PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نگاهی به فوتبال دایی جان ناپلئونی ما / این قصه کی تمام می شود؟


ArtesheSorkh
06-06-2009, 11:18
[Only registered and activated users can see links]

سالها پيش در شاهكار ايرج پزشكزاد يعني كتاب " دائي جان ناپلئون " از قول ناپلئو ن نقل مي شود كه "آن چيزي كه حدي ندارد حماقت است " شايد حق با پزشكزاد و قهرمانان جاودانه كتاب او باشد كه از قول ناپلئو ن اين گفته عجيب را نقل كرده اند اما از ديد نگارنده خود اين جمله را هم مي توان به بخشهاي كوچك تري تقسيم كرد و اعلام نمود حماقت مي تواند از سوي خود شخص صورت گيرد و يا اين كه با اين پندار باشد كه مخاطبينش داراي خصيصه " حماقت " هستند كه در هر دو حال معناي " حماقت " را مي دهد . اتفاقهاي اين روزهاي فوتبال نيز به گونه اي داستان دائي جان ناپلئو ني بودن فوتبال ما را به معرض نمايش مي گذارد با هم نگاهي به چند نقل و قول اتفاق اين روزهاي فوتبال مي اندازيم:

1/ مي گويند كه در فوتبال تركيه عزم بر اين است كه دنيزلي را نگاه دارند براستي اگر قرار بر غير اين باشد نبايد به صحت انديشه صاحبان فوتبالي كه اين روزها تبديل به قدرتي در جهان شده و داراي عنوان سومي جام جهاني 2002 كره جنوبي است شك نمود ؟ آخر كدام عقل سليمي مي پذيرد كه مردي كه دو عنوان قهرماني جام حذفي و سوپر جام تركيه را بدست آورده و تنها مربي است كه با سه قدرت اول فوتبال باشگاهي اين كشور يعني فنر باغچه و گالاتاسراي و بشيكتاش به مقام قهرماني رسيده است را رها كنند و يا از كار بر كنار نمايند ؟ براستي مگر فوتبال تركيه هم مي توانست با روش فوتبال دائي جان ناپلئو ني ما كه هر كه كار آمد از كار بر كنار و هر كه ناكارائي دارد با عناوين مختلف دو باره به بازي بگيرد به كار خود ادامه دهد براستي تصور رها كردن دنيزلي از سوي فوتبال تركيه براي آناني كه پشت نام او مخفي شده اند به نوعي حديث ضرب المثل دائي جان ناپلئو ن را تداعي نمي كند ؟

2/ اين روزها فوتبال دنيا تحت تاثير قهرماني هاي مكرر تيم بارسلونا قرار گرفته است كسب سه جام قهرماني لاليگا و جام پادشاهي و ليگ قهرمانان باشگاههاي ارو پا و نمايش دلپذير مردان ايالت كاتالان به گونه اي فوتبال دنيا را شگفت زده كرد كه حتي امروز خود سران باشگاه بارسلونا و از جمله آرشيتكت اين سيستم شگفت انگيز يعني گوارديولا بر تكرار و ادامه اين نمايش با ديده ترديد مي نگرد؛ حال در اين شرايط چگونه مي توان يك حرف دائي جان ناپلئو ني از سوي كادر فني استيل آذين را پذيرفت كه معتقد است كه آنها مي خواهند بارسلو نائي بازي كنند ؟ براستي حتي اگر باور كنيم كه سيستم استيل آذين هم شبيه بارسلو نا باشد آيا بازيكنان اين تيم حتي 5% بازيكناني چون مسي و ژاوي و اينيستا و آنري و اتوئو هستند كه بتوان اين ادعا را پذيرفت ؟

3/مصطفوي مدير عامل سابق پرسپوليس و مردي كه كارنامه اش سراسر از رفوزگي است ولي بارها دوران مديريت او در قسمتهاي مختلف فوتبال را تجديد كرده اند با اعتماد به نفس عجيبي مي گويد " نگذاشتند كارم را در پرسپو ليس انجام دهم " براستي اين حرف از جناب داريوش خان را نبايد در حد يكي از ظنزهاي مندرج در شاهكار ايرج پزشكزاد شمرد ؟ آقاي مصطفوي مگر همان كار هميشگي كه در پستهاي سرپرست موقت فدراسيون فوتبال در كميته انتقالي و رئيس فدراسيون و ديبر فدراسيون فوتبال داشته و كاري بجز بي برنامگي و تخريب و ناكارائي مدیريتي بود را در پرسپو ليس انجام داده اند ؟ همگان به ياد داريم كه مصطفي دنيزلي قبل از اين كه با پيشنهاد بشيكتاش مواجه شود منتظر پيشنهادي از پرسپوليس بود اما ايشان با تفكري صد در صد اشتباه آن گونه باشگاه را مجبور كرد كه به عقد قرار دادتركمنچاي گونه با قطبي رضايت دهد و بعد هم آن همه مكافات سر پرسپوليس آورد و بعد از آن هم به مدد مديريت جناب داريوش خان همگان ديديم كه كار آنقدر بر داريوش خان تنگ آمد كه از ترس طرفداران در مدخل ورودي تونل منجر به رختكن ها ورزشگاه آزادي بازي را مي ديد و سر انجام هم چون هميشه عذر او و مديريت زبون او را خواستند. آيا داريوش خان هم خود يك مصداق فوتبال دائي جان ناپلئو ني نيست؟

4/سوگواري نيكبخت هم در نوع خود يك اظهار نظر دائي جان ناپلئو ني بي نظير است. او چنان از بي پولي صحبت مي كند كه دل سنگ به حال او آب مي شود او با لحني غم انگيز مي گويد بدهكار است و براي اين بدهكاری مجبور است ماشين زير پاي خود را بفروشد و هركس كه او را نشناسد فكر مي كند ماشين زير پاي او يك پيكان سال 48 است كه با آن مشغول مسافر كشي است. براستي اين همه استعدادي كه نيكبخت در ساختن رنج نامه دارداگر اندكي در فوتبال داشت آيا باز هم او را يك بار اضافي به تيم پرسپوليس مي دانسته و سالها مي شد كه غيبت او را در تيم ملي حس نكنيم ؟

براستي اين فوتبال دائي جان ناپلئو ني ما تا به كي و تا به چه حد مي خواهد مخاطبيين خود را ساده لوح و نادان تصور كند ؟