Deldar
15-03-2009, 18:36
صحبتهاي مهندس عليآبادي، رييس سازمان تربيتبدني در نشست اخير مجمع فدراسيون فوتبال به زعم برخي دخالت در جزييترين مسايل فوتبال به نظر آمد اما از ديدگاه نويسنده اگر به اين اظهارات نظري دوباره بيندازيم به نكات مهمي پي ميبريم كه ميتوانند نويدبخش تحولي شگرف در ديدگاههاي مديريتي كلان در ورزش باشد.
اجازه دهيد در اين مجال بخشهايي از سخنان ايشان را مجددا بررسي كنيم، آنجا كه ميگويند
«متاسفانه در مسايل فني اختيارات از دست فدراسيون خارج شده است. بررسي عملكرد داوران، مربيان و بازيكنان را به صورت يكپارچه نداريم و هيچ بانك اطلاعاتي جامعي در فوتبال ايران وجود ندارد. فكر ميكنم در اين بخش بايد تحول اساسي صورت گيرد آنچه كه تاكنون اتفاق افتاده داراي نگاه هوشمندانه نيست. اين يك آفت است»
(1) و يا آنجا كه از باشگاهها انتقاد ميكند كه چرا «بيشتر باشگاهها آناليزوري ندارند تا پس از بازي آناليزي از وضعيت تيمشان ارايه دهند»
(2) و يا در جاي ديگر كه از فدراسيون ميخواهد «باشگاهها را ملزم كند هفتهاي يك صفحه آناليز تيمشان را به فدراسيون بدهند تا بانك اطلاعاتي (فوتبال) ايجاد شود»
(3) همه نشاندهنده نگاهي جز به كل (از سطح باشگاهها تا سطح ملي) به ضرورتي بسيار مهم ولي مورد غفلت واقع شده در فوتبال ايران يعني «ضرورت وجود يك بانك اطلاعاتي جامع فوتبال» است.
اين مبحث در فوتبال روز دنيا مسالهاي كاملا جا افتاده است. امروزه وقتي يك مدير ورزشي در سطح جهاني مبالغ هنگفتي در حد ميليون دلار را صرف خريد بازيكنان و دستمزد آنها ميكند به سادگي و با اشتياق حاضر است تا چند هزار دلار را نيز صرف سيستمهاي آناليز و بانك اطلاعاتي باشگاه خود كند تا بتواند بازيكنانش را به صورتي مداوم، دقيق و جامع زير نظر بگيرد و در نتيجه هميشه قادر باشد عملكرد مجموعه تيم خود را مورد ارزيابي قرار دهد به همين دليل است كه شاهد يه كار گسترده سيستمهاي آناليز و بانكهاي اطلاعاتي در باشگاههاي بزرگ جهان مانند ليورپول، آرسنال، رئال مادريد، بارسلونا، منچستر و.... هستيم.
ما نيز اگر از فوتبالمان انتظاراتي فراتر از حداكثر قهرماني در آسيا و يا حاشيهها رنگارنگ آن داريم ناگزيريم تا مانند رييس سازمان از خود بپرسيم كه
«چند باشگاه آناليز بازيهاي خود را دارند»
و يا آيا ما نيز مجهز به بانك اطلاعاتي فوتبال هستيم يا خير ؟اما متاسفانه به نظر ميرسد تاكنون پاسخ مديران مياني ورزش ما به اين مساله مثبت نبوده است، هنوز براي يك مدير باشگاهي جا نيفتاده است كه با هزينهاي بسيار كمتر از خريد بازيكني كه ممكن است در طول يك فصل حتي يك بازي هم به او نرسد ميتواند اين امكان را به تيم خود و كادر فني بدهد تا عملكرد تك تك بازيكنان و در نتيجه كل تيم را در طول يك بازي، يك فصل و حتي چند فصل به صورت كاملا دقيق و مو به مو مورد ارزيابي قرار دهد و از يك طرف با كنترل مداوم تيم باعث رشد آن شده و مانع سقوط فني آن شود و از سوي ديگر قادر باشد تا بازيكنان را نه براساس اسم و رسمشان كه بر اساس عملكردشان مورد ارزيابي قرار دهد و قيمت واقعي آنها را به دست آورد.
در پايان اشاره به قابليتهاي فني موجود در كشور براي پيادهسازي چنين سيستمهايي خالي از لطف نخواهد بود.
از لحاظ فني و تكنيكي ما در ايران با هزينهاي بسيار كمتر از نمونههاي مشابه خارجي موفق به طراحي سيستمهاي آناليز رايانهاي و بانك اطلاعاتي فوتبال شدهايم پس امروز بحث بر سر امكانات بالقوه نيست بلكه بحث بر سر استفاده و تصميم بر استفاده از امكانات ساخته شده بالفعل در ايران است.
حال بايد از ديگران (عليالخصوص) مديران مياني فوتبال پرسيد كه آيا آنها نيز براي اداي وظيفه خود نسبت به علمي كردن ورزش آمادهاند و اگر بخواهند بگويند در سال «نوآوري و شكوفايي» چه كردهاند گزارش نوآوريهاي آنها در حوزه مديريتيشان چه بوده است؟
-----------------------------------
نويسنده : هادي جعفري منفرد
منبع ([Only registered and activated users can see links])
اجازه دهيد در اين مجال بخشهايي از سخنان ايشان را مجددا بررسي كنيم، آنجا كه ميگويند
«متاسفانه در مسايل فني اختيارات از دست فدراسيون خارج شده است. بررسي عملكرد داوران، مربيان و بازيكنان را به صورت يكپارچه نداريم و هيچ بانك اطلاعاتي جامعي در فوتبال ايران وجود ندارد. فكر ميكنم در اين بخش بايد تحول اساسي صورت گيرد آنچه كه تاكنون اتفاق افتاده داراي نگاه هوشمندانه نيست. اين يك آفت است»
(1) و يا آنجا كه از باشگاهها انتقاد ميكند كه چرا «بيشتر باشگاهها آناليزوري ندارند تا پس از بازي آناليزي از وضعيت تيمشان ارايه دهند»
(2) و يا در جاي ديگر كه از فدراسيون ميخواهد «باشگاهها را ملزم كند هفتهاي يك صفحه آناليز تيمشان را به فدراسيون بدهند تا بانك اطلاعاتي (فوتبال) ايجاد شود»
(3) همه نشاندهنده نگاهي جز به كل (از سطح باشگاهها تا سطح ملي) به ضرورتي بسيار مهم ولي مورد غفلت واقع شده در فوتبال ايران يعني «ضرورت وجود يك بانك اطلاعاتي جامع فوتبال» است.
اين مبحث در فوتبال روز دنيا مسالهاي كاملا جا افتاده است. امروزه وقتي يك مدير ورزشي در سطح جهاني مبالغ هنگفتي در حد ميليون دلار را صرف خريد بازيكنان و دستمزد آنها ميكند به سادگي و با اشتياق حاضر است تا چند هزار دلار را نيز صرف سيستمهاي آناليز و بانك اطلاعاتي باشگاه خود كند تا بتواند بازيكنانش را به صورتي مداوم، دقيق و جامع زير نظر بگيرد و در نتيجه هميشه قادر باشد عملكرد مجموعه تيم خود را مورد ارزيابي قرار دهد به همين دليل است كه شاهد يه كار گسترده سيستمهاي آناليز و بانكهاي اطلاعاتي در باشگاههاي بزرگ جهان مانند ليورپول، آرسنال، رئال مادريد، بارسلونا، منچستر و.... هستيم.
ما نيز اگر از فوتبالمان انتظاراتي فراتر از حداكثر قهرماني در آسيا و يا حاشيهها رنگارنگ آن داريم ناگزيريم تا مانند رييس سازمان از خود بپرسيم كه
«چند باشگاه آناليز بازيهاي خود را دارند»
و يا آيا ما نيز مجهز به بانك اطلاعاتي فوتبال هستيم يا خير ؟اما متاسفانه به نظر ميرسد تاكنون پاسخ مديران مياني ورزش ما به اين مساله مثبت نبوده است، هنوز براي يك مدير باشگاهي جا نيفتاده است كه با هزينهاي بسيار كمتر از خريد بازيكني كه ممكن است در طول يك فصل حتي يك بازي هم به او نرسد ميتواند اين امكان را به تيم خود و كادر فني بدهد تا عملكرد تك تك بازيكنان و در نتيجه كل تيم را در طول يك بازي، يك فصل و حتي چند فصل به صورت كاملا دقيق و مو به مو مورد ارزيابي قرار دهد و از يك طرف با كنترل مداوم تيم باعث رشد آن شده و مانع سقوط فني آن شود و از سوي ديگر قادر باشد تا بازيكنان را نه براساس اسم و رسمشان كه بر اساس عملكردشان مورد ارزيابي قرار دهد و قيمت واقعي آنها را به دست آورد.
در پايان اشاره به قابليتهاي فني موجود در كشور براي پيادهسازي چنين سيستمهايي خالي از لطف نخواهد بود.
از لحاظ فني و تكنيكي ما در ايران با هزينهاي بسيار كمتر از نمونههاي مشابه خارجي موفق به طراحي سيستمهاي آناليز رايانهاي و بانك اطلاعاتي فوتبال شدهايم پس امروز بحث بر سر امكانات بالقوه نيست بلكه بحث بر سر استفاده و تصميم بر استفاده از امكانات ساخته شده بالفعل در ايران است.
حال بايد از ديگران (عليالخصوص) مديران مياني فوتبال پرسيد كه آيا آنها نيز براي اداي وظيفه خود نسبت به علمي كردن ورزش آمادهاند و اگر بخواهند بگويند در سال «نوآوري و شكوفايي» چه كردهاند گزارش نوآوريهاي آنها در حوزه مديريتيشان چه بوده است؟
-----------------------------------
نويسنده : هادي جعفري منفرد
منبع ([Only registered and activated users can see links])