس از جلسات مکرر با حضور اعضا رسما اعلام می کند آنچه راجع به اسامی افراد اعلام شده جریان سازی خبری بوده و هرگونه تایید و تکذیبیه و آوردن نام افراد مرتبط به اسم مسئولان فدراسیون بیشتر گمانهزنی رسانهها و برخی جریانات خاص است.
هیئت بررسی و پیگیری و رسیدگی به تخلفات اخلاق حرفهای فوتبال ایران در این بیانیه همچنین اعلام کرده است: تا تعیین تکلیف قطعی پروندهها و تعیین وضعیت افراد بنا به مصوبه هیئت و تاکید ریاست هیئت رسیدگی، هیچ کس تحت هیچ عنوانی حق اظهارنظر در خصوص افراد را نخواهد داشت.
در بخش پایانی این بیانیه خاطرنشان شده است: هیئت رسیدگی بدون توجه به جریان سازی برخی رسانهها قاطعانه و مجدانه تاکید می کند با دقت و جدیت تمام جریانات ناسالم در فوتبال اعم از سوء جریان مالی، تبانی، دوپینگ و رفتارهای خلاف آیین نامه اخلاق حرفهای را رصد کرده و پس از بررسی تخلفات با متخلفین در هر ردهای و با هر مسئولیتی برخورد کرده و نتیجه آن به افراد ذیربط ابلاغ خواهد شد
منبع ([Only registered and activated users can see links])
************************************************** **************
افشارزاده هم به منقدان منشور اخلاقی فوتبال پیوست
افشارزاده معتقد است یک بعد از ورزش، اخلاقیات است و نباید برای ورزش، منشور اخلاقی تدوین کرد.
بهرام افشارزاده دبیر کل کمیته ملی المپیک نظر جالبی در مورد منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال دارد؛ نظری که عملکرد مسئولان فدراسیون فوتبال را زیر سوال میبرد.
وی گفت : «وقتی صحبت از ورزش میشود اخلاقیات نیز کنار آن قرار میگیرد. هماکنون شاهد هستیم که با گذشت 30 سال از پیروزی انقلاب فدراسیون فوتبال منشور اخلاقی مینویسد در حالی که ورزش، خودش منشور اخلاقی است و یک بعد ورزش اخلاقیات است اما ما آن را به منشور اخلاقی محدود کردیم.»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
07-08-2010, 22:01
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
مربی تیم ملی نماد فوتبال یک کشور است، همان گونه که بازیکنان تیم، ویترین فوتبال و تجلی پیشرفت یا پسرفت آن هستند؛ بنابراین از یک مربی ملی بیش از هر فرد دیگری انتظار چهرهای موقر و جذبکننده میرود و به همان میزان، رفتارهای غریبشان ما را بیشتر به شگفت میآورد. به هر حال مربی هم آدم است
مربی تیم ملی نماد فوتبال یک کشور است، همان گونه که بازیکنان تیم، ویترین فوتبال و تجلی پیشرفت یا پسرفت آن هستند؛ بنابراین از یک مربی ملی بیش از هر فرد دیگری انتظار چهرهای موقر و جذبکننده میرود و به همان میزان، رفتارهای غریبشان ما را بیشتر به شگفت میآورد. به هر حال مربی هم آدم است و در تب و تاب حوادث پرهیجان، ممکن است مرتکب خطا شود ولی گاهی این رفتارها بسیار تاثیرگذارند و گاه به یادماندنی. این مقایسهای است به برخی رفتارهای عجیب مارادونا-که این اواخر در تیم ملی آرژانتین جنجال درست کرد-و افشین قطبی، مربی تیم ملی خودمان. شاید کارهایشان به نظر شما عجیب بیایید، شاید نه؛ شاید قابل توجیه باشد، شاید نه. شاید برایتان جذاب و لذتبخش باشد، شاید قابل ملامت... هرچه هست، قضاوت با خودتان.
مربیانی که در سطح ملی مسوولیت فنی یک تیم را برعهده میگیرند کاملا زیر ذرهبین هستند و به تناسب شهرت و جایگاهی که در جهان فوتبال دارند رفتار و گفتارشان بیشتر مورد توجه قرار دارد.
افشین قطبی هم چنین وضعیتی دارد و بعضا برای سکوتهایش هم حرف و حدیث مطرح میشود. در این مطلب به 10 مورد از رفتارها و صحبتهایش اشاره خواهیم کرد.
1-بازی با سنگاپور در مرحله مقدماتی جام ملتها، مسابقهای که از پیش برندهاش قابل پیشبینی بود در واقع سطح فوتبال ما با کشوری که وسعتش به اندازه تهران نیست آنقدر زیاد هست که از همین الان میتوان شانس پیروزی تیم کشورمان را در رویارویی دوباره با این تیم در سالهای آینده هم زیاد دانست اما برابر همین تیم وقتی به گل میرسیم، سرمربی تیم ملی به گونهای شادی میکند که انگار به برزیل گل زدهایم. واکنش او باعث میشود تا مهرزاد معدنچی بعد از گلی که میزند سجده شکر کند.
2-تیکی تاکا، واژهای که به فوتبال اسپانیا نسبت داده میشود و شاید مردم کشور ماتادورها با داشتن ستارههایی مثل ژاوی، اینیستا، پویول، داویدویا، راموس و... حق داشته باشند که چنین سبکی را از تیم ملی کشورشان انتظار بکشند. آن هم در شرایطی که با چنین روشی فوتبال را آموختهاند، حالا قطبی هم چنین ادعایی دارد که فقط باید منتظر بود و دید.
3-مارادونا، قبل از جام جهانی زانتی را خط زد و اوتامندی را جایگزینش کرد که با زانتی بسیار فاصله داشت. حالا قطبی، کریمی را دعوت نمیکند، آن هم در حالی که این بازیکن در اردوی اتریش یک بار با گلش تیم ملی را از شکست رهایی داد و یک بار هم با گل او به پیروزی رسید. حالا اگر قطبی، کریمی را برای جام ملتها دعوت نکند باید دید جایگزینش تا چه اندازه موفق خواهد بود.
4-قرار بود دستیاران او مسابقات لیگ را از نزدیک ببینند که میبینند، قرار بود چند چهره جدید معرفی کنند که در لیست مدعوین برای بازی با ارمنستان نام جدیدی دیده نشد.
5-مسافرتهای قطبی هم خالی از حرف و حدیث نبوده است. هنوز و پس از گذشت حدود یک ماه از جام جهانی مشخص نشد که قطبی به آفریقای جنوبی رفته یا نه، اردوی تیم ملی هم که در اتریش تمام شد او به تهران نیامد و کسی هم متوجه نشد که بالاخره او به هلند رفته یا در آمریکا بوده است.
6-هیچ مربی قول قهرمانی نمیدهد البته انگیزه قهرمانی داشتن بسیار خوب است. قطبی وقتی سرمربی تیم ملی شد قول قهرمانی در جام ملتها را داد اما بعدها منکر آن شد!
7-مارادونا ادعا داشت که اگر قهرمان جام جهانی شود در شهر بوینسآیرس از خوشحالی میدود، حالا باید دید قطبی که به خاطر گلزنی به سنگاپور اینطور شادی میکند در صورت قهرمانی در جام ملتها چهکار خواهد کرد.
8-هر مربی تیم ملی منتقدانی داشته که قطبی هم از این قاعده مستثنی نیست البته او بعضا جواب آنها را هم داده و حتی مدعی هم شده بعضیها دنبال صندلیاش هستند. رسول کربکندی امیدوار است او بعد از جام ملتها و زمان پاسخگویی سوار هواپیما نباشد.
9-مرتضی محصص در زمان برگزاری جام جهانی در خصوص رفتار مارادونا مدعی شد: «مربیانی که شاگردان خود را بغل میکنند قهرمان نمیشوند» آن روز و با توجه به بازیهای آرژانتین خیلیها از او ایراد گرفتند اما این اتفاق پس از باخت صفر-4 برابر آلمان و حذف تیم مارادونا رخ داد، امیدواریم قطبی در جام ملتها این صحبت محصص را گوش کند.
10-وقتی تیم ملی برای برگزاری اردو به خارج از کشور میرود باید تمام امکانات در شأن تیم ملی باشد. بعضیها ایراد گرفتند که لباسهای تمرین تیم ملی هیچ نشانی از ایران که روی آن حک شده باشد را نداشته و حالا که اردو تمام شده ملیپوشان یکی یکی از کمبود امکانات میگویند، جالب اینکه حال میشنویم برخی از ملیپوشان مدعی شدهاند تیم واشاش که دومین حریف ایران در اردوی اتریش بود با تیم هنرمندان ما بازی کرده است، زمین بازی هم که بماند.
درباره دیگو مارادونا چه میشود گفت؟ در جام جهانی 2010 که خیلی از بازیکنان از کیفیت توپهای «جابولانی» مینالیدند، مارادونای 49 ساله ضربه ایستگاهی پشت ضربه ایستگاهی بود که در تمرینهای آرژانتین گل میکرد. او نابغه فوتبال بود- و هست- ولی از حاشیه هم کم نمیآورد و هنوز هم که هنوز است، مدام سر و صدا به پا میکند. نمونهاش سخنرانی کوتاهی است که چند روز پیش انجام داد و بعد از اینکه قراردادش را به عنوان مربی آرژانتین تمدید نکردند، رییس فدراسیون را «دروغگو» و کارلوس بیلاردو، مربی خودش در جامهای 86 و 90 و مدیر فعلی تیم ملی آرژانتین را «خائن» خواند. اینها نمونهای است از رفتارها و سخنان دیوانهوار نابغه فوتبال.
1-وقتی خاویر زانتی، رکورددار بازیهای ملی در آرژانتین که در اینتر فصل درخشانی را گذرانده بود، دعوت نشد، خیلیها ناراحت شدند. در عوض مارادونا یکی مثل آریل گارسه، بازیکن کهنهکار اما کمتر شناخته شده «کلون» را با خودش به آفریقای جنوبی برد. گفته میشود او خواب دیده تیمش قهرمان میشود و تنها بازیکنی که از آن خواب یادش میآمده، گارسه بوده است.
2-در اوایل جام جهانی، مارادونا از خجالت میشل پلاتینی، رییس یوفا درآمد. او در یک نشست خبری از پلاتینی خواست که خودش توپ جنجالی آدیداس را که کیفیت بالایی ندارد، امتحان کند. مارادونا گفت: «... از حرفهای او غافلگیر نشدم چون رابطهمان همیشه دورادور بوده. سلام، خداحافظ! همهمان میدانیم فرانسویها چطور هستند و پلاتینی هم فرانسوی است و فکر میکند از بقیه بهتر است.»
3-باستین شواین اشتایگر پیش از دیدار آلمان و آرژانتین در یک چهارم نهایی گفته بود: «وقتی بازیهای آرژانتین را میبینی و اینکه چطور تلاش میکنند روی داور اثر بگذارند... این بیاحترامی است ولی این چیزی است که آرژانتینیها دوست دارند. باید آماده این مساله باشیم، فقط امیدوارم داور روز خوبی داشته باشد.» مارادونا هم نتوانست ساکت بماند و جواب داد: «برای فکر کردن به باستین شواین اشتایگر وقت نداریم؛ بچهها دارند به حضور در زمین و تکرار بازی 2006 فکر میکنند. بنابراین آنچه او درباره پنالتیها، خطاها و اینکه ما ظرفیت باخت نداریم، میگوید، برای من جذاب نیست...» همه چیز عادی پیش میرفت تا اینکه مارادونا صورتش را به سمت دوربین برگرداند و از لهجه آلمانی تقلید کرد: «شواین اشتایگر چی شده؟ عصبی شدهای؟»
4-مارادونا روزی که اسم 23 بازیکن نهاییاش را اعلام کرد، به اندازه کافی دغدغه داشت؛ با این حال این مراسم خیلی جنجالیتر شد چون آقای مربی با ماشین از روی یک فیلمبردار رد شد! او با یک «مینی» (ماشین کوچک) به نشست خبری آمد و در حالی که خبرنگاران احاطهاش کردهبودند، با ماشین از روی پای یک فیلمبردار رد شد ولی بعد هم آمد و شروع کرد به سرزنش قربانیاش و توهین به او که اول تو باعث تصادف شدهای. شاهدان شنیدهاند که مارادونا گفت: «عجب عوضی (یک کلمه بدتر) هستی. چطور میتوانی پایت را جایی بگذاری که ممکن است از رویش رد شوند؟»
5- او قول داده بود که اگر تیمش قهرمان شود، لباسهایش را در بیاورد و در بوینسآیرس بدود.
6-مارادونا در جریان یک جلسه تمرین در پرتوریا، بازیکنان را 2 دسته کرد و یک بازی تمرینی گذاشت. بعد بازندهها را فرستاد توی دروازه و خودش هم رفت کنارشان و به برندهها گفت آنها را با توپ بزنند.
7-او در جام جهانی با چهرهای متفاوت از قبل ظاهر شد. سگ چینی مارادونا موقعی که خواسته بود او را ببوسد، گازش گرفته بود و او هم پس از جراحی پلاستیک، برای پوشاندن جای زخم، ریش گذاشته بود: «ریش گذاشتم چون سگم تقریبا تمام دهانم را خورده بود و یک زخم بزرگ به جایش گذاشته بود.»
8-جنگ لفظی بین پله و مارادونا هم که چیز تازهای نیست. بعد از اینکه پله، او را متهم کرد که چون پول لازم داشته، مربی آرژانتین شده، جواب داد که این آدم نحس باید به موزه برگردد. مارادونا پیشتر پله را متهم کرده بود که از میزبانی آفریقای جنوبی حمایت نکرده: «وقتی قبل از جام ملتهای آفریقا آن تراژدی برای تیم توگو اتفاق افتاد، یک آقای محترم رنگین پوست که با شماره 10 بازی میکرد، به این اعتقاد نداشت که ممکن است جام جهانی در اینجا برگزار شود ولی امروز آفریقای جنوبی به او جواب داد: بله، میشود...»
9-آرژانتین در مسابقه یکی مانده به آخر در دور مقدماتی میزبان پرو بود و محتاج برد. آنها زیر باران یک-صفر جلو افتاده بودند که پرو در دقیقه 89 گل تساوی را زد. امید آرژانتین برای صعود کمرنگ شد که ناگهان مارتین پالرمو در وقتهای اضافه گل زد و امیدها را زنده کرد. این پایان مهیج، مارادونا را از خود بیخود کرد تا در کنار زمین بدود و بعد یک شیرجه نمایشی برود و روی زمین خیس لیز بخورد.
10-الدیگو در دور مقدماتی زیر فشار زیادی قرار داشت ولی سرانجام با پیروزی یک-صفر در زمین اروگوئه در آخرین دیدار مرحله مقدماتی، صعود تیمش به جامجهانی قطعی شد. او در نشست خبری بعد از بازی یکی دو جمله بسیار رکیک به زبان آورد-که به خاطرش 2 ماه محروم شد- و گفت: «این (برد و صعود) برای همه آرژانتینیها است به جز خبرنگاران.»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
09-08-2010, 12:37
آقای شریفی صحبت را با مسئله تعلیق باشگاههای فوتبال شروع می کنیم. این موضوع به کجا رسید؟
- امسال ما تیمهای بسیاری را بدلیل شرایط نامساعد مالی تعلیق کرده ایم که به طور مثال می توانم به باشگاههای ابومسلم، پیام و آلومینیوم اراک و خیلی از باشگاههایی که اسامی شان الان در خاطرم نیست اما در وضعیت نامشخص و بحرانی قرار دارند اشاره کنم.* آیا اصرار بر تعلیق باشگاهها اثری هم دارد؟
- این تعلیق ها منتهی می شود به کاهش امتیاز که با این کار تیمهایی که توانایی پرداخت مطالبات و بدهی ها را ندارند مسابقات را با امتیاز منفی شروع کنند و اگر امتیاز منفی مکرر هم بگیرند خودشان می دانند که خود به خود از گردونه مسابقات باز می مانند و در نتیجه به دسته های پایین تر می روند که این عاقبت عدم توانایی شان است.
* بنابراین شما با این کارتان نه تنها به حل مشکلات کمک نمی کنید بلکه به بحرانهای موجود دامن می زنید؟
- نه! این یک تلنگری است به باشگاههای بدهکار و متخلف که بر همین اساس یا باید به فکر اصلاح خودشان باشند یا از گردونه مسابقات خارج شوند که با خروج شان، از عقد قرارداد با نفرات جدید جلوگیری می شود و با همین کار به طور اتوماتیک از بدهکار شدن این نوع باشگاهها جلوگیری می شود.
* فکر می کنید این یک راهکار قطعی و کاربردی است؟
- ما امسال برای تیمهای بدهکار که البته لیست بلند بالایی هم دارند این کار را انجام خواهیم داد و باز هم می گویم نحوه کار به این شکل است که الان نه می توانند بازیکن جذب کنند و نه می توانند بازیکن بفروشند اما قبل از شروع بازی ها برای اینکه آن موقع با تعلیق تیمها مواجه نشویم تا مسابقات با تأخیر روبرو نشود ما با کاهش امتیاز کار می کنیم که این مورد بیشترین زیان را برای این تیمها دارد.
* علی کفاشیان بحث مربیان منشوری را به نظر و تأیید نهایی کمیته انضباطی ارجاع داده، با توجه به این موضوع آیا هنوز هم در لیست سیاه فوتبال ما چنین مربیانی وجود دارند؟
- ما تا همین الان که خدمت شما هستیم چنین چیزی را نداشتیم. ببینید هیئت رسیدگی به تخلفات حرفه ای با این خط مشی تأسیس شد که اگر شکایت و ادعاهایی مبنی بر سو جریان مالی، دوپینگ و دیگر مسائلی که احتمال آلودگی در فوتبال را ایجاد می کند وجود داشت، افراد مدعی بیایند و به هیئت اعلام بکنند. اگر به دلیل رسید به کمیته انضباطی بدهند و اگر به دلیل نرسید باید تحقیقات را ادامه دهند و الان امری که به دلیل منتهی شده و در اختیار کمیته انضباطی قرار گرفته باشد به هیچ وجه وجود ندارد.
* بحث ف.ک ها به کجا رسید، گویا در خصوص یکی از این مربیان که اتفاقا دوباره جنجال ساز شده ، رئیس سازمان لیگ گفته او باید از فوتبال اخراج شود؟
- به این شکل که می گویید نیست و آقای عزیز محمدی هم چنین نظری ندارد. البته الان یک ادعا از سوی مدیریت باشگاه داماش مطرح شده که باید به صورت دقیق بررسی شود و اخیرا دستور دادیم تا دلایل لازم را در صورت وجود از این باشگاه دریافت کنند اما اینکه ف.ک مذکور اجازه فعالیت ندارد، چنین چیزی در هیئت رسیدگی به تخلفات مطرح نیست و این موضوع را تأیید نمی کنم.
* مسابقه پرسپولیس و تراکتور سازی حاشیه های جنجالی بسیاری داشت اما با توجه به حضور در شما در کوالالامپور، حکم محرومیت هواداران این دو تیم توسط چه کسی صادر شد؟
- در این مورد باید بگویم که گزارشات بازی به صورت تلفنی در اختیارم گذاشته شد و این رأی با مشورت اعضای کمیته انضباطی و نظر مستقیم من صادر شد. ابتدا قرار بود اعضا صبر کنند تا من به تهران برسم اما با توجه به شدت موضوع، این اتفاق نیفتاد و در روز چهارشنبه یک جلسه را برگزار کردند که در آن جلسه، معاون و دو عضو دیگر رأی تأیید شده را صادر کردند.
* آیا دو جلسه محرومیت برای تماشاگر نماهایی که زمین مسابقه را سنگ باران کردند کافی بود؟
- این حکم برای شروع کار است و فعلا این تخلف همین مقدار تنبیه را دارد. با این حال مطمئن باشید اگر مجددا چنین اتفاقی بیفتد تنبیهات شدیدتری را نه تنها برای هواداران خوب تبریزی بلکه برای هر هوادار هر تیمی که این تخلف را داشته باشد اجرا می شود.
* طبق اعلام برخی رسانه ها، یکی از آخرین احکام کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال مربوط است به اینکه اگر سایت باشگاهها اقدام به صدور بیانیه کنند، مسدود و فیلتر می شوند. لطفا در مورد این حکم بیشتر توضیح دهید؟
- ما اصلا بحثی به نام فیلترینگ و مسدود سازی سایت باشگاهها را نگفتیم و این موضوع را قویا تکذیب می کنم. ما گفته ایم که بیانیه به منزله مصاحبه مجازی است. یعنی زمانیکه به فلانی می گوییم حق نداری که مصاحبه کنی، از جمله می توانیم به او بگوییم که حق نداری بیانیه هم صادر کنی و اگر بیانیه بدهی مجازات می کنیم و همانطور که اگر مصاحبه ای از سوی فرد متخلف تکرار شود سبب محرومیت از نشستن او بر روی نیمکت می شود. بر همین اساس اگر عامل مذکور این کار را در قالب بیانیه هم انجام دهد آن موقع برخورد شدیدتری می کنیم و ضمانت اجرایی هم این است که از هیئت رئیسه و مجمع فدراسیون فوتبال خواهیم خواست تا فعالیت فرد متخلف را برای یک مدت طولانی به حالت تعلیق در آورد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
جنگ همچنان ادامه دارد. دايي مايليكهن را داروغه خطاب كرد كه به همه چيز كار دارد.مايليكهن هم اتفاقا ميپذيرد داروغه است، داروغهاي كه بابت نتايج علي دايي از خودش خجالت ميكشد؛«بله آقاي دايي من داروغهام چرا که چکيده اين فوتبال هستم اما از نتايجي که شما با پرسپوليس کسب کرديد شرمگين هستم و خجالت ميکشم.»
مايلي کهن با اين جمله که «من به جاي دايي از مردم به خاطر نرفتن به جام جهاني عذرخواهي ميکنم و احتمالا پولي که دايي ميخواهد از فدراسيون بگيرد، پاداش نرفتن به جام جهاني است» صحبتهايش را در برنامه ورزش بدون ويرايش راديو گفتگو آغاز کرد.
هر دو آنها از تيم ملي اخراج شدند اما از نظر مايليكهن نوع اخراج آنها متفاوت بوده است: «زماني که در مقدماتي جام 98 فرانسه به قول دايي ما را بيرون انداختند از فدراسيون و مردم طلبکار نشديم ضمن اينکه تيم من با کمترين امکانات بود و بيشتر از دسيسههاي خود آقايون ضربه خورديم. دو برد مقابل چين و يک برد مقابل قطر در کارنامه ما بود و تازه ايران بايد از يک گروه پنج تيميکه يک سهميه صعود داشت به جام جهاني ميرفت نه مانند زمان ايشان که از بين پنج تيم سه تيم ميتوانند صعود کنند که اين اتفاق هم با 18 بازي تدارکاتي و کلي هزينه نيفتاد و حتي بعد از مساوي تيم ملي مقابل امارات گلر خوبمان سيد مهدي رحمتي سجده شکر بجا آورد و رييس وقت سازمان تربيت بدني ( علي آبادي ) پنج ميليون تومان به او پاداش داد!
مايليكهن امتيازهاي به دست آمده در زمان دايي را يادآوري ميكند و اينكه او در صورت ماندن هم نميتوانست تيم را بالا ببرد: آقاي دايي از پنج بازي مقدماتي جام جهاني 6 امتياز گرفته بود و باز مدعي است من تيم را ميبردم جام جهاني؟ من متاسفم از اينکه ايشان به جاي عذرخواهي از مردم مثل هميشه طلبکار است.
مايليکهن در ادامه با انتقاد شديد از عملکرد حبيب کاشاني سرپرست باشگاه پرسپوليس از غرور دوباره دايي به خاطر فتح جامحذفي گفت: آقاي دايي که 9 ماه به خاطر حذف تيم ملي فوتبال جرات بيرون آمدن از خانه را نداشت به خاطر يک جام حذفي که با بردن تيمهاي ليگ يک و دو فوتبال ايران بدست آمد دوباره همان کبر، غرور و خودخواهي دامنش را فراگرفت.
جالب اينكه مايليكهن كارنامه دايي در پرسپوليس را هم زير سوال ميبرد: تيم پرسپوليس بدترين نتايج را همراه با دايي گرفته و من به عنوان يک پرسپوليسي از اين موضوع خجالت زده و شرمنده هستم. چهار گل از شاهين بوشهر خورد و احمد پوري بازيکن شاهين آمد توي برنامه نود و اعلام کرد نميخواستيم بيشتر از اين به آنها گل بزنيم، به اين مورد باخت مقابل ابومسلم و تيم خود من را هم اضافه کنيد در نهايت هم با کمک خدايان! جام حذفي فوتبال ايران را بدست آورد و اميدوارم آقاي کاشاني بتوانند بابت اعمالشان در آن دنيا پاسخگوي برادر شهيد خود باشند.
حاجي به مدرك مربيگري علي دايي هم گير ميدهد. دايي A ندارد اما روي نيمكت پرسپوليس مينشيند: «به علي دايي ميگويم، بله من داروغه فوتبالم چون چکيده اين فوتبال هستم و ايشان که معتقدند کشور قانون داره ميبينند که بعضيها که قلدر ميشوند قانون را هم زير پا ميگذارند. شما به من بگوييد اين آقا که مدرک مربيگري A فوتبال را ندارد با کدام مجوز روي نيمکت پرسپوليس در ليگ برتر نشسته است و آقاي محصص هم به خاطر حجب و حياي خود ميگويد دايي مدرک A دارد.»
اما حمله مايليكهن فقط متوجه مدرك مربيگري دايي نيست و حتي سراغ تحصيلات او هم ميرود: «آقاي دايي بدون کلاس آمدن بالاخره مدرک فوق ليسانس خودش را گرفت و ميبينيم در کشور ما با اينکه قانون خوب داريم بعضيها به راحتي قانون را دور ميزنند.»
حاجي حتي قهرماني دايي با سايپا را هم به نام خود سند ميزند و اينكه ستارههاي كشف شده توسط او سايپا را قهرمان كردند: «ايشان ادعاي موفقيت دارد. کدام قهرماني در کارنامه دايي است. آن تيم سايپايي که در آن سال قهرمان شد در واقع تيم من بود ميثاق معمارزاده، محسن خليلي،هادي عقيلي، مجيد غلام نژاد و ابراهيم صادقي اينها بچههاي من بودند که بعدا به ببار نشستند. ضمن اينکه آن تيم سايپا را ايشان نبسته بود بلکه آقاي ورنر لورانت بسته بود که در 6 هفته اول صدرنشين بود و بعد بر اثر دانش آقاي دايي امتيازات سايپا از دست رفت!
او سال دوم مربيگري دايي در سايپا را كه خودش تيم را بسته بود يادآوري ميكند تا ناتواني او در بستن تيم را به رخ كشيده باشد: «همه بازي پرسپوليس و سايپا و نوع حرکت ايشان مقابل شيث رضايي را يادشان هست که در نهايت با توسل به نمايندگان مجلس کارش حل شد. آقاي دايي سال بعد تيم سايپا را با سه برابر هزينه زمان ما بست و تيم داشت ميرفت دسته يک و ما سايپا را بعد از او نگه داشتيم.»
مايليكهن توصيهاي براي دايي دارد: «توصيه ميکنم آقاي دايي اول مدرک مربيگري اش را بگيرد و بعد در مورد موفقيت فوتبال صحبت کند.»
وي با يادآوري رفتار دايي در زمان حضورش در تيم پرسپوليس در سومين دوره ليگ برتر به مربيگري بگوويچ گفت: «آقاي دايي در بازي برگشت پرسپوليس مقابل پگاه گيلان تا زماني که چکش در بانک نقد نشد اتوبوس تيم را در اتوبان قزوين - رشت نگه داشته بود. به هرحال علي دايي علاقه زيادي به پول دارد و عيبي هم ندارد ولي طلبکاري او به جاي عذر خواهي از مردم قابل تحمل نيست.»
مايلي كه روي دور افتاده فيروز كريمي را هم بينصيب نميگذارد: «برخي افراد هستند که اين فوتبال را ناپاک کردهاند شما به اظهارات مدير عامل داماش گيلان در مورد تخلفات سرمربي سابق اين تيم نگاه کنيد. آيا اين موارد را هم من گفتهام.»
سرمربي تيم فوتبال سايپا در پاسخ علي دايي که مدعي بود از شکايت و محکوميت مايلي ?کهن به خاطر سرمربيگري وي در تيم ملي ايران گذشته است، گفت: «متاسفانه ايشان دروغپردازي ميکند. من بارها به دادگاه رفتم و تا آخر ايستادم و حتي گفتم جريمه نقدي 300 هزار توماني دادگاه را هم ندارم تا به زندان بروم و ادعاي ايشان دروغ محض است.»
تازه حاجي حواسش هست كه ديگر حرفي نزند كه پايش به دادگاه كشيده شود: «البته من مراقب هستم دوباره کلمهاي نگويم که کارم به دادگاه بکشد ولي اين هم از آن موارد جالب است که در اول همه چيز به خاطر آقاي کاشاني است و جاي مبلغ قرارداد سفيد است و بعد از شش ماه يک دفعه ميشود 500 ميليون تومان! در حاليکه به نظر من آقاي دايي در آن مقطع بايد پولي هم بابت سرمربيگري تيم پرسپوليس به اين باشگاه ميپرداخت.»
سرمربي پيشين تيم ملي فوتبال ايران با اشاره به ضعف مديريت در نزد مديران فدراسيون فوتبال ايران گفت: «متاسفانه کم تدبيري فدراسيون موجب شد يکي از بهترين تيمهاي ملي فوتبال ايران با حضور ستارگاني مانند مهدويکيا ، کريمي، نکونام ، شجاعي و ... که به بلوغ فوتبالي خود رسيده بودند به جام جهاني نرود و امروز بايد به جاي دريافت غرامت از دايي بايد به او خسارت هم بدهند! به هرحال من به جاي علي دايي از مردم بابت نرفتن تيم ملي به جام جهاني عذرخواهي ميکنم.»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
12-08-2010, 10:30
[Only registered and activated users can see links]
وقتي از علي پروين در مورد اختلاف علي دائي و محمد مايلي كهن مي پرسيم با همان ادبيات مخصوص سلطاني خودش مي گويد " ماه رمضان نزديك است با يك افطار و آش رشته و دو تا زولبيا و با ميه درستش مي كنم " بايد بگوئيم كه ما چون علي آقا اينقدر خوش بين نيستيم و اصولا معتقديم فرهنگ خود بيني و خود خواهي و تمامي خواهي و يك بعدي انديشيدن باعث شده است كه كار اين دو و شايد كل فوتبال به اينجا بكشد بايد در پس دعواهاي قلعه نوئي و مايلي كهن و مايلي كهن و علي دائي و طالبي و ذوالفقار نسب و علي پروين و دائي و خود علي پروين و مايلي كهن و قطبي و مايلي كهن و قطبي و دائي ... به فرهنگ اصلي فوتبال ما پي ببريم. فرهنگي كه تماميت خواه است و خود را بر تر از همه مي داند و حاضر نيست كه هيچگونه كوتاه بيايد نگاهي به همين دعوا بياندازيد تا ببينيد چرا فوتبال ما بايد 35 سال قهرمان نشود.
1/ محمد مايلي كهن
او مردي است كه دائي را متهم به قلدري مي كند سوال ما اين است آيا خود او اين گونه نبوده است ؟ روزي كه در بازيهاي آسيائي 1982 حاضر نشد از زمين بازي بيرون رود و تعويض سر مربي را بي اهميت دانست قلدر نبود ؟ آيا وقتي از فنس ورزشگاه امجديه بالا رفت قلدر نبود ؟آيا وقتي استاد اسدي را به پاشازاده و جواد زرينچه و شاهرودي ترجيح مي داد قلدر نبود ؟آيا وقتي بهترين تيمهاي ملي در سال 1998 و تيم ملي اميد در سال 2000 را ناكام كرد و حتي يك عذر خواهي ساده نكرد قلدر نبود ؟آيا امروز كه در جشنواره بسيج به خبرنگاران هديه مي دهد و چند سال پيش خبرنگاران را كتك مي زد قلدر نيست ؟ از مايلي كهن مي پرسيم آيا علت باخت شما به پرسپوليس تنها وقت كشي پرسپوليسي ها بود ؟آيا تعويض اشتباه شما در مورد كريم انصاري فرد در اين مسئله دخيل نبود ؟ افت منوچهري و صادقي در اين فصل به چه علت است ؟ چرا وقتي در بازي نفت آبادان ,شريفي نسب بازيكن سابق خود را ديديد اعتراض كرديد اگر او بازيكن خوبي است چرا از دست داديد و اگر بد است چرا از حضور او در تيم رو به رو كه بابت او هزينه به روساي شما پر داخت كرده ناراحت هستيد ؟ اين آقا سر مربي تيم سايپا است و يك هفته است كه با مصاحبه هاي عجيب و غريب خود فشار مضاعفي به تيم سايپا وارد كرده است و آنگاه اين جناب سر مربي سالها بعنوان كمك مربي و سر مربي در تيم ملي ما و پرسپوليس و فولاد و سايپا و شهرداري تبريز و تيم اميد بوده است ؟آيا تيم ملي با اين گونه رفتار سر مر بي مي توانست موفق باشد ؟
2/ علي دائي
علي دائي هم عصبي است او حكايت تصوير دوريان گري را دارد تصوير دوريان گري رمان مشهوري است كه در آن تابلو كشيده شده از صورت شخصي بجاي شخص پير مي شود و خود شخص تغيير نمي يابد و حالا حكايت علي دائي است علي دائي موهايش و ريشهايش سپيد است اما همچنان بي تجربه بوده و با لجبازي سعي در حل مشكلات خود را دارد همين امروز تيم پرسپوليس با كمبود بازيكن در نوك حمله رو به رو است و اوساله را هپاتيتي يافته است اما دائي با لجاجت حاضر نيست با هاشميان قرار داد ببندد .مي پرسيم هاشيمان ايراني كه سابقه حرفه اي گري در بوندس ليگا دارد مي تواند براي پرسپوليس مفيد باشد يا فلان بازيكن درجه ... ام آفريقائي و يا اروپا شرقي و يا آمريكاي جنوبي ؟ علي دائي همين لجبازي و پاسخگوئي بي مورد را در زمان تيم ملي هم داشت و همه شاهد بودند او با چه لجبازي با علي كريمي بر خورد كرد و حالا مرتبا به روش پينگ پنگي به مايلي كهن جواب مي دهد و همه مي دانند اين دعوا نخست بر خود تيم پرسپوليس فشار مي آورد و در اين بين به اصلاح مديران و بزرگان فوتبال ايران يا موبايل ها خود را خاموش مي كنند و يا به دنبال زولباي دادن هستند.
بايد بگوئيم دعواي اخير مايلي كهن و دائي مشتي از خروارها ندانم كاري و اعطاي مسئوليتهاي بزرگ چون سر مربيگري و مربيگري تيم هاي ملي و پرسپوليس و... به مردان كوچك و عدم مديريت و بي برنامگي و از همه مهمتر كمبود فرهنگ هست و چنين است كه قهرماني در جام ملتهاي ُآسيا 35 سال طول مي كشد و روياي رفتن به المپيك 36 ساله مي گردد
...و افسوس و صد افسوس بر فوتبالي كه قرار است با آش رشته وزولبيا و باميه مشكلاتش حل شود.:-L
منبع ([Only registered and activated users can see links])
سرانجام پس از هفتهها کش و قوس فراوان کميته استنياف فدراسيون فوتبال در جلسه فوقالعاده روز شنبه راي تجديد نظر پرونده شکايت علي دايي از فدراسيون فوتبال و همچنين دعواي تقابل فدراسيون عليه علي دايي را صادر کرد. اين نشست که با حضور کليهي اعضاي کميته استيناف برگزار شد پس از بررسي مجدد پرونده و اظهارات وکيل علي دايي کميتهي راي نهايي خود را صادر کرد اما "صالحي" ،رييس کميته استيناف، تاکيد کرد که اين راي پس از ابلاغ به طرفين پرونده رسانهيي خواهد شد.
صالحي گفت: راي استيناف صادر شده است و امروز به کميته انضباطي براي اجرا ابلاغ ميشود. کميته انضباطي نيز پس از ابلاغ راي به طرفين پرونده ميتواند آن را رسانهيي کند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
عيسي به دين خود، موسي به دين خود
محمد دادکان در گفتوگو با ايسنا:
معترضان به كريمي همه پاكاند و منزه؟
فوتبال ايران بي در و پيكر است
رييس اسبق فدراسيون فوتبال با انتقاد از شرايطي كه در فوتبال ايران به وجود آمده است، گفت:
امروزه افراد فهميدهاند كه با دروغ پردازي، ريا و ظاهرسازي و استفاده از كارهاي رياكارانه ميتوانند به مقاصد خود كه همان اهداف مالي است، برسند.
محمد دادگان كه به شهادت بازيكنان همنسلاش يكي از بازيكنان با اخلاق فوتبال ايران بود و در تمام دوران بازيگرياش حتي يك كارت زرد هم دريافت نكرد و همچنين در مدت 4 سال و سه ماه رياستاش در فدراسيون، فوتبال درگير مسائلي كه امروز شاهدش هستيم، نبود در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره مسايل اخلاقي كه در فوتبال ايران به وجود آمده است، گفت: قصد مصاحبه نداشتم اما چون ميبينم شرايط در فوتبال ايران به گونهاي است كه همه اصل را رها كردهايم و چسبيدهايم به مسايل حاشيهاي، بايد صحبتهايي را مطرح كنم. اولا بايد بگويم در ماه مبارك رمضان قرار داريم و بايد تمامي كارهايي كه انجام ميدهيم به خاطر اصلاح امور باشد. در پاسخ به شما بايد بگويم كدام فرهنگ؟ اول بايد برويم در سطح جامعه ببينيم كه آيا جامعه ما پذيراي فرهنگ هست يا خير؟ به هر حال فوتبال بخشي از اين جامعه است. متاسفانه در اين روزها تظاهر و مردم فريبي حرف اول را در جامعه ما ميزند و شرايط در باشگاههاي ما هم بهتر نيست. كدام باشگاه ميتواند ادعا كند كه به مسايل فرهنگي پرداخته و اگر باشگاهي را پيدا كرديد كه مدعي فرهنگ سازي در فوتبال است بدانيد كه او هم دروغ ميگويد!
وي با بيان اين كه كار فرهنگي ميتواند پالايش خوبي در مسايل فني به وجود بياورد، گفت: امروز آدمهاي ناتوان كه به دنبال آمال و آرزوهايشان هستند، به افراد برچسب منشوري بودن ميزنند.
دادگان با اشاره به اتفاقي كه براي علي كريمي افتاده و با بيان اينكه حرفهايم كلي است، گفت: ميگويند "عيسي به دين خود و موسي به دين خود". برو خودت را بساز كه الگو شوي. نميخواهد در رسانهها و بين دولتيها از خودت الگو بسازي. اين مردم هستند كه بايد الگو را انتخاب كنند. اگر كسي اشتباهي ميكند، بايد بدانيم كه ما را به جاي فرد متخلف داخل قبر نميگذارند. نميتوان با چوب و تكفير آداب و فرهنگ ايجاد كنيم. آقايان در خفا هزاران مشكل دارند و وقتي كسي در ظاهر اشتباهي ميكند ميخواهند آبروي او را ببرند. اين عين بيديني است. دين ما ميگويد كه نبايد آبروي آدمها را برد.
وي با بيان اينكه كساني كه حرف از اخلاق و فرهنگ ميزنند، خودشان از همه بدترند گفت: برويد در زندگي اين افراد و ببينيد كه چقدر خودشان ناپاكترند. از ادب و فرهنگ حرف ميزنند ولي خودشان سمبل بيادبي و بيفرهنگي هستند. يكي بيايد بگويد كه من خوب هستم. هيچ كس نميتواند چنين ادعايي كند. همه ما مثل هم هستيم. مگر ميشود كسي را صاحب اخلاق و فرهنگ و دين كرد. اين مسايل ريشه در ذات آدمها دارد. كنفسيوس ميگويد، آدمهاي بزرگ وقار دارند و تكبر ندارند و آدمهاي كوچك تكبر دارند و وقار ندارند و كسب اين وقار از پدر و مادر است. من ميگويم اگر كسي صاحب فرهنگ و اخلاق و دين باشد، بايد اين از خانوادهاش به او رسيده باشد و جامعه نقش كمي دارد.
عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي در ادامه در پاسخ به اين سوال كه شما خودتان در زمان حضور در فدراسيون فوتبال تا پيش از ديدار با مكزيك مشكلي با علي كريمي نداشتيد و اين بازيكن هيچ گاه جلوي شما موضع نگرفت، آيا فكر ميكنيد رفتاري كه باشگاه استيل آذين با او كرد رفتاري صحيح بود يا خير گفت: رفتاري كه با علي كريمي و كريميها ميشود دفعش بيشتر از جذب است. زماني كه من رييس فدراسيون فوتبال بودم، بازيكناني را ميديدم كه به خاطر شرايطي كه داشتند روزهخواري ميكردند ولي من هيچ وقت آبروي اين افراد را نبردم. برانكو 4 سال در فوتبال ايران بود. در اين مدت در زمان ماه رمضان از خانه كه بيرون ميآمد تا آخر شب مانند ما مسلمانان رفتار ميكرد و اين تنها به خاطر فضايي بود كه در فدراسيون فوتبال وجود داشت. رفتاري كه احترام متقابل در آن وجود داشت. دليل ديگرش هم ذات خودش بود، ما چيزي را زور نميكرديم و او هم احترام ميگذاشت. اگر هم علي كريمي سهوا نوشيدني را خورده شايد عذري داشته است. شايد مسافتي را طي كرده و ديگر روزه نبوده است. نبايد همه چيز را با نيت سو نگاه كنيم.
دادگان با بيان اينكه نبايد با آبروي هيچ كس بازي كرد، به ايسنا گفت: متاسفانه در جامعه ما در تمامي زمينهها سمبلها و الگوها را ميزنيم، براي چه؟ ميخواهم بپرسم همه معترضان به كريمي پاكند و منزه؟! چرا ما در بخش فرهنگ، اجتماع و سياست الگوها و سمبلها را ميزنيم؟ آيا همه معترضان به اين الگوها پاكند؟ همه ما مثل هم هستيم. حالا جوي به وجود آمده كه مد كردهايم كه يكي را روزهخوار بدانيم و ديگري را منشوري.
وي افزود: اين يك موج است. موجي كه ميخواهيم رويش سوار شويم و سال بعد پول بيشتري بگيريم. خروجي اين فوتبال كه سالانه 400 ميليارد تومان در آن هزينه ميشود چيست؟ مسوولان كشوري، من يك سوال از شما دارم. آيا ميدانيد كه خروجي اين فوتبال صفر است؟ اگر ميدانيد كه گناهتان 10 برابر است و اگر نميدانيد چرا ميخواهيد با طبل بيصدا مردم را سرگرم كنيد. من اگر در اين فوتبال سمتي داشتم ليگ را تعطيل ميكردم و ميگفتم از اين پولها خبري نيست. برويد در همان خارج بازي كنيد. چرا لژيونرهاي ايراني كه در اروپا و امارات بودهاند يكي يكي به ايران برميگردند. دليلش اين است كه در اينجا پول بيشتري به آنها ميدهند. من يك دفعه اين مسئله را گفتهام و بار ديگر تكرار ميكنم. چرا مربي كه در زمان ما 13 ميليون تومان پول ميگرفت الان 400 ميليون تومان پول ميگيرد. اين بي درو پيكري فوتبال ايران نيست؟
دادگان افزود: چطور در زمان ما بازرسان در فدراسيون فوتبال بودند و الان خبري از اين بازرسان نيست. مسوولان كميته تربيت بدني مجلس كه دنبال تحقيق و تفحص بودند تنها به دنبال اين هستند كه عكس سه در چهارشان در روزنامهها چاپ شود. نتيجه و خروجي كميته ويژه رييس جمهور براي بررسي شكست ورزش ايران در المپيك چه شد؟ از حالا به شما ميگويم كه جواب شكست در گوانگجو را چه كسي ميدهد؟ من به شما ميگويم همانهايي كه جواب مردم را پس از شكست در پكن و جام جهاني دادهاند به شكستهاي گوانگجو هم پاسخ خواهند داد. فقط با دروغگويي به مردم ميگويند كه كميته تشكيل دادهايم. كدام كميته؟
وي تاكيد كرد: آنهايي كه ميآيند شخصيت آدمها را زير سوال ميبرند خودشان از همه بدترند.
رييس سابق فدراسيون فوتبال در پايان به ايسنا گفت: من سوالي كه از ايسنا دارم و اميدوارم كه شما آن را پيگيري كنيد اين است كه آيا بازيكني كه 700 ميليون تومان ميگيرد مربي كه حداقل 500 ميليون تومان ميگيرد و مديري كه 300 ميليون تومان ميگيرد آيا اين دعواها را به خاطر اخلاق به راه مياندازد. اين سوالي است كه من از شما دارم. برويد ببينيد مديران در اين فوتبال چقدر ميگيرند. ما الگوها را ميزنيم كه اين مديران غيرورزشي به فوتبال بيايند و خروجي فوتبال هميني ميشود كه ميبينيد. امروزه شرايطي ايجاد شده كه آدمها ميآيند و دم از مسائل فرهنگي ميزنند و ميگويند كارهايشان به خاطر حفظ شئونات و نظام است اما در واقع آنها به دنبال مقاصد خود هستند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
20-08-2010, 22:14
[Only registered and activated users can see links]
همه چیز را نمی شود در برنامه نود گفت
راز مگوی علی دایی از بازی ایران و امارات ، فرار دو ملی پوش از اردو بود!
دست و بال دایی برای زدن حرف های پشت پرده تیم ملی و اینکه شب بازی با امارات چه اتفاقاتی در سرزمین اعراب افتاده بود در نود بسته بود.او می خواست تا این اتفاق برای همیشه به عنوان یک راز برایش باقی بماند. وقتی بامداد جمعه و در برنامه نود علی دایی در مورد تیم ملی و نتایجی که آن زمان گرفته بود حرف می زد در لابلای صحبت هایش این حرف را به میان آورد:«در مرحله مقدماتی جام جهانی تمام تیم های گروه ما که به جام جهانی صعود کردند امارات را شکست داده بودند،اما ما به دلیلی که نمی توانم آن را بیان کنم و برای همیشه پیش خودم نگه اش می دارم نتوانستیم امارات را شکست دهیم.»
دایی این حرف را زد تا روی اتفاقی که در امارات افتاده بود سرپوش بگذارد.درست چند روز پس از اتفاقی که روی زبان دایی نمی چرخد تا آن را از رسانه ملی بیان کند،بیشتر روزنامه ها این اتفاق را روی جلد بردند و به صورت کاملا کد دار پرده از ماجرا برداشتند.اما اصل ماجرا چه چیزی بوده که سرمربی وقت تیم ملی از آن به عنوان عاملی برای توقف مقابل امارات نام برده است؟
ماجرا خبری بود که همان زمان رسانه ای و البته خیلی زود از سوی فدراسیون تکذیب شد تا همه درباره اش سکوت کنند اما 18 ماه بعد دایی با زبان بی زبانی بر آن اتفاق تلخ مهر تائید می زند.
شب قبل از بازی با امارات و در حالی که دو بازیکن ملی پوش ایران اردوی تیم را ترک کرده بودند دایی متوجه این قضیه می شود.آنها تا صبح روز بعد به هتل بر نمی گردند و این اتفاق خشم دایی را به همراه دارد. آن شب دایی تا صبح در لابی هتل نشسته بوده و منتظر شاگردانش ماند تا ببیند چه ساعتی به هتل بر می گردند. آن دو بازیکن که هر دو سابقه سالهای متمادی زندگی در امارات را داشتند. شب را به خانه مجردی شان رفتند و ساعت 9 صبح روز بعد به هتل برگشتند.
این اتفاق در حالی افتاده است که وقتی آنها به هتل بر می گردند دایی حرفی به آنها نمی زند و فقط برای اینکه ثابت کند مچ آنها را گرفته است نگاه معنی داری به آنها می کند.
البته در این بین نباید فشار فدراسیون برای عدم رسانه ای شدن این خبر را نادیده گرفت.مقامات فدراسیون از جمله علی کفاشیان تاکید می کنند تا دایی چشمش را روی این قضیه ببندد و به خاطر منافع ملی، به همان اخم و کنایه پس از رویت آنها در لابی هتل بسنده کند.
دایی پس از آن این دو بازیکن را در بازی با امارات بازی می دهد و اصلا به روی خودش هم نمی آورد که چه چیزی را دیده است.این همان اتفاقی بود که دایی با توجه به اینکه این دو بازیکن از مهره های کلیدی تیم ملی بوده اند مجبور به قرار دادن شان در ترکیبت اصلی مقابل امارات شده است.
ساوی مقابل امارات نه ربطی به مسائل سیاسی داشت و نه ربط به دعوا و درگیری در اردوی تیم ملی. ماجرا شیطنت دو بازیکن سرشناس و البته حرفه ای ایران بود که در باشگاه های سرشناس اروپایی بازی می کنند. آنها که حتما در اردوی تیم باشگاهی شان هم می توانند اینگونه مخفیانه فرار کنند!(نكونام و شجاعي!!!!!!!!!!!!!!!!:1:)
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ghermezeteh
29-08-2010, 12:10
عاقبت محروم شدن هواداران تراکتورسازی دارد بیخ پیدا می کند؟! / تعلیق فوتبال ایران در راه است؟! /وقتی كميته انضباطي به توصيه ديگران گوش ميكند اما تصميم خود را ميگيرد!
[Only registered and activated users can see links] 52927.jpg&size=article_medium
ديدار تراكتورسازي و ملوان در هفته ششم ليگ، اولين پيكار تيم پرطرفدار تبريزي بود كه با حضور هواداران در ورزشگاه يادگار امام برگزار شد. محروميت تراكتور از حضور تماشاگر در هفتههاي قبل موضوعي بود كه در هفتههاي ابتدايي ليگ بحثهاي زيادي بهوجود آورد اما چنين به نظر ميآمد كه با حضور مجدد هواداران پرشور تبريزي در بازي مقابل ملوان همه چيز ختم به خير شده است.
ديروز اما در ميانه برنامه ورزش و مردم از طرحي صحبت شد كه توسط شماري از نمايندگان مجلس در حال بررسي است. در توضيح اين طرح دكتر منادي نماينده مردم تبريز، اسكو و آذر شهر عنوان كرد كه آراي كميته انضباطي بايد از فيلتر مقام قضايي وابسته به دادگستري بگذرد. دكتر منادي از اينكه تيم تبريزي محكوم به محروميت از حضور هوادارانش شده ابراز نارضايتي كرد و مشخص بود كه اين طرح نيز واكنشي است به حكم كميته انضباطي.
جالب است كه دكتر منادي روي سايت شخصي خود گزارشهايي از ديدار با كلوب هواداران تراكتورسازي دارد و در مذمت محروميت هواداران نيز نامهاي براي وزير اطلاعات ارسال كرده است. ميشود حدس زد كه طرح فوقالذكر حاصل نشستهاي اينچنيني و اعتراض هواداران تبريزي بوده و حالا نماينده آنها در مجلس نيز ميخواهد از كانال ديگري، كميته انضباطي را تحت فشار قرار دهد.
ديروز در حاشيه برنامه ورزش و مردم اما گفتوگوهايي با علي كفاشيان، دكتر شريفي و عليپور نيز انجام گرفت كه همگي آنها مصوب شدن اين طرح را به ضرر فوتبال دانستند. رئيس فدراسيون صراحتا اعلام كرد كه تصويب يا اجرايي شدن اين طرح قطعا از سوي فيفا به عنوان دخالت در فوتبال تلقي خواهد شد و قطعا تبعات نامناسبي خواهد داشت.
دكتر شريفي رئيس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال نيز اين نماينده مجلس را از ادامه راه برحذر داشت. شريفي همچنين به كنايه گفت كه با شناختي كه از نمايندگان مجلس دارد مطمئن است كه اين طرح مصوب نخواهد شد.
ماجرا وقتي جالبتر شد كه حتي از درون مجلس نيز صداهاي مخالفي در مورد اين طرح به گوش رسيد. حشمتالله فلاحتپيشه نماينده اهالي اسلامآباد غرب كه در فراكسيون ورزش نيز عضويت دارد خود را در قامت مخالف مصوب شدن اين طرح نشان داد. فلاحتپيشه متذكر شد كه اين طرح در اصل شامل حضور سه نماينده از سه قوه در سازمان ليگ و كميته انضباطي است، نكتهاي كه قطعا به دخالت نهادهاي دولتي در فوتبال تعبير ميشود. فلاحتپيشه با ابراز خوشحالي از اينكه فوريت اين طرح تصويب نشده گفت: «اينكه نمايندگان دلمشغولي در مورد فوتبال دارند محترم است اما اينكه قواي سهگانه در تصميمگيريها دخالت كنند، خلاف مقررات است.»
فلاحتپيشه كه خصوصا در حوزه فوتبال حضور فعالي در محافل كارشناسي دارد، ميگويد: «اينكه دولت در سازمان ليگ نماينده داشته باشد يا راي كميته انضباطي از سوي قاضي پيگيري و اجرا شود يا نمايندگان مجلس در فوتبال داراي حق راي شوند قطعا دخالت حاكميت در فوتبال است. نمايندگان در خارج از حوزه كاري خود حق نظارت دارند و حق راي ندارند. پيگيري حكم كميته انضباطي از سوي قاضي نيز براي بازيكن سوءپيشينه ايجاد ميكند. ظاهرا برخي از نمايندگان نميدانستند متن طرح چيست و تصور ميكردند براي مقابله با نابسامانيهاي فوتبال طراحي شده است.»
بنابراين ميتوان از حالا پيشبيني كرد كه طرح دكتر منادي براي حضور نمايندگان سهقوه در فوتبال به احتمال زياد با راي موافق ساير نمايندگان مجلس مواجه نخواهد شد. حال اگر اين طرح صرفا به منظور ايجاد فشار بر كميته انضباطي بوده باشد بايد منتظر تغييرات احتمالي در نظام تنبيه طرفداران افراطي و كساني بود كه سلامت ورزشگاهها را به خطر مياندازند. كميته انضباطي آنچنانكه قاضي شريفي ميگويد به توصيه ديگران گوش ميكند اما در نهايت تصميم خود را ميگيرد
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
29-08-2010, 16:14
[Only registered and activated users can see links] ghi_153113012.jpg&size=article_medium
جلسه رسيدگي به اتهامات مدير مسئول روزنامه خبر ورزشي صبح امروز در شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران با حضور هيات قضايي و هيات منصفه مطبوعات برگزار شد.
بر اساس كيفرخواست صادره از سوي دادسراي عمومي و انقلاب تهران، اتهام مدير مسئول روزنامه «خبر ورزشي» نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي و نشر مطالب خلاف واقع با شكايت عليرضا حقيقي، الناز شاكردوست، هادي ساعي، حبيب كاشاني و باشگاه پرسپوليس است.
در جلسه دادگاه، شكات و وكلاي آنان حضور داشته و به طرح شكواييههاي خود پرداختند و مديرمسئول روزنامه خبر ورزشي نيز به ارائه دفاعيات خود پرداخت. پس از ختم جلسه رسيدگي از سوي رياست شعبه، هيات منصفه مطبوعات براي اعلام نظر وارد شور شد.
گفتنی اینکه چندی پیش این روزنامه مدعی شده بود که الناز شاکر دوست ستاره سینما و علیرضا حقیقی ستاره فوتبال با یکدیگر ازدواج کرده اند که این خبر با واکنش شدید هر دو نفر روبرو شد!
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
20-09-2010, 10:45
[Only registered and activated users can see links]
مالک استیلآذین، کسی که در چند سال اخیر بارها با تصمیمهای عجیبش فوتبال ایران را متعجب کرده، دوباره تصمیمی عجیب گرفت.
او سرمربی تیمش را دقیقا فردای روزی که به پیروزی رسیده بود از کار برکنار کرد و میخواهد مربی دیگری را جای او بنشاند. حسین هدایتی که اخیرا از یک بحران خارج شده بود، تومباکوویچ را از سرمربیگری استیلآذین کنار گذاشت و او را دیشب با چمدانی پر از پول به کشورش برگرداند.
تومباکوویچ تمام 400 هزار دلاری که از قراردادش باقی مانده را از هدایتی گرفت و دیشب به کشورش برگشت تا افشین پیروانی جایش را بگیرد. پیروانی که در آخرین هفتههای فصل گذشته سرمربی استیلآذین شد، در روزهای فصل نقل و انتقالات با وجود اینکه میدانست مسئولان استیلآذین در حال مذاکره با مربی دیگری هستند، در این تیم ماند و با آمدن تومباکوویچ نیز از استیلآذین نرفت. او دستیاری تومباکوویچ را قبول کرد؛ شاید به این دلیل که میدانست روزی چنین اتفاقی میافتد و مدیر کم تحمل استیلآذین تومباکوویچ را برکنار میکند و دنبال گزینهای برای جانشینی او میگردد.
حالا تومباکوویچ از این تیم رفته و حسین هدایتی مالک این باشگاه مانده و تیمی که دوباره از آرامش فاصله گرفته است. نگاهی به گذشته استیلآذین نشان میدهد اعمال خود حسین هدایتی یکی از دلایل اصلی درگیری این باشگاه با حاشیههاست. آخرین کاری که او کرد و باعث ایجاد مشکلاتی برای استیلآذین شد، استعفا از ریاست هیات مدیره باشگاه بود؛ باشگاهی که خود هدایتی مالک آن است و حتی اگر سمت ریاست هیات مدیره آن را هم برعهده نداشته باشد، تصمیمگیرنده اصلیاش به حساب میآید.
در ماه رمضان، زمانی که مصطفی آجرلو مدیرعامل وقت استیلآذین با علی کریمی اختلافاتی پیدا کرد، هدایتی پس از چند روز از ریاست هیات مدیره باشگاه خودش استعفا کرد و گفت به این دلیل استعفا کرده که برخی میخواهند او را مقابل مردم قرار دهند. هدایتی بلافاصله پس از آنکه آجرلو از مدیریت این باشگاه کنار رفت، به ریاست هیات مدیره باشگاهش برگشت و گفت که به خاطر اصرارهای بازیکنان و اعضای هیات مدیره این کار را انجام میدهد. همین کار هدایتی باشگاه او را حدود یک هفته به عمق حاشیه برد و تاثیر مستقیم روی نتایج این تیم گذاشت؛ اتفاقی که شاید تومباکوویچ هم بدون اینکه در آن نقشی داشته باشد، قربانیاش شد.
اما این تنها کار عجیبی نبوده که هدایتی انجام داده. از مهمترین کارهای شگفتانگیز هدایتی میتوان به رقابت او با باشگاههای دولتی اشاره کرد که در فصل نقل و انتقالات روی هر بازیکنی دست میگذارد، هیچ باشگاه دیگری نمیتواند آن بازیکن را جذب کند؛ مگر اینکه خود بازیکن راضی باشد به هر دلیلی، با پول کمتری در باشگاههای دیگر بازی کند. گرچه هیچ وقت لیست دقیقی از پرداختیهای باشگاه استیلآذین منتشر نشده است اما با توجه به بازار فعلی لیگ ایران و قیمتهایی که در آن شنیده میشود، و البته با توجه به اینکه استیلآذین توانایی ثبت قرارداد با تمام بازیکنان مورد نیاز خود را دارد، میشود مطمئن شد هدایتی چه هزینه هنگفتی برای تیم لیگ برتریاش میکند.
او زمانی که در لیگ دسته اول تیمداری میکرد و قصد داشت همین استیلآذین را به لیگ برتر برساند، 10 میلیارد تومان برای این تیم هزینه کرد. البته آن زمان قانون سقف قرارداد در فوتبال ایران وجود نداشت و هدایتی میتوانست با خیال راحت از این حرف بزند که چقدر برای تیمش هزینه کرده است. او حتی سال گذشته هم در کنفرانس مطبوعاتی که ترتیب داده بود، در مورد این حرف زد که 20 میلیارد تومان در ورزش هزینه کرده است. البته این 20 میلیارد تومان شامل پولهایی که او برای پرسپولیس خرج کرده نیز میشود.
البته هدایتی توجیه جالبی هم برای پولهایی که خرج میکند دارد؛ او در آخرین کنفرانس مطبوعاتیاش که چند ماه قبل برگزار شد گفت امسال 5 میلیارد تومان برای قرارداد بازیکنانش هزینه کرده ولی 6 میلیارد تومان درآمدزایی داشته است. او همچنین از افرادی که از هزینه کردن در ورزش هراس دارند دعوت کرد وارد ورزش بشوند؛ تنها با این توصیه که آنها باید بدانند چگونه خرج کنند و چگونه پولی که خرج کردهاند را برگردانند.
این همه حاشیه، تنها در مدت سه سال حضور هدایتی در ورزش رخ داده است. او که از سه سال قبل به عنوان یکی از دوستان علی پروین وارد ورزش شد، توانسته به لطف اسطوره باشگاه پرسپولیس شهرتی برای خود دست و پا کند. شهرت او به حدی زیاد شده که حالا حتی میتواند بدون استفاده از شهرت اسطورههای فوتبال ایران، خودی نشان بدهد. هدایتی ابتدا باشگاه استیلآذین را راهاندازی کرد؛ درست در روزهایی که علی پروین دنبال تیمی برای بازگشت به فوتبال میگشت. با این حساب طرفداران علی پروین جذب او شدند. او مدتی بعد وارد هیات مدیره باشگاه پرسپولیس شد و حتی به سمت ریاست این هیات مدیره نیز رسید.
ثروت بیش از حد حسین هدایتی و پولهایی که او برای پرسپولیس خرج میکرد، باعث شد هواداران پرسپولیس او را «عابربانک» بنامند. سرانجام عابربانک باشگاه پرسپولیس بر اثر اختلافاتی که در این باشگاه پیدا کرد از این تیم جدا شد و حالا تمام فعالیتهای ورزشی او محدود به باشگاه استیلآذین میشود؛ باشگاهی که هر چند هفته یک بار به خاطر کارهای عجیب هدایتی باید با حاشیههای جدیدی کنار بیاید.
نوع رخداد
زمان
سمت وقت هدایتی
شرح ماجرا
هزینه 10 میلیاردی در لیگ دسته اول
فصل 86 - 87 لیگ یک باشگاههای کشور
مالک باشگاه استیلآذین
در سالی که اکثر تیمهای لیگ برتری هم به زحمت توان هزینههای 7-8 میلیاردی را پیدا میکردند، حسین هدایتی برای تیم لیگ یکی استیلآذین 10 میلیارد تومان هزینه کرد. او علی پروین را به عنوان سرمربی تیمش انتخاب کرد و با بازیکنان نامدار زیادی قرارداد بست اما تیم او با وجود این هزینهها نتوانست به لیگ برتر صعود کند.
اختلاف با علی پروین
فصل 86 - 87 لیگ یک باشگاههای کشور
مالک باشگاه استیلآذین
دقیقا در همان سالی که استیلآذین به خاطر هزینه 10 میلیاردیاش باید به لیگ برتر صعود میکرد، هدایتی در هفتههای پایانی بر سر نوع پرداختی بازیکنان با علی پروین به مشکل خورد و حاشیههایی برای استیلآذین ایجاد شد.
اختلاف با داریوش مصطفوی مدیرعامل باشگاه پرسپولیس
نیم فصل اول لیگ برتر سال 1387
رئیس هیأت مدیره پرسپولیس
افشای قرارداد میلیاردی با افشین قطبی سرمربی تیم و جذب ستارههای گران قیمت برای تیمی که فصل قبل قهرمان شده بود. هدایتی همچنین دعواهایی بر سر نحوه هزینه تیم با مدیرعامل باشگاه داشت. مصطفوی، مدیرعامل وقت پرسپولیس، هدایتی را متهم به دخالت در امور اجرایی میکرد.
اختلاف با عباس انصاریفرد مدیرعامل باشگاه پرسپولیس
فصلهای 1387 -1388 لیگ برتر
رئیس هیأت مدیره پرسپولیس
حسین هدایتی و عباس انصاریفرد اختلافاتی بر سر مسائل مالی، نحوه جذب بازیکنان برای تیم و همچنین شکل تعامل مدیریت و اعضای هیأت مدیره داشتند که منجر به انحلال هیأت مدیره تیم از سوی علی سعیدلو شد.
ادعای خرید نیوکاسل
سال 1388
مالک و رئیس هیات مدیره باشگاه استیلآذین
روزی که اعلام شد حسین هدایتی میخواهد باشگاه نیوکاسل انگلیس را بخرد، ورزش ایران شوکه شد. با توجه به سوابق هدایتی، همه فکر میکردند او حتما این کار را خواهد کرد اما پس از مدتی مشخص این خبر، مانوری تبلیغاتی بیش نبوده است.
ادعای مذاکره با فرانک رایکارد
سال 1389
مالک و رئیس هیات مدیره باشگاه استیلآذین
پیش از شروع فصل 89-90 اعلام شد حسین هدایتی در حال مذاکره با فرانک رایکارد سرمربی سابق باشگاه بارسلونا است تا او را به استیلآذین ببرد. این خبر خیلی هم جدی گرفته شد اما سرانجام آن، چیزی مشابه خرید نیوکاسل بود.
اختلاف با مصطفی آجرلو
فصل 89 - 90 لیگ برتر
مالک و رئیس هیات مدیره باشگاه استیلآذین
اختلافات بر سر نحوه جذب بازیکنان و مربی. دعوا بر سر نحوه اداره تیم. اختلاف بر سر مشکلات علی کریمی و مدیریت باشگاه که در نهایت به قطع همکاری آنها منجر شد.
منبع ([Only registered and activated users can see links]همه-حاشيه-هاي-حسين-هدايتي.html)
navid126
20-09-2010, 12:19
فوتبالیست معروف از ترس اعدام یک شبه پیر شد!
موهای فوتبالیست معروف در زندان سفید شده است و ترس از اعدام بدجور عذابش می دهد.
فوتبالیست معروفی که چندی پیش و به دلیل تولید ماده مخدر شیشه دستگیر و راهی زندان شد این روز ها حال و روز خوبی ندارد.
(ع- ا)پس از حدود 2 هفته سپری کردن در زندان حالا روز های سختی را دارد. طوری که هم سلولی اش در زندان رجایی شهر کرج در موردش می گوید: «از وقتی که به زندان آمده موهایش کاملا سفید شده، استرس دارد و مدام گریه می کند. او نمی دانسته که حکم همراه داشتن 40 گرم شیشه چه چیزی بوده و حالا که قاضی پرونده او را مطلع کرده کاملا بی تاب است.»
ماجرای علی اکبریان، مهاجم دهه ۷۰ استقلال و پرسپولیس از این قرار است که ماه گذشته نیروی انتظامی موتور سیکلتی را توقیف میکند و در بازجویی از فرد موتورسوار مشخص میشود که موتورسیکلت دزدی است. در ادامه باز جویی فرد مذکور مدعی میشود موتور را از فردی به نام علی اکبریان که سابقه بازی کردن دراستقلال و پرسپولیس را دارد خریده است.
ماموران نیروی انتظامی پس از ادعای این فرد به منزل این بازیکن معروف رفته و در تفتیش از منزل او مقدار زیادی ماده مخدر شیشه را کشف و ضبط میکنند. علی اکبریان برای اینکه سایر هم دستانش در تولید این مواد را لو ندهد ادعا میکند که تمام این مواد را خودش تولید کرده است،غافل از اینکه تولید و همراه داشتن بیش از ۳۰ گرم ماده مخدر شیشه حکم اعدام را دارد.
مهاجم سالهای دور سرخابی به همین سادگی به اعدام محکوم میشود و اکنون پس از تحمل حدود یکماه حبس در انتظار اجرای حکم بهسر میبرد. در همین قاب از گوشه و کنار خبر میرسد سرخابیهای پایتخت برای کمک به علی اکبریان وخانوادهاش دست بهکار شدهاند. منصور پورحیدری که در اواسط دهه ۷۰ مربی اکبریان در استقلال بود از مامور کردن یکی از پیشکسوتان باشگاه استقلال برای نجات او خبر میدهد:
«ما به رضا رجبی ماموریت دادهایم تا خانواده علی اکبریان را پیدا کند تا هر کمکی که از دستمان بر میآید برای خانوادهاش انجام دهیم. درست است که این بازیکن کارهای غیرقانونی انجام داده اما برای استقلال و پرسپولیس زحمت کشیده و وظیفه ماست که در این شرایط او را تنها نگذاریم. ما امیدواریم که همه چیز ختم به خیر شود.»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ghermezeteh
22-09-2010, 07:08
كميته انضباطی فدراسيون فوتبال احکام جديدی صادر كرد .
به گزارش سايت رسمي فدراسيون فوتبال ، اين احکام به شرح زير است :
طبق گزارش نماینده مسابقه بین تیم های پیروزی و پاس همدان از سری مسابقات لیگ برتر که در تاریخ 1/6/89 در تهران برگزار شد تیم پیروزی با 4 دقیقه تاخیر وارد زمین مسابقه شدند، که به مبلغ هشت میلیون ریال جریمه نقدی محکوم گردید.
با توجه به بروز تخلفات از سوی تماشاگران منتسب به تیم صنعت مس کرمان مبنی بر توهین و اهانت و فحاشی به بازیکنان تیم استقلال که در تاریخ 16/6/89 در شهر کرمان برگزار شد. کمیته انضباطی تیم صنعت مس را به پرداخت هفتاد میلیون ریال جریمه نقدی محکوم کرد.
طبق گزارش نماینده دیدار بین تیم های راه آهن شهر ری و ملوان بندرانزلی از سری مسابقات لیگ برتر که در تاریخ 20/6/89 در تهران برگزار شد . فرهاد پورغلامی ، پژمان نوری و مهرداد اولادی از تیم ملوان بندرانزلی و پیمان میری از تیم راه آهن شهرری انجام به مصاحبه در مناطق غیرمجاز نموده اند، که کمیته انضباطی هر کدام از بازیکنان را به پرداخت ده میلیون ریال جریمه نقدی محکوم کرد.
مسابقه بین تیم های سپاهان اصفهان و شهرداری تبریز از سری مسابقات لیگ برتر که در تاریخ 20/6/89 در شهر اصفهان برگزار شد . تیم شهرداری تبریز با 2 دقیقه تاخیر وارد زمین مسابقه شد ، کمیته انضباطی تیم شهرداری را به مبلغ چهارمیلیون ریال جریمه نقدی محکوم کرد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
احضار مدیرعامل باشگاه ،سرپرست و مسئول کانون هواداران تراکتورسازی
به گزارش سایت رسمی فدراسیون، با توجه به تکرار تخلفات تماشاگران تیم فوتبال تراکتور سازی تبریز در مسابقه با تیم فوتبال ذوب آهن در تاریخ 19/6/89،کمیته انضباطی مدیر عامل،سرپرست و مسئول کانون هواداران تیم تراکتور سازی را روز سه شنبه 30/6/89 به کمیته انضباطی احضار کرد.
احضار بازیکن نفت تهران
حسین آشنا –بازیکن تیم نفت تهران به منظور ادای پاره ای از توضیحات در خصوص مطالبه وجه خود از باشگاه راه آهن شهر ری ،روز پنجم مهرماه باید در کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال حاضر شود.
رفع تعلیق تیم شیرین فراز کرمانشاه
با توجه به کسب رضایت شکات و پرداخت مطالبات آنها توسط تیم شیرین فراز کرمانشاه،از تعلیق تیم رفع اثر گشته و ثبت قرار داد و حضور در مسابقات برای این تیم بلامانع است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
red bavaria
05-10-2010, 11:22
درد و رنج فوتبالیستها و ملی پوشان دهه 60 فوتبال فیلم هندی برای کفاشیان و مایلی کهن
دیشب یکی از بهترین برنامه های نود به نمایش در امد و پرده از مصائب و زندگی پر از رنج ستاره های محبوب تیمهای ملی و پرسپولیس و استقلال در دهه 60 برداشته شد ! دهه 60 مقطعی بود که فوتبال این مملکت هیچ نداشت و کل مایملک قوی ترین تیم ان دوره کشور یعنی پرسپولیس در صندوق عقب ماشین علی پروین جا می شد !!! استقلال نیز بدون دارایی های ضبط و مصادره شده اش وضعیتی بهتر از پرسپولیس نداشت ! فقر در بین فوتبالیستها بیداد می کرد و فقط عده ای انگشت شمار از از ویژه خواران از امنیت مالی برخوردار بودند و یا تعدادی از اشخاصی که با زحمت و رنج و بهره گیری از استعداد و هوش فراوان خود به نقطه امنیت مالی رسیده بودند ! که تعداد انان نیز اندک بود !نگاهی به بدنهای نحیف ، لاغر و استخوانی بازیکنان ان دهه به خوبی مشخص می کند که حتی از تغذیه صحیح یک ورزشکار حرفه ای نیز برخوردار نبوده اند ! افت بدنی انان در اکثر بازی های بین المللی و عوض کردن پیروزی با شکست در سی دقیقه پایانی مسابقات حساس ملی خود دلیلی براین مدعاست !!! کسی که حتی برای خرید بلیط اتوبوس با مشکل مواجه است چگونه می تواند از تغذیه صحیح خود بر اید ! اظهارات کریم باوی و عباس کارگر خود دلیل محکمی براین مدعاست ! جالب ان که مایلی کهن صحبتهای انان را رد کرد و خود اینان رابیشتر مقصر در فقرشان دانست !!! او ادعا کرد همه پول کافی می گرفتند و خودشان زندگی شان را مدیریت نکرده اند و با و لخرجی و رفتن دنبال راههای خلاف مسبب این امر شده اند !!! بر فرض محال که این حرف در مورد شاهین بیانی بیچاره درست باشد ( که نیست !) در مورد سلامت اخلاقی عباس کارگر و زحمت کشی او که دیگر شکی نیست ! و یا کریم باوی چه که برای دفاع از این اب و خاک و حضور در جبهه ها پاهایش معلول شده !!! ایا مقصر است برای انکه مواظب خود نبوده !!! ؟ اقای مایلی کهن انوقت که شما و اقای کفاشیان مشغول مدیریت مدبرانه زندگی خود بودید و به شدت از خود ، خانه وزندگانی و پولهایتان مواظبت می کردید کریم باوی از شرف و ناموس این کشور مواظبت می کرد !!!!!!!!!! همه می دانند که محمد مایلی کهن از کسانی بوده که در سازمان تربیت بدنی از اوایل انقلاب استخدام بوده و هم زمان به فوتبال خود نیز ادامه می داده است ! خود او در یکی از درگیری هایش با کفاشیان در برنامه نود ادعا کرد که کفاشیان در دفتر مشترک امور فدراسیونها زیر نظر او کار می کرده و کارمند او بوده است !!! بنابراین مایلی کهن از ابتدای انقلاب تا کنون اگر فرض کنیم که از کارمندان عالی رتبه تربیت بدنی نبوده ، می توان گفت از کارمندان برجسته محسوب می شده و رتبه ای بالا تر از یک کارمند عادی داشته ! این یعنی اقای مایلی کهن حقوق مکفی و همیشگی داشته که ماه به ماه در حسابش واریز می شده ضمن انکه به گفته دیشب خودش از فوتبالیستهای ویژه ای بوده که حق و حقوق خود را تمام و کمال دریافت می کرده است !!! ضمن انکه انقدر باهوش و با استعداد و زحمتکش بوده که در همین ایام تحصیلات اکادمیک خود را نیز کامل نموده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ( من خود هشت سال از زندگی ام را برای تحصیل در دانشگاهها گذرانده ام و با بسیاری از این عالی رتبگان و بزرگوارن هم کلاس بوده ام و می دانم که چگونه مدرک می گرفته اند ) حال اگر گفته های مایلی کهن را درست فرض کنیم متوجه می شویم که چرا نباید او از حال روز دوستان ، هم باشگاهیان و فوتبالیستهای همدوره اش بی خبر باشد و حال انها را درک نکند ! محمد مایلی کهن در این سی سال گذشته کارمند تربیت بدنی بوده ان هم از نوع ویژه اش و هم زمان بازیکن ، کمک مربی ، مربی و سر مربی بسیاری از تیمها بوده و بابت ان هم حقوق و پولهای زیادی گرفته است! و از ان دسته مربیانی نبوده است که سالها بدون تیم بماند ! هر بار هم که تیمی را به دسته پایین تر برده سال بعد دوباره یک تیم لیگ برتری را به او داده اند !!! این کارمند ویژه تربیت بدنی بازیکن تیم ملی و پرسپولیس ، کمک مربی و مربی پرسپولیس ، مربی و کمک مربی تیم ملی ، سر مربی تیم فوتسال ، سرمربی تیم ملی ، سر مربی تیم المپیک ، سر مربی تیم باشگاهی سایپا و....بوده است !!!!!! این اقا با این هوش و استعداد ی که همه میزانش را می دانند در فوتبال این مملکت این همه صاحب موقعیت و فرصت شغلی بوده در حالی که نصف بعضی از پیش کسوتان فوتبال و هم دوره هایش استعداد ، شهرت و محبوبیت و تلاش نداشته !!! برای مثال غلامرضا فتح ابادی ستاره تیم پرسپولیس و استقلال و تیم ملی و از هم دوره ای های او که بسیار مشهور تر و محبوب تر از مایلی کهن بود در اوج فوتبالش مجبور بود برای گذران زندگی هم زمان مسافر کشی کند !!!! خوب طبیعی است که مایلی کهن این حرفها را بزند ونمک بر زخم اهالی رنج کشیده فوتبال بپاشد !!! چون او یا از حال و روز انها خبر نداشته و یا انقدر مواظب خود بوده که دیگران برایش اهمیتی نداشته اند و الان هم ندارند !
اما کفاشیان !!! او حتی فوتبالیست هم نبوده که بفهمد پیشکسوتان فوتبال چه می گویند ! مدیر نا لایق و بی کفایتی که با قربانی کردن علی دایی و قطبی و امثال انها فقط به فکر بقای خود و حفظ کرسی ریاست فدراسیونیش است !!! از نظر او این ناهنجاریها و این صدمات و و رنجهایی که این فوتبالیستها متحمل شده اند تا فوتبال این مملکت همچنان سر بلند بماند چیزی نیست جز فیلم هندی ! که او ککش هم نمی گزد و فقط به فکر حفظ مقام و موقعیتش است و او دهها نفر گردن کلفت تر از این ورزشکاران را زیر پا گذاشته تا به اینجا رسیده است ! بنابراین چه باک دارد ! او و محمد مایلی کهن به شدت مواظب خود ، پولهایشان ، مقا مشان ، شغلشان و زندگانی شان هستند و به انان چه مربوط که عده ای ادم لا ابالی ،بی فکر برای ورزش این مملکت و نام و اعتبار ان رنج کشیده و هنوز در سوز و گدازند !!! و مواظب خودشان نبوده اند .....
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links] 91827.jpg&size=article_medium
[Only registered and activated users can see links] XivZMHNH9299kmXsOgGHs0x2YfvYVUzd8cK-UlVVPtaeUAf6S/maylikohan.jpg
[Only registered and activated users can see links]
اینها همش فیلم هندی بابا !!!
Ghermezeteh
17-10-2010, 15:41
پشت پرده قراردادهای مشکوک و ناقص /چه کسانی از قرارداهای ناقص سهم می برند ؟
[Only registered and activated users can see links]
برداشت 220 میلیون تومانی از حساب فدراسیون فوتبال با حکم دادگاه و به نفع داریوش مصطفوی، ناخود آگاه فدراسیون فوتبال را با چالش جدیدی مواجه ساخت
در حالی که در چند سال اخیر تیم ملی فوتبال کارنامه ناموفقی داشته است سرمایه های گزافی از بیت المال به جیب خیلی ها رفته است . البته در این بین دلالان و واسطه ها هم حسابی بازار داغی داشتند و دارند!
مبلغ مورد درخواست برانکو از فدراسیون فوتبال رقمی حدود 400 هزار دلار را شامل می شود که با توجه به تاخیر در پرداخت مبلغ مذکور و جریمه احتمالی به رقمی حدود 500 هزار دلار خواهد رسید.
قراراست دادگاه عالی ورزش پس از بررسی مستندات پرونده و قرارداد موجود بین فدراسیون فوتبال و برانکو ایوانکوویچ رای نهایی را ظرف ماههای آینده درخصوص این پرونده صادر کند.
راستی چه کسانی موقع بستن قرارداد با مربیان و سایر موارد در فدراسیون حضور دارند ؟ و چه کسانی تبصره و بند های اضافی در قراردادها اضافه می کنند تا همیشه طلبکار بمانند ؟...
در حالی که تیم ملی فوتبال بدترین روزهای خود را سپری می کند و فوتبالدوستان در حسرت جام جهانی می سوزند این چنین مواردی دل هواداران فوتبال را بیشتر می سوزاند . آخرین ناکامی فوتبال همین امروز اتفاق افتاد و تیم ملی جوانان ایران با شکست مقابل استرالیا حذف شد !
آقایان بستن قرارداد سالم که کاری ندارد این قضیه را هر کسی می داند . اگر نمی توانید از مهره های کاربلد کمک بگیرید و ناخواسته در دام دلالان قرار نگیرید ! و اگر هم نمی توانید محترمانه کنار بروید ...
بسیاری از جوانان درس خوانده ما با مدارک بالا به علت نداشتن شغل مناسب در این شرایط به ناچار مسافرکشی می کنند و بسیاری از کارمندان شریف با کار مضاعف هم از پس مخارج زندگی بر نمی آیند ....ولی عده ای با کمترین زحمت بیشترین سود را می برند ...
البته آقای کفاشیان آدم سالمی است ولی مسلما مشاوران خوبی ندارد برای نمونه وقتی 220 میلیون تومان از حساب فدراسیون فوتبال با حکم دادگاه و به نفع داریوش مصطفوی، برداشت می شود پس حتما در متن قرار اشکالی وجود دارد هر چند قرارداد مصطفوی با فدراسیون قبلی بسته شده بود ولی پیگیری چنین مواردی با فدراسیون فعلی ست .
پیگیری پرونده شکایت برانکو در دادگاه CAS
در سفری که هفته گذشته با اعزام حسین محمد نبی، وکیل فدراسیون فوتبال به همراه امید جمالی، عضو کمیته روابط بین الملل فدراسیون به شهر زوریخ سوئیس انجام شد، نماینده حقوقی فدراسیون ضمن پیگیری روند رسیدگی به پرونده شکایت برانکو، لایحه دفاعی فدراسیون فوتبال کشورمان را در مورد این پرونده به دادگاه عالی ورزش ارائه کرد.
تیرماه 88 : پیش فرض احتمال ادامه همكاري قطبي و تيم ملي؛ نزديك به صفر !
درخواست قطبي 2 برابر مبلغ مدنظر فدراسيون فوتبال بود !
با توجه به اختلاف مالي زياد مسئولان فدراسيون فوتبال با قطبي، وي شانس بسيار اندكي براي ادامه فعاليت در تيم ملي ايران داشت.به گزارش خبرگزاري فارس، پس از ارائه برنامه 4 ساله از سوي قطبي به مسئولان فدراسيون فوتبال، بررسي ها در اين زمينه آغاز شد، اما مبلغ پيشنهادي از سوي قطبي تاكنون مورد تائيد فدراسيون قرار نگرفته است.مهدي تاج، نايب رئيس اول فدراسيون در اين زمينه گفت: مبلغي كه از سوي مدير برنامه هاي قطبي به ما داده شده مورد تائيد قرار نگرفته و در اين زمينه اختلاف داريم، با اين حال حاجي باقر، مديربرنامه هاي قطبي مبلغ پيشنهادي از سوي فدراسيون را در شان اين مربي ندانست و به فارس گفت: متاسفانه اختلاف مالي ما با فدراسيون بسيار بالا است و من زماني كه اين مبلغ را به قطبي اعلام كردم، سرمربي تيم ملي تعجب كرد.وي ادامه داد: برخلاف برخي شايعات در روزهاي اخير تاكنون هيچ فردي از فدراسيون با قطبي تماس نگرفته و مذاكره با اين مربي فقط از سوي من به عنوان مدير برنامه انجام مي شود و با قاطعيت اعلام مي كنم كه هيچ توافقي در اين زمينه حاصل نشده است.گفته مي شود اختلاف مالي قطبي با فدراسيون بسيار جدي است و پيشنهاد قطبي 2 برابر مبلغ مورد نظر فدراسيون است. اين شرايط نشان مي دهد كه شانس اين مربي براي ادامه فعاليت در تيم ملي نزديك به صفر است...ولی قطبی همچنان ماند...و همچنان شاهد موفقیت تیم ملی هستیم !
بررسی دقیق هزینههای به هدر رفته بیت المال در فدراسیون فوتبال ویا هر جای دیگر حق مسلم رسانه هاست تا مردم را با حقایق آگاه کند .
به هر حال دنبال کردن کشف حقایق و روشن شدن هزینه هایی که در دوره کفاشیان برای فوتبال شده و در آخر چیزی جز ناکامی نصیب فوتبال ما نشده ، غرض ورزی نیست و حد اقل این که مدیران و دست اندرکاران این موارد را جدی تر دنبال کنند و دست واسطه ها را کوتاه کنند تا به جای پرداختن پولهای گزاف و بیهوده آنها را صرف ورزش پایه کنند تا در آینده از پشتوانه خوبی برخوردار باشیم .
منبع ([Only registered and activated users can see links])
hate_love
17-10-2010, 23:08
خیلی از پرسپولیسی ها و طرفداراشون اعتقاد داشتن که گلشون سالم بوده ولی این عکس نشون میده که گل پرسپولیس افساید بوده
قابل توجه جناب آقای علی دایی که ضعف تیمشو تو هر بازی میخواد به هر بهونی که شده با مطرح کردن بعضی مسایل حاشیه بپوشونه
این عکسی است که بر مبنای اون اعلام شده افساید نبوده
تغییر اندازه داده شده به 86% (اندازه اصلی 791 x 610) - برای دیدن تصویر در اندازه واقعی کلیک کنید[Only registered and activated users can see links]
اما همانطور که میبینید در عکس بالا بازیکن پرسپولیس هنوز به توب ضربه نزده
تغییر اندازه داده شده به 87% (اندازه اصلی 787 x 601) - برای دیدن تصویر در اندازه واقعی کلیک کنید[Only registered and activated users can see links]
حالا این عکس رو ببینید
تغییر اندازه داده شده به 43% (اندازه اصلی 1578 x 601) - برای دیدن تصویر در اندازه واقعی کلیک کنید[Only registered and activated users can see links]
اولا که عزیز من، این رو توی یکی از دو تاپیک مخصوص بازی باید ارسال میکردی. ثانیا، شما یه مقدار اگه دقت کنید به راحتی میبینید که در عکسی که شما به اسم آفساید گذاشتید حداقل 6 7 فرم یعنی 25 تا 30 صدم ثانیه بعد از زدن ضربه توسط فشنگچی هست و اینو دیگه هر کی یکم فکر کنه و ضریب هوشیش در حد متوسط هم باشه میفهمه حتی وقتی سرعت متوسط بازیکن 1 2 متر بر ثانیه هم باشه(یعنی سرعت قدم زدن) توی این 25 تا 30 صدذم ثانیه اینقدر رو جلوتر خواهد رفت! نیاز به اکتشاف جدید نیست، شما میتونید تا دوشنبه شب حوالی ساعت 11 11.30 صبر کنید همه چی مشخص میشه. البته اگه اونجا دیگه فردوسی پور نشه پرسپولیسی پور!!!!
hate_love
17-10-2010, 23:31
اگه روی عکس آخری کلیک کنی میبینی که درس زمانی که پاش به توپ میخور آفساد .
عکسی که شما گذاشتین هنوز پاش به توپ نخورده
[Only registered and activated users can see links]
hate_love
18-10-2010, 12:34
این عکس های که پست بالا گذاشتین تو یک زمان نیستن و با اون عکس فرق میکنه .
چو اگه به تک تک بازیکن ها که در حال حرکت هستن نگاه کنی مکان اونا هم تغییر کرده ( مثلا به شیث دقت کن )
[Only registered and activated users can see links]
پس با کمی دقت معلوم میشه اصلا تقلبی نیست
[Only registered and activated users can see links]
hate_love
18-10-2010, 13:07
اگه میشه همون لینک و که میگی بزار اینجا تا منم دانلود کنم
اینقدر بحث الکی نکنید بابا....امشب تو 90 مشخص میشه!
ViVa LiverP♥♥L
18-10-2010, 13:14
این عکس های که پست بالا گذاشتین تو یک زمان نیستن و با اون عکس فرق میکنه .
چو اگه به تک تک بازیکن ها که در حال حرکت هستن نگاه کنی مکان اونا هم تغییر کرده ( مثلا به شیث دقت کن )
[Only registered and activated users can see links]
پس با کمی دقت معلوم میشه اصلا تقلبی نیست
[Only registered and activated users can see links]
اتفاقا کاملا تقلبیه اون عکسی که دوستمون گذاشته گرفته شده از فیلمه . ولی این عکس... .
واقعا که!
این صحنه تو برنامه زنده از روی فیلم بازی بررسی شد و همه هم گفتن آفساید بوده و دیگه جای هیچ بحثی نیست.
آقایون اینقدر بحث نکنید، نیازی هم نیست عکس رو ادیت کنید بخواین به خورد ملت بدین. اینهم دقیقا لحظه ی ارسال توپ توسط فشنگچی:
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
بازم حرفی میمونه؟؟
بحث اول: smsها و مسابقات تلفنی
یکی از راههای درآمدزایی و خودکفایی ورزش در تمام کشورها برگزاری مسابقات تلفنی است که در چند دقیقه میتواند صدها نفر را در آن مسابقات شرکت داد که البته با تکنولوژی پیامک این صدها تبدیل شدهاند به میلیونها نفر.
نمونه بارز این درآمدزایی ترکیه است که از 15 سال قبل و از آنجا که مخابرات و تلویزیون آنها خصوصی است با مجوزهایی که میگیرند اقدام به برگزاری مسابقه میکنند اما آنها بخشی از درآمد این راه را به تیمهایی اختصاص میدهند که در موردشان اظهارنظر شده است.
در واقع 3 ضلعی مخابرات، تلویزیون و باشگاهها از این مسابقات منتفع میشوند و مردم هم همچنان حضور در میدان را تجربه میکنند اما این اتفاق در کشور ما به این شکل جلو نمیرود و روش عجیبی برایش رخ میدهد تا جایی که تلویزیون و مخابرات از اسم تیمهای محبوب استفاده میکنند و کلی پول درمیآورند اما سر باشگاهها بیکلاه میماند! آن هم باشگاههایی که مردم فقط به خاطر آنهاست که پیامک میزنند! بیش از این تنها در مسابقات مهم بود که این درآمدزایی حاصل میشد اما امروز برای مسابقات معمولی هم درآمدزایی میکنند و هیچ تعهد اخلاقی و قانونی هم به دیگران که خود عامل آن درآمدزایی هستند ندارند!
ظاهرا اصلا مهم هم نیست که آن مسابقات در چه حد و ردهای صورت پذیرفته باشد! البته این نظرسنجیهای پیامکی در سایر برنامههای تلویزیونی هم موجود است اما به دلیل اینکه ماهیت آنها به هیچ ارگانی متصل نیست آن کار معیوب نیست اما در ورزش و به ویژه فوتبال این ماهیت خدشهدار است چرا که مردم به عشق تیمهای خودشان اظهارنظر میکنند و در واقع دلیل وجود این سود بالای هفتگی آن باشگاهها هستند و البته که کسی حق آنها را به آنها نمیدهد!
به زعم نگارنده باید حق این 3 ضلعی به صورت مشخصی پرداخت شود وگرنه این کار اگر خلاف قانون در کشور ما نباشد حتما خلاف اخلاق است و رسانه ملی باید جلوی بیاخلاقی و حرکات ضدارزشی را بگیرد.
بحث دوم: اسپانسر روی پیراهن داور
آخرین بررسیهای بنده نشان میدهد که در هیچ رشته ورزشی و حتی در کشورهای عقبافتاده نیز روی لباس داور تبلیغ صورت نمیپذیرد.
دلیل این اتفاق هم واضح است چرا که داور جایگاه بیطرفی و عدالت دارد و باید که از هر شائبهای مبری باشد چرا که خود این مسأله شائبه برانگیز است و داور و قاضی نباید تحت هیچ شرایطی وامدار شرکت یا ارگانی باشد تا عملا مورد سوءظن قرار نگیرد.
در شرایط معمولی اگر تماشاگری که داور را زیر نظر برده در مورد قضاوت داور مشکوک به اشتباه وی شود چندان مهم نیست اما وقتی داور وامدار یک شرکت باشد و آن شرکت به سمت یکی از طرفین مسابقه متمایل باشد شائبه جانبداری موجب سوء تفاهم میشود که باید آن را از بین برد و کمرنگش کرد.
منبع:ipna.ir
واقعا هر بازی چقدر sms زده میشه و چه پول های مفتی که تو جیب مخابرات میره:-L
بعضی نکات شاید تو نگاه ساده بنظر بیاند ولی روش که زوم میکنیم:297: میفهمیم چه خبره!!!!!!
به پیشواز جام ملتهای آسیا(1)/همه نامردیهای قطبی
قهرمانی فرضی ایران در جامملتها نامردیست اما آخر نامردی نیست؛ آخر نامردی وقتیست که به خاطر مشکل شخصی با سرمربی تیمملی آرزوی باخت تیمملی کشورمان را داشته باشیم
[/URL]
[Only registered and activated users can see links]
سايت گل- چیزی به آغاز جام ملتها نمانده و تمام مردم ایران، کارشناسان، مربیان و فوتبالیستهای ایرانی دلشان برای موفقیت تیمملی میتپد. به عنوان نمونه میشود به میلاد زنیدپور اشاره کرد که گفته برای تیمملی آرزوی موفقیت میکند اما برای قطبی خیر؛ حالا اینکه چه جوری میشود که تیمملی موفق باشد اما سرمربیاش نه، بماند.
اما مهمترین قلب تپندهی این روزها، متعلق است به غزال تیزپای سابق یعنی آقای خداداد عزیزی. خداداد عزیزی در مصاحبهای گفته تیمملی در گروهش حذف میشود. خب مسلما هیچکس به اندازهی خداداد که هم شورت ورزشی پوشیده، هم خاک فوتبال را خورده حق پیشبینی کردن دربارهی فوتبال را ندارد؛ حتی اگر پیشبینی کارشناسانهاش مثل بازیهای جامجهانی و به مشکل خوردن تیمملی آلمان جلو استرالیا، صد در صد غلط از آب در بیاید.
االبته خداداد از گذشته درس گرفته و احتمال غلط در آمدن پیشبینیاش را هم داده. او گفته حالا به فرض ما از گروهمان بالا بیاییم و قهرمان هم بشویم، به نظرم خیلی نامردیست که ژاپن با آن هم برنامهریزی و امکانات قهرمان نشود و ما با این وضعیت و این سرمربی قهرمان بشویم.
اتفاقا خداداد حرف درستی زده. اگر ما با داشتن لیگی مثل لیگ برتر، رئیس فدراسیونی مثل کفاشیان، داوری مثل بخشیزاده، گزارشگری مثل خیابانی و کارشناسی مثل خداداد قهرمان بشویم، واقعا جای تعجب و سوال دارد و بیشک نامرد بزرگیست. اما معلوم نیست چرا خداداد عزیز ما، یادش رفته که خودش در دل یک نامردی عظما تبدیل به ستارهی محبوب و غزال تیزپای آسیا شد.
واقعا نامردی بزرگتر از این که ما با رئیس فدراسیونی مثل مصطفوی، لیگی مثل لیگ آزادگان، مربیای مثل ویرا و دفاع مطلق جلو استرالیا و با تنها دو موقعیت گلزنی، این تیم را حذف کنیم و به جامجهانی برویم و آنها با تمام برنامهریزی و ستارهها و مربی بزرگشان، حذف بشوند؟ فوتبال پر از این نامردیهاست. فقط معلوم نیست که چرا وقتی نامردی برای خودمان اتفاق بیفتد، تا 13 سال با خاطراتش خوش میگذرانیم اما چشم دیدن نامردی دیگران را نداریم؟
مثلا همین افشین قطبی؛ واقعا نامردی نبود که با مدیری مثل کاشانی، کم شدن شش امتیازی، دستیاری مثل مرزبان و بازیکنانی مثل شیث و مامانی قهرمان لیگ بشود و سپاهان را با آن همه برنامهریزی و ثبات مدیریتی و داشتن مربی تیم قهرمان آسیا ناکام بگذارد؟
قهرمانی فرضی ایران در جامملتها نامردیست اما آخر نامردی نیست؛ آخر نامردی وقتیست که به خاطر مشکل شخصی با سرمربی تیمملی آرزوی باخت تیمملی کشورمان را داشته باشیم و موفقیت فوتبال ملیمان را نامردی بدانیم.
[URL="[Only registered and activated users can see links]"]منبع ([Only registered and activated users can see links])
مرثیه ای برای این پرسپولیس واستقلال یکبار مصرف
از بازار « کاپیتان » بخر !
نويسنده : رسول بهروش 1- وحيد هاشميان باوجود اختلاف سليقههايي ملام كه در گذشته با علي دايي داشت، تصميم گرفت براي نيمفصل آينده به پرسپوليس بپيوندد و پس از مدتها دوري از ميادين، براي سرخپوشان تهراني به ميدان برود. اولين حاشيه حضور وحيد در پرسپوليس اما، داستان احتمال جدي اعطاي بازوبند كاپيتاني قرمزها به او است؛ آنچه با توجه به وقايع اخير و نيز عطف نظر به سوابق بينالمللي و كاراكتر آرام هاشميان، با استقبال نسبي هواداران هم مواجه شده است. ترديدي نيست كه بازوبند مقدس پرسپوليس كه روح بازيكنان بزرگي در آن دميده شده، پس از ماهها تحمل نامهرباني، حالا ميتواند روي دستان بازيكن بزرگي مثل وحيد هاشميان آرام بگيرد، اما در اين ميانه نكتهاي هست كه نميتوان بيتفاوت از كنارش عبور كرد؛ واقعا چه بر سر پرسپوليس آمده كه حالا مجبور است از بازار نقلوانتقالات براي خودش «كاپيتان» بخرد؟ آيا اين ظلم بزرگي نيست كه در تيمي با اين قدمت و محبوبيت، بازيكني جديد از اولين لحظه ورودش به باشگاه بازوبند سرگروهي تيم را از آن خودش كند؟
2- ميگويند و درست هم ميگويند كه انتخاب كاپيتان در نقاط مختلف جهان مكانيزمهاي گوناگوني دارد. بعضي از تيمها سابقه بالاتر را ملاك قرار ميدهند و بعضي باشگاهها از روشهايي مثل رايگيري يا نظر مستقيم سرمربي استفاده ميكنند. با اين حال، مساله قابل بحث اين است كه اولا در ايران تاكنون سابقه بازيكنان براي كاپيتاني مهم بوده و گذشته از آن، در اغلب تيمهاي پرهوادار و ريشهدار جهان، كاپيتان ترجيحا بايد سمبلي از وفاداري به تيم باشد. در بارسلونا بزرگاني مثل ريوالدو و رونالدينيو هرگز كاپيتان اول نشدند و همين حالا ليونل مسي به عنوان بهترين بازيكن دنيا، بعد از پويول، ژاوي و والدز كاپيتان چهارم آبي و اناريهاست. همينطور در رئالمادريد ستارهاي مثل زينالدين زيدان نتوانست به اين افتخار دست پيدا كند و جالب اينكه در مقطعي پشت خط بازيكني در حد و اندازههاي گوتي باقي ماند. همه اينها يعني آنكه در باشگاههاي بزرگ با پايگاههاي وسيع و باورهاي عميق مردمي، لازم است سرگروه تيم ستارهاي محبوب و كهنهكار باشد كه قطعا پرسپوليس هم از اين قاعده مستثنا نيست. امروز به واسطه باز پس گرفته شدن كاپيتاني سرخپوشان از بازيكناني نظير شيث رضايي، عليرضا حقيقي و سپهر حيدري خوشحاليم و براي هاشميان در ماموريت جديدش آرزوي موفقيت ميكنيم. با اين حال نقدمان بر اوضاع و احوال كلانتري است كه از بزرگترين تيمهاي اين مملكت، مجموعههايي چنين تهي و بيهويت ساخته است. كجاست پرسپوليسي كه روزي در آن حتي احمدرضا عابدزاده هم كاپيتان نبود؟
3- بيكاپيتان ماندن پرسپوليس و رسيدن بازوبند سرگروهي سرخابيها به جوانان نورس، ميتواند نمادي كاملا گويا از فقدان برنامهريزيهاي اصولي و بلندمدت در قطبهاي قديمي فوتبال ايران باشد. تغييرات پي در پي و بيحساب مديريتي و فني در اين تيمها و به كار گماردن مرداني در راس امور كه بعضا كمترين لياقتي براي تصدي اين پستها نداشتند، باعث شد صرفا نگاهها به پرسپوليس و استقلال، كوتاهمدت و به شدت منفعتگرايانه باشد و از آنها مثل ظروف «يكبار مصرف» استفاده شود. تندبادهاي تغييرات، چنان سهمگين شد كه فرصتي براي ساختارسازي و حفظ اندوختهها باقي نماند، تيمهاي پايه كه بايد بازيكن اصيل و پرورشيافته در مكتب باشگاه به تيم بزرگسالان تحويل ميدادند، در فقر و فاقه سوختند و سرمايهها به تاراج رفتند. اينچنين است كه حالا سرخابيها با همه عظمتشان در تمناي چند بازيكن قديمي و بااصالت ميسوزند و ناچارند بازوبند كاپيتانيشان را به حراج بگذارند. اگر هم نتيجه فرآيند معكوس زندگي پرسپوليس و استقلال را ميخواهيد، به قطبهاي صنعتي شهرستاني نگاه كنيد كه در سايه ثبات و آرامش مديريتي و اقتصادي، سالهاست هم تيمهاي پايهشان را در سعادت نگه داشتهاند و هم با حفظ بازيكنان قديميشان، هميشه مشترياني واجد صلاحيت براي بازوبند كاپيتاني در اختيار دارند. كاپيتاني قاسم حداديفر و مهدي رجبزاده در ذوبآهن يا محرم نويدكيا و هادي عقيلي در سپاهان بايد مثالهاي خوبي باشد، بهخصوص كه اين آخري بازيكن تيمهاي پايه پرسپوليس هم بوده و چهبسا ميتوانست با وجود اندكي درايت در اين باشگاه، حالا سرگروه سرخپوشان باشد!
4- علي كريمي ديروز توسط باشگاه الاهلي امارات براي بازي دوستانه مقابل ميلان ايتاليا به دوبي فرا خوانده شد. ستارهاي كه امروز مورد تجليل اعراب قرار ميگيرد، بازيكني پرسپوليسي است كه اكنون ميتوانست بازوبند به هاشميان رسيده را از آن خود كند، اما افسوس كه نوسانات نامعقول و مديريتي اين سالهاي پرسپوليس باعث شد در زمان يك مدير از اين تيم رانده و در زمان مديري ديگر روي سكوها «هو» شود!
منبع روزنامه گل
قلیان کشی آقای X، شب بازی با سپاهان! ([Only registered and activated users can see links])
بعضی وقتها اخباری از بازیکنان فوتبال میشنویم که ما را حیران و متعجب میکند. برای مثال چند روز پیش یکی از روزنامهها که خوراکش تیتر کردن اخبار حاشیهای است درباره مشارکت یکی از بازیکنان قدیمی فوتبال در ساخت مواد مخدر آن هم از نوع کراک خبر داده بود، بماند که آن روزنامه ابتدا کد را اشتباهی داد که این کار منجر به خدشهدار شدن چهره یکی از بازیکنان با اخلاق فوتبال ما شد. معمولا وقتی رسانهها چنین اخباری به گوششان میرسد آن را بزرگ میکنند! اما خب، بعضی رسانهها هم هستند که کمتر به این مسائل حاشیهای توجه میکنند و با اینکه اطلاعاتشان از دیگر رسانهها درباره این مسائل حاشیهای بیشتر است اما برای حفظ آبروی ورزشکاران و ورود نکردن به حریم خصوصیشان از انتشار اینگونه اخبار خودداری میکنند. در عین حال اما بعضی وقتها نمیتوان از کنار برخی اخبار گذشت. به خصوص وقتی میشنویم یکی از بازیکنان با سابقه استقلال که امسال از نیمکتنشینی خلاص شده – آن هم به سبب نبود رقیب- هر شب در یکی از قهوه خانههای تهران با دوستانش قلیان میکشد، اول خیلی تعجب میکنیم و بعد خیلی متاسف میشویم. البته برای اینکه با آبروی کسی بازی نشود – هر چند که هر شب حدود 300-200 نفر این آقای ورزشکار را در آن قهوهخانه معروف میبینند- از گفتن نام این آقای به اصطلاح ورزشکار خودداری میکنم اما وقتی نام استقلال و چند میلیون هواداراش وسط میآید خب، نمیشود زبان به دهان گرفت، دم نزد و چیزی نگفت. حالا بايد براي اين به اصطلاح ستاره كه خيلي زود خودش را گم كرده، چند خطي نوشت؛ اگر فکر خودت نیستی و برایت اهمیتی ندارد که هر شب تو را در قهوهخانه «نمونه» ببینند حداقل فکر آبروی باشگاهتان باش و گوشه چشمی هم بینداز به هوادارانی که تصور میکنند بازیکنان تیم محبوبشان شب ها سر وقت میخوابند تا صبح فردا با همه قوا در تمرینهای تیمشان حاضر شوند. عمق فاجعه اینجا است که آقای به ظاهر ورزشکار هر سال مبلغی افزون بر 250 میلیون هم از باشگاهش میگیرد و از نظر کارآیی فنی شاید جزو 10 بازیکن اول تیمش هم محسوب نشود. از همه بدتر هر از گاهی هم بازوبند کاپیتانی را به دست میبندد که این هم برای خودش نوبر است! البته این ماجرای قلیان کشی این روزها برای فوتبالیستهای ما اپیدمی شده و حتما اگر این ماجرا به گوش آقای به ظاهر ورزشکار برسد میگوید که ای آقا کدام بازیکن قلیان نمیکشد؟! اما لااقل بايد توقع داشت كه باشگاه و یا بهتر است بگوییم مربيان استقلال با دقت بيشتري رفتار بازيكنان خود را زير ذرهبين ببرند!
وقتي بازیکنان شبها سروقت بخوابند و از شبنشینی و نشست و برخاست بيمورد خودداري کنند، هم برای خودشان خوب است و هم برای تیمشان. این وسط هم پرویز مظلومی نقش کلیدی در رفتار بازیکنانش ایفا میکند. او است که باید وضعیت بازیکنانش را پس از تمرینها پیگیری کند یا لااقل از باشگاه بخواهد پیگیر وضعیت بازیکنانش باشد و آنها را تحت کنترل درآورد، کاری که به نظر میرسد پرویز مظلومی نمیکند یا توجهی به این مسائل جانبی ندارد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
یک زمانی تو چایخونه های اصفهان ا ف رو دیدم جوری پک میزد که من خودم حس میکردم داره شش و ریه اش حال میاد واسه بازی فردا!
سعیدلو قمار بزرگ را باخت/ ایران هم نایب رئیسی را از دست داد و هم کرسی اجرایی فوتبال آسیا
این یک شکست تلخ برای فوتبال ایران بود. سعیلو با وجود پیش بینی ها انتخاب نشدو این درحالی است که با انصراف کفاشیان کرسی 12 ساله ایران در کمیته اجرایی نیز از دست رفت
علي سعيدلو' رييس سازمان تربيت بدني ايران در راي گيري براي انتخاب نايب رييسان كنفدراسيون فوتبال آسيا، راي نياورد.
به گزارش گل و به نقل از سايت كنفدراسيون آسيا، در اين رأي گيري سعيدلو با اختلاف پنج رأي در رقابت با 'گانش تاپا' از نپال بازماند و سمت نايب رييسي آسيا به نمايندگي از كشورهاي مركز و جنوب قاره كهن را به وي واگذار كرد. این در حالی بود که به نظر می رسی لابی ها به سود اوست.
در مراسم انتخابات بيست و چهارمين كنگره كنفدراسيون فوتبال آسيا، تاپا كه از اعضاي كميته اجرايي كنفدراسيون هم هست، با كسب 25 رأي از مجموع 45 رأي، تا سال 2015 نايب رييس آسيا خواهد بود. سعيدلو 20 رأي از مجموع 45 را به خود اختصاص داد.
در شرایطی که کشورهایی چون سریلانکا، اردن، بنگلادش، نپال، مالدیو، مغولستان، گوام و پاکستان صاحب کرسی در کنفدراسیون آسیا شدند، ایران از مناسبات فوتبال در قاره کهن بیرون ماند. این در حالی بود که مسئولان سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال امیدوار بودند، پس از چند سال ایران در AFC صاحب کرسی شود.
در پایان انتخابات امروز کنفدراسیون فوتبال آسیا افراد زیر موفق به کسب اکثریت آرا شدند:
ریاست AFC
محمد بن همام قطری بدون رقیب بود و برای سومین دوره پی در پی رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا شد.
نایب رئیس فیفا
ولیعهد علی بن حسین از اردن با کسب 25 رای از 45 رای ماخوذه از دکتر چانگ مونگ جون از کره جنوبی پیشی گرفت که 20 رای اعضای مجمع را به خود اختصاص داد.
اعضای کمیته اجرایی فیفا
ووراوی ماکودی از تایلند و ورنون فرناندو مانیلا از سریلانکا به ترتیب با کسب 24 و 23 رای گوی سبقت را از کوزو تاشیما ژاپنی و ژانگ جیلونگ چینی ربودند و به عضویت کمیته اجرایی فیفا در آمدند.
نایب رئیس AFC
گانش تاپا از نپال، عبدالله سلطان احمدشاه از مالزی و ژانگ ژیلونگ از چین، در بیست و چهارمین کنگره کنفدراسیون فوتبال آسیا به عنوان نواب رئیس انتخاب شدند.
تاپا که یک عضو سابق کمیته اجرایی کنفدراسیون فوتبال آسیا، توانست در انتخابات مربوط به نایب رئیس منطقه جنوب و مرکز آسیا، علی سعیدلو، رئیس سازمان تربیت بدنی و معاون رئیس جمهور ایران را با 25 رای برابر 20 رای شکست دهد و در تنها انتخابات رقابتی که برای پستهای نواب رئیس AFC برگزار شد، پیروز شود.
عبدالله مالزیایی در انتخابات منطقه جنوب شرق بدون رقیب بود، در حالیکه در منطقه شرق آسیا تمامی رقبای ژانگ در روز انتخابات کنارهگیری کردند. قرار بود ژانگ در برابر کوزو تاشیما از ژاپن و ریچارد لای از گوام رقابت کند، اما هر دوی آنها انصراف دادند.
عضو زن کمیته اجرایی AFC
محفوظا اختر بنگلادشی از منطقه جنوب و مرکز بدون رقیب به عنوان عضو زن کمیته اجرایی کنفدراسیون فوتبال آسیا انتخاب شد.
اعضای کمیته اجرایی
از منطقه غرب قاره کهن علی بن خلیفا الخلیفا از بحرین با 29 رای، دکتر حافظ المدلج از عربستان و سعید خالد حمد البوسیدی از عمان هر کدام با 27 رای به عضویت کمیته اجرایی AFC درآمدند. در منطقه مرکز و جنوب علی عظیم از مالدیو با 27 رای، پرافول پاتل از هند با 26 رای و مخدوم سید فیصل صالح حیات از پاکستان با 22 رای فرصت حضور در کمیته اجرایی کنفدراسیون فوتبال آسیا را بدست آوردند. علی کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال ایران از حضور در انتخابات این بخش انصراف داده بود.
در منطقه شرق قاره کهن نیز ریچارد کی لای از گوام، کوزو تاشیما از مغولستان و گنبولد بیانامخ از مغولستان بدون رقیب به عضویت کمیته اجرایی AFC در آمدند. وینستون لی بو آیون از سنگاپور، تران توان از ویتنام برای عضویت در کمیته اجرایی AFC انتخاب شدند و زاو زاو از میانمار نیز در سمت خود در این کمیته ابقا شد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
خودم وقتی صبح تیتر روزنامه ها رو میخوندم واقعا شوکه بودم!!
1 نپالی از ما برد واقعا باورش سخته
وقتی حرفای دادکان رو بخونین و بفهمیم کفاشیان بی لیاقت چه خیانتی به ما کرد متوجه میشیم که فوتبال و ورزش ما سراسر سیاسته
چیزی که مانع رشد ما شده چیزی که باعث شده مالدیو هم نماینده داشته باشه و ما نه
البته سیاست همه جای دنیا هست ولی همون سیاست هم به نفع ورزشه
حالا ما خوش باشیم به مدال های بازی آسیایی خوش باشیم به ورزش های انفرادی
حالا مجلس ما مثله آب خوردن تو چند ساعت تیما رو جابه جا کنه
حالا ما باز هم سردار رو به عنوان متصدی لیگ و هرچی فرد غ ورزشیه پست بدیم
حالا ما باز هم یک دونده رو بکنیم رئیس فدراسیون فوتبال و یک بدمینتون باز رو رئیس فدراسیون تکواندو
حالا ما همینجا میمونیم و ورزش کشور های جهان سوم از ما هم جلوتر میرن
کاش کسی بود که واقعا میتونست همه چیزو درست کنه ولی... مثله خوابه
امروز دلم خیلی واسه کشورمون سوخت!!
ADEL OFFROAD
09-01-2011, 10:09
واقعا جای تاسف داره
پستی که یازده سال مال ایران بود کفاشیان و شرکاء به باد دادن. هرکس میاد تو ورزش به فکر پست و مقام خودشه اون از علی آبادی اینم از سعیدلو
من می گم شاید اینها آدم های نادون و نالایقی باشن آیا نباید یه مقام بالاتر به کار این جماعت نظارت داشته باشه؟ آخه یه تنبیهی توبیخی چیزی انگار نه انگار که اتفاقی افتاده.
واقعا خجالت داره ...:-L:-L:-L
واقعا جای تاسف داره
پستی که یازده سال مال ایران بود کفاشیان و شرکاء به باد دادن. هرکس میاد تو ورزش به فکر پست و مقام خودشه اون از علی آبادی اینم از سعیدلو
من می گم شاید اینها آدم های نادون و نالایقی باشن آیا نباید یه مقام بالاتر به کار این جماعت نظارت داشته باشه؟ آخه یه تنبیهی توبیخی چیزی انگار نه انگار که اتفاقی افتاده.
واقعا خجالت داره ...:-L:-L:-L
روشون زیاده اگه اینجا یا هر جای دیگه گند بزنن میگن بازیهای آسیایی رو چرا نمیبینین که غوغا! کردیم
کلا دلیل عدم پیشرفتمون سطح فکر پایینه و فقط امروز رو میبینن و میگن کو تا فردا! و حالا رسید اون فرداها و مالدیو هم از ما جلو زد
تفاوت رسوایی اخلاقی بازیکن های ما و خارجی ها
سعی کنید کار بد نکنید، اگر کار بد می کنید رسوایی نکنید، اگر رسوایی می کنید نیندازید گردن شیطان بیچاره، اگر انداختید گردن شیطان بعداً توی تلویزیون ژست معلم اخلاق نگیرید و هی....
تفاوت رسوایی اخلاقی بازیکن های ما و خارجی ها
دیوید بکام ستاره فوتبال انگلستان باز هم به داشتن رابطه غیراخلاقی متهم شد.
اصولاً این رابطه ها تا موقعی که فاش نشده اسم اش رسوایی نیست، گویا خیلی هم به مذاق بعضی ها خوش می آید، قبول ندارید؟ از جان تری بپرسید! باز قبول ندارید؟ از وین رونی بپرسید! از بنزما و ریبری بپرسید که اساسی واردند! اصلاً اینها را قبول ندارید از بازیکن های خودمان بپرسید، از ف.ق.ژ! از خ.گ.ن! از ه.ث.ا!
یکی از تفاوت های رسوایی اخلاق بازیکنان ما با خارجی ها این است که خارجی ها اسم دارند ولی مال ما نه! یعنی به قول آقای شریفی حدوث فعل خلاف واقع شده مغلطه انگیزناک! ولی لاکردار فاعل مربوطه به قید حذف قرینه لفظی از اساس تبدیل شده یه یکی دو کلمه! به ف.ق.ژ! به خ.گ.ن! به ه.ث.ا! و .... از بس گل و ناز و مامانی هستند این بازیکن های ما، عمراً این برچسب ها به آنها نمی چسبد! نکته جالب اینکه بازیکنان فوتبال تنها رسوا شده هایی هستند که تلویزیون چهره آنها را 90 دقیقه پخش می کند و مثلاً فردوسی پور موقع گزارش بازی منچستر و درخشش مهاجم این تیم می گوید: چه می کنه این وین رونی!!
طنز نوشتن در این مورد منجر به سانسور می شود وگرنه خیلی جای طنز دارد.... خودتان که واردید!
توصیه: سعی کنید کار بد نکنید، اگر کار بد می کنید رسوایی نکنید، اگر رسوایی می کنید نیندازید گردن شیطان بیچاره، اگر انداختید گردن شیطان بعداً توی تلویزیون ژست معلم اخلاق نگیرید و هی ما را نصیحت نکنید، اگر نصیحت کردید و ما بد وبیراه گفتیم دلخور نشوید!
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
28-01-2011, 21:25
مازیار ناظمی مجری _ کارشناس ورزش صدا و سیما که همراه تیم ملی به قطر رفته بود در گوشهای از خاطراتش به خرید میلیونی یکی از بازیکنان تیم ملی اشاره کرده است.
«تیم ملی سرباز میخواهد، این جمله قشنگ از علی دایی است من هم موافقم.»
مازیار ناظمی مجری _ کارشناس ورزش صدا و سیما که همراه تیم ملی به قطر رفته بود در گوشهای از خاطراتش به خرید میلیونی یکی از بازیکنان تیم ملی اشاره کرده است و در وصف این خرید آورده است: «شنیده شد یکی از بازیکنان تیم ملی فوتبال بعد از حذف از جام ملتهای آسیا و در راه برگشت به ایران، ساعتی به ارزش 100 میلیون ریال از دوحه قطر به عنوان سوغات خریده است. اشکالی هم ندارد به هرحال این همان پاداش دلاری سه بازی اول است! .... همیشه گفتهام پول این فوتبال با لیاقت آن فعلا همخوانی ندارد. راستی چند نفر از شما علاقمندان فوتبال، ساعت ۱۰ میلیون تومانی دارید؟»:297:
منبع ([Only registered and activated users can see links]ماجراي-ساعت-10-ميليون-توماني-بازيكن-تيم-ملي.html)
Ronaldinho80
07-02-2011, 21:55
[Only registered and activated users can see links]
تیم ملی در نیمه اول بازی با کره بازی خوبی به نمایش نگذاشته بود و قطبی با حالتی عصبی به رختکن می آید و برای نشان دادن اعتراضش می گوید :« مثل ... بودیم. سردرگم بازی می کردیم»
پس از مصاحبه جنجالی جواد نکونام و بیان این حرف که قطبی در بین دو نیمه بی ادبی کرده است بالاخره کشف شد که سرمربی تیم ملی از چه لفظ زشتی در بین دو نیمه بازی با کره جنوبی استفاده کرده است.یکی از بازیکنان تیم ملی امروز در جمعی دوستانه در هتل المپیک دراین مورد گفت:«او در کل آدم بی ادبی نبود و آن طور که در مطبوعات شایعه شده فحاشی نکرد.قطبی در بین دو نیمه خیلی عصبانی بود و پس ازاینکه وارد رختکن شد گفت: مثل ... گیر کردیم تو زمین.»
به نظر می رسد سرمربی تیم ملی که که در بازه 4 ساله حضور خود در ایران فارسی اش را هم به قدر زیادی تقویت کرده بود در اوج عصبانیت تنها قصد داشته بازی سردرگم تیمش را که زیر بار فشار حریف به شدت عقب کشیده بود توجیه کند و از بازیکنانش بخواهد کمی باز تر باشند. قطبی بعد از بازی هم گفته بود در نیمه اول بازی با کره شاگردانش کاملا سر در گم بودند.
جالب این جاست این واژه قطبی درحالی جنجالی می شود که در فوتبال کشورمان حتی برای فیلم قهرمانی یک تیم ناچارند روی صحنه های زیادی از گزارش رختکن تیم قهرمان و البته روی گفته های سرمربی تیم بوق بگذارند ! :deadthread:
منبع ([Only registered and activated users can see links]گير-كردن-در-گل-مثل...!-اين-بود-ناسزاي-قطبي-در-رختكن-بازي-با-كره!.html)
بلاتكليفی مهاجم تيمملی در فرودگاه امارات
بازيكن پرسپوليس كه همراه كاروان تيم ملي فوتبال ايران راهي امارات شده به دليل عدم صدور رواديد در فرودگاه دبي سرگردان است.
به گزارش سايت باشگاه پرسپوليس، غلامرضا رضايي از لحظه پرواز كاروان تيم ملي به سوي دوحه كه چيزي حدود 24 ساعت از آن سپري مي شود، همچنان در فرودگاه دبي بلاتكليف و سرگردان است.
رضايي در اين رابطه گفت: پيش از پرواز به مسئولان فدراسيون فوتبال گفتم چون هنوز اقامت قبلي ام لغو نشده، تصور نمي كنم قادر به اخذ ويزاي امارات شوم ولي فردي به نام مظفري كه امور ويزاهاي فدراسيون را انجام مي دهد در فرودگاه امام خميني (ره) به من قول مساعد داد كه كار ويزاي من با هيچ مشكلي مواجه نخواهد شد تا همراه سايرين سوار هواپيما شوم اما بعد از سفر به دوحه و سپس به امارات، همان چيزي كه تصور مي كردم عملي شد تا در فرودگاه امارات آواره شوم.
جالب اينكه هتل ترانزيت داخل فرودگاه هم اعلام كرد؛ هيچ اطاق خالي ندارد و اكنون كه ساعت چهار بعدازظهر روز سه شنبه است، همچنان بلاتكليف هستم و روح و روانم بهم ريخته است.
وي افزود: به همين منظور يك ساعت پيش كه قضيه را به اطلاع مسئولان باشگاه پرسپوليس رساندم، بلافاصله آقاي كاشاني شخصا وارد عمل شد و با من تماس گرفت و قول داد تا در اولين فرصت از طريق سفير ايران مشكلم مرتفع شود.
رضايي گفت: در همين ارتباط، از سركنسولگري ايران در دبي و نماينده سفارت ايران در ابوظبي با من تماس گرفتند و قول دادند سريعا كارم درست خواهد شد كه جا دارد از ايشان و مسئولان محترم باشگاه پرسپوليس به خصوص حبيب كاشاني صميمانه تشكر كنم ولي تا اين لحظه ساعت 4 بعدازظهر چيزي حدود 24 ساعت است، سرگردان در فرودگاه هستم و از اينكه فقط روي يك صندلي آهني نشسته ام مريض شده ام و تصور مي كنم اگر از فرودگاه خارج شوم، حداقل يك هفته به ريكاوري نياز داشته باشم.
البته مسئولان تيم ملي دكتر خانلري را پيش من فرستاده اند تا احساس تنهايي نكنم ولي حضور دكتر خانلري دردي از من و ايشان دوا نمي كند.
سايت پرسپوليس در ادامه نوشت: در همين خصوص با حبيب كاشاني تماس گرفتيم تا از طريق ايشان در مورد مشكل رضايي، پيگير قضيه شويم كه وي گفت: بنده نيز با آقاي فياض سفير ايران در امارات تماس گرفتم كه ايشان بلافاصله با آقاي شفيع سركنسول ايران در دبي هماهنگي هاي لازم را به عمل آوردند. با اين حال از طريق يكي از دوستان ايراني مقيم امارات به نام جلال ابراهيمي كه از دوستان صميمي ماست، خواستم ايشان نيز راهي فرودگاه شوند و مرا در جريان كامل موضوع قرار دهند كه آقاي ابراهيمي در قدم اول به دنبال مهيا كردن اطاقي در هتل ترانزيت فرودگاه بود تا غلامرضا حداقل براي دقايقي به استراحت بپردازد، زيرا وي از ساعت 3 بامداد امروز در فرودگاه دبي همچنان بر روي يك صندلي نشسته است و در ادامه نيز پيگير امور اخذ ويزاي ايشان هستيم تا به ساير ملي پوشان ملحق شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
نمیدونم پیش خودشون چه فکری کردند واقعا؟ لابد گفتن این دبی! بقل گوشمونه از خودمونم کسی کاریمون نداره!
ولی خب حتما کسایی که حرفه ای اند و یا حرفه ای فکر میکنن میدونن که اگه یه بازیکن فقط 5 6 ساعت بخواد رو بدنش فشار بیاد(بجز فشار روحی و روانی که روش بوده) چی به روز فرمش میاد و خب کلا بدنش خالی میکنه و حتما دچار افت شدیدی میشه
بازی دوستانه مقابل روسیه و بازیهای پرسپولیس هم بعدشه و رضایی مسلما آدم آهنی نیست و از جنس سنگ هم نیست که نتونه خم به ابرو بیاره
این سهل انگاری و کوتاهی مسوولا نه فقط به این بازیکن که به تیم ملی و باشگاه پرسپولیس هم میتونه صربه بزرگی بزنه
Ronaldinho80
10-02-2011, 11:22
احمد رضا عابدزاده از ايران رفت!
احمد رضا عابدزاده روز گذشته به همراه خانواده اش به آمریكا سفر كرد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نوشته خبر ملی پوش سابق تیم ملی كه اخیرا در باشگاه استیل آذین فعالیت می كرد بعد از ظهر دیروز ایران را به مقصد آمریكا ترك كرد تا شرایط تحصیل پسرش امیر را در این كشور فراهم كند.
البته پسر عابدزاده پیش از این هم به تنهایی در انگلستان مشغول تحصیل بود اما این برای نخستین بار است كه خانواده عابدزاده برای مدت طولانی به خارج از كشور سفر می كنند.
هرچند نزدیكان عابدزاده می گویند كه او به آمریكا رفته و به زودی به كشور بر می گردد اما به نظر نمی رسد كه این طور باشد و عابدزاده به آمریكا سفر كرده تا در این كشور ماندگار شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links]احمد-رضا-عابدزاده-از-ايران-رفت!.html)
نوش جانشان... ثروت بازیکنان فوتبال ایرانی!
فرهاد مجیدی کاپیتان استقلال یکی از ساکنین محله فرمانیه است. چندین ماشین دارد و خودش از پرادو و بی. ام. و اش خیلی بیشتر استفاده می کند. فرهاد سرمایه گذاری های زیادی انجام داده که می توان به طور نمونه به شهرک سازی اش در دبی و همچنین در شمال کشور اشاره کرد. او اما در کارهای زیاد دیگری هم سرمایه گذاری کرده و می کند.
…………………………………………
تاجر موفق
کریم باقری را نباید با ظاهرش سنجید. او یکی از بیزینس من های موفق در بین ورزشکاران به حساب می آید. منزلش در خیابان فرشته تهران است و در کار تجارت خواروبار است. طبق شنیده ها او ۱۸ تریلی دارد که در کارهای ترانزیت کالا هستند. کاپیتان پرسپولیس همچنین یکی از طرفداران پرو پاقرص اتومبیل بی. ام. و است که معمولاً هر سال مدلش را به روز می کند.
………………….
برج سازی در کرج
علی کریمی یکی از همین فوتبالیست هایی است که با فوتبال توانسته برای خودش ثروت زیادی دست و پا کند. کریمی با رفتنش به لیگ های حوزه خلیج فارس و پس از آن حضورش در بوندس لیگا خودش را در زمره بازیکنان پولدار فوتبال ایران قرار داد.
ظاهراً کریمی که در فرمانیه تهران سکونت دارد، مشغول برج سازی در کرج است. حتی شنیده می شود او در چند شرکت سرمایه گذاری کرده است. یک فست فود مدرن در فردیس کرج توسط علی کریمی به نام خودش ساخته شده که هر روز مشتریان زیادی در آنجا برای غذاخوردن جمع می شوند. البته علی کریمی یکی از بازیکنانی است که دست به خرج کردنش هم خیلی خوب است، به طوریکه دو ماشین دارد که هر دوی آنها از آخرین مدل های «بی ام و» هستند. هرچند که کریمی بکی از بازیکنانی است که دستی هم در کارهای خیر دارد و کارهای عام المنفعه زیادی انجام می دهد.
……………………………
تولیدی پوشاک و لوازم ورزشی
جواد نکونام هافبک ایرانی اوساسونای اسپانیا هم یکی از بازیکنانی است که پول هایش را در کارهای تجاری هزینه کرده است تا پس از دوران فوتبالش بتواند با خیالی آسوده روزگار را سپری کند. جواد نکونام به اتفاق چند تن از دوستانش یک شرکت تولید پوشاک و لوازم ورزشی تأسیس کرده بود اما تنها به آن اکتفا نکرده و طبق شنیده ها در شمال کشور یکی از کسانی است که مشغول شهرک سازی است.
……………………………
ساکن محله فرمانیه
فرزاد اشوبی هافبکی که تازه امسال به استقلال آمده اما سکونت در محله پدری را به هر جای دیگری ترجیح می دهد. فرزاد پس از بازگشت از کرمان در خیابان پیروزی تهران ساکن است و یک اتومبیل بی. ام. و گرانقیمت دارد.
………………………………..
مجید جلالی سرمربی فولاد خوزستان اما ساکن محله فرمانیه تهران است که اتومبیل پژو پارس را چند سالی می شود که حفظ کرده است. او تمام هم و غمش فوتبال است و کارهایی که غیر از آن را هم انجام می دهد بازهم به فوتبال ختم می شود. البته جلالی چند سال پیش قصد خریداری کردن یک معدن را داشت که هیچ گاه این تصمیم عملی نشد.
………………………….
مجتبی جباری هافبک بعضاً مصدوم استقلال هم یکی از مغازه داران بازار موبایل ایران است که چندین باب مغازه و چندین خانه هم دارد. مجتبی همچنین بنز نقره ای رنگ دارد.
………………………
شیث رضایی کاپیتان دوم پرسپولیس هم ساکن بالاترین نقطه سعادت آباد است که بنز مشکی گرانقیمتی دارد. او به غیر از فوتبال در کار تجارت خانه است و خانه های پیش فروش را خریداری کرده و به مردم می فروشد.
……………………………..
مازیار زارع هافبک شمالی پرسپولیس هم دستی در کارهای زمین دارد. او در انزلی که زادگاهش به حساب می آید، زمین خرید و فروش می کند. مازیار البته ساکن محله سعادت آباد است و اتومبیل لنکروز مشکی زیبایی هم دارد که هرگاه به انزلی می رود خیلی ها می خواهند با آن عکس یادگاری بگیرند.
……………………………
خانه در آلمان
مهدی مهدوی کیا یکی دیگر از بازیکنان متمول استیل آذین است که پس از چندین سال بازی در لیگ آلمان از اواسط لیگ کذشته به ایران بازگشت. مهدی زمانی که در هامبورگ بازی می کرد یکی از پردرآمدترین بازیکنان ایران بود. البته در اینتراخت فرانکفورت هم دستمزد مهدوی کیا بالا بود و گفته می شود یکی از دلایل جدایی این بازیکن از تیم اصلی فرانکفورت همین دستمزد زیاد بوده که باشگاه توانایی پرداختنش را نداشته است. مهدوی کیا اما یکی از بازیکنانی است که در آلمان هم منزل مسکونی دارد و کلاً به داشتن ملک علاقه زیادی نشان داده است. گفته می شود او در تهران هم چندین باب منزل دارد و پول هایش را هم در کار واردات و صادرات تزریق کرده است. اتومبیل بنز مهدوی کیا اما یکی از ماشین هایی است که در زمان ردشدنش از خیابان های تهران مردم آن را با انگشت شان به یکدیگر نشان می دهند.
……………………………………..
سرمایه داری بدون اتومبیل
در این گزارش، تبیان می نویسد:حسین کعبی را باید یکی از ملاک های جوان و خوش آتیه در بین فوتبالیست ها به حساب آورد. او معمولاً با پول هایی که بدست آورده و می آورد، منزل مسکونی تهیه می کند و آنها را به مردم اجاره می دهد و از این راه به غیر از فوتبال کسب درآمد می کند. حسین ساکن محله سعادت آباد تهران است، اما اعتقادی به رانندگی ندارد به همین علت اتومبیلی هم ندارد. او معمولاً با آژانس یا توسط دوستانش در خیابان های تهران تردد می کند. البته حسین کعبی معمولاً آخرین مدل اتومبیل ها را خریداری کرده و آنها را برای خانواده اش در اهواز می فرستد تا آنها از آن استفاده کنند.
……………………………………
سرمایه گذاری در بانک
فریدون زندی هم پس از سال ها زندگی و بازی در اروپا به ایران آمده و در استیل آذین بازی می کند. زندی اتومبیل مرسدس بنز گرانقیتی دارد که به گفته خیلی ها به هیچ عنوان حاضر به از دست دادن آن نیست. او اما به علت سال ها بازی کردن در سطح اول فوتبال، با تفکراتی کاملاً حرفه ای رشد کرده و تنها به بازی کردن فوتبال می اندیشد. اما پول هایش را در بانک سرمایه گذاری کرده و سودش را می گیرد. زندی یکی دیگر از بازیکنان فوتبال است که در خیابان فرشته سکونت دارد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
کارلوس کرش در يک قدمي نيمکت تيم ملي ايران
[Only registered and activated users can see links]
در حالي که مسئولان فدراسيون فوتبال در تلاشند تا هر چه سريعتر گزينه نهايي سرمربيگري تيم ملي را مشخص کنند، منابع نزديک به اين فدراسيون از نهايي شدن توافق با کارلوس کرش و حضور قريب الوقوع او در تهران براي عقد قرارداد خبر ميدهند.
به گزارش خبرنگار مهر، با بخشش محرومیت این مربی پرتغالی از سوی دادگاه بین المللی ورزش این امیدواری برای مسئولان فدراسیون فوتبال ایران ایجاد شد که بتوانند با جدی تر کردن مذاکرات در نهایت کارلوس کرش را روی نیمکت تیم ملی بنشانند و رسیدن به جام جهانی 2014 را به وی بسپارند.
در شرایطی که عباس ترابیان سرپرست کمیته روابط بین الملل فدراسیون فوتبال از نهایی شدن دو گزینه برای هدایت تیم ملی فوتبال کشورمان خبر می دهد و البته علی کفاشیان رئیس فدراسیون نیز این دو گزینه را تایید می کند، برخی منابع از قطعی شدن حضور کارلوس کرش در تهران خبر می دهند.
فدراسیون فوتبال برای سپردن هدایت تیم ملی به سرمربی جدید و جانشین افشین قطبی با گزینه های زیادی مذاکره کرد اما در نهایت کارلوس کرش و یک گزینه ترک به عنوان دو مرد نهایی مورد نظر فدراسیون انتخاب شدند که البته به نظر می رسد با توجه به اختلاف نظرهایی که مسئولان فدراسیون برای انتخاب سرمربی ترک دارند، شانس کرش بسیار بالاتر از گزینه ترک باشد.
براساس آخرین اخبار کسب شده خبرنگار مهر "کارلوس کرش" گزینه نهایی هدایت تیم ملی فوتبال ایران در چند سال آینده خواهد بود و گزینه ترک از شانس بسیار کمی برای حضور در ایران برخوردار است. گفته می شود کرش روز 12 فروردین ماه به تهران وارد خواهد شد و در مراسمی رسمی به عنوان سرمربی تیم ملی ایران معرفی خواهد شد.
فدراسیون فوتبال مذاکرات نهایی را با این مربی ترک انجام داده و در تلاش است بهترین شرایط را برای این مربی فراهم کند تا وی بتواند تیم ملی ایران را به جام جهانی 2014 برساند. قرار است سرمربی جدید تیم ملی نظارت بر کلیه تیم های رده های مختلف را هم برعهده داشته باشد.
کارلوس کرش قبل از این با سفر به تهران یکبار تا پای عقد و امضا قرارداد با فوتبال کشورمان پیش رفته بود، در اقدامی غافلگیرکننده و با ارسال پیامی به علی کفاشیان رئیس فدراسیون اعلام کرد از حضور در ایران منصرف شده است اما ادامه مذاکرات و توافقاتی که حاصل شده او را دوباره به نیمکت تیم ملی ایران نزدیک کرده است.
- منبع ([Only registered and activated users can see links] D8%B1%D8%B4_%D8%AF%D8%B1_%D9%8A%DA%A9_%D9%82%D8%AF %D9%85%D9%8A_%D9%86%D9%8A%D9%85%DA%A9%D8%AA_%D8%AA %D9%8A%D9%85_%D9%85%D9%84%D9%8A_%D8%A7%D9%8A%D8%B1 %D8%A7%D9%86) -
Oℓiveŗ Қάhn
04-05-2011, 12:30
ناصر حجازي در رتبه 131 جهان قرار گرفت
دروازهبان دوم قرن آسيا و سنگربان پرافتخار سه دهه قبل فوتبال ملي و باشگاهي استقلال در رده 131 نفوذناپذيرترين سنگربان برتر جهان جاي گرفت.
فدراسيون آمار و تاريخ فوتبال جهان در تازهترين گزارش خود اقدام به انتشار بهترين دروازهبانان تمام ادوار دنيا که "بيشترين زمان حفظ دروازه خودي به روي بازيکنان حريف " را داشتند کرد، که در اين ميان ناصر حجازي بهدليل آنکه از 23، 5، 1975 تا 12، 10، 1975براي مدت 837 دقيقه، دروازهاش را به روي مهاجمين بسته نگه داشت، صاحب اين رتبه شده است.
وي در اين رده البته به عنوان شريک ايويکا کرالي، دروازهبان اسبق يوگسلاوي و عضو پيشن پارتيزان بلگراد قرار گرفت که رکورد مشابهاي از اواخر سال 1996 تا سال 1997 داشته است.
*ردهبندي ساير دروازهبان ايران در فهرست 459 نفره بهشرح زير است:
1-بهرام مودت،پرسپوليس، رتبه : 125 مشترک با آلخاندرو گونزالساز کاستاريکا، رکورد: 844 دقيقه
2-احمدرضاعابدزاده، پرسپوليس،رتبه : 159 مشترک با توماس تويدل از انگليس و خوزه مندوزا از پرو،رکورد: 802 دقيقه
3- رضا قفلساز، پاس تهران، رتبه :236 مشترک با پاتريک بونر از ايرلند، رکورد:754 دقيقه
4-آرمناک پطروسيان، سپاهان اصفهان،رتبه:343، رکورد: 704 دقيقه
5-محمدرضا مهرباني(مرتبه اول)،برق شيراز، رتبه: 385 مشترک با توماس جکسون از انگليس، وان ديک از هلند، ليدو وييري از ايتاليا، الحادري از مصر و آندرهي دوجکيچ از صربستان، رکورد: 685 دقيقه
6- محمدرضا مهرباني( مرتبه دوم)، برق شيراز،رتبه :434 مشترک با فرانسيسکو فونسکا از پرتغال، فريدل کونسيلا از اتريش، رکورد: 670 دقيقه
*مازاروپي، نفراول جهان
در فهرست بهترين دروازهبان رکورددار در عرصه حفظ دروازه براي مدتي طولاني، مازاروپي سنگربان پيشين برزيل و عضو تيم ريودوژانيرو است که در در دهه هفتاد موفق شد براي مدتي بالغ بر 1816 دقيقه اجازه ندهد هيچ توپي از خط دروازهاش عبور کند.
پس از او، ثابت الباطل، سنگربان مصر در دهه هفتاد با رکورد 1442 دقيقه است.
در مکان سوم نيز دني ورليندن از کلوپ بروژ بلژيک با 1390 دقيقه جاي گرفته است.
منبع ([Only registered and activated users can see links] D8%B2%D9%8A_%D8%AF%D8%B1_%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87_ 131_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8 %B1_%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA)
ADEL OFFROAD
17-05-2011, 14:49
چوب خدا صدا ندارد/ مهریزی:چک های برگشتی هدایتی را من پاس کردم
[Only registered and activated users can see links]
امیر مهریزی مدیر عامل اسبق باشگاه استیل آذین در برنامه امشب نود پرده از اتفاقات افتاده در این باشگاه برداشت.
او که دلش خیلی از حسین هدایتی پر بود در آغاز صحبت هایش گفت:«دلم می خواهد با بازیکنان استیل آذین تماس بگیرید و از آنها بپرسید که پولی که از باشگاه دریافت کردند،امضای چه کسی پای آن بود؟روزی که من به باشگاه رفتم هیچ کس هیچ پولی نگرفته بود،چک ها برگشت خورده بود و وضعیت اصلا خوب نبود اما من رفاقت را تمام کردم و چک های برگشتی هدایتی را پاس کردم.فکر می کنم چوب خدا صدا نداردودر استیل آذین به من گفتند بمان تا پول بازیکنان را ندهیم،اما من مال مردم خور نبودم و از مجموعه کنار کشیدم.»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
-----------------------------------------------------
هدایتی از مهریزی شکایت کرد
[Only registered and activated users can see links]
حسین هدایتی از مهریزی به خاطر حرفهایی که در برنامه نود زد شکایت کرد.
حسین هدایتی مالک باشگاه استیلآذین از امیر مهریزی مدیرعامل سابق این باشگاه شکایت کرد. مهریزی دیشب مهمان تلفنی برنامه نود بود و در گفتوگویی که با عادل فردوسیپور داشت حرفهایی را مطرح کرد که به سود هدایتی نبود. مهریزی در این گفتوگو مدعی شد چکهای برگشتی هدایتی را او پاس میکرده. حسین هدایتی هم که حرفهای مهریزی را قبول ندارد امروز از او شکایت کرد تا از طریق مراجع قضایی ادعاهای مهریزی را پیگیری کند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
آيا از اين «اگر»ها ميتوان نتيجه گرفت كه مظفريزاده پرسپوليسي است؟ يا اين جمله كه «داوري كردن سعيد مظفريزاده براي پرسپوليس خوشيمن است» گزاره درستتري به نظر ميرسد؟
سعيد مظفريزاده از داوران بينالمللي ايران و يكي از 3داور برتر فوتبال ماست. اما در افكار عده كثيري از هواداران فوتبال هميشه يك شائبه در كنار نام اين داور خوشتيپ وجود دارد: «مظفريزاده پرسپوليسي است.» براي كندوكاو در باب اينكه اين شائبه از كجا متولد شده بايد چند پرده از قضاوتهاي مظفريزاده در بازيهاي پرسپوليس را با هم مرور كنيم.
[Only registered and activated users can see links]
1-پرسپوليس- سپاهان؛ آخرين روز ليگ هفتم
پرسپوليس به پيروزي احتياج دارد و اصفهانيها به تساوي، و بازي تا لحظات آخر به كام ميهمان پيش ميرود. قضاوت مظفريزاده تا دقيقه90 صحنه مشكوكي ندارد، آن هم در بازي تيمهايي كه دو فقره از آخرين مصافهايشان با قضاوت مرادي و قهرماني به شدت بحثبرانگيز از آب در آمده است. اما اعلام 7دقيقه وقت تلفشده –به زعم بعضيها- عجيب به نظر ميرسد. بهخصوص كه گل قهرماني قرمزها در آخرين ثانيههاي همين 7دقيقه به ثمر ميرسد. اتفاقي كه البته مظفريزاده آن را پيشبيني نكرده بود.
2-پرسپوليس- استقلال؛ بازي برگشت ليگ نهم
باز هم صحنه خاصي خلق نميشود كه بتوان از آن دلايل روشني براي گرايش مظفريزاده به رنگ قرمز پيدا كرد. فقط بعد از گل كريم باقري در دقيقه87 هر حملهاي كه استقلال ترتيب ميدهد با زمين خوردن آرش برهاني در زمين پرسپوليس متوقف ميشود و داور روي هيچ كدام از اين صحنهها اعتقادي به خطا ندارد. با اين وجود استقلاليها اين شكست تلخ را تا حد زيادي از چشم او ميبينند.
3-پرسپوليس- ذوبآهن؛ بازي رفت ليگ دهم
يك هفته بعد از شكست قرمزها در داربي تهران. ذوبآهن تازه به فينال آسيا رسيده ولي در برابر لشگر شكستخورده دايي زمينگير ميشود. ذوبيها به شدت به داوري معترضاند و اعتقاد دارند او دارد گل به اشتباه مردودشده پرسپوليس در داربي را جبران ميكند. حتي ابراهيمزاده در كنار ميدان پانتوميم «مراسم گردنزني» را هم براي مظفريزاده اجرا ميكند. اما مرور صحنههاي مشكوك در برنامه 90 نشان ميدهد داوري آنقدرها هم بودار نبوده است.
4- فولاد- پرسپوليس؛ نيمهنهايي جام حذفي
اين يكي نيازي به توضيح اضافه ندارد، چون هنوز در حافظه كوتاهمدت همه باقي مانده است. اخراج حمودي اگرچه سختگيرانه اما كاملا درست و قانوني اتفاق افتاد. هرچند اگر امروز داور ديگري در اهواز سوت ميزد ممكن بود از كارت قرمزش استفاده نكند و البته با تاييد حسين عسگري هم روبهرو شود.
***
بياييد نتيجهگيري كنيم؛ اگر داور داربي رفت امسال سعيد مظفريزاده بود بيگمان پرسپوليس در دقيقه5 با گل نوري پيش ميافتاد. اگر بازي برگشت اين دو تيم را مظفريزاده سوت ميزد يك ضربه پنالتي حداقل جريمه براي صحنه برخورد محمدي و رضايي بود. و در آن صورت آيا او اشتباهي مرتكب شده بود؟
آيا از اين «اگر»ها ميتوان نتيجه گرفت كه مظفريزاده پرسپوليسي است؟ يا اين جمله كه «داوري كردن سعيد مظفريزاده براي پرسپوليس خوشيمن است» گزاره درستتري به نظر ميرسد؟ شايد تنها گناه اين داور فتوژنيك و خوشقدوقامت اين باشد كه هيچ گاه به ضرر پرسپوليس اشتباه نميكند.
منبع ([Only registered and activated users can see links] 9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D9%88%D9%84%D9%8A%D8%B3%D 9%8A-%D8%A7%D8%B3%D8%AA)
ArtesheSorkh
22-07-2011, 21:58
قرارداد حق پخش تلویزیونی بین فدراسیون فوتبال ایران و صداوسیما با مبلغ 96 و نیم میلیارد تومان به امضا رسید.
مسئولان فدراسیون فوتبال ایران و مدیران صدا و سیما پس از برگزاری جلساتی متعدد درباره مبلغ و نحوه پخش مسابقات فوتبال به توافق رسیدند.
طبق توافقنامه امضا شده، حق پخش تلویزیونی اعم از مسابقات باشگاهی و ملی بین صدا و سیما و فدراسیون فوتبال 96.5 میلیارد تومان است. مدت قرارداد امضا شده 3 سال است.
عزيز محمدي: نميتوانم رقم قرارداد را اعلام كنم
عزيز محمدي در گفتوگو با خبرنگاران با اشاره به جلسات و مذاكراتي كه مسئولان فدراسيون فوتبال با مديران فدراسيونها برگزار كردند گفت: پس از صحبتهايي كه انجام گرفت بر روي مسائل مختلف به توافق رسيديم و حق پخش تلويزيوني رقابتهاي فوتبال به صداوسيما داده شد. قرارداد اين توافق هم به امضا رسيده است.
در حالي كه برخي منابع از امضاي قرارداد 96.5 ميليارد توماني فدراسيون فوتبال با صداوسيما خبر دادهاند، محمدي بدون اينكه اين رقم را تكذيب يا تاييد كند، گفت: من نميتوانم رقم قرارداد را اعلام كنم و اين منابع خودشان بايد پاسخگوي رقم اعلام شده باشند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Oℓiveŗ Қάhn
03-10-2011, 13:59
آقای "ح" مجبور است به خدمت سربازی برود
فوتبالیست مطرح تیم ملی کشورمان بعد از چند سال استفاده از کارت معافیت پزشکی سربازی خود باید به خدمت برود.
به گزارش خبرگزاری ورزش ایران (ایپنا)، ملیپوش مطرح یکی از تیمهای باسابقه فوتبال کشورمان بعد از 10 سال باید به خدمت سربازی برود و هیچ راه گریزی هم ندارد. آقای "ح" در زمانی که به سن خدمت رسیده بود در شهرستان خود و با کمک یک دکتر متخصص به دنبال معافیت پزشکی رفته و سرانجام پس از چند ماه دوندگی به هدف خود رسید.
این فوتبالیست پس از اخذ معافیت پزشکی خود فوتبالش را به صورت حرفهای ادامه داد تا سر از یکی از تیمهای مطرح فوتبال ایران درآورد. آقای "ح" آنقدر در رقابتهای لیگ برتر درخشش داشت تا به تیم ملی فوتبال کشورمان نیز دعوت شود و حتی در مسابقات لیگ قهرمانان آسیا هم بازیهای قابل قبولی را از خود به نمایش بگذارد.
بر اساس این گزارش این ملیپوش آنقدر در رقابتهای داخلی و بینالمللی بازی کرد و درخشان ظاهر شد تا مسئولان نظام وظیفه کشورمان به معافیت پزشکی فوتبالیست مورد نظر شک کردند و پس از بررسیهای به عمل آمده و احضار وی رسما کارت معافیت پزشکی این فوتبالیست باطل شد و حالا باید این ملیپوش پس از چند سال به خدمت مقدس سربازی برود.
شاید ندانید اما مسئولان نظام وظیفه اعتقاد داشتند فردی که معافیت پزشکی گرفته است چطور در سطح اول فوتبال ایران و آسیا فوتبال بازی میکند؟! به هر حال هماهنگیها انجام شده و آقای "ح" پس از صحبت با مسئولان باشگاه خود تنها راه را سپری کردن خدمت میداند به همین منظور قرار است این فوتبالیست از نیم فصل دوم لیگ برتر به یکی از تیمهای نظامی کشور ملحق شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
TheSpecialOne
03-10-2011, 14:10
آقای "ح" مجبور است به خدمت سربازی برودآقای ح دیگه چیه !؟ ایشون اسمش قاسم حدادی فر هستش ! خود ابراهیم زاده دیروز تو مصاحبه ی مطبوعاتی اخیرش این موضوع رو گفته بود که حدادی فر از نیم فصل باید بره یه تیم دیگه.
Oℓiveŗ Қάhn
03-10-2011, 14:12
دقیقا قاسم حدادی فر ـه اما خب نمیشه اسمش رو کامل تو سایت آورد
behnam MDN
03-10-2011, 16:14
عزيزالله محمدي خبر داد:
بازگشت تيم اميد به مسابقات انتخابي المپيک
نايب رئيس دوم فدراسيون فوتبال از بازگشت تيم فوتبال اميد کشورمان به جريان مسابقات فوتبال انتخابي المپيک 2012 لندن خبر داد.
به گزارش خبرنگار مهر، عزیزالله محمدی با اعلام این خبر افزود: به دنبال شکایت فدراسیون فوتبال ایران از فدراسیون فوتبال عراق به دلیل استفاده تیم فوتبال امید این کشور از بازیکن صغرسنی بزودی نتیجه هر دو بازی رفت و برگشت تیمهای امید ایران و عراق به سود تیم کشورمان تغییر خواهد کرد.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: طی دو تا سه روز آینده حکم فدراسیون بین المللی فدراسیون فوتبال اعلام می شود و تیم کشورمان در گروه B مسابقات فوتبال انتخابی المپیک در قاره آسیا جانشین عراق می شود و بازی اول این گروه بین ایران و ازبکستان تکرار می شود.
نایب رئیس دوم فدراسیون فوتبال با ابراز خوش بینی از حل مشکل تیم امید خبر داد و در خصوص حل مشکل تیم سپاهان و بازگشت احتمالی این تیم به لیگ قهرمانان آسیا گفت: کنفدراسیون فوتبال آسیا 10 روز به باشگاه سپاهان فرصت داده است تا مدارک خود را ارسال کند.
وی تصریح کرد: باشگاه سپاهان با تهیه مدارک و مستندات کافی و با استناد به نامه اخیر AFC که در آن تاکید شده بود، علی احمدی بازیکن محروم ذوب آهن حق حضور در نخستین بازی این تیم در لیگ برتر را ندارد به دنبال تغییر نتیجه دیدار رفت با السد است که از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا 3 بر صفر به سود تیم قطری اعلام شده بود.
سرپرست کمیته روابط بین الملل فدراسیون فوتبال کشورمان روز گذشته در گفتگو با مهر اعلام کرده بود، مهلت فدراسیون فوتبال عراق به پایان رسید و اگر مستندات این فدراسیون برای استفاده از "خالد صالح" کافی نباشد امیدهای فوتبال عراق در هر دو بازی رفت و برگشت مقابل تیم کشورمان 3 بر صفر بازنده خواهند شد.
منبع ([Only registered and activated users can see links] D9%8A%D9%85_%D8%A7%D9%85%D9%8A%D8%AF_%D8%A8%D9%87_ %D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA_%D8%A7% D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D9%8A_%D8%A7%D9%84%D 9%85%D9%BE%D9%8A%DA%A9_)
Persian Se7en
06-10-2011, 23:17
به بهانه حضور کریمی در شاهین: همه طنازی های های فیروز
حضور فیروز کریمی در شاهین بوشهر می تواند خنده را به لیگ برتر برگرداند اما اینکه این خنده در پایان فصل هم بر لبان هواداران شاهین خواهد بود یا نه را باید تاریخ وگذشت زمان مشخص کند. در این lمجال مروری داریم به همه مصاحبه های طنز فیروز کریمی:
بازی صبا وبرق را کلا یک نیمه اش را دیدم زیرا به خاطر نور ضعیف ورزشگاه ،فقط سمت خودم را می دیدم.اواسط بازی یکی آمد به من گفت بنشین سرجات.گفتم شما چه کاره اید؟ چراغ دستی انداختم دیدم داور چهارم است عذر خواهی کردم.محسن بیات بازی را برایم گزارش می کرد. خداییش هم خوب گزارش می کرد ومن گوش می دادم تا براساس گفته های او تیم را آنالیز کنم.او که رفت داخل زمین محسن بیاتی نیا آمد گزارش کند که برای دلخوشی من همه را اغراق کرد وگل خوردیم.آقای آیت الهی رییس هیئت فوتبال فارس گفته که نور ورزشگاه هزار لوکس است من فکر می کنم شما بد متوجه شده اید. ایشان احتمالا گفته اینجا هزار تا آدم لوس است.او گفته من پیر چشمی دارم وباید مرا نزد دکتر خدادوست(جراح معروف چشم)ببرد. من از ایشان خواهش می کنم برای من ولخرجی نکند،این پول را بدهد یک تردمیل بخرد تا خودش را لاغر کند ونخواهد کلی پول برای یک کت وشلوار بدهد!
***
روزى كه من به مشهد رفتم خبر دادند كه استاديومى در حال ساخت است كه يكى از بى نظيرترين استاديوم هاى ايران خواهد بود. برايم خيلى جالب بود رفتم ديدم در بهترين استاديوم ايران يك كارگر افغانى با بيل در حال فعاليت است، بعد از شش سال دوباره براى مربيگرى ابومسلم به مشهد رفتم كه سراغ ورزشگاه را گرفتم گفتند همچنان در حال ساخت است، يك روز كه بيكار بودم به استاديوم رفتم كه ديدم آن كارگر افغانى كه حالا تبديل به پيرمردى شده بود با همان بيل در حال كار كردن است. بنده خدا پيرمرد بيلش كلا ساييده شده بود و با دسته بيل مشغول شخم زدن بود.
***
آقاى پورحسن مديركل تربيت بدنى خراسان زحمات زيادى مى كشند تا ورزش درآمد زا باشد، ايشان براى درآمد زايى در زمين سوزن ته گرد مى كارند و با آبيارى آن ها در دراز مدت ميخ طويله از زمين درو مى كنند، اين واقعيت نشان مى دهد ايشان چقدر در مديريت خود درآمدزا هستند چرا كه هيچ كسى به فكر توليد ميخ طويله از طريق كاشت سوزن ته گرد نيست.
***
براى من روزنامه ها اصلا مهم نيستند. آنها هرچه مى خواهند مى نويسند. شما بازيكنان شايد برايتان جالب باشد كه روزنامه اى عكس شما را چاپ كند و با شما مصاحبه كند اما من روزنامه اى كه با شما صحبت كرده و پوسترشما را چاپ كرده با پايم بلند نمى كنم. فكر مى كنيد اين روزنامه ها به چه دردى مى خورند تنها به درد سبزى فروش ها و شيشه پاكن ها!
***
ابراهيم تهامى نياز شديدى به ارشاد داشت هر وقت من قصد داشتم جلو بروم تا از لب خط تيم را به جلو فرابخوانم او زودتر از من مى رفت براى همين يك دفعه شور عجيبى مرا در بر گرفت و با ضربه اى محكم به پشت گردنش زدم تا سكندرى به زمين بخورد تا از اين به بعد بفهمد كه هر وقت من به جلو مى روم او عقب بيايد.
***
بلندگوهاى ورزشگاه سليمى كيا كرمان زمانى كه همه بيرون رفته بودند شروع به كار كرد و فردى از پشت بلندگو داد مى زد تماشاگران فهيم به تيم ميهمان فحش ندهيد كه من وقتى به داخل زمين رفتم ديدم چند كلاغ تنها در ورزشگاه حضور دارند كه تازه متوجه شدم گوينده استاديوم براى كلاغ ها صحبت مى كند.حالا می گویند برو شاهدبیاور.من که نمی توانم بروم کلاغ را دستگیر کنم بیاورم تا شهادت بدهد.کلاغ آنجا بود ورنگش هم سیاه بود. این هم نشونه اش.
***
اگر تمام جريمه هايى كه من به كميته انضباطى پرداخت كرده ام را حساب كنيد مى بينيد كه سه دانگ از شش دانگ فدراسيون بايد به نام من سند زده شود، نمى دانم دوستان چگونه در قيامت مى خواهند جواب مرا بدهند. من ذره اى از سهم خود كوتاه نمى آيم و تا عمر دارم مى گويم كه سه دانگ از فدراسيون مال من است.
***
درست در دقيقه ۲۰ بازى استقلال اهواز با كشت و صنعت شوشتر بود كه ديدم گوسفندى از كنار پايم به داخل زمين رفت، به فاصله يك دقيقه نزديك به ۲۰۰ گوسفند داخل زمين بودند. ناظر فدراسيون در آستانه سكته بود كه من تمام بازيكنانم را به صف كردم تا با حركت انتحارى گوسفندان را به بيرون از چمن هدايت كنيم. گوسفندان خيلى زرنگ بودند و دست مرا خواندند كه من سريع تغيير تاكتيك دادم تا موفق شدم آنها را از زمين بيرون كنم.
***
زمانى كه در شهاب زنجان بودم مهدى ثابتى در بازى اشتباه بچگانه اى كرد كه به او گفتم برو خانه كه داور اجازه خروج به او نداد و خودم وارد عمل شدم و با دوى ۱۰۰ متر به دنبال او رفتم كه وى براى حفظ جانش از در ديگر استاديوم به داخل خيابان رفت. من هم كه نمى خواستم جلوى اين بازيكن كم بياورم به دنبال او رفتم و تا آخر شب در تعقيب و گريز بودم كه پس از چند ساعت بالاخره او توانست فرار كند. وقتى برگشتم استاديوم گفتند همه رفتند خوابيدند و تنها شما بيداريد. ساعت را كه نگاه كردم ديدم ۳ صبح است.
***
شاه حسينى اگر مرا سه هفته يك بار نبيند مريض مى شود براى همين كه علاقه بسيارى به سلامت او دارم قصد دارم هر دو هفته يكبار به كميته انضباطى سرى بزنم تا شاه حسينى نگران من نشود.
***
به كميته انضباطى گفتم براى خريد پژو ۴۰۵ به باشگاه استقلال رفتم. متاسفانه آقاى فتح الله زاده دندان گردى كرد كه من به او گفتم اگر دوست دارى ماشين را به موزه ببرى به من نفروش اما اگر قصد اين كار را ندارى لطف كن و با قيمت مناسب ماشين را به من بفروش اما برخى دوستان كه قصد داشتند ماشين را از چنگ فتح الله زاده دربياورند مدعى شدند من براى عقد قرارداد براى سرمربيگرى استقلال به دفتر فتح الله زاده رفتم.
***
وقتى يكى از روزنامه هاى ورزشى را به من دادند گفتم اين روزنامه انستيتو زيبايى را تبليغ مى كند يا بنگاه فروش ابرو و چشم است كه به من گفتند ليست فروش استقلال است و اين چشم و ابروى بازيكنان مازاد استقلال است كه با لبخند گفتم اين نقاشى چشم چشم دو ابرو است نه روزنامه ورزشى!
***
مشکل قرار داد من با استقلال اهواز قضایی نبود بلکه غذایی بود. گفتند باید خیار بخوری(اشاره به اصطلاح خیار فسخ در قواعد حقوقی وقضایی)
***
پيروز قربانى را براى اين بيرون كردم كه خبرنگارانى كه ذائقه شعر و شاعرى دارند را پيدا كنم، روزى كه به پيروز گفتم از فردا نيا، فردا روزنامه ها را كه ديدم متوجه شدم تمام خبرنگاران شاعر هستند چون با فونت درشت تيتر زده بودند پيروز فيروز را اخراج كرد. از آنجا به بعد متوجه شدم اگر روزنامه هاى ايران بسته شوند تعداد شعرا افزايش مى يابد.
***
می گویند 30 ثانیه فقط بیا لب خط. من چه چطوری 30 ثانیه دستور تاکتیکی بدهم؟تا بگویم مصطفی 30 ثانیه تمام شده . باید بروم روی نیمکت. تازه نصف تیم ماهم (استقلال اهواز)اسم کوچکشان مصطفی است.تا صدا بزنم همه نگاه می کنند.می گویند ادبیاتت را عوض کن. مثلا بگویم آقای اکرامی لطف کن یک سانتر بنواز،جناب کمایی محبت بفرمایید با ضربه سر جسارتا گلزنی کنید!
***
ما هر وقت کاپیتانمان رافرستادیم برای شیر یا خط، باخت. امروز ناجی بداوی را فرستادیم وبرد. ناجی از بچگی شیر یا خط باز بوده.
***
تولیا گلر ما قبلا در کشورش مرغداری داشته. حالا به یاد اون روزها می خواست مرغ بگیرد.
***
یک بازیکن محوری داشتم که تمام برنامه تاکتیکی تیم را روی دوش او گذاشته بودم. دقیقه 10 گفت من را تعویض کن گفتم چرا؟ گفت یبوست دارم. هفته بعد دوباره گفت من را تعویض کن گفتم چرا؟ گفت اسهال دارم. گفتم ای لعنت به من که.....تو شل می شه من باید حیا کنم سفت میشه من باید رها کنم!(مصاحبه با روزنامه نیم نگاه شیراز)
***
دکتر تیم استقلال اومد به زمین. ساکش 50 کیلو بود. فکر کنم سیمان توش داشت.به میلاد میداوودی گفتم برو بهش بگو بره بیرون. میلاد از سرعتی های تیم ماست اما با همان ساک هم بهش نرسید. من به دکتر گفتم شنیدم 100متر را زیر 5ثانیه می زنی.
***
ما با تیمی از مشهد بازی داشتیم. 5تا هافبک گذاشتم چون آنها 4تا هافبک داشتند گفتم میانه میدان را بگیریم. دیدم شدند 5تا هافبک. تعجب کردم. شمردم دیدم 12نفره به زمین آمده اند. هرچه به داور گفتم قبول نکرد. یکهو کنار خط دیدم کاپیتان ما یک از بازیکنان اونها را گرفته. گفتم ولش کن گفت این نفر دوازدهم بود. می خواست دربره.کنار خط کشتی شروع شد. کشتی را کاپیتان ما برد اما بازی را با رای کمیته انضباطی سه بر صفر بازنده شدیم.
***
Persian Se7en
20-10-2011, 17:18
مهدي مهدويكيا از خاطرات فوتبالياش ميگويد
قفل بزرگ بر پاي سازندگي در فوتبال
جام جم آنلاين: شرايط نهچندان مطلوب تيم داماش گيلان سبب شده بود تا مهدي مهدويكيا علاقه چنداني به صحبتكردن در مورد اوضاع و احوال فعلي تيمش نداشته باشد. او كه فصل پيش هم در تيم استيلآذين شرايطي مشابه را تجربه كرده بود به ظاهر از اين سبك زندگي فوتبالي دل خوشي ندارد.
[Only registered and activated users can see links]
فوتباليستي كه همواره در طول سالهاي فوتبالش در ايران و آلمان مسير رو به پيشرفت را طي كرده، از اين كه حالا و ظرف اين يكي، دو سال از اين مسير خارج شده راضي به نظر نميرسد. از اين رو بيشتر از فوتبال ايران و اوضاع فعلي تيم داماش، سعي كرديم با او از گذشتهها كه البته هنوز هم ناگفتههاي زيادي در آن براي ما نهفته است بپرسيم و او نيز با رويي گشاده پاسخگو بود. البته از آينده و آنچه مهدي براي روزهاي بازنشستگياش در نظر گرفته هم سوال پرسيديم و او نيز تصويري از آن روزهاي نيامده پيش چشمانمان ترسيم كرد.
تيمتان حال و روز چندان خوشي نداشت. چرا چنين نتايجي براي داماش رقم خورد؟
دلايل يكي، دو تا نيست و فكر هم ميكنم الان زمان مناسبي براي پرداختن به اين دلايل نباشد. قطعا در موقعيتي مناسب همه چيز روشن خواهد شد.
به كار فني يا بازيكنان مربوط ميشد؟
اگر اجازه بدهيد در حال حاضر از اين مساله رد شويم. فعلا شرايط اميدواركننده است.
با اين حساب و در نظر گرفتن اتفاقات استيلآذين براي تو، بازگشتت به ايران نبايد
چندان دلچسب بوده باشد. اين طور نيست؟
متاسفانه همين طور است كه گفتيد. شرايط سختي داشتم، اما به اتفاقات امسال با داماش اميد فراواني داشتم كه...
... كه چه؟
من هنوز هم اميدوارم و در اين سالها متوجه شدهام كه صبركردن در فوتبال يكي از اصول پايهاي است.
اين «صبر» از خصوصيات فوتبال آلماني است كه هميشه فوتبال را تا دقيقه آخر دنبال ميكنند. روي تو هم تاثيرش را گذاشته؟
جدا از حضور 11 سالهام در فوتبال آلمان پس از اين همه سال ميدانم كه چطور با مسائل اينچنيني برخورد داشته باشم. شايد كمي سخت باشد، اما تحملكردنش را به مرور زمان آموختهام.
فوتبال ايران نسبت به زماني كه آن را ترك كردي، تا چه حد تغيير كرده است؟
وقتي كه من رفتم، فوتبال ايران هنوز آماتور بود، اما حالا 10 دوره از ليگ حرفهاي گذشته و در حال سپريكردن يازدهمين دوره آن هستيم. شرايط دگرگون شده، هرچند كه هنوز معتقدم اسمش بيشتر از خودش حرفهاي است.
به عقبتر برگرديم. فكر ميكردي وقتي وارد بوندسليگا شوي، بتواني آنجا بماني؟
پيشبينياش سخت بود، چون يك جوان 21 ساله بودم و شناختي از فوتبال خارج از ايران نداشتم، اما به نظر انتخابهاي درستي داشتم، خصوصا هامبورگ. روزي كه ميخواستم از ايران بروم، همين آقاي عابديني پيشنهاد خوبي پيش روي من قرار داد، اما من خيلي سفت و محكم تصميم گرفتم قيد پول را بزنم و با رقمي بسيار پايينتر به اروپا بروم. آنجا هم پلهپله بالا آمدم.
گذر از يك محيط آماتور به حرفهاي برايت سخت نبود؟
بله، من از يك محيط كاملا آماتور به جايي رفتم كه سرآمد نظم در دنياست. حتي زبان هم بلد نبودم. ما خانوادهاي پرجمعيت و عاطفي هستيم و خصوصا براي همسرم فوقالعاده سخت بود تا به شرايط جديد عادت كند، اما پس از مدتي ما از زندگي در هامبورگ كه شهر زيبايي است، لذت برديم.
يادت هست كه كريم باقري به خاطر ندانستن زبان با مشكلاتي در آلمان مواجه شد و حتي سر يكي از تمرينات هم نرسيد. از اين اتفاقات براي تو هم افتاد؟
اوايل مترجم داشتم، همه چيز را چند بار ميپرسيدم. بالاخره آنها روي دقيقه و ثانيه حساس هستند و براي آن جريمه در نظر ميگيرند. من زبان را در محيط ياد گرفتم. البته هنوز هم به خوبي زبان مادري، آن را صحبت نميكنم.
تا به حال به اين فكر كردهاي كه براي زندگي دوباره به هامبورگ برگردي؟
قطعا، آلمان كشوري است كه شرايط زندگي در آن بسيار راحت است.
در اين سالها رفتار نژادپرستانهاي هم از آنها ديدي؟
من چيزي حس نكردم. حتي بعضي اوقات احساس ميكردم مرا بيشتر از بازيكن كشور خودشان دوست دارند.
رابطهات با بازيكنان آلماني چطور بود؟
ما با چند خانواده ايراني و آلماني در هامبورگ معاشرت ميكرديم، اما اصولا آدم رفيقبازي نيستم، با اين همه با ديگران ارتباط خوبي برقرار ميكنم.
با ايرانيها چطور، دوست خاصي نداري؟
با 3 نفر خيلي رفيق هستم؛ ادموند بزيك، يحيي گلمحمدي و رضا ترابيان. 14، 15 سال است كه ما با هم رفت و آمد داريم، رفت و آمد خانوادگي.
مربي خاصي هم هست كه با تو خيلي صميمي باشد؟
آقاي علي دوستي كه فوتبالم را به ايشان مديونم.
در مورد رقم قراردادت براي رفتن به آلمان گفتي، در آن دوره خيلي حرف و حديث در مورد آن بود. اين كه به حساب شخصي علي پروين ريخته شد و شايعاتي از آن دست. توضيح ميدهي؟
در هر حال پرسپوليس از آن انتقال بودجه يكي، دو سال خودش را تامين كرد و حالا اين كه سر پول چه بلايي آمد، خيلي به من ارتباطي پيدا نميكند.
شرايط قراردادت طوري بود كه حتي پس از رفتن از بوخوم هم گويا بايد رقمي به پرسپوليس ميدادي؟
بله، تا چند سال اين اتفاق افتاد.
از پرداخت آن مبالغ راضي بودي؟
بله؛ من با رضا و رغبت كامل به پرسپوليس پول ميدادم. چون در اين تيم رشد كرده بودم. هميشه هم ميگفتم هرچقدر كه از انتقال من پولگيرشان آمد، نوش جانشان.
روز خداحافظيات از هامبورگ حتما روز خاطرهانگيزي بود، درست است؟
آه... بله. روز قشنگي بود. وقتي دور آخر را در آن استاديوم زدم، همه گريه ميكردند و من هم همينطور. كمتر پيش ميآيد آلمانيها براي يك بازيكن خارجي اينقدر سنگ تمام بگذارند.
توهم براي آنها كم افتخار كسب نكردي.
بله، ما قهرمان جام يوفا شديم، سوم بوندسليگا، 2 بار مقام چهارمي آن و 2 بار در جام باشگاهها حاضر شديم. چند سال هم براي بقا جنگيديم. من با آن تيم اوج و فرودهاي زيادي را تجربه كردم.
يك سال هم خيلي براي ماندن در تيم با سرمربي جنگيدي؟
توماس دال خيلي اذيتم كرد، من هم خيلي با او جنگيدم.
چرا به تو اعتقادي نداشت و چطور خودت را به او ثابت كردي؟
خيلي سخت است كه يك مربي در چشمت نگاه كند و مستقيما بگويد كه بايد بروي، چون تو را نميخواهم. هيچكس فكرش را نميكرد كه من بتوانم در اين تيم ماندگار شوم، اما طوري تمرين كردم تا او چارهاي جز استفاده از من را پيدا نكند. حتي وقتي 10 دقيقه به من بازي ميداد يا گل ميزدم يا پاس گل ميدادم. آنجا رسمي هست كه آخر فصل باشگاهها ميهماني ميگيرند، يادم هست كه آنجا مرا بغل كرد و جملهاي گفت كه معادل فارسياش تقريبا اين ميشود: «تو من رو از رو بردي.» همين زوم ديك كه الان به پرسپوليس آمده، كمك مربي بوخوم بود و ميتواند شهادت بدهد كه چه روزهاي سختي به من گذشت.
فقط با تمرين اين نبرد را بردي؟
من به خاطر نوع حرفزدن او انگيزه مضاعفي گرفتم. مثلا روي تردميل آخرين سرعتي كه فوتباليستها ميروند 18 است، اما من به مربي بدنسازمان گفتم ميخواهم با سرعت 20 بدوم. با اين سرعت 2 دقيقه دوام آوردم، بعد از روي تردميل پرت شدم پايين. مربي بدنسازمان همان موقع به سرمربي گفت اين بازيكن جنگ با تو را شروع كرده و به راحتي كنار نميرود.
مدل تشويق تو در ورزشگاه هامبورگ هم با ديگر بازيكنان تفاوت داشت؟
اين رسم از زمان رودي فولر در آلمان بهوجود آمده، هروقت او پا به توپ ميشد، فرياد ميزدند «روووو دديي». بعدها عين همين كار را در مورد من ميكردند و هر جاي زمين بودم، وقتي توپ زير پايم ميآمد، ميگفتند «ميدييي» و توقع داشتند كه استارت بزنم.
به نظر ميرسد آنقدر كه آلمانها تو را در آن دوره تحويل ميگرفتند، ايرانيها قدر تو را ندانستند.
اين همه سال در فوتبال آلمان بازي كردم، اما متاسفانه تلويزيون هيچ توجهي به من نكرد. البته تصاوير گلها يا پاس گلهايم پخش ميشد، اما فقط در اخبار ورزشي. هيچ خبرنگاري سراغم را نگرفت. يك برنامه هم كه در مورد لژيونرها ساخته شد اصلا به مرحله پخش نرسيد. جالب است يك خاطره برايتان تعريف كنم، روزي به محل تمرين رفتم و ديدم يك لشكر خبرنگار خارجي آمده سر تمرين. قضيه اين بود كه يك بازيكن ژاپني به نام «تاكاهارا» آمده بود براي تست دادن، اما حداقل 10 تا شبكه خبري ژاپن خبرنگار و دوربين فرستاده بودند. آن وقت من آنجا 6 سال فيكس بازي كردم هيچكس سراغم را نگرفت. خواهش من از مسوولان صدا و سيما اين است كه توجه به نيروهاي افتخارآفرين در خارج از كشور سبب ميشود آنها با انرژي چند برابر كارشان را ادامه دهند و شك نكنيد كه بيشتر از قبل افتخار خواهند آفريد و همه اينها هم در نهايت به نام ايران ثبت ميشود. البته اگر دروغ نگويم، يك بار يك دوربين فرستادند كه آن هم ماجراي جالبي داشت.
چه ماجرايي؟
مهدويكيا: هيچكس فكرش را نميكرد بتوانم در هامبورگ ماندگار شوم، اما طوري تمرين كردم كه آخر فصل «دال» مرا بغل كرد و جملهاي گفت كه معادل فارسياش تقريبا اين ميشود: «تو من رو از رو بردی
فكر كنم با بايرن مونيخ بازي داشتيم كه گفتند خبرنگار تلويزيون ايران از برلين با يك دوربين آمده براي مصاحبه. اتفاقا چون روز قبل از بازي بود باشگاه اجازه مصاحبه نميداد. خلاصه به زور خواهش و تمنا اجازه گرفتم كه با او مصاحبه كنم. فكر ميكنيد خبرنگار چي پرسيد؟ پرسيد؛ «برنامه شما چيه؟!» همانجا گفتم دوربين را نگهدار، اين چه سواليه شما ميپرسيد؟ حداقل 4 تا سوال درست و حسابي آماده ميكرديد. خلاصه اين تنها مصاحبه من با ايرانيها بود.
اكثر بازيكنان ايراني كه به آلمان رفتند، حتي تا بايرن مونيخ هم پيش رفتند، اما عمر حضورشان در اين تيم كم بود، تو چرا بايرن نرفتي؟
بايرن مونيخ مثل پرسپوليس است. اگر فيكس بازي كنيد،اوج ميگيريد، اما اگر بازي نكنيد به مشكل برميخوريد. علي دايي هم به نظرم در اين تيم خوب عمل كرد و اين كه چطور رفت هرتابرلين را نميدانم. من هم يك پيشنهاد فوقالعاده از شالكه داشتم، اما وقتي شما شرايط خوبي در يك تيم داريد، دليلي ندارد كه الكي جابهجا شويد. بالاخره تغيير شرايط زندگي را سخت ميكند، حتي از هامبورگ به فرانكفورت. چه برسد به يك كشور ديگر.
با اين همه تو در سن پايينتر اين فشار را تحمل كردي و به آلمان رفتي، پس ميتوانستي آنجا هم ريسك كني. مثلا اگر از بارسلونا پيشنهاد ميآمد، نميرفتي؟
بارسلونا كه خيالپردازي است، من هم آرزوي بارسلونا را نداشتم، اما يك دوره در جام باشگاههاي اروپا زمزمههايي از منچستر بود، اما شرايط قراردادم آنقدر پيچيده بود كه مجبور شدم در هامبورگ بمانم.
همان جام باشگاههايي كه برابر يوونتوس درخشيدي؟
آن مسابقه شايد جزو بهترين بازيهاي باشگاه هامبورگ در تاريخش باشد. در موزه هامبورگ شما ميتوانيد گوشي بگذاريد و آن مسابقه را با صداي گزارشگر تماشا كنيد. اين فيلم هميشه در آن موزه هست. ما بازي 3 بر يك باخته را 4 بر 3 برديم. همه تماشاگران، كوسنهايي كه زير صندلي داشتند را از هيجان پرتاب كردند داخل زمين. يوونتوس همه ستارههايش را داشت؛ زيدان، دل پيهرو، داويدز و... ما حتي در تورين هم بازي را برديم.
آرزوي برآورده نشدهاي در فوتبال داري؟
قهرماني با هامبورگ در بوندس ليگا. 2 سال خيلي به آن نزديك شديم، اما نشد.
برگرديم به فوتبال ايران، چرا نسل مهدويكياهاي ايران در فوتبال ايران منقرض شده؟
چون يك قفل دو كيلويي زدند به سر در باشگاه بانك ملي.
منظورت باشگاههايي است كه كار پايهاي ميكنند؟
بله، آنها من را به مراسم خودشان (اعطاي جوايز) دعوت كردند، فكر ميكردند تقدير و تشكر ميكنم، اما همان جا روي سن رفتم و انتقاد كردم كه چرا بانك ملي ديگر به فوتبال پايه توجه نميكند؟
اين كه تيم ملي ظرف دورههاي اخير ديگر به جام جهاني راه پيدا نكرده است، چقدر در اين اتفاق موثر بود؟
بالاخره جام جهاني يك ويترين است، اما شرايط و كيفيت بازيكنان متفاوت است. تيم سال 1998 نسل طلايي فوتبال ايران بود كه سخت است تكرار شود. آن زمان من در پرسپوليس 3 سال فيكس بودم، با اين حال وقتي در تيم ملي به ميدان ميرفتم ميگفتند جوان است، اما حالا يك جوان وقتي يك بازي براي پرسپوليس ميكند، ميگويند پديده است و بايد به تيم ملي دعوت شود.
به نظرت از آن نسل كدام بازيكن يا بازيكنان به حق واقعيشان نرسيدند؟
مهدي پاشازاده كه در لوركوزن رباط پاره كرد، او ميتوانست بالا بيايد. يا رضا شاهرودي كه در تيم ملي عالي بود، اما در جام جهاني روز پيش از بازي يوگسلاوي مچ پايش خراب شد. او اگر مصدوم نميشد، حتما لژيونر ميشد.
يادت هست در برههاي كارشناسان فوتبال تو را به كمكاري براي تيم ملي متهم كردند؟
اين مربوط به تيمي است كه در آن راحت نبودم، يعني سال 2000 كه تيم ما در لبنان اوت شد. دليلش هم اين بود كه من در تيم باشگاهيام جا افتاده بودم، اما در تيم ملي تركيب مدام تغيير ميكرد.
در مجموع چند بازي ملي داري؟
دقيق نميدانم، 107يا 108 بازي. البته من از 50، 60 بازي ملي صرفنظر كردم، چون بازيهاي كماهميتي بودند و بازيكنان جوان در آنها فرصت حضور پيدا كردند.
پس چرا علي دايي اينگونه فكر نكرد؟
من در مورد ديگران صحبت نميكنم، اما همين كار من باعث شد حسين كعبي در تيم ملي مطرح شود. چرا من در يك جام كماهميت نبايد جاي خودم را به يك جوان ميدادم تا او هم خودي نشان بدهد؟ اگر ركوردشكني برايم مهم بود آن 50 بازي را هم انجام ميدادم تا ركورددار شوم.
چه شد كه به شماره 2 علاقهمند شدي؟
اين شماره اصلا با من سنخيتي نداشت، چون فوروارد بودم و سالي بيشتر از 30 تا گل ميزدم، اما وقتي آمدم تيم ملي، سعداوي رفت و من هم شماره 2 او را پوشيدم.
از خاندان مهدويكيا باز هم فوتباليستي مطرح خواهد شد؟
هاديمان كه شانس نداشت. يك خواهرزاده دارم كه او هم خوب فوتبال بازي ميكند.
يادت هست اولين بار با چه ماشيني سر تمرين پرسپوليس رفتي؟
من آن زمان ماشين نداشتم، چون گواهينامه نگرفته بودم، برادرم مرا به تمرين ميرساند. بعد هم كه گواهينامه گرفتم، يك بيامو 320 خريدم.
با اين حساب از دوران جواني طرفدار آلمان و ماشينهاي آلماني بودي؟
من دوست دارم ماشين خوب سوار شوم. حالا هم يك پورشه دارم.
با اين حساب از خانواده فقيري نبودي كه با فوتبال طعم آسايش را چشيده باشي؟
شكر خدا اوضاع مالي پدرم خوب بود. او از اولين فروشندهها و واردكنندههاي لوازم اتومبيل بود. اين شغل در خانواده ما موروثي است.
يعني همين حالا تو هم در كار لوازم يدكي اتومبيل هستي؟
خير. من غير از فوتبال بيزينس ديگري ندارم.
يعني به مربيگري و كار در فوتبال براي آيندهات فكر ميكني؟
تقريبا همينطور است كه گفتيد. قطعا دوست دارم در فوتبال بمانم، اما بايد با برنامه و پلهپله جلو بروم.
امكان دارد بتواني در كار مربيگري هم لژيونر شوي؟
خيلي علاقهمند هستم كه با باشگاه هامبورگ كار كنم، ارتباطش را هم دارم. شايد كار را از ردههاي پايه هامبورگ شروع كنم.
اگر به تو هم ناگهان پيشنهاد سرمربيگري تيم ملي يا پرسپوليس برسد، چه كار ميكني؟
نخواهم پذيرفت.
چرا؟
من گفتم زماني كه در تيم ملي مثمرثمر نباشم، خداحافظي ميكنم. در 32 سالگي هم اين كار را كردم. حالا هم ميگويم وقتي نتوانم با بازيكنان زير 20 سال رقابت كنم، كلا از فوتبال خداحافظي خواهم كرد كه اين كار را هم حتما ميكنم.
اما از همدورههاي تو در تيم ملي 98 خيليها وارد عرصه مربيگري شدند.
بله. علي دايي موفقترين آنهاست. خداداد هم مربيگري كرد كه البته الان نميدانم كجاست. استيلي هم شروع كرده، كريم باقري كه خودش نميخواهد مربيگري كند. به هر حال اميدوارم آن 11 نفر همگي سرمربي 11 تيم ليگ برتري شوند.
قصد تجربه مديريت در فوتبال را نداري؟
مديريت مقوله ديگري جدا از كار مربيگري است. چند سالي است كه روي آن فكر ميكنم و ميخواهم روي بازيكنسازي و كارهاي پايه كار كنم، نه مديريت در سطح كلان.
طرفداران تو خيلي دوست دارند بدانند كه بالاخره تو با پيراهن پرسپوليس از فوتبال خداحافظي خواهي كرد؟
(پس از اندكي مكث) بماند!
كدام بازي خداحافظي روياهاي فوتبالي مهدويكيا را تكميل ميكند؟
هميشه دوست داشتم كه در بازي تيم ملي فوتبال كشورم برابر هامبورگ در ورزشگاه هامبورگ از فوتبال خداحافظي كنم. مثلا نيمه اول را براي هامبورگ بازي كنم و نيمه دوم براي تيم ملي، هميشه در ذهنم به اين بازي فكر ميكنم.
به عنوان آخرين سوال، فكر ميكني داماش هم به سرنوشت استيل آذين دچار شود؟
با توجه به مديريت داماش و تجربياتي كه آقاي امير عابديني دارد بعيد ميدانم كه چنين اتفاقي رخ بدهد. جدا از اين، تيم ما كمكم به شرايط خوب خود نزديك ميشود و حتم دارم كه اوضاع ما هر هفته بهتر خواهد شد. مگر آن كه اتفاقاتي ديگر رخ بدهد... وگرنه ما با حمايت طرفدارانمان در رشت بايد در جايگاه بهتري نسبت به آنچه طي هفتههاي اول در آن قرار گرفتيم، باشيم. جدا از اين ما نفرات خوبي در اختيار داريم كه هريك توانايي بالايي دارند و اگر همه در خدمت تيم باشند، بيشك در نيمه بالايي جدول با ليگ يازدهم خداحافظي خواهيم كرد.
Masoud Arena
22-10-2011, 15:14
قابل توجه مسئولان سایت باشگاه پرسپولیس؛/ جام حذفی مساوی ندارد!
سایت باشگاه پرسپولیس دیدار این تیم در جام حذفی مقابل مس رفسنجان را به نظرسنجی گذاشته تا هواداران این تیم بزرگ و مردمی بازی تیم محبوبشان در جام حذفی را پیش بینی کنند.
به گزارش خبرگزاری ورزش ایران (ایپنا)، نکته جالب در مورد این نظرسنجی قرار گرفتن گزینه مساوی در کنار گزینه برد و باخت است.
مسئولان سایت باشگاه پرسپولیس که فوتبالی نیستند، چنین گاف بزرگی داده اند و جالب اینکه گزینه مساوی هم درصدی از آرا هواداران تیم را به خودش اختصاص داده!
اما غافل از اینکه بازیهای جام حذفی، مساوی نداشته و در تک بازی تکلیف تیم صعودکننده به مرحله بعد روشن می شود اما دوستان ما در باشگاه پرسپولیس چنین اشتباه سطحی و بچگانه را مرتکب شده اند.
دوستان اگر اطلاعی از فوتبال ندارند بهتر است با افرادی که از جنس این رشته هستند مشورت گرفته یا حداقل در چارت سازمانی خود از افراد آگاه و خبره استفاده کنند تا مرتکب چنین اشتباهات بزرگ و خنده داری نشوند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Capitan Vieira
10-11-2011, 16:50
یک اتفاق عجیب غریب دیگر در فوتبال ایران
بازیکن ذخیره حریف ناگهان وارد زمین شد تا مانع گل خوردن تیمش شود!
تو ایران فقط ممکنه ازین اتفاق ها بیفته !
ماجرا از آنجایی شروع شد که تیم سپیدرود رشت از تیمهای حاضر در لیگ دسته دوم فوتبال کشور، در خانه و در برابر تیم نفت و گاز گچساران که سوار بر بازی بود صاحب یک ضدحمله شد و مهاجم این تیم توپ را از بالای سر دروازهبان به سمت دروازه فرستاد اما در همین لحظه یکی از بازیکنان ذخیره نفت و گاز که پشت دروازه تیمش مشغول گرم کردن بود عنان از کف داد و به زمین مسابقه دوید و درون دروازه ایستاد تا مانع گل خوردن تیمش شود اما تلاش او نیز حاصلی نداشت و سپید رود به گل پیروزی خود رسید .
جالب آنکه داور به بازیکن مذکور فقط یک کارت زرد داد !!!!!!
از تیم ملی به تخت بیمارستان، از شیمی درمانی به زمین فوتبال
[Only registered and activated users can see links]
خبرگزاری اوج / فوتبال ایران زشتیهای زیادی دارد اما برخی پدیدهها، همچنان جذابیت این ورزش را برای ما زنده نگه میدارند. کاری که عارف سرخه با پشتیبانی پدر، مادر، عموها، برادران و دیگر اعضای خانوادهاش انجام داد به جرات میتوان گفت بزرگتر از بازگشت لانس آرمسترانگ افسانهای بود.
به گزارش اوج نیوز، بازیکن سابق تیم ملی نوجوانان که به گفته خودش در حافظه کوتاه مدت دچار مشکل شده درباره شروع فوتبالش گفت: "فکر میکنم از سال 78 بود که از منتخب شهرستان خودمان فوتبال را شروع کردم. مدتی بعد در مسابقات استانی با استقلال اهواز روبرو شدیم که مربی استقلال اهواز من را دید و برای حضور در تیمش پسند کرد و بازی خود را در این تیم آغاز کردم."
وی ادامه داد: "سالها در این تیم حضور داشتم. 3 سال کاپیتان تیمهای پایه استقلال بودم و چندین مقام کشوری بدست آوردیم. از آنجا به تیم ملی نوجوانان راه یافتم و در دوران آقای فیروز کریمی و محمود یاوری با استقلال اهواز در لیگ برتر فوتبال حضور داشتم. با تیم ملی نوجوانان به مسابقات آسیایی رسیدیم و در این رقابتها جزو بازیکنان تیم ملی بودم."
زمانی که سرخه پلههای موفقیت را یک به یک طی میکرد، متوجه شد به بیماری سرطان مبتلا شده است. آن هم سرطان بدخیم و تومور مغزی. آسمان بر سر ستاره جوان استقلال اهواز خراب شد.
او در این باره اظهار داشت: "19 ساله بودم که فهمیدم سرطان دارم. در سرم یک تومور وجود داشت که به بافت مغز چسبیده بود. اوضاع وخیمی پیدا کردم و 2 سال تحت شیمی درمانی بودم. آنقدر اوضاع بد شد که دکترها قطع امید کردند. هیچوقت تلاش و زحمات خانوادهام را فراموش نمیکنم. واقعا از پدر، مادر، برادران و عموهایم ممنونم. آنها با همه وجود برای بازگشت من به سلامتی تلاش کردند. با کمک آنها و خواست خدا توانستم به زندگی بازگردم."
او ادامه داد: "وقتی به زندگی بازگشتم، مدت کوتاهی بعد پدرم فوت کرد و بدترین ضربه ممکن به من وارد شد. ماه 9 سال قبل بود. ضربه وحشتناکی بود و 8-9 ماه در شوک بودم. احساس عذاب وجدان شدیدی میکردم. با اینکه بیماری دست من نبود، خودم را مقصر میدانستم. خیلی خانوادهام را در آن مدت اذیت کردم. مریضی من بدتر شد و دکتر دلیل آن را ضربه ناشی از همین مسئله میدانست. پدرم برای بهبود بیماری من تلاش زیادی کرد و متاسفانه نتوانست بازگشت من را ببیند."
اما عارف دل پری از جامعه فوتبال دارد: "4-5 سال که مریض بودم یک نفر هم از جامعه فوتبال حال مرا نپرسید. یک نفر نگفت چطوری؟ حتی از باشگاه خودم استقلال اهواز کسی پیگیری نکرد. نه یک احوال پرسی، نه کمکی، نه حمایتی. تمام مخارج من را خانوادهام تقبل کرد و تلاش کرد مرا به زندگی عادی بازگرداند. البته از آقای رسول زاده سرمربی تیم سیمان بهبهان تشکر میکنم که بعد از بیماری مرا به دنیای فوتبال بازگرداند."
بازیکن سابق تیم ملی نوجوانان درباره بازگشت خود به فوتبال توضیح داد: "دکتر به من اجازه داد به فوتبال حرفهای بازگردم. خارج از کشور هم پزشکان گفتند تومور نه بزرگ شده و نه اذیت میکند. البته چون به بافتهای مغزی چسبیده نمیتوان به آن دست زد اما مهار شده و میتوانم بازی کنم. خوشحالم که میتوانم بار دیگر به زمین بروم و فوتبال خود را ادامه دهم."
مرد پیروز بر سرطان با امیدواری از آیندهاش سخن میگوید: "من امروز یک دفاع وسط 24 ساله هستم و اهداف زیادی برای آینده دارم. میخواهم حقم را از فوتبال بگیرم و روح پدرم و اعضای خانوادهام که زندگی خود را به پای من گذاشتند خوشحال کنم. انگیزه فراوانی برای ادامه فوتبال دارم و مطمئنم دوباره میتوانم به اوج بازگردم."
بزرگی میگفت انگیزه، به مراتب قویتر از سلاح هستهای است.
سهميه ايران در ليگ قهرمانان آسيا 2.5 شد
سرمربي تيم فوتبال استقلال خبر داد: سهميه ايران در ليگ قهرمانان آسيا بار ديگر کاهش پيدا کرد.
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرگزاری فارس، در حالی که در جلسه نمایندگان فدراسیونها در AFC تصمیم گرفته شده سهمیه ایران از 4 به 3.5 کاهش پیدا کند امروز پرویز مظلومی در نشست خبری پیش از بازی با شاهین بوشهر به خبرنگاران اعلام کرد سهمیه ایران به 2.5 کاهش پیدا کرده است.
بدین ترتیب قهرمان لیگ برتر (سپاهان) و جام حذفی (پرسپولیس) مستقیم به لیگ قهرمانان آسیا صعود کردند و استقلال به عنوان نایب قهرمان لیگ باید در مرحله پلی آف شرکت کند تا بتواند جواز حضور در مسابقات لیگ قهرمانان آسیا را به دست آورد.
MU Lover
30-11-2011, 19:58
کريمي محبوبترين بازيکن آسيا شد
سايت فدراسيون جهاني تاريخ و آمار علي کريمي را به عنوان محبوبترين بازيکن سال آسيا معرفي کرد،
[Only registered and activated users can see links]
این در حالی است که "لیونل مسی" در آمریکای جنوبی در رده چهارم و "کریستیانو رونالدو" در اروپا در رده دوم محبوبترین بازیکن قرار گرفتهاند.
سایت فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار جهان امروز در گزارشی محبوبترین بازیکنان قارههای مختلف جهان در شش ماه دوم سال 2011 را معرفی کرد که براین اساس علی کریمی با 134 هزار و 898 رای محبوبترین بازیکن آسیا شد.
در این ردهبندی پس از علی کریمی که در صدر 14 بازیکن محبوب آسیایی قرار گرفته است، فرهاد مجیدی از تیم استقلال ایران با 123 هزار و 382 رای و یاسر القحطانی از عربستان با 42 هزار و 685 رای در ردههای دوم و سوم این جدول قرار گرفتهاند.
"آدرا توران" از ترکیه با 27 هزار و 828 رای بالاتر از "کریستیانو رونالدو" که تنها 11 هزار و 605 رای را به خود اختصاص داده است، محبوبترین بازیکن قاره اروپا است. "دیمیتار برباتوف"، مهاجم بلغارستانی تیم منچستریونایتد هم با 10 هزار و 46 رای در رده سوم این رده بندی قرار دارد. در بین بازیکنان محبوب اروپایی "فرانچسکو توتی" در رده پنجم، "رائول گونزالس" در رده هشتم و "وین رونی" از انگلستان در یازدهم ایستادهاند.
"لیونل مسی"، مهاجم آرژانتینی تیم بارسلونا در آمریکای جنوبی با هشت هزار و 706 رای در رده چهارم محبوبترین بازیکن این منطقه قرار گرفته است. "ادواردو خوزه وارگاس" از شیلی با 53 هزار و 774 رای، "پائولو گوئهررو" از پرو با 23 هزار و 461 رای و "خوآن مانوئل وارگاس" از پرو با 9 هزار و 501 رای در ردههای اول تا سوم بازیکنان محبوب آمریکای جنوبی قرار گرفتهاند.
در قاره اقیانوسیه "هری کیول" از استرالیا، در قاره آفریقا "نادر لامیاقری" از مراکش و در آمریکای شمالی، مرکزی و حوزه دریای کارائیب "خاویر هرناندز" از مکزیک عنوان محبوبترین بازیکنان را به خود اختصاص دادند.
علی کریمی در بین بازیکنان محبوب قارههای دیگر هم بیشترین رای را بدست آورده است اما در این رده بندی آرای بازیکنان براساس قارههای خود بوده و نمیتوان آنها را با یکدیگر مقایسه کرد.
منبع ([Only registered and activated users can see links] D8%A8%D9%88%D8%A8%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%D9%8A%D9%86 _%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%8A%DA%A9%D9%86_%D8%A2%D8%B3 %D9%8A%D8%A7_%D8%B4%D8%AF)
Ronaldinho80
03-12-2011, 00:01
در زمانی که او به همراه تیم ملی فوتسال در برزیل بود از روابط بین الملل برکنار شد تا ترابیان از از این برکناری ناراحت شود.
هفته گذشته بود که ترابیان ریاستش بر کمیته بین الملل را خودش اعلام کرد و نه کفاشیان و نه تاج در این باره هیچ صحبتی نکردند اما یک هفته نگذشت که ترابیان از پستی که هنوز آن را به صورت رسمی نگرفته بود اعلام کناره گیری کرد.
ترابیان از زمانی که سرپرست تیم ملی شد در رسانه ها زیاد دیده می شد و مرتب مصاحبه می کرد.او که پست سرپرستی کمیته بین الملل را در کنار سرپرستی تیم ملی و همچنین ریاست کمیته فوتسال را در اختیار داشت تا در نهایت روی شغلهای توامان حساس شوند و در زمانی که او به همراه تیم ملی فوتسال در برزیل بود از روابط بین الملل برکنار شد تا ترابیان از از این برکناری ناراحت شود.
با این جابه جایی امید جمالی کارمند قدیمی کمیته بین الملل سرپرست این کمیته شد و کار را به دست گرفت.ترابیان پس از مدتی با کادرفنی و سرپرستی تیم ملی فوتبال هم به مشکل خورد و کی روش به کفاشیان اعلام کرد که نمی تواند با ترابیان که مذاکره کننده مستقیم در ماجرای سرمربی شدنش در تیم ملی ایران بود، کار کند و در نهایت ترابیان از تیم ملی رفت تا تنها رئیس کمیته فوتسال باشد.
بازگشت ترابیان
اما هفته پیش ترابیان در گفت و گو با خبرگزاری ها اعلام کرد که کفاشیان به او گفته به کمیته بین الملل بازگردد. ترابیان هم سریع مصاحبه کرد و گفت رئیس شده است این در حالی بود که این خبر به صورت رسمی نه روی سایت فدراسیون فوتبال قرار گرفت و نه کفاشیان آن را اعلام کرد.
در نهایت رئیس فدراسیون اعلام کرد که به ترابیان گفته که به کمیته بین الملل کمک کند. امید جمالی سرپرست یک ماهه کمیته بین الملل هم در گفت و گویی اعلام کرد که با آبرویش بازی شده و تکلیفش را هنوز نمی داند. در روزهای میانی هفته هم اعلام شد که حراست فدراسیون و وزارت ورزش صلاحیت ترابیان را برای حضور در کمیته بین الملل تایید نکرده اند تا او رسما از کمیته بین الملل جدا شود.شنیده ها حاکی از آن است که ترابیان وسایلش را هم جمع کرده و اتاق طبقه چهارم کمیته بین الملل را تحویل داده و به جای همیشگی اش در طبقه پنجم فدراسیون و کمیته فوتسال بازگشته است
حرفهای ترابیان
خیلی ها پیش بینی می کردند که ترابیان پس از اتفاقی که در برکناری اولیه اش از کمیته بین الملل اتفاق افتاد دیگر به این کمیته بازنگردد اما او فکر نمی کرد که با بازگشتش مخالفت شود.ترابیان در این دو روزه با خبرگزاری های مختلف گفت و گو کرده و جملات جالبی به زبان آورده است: کفاشیان پیشنهادی به من داده بود و من هم قبول کرده بودم اما وقتی در قضیه ریز شدیم در یکسری از موارد کاری به توافق نرسیدیم. یک بخش هایی بود که باید صحبت می کردیم اما دیدم که دیدگاهم با فدراسیون یکی نیست و چون مسئولیت سنگینی بود قبول نکردم در این کمیته کار کنم. متوجه شده بودم همه رضایت به حضورم در این کمیته ندارند. برخی دوستان فکر می کردند که حضورم من در این کمیته خوب نیست و دوست نداشتند آنجا باشم. من فقط می خواستم به عنوان کسی که روابط بین الملل را می دانم کار کنم اما وقتی متوجه موضع عده ای شدم تصمیم گرفتم نباشم. خودم که این پست نبودم و دلیلی برای مبارزه کردن و ماندن ندیدم. از کسی اسم نمی برم. می خواستم کار ارزنده ای برای کشورم انجام دهم آن هم با تقاضای شخص دیگری اما جو خیلی مناسب نبود.»
مدیر جدید از سایپا می آید
حالا هیچ کس نمی داند رئیس کمیته روابط بین الملل فدراسیون که مهمترین کمیته فدراسیون هم هست چه کسی است و امیدجمالی هم اعلام کرده دیگر حاضر نیست سرپرست باشد، چه برسد به رئیس، باید دید در روزهای آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.
افق – گل – البته شنیده شده شخصی به نام بیات که مسئول کمیته روابط بین الملل باشگاه سایپا و از نزدیکان آرش کوشا مدیرعامل باشگاه سایپاست به زودی به عنوان رئیس کمیته بین الملل معرفی خواهد شد. هر چند تا پایان عمر دوره فدراسیون فوتبال کفاشیان چیز زیادی نمانده. اما فدراسیون می تواند بودن رئیس کمیته بین الملل کارهایش را پیش ببرد؟
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Persian Se7en
31-12-2011, 01:33
به نقل از وبلاگ مازیار ناظمی
من هم می گذارم وقتی آبها از آسیاب افتاد خاطرات میگم ! خاطرم هست آری هان هلندی تازه به تیم پرسپولیس آمده بود یک شب او را دعوت کردیم برنامه گفتگوی ورزشی جام جم صحبتهای قبل از برنامه گل انداخته بود یه مترجم داشت بنام محسنی که برای خودش عالمی بود خلاصه بحث کشید به زرنگیهای آقای هان حتما یادتون هست که هان در جام ملتهای اسیا سرمربی چین بود و این تیم در نیمه نهائی ایران را در ضربات پنالتی برد آقای هان بواسطه همان مترجمش که همه کاره او بود به ما می گفت من توی اتاق برانکو ایوانکوویچ در چین میکروفون مخفی کار گذاشته بودم و صحبتهای برانکو ،چلنگر و دادکان را درباره بازی فردا با چین شنود میکردم!!! باور کنید از شنیدن خباثت این آدم خشکم زده بود و حس تنفر عجیبی از شیوه ناجوانمردانه آقای هان از او پیدا کردم البته اون موقع هان و مترجمش خیلی می زدند با فشار برخی مطبوعات جای برانکو را بگیرند مثلا مترجم آری هان به ما می گفت برانکو اردوی تیم ایران را در نزدیکی مرز اتریش برگزار می کنه چون معشوقه اش در شهر گراتس اتریش است و ... او یک ایرانی بود ولی ببنید پول با شرافت انسانها چه می کند..
[Only registered and activated users can see links]
mojtaba1370
06-02-2012, 23:28
توپ جديد ليگ برتر فوتبال ايران (عکس)
[Only registered and activated users can see links]
کمپاني فعال آل اشپرت فصل آينده هم توپهاي ليگ برتر را تامين مي کند.
توپ جدید لیگ برتر فوتبال ایران در مراسمی رونمایی شد.
سازمان لیگ با کمپانی فعال آل اشپرت قرارداد خوبی بسته و تصمیم بر استفاده از همین توپ هاست.
vBulletin v3.8.3, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Persian Language By
Persian Forum Ver 2.1