توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : [+][-] بمب خبری و خبرهای جنجالی فوتبال ایران[-][+]
با اين عنوان ، تصميم داريم در اين تاپيك خبرهايي را قرار دهيم كه به معناي واقعي بعنوان يك بمب خبري از آن ياد شود و هر خبر ساده و معمولي را اميدوارم در اينجا قرار ندهيم .
اميدوارم كه با خبرهاي جديد و حيرت آور كه در اينجا قرار ميدهيم بتوانيم رضايت خاطر دوستان را فراهم كنيم .
با تشكر
__________________________________________________
بعنوان اولين خبر كه ديشب در يكي از سايتها قرار داده شده بود ، اين تاپيك را آغاز ميكنيم .راست و دروغ آن با نويسنده فوق
********************
فاجعه در ليگ برتر! ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links]
این شاید شروع یک رسوایی بزرگ در فوتبال ایران باشد . همیشه گمانه زنی ها و شایعات پراکنده از زد و بند های پشت پرده در لیگ برتر میگویند . اما این شایعات خیلی زود رنگ میبازند و تا به امروز کسی نتوانسته چیزی را ثابت کند.
اما این بار گویا بحث زد و بند در فوتبال با کپی یک چک ، برای یک بار هم که شده ثابت خواهد شد .
ابتدا این شایعه شکل گرفت که امیر طیری کمک امیر قلعه نوعی در استقلال قبل از بازی این تیم و راه آهن ، به بعضی از بازیکنان حریف چک داده تا در جریان بازی با استقلال ، بازی همیشگی خود را انجام ندهند .
این خبر قرار نبود هیچگاه رو شود و هنوز هم مسکوت باقی مانده است .
ابتدا به نظر میرسید این اتفاق مهم و تکان دهنده ، زیر خاکستر بماند و کسی از آن حرف نزند اما یکی از بازیکنان راه آهن عزم خود را جزم کرده تا همه ی حقایق را فاش کند .
این بازیکن کسی نیست جز داوود حقی که در جریان یکی از تمرینات این تیم به دوستانش گفت که چک طیری را دیده .
همان چکی که به گلر راه آهن یعنی حسین آشنا داده شده بود .
نتیجه ی 5 - 1 آن بازی هم میتواند دلیل محکمی برای اثبات این ادعا باشد ...
با چكو سفته كه نميشه قهرمان شد اخه.....
----------------------------
منبع ([Only registered and activated users can see links])
تابلوئه بابا
استقلال تو بحران بود... یهو بازی های سختش به تعویق افتاد و جلوی استقلال اهواز شش تا گل زد!!!
تو ایران چی درسته که لیگش درست باشه!
King_Of_BOYS
01-03-2009, 18:02
به نظر من فقط 30 درصد امکان داره که قضیه بالا صحت داشته باشه.
به نظر من فقط 30 درصد امکان داره که قضیه بالا صحت داشته باشه.
این سی درصد چجوری محاسبه شد؟ :دی؟
صرف اینکه یه تیمی برد های پر گل و کوبنده به دست بیاره دلیل بر فساد مسئولان اون تیم ( و تیم های مقابل ) نیست ! هر انسان ذی شعوری چنانچه قصد انجام تبانی داشته باشه مسلماً اولین چیزی که به ذهنش میرسه اینه که چطور میشه بدون سر و صدا و جلب توجه اذهان عمومی کار رو انجام داد و آب هم از آب تکون نخوره. نه اینکه یک بازی شش گل بزنه، بازی بعدی پنج تا، بازی بعدی چهار تا و الی آخر.
از یک طرف امیدوارم اگر ماجرا صحت داره کاملاً برملا بشه و سر آغازی باشه برای به نمایش در اومدن پشت پرده فوتبال این مملکت که همیشه ازش سخن گفته میشه.
و از طرف دیگه امیدوارم اگر صحت نداره باعث به هم خوردن تمرکز تیم و جری شدن تیمهای مقابل و در نهایت منجر به از دست رفتن قهرمانی نشه. چیزی مشابه آنچه که در دوره سوم لیگ به اصطلاح حرفه ای شاهدش بودیم. فکر نمی کنم کسی فراموش کرده باشه جوّ سنگینی که هفته ماقبل پایانی لیگ اون سال در مورد بازی استقلال تهران-استقلال اهواز به وجود اومد و در نهایت همگی شاهد بودیم که در اهواز چه بر سر استقلال آمد...
از طرفی بازیکنان استقلال اهواز برای پاک کردن ذهنیت منفی که در اذهان عمومی به وجود آورده شده بود و برای اعاده حیثیت، چند برابر بازیهای دیگه دویدند و جنگیدند و از سوی دیگر تماشاگران اهوازی در عین ناباوری انواع و اقسام الفاظ رکیک رو نسبت به بازیکنان استقلال و به خصوص علی رضا منصوریان به کار بردند؛ طوری که امیر اواسط بازی علی منصور رو که به گواه کارشناسان بهترین بازیکن تیم در اون دیدار کذائی بود، بیرون کشید ! و وقتی علتش رو پس از بازی جویا شدند، اینچنین توضیح داد: " من با علیرضا رفت و آمد خانوادگی دارم و تحمل شنیدن الفاظ رکیکی که علیه خانواده او به کار می رفت رو نداشتم... "
و اینگونه که بود که برادران همنام، زیر سایه سنگین تبانی به دشمنان خونی تبدیل شدند ! و جالب اینجا بود که همین بازیکنان استقلال اهواز یک هفته پس از اینکه موفق شدند خودشون رو تبرئه کنند(!)، در ورزشگاه دستگردی و در مقابل دیگر مدعی قهرمانی با 5 گل در هم کوبیده شدند و هیچ نشانی از تیمی که در مقابل استقلال تهران به میدان رفت نداشتند !!
احسنت به مهدی...
فکر نمیکنم تیمی که به این همه تیم های مختلف تا الان 64 گل زده باشه بتوان این تهمت رو زد...
مگه اینکه طیری خیلی مایه دار باشه!!!
با اين عنوان ، تصميم داريم در اين تاپيك خبرهايي را قرار دهيم كه به معناي واقعي بعنوان يك بمب خبري از آن ياد شود و هر خبر ساده و معمولي را اميدوارم در اينجا قرار ندهيم .
اميدوارم كه با خبرهاي جديد و حيرت آور كه در اينجا قرار ميدهيم بتوانيم رضايت خاطر دوستان را فراهم كنيم .
با تشكر
__________________________________________________
بعنوان اولين خبر كه ديشب در يكي از سايتها قرار داده شده بود ، اين تاپيك را آغاز ميكنيم .راست و دروغ آن با نويسنده فوق
********************
فاجعه در ليگ برتر! ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links]
این شاید شروع یک رسوایی بزرگ در فوتبال ایران باشد . همیشه گمانه زنی ها و شایعات پراکنده از زد و بند های پشت پرده در لیگ برتر میگویند . اما این شایعات خیلی زود رنگ میبازند و تا به امروز کسی نتوانسته چیزی را ثابت کند.
اما این بار گویا بحث زد و بند در فوتبال با کپی یک چک ، برای یک بار هم که شده ثابت خواهد شد .
ابتدا این شایعه شکل گرفت که امیر طیری کمک امیر قلعه نوعی در استقلال قبل از بازی این تیم و راه آهن ، به بعضی از بازیکنان حریف چک داده تا در جریان بازی با استقلال ، بازی همیشگی خود را انجام ندهند .
این خبر قرار نبود هیچگاه رو شود و هنوز هم مسکوت باقی مانده است .
ابتدا به نظر میرسید این اتفاق مهم و تکان دهنده ، زیر خاکستر بماند و کسی از آن حرف نزند اما یکی از بازیکنان راه آهن عزم خود را جزم کرده تا همه ی حقایق را فاش کند .
این بازیکن کسی نیست جز داوود حقی که در جریان یکی از تمرینات این تیم به دوستانش گفت که چک طیری را دیده .
همان چکی که به گلر راه آهن یعنی حسین آشنا داده شده بود .
نتیجه ی 5 - 1 آن بازی هم میتواند دلیل محکمی برای اثبات این ادعا باشد ...
با چكو سفته كه نميشه قهرمان شد اخه.....
----------------------------
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ویرایش شد. دوست عزیز؛ کمی منطقی تر و آروم تر هم میشه بحث کرد.
خيالت تخت باشه كه امسال قهرماني حق استقلاله و به اميد حق قهرمان هم خواهد شد.
فقط لازم به يادآوريست كه به كواه اكثر كارشناسا اين تيم استقلال بهترين تيم باشكاهي بعد از انقلاب ميباشد كه بسيار روان فوتبال ميكند...............
منطق و ظرفيت اخلاقي را همواره مدنظر داشته باشيد......
************يا هو
Topsoccer
01-03-2009, 21:42
من دقیقا بعد از همون بازی با استقلال اهواز گفتم که کاملا مشخص بود که این بازی تبانی بود ولی همین آقا مهدی بلافاصله پست من رو ویرایش کرد...
اصلا کار سختی نیست که تشخیص بدید تمامی(با قاطعیت میگم تمامی)بازیهای استقلال تبانیه فقط کافیه یکی از بازیهای استقلال رو از نگاه کارشناسانه نگاه کنید و نحوه ی بازی حریفان رو در مقابل استقلال با بازی که در مقابل دیگر تیمها میکنند مقایسه کنید
Topsoccer
01-03-2009, 22:05
ویرایش شد. دوست عزیز؛ کمی منطقی تر و آروم تر هم میشه بحث کرد.
خيالت تخت باشه كه امسال قهرماني حق استقلاله و به اميد حق قهرمان هم خواهد شد.
فقط لازم به يادآوريست كه به كواه اكثر كارشناسا اين تيم استقلال بهترين تيم باشكاهي بعد از انقلاب ميباشد كه بسيار روان فوتبال ميكند...............
منطق و ظرفيت اخلاقي را همواره مدنظر داشته باشيد......
************يا هو
دوست من قهرمانی وقتی خوبه که تیم لیاقت قهرمانی رو داشته باشه(البته قصد بی احترامی ندارم) نه اینکه زمین و زمان دست به کار بشن تا اون تیم قهرمان بشه... البته من که میگم قهرمانی فصل پیش استقلال تو جام حذفی هم بوی تبانی میداد
آقاي topsoccer به نظر شما بازيهاي آدلايد رو بهتر آناليز ميكنيد تا ليك برتر......شما بفرمايين لياقت قهرماني جيه ما هم بفهميم!
مطمئن باش با اين شايعات نه تيم شما قهرمان ميشه و نه اس اس از كورس ميفته,,,, آخر فصل به اين جوك هاي شما سير خواهيم خنديد.....................
گاهي برخي افراد درمورد نتيجه يك بازي پيش از برگزاري آن تصميم ميگيرند. آنها به يكي از دو تيم ميگويند: «شما بايد اين بازي را واگذار كنيد. يا اينكه ما از شما ميخواهيم تنها يك گل به ثمر برسانيد.»
اين افراد به بازيكنان پول پرداخت ميكنند تا نتيجه موردنظر آنها حاصل شود. اين يكي از جنبههاي بسيار بد فوتبال است.
اغلب هواداران معمولي نسبت به وقوع اين اتفاقات بيخبر هستند. آنها فكر ميكنند كه تيم مورد علاقهشان از هر لحاظ خوب است اما، اين مساله هميشه حقيقت ندارد. برخي مردم به دنبال پول بوده و در راستاي رسيدن به اين هدف خود دست به هر كاري ميزنند.
يكي از داستانهاي مرتبط با اين موضوع به دو تيم از مطرحترينهاي فوتبال انگليس مربوط ميشود. در سال 1915 منچستريونايتد برابر ليورپول به ميدان رفت. ليورپول تيم بهتري بود اما، برخي بازيكنان اين تيم دو روز پيش از بازي در يك باشگاه شبانه در مورد نتيجه بازي تباني كرده بودند. بازيكنان ليورپول به عمد بازي را واگذار كردند و اين در حالي بود كه بسياري هم روي پيروزي منچستريونايتد شرط بسته بودند.
در جريان بازي، ليورپول بسيار بد بازي كرد و منچستر دو بر صفر پيروز ميدان شد. بازيكنان مبالغ بسياري از بابت شرط بندي به جيب زدند. تماشاگران متوجه شدند كه كاسهاي زير نيم كاسه است و پليس هم نسبت به اين مساله مشكوك شد.
سرانجام، يكي از بازيكنان ليورپول همه ماجرا را براي پليس شرح داد. پس از آن، 9 بازيكن ليورپول مجبور به ترك اين تيم شدند. در سال 1965 مشكلاتي از اين قبيل به طور همزمان در يوگسلاوي و ايتاليا پديدار شد. سرچشمه اين مشكلات يكي از ديدارهاي جام باشگاههاي اروپا بود. اين بازي ميان دو تيم بوروسيا دورتموند آلمان و اينتر ايتاليا به وجود آمد.
"لوئيس سوارز" يكي از بازيكنان اينتر، "كورايي" بازيكن دورتموند را مقابل ديدگان "تسانيك" داور يوگسلاو مسابقه زد. داور هيچ تذكري به سوارز نداد. بازيكنان آلماني بسيار عصباني بودند اما، تسانيك داور مسابقه به بازيكنان گفت كه به بازي ادامه بدهند. اينتر بازي را دو بر صفر به سود خود به پايان برد.
بعدها يك هوادار يوگسلاو نامهاي به يكي از روزنامههاي ورزشي كشورش ارسال كرد. در اين نامه نوشته شده بود: «در حالي كه من بازي را در ايتاليا از نزديك تماشا ميكردم، به مساله اي پي بردم كه باعث حيرت من شد و آن هم اين بود كه يكي از داوران كشور ما برخورد صادقانه اي با اتفاقات ندارد. در واقع من به اين مساله پي بردم كه تيم اينتر به او پول اقامت در شهر ميلان را داده بود. آنها همچنين مبلغ روزانه اي را براي اين داور در نظر گرفته بودند. آنچه ميخواهم بدانم اين است: "اگر تيمها به داوران پول پرداخت كنند، داوران چگونه ميتوانند در طول جريان بازي صادقانه عمل كنند؟"»
اين سوال بسيار خوبي بود. وقتي هواداران فوتبال در يوگسلاوي اين نامه را خواندند بسيار خشمگين شدند. بدون شك "تسانيك"، داور مورد اشاره در متن نامه بود. پس از اين ماجرا، "تسانيك" تا مدتها هرگز به قضاوت نپرداخت.
معمولا زماني كه مردم از پول خود براي تغيير نتيجه يك بازي استفاده ميكنند، آنها از پولي استفاده ميكنند كه متعلق به خودشان است، اما برخي افراد هم از راههاي ديگري براي بدست آوردن پول مورد نياز خود و كمي بيش از آن استفاده ميكنند. رييس تيم فرانسوي "پاريس سنت ژرمن" از چنين روشي استفاده كرد.
او دو نوع بليت براي بازيها درست مي كرد. او يك گروه از بليتها را به روش عادي ميفروخت اما، گروه ديگر بليتها را به صورت مخفيانه به فروش ميرساند. او با هيچ كس پيرامون فروش اين بليتها به صورت مخفيانه صحبت نميكرد و از پول حاصل از آن براي بدست آوردن نتيجه دلخواه خود كمك مي گرفت. پس از چند وقت مردم از اين وقايع باخبر شدند. رييس باشگاه با دردسر بزرگي روبرو شده و خيلي زود براي هميشه از دنياي فوتبال كنار رفت.
در سال 1978 يك بازي بسيار مضحك در آمريكاي جنوبي برگزار شد. اين بازي ميان تيمهاي گرميو و يوونتود در راستاي رقابتهاي قهرماني ريوگراند در جنوب برزيل برگزار ميشد. گرميو بايد بازي را واگذار ميكرد چرا كه آنها نميخواستند روز بعد در ديداري دشوار به مصاف كاكسياس بروند. به همين دليل، بازيكنان گرميو وارد زمين شده و سعي در واگذاري عمدي بازي داشتند اما، با گذشت 10 دقيقه از زمان بازي، "ويكتور" يكي از بازيكنان جوان آنها يك بر صفر تيمش را پيش انداخت. هواداران گرميو با عصبانيت به خاطر اشتباه "ويكتور" بر سر او فرياد ميزدند. در ادامه، نتيجه يك – يك شد اما، "روروال" ديگر بازيكن گرميو گل ديگري براي اين تيم به ثمر رسانده و نتيجه را 2 بر يك كرد!
در نيمه دوم مسابقه، تيم گرميو سعي كرد تا حد ممكن بد بازي كند و در نتيجه تيم يوونتود توانست سه گل به ثمر برساند. چند دقيقه بعد، پيش از پايان مسابقه، گرميو يك گل ديگر را تنها به خاطر شادي هواداران خود به ثمر رساند.
آنها بازي را چهار بر سه واگذار كردند اما، راه آساني براي رسيدن به مراحل بعدي مسابقات پيشرو داشتند. اين بازي آن قدر مضحك بود كه مردم در برزيل همواره با خنده از آن ياد مي كردند.
مربي تيم گرميو در تلويزيون پيرامون اين بازي اعتراف كرد كه تيمش به عمد بازي را واگذار كرده است. بدون شك پيشتر مشكلاتي در پي اين اتفاق به وجود آمد و همه فهميدند كه ديگر نبايد چنين اتفاقاتي رخ دهد.
در كشور ايتاليا هم در سال 1980 مشكلات زيادي شكل گرفت. مردم بر سر نتايج بازيها شرط بندي ميكردند. آنها از اين طريق پول زيادي بدست ميآوردند. پيش از بازي، آنها به بازيكنان پول پرداخت ميكردند و بازيكنان هم تعداد گلهاي شرط بندي شده را به ثمر ميرساندند.
در نتيجه بازيكنان و كساني كه شرط بندي كرده بودند، پول بسياري بدست مي آوردند. برخي ميگويند كه در يكي از بازيها ميان لاتزيو و ميلان يك نفر مبلغ 60 هزار پوند به بازيكنان لاتزيو پرداخت كرده بود تا بازي را واگذار كنند و ميلان آن ديدار را دو بر يك به سود خود به پايان برد.
هيچ كس مطمئن نبود كه چه اتفاقي افتاد اما، پيشتر، دو تن از مجرمان گروهي كه شرط بندي كرده بود ماجرا را براي پليس شرح دادند. آنها اعتراف كردند كه بيش از يك ميليون پوند از دست داده بودند، چرا كه به بازيكنان پول پرداخت كرده بوده تا بازي را واگذار كنند. بازيكنان پولي از افراد اين گروه گرفته بودند اما، بازي را به سود خود به پايان بردند. اين مجرمان نام 27 بازيكن را نزد پليس فاش كردند.
دردسرهاي زيادي به وجود آمد و فدراسيون فوتبال ايتاليا بازيكنان متعددي را از انجام بازي محروم كرد. با همه اينها، تباني در فوتبال از بين رفتني نيست و امكان وقوع اين مساله همواره وجود دارد.
-----------------------
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Topsoccer
02-03-2009, 21:50
آقاي topsoccer به نظر شما بازيهاي آدلايد رو بهتر آناليز ميكنيد تا ليك برتر......شما بفرمايين لياقت قهرماني جيه ما هم بفهميم!
مطمئن باش با اين شايعات نه تيم شما قهرمان ميشه و نه اس اس از كورس ميفته,,,, آخر فصل به اين جوك هاي شما سير خواهيم خنديد.....................
اولا چه ربطی به آدلاید داشت؟اگر میخوای بفهمی لیاقت قهرمانی یعنی چی بازیهای فصل پیش پرسپولیس رو یادت بیار...فصل پیش با قاطعیت تمام تیمها رو شکست میداد و نرم و رون بازی میکرد ولی استقلال الان چی تیمها میان جلوش فقط همدیگر رو نگاه میکنن تا اون آرش برهانی هم در کمال آرامش بره و گل بزنه... تو رو خدا به حرف من گوش کن و بشین همین تیم راه آهن بازیهای دیگه اش رو نگاه و بازی با استقلال رو هم نگاه کن خداییش متوجه حرف من میشی
van_persie
02-03-2009, 22:56
اولا چه ربطی به آدلاید داشت؟اگر میخوای بفهمی لیاقت قهرمانی یعنی چی بازیهای فصل پیش پرسپولیس رو یادت بیار...فصل پیش با قاطعیت تمام تیمها رو شکست میداد و نرم و رون بازی میکرد ولی استقلال الان چی تیمها میان جلوش فقط همدیگر رو نگاه میکنن تا اون آرش برهانی هم در کمال آرامش بره و گل بزنه... تو رو خدا به حرف من گوش کن و بشین همین تیم راه آهن بازیهای دیگه اش رو نگاه و بازی با استقلال رو هم نگاه کن خداییش متوجه حرف من میشی
واقعا انتظار داری راه اهن همون بازی که مثلا تو زمینش با داماش یا تیمای دیگه داره مقابل استقلال تو تهران انجام بده.فکر نمیکنی بازی مقابل استقلال سخت تر باشه؟
گل سوم و پنجم حتی اول استقلال رو(تو همون بازی) ببین تا نهایت روون بازی کردن رو ببینی.اصلا جمله مزدک رو گل سوم اینکه استقلال چقدر روون بازی میکنه.
به امید خدا که امسال 100 در 100 قهرمان میشه ولی اگه نشد چی؟اون وقت چی میگی؟
البته من که میگم قهرمانی فصل پیش استقلال تو جام حذفی هم بوی تبانی میداد
127fs3556139
اونم تو سالی که استقلال تقریبا تک تک بازیهاشو تو پنالتی ها برد.البته حتما میگی به طالبلو گفتن کجا بپره!!!
اونم تو سالی که استقلال تقریبا تک تک بازیهاشو تو پنالتی ها برد.البته حتما میگی به طالبلو گفتن کجا بپره!!!
عزیزم فوتبال ایران همش تبانیه شک نکن . مردمو فقط می خوان سرگرم کنن پارسال جامو دادن به پرسپولیس امسال به استقلال ساله دیگه به یه تیم دیگه هرجا که دوست داشته باشن
Topsoccer
03-03-2009, 21:38
واقعا انتظار داری راه اهن همون بازی که مثلا تو زمینش با داماش یا تیمای دیگه داره مقابل استقلال تو تهران انجام بده.فکر نمیکنی بازی مقابل استقلال سخت تر باشه؟
گل سوم و پنجم حتی اول استقلال رو(تو همون بازی) ببین تا نهایت روون بازی کردن رو ببینی.اصلا جمله مزدک رو گل سوم اینکه استقلال چقدر روون بازی میکنه.
به امید خدا که امسال 100 در 100 قهرمان میشه ولی اگه نشد چی؟اون وقت چی میگی؟
127fs3556139
اونم تو سالی که استقلال تقریبا تک تک بازیهاشو تو پنالتی ها برد.البته حتما میگی به طالبلو گفتن کجا بپره!!!
اولا منظور من این بود که به جای اینکه بهتر بازی کنن اصلا بازی واقعی خودشون رو انجام نمیدن واسه همه تیمهایی که مقابل استقلال بازی میکنن همین طوریه...
دوما طالب لو که تو تمام پنالتی ها با زننده توپ تبانی میکنه...
در آخر این بحث ها هم باید بگم فوتبال ایران یه فوتبال کثیفه و تبانی درش موج میزنه تمامی بازی ها از پشت پرده دستور میگره... همه بازیها هم پر از حاشیه و یه نفر هم که میاد دستشون رو رو کنه سرش رو میبرن البته تو این فوتبال برای اینکه به جایی برسی باید هم پول داشته باشی هم یه پارتی کلفت.
[quote=Topsoccer;174788]اولا منظور من این بود که به جای اینکه بهتر بازی کنن اصلا بازی واقعی خودشون رو انجام نمیدن واسه همه تیمهایی که مقابل استقلال بازی میکنن همین طوریه...
دوما طالب لو که تو تمام پنالتی ها با زننده توپ تبانی میکنه...
اين ديكه آخر بي انصافي و بي منطقيست,, داداش من شما بيا اين حرفتو ثابت كن من واسه هميشه فوتبالو ميزارم كنار و ميرم كريكت نكاه ميكنم....................!
در ضمن اين روون بازي كردن شما در فصل قبل, از كجا معلوم كه تباني نبود؟؟؟؟
چی شده اس اس 5تا 5تا ميزنه شده تباني, اما شما كه تا دقيقه 96 بازي آخر دستاتون رو به آسمونا بود شدين روون و زيبا بسند؟ عزيز من, انصافو رعايت كن و بشين بجاي اين كارا , بازي بارساگونه اس اس رو يه بار ديكه با دقت ببينين,,, مطمئنا نظرت عوض ميشه دوست من.
به اميد قهرماني اس اس و آدلايد..............!:winksmiley02:
seedorf10
04-03-2009, 14:43
[quote=Topsoccer;174788]اولا منظور من این بود که به جای اینکه بهتر بازی کنن اصلا بازی واقعی خودشون رو انجام نمیدن واسه همه تیمهایی که مقابل استقلال بازی میکنن همین طوریه...
دوما طالب لو که تو تمام پنالتی ها با زننده توپ تبانی میکنه...
اين ديكه آخر بي انصافي و بي منطقيست,, داداش من شما بيا اين حرفتو ثابت كن من واسه هميشه فوتبالو ميزارم كنار و ميرم كريكت نكاه ميكنم....................!
در ضمن اين روون بازي كردن شما در فصل قبل, از كجا معلوم كه تباني نبود؟؟؟؟
چی شده اس اس 5تا 5تا ميزنه شده تباني, اما شما كه تا دقيقه 96 بازي آخر دستاتون رو به آسمونا بود شدين روون و زيبا بسند؟ عزيز من, انصافو رعايت كن و بشين بجاي اين كارا , بازي بارساگونه اس اس رو يه بار ديكه با دقت ببينين,,, مطمئنا نظرت عوض ميشه دوست من.
به اميد قهرماني اس اس و آدلايد..............!:winksmiley02:
بله دیگه اس اس بارسلوناست دیگه ولی رو دستش رئال مادرید که پرسپولیس باشه هست:301:
بعد از دستگیری چندین خبرنگار ورزشی
قاضی حداد: از ورزشکاران اخاذی می کنند
جهان ورزش - جرياني آلوده به اخاذي و دلالي از ورزشكاران كشف شد. این البته خبر خیلی جدیدی نیست که ایسنا آن را دیروز روی خروجی اش گذاشته بود. ماجرا بر می گردد به چند ماه قبل که چندین خبرنگار که بسیاری شان قلم تاثیرگذاری به دست می گرفتند دستگیر شده اند هر چند به دلیل نداشتن مستندات کافی و حساسیت خبر کمتر به آن پرداخته شد.
قاضی حداد، معاون امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران، درباره بازداشت تعدادي از خبرنگاران ورزشي، با بيان اينكه در اين رابطه 6 نفر دستگير شدند، می گوید:«با اطلاعاتي كه توسط سازمان اطلاعات استان تهران به دست آمد، جرياني آلوده در مباحث ورزشي كشف شد و گزارشي مفصل در اين رابطه مبني بر اخاذي و دلالي از بازيكنان و مربيان تيمهاي ورزشي، به مرجع قضايي ارسال شد.»
قاضی البته شغل خبرنگاری را زیر سوال نمی برد و این اتفاقات را مختص عده ای می داند:«اين افراد با قصد اخاذي، اقداماتي را در مطبوعات ورزشي انجام ميدادند. از جمله اينكه يك بازيكن را چهره و در صورت همراهي نكردن وي، او را مورد تخريب قرار ميدادند. با اخاذيهايي كه انجام ميدادند، اقدام به جابجايي بازيكنان ورزشي به ويژه در حوزهي فوتبال كرده و پولهاي بسيار زيادي را از اين طريق به دست ميآورند. در اين پرونده بحث خبرنگاري مورد نظر نيست و اتهام اين افراد كه بعضا خبرنگار بودند، جرم عمومي بوده و ارتباطي با حرفه آنها ندارد.»
معاون امنيت دادسراي تهران با می گوید از اين افراد اطلاعات بسيار خوبي به دست آمد:«تعدادي ديگر در اين رابطه شناسايي شدند و انشاءالله با همكاري سازمان اطلاعات استان تهران، پاكسازي خوبي در فضاي ورزشي به ويژه در فوتبال به وجود خواهد آمد. احتمالا بعضي از اين افراد با تبديل قرار طي چند روز آينده آزاد خواهند شد.»
حداد شاکیان پرونده را هم معرفی می کند:«در اين پرونده ورزشكاران و مربياني مورد اخاذي قرار گرفته و شاكي پرونده هستند. اقدامات ديگري نيز از سوي اين افراد صورت گرفته كه در فرصت زماني مناسب نسبت به آنها اطلاعرساني صورت خواهد گرفت. بعضي از باشگاههاي ورزشي پولهاي بسيار زيادي به اين افراد ميدادند و حدود يك سال و نيم است كه سازمان اطلاعات استان تهران بر روي اين پرونده كار كرده است.»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
افتضاح مافیای فوتبال
[Only registered and activated users can see links]
وقتی جایی پول باشد- خیلی هم باشد- خواه ناخواه پای فساد و باجگیری هم به میدان میآید. این را از تیتر گاه عجیب روزنامهها و اینکه حتّی وقت قهرمانی کشتیگیران هم تیتر فوتبالی میزدند، میشد فهمید. ماجرا از تماس تلفنی یک خبرنگار با داریوش مصطفوی آغاز شد که قصد تلکهکردن او را داشت و تهدید میکرد که در صورت واریزنشدن پول به حسابش، روزنامهاش( الف= ابرار یا البرز) علیه پرسپولیس موضع تندی خواهد گرفت؛ مصطفوی با تیزهوشی مکالمه را ضبط کرد و برای سعیدلو فرستاد و این نوار، رفت و رفت تا به دست احمدینژاد رسید و وقتی او دستور پیگیری داد، پای نهادهای امنیّتی از جمله مأموران اطّلاعات ناجا هم به میان کشیده شد.
تا جایی ([Only registered and activated users can see links]) که جستوجو کردم، پس از شکایت برخی ورزشکاران و مدیران( از جمله ساکت و واعظ آشتیانی) ناصر احمدپور( سردبیر روزنامه خبر ورزشی)، مهدی هژبری( مدیر اجرایی روزنامه نود)، حامد قاسمی (نویسنده روزنامه البرز ورزشی) و احد علوی( خبرنگار روزنامهی گل) تا کنون دستگیر شدهاند و فردی به نام الف. ظ (آرش ظلّیپور؟) که در اجرای یکی از برنامههای ورزشی( ورزش از نگاه دو) هم دستی داشته و از کار برکنار شده است.
گلهگزاریهای امیر عابدینی از داوریها را که به خاطر دارید؟ جهان ورزش نوشته است ([Only registered and activated users can see links]): با این که در ماجرای دستگیری روزنامهنگاران هنوز پای داوران به میان نیامده، امّا گفته میشود داوریهای جهتدار و غیرمنصفانه در لیگ فوتبال توسط چند نفر از ورزشینویسان پرنفوذ برنامهریزی و هدایت میشود. در ابتدای لیگ گذشته یکی از مدیران باشگاههای لیگ برتری در گفتوگویی خصوصی از این امر شکایت داشت. او که تیمش یکی از مدعیان قهرمانی بود، میگفت جدولی از خدمات پشت پردهی داوری در اختیار او قرار گرفته که در قبال مبالغ بسیار بالا قضاوت بازیها به نفع یک تیم مشخص انجام شود. جالب این که در این جدول اشاره شده بوده که حتی برای سوت نزدن مغرضانه علیه تیم هم باید مبلغی پرداخت شود!
همین هفته فرهاد کاظمی( کسی که بیشتر افراد دوپینگی از تیمهای او بودهاند) در برنامهی نود در حالیکه برافروخته شده بود، میگفت من اگر بگویم به ورزشکار بیا ناندرولون بزن او هم باید بزند؟ خوب طبعاً او اسم دوپینگ را نمیآورد بلکه به اسم ویتامین و مواد مکمّل چنین کاری را میکرد؛ شاهحسینی تا خوب جایی پیش رفته بود و به صراحت گفته بود که دست از سر کاظمی و مربّی بدنساز معروفش که استاد تزریقهای مشکوک بود، برنمیدارد ولی با آمدن شریفی ظاهراً همه نفسی به راحتی کشیدهاند.
داوریهای عجیب، گل نزدن یا خوب بازی نکردن برخی بازیکنان در بعضی بازیهای خاص، دلّالهای بینام و نشانی که سودهای چندصدمیلیونی میبرند، فوتبال را به تجارتی سیاه بدل کردهاند. یکی از همین دلّالها( خشایار محسنی) که با کلاهگذاشتن سر هدایتی و پروین از ایران گریخته بود و میگفتند پروین به خونش تشنه است، تیم دی استرادای اسلوواکی را در اختیار گرفته و الآن محمّد پروین در همان تیم بازی میکند! گروهی از بازیکنان دیپورت شدهی فوتبال ایران مانند ساها بازیکن سابق پرسپولیس هم در همان تیم هستند و البتّه مربّی چنین نوابغی کسی جز ورنر لورانت (مربّی فراری سابق سایپا) نمیتواند باشد.
از فوتبالی که جادوگران را برای برد و باخت به خدمت میگیرد و مدیرانش در دروازهی استقلال- در بازی دربی- به دنبال سر خروس ( راز گل نخوردن طالب لو!) میگردند، بیش از این انتظار نمیرود. دو سه سال پیش شاهد افتضاح در لیگ ایتالیا بودیم؛ باید منتظر شد و دید که نظام قضایی ایران تا چه حد شجاعت و امکان پیشروی و افشاگری مفاسد فوتبال ایران را دارد. ایراندخت نوشته است که یکی از بازیکنان پرسپولیس گفته از وقتی بگیربگیرها شروع شده، تماسهای خبرنگاران باجگیر هم قطع شده است.
پ. ن: باید دید که به فردوسیپور و برنامهی نود این هفته، اجازهی پرداختن به این موضوع را میدهند یا نه؛ گرچه شاید به دلیل ادامهداشتن تحقیقات و بازپرسی و صادرنشدن حکم، طرح آن در یک برنامهی تلویزیونی مقدور نباشد
Ronaldinho80
12-03-2009, 10:15
واکنش علي دايي به اظهارنظر قطبي درخصوص انتخاب سرمربي تيم ملي
على دايى در واكنش به مصاحبه قطبى كه گفته بود رابطه در انتخاب سرمربى تيم ملى ايران مهم تر كيفيت و دانش فنى است، گفت: من آنقدر وقت و فرصت ندارم كه جواب اين افراد را بدهم و نيازى هم به پاسخگويى نمى بينم.
دايي افزود: پرونده و كارنامه همه اهالى فوتبال مشخص است و نيازى به توضيح نيست. فقط خداوند است كه از دل و قلب آدم ها خبر دارد و من همواره عزت و سربلندى را از خدا خواسته ام و هيچ گاه براى مربيگرى و حتى بازى كردن با هيچكس لابى نكردم و برخلاف بعضى ها خودم را با زور تبليغات به هيچ تيمى تحميل نكرده ام.
وى خاطرنشان کرد: بعضى ها دوست دارند مشكلات خود را به ديگران نسبت دهند و اگر تيمى پيدا نمى شود كه يك مربى با اين همه دانش فنى را به خدمت بگيرد ارتباطى به من ندارد چرا كه يك وظيفه دارم و آن هم هدايت تيم ملى فوتبال ايران است كه تلاش مى كنم آن را به بهترين نحو ممكن به انجام برسانم و تيم ملى كشورم را به جام جهانى ببرم.:117:
[Only registered and activated users can see links]
دستگيري خبرنگاران دلال ورزشي ادامه دارد
معاون دادستان تهران با اشاره به دستگيري 6 خبرنگار ورزشي كه به امر دلالي در مطبوعات ورزشي مشغول بودند، گفت: پرونده دلالي در ورزش مفتوح است و احتمال دستگيري و احضار تعداد ديگري از افراد وجود دارد.
محمود سالاركيا در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: اين افراد روزنامهنگار نبوده بلكه افراد سودجو و كلاهبرداري هستند كه اقدام به اخاذي، اقدامات غيرقانوني و تحصيل مال نامشروع كردهاند.
وي افزود: از 6 نفر دستگير شده 3 نفر در زندان و 3 نفر نيز با قرار وثيقه فعلاً آزاد هستند. اين افراد با اقدامات ضداخلاقي پولهاي هنگفتي به جيب زدهاند.
معاون دادستان تهران تأكيد كرد: دستگيريها و احضار افراد بيشتري در اين زمينه ادامه داشته و احتمال دستگيريها بيشتر در چند روز آينده وجود دارد.
--------------------------
منبع : خبرگزاري فارس
قهرمانان قهرمان نبودند؟
نگاهی دیگر به پدیده دلالی و روزنامه نگاران باج بگیر دستگیر شده و تاثیر آنها در ستاره سازی و تعیین نتایج در فوتبال ایران
[Only registered and activated users can see links] orter_626327304.jpg&size=article_medium
اعترافات دلالان بازداشت شده نشان میدهد آنها در شکلگیری بسیاری از نتایج بازیهای لیگ برتر نقش داشتهاند
«یک سال قبل بود که برادران ما در وزارت اطلاعات بررسی درباره فساد مالی و دلالی در فوتبال ایران را بر اساس گلایههای بعضی از مدیران ورزشی در دستور کار قرار دادند و حالا ما پروندهای از اعترافات خاطیان در دست داریم که خیلی از زوایای آن را نمیتوانیم افشا کنیم». این جمله را قاضی حداد معاون امنیتی دادگاه انقلاب دو هفته پس از دستگیری تعدادی از دلالان صاحب نام و روزنامهنگاران ورزشی به جرم دلالی و کسب درآمدهای نامشروع بیان کرد.
نکتهای که شوکی بزرگ به فوتبال کشور است. اینکه بخش عظیمی از بودجه فوتبال به جیب گروهی محدود میرفته است و نتایج بازیها آن گونه که انتظار میرفت بر اساس توان مجموعه یک تیم رقم نمیخورده است.
محمد علی آبادی رئیس سازمان ورزش، اولین کسی بود که پرده از جنایتی بزرگ برداشت. او در این گفت و گو مدعی شد:«در فوتبال ۲۰۰ میلیارد تومان گردش مالی داریم که متاسفانه نیمی از این مبلغ در چرخه دلالی ، به دور ریخته می شود.»
تا پیش از این اظهار نظر هیچ رقم حقیقی درباره گردش مالی فوتبال ایران وجود نداشت اما بالاترین مقام دولتی در امور ورزش در فوتبالی که همه هزینه اش از سوی وزارتخانه های دولتی تامین می شود و از بیت المال ارتزاق می کند با اعتراف خود بر حقیقت تلخی که همه در این سالها می دانستند اما از به زبان آوردنش ترس داشتند ، وجهه قانونی بخشید. البته این گفته زمانی رسانه ای شد که تقریبا مقامات امنیتی کشور با تلاش بی وقفه خود پرونده ای قطور را تهیه کرده بودند و عمل مجرمانه متخلفان برای شان محرض شده بود .
ساعت ۳۰/۸ دقیقه چهارشنبه شب زمستانی بود که ۳ مرد مسلح وارد تحریریه روزنامه ورزشی شدند و از اعضای تحریریه خواستند سر جاهای شان بنشینند و کارت های شناسایی شان را نشان دهند. ماموران درهای تحریریه را بسته بودند و تلاش برای ارتباط با تحریریه از سوی مدیران نشریه بی فایده بود . تنها این ماموران پلیس بودند که توانستند ، این مهمانان ناخوانده را راضی به باز کردن درهای تحریریه کنند اما اقدام آنها کاملا قانونی بود و برای کارشان حکم ماموریت داشتند. این اتفاق در ۴ روزنامه ورزشی به طور همزمان افتاد و ۴ روزنامه نگار ورزشی دستگیر شدند .
صبح روز بعد از این اتفاق بود که اعلام شد ۳ دلال ورزشی سرشناس هم همزمان با این عوامل رسانه ای بازداشت شده اند.
چه عاملی باعث شد تا با دلالان ورزشی برخورد شود؟ این سئوالی بود که در روزهای ابتدایی بازداشت مجرمان کسی پاسخی برایش نداشت چون دلالی از لحاظ قانونی جرم محسوب نمی شود و اگر تنها جرم بازداشت شدگان به این دلیل که واسطه انتقال بازیکنان بودند بازداشت می شدند ، این اقدام وجاهت قانونی نداشت.
اما دلیل مراجع قضایی برای برخورد با باند دستگیرشدگان ، تنها دلالی نبود. دستگاه اطلاعاتی که گفته می شود به درخواست تعدادی از مدیران تیم های فوتبال به موضوع کسب درآمد نامشروع این باند مشکوک شده بودند ، ورود یافتند با تحقیقات ویژه خود حالا موارد اتهامی چون شرط بندی ، قراردادهای صوری و تغییر نتایج مسابقات فوتبال را در پرونده متهمان قرار داده اند که هرکدام شان جرم محسوب می شوند و چون این درآمد حاصل از کسب نامشروع بیت المال بوده ، این عمل مجرمانه تشدید می شود.
یک مقام آگاه در این باره می گوید:« شکل کاری این گونه بوده است که بازیکنان مختلفی با شخص اول گروه که دوستان رسانه ای داشته است قرارداد می بستند. بازیکنانی که رقم واقعی قراردادشان شاید سالیانه باید ۲۰ تا ۳۰ میلیون باشد اما در همان سال این بازیکن با رقمی چند صد میلیونی به تیم های مختلف می رفته است.»
اما این اتفاق جادویی چه گونه شکل می گرفته است:« مثلا بازیکن x که در تیمی جنوبی بازی می کرده قراردادش با تیمش رو به پایان بوده و واسطه انتقالش کسی نبوده غیر از آقای ح . او که مهاجم بوده است در سه بازی پایانی تیمش با تیم های مختلف لیگ روبروی مدافعانی قرار می گرفته است که همه آنها قراردادهایی مشابه با آقای «ح» داشته اند. این مهاجم در هر سه مسابقه موفق به گلزنی می شده و همه این مدافعان در آن بازی خاص در برابر آقای x اشتباه می کرده اند . همزمان جریان رسانه ای از این مهاجم اسطوره ای می ساخته و حتی بازیکن یادشده را در حد دعوت به تیم ملی بالا می برده است. به همین سادگی بازیکنی که قیمت سال اول قراردادش تنها ۳۰ میلیون بوده با رقمی بیش از ۱۵۰ میلیون تومان به تیمی صنعتی می رفته است و این اتفاق بارها و بارها هر بار به شکلی برای یکی از بازیکنان طرف قرارداد تکرار می شده است.»
تکراری که باعث می شده تا سالیانه ارقامی میلیاردی از بودجه دولتی که باید صرف توسعه فوتبال میشده است به جیب جریان دلالی برود.
این پول به نسبتی از قبل تعیین شده میان واسطه های انتقال بازیکنان ، جریان رسانه ای ، مربیان طرف قرارداد و عوامل باشگاهی که تعدادی از آنها در سطح مدیران سرشناس تیم های دولتی بوده اند تقسیم می شده است.
دلال «ح » تنها چندی پیش از بازداشت مدعی شده بود بیش از ۱۴۰ بازیکن طرف قرارداد دارد ، نزدیک به همین تعداد بازیکن حرفه ای هم با دو دلال بازداشت شده دیگر دستگیر شده در ارتباط بوده اند که اگر بر تعداد مجموع ۱۸ تیم لیگ برتری و ۲۲ تیم لیگ یکی تقسیم کنیم یعنی به طور متوسط در هر تیم ، ۷ بازیکن حضور دارند که از سوی باند یادشده ساپورت میشدند.
البته تیم رسانه ای غیر از این موارد به طور روزانه هم چرخه حمایت از بازیکنان طرف قرارداد را انجام می دادند به طور مثال ، تحلیل محتوایی یکی از نشریات ورزشی نشان میداد در بازه زمانی یک ماهه یکی از بازیکنان طرف قرارداد که در تیمش همیشه نیمکتنشین بوده است ، ۲۰ خبر در ۲۲ روز بوده درحالی که سه هم تیمی او که فیکس هم بازی می کرده اند تنها در این مدت ۶ بار در این نشریه خبرهایشان چاپ شده بود.
اعتراف بازداشت شدگان هم این حقیقت را تائید می کند که آنها توان اعمال فشار به تیم ها و تعیین نتیجه مسابقات را داشته اند و این یعنی لیگ و همه هیجانش نه بر اساس شایستگی تیم ها که در بسیاری از مواقع در مسیر کسب سودی بیشتر از سوی واسطهها رقم میخورده است. جریان فاسدی که تنها در مرحله اول واسطهها و عوامل رسانهایاش بازداشت شدهاند و هنوز پرونده مفتوح است تا در مرحله بعدی آنها که باعث میشدند به سادگی بودجه بیتالمال در اختیار واسطهها قرار بگیرند، بازداشت شوند.
چاشنی بمب هدایتی دارد عمل می کند
همانطور که مستحضرید مجتبی جباری با اعتراضش نسبت به تعویض در بازی با الاتحاد خشم ژنرال را برانگیخت تا قلعه نوعی او را از حضور در تمرینات منع کرده و در اختیار مدیریت باشگاه قرار دهد و بنا به تصمیم مدیریت، جباری تا اطلاع ثانوی از حضور در استقلال محروم گردیده است.
اما این پایان کار نبوده چرا که هافبک آبی پوشان چندان هم بدش نمی آمد که از جمع آبی ها جدا شود و البته چه جایی بهتر از اردوگاه رقیب.
جباری که در ابتدای فصل با ناز و کرشمه فراوان و سلام و صلوات قراردادش را با استقلال تمدید کرد و شرط خارج رفتن را در هر شرایطی به فتح الله زاده تحمیل کرد، اکنون و با محرومیتی که از جانب باشگاه نصیبش شده نه تنها به فسخ قرارداد فکر می کند بلکه فیلش یاد دو سال قبل کرده است.
زمان مدیریت انصاریفر کوچک که تا باشگاه پرسپولیس هم رفت و البته با رای کمیته انضباطی هم او جریمه شد هم پرسپولیس اما اینبار هم جباری تجربه اش در این مورد بیشتر شده و هم انصاریفر بزرگتر از حادثه زمان برادرش مطلع پس از مذاکرات پشت پرده ، جباری به توافق نهایی با پرسپولیس و شخص حسین هدایتی رسیده و وی با امضاء یک قرارداد داخلی، چکی به مبلغ نامعلوم دریافت کرده تا ضمانتی برای حضور قطعی او در پرسپولیس باشد.
گرچه قرارداد داخلی در فوتبال ایران از اعتبار قانونی برخوردار نیست اما با توجه به سریالی شدن اختلافات پردامنه جباری با باشگاه استقلال و هوادارانش و صحبت هایی که وی با یکی از دوستان مطبوعاتی اش که البته نقش مشاور را برای او ایفا می کند،انجام داده اینبار مثل تا 3 نشه بازی نشه توسط جباری اجرا خواهد شد و بالاخره او را در فصل آینده با پیراهن قرمز خواهیم دید.
او تا بحال 2بار با پرسپولیسی ها به توافق رسیده که البته در هر دو مرحله به سرانجامی نرسیده اما از قرار معلوم اینبار در پیوستن به پرسپولیس مصمم تر شده است.
به این شرایط اضافه کنید: درگیری با واعظ بر سر دیرکرد پرداخت حقوق و عدم حضور بر سر تمرینات و دیگری اعتراض به تعویض و از همه مهمتر آزاد بودن جباری در انتهای فصل.
آری جباری با پایان لیگ، هیچ قراردادی با آبی ها ندارد.
وقتی به صادقی هم فکر می کنیم که بعد از بازی این فصل استقلال و مس عنوان کرد درپایان فصل جواب بی حرمتی تماشاگران آبی راخواهد داد و در پایان بازی مس با پرسپولیس، با پیراهن قرمز مقابل دوربین های شبکه های تلویزیونی به مصاحبه پرداخت و همچنین با به یاداوری ماجرای پیوستن نیکبخت به پرسپولیس،بیشتر به این نتیجه می رسیم که:آیا پرسپولیس جزیره امن یاغی های آبی است؟
-------------
منبع ([Only registered and activated users can see links])
***********************************
نکونام کهکشانی شد
[Only registered and activated users can see links]
"ویسنته بولدا"رییس باشگاه رئال مادرید از به خدمت گیری جواد نکونام بازیکن ایرانی تیم فوتبال اوساسونا خبر داد.
بنا به گزارش های رسیده از اسپانیا "ایزکو" رییس باشگاه اوساسونا و "بولدا" رییس باشگاه رئال مادرید در آخرین ساعات روز یازدهم فروردین 1388 (31مارس) در مذاکراتی سه ساعته که در محل دفتر اصلی باشگاه اوساسونا انجام گرفت بر سر انتقال جواد نکونام به رئال مادرید به توافق رسیدند.
بر اساس توافقات انجام شده بین طرفین رقم دریافتی باشگاه اوساسونا از رئال مادرید هفت میلیون دلار خواهد بود ضمن آنکه نکونام نیز 6میلیون دلار برای دو سال از کهکشانی ها دریافت خواهد کرد که در این صورت باید گفت جواد نکونام با سیزده میلیون دلار گران ترین فوتبالیست تاریخ ایران و همچنین باشگاه اوساسونا لقب خواهد گرفت.
جالب آنکه نکونام اولین بازیکنی است که از تیم اوساسونا به تیم رئال مادرید ملحق می شود.
شایان ذکر است طبق اعلام خوسه لوئیز لوپز سررانو نایب رئیس باشگاه مادریدی ، باشگاه رئال مادرید متعهد شده تا در کنار پرداخت مبلغ مورد نظر باشگاه اوساسونا همچنین دو بازیکن تیم خود-که هنوز نامشان مشخص نیست و احنمالا از تیم دوم رئال مادرید خواهند بود - را با جواد نکونام معاوضه کنند.
----------------------
منبع ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links]
عنایت، نگذاشت مساله فساد در داوری پیگیری شود
دكتر سيار يكي از كارشناسان با سابقه داوري كشورمان است. سيار هنوز هم اتفاقات دو سال گذشته و بحثهاي مربوط به داوران فاسد را فراموش نكرده تا بلافاصله بعد از شنيدن اين سوال فيلش ياد هندوستان كند
«متاسفانه فعلا همين است و حتي در صورت فاش شدن مسائل فساد هم كسي كاري انجام نميدهد. چند سال پيش خيلي محترمانه اعلام كردند در بين داوران خوب و شريف فوتبال چند داور فاسد هم هستند و حتي مدارك هم داشتند اما متاسفانه عنايت، رئيس كميته داوران كه در زمان داوري من حتي به دنيا نيامده بود، نسبت به من موضوع منفي گرفت و به سرعت به كميته داوران 17 استان كشور نامهنگاري و تلفني اعلام كرد تا از من شكايتكنند، در واقع صورت مسئله را پاك كرد و نگذاشت انتهاي ماجرا مشخص شود؛ بقيه مسائل هم تقريبا چنين سرنوشتي دارند.»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
چقدر بايد منتظر لو رفتن يك تباني ديگر بمانيم؟
لرزه بر اندام ديكتاتوري مالهكشها
1- فوتبال ما، فوتبال معصومي نيست، نبايد هم باشد. اگر بپذيريم اين رشته ورزشي پديده اي برآمده از بطن جامعه است، گريزي از اشتباهات و گناهان متداول اجتماعي در اين عرصه نخواهد بود. آنكه از باب مبالغه زبان به دروغ گشود و شعار «ما بهترين هستيم» را براي فوتبال ايران سرود، خيانت كرده است.
ما بهترين نيستيم. ما مردم هستيم، مردمي عادي كه هم خوب دارند و هم بد، هم دستشان به حسنه ميرود و هم گاهي مرتكب سئه ميشوند.
ما و فوتبال ما، به شدت معمولي است. اين قصه، مملو از آدم خوبهايي كه جان ميدهند براي پهلواني و قهرماني نيست. چه اينكه از اشرار و بدسگالها هم انباشته نشده است. ما، فوقالعاده عادي هستيم. باور كنيد!
2- اين روزها لرزه بر اندام ديكتاتوري مالهكشها افتاده است. آنها كه خواسته يا ناخواسته از فوتبال ايران قديس ساخته بودند و بيمحابا آن را از هرگونه سياهي و اشكالي مبرا ميدانستند، امروز پاسخي براي برملا شدن ماجراي تباني استقلال تهران و استقلال اهواز در ليگ دوم حرفهاي ندارند. عجيب است كه ميليونها هوادار فوتبال در ايران بايد سالها به انتظار روشن شدن حقايقي كه ميگويند دانستنش حق آنهاست، بنشينند و دعا كنند كه بين آدم بزرگهاي فوتبال ما دعوا شود؛ بلكه از باب خراب كردن هم، دست به افشاگري بزنند!
3- مدتهاست كه حرف و حديثهاي مربوط به هرگونه تخلف در فوتبال ايران به سرعت با واكنش تكذيبي و تقبيحي آقايان روبهرو ميشود. براي روشن شدن آنچه در حوزه پيوستن رامين محرمنژاد به استقلال پس از آن اشتباه وحشتناكش در اواخر ليگ چهارم رخ داد، صرفا بايد منتظر كنايههاي حجازي به قلعهنويي بمانيم، وگرنه از دوستان مسوول، كسي در اين زمينه پاسخگو نيست. اشتباه پشت اشتباه رخ ميدهد، اما همه اين پلشتيها در پروسه مالهكشي دوستان پنهان ميماند و وانمود ميشود كه ما خيلي پاكيم!
4- اين چيزها اما، واقعيت فوتبال ماست. حاضريم شاهرگمان را به آن دلاوري بسپاريم كه پا پيش بگذارد، هفت قدم رو به قبله بردارد، دستش را روي قلبش فشار دهد و سوگند بخورد كه فوتبال ما پاك پاك است.
چنين يل پرده دري هيچگاه يافت نخواهد شد. فوتبال ما به اندازه خودش، كمي كمتر يا بيشتر از حد استاندارد، آلايش دارد. مشكل اصلي و مصيبت بزرگ، اما آن جايي آغاز ميشود كه چشممان را به روي كجرويها ميبنديم و دهان معترض افشاگر را گل ميگيريم. اگر پرويز سيار از رشوه گرفتن داوران پرده بر ميدارد، نوع واكنش ما چه بايد باشد؟ متأسفيم از اينكه تحقيق، تفحص و تدبير، جاي خودش را به عكسالعمل خشم آلود و غضبناك ميدهد و آن كه ادعايي هم دارد را به كنج عزلت تبعيد ميكند.
5- رسانه بايد رو راست باشد. بايد نمونه بياوريم و از صحنههاي مشكوك بگوييم و مثال آوريم مثل همان بازي استقلال اهواز در همين فصل اخير. مصاحبه چندي پيش علي شفيعزاده كه از كمك مالي قريبالوقوع به استقلال خبر داده بود، چنين گمانه زني فراگيري را تقويت ميكند. اين اما اولين باري نيست كه چنين فضايي به فوتبال كشورمان غالب ميشود.
در همين مسابقات هفته هفتم، شايعه كمك 100 ميليوني حسين هدايتي به پيام در آستانه حضور پرسپوليس در مشهد خبر ساز شد و البته هفته دوم ليگ را هم به ياد ميآوريم كه حركت عجيب و غريب عمرانزاده مقابل پرسپوليس، منجر به اخراج اين بازيكن و 10 نفره شدن پاس شد. هفته گذشته نيز نادر غبيشاوي چهار گل از پيكان خورد كه به ويژه دو گل نخست، بحث برانگيز مينمود، با اين حال عموماً چنين مباحثي از لابهلاي گپزني عامه به تريبون رسانهها راه نيافته است.
6- قصه ما، حكايت آن مرد عوام كم سوادي است كه نام فرزند تازه به دنيا آمدهاش را «رستم» گذاشت و از او ترسيد! ما نيز، جرايم معمول دنياي فوتبال از جمله دوپينگ و تباني را همچون تابو مطرح كردهايم و از پرداختن به آنها واهمه داريم. ما، به هيچكدام از مواردي كه اشاره شد، ظنين نيستيم، اما واقعيت جامعه هواداري در فوتبال چيز ديگري است. براي مردم «سوال» به وجود آمده و مرجعي در اين فوتبال با هزار بلندگو بايد به ابهامات ذهن آنها پاسخ بدهد.
7- تصريح مي كنيم كه فوتبال ما معصوم نيست. يقيناً در اين حوزه هم معاصي فراواني رخ ميدهد، اما آنچه اهميت دارد، رديابي اين آلودگيهاي احتمالي و پاك كردن آنها از صحنه فوتبال است. كميته انضباطي يا هر نهاد ديگري كه در عرصه فوتبال مكلف به حفظ سلامت كاري است، بايد جوي صحيح ايجاد كند تا نابسامانيهاي پشت پرده مهار شوند. در غير اين صورت و تا زماني كه برخوردهاي حذفي در اين قضايا نقش اول را ايفا ميكند، بايد منتظر رشد كجرويها به صورت سرطاني و دور از انتظار باشيم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
رمضاني هم پرده از پيشنهاد رشوه ملوان به استقلال اهواز برداشت
شير تو شير تباني در ليگبرتر
سرپرست اسبق استقلال اهواز در فصل دوم ليگبرتر روز گذشته در مورد تباني مطرح شده در مورد بازي اين تيم برابر استقلال اهواز حرف زد. او كه به ظاهر قصد داشت در مورد آن ماجرا و تكذيب آن حرف بزند پس از گرم شدن و غرق شدن در مصاحبه كمكم پرده ديگري از تباني در آن فصل را هم كنار زد و كار جواد زرينچه را ادامه داد. او كه به شدت از ماجراهاي رخداده ناراحت بود به يكباره گفت: «اگر امير قلعهنويي و مجموعه استقلال اهواز كه خود من هم جزي از آن بودم قصد تباني داشتيم، پيشنهاد اغواكننده ملوان در آخرين بازي ليگ چند سال پيش را ميپذيرفتيم.» او كه با اين اشاره كوچك خود مديرعامل وقت باشگاه ملوان، ناخدا رشيد سازمند را زير سوال برده و تمام اركان اين مجموعه را بهنوعي متهم كرده بود براي اينكه صحبتهايش را به پايان برساند حرف جالب ديگري هم زد: «ما در آن بازي كه براي ملوان حكم مرگ و زندگي را داشت مرد و مردانه برابرشان بازي كرديم و با كسب يك امتياز از ميدان مسابقه خارج شديم.» او همچنين اضافه ميكند كه: «ضمن اينكه اگر قلعهنويي اهل تباني بود پس چرا سال بعد از آنكه سرمربي استقلال تهران(!) شد در اهواز دو بر صفر مغلوب همنام اهوازي خود شد؟» كه البته اگر آن تباني صحت داشته باشد دقيقا همين اتفاقات بايد رخ ميداده است كه امير قلعهنويي در فصل سوم سرمربي استقلال شود و در همان فصل هم به تيم سابقش راه دهد. به هر حال تا بيش از اين، ماجراي تباني و تبانيكاران پيش نرفته است و حرف در همينجا مانده بهتر است مسوولان ذيربط وارد عمل شده و يا با موشكافي تمام اين تبانيها را رو كنند و ريشهاش را بخشكانند و يا اينكه در همين نقطه جلوي افراد مرتبط با تيمها را بگيرند تا بيشتر از اين اسباب شرمندگي اهالي فوتبال برابر طرفدارانشان فراهم نشود. چه بسا حالا ملوانيها و سازمند هم در صورت صحت داشتن حرف عبدالحميد رمضاني اقدام به افشاگريهاي تازهاي بكنند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
دستگيري برخي خبرنگاران ورزشي به اتهام تباني با قطبي
خبرگزاري فارس: اين خبرنگاران كه با فشار رسانهاي قصد داشتند افشين قطبي مربي سابق پرسپوليس را به عنوان سرمربي تيم ملي معرفي كنند پس از هفتهها تلاش نيروهاي مسئول به دام افتاده و دستگير شدند.
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، جهان نوشت، اين خبرنگاران كه با دلالي بازيكن اقدام به ايجاد مافيايي براي رد و بدل كردن بازيكن و نيز فشار بر تيمها، بازيكنان و مربيان غير همسو با خود ميكردند پس از ماهها تلاش نيروهاي مسئول به دام افتاده و دستگير شدند.
اما دليل مراجع قضايي براي برخورد با باند دستگيرشدگان، تنها دلالي نبود. دستگاه اطلاعاتي كه گفته ميشود به درخواست تعدادي از مديران تيمهاي فوتبال به موضوع كسب درآمد نامشروع اين باند مشكوك شده بودند، ورود يافتند
با تحقيقات ويژه خود حالا موارد اتهامي چون شرط بندي، قراردادهاي صوري و تغيير نتايج مسابقات فوتبال را در پرونده متهمان قرار دادهاند كه هركدامشان جرم محسوب ميشوند و چون اين درآمد حاصل از كسب نامشروع بيتالمال بوده، اين عمل مجرمانه تشديد مي شود.
اعتراف بازداشت شدگان هم اين حقيقت را تائيد ميكند كه آنها توان اعمال فشار به تيمها و تعيين نتيجه مسابقات را داشتهاند و اين يعني ليگ و همه هيجانش نه بر اساس شايستگي تيمها كه در بسياري از مواقع در مسير كسب سودي بيشتر از سوي واسطهها رقم ميخورده است.
جريان فاسدي كه تنها در مرحله اول واسطهها و عوامل رسانهاياش بازداشت شدهاند و هنوز پرونده مفتوح است تا در مرحله بعدي آنها كه باعث ميشدند به سادگي بودجه بيتالمال در اختيار واسطهها قرار بگيرند، بازداشت شوند.
بر همين اساس يكي از مسائل مبهم و حائز اهميت اين دستگيري اطلاع از نام و اسامي افرادي بود كه اين خبرنگاران ورزشي نويس را هدايت مي كردند.
بنا بر اظهارات يك منبع آگاه؛ پس از دستگيري اين خبرنگاران مشخص شد اعضاي اين باند قصد داشتند افشين قطبي مربي سابق پرسپوليس را به عنوان سرمربي تيم ملي معرفي كنند! و در قبال آن يك سوم قرارداد وي را به خود اختصاص دهند!
در ضمن چند تن از آنان با هدايت دو تن از سرمربيان فوتبال كشور كه سابقه حضور در ليگهاي برتر و تيمهاي سطح اول كشور را دارند فعاليتهاي خود را انجام ميدادند
منبع ([Only registered and activated users can see links])
هيچ خبرنگاري در ارتباط با تباني با قطبي دستگير نشده است
خبرگزاري فارس: معاون دادستان تهران گفت: خبر دستگيري برخي خبرنگاران ورزشي به اتهام تباني با قطبي واقعيت ندارد و هيچ خبرنگاري در اين زمينه دستگير نشده است.
[Only registered and activated users can see links]
محمود سالاركيا در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: خبر دستگيري خبرنگاران ورزشي تكذيب ميشود و دادستاني تهران چنين موردي را تأييد نميكند.
معاون دادستان تهران افزود: در سال 88، هيچ خبرنگار ورزشي دستگير نشده است و پرونده دلالان ورزشي نيز با همان متهمان قبلي دنبال ميشود و فرد جديدي دستگير نشده است.
به گزارش فارس، قاضي حداد، معاون امنيتي دادستان تهران نيز خبر دستگيري برخي خبرنگاران ورزشي به اتهام تباني با قطبي را تأييد نكرد و از اين موضوع ابراز بياطلاعي كرد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links]
مربیان دلال را معرفی می کنم
پروسه برخورد قضايي با دلال و دلاليسم از دو ماه پيش كليد خورد؛ وقتي تعدادي از چهرههاي شناخته شده نشريات ورزشي در فاصله چند روز مانده به سال جديد دستگير شدند.
خداداد عزيزي البته با حمايت از اين جريان خواستار شدت عمل بيشتر از سوي مراجع قضايي بامربياني شده كه مبادرت به دلالي بازيكن ميكنند او با همان صراحت لهجه هميشگياش ميگويد:«يكسري افراد در آخرين روزهاي سال پيش دستگير شدند اما متاسفانه آزاد شدهاند و به كارشان ادامه ميدهند: درحالي كه برخورد با اين پديده بايد ريشهاي باشد.» خداداد در ادامه به جزئيات زد و بندهاي موجود در فوتبال ايران اشاره ميكند:«در تمام دنيا دلال وجود دارد اما پس از عقد قرارداد و طي يك پروسه قانوني در صدي از پول بازيكن به دلال ميرسد. اما در ايران دلال در قالب مديربرنامه، پس از توافق با باشگاه 150 ميليون ميگيرد، 70 ميليون را به بازيكن ميدهد و 80 ميليون آن را در جيب ميگذارد.»
خداداد بدون پردهپوشي عملكرد تعدادي از مربيان ليگبرتري را به چالش ميكشد و از آمادگي خود براي همكاري با مراجع قضايي جهت شناسايي اين مربيان ميگويد:«شايد بعضي از اين افراد رفيق خداداد عزيزي باشند اما دزد در هرحالتي دزد است و بايد با او برخورد قانوني شود. براي مبارزه با پديده دلاليسم نبايد به مقصر در بين اهالي مطبوعات گشت و به دستگيري چند نفر از آنها كفايت كرد. مسئولان قضايي ميتوانند با تحقيق ساده مربياني كه همين حالا در ليگبرتر دلالي ميكنند را شناسايي و بهطور قانوني با آنها برخورد كنند. من حاضرم در اين مورد پيش قدم شوم و با مراجع قانوني همكاري كنم. به هر حال يك روزي بايد با اين مسائل جديتر برخورد كنيم.»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
چی بگم والا
اگه فقط اینجا دلالی بود میشد بگی مفسد فی الارض همین هاند
اما همه جا از این قشر پیدا میشه متاسفانه!
Liverpudlian
21-04-2009, 17:34
/حاشيه ديدار سپاهان و بنيادكار/
خبرنگار قلابي دستگير شد
خبرگزاري فارس: شخصي كه با جعل كارت خبرنگاري وارد ورزشگاه فولادشهر و جايگاه خبرنگاران شده بود از سوي ماموران دستگير شد.
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرگزاري فارس، در جريان ديدار سپاهان و بنيادكار فردي ID كارت ليگ قهرمانان آسيا را جعل كرده و وارد ورزشگاه و جايگاه خبرنگاران شده بود اما اين خبرنگار قلابي از سوي ماموران دستگير شد.
*عدم هماهنگي بين مسئولان انتظامات و ماموران برگزاري مسابقه مشكلاتي را براي خبرنگاران به وجود آورد به طوري كه آنها براي حضور در سالن خبري با مشكلاتي مواجه شدند.
*بازيكنان بنيادكار پس از اين برد به فرودگاه رفتند تا ساعت 20:30 به سوي تاشكند پرواز كنند. پيش از اين قرار بود اعضاي اين تيم ابتدا به هتل برود اما بعد از پيروزي برنامه تيم تغيير كرد.
خبرگزاري فارس
saeed_cris
13-05-2009, 17:27
رفتارهاي بهروان شان فدراسيون فوتبال را زير سئوال ميبرد
مديرعامل باشگاه ديهيم اهواز گفت: رفتارهايي كه غلامرضا بهروان در ديدار با شموشك انجام داد شان فدراسيون فوتبال را زير سئوال ميبرد.
رضا شيراني در گفت و گو با فارس اظهار داشت: در ديدار روز گذشته بين دو تيم شموشك و ديهيم اهواز غلامرضا بهروان حركاتي انجام داد كه در شان فدراسيون فوتبال نبود. ايشان مگر رئيس هيات فوتبال مازندران نيستند؟ مگر عضو هيات رئيسه فدراسيون فوتبال نيستند؟ به تازگي هم كه رئيس كميته مسابقات شده اند.
وي ادامه داد: بهروان بعد از اينكه تيم ما در دقيقه 2 گل زد از كنار نيمكت تيم ما رد شد و سراغ نيمكت داور چهارم و ناظر بازي رفت و پس از آن داور چهارم سرمربي تيم ما را در دقيقه 6 اخراج كرد.
مديرعامل ديهيم اهواز تصريح كرد: اين رفتارها در شان فدراسيون نيست. من اگر اعتراضي هم داشته باشم بايد به خود ايشان اعتراض كنم كه اين درست نيست. تصور مي كنم با اين صحبت ها بهروان با تيم ما بيشتر لج كند. با اين حال بايد اين حرف ها را مي زدم. نتيجه اين ديدار در سرنوشت سقوط تيم ها موثر است.
شيراني تاكيد كرد: آيا بن همام در زماني كه قطر بازي دارد با داوران و ناظران صحبت مي كند يا ميشل پلاتيني قبل از مسابقه فرانسه و آلمان با داوران گپ مي زند؟ در گذشته كه نبي رئيس كميته مسابقات بود هرگز از هيچ تيمي جانبداري نمي كرد.
اين بازي با نتيجه 2 بر يك به سود شموشك تمام شد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ای کاش آقای رئیس جمهور هم به درآمد اهالی رسانه توجه کند
بعضی وقتها که ماجرای بازداشت دلالان خبرنگارنما پیش کشیده میشود همان خبرنگارانی که پول خرید یک ناهار ساده را ندارند به این نکته فکر میکنند که همان دلالان روزگاری میخواستند خبرنگاران خوش نامی شوند.اما جبر روزگار آنها را به این راه کشاند. به راستی شرافت کاری در رسانهها چقدر به نفع اهالی آن است؟
سخنان روز چهارشنبه محمد دادگان رئیس سابق فدراسیون فوتبال ایران که خطاب به محمود احمدی نژاد رئیس قوه اجرایی کشور روی خروجی خبرگزاری ایسنا آمد حاوی نکات جالب توجهی بود. البته بسیاری از رسانهها از جمله روزنامه دنیای فوتبال ،این سخنان را در قالب یک یادداشت کار کردند. درکنار گفتوگوی مفصل دادگان با ایسنا که آن هم حاوی مسایل مهمی بود محمد دادگان رییس جمهور را در موردی مهم مورد خطاب قرار داد.
دادگان روی عدد 400 میلیون تومان مانور خوبی داده بود. این عدد میانگین دریافتی مدیران، مربیان و بازیکنانی است که در مافیاي فوتبال قرار دارند. همان مافیایی که فوتبال ایران را جوانمرگ کرده و باعث شده تا بسیاری استعدادها حتی پشت درب ورود به فوتبال نیمه آماتور ایران بمانند. مافیایی که فوتبال ایران را فلج کرده و با نتایج نمایندگانمان در لیگ قهرمانان آسیا و موقعیت متزلزل تیم ملی شاهد سقوط این فوتبال هستیم.
فوتبالی که به زعم دادگان در آن سالیانه 250میلیارد تومان(که عددی خوش بینانه است) و به زعم واقع بینان 300میلیارد تومان پول درآن ردو بدل میشود چه خروجی دارد؟
دادگان رئیس جمهور را در مورد 400میلیونها مورد خطاب قرار داده اما ایکاش به باقی اهالی فوتبال هم اشاره میکرد.خط فقر اواخر سال گذشته 800هزار تومان اعلام شد اما درآمد یک خبرنگار فوتبال نویس در ماه چقدر است؟اصلا درآمد یک کارمند رسمی فدراسیون فوتبال در ماه چقدر است؟آیا آقای رئیس جمهور میداند که یک خبرنگار ورزشی حتی اگر در دو رسانه هم کار کند بیشتر از 700هزار تومان درماه نمی تواند درآمد داشته باشد؟
آن هم با هزار تاخیر و عذر و بهانه و شاید دریافتی دو ماه یک بار.آنهايي كه در روزنامه هاي خصوصي كشور كار ميكنند ،به خوبي اين شرايط سخت را با تمام وجودشان حس كرده اند.حسي به آنها دست مي دهد كه آرزو مي كنند حتي دشمنانشان به اين وضعيت دچار نشوند.خبرنگار متاهلی را تصور کنید که میخواهد با این حقوق خانوادهای را بچرخاند و سر ماه كلي قسط بدهد...
جناب دادگان به حقوق کارگران کوره های آهن در کارخانهها اشاره کرده است.حتی به دستمزد جراحان دست طلایی هم اشاره کرده که به پای فلان مربی و بازیکن و مدیر نمیرسد اما ایکاش به دستمزد اهالی باشرف رسانه هم اشاره میکرد که در تحریریهها به خاطر فشار مالی نمی توانند یک ناهار ساده بخورند ولی شاهد زدوبند مدیران و مربیان و بازیکنان با همکارانشان هستند که به نوعی در آن مافیا قرار دارند.کسانی که به عنوان مدیران رسانهای بازیکنان، مربیان و مدیران، ماهیانه آقایان را در صفحات روزنامهها و برنامههای رادیویی تلویزیونی شان حفظ میکنند تا نکند از بورس بیفتند و از قیمتشان کم شود. سر ماه هم آنچه که می بایست برسد ، میرسد. بايد گفت نوش جانشان. نه؟
منبع ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links]
چنگ بر اموال بیت المال /مدرک ندارید ، بیخیال شوید!
بر سر پول بیتالمال دعوا میکنند، بده بستانهای خودشان را انجام میدهند و رایزنی میکنند تا به هدف خود برسند. هیچ زمانی بدون تیم نمیمانند و هر سال در جایی مشغول می شوند. روابط ناسالم خود را هر سال گسترش می دهند و به مبالغ هنگفتی که از منابع بیت المال تامین می شود دست پیدا میکنند.
جامعه فوتبال فریاد می زند و از ناعدالتيها میگوید .
سکوها اگر تا امروز نام قهرمانان قلابی را فریاد میزد اکنون فریاد سر میدهد که تکلیف فساد در فوتبال را روشن کنید. فوتبال به حاشیه رفته و حاشیه اش به متن ، دیگر این روزها کسی از پاس سالم یا گل سالم صحبت نمیکند اگر تا به حال هواداران در طول هفته دغدغهشان گل صحيح یا نادرست حریف بود این روزها نگرانیشان اینست که مربی محبوبشان سالم است یا خدای ناکرده در گروه مربیان ناسالم!
کمیته انضباطی اصل فوتبال ما شده است، انگار عادت کرده ایم قاضی شریفی را هر روزه ببینیم ،دیگر اگر او را نبينيم دلمان برایش تنگ می شود .
در جامعه ای که ادعای اخلاق و فضیلت داریم هر روزه اخبار جدیدی از نافضیلتها به گوشمان میرسد .
از فوتبال به همه جا رسیدهاند ،پول و ثروت و شهرت ،باز هم جنجال به راه میاندازند.
اهالی ای که تا به امروز منتظر رفتار قاضی با متهمان فوتبال بودند امروز حرف از حرمت شکنی میزنند .
مجید جلالي از راههای نادرست لیگ خودمان میگوید و از بلااستفاده بودن همان راهها در جام باشگاههای آسیا توضیح می دهد.
مجری برنامه پربیننده سیما ، از نبود مدرک و از اینکه در فوتبال ایتالیا صدای ضبط شده متهمان را داشتند و ما هیچ مدرکی نداریم ميگويد و قاضی شریفی گوش میدهد و تایید میکند ، همان موقع لبخند بر لبان غول مافیا مینشیند و جمله ای از سر خوشحالی، این دفعه هم به جایی نخواهند رسید .
هیچکس کمک نمیكند، بازیکن موبایلش را خاموش و به مسافرتهای دوردست میرود تا آبها از آسیاب بیفتد و برگردد.پیش خود لابد میگوید:«به من چه ربطی دارد؟خودشان می دانند ،من چرا خودم را قاطی جایی کنم که نمیدانم به کجا ختم می شود.
مربی به کمیته انضباطی می رود تمام مربیان متهم که نامشان بر سر زبانهاست را تایید می کند و میگوید همهشان از راههای نادرست مربیگری میکنند ولی امضا نمیکنم.
ویلاها خریداری می شوند و صاحبان بازیکن هر روز پولدارتر، شمال شهر پرشده از اهالی ناپاک فوتبال.
چه زمانی در فوتبال آلمان وایتالیا و انگلیس این همه نام کمیته انضباطی را شنیدیم .در این فصل فوتبال ما بیشترین نامی که از دهان اهالی فوتبال خارج شد نام دکتر شریفی بود . به هرحال باید با روشی مربیان متهم بایکوت شوند و اگر دفعی نمیتوان آنها را از فوتبال دور کرد به صورت تدریجی میتوان کارهایی انجام داد .
اگر هیچ مدیری با آنها قرارداد نبندد و تیمی را برای ادامه اهداف نادرست خود پیدا نکنند بدون هیچ هیاهویی می توان با فساد در فوتبال خداحافظی کرد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links]
صفايي: ميخواهند آراي طرفداران را بخرند
بهنظر نميرسد حالا حالاها اتفاق جديدي در اين حوزه بيفتد، چراكه واگذاري بههمين راحتيها نيست و بايد ساز و كارش مشخص شود. صفايي درباره عملكرد سازمان در اين چند مدت اعتقاد دارد:«اين دستوپا زدني است كه يك مجموعه براي فريب افكار عمومي انجام ميدهد. اين عوامفريبي است.» بايد منتظر ماند و شاهد بود كه سازمان در اين خصوص چه عملكردي خواهد داشت، آيا پرداختن به اين طرح تنها براي خارج شدن از فضاي انتقاد بود تا دولت نهم به سلامت از انتخابات گذر كند؟
علی عالی
دهمين دوره انتخابات رياستجمهــوري، جنگ جالبي ميان كانديداهاي رياستجمهوري بهراه انداخته است. ميرحسين موسوي، محمود احمدينژاد، محسن رضايي و مهدي كروبي به هر دري ميزنند تا توجه رايدهندگان را جلب كنند. ورزش حوزهاي است كه همه كانديداها ميدانند از چه تاثيري برخوردار است و كوچكترين اظهارنظرها ميتواند تبعات مثبت و منفي بسياري داشته باشد. رايدهندههاي ايران كمتر وابسته به گروه، جناح و حزبي هستند و براي همين دغدغههايشان ميتواند هر چيزي باشد كه البته فوتبال در اين ميان نقش اساسي دارد. به زعم بعضيهامحمود احمدينژاد «پليتيك» ورزشياش را در فاصله كمتر از يكماه تا انتخابات زد و اعلام كرد كه تيمهاي پرسپوليس و استقلال بايد واگذار شوند. شعار بزرگي كه فرياد اعتراض بسياري را برانگيخته و آنرا طرحي «تبليغاتي» نام نهاندهاند.
تشكيل كارگروه ويژه
بهمحض انتشار نامه محمود احمدينژاد، محمد عليآبادي واكنش نشان داد و از ايجاد كارگروهي تخصصي خبر داد كه وظيفه انجام اين كار را دارند. محمد آخوندي، سخنگوي سازمان تربيتبدني درباره آن ميگويد:«كميتهاي را مهندس عليآبادي تشكيل دادند تا اعضاي آن بتوانند در راستاي اجراي دستور رئيسجمهور عمل كنند. البته سازمان تربيتبدني دوران مهرعليزاده و فدراسيون فوتبال كارهاي كلي را انجام دادهاند و مجلس هم در جريان است و تنها كارهاي جزئي مانده كه سريعا انجام خواهيم داد.» آنگونه كه مشخص است ميتوان اين ترفند را نوعي فرار به جلوي سازمان از انتقادات دانست، بههرحال تا چند روز پيش، عليآبادي و همكاران در كانون انتقادات دوستان و منتقدان قرار داشتند اما امروز تلفنهمراه آخوندي و يا ديگر مديران سازمان در خصوص واگذاري بهصدا درميآيد و كسي يادش نيست كه عملكرد دوره اول عليآبادي به چهشكلي است؟
به آدمهاي خاص نميرسد
پرسشها درباره واگذاري پرسپوليس و استقلال فراوان است، محسن صفاييفراهاني درباره عملكرد سازمان در اين خصوص اعتقاد دارد:«بايد شعارها همراه با شعور باشد اما ورزش ايران خالي از اين مقوله بود. در ساختار كلي دولتنهم چيزي بهنام برنامهريزي وجود نداشت.» اما كيومرث هاشمي، معاون سازمان تربيتبدني درباره طرح واگذاري پاسخ جالبي ميدهد:«دستور رئيسجمهور نشاندهنده توجه ويژه ايشان به خواستههاي عمومي مردم است و اين نوع نگاه به ورزش كشور براي نخستينبار در طول انقلاب اسلامي صورت ميگيرد.» او درباره دقت سازمان در خصوص نحوه واگذاري، چند نكته مهم را اعلام ميكند:«نخست اينكه سهام بايد طبق دستور رئيسجمهور به عموم مردم، نه عدهاي خاص واگذار شود چراكه تنها از اين طريق ميتوان جلوي رانتخواري را گرفت، سپس اعمال مديريت قوي و مناسب در عرضه سهام و حراست از نام و اعتبار دو باشگاه و سرمايه مردم از نكات مهم اين دستور است كه بايد دقت لازم را بهخرج داد.» محمد آخوندي درباره اين افراد خاص توضيحات تكميلي ميدهد:«چون حساسيت وجود دارد، اين كميته خاص بايد بررسي كند تا آن افراد خاص كه قدرت مالي دارند، بخش اعظمي از سهام را نخرند و افراد بيشتري سهيم شوند.»
سهام سرخابي، سهام عدالت نيست
در خصوص واگذاري پرسپوليس و استقلال، حرف و حديثهاي فراواني وجود دارد اما هيچكس حاضر نيست درباره آن پاسخ دهد. گفته ميشد كه قرار است سهام باشگاهها بهصورت «سهامعدالت» واگذار شود اما اين ماجرا توسط كيومرث هاشمي و محمد آخوندي تكذيب شد. هاشمي در گفتوگوي كوتاه با دنيايفوتبال چنين فرضيهاي را نادرست دانست و اعلام كرد كه سازمان بهدنبال راهكاري مناسب براي آنست و بايد اين سهام به همه مردم برسد، آخوندي هم در مقابل اين پرسش گفت:«در اين خصوص نميتوان اظهارنظر كرد و قرار است واگذاري همانند سهامي عام باشد كه قانونش در قانون تجارت وجود دارد. هياتمديره آنهم توسط قانون پيشبيني شده است و مجمع عمومي آنهم تشكيل خواهد شد. بهتر است عجله نكنيد تا همه ماجرا اعلان عمومي شود.»
file:///C:/DOCUME%7E1/shahrokh/LOCALS%7E1/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image001.gif در دولـت نهــم هيـــــچ خصوصيسازياي اتفاق نيفتاد
محسن صفايي فراهاني بهعنوان يكي از منتقدين شعار واگذاري پرسپوليس و استقلال چنين نظريهاي را از اساس نادرست ميداند:«چنين كارهايي دقيقا مصداق پوپوليستي است و مكانيزم قانوني اين روش تعيين نشده است.» او درباره دستور رئيس جمهور اعتقاد دارد:«اين موضوعات قبل از دولت احمدينژاد هم اعلام شد و قرار بود سهامي عام شود و با اينحال هيچ اتفاقي نيفتاد و فقط حرف زده شد و با اين كار ميخواهند آراي طرفداران پرسپوليس و استقلال را كه زياد هم هستند، بخرند.» صفايي هيچ واهمهاي ندارد كه بگويد:«كلا همه اين حرفها براي جمعكردن آراست و مشكلي از ورزش حل نميكند.» رئيس سابق فدراسيون فوتبال به همه يادآوري ميكند:«در دولت نهم هيچ خصوصيسازياي صورت نگرفت و سهامعدالتي كه از آن دم ميزنند در دست دولت است و بقيه خصوصيسازيشان به ارگانهاي وابسته واگذار شد و چيزي بهنام خصوصيسازي اتفاق نيفتاد» آخرين حرف صفايي هم جالب است:«در دولت نهم برنامهريزي حذف شد و ورزش هم از آن مستثني نيست.»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links]
رونمایی از مدیران متهم به دلالی 3 متهم در تشکیلات فدراسیون
یکی از منابع خبری دیروز خبر عجیبی راجع به مدیران ممنوع الفعالیت فاش کرد و تایید نمود در ادامه فعالیت های سازمان بازرسی کل کشور برای محکوم کردن مدیرانی که به دلالی متهم هستند نام 4 نفر فاش شده است.
جالب است که در این خبر شنیده های خبرنگاران مبنی بر فاش شدن نام علی فتح الله زاده، محمد نبي، و ناصر شفق به چشم می خورد. نام نفر چهارم به این دلیل که هنوز جرمش اثبات نشده فاش نمی شود. این جمله یعنی جهان نیوز از حکم قطعی در مورد 3 مدیر نام برده اطمینان دارد. نکته جالب در این رابطه اینکه هر سه متهم فاش شده در تشکیلات فدراسیون حضور دارند. محمد مهدی نبی دبیرکل فدراسیون و شفق و فتح الله زاده عضو هیات رئیسه هستند.
البته نکته ای هم وجود دارد که صحت این خبر را زیر سوال می برد. آن هم این که در خبر منتشر شده، سازمان بازرسي کل کشور به عنوان مسوول اصلي پرونده معرفي شده و اين ماجرا صحت خبر را زير سوال ميبرد. چون طي مدت اخير نهادهاي ديگر پاکسازي فوتبال را دنبال ميکردند و اصولا سازمان بازرسي کل کشور ورودي به ماجرا نداشته، اما بررسي نامهاي مطرح شده نشان ميدهد که شائبه در نحوه فعاليت آنها سبب شده در اين فهرست جاي بگيرند.
در این خبر حتی اتهام ناصر شفق نوشته شده است. اتهام او مربوط می شود به آمدن خاویرکلمنته به ایران و مذاکرات فدراسیون با این مربی اسپانیایی.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
20-05-2009, 21:13
فريادشيران:
به خاطر فيروز كريمي فوتبال را كنار گذاشتم
مربي تيم فوتبال سايپا گفت: به خاطر فيروز كريمي و رفتار ناپسندش فوتبال را كنار گذاشتم.
نادر فرياد شيران در گفت و گو با فارس در مورد اظهارات داد عزيزي مبني بر وجود زد و بند در فوتبال ايران عنوان كرد: اين حرف ها واقعيت فوتبال ما است. انگشت اتهام به سوي افرادي نشانه رفته كه تقريبا اكثريت با اين نام ها موافقند. ممكن است شدت و ضعف داشته باشد و يا يكي دو نام اشتباهي باشد، اما واقعيت اين است كه فوتبال پاك نداريم.
وي ادامه داد: زماني كه امثال محمد مايلي كهن، بيژن ذوالفقارنسب، خداداد عزيزي و من و ... اين حرف ها را ميزنيم ديگر نبايد به دنبال شاهد باشيم. خداداد عزيزي يك چهره شناخته شده در فوتبال است. حرف او سنديت دارد.
فريادشيران افزود: در مصاحبهاي كه 21 ارديبهشت 86 با يكي از روزنامه داشتم؛ گفتم فوتبال ما ناجوانمردانه است. امروز نيز اين حرف را ميگويم. ويروس ناپاكي و دلالي و دوپينگ به جان فوتبال ما افتاده است و همه بايد كمك كنيم تا آن را درمان كنيم. من ميگويم در اين آشفته بازار فوتبال كه همه چاپلوسي ميكنند و مجيز ميگويند درود بر شرف خداداد عزيزي كه با چنين شجاعتي حقايق را ميگويد. به قول مايلي كهن همه عافيت طلب شدهايم.
مربي تيم فوتبال سايپا با اشاره به زمان خداحافظي اش از فوتبال در دوره بازيگري تاكيد كرد: فوتبال را به خاطر فيروز كريمي كنار گذاشتم.زماني كه محمد طباطبايي مديريت بخش فوتبال باشگاه پاس را بر عهده داشت بنا به دلايلي كه بيشتر احساسي بود مهدي مناجاتي را بركنار كرد. پس از آن به من پيشنهاد شد كه سرمربي پاس شوم اما گفتم به عنوان بازيكن با مناجاتي قرارداد بستهام و حاضر به اين كار نيستم. بهتر است مناجاتي را برگردانيد.
فريادشيران يادآور شد: اين اتفاق نيفتاد و زماني كه به فيروز كريمي پيشنهاد سرمربيگري پاس داده شد؛ او پذيرفت؛ در حالي كه مناجاتي نسبت به او ارشديت داشت. حتي من از نظر بازي با تجربهتر و بهتر از او و كاپيتان او بودم اما فيروز كريمي كه دفاع وسط بود اين پيشنهاد را قبول كرد. در آن زمان امام خميني (ره) رحلت كردند و مسابقات 40 روز تعطيل شد.
اين مربي تصريح كرد: در تعطيلات قرار شد يك ديدار تداركاتي با تيم پورا برگزار كنيم. اين مسابقه را من به عنوان بازيكن و مديرفني تيم هماهنگ كردم و حتي طباطبايي و فيروز كريمي نيز با انجام آن موافقت كردند. آن زمان همايون شاهرخي سرمربي پورا بود.
وي ادامه داد: روز بازي زماني كه من و 35 بازيكن پورا به ورزشگاه پاس رفتيم در ورزشگاه بسته بود و عنوان شد كريمي محل تمرين را عوض كرده است. تيم به زمين پليس در منطقه نازيآباد رفته بود. از اين اتفاق دلخور شدم و به مسئولان باشگاه پيغام دادم تا زماني كه از مسئولان پورا عذرخواهي نشود و با آنها يك بازي تداركاتي برگزار نكنند به تيم بر نميگردم. در آن زمان بازيها قرار بود آغاز شود و ما در هفته اول بايد برابر پرسپوليس بازي مي كرديم و حتي دروازهبان دوم ما هم از تيم اخراج شده بود.
فريادشيران اضافه كرد: تصور مي كردم به خاطر اين ديدار مهم هم كه شده به سراغم بيايند اما چنين كاري انجام نشد. من 22 سال است كه منتظرم از مسئولان دلجويي شود. به همين خاطر هم فوتبال را كنار گذاشتم؛ تا زماني كه با محمد مايلي كهن به تيم ملي رفتم.
مربي اسبق تيم ملي اظهار داشت: دليل اصلي كه فيروز كريمي حاضر نشد با پورا بازي كند و تيم پاس را به زمين ديگري برد اين بود كه ميترسيد همان گونه كه مناجاتي بركنار شد او را نيز كنار بگذارند و باشگاه پاس همايون شاهرخي را جايگزينش كند. زماني كه چنين رفتاري را ديدم از فوتبال خداحافظي كردم و يكسال پيش هم گفتم فوتبال ما ناجوانمردانه و ناپاك است.
وي با اشاره به 7 شاهد پرونده دوپينگ عنوان كرد: متاسفانه نام اين شاهدان اعلام شد و اينگونه بود كه برخي افراد اين شاهدان تطميع و حتي تهديد كردند. دستيار يكي از مربيان به يكي از شاهدان تلفن زد و گفت ما ميخواستيم تو را سرمربي تيم اميد باشگاه بكنيم چرا اين حرف ها را زدي. حتي ايجاد نگراني براي او كرد. به اين ترتيب اين فرد از شهادتش پشيمان شد اما من با او تماس گرفتم و او را واسطه كردم تا با عزيز محمدي صحبتهايش را مطرح كند و حتي حرفهاي جديدي را به رئيس سازمان ليگ بگويد.
دستيار مايلي كهن ادامه داد: بهتر است افرادي كه اين ماجراها را ميدانند حقايق را به كميته انضباطي و فدراسيون فوتبال بگويند. شايد بهتر باشد به سراغ مربيان بيكار برويم، آنهايي كه ترسي از اين ندارند كه شغلشان را از دست بدهند. اين افراد ميتوانند حقايق را بهتر بگويند.
فريادشيران با اشاره به بحث جادوگر در فوتبال ايران يادآور ش: براي اولين مرتبه من بحث جادوگر را در فوتبال مطرح كردم. شخصي به من گفت امير اسكندري كه در كرج سكونت دارد جادوگر فوتبال است. آن موقع او را درويش صدا ميكردند اما من گفتم ما از قدرت ماورايي سايپا هراس نداريم. آن زمان آقاي م.ه ؛ مديرعامل وقت باشگاه سايپا كه بايد چند نقطه جلوي اسم او گذاشت از من شكايت كرد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
21-05-2009, 22:33
مهدكودكي به نام فوتبال / اندر احوالات کودکستان فوتبال ایران از استقلال و پرسپولیس گرفته تا تیم ملی ایران!
[Only registered and activated users can see links]
اندر احوالات کودکستان فوتبال ایران از استقلال و پرسپولیس گرفته تا تیم ملی ایران...
نمي دانیم هنوز هم بچه مهد كودكي داريد يا خير؟! ... اما به طور حتم هر كدام از ما در زندگي خود بعنوان يك پدر يا مادر با مكاني به نام " مهد كودك "آشنا هستيم و مي دانيم كه چگونه جائي است و تا چه حد مي تواند به فرزندان ما كمك كند .
در مهد كودك كساني وجود دارند كه بعنوان مربي مجبورند با بچه هاي پر توقع اين روز گار ما سرو كله بزنند و به هزاران خواسته نابه جاي آنها گوش داده و با آن مقابله كنند و هر وقت كه والدين از اين انسانهاي صبور كه نام مربي بر خود نهاده اند سپاسگذاري مي كنند اكثرا با يك جواب مواجه شده و مي شنوند كه آنها اين كار را مي توانند با تحمل ادامه دهند زيرا مخاطبين خود را بچه هائي كم تجربه ونا آگاه و در كل " كودك" مي بينند.
به نظر مي آيد كه بايد در مورد فوتبال نيز اين گونه بینديشيم و آن را مهد كودكي بزرگ بدانيم كه كودكاني بزرگسال دارد تا با اين تخيل بتوانيم بسياري از وقايع اين مهد كودك را توجيه نمائيم.
نگاهي به برخي از حوادث اين مهد كودك بزرگ مي نمائيم:
1/مهدكودكي به نام استقلال:
وقايع استقلال به واقع مهد كودكي با تابلوئي به نام " روياي آبي " را تجسم مي سازد .جناب مدير عامل استقلال به همراه سرمربي فعلي آنها يعني امير قلعه نوئي با ادبياتي بسيار كودكانه همديگر را مورد خطاب قرار مي دهند و هرد و آن ديگري را متهم مي كنند كه اسير حر فهاي يك " بچه " شده اند اين آقاي " بچه " كسي است كه مي گويند براي فوتبال چند دهه قدمت ما مي تواند تصميم گيري كند ، در حاليكه تنها دو دهه و اندي سن داشته و از بعد تجربه و تحصيلات و آگاهي اندك و از بعد ارتباط و لابي بازي و رانت بازي بسيار در چنته دارد . در مورد اين آقاي " بچه " صحبتي نمي كنيم زيرا معتقديم ايراد از او نيست بلكه ايراد از كساني است كه تصميمات مهمي چون انتخاب سر مربي براي تيم ملي ايران البته پس از بر گزاري جلسه خرد جمعي و انتخاب مشاور براي مدير عامل اين باشگاه و دخالت در امور باشگاه را مرتبط با لابی کردنهای او کرده اند, اما صر ف نظر از اين شايعات در مورد آقاي " بچه " مي خواهيم بپرسيم آيا رفتارها و صحبتها بين واعظ و قلعه نوئي در حد مذاكرات تمديد قرار داد بين يك مدير عامل و يك سر مربي است كه هر دو مدعي بين المللي بودن و مديريت و دانش بالائي هستند ؟ براستي اين گونه لجبازيها را فقط در مهد كودك ها مشاهده نمي كنيم؟
2/ مهد كودكي به نام پرسپوليس :
هفته پيش بود كه مدير عامل و عضو هييت مديره باشگاه پرسپوليس چون دو كودكي كه بر سر آب نباتي با هم جنگ مي كنند به هم پيچيدند و ناسزا گفته و شكر افشاني هائي !! كردندو بعد در يك اقدامي كاملا كودكانه بعد از جلسه با رئيس سازمان تربيت بدني به يك باره منكر همه چيز شده و مراسم آشتي كنان راه انداختند و اين تنها كار بچه گانه مهد كودك گونه در باشگاه سر خها نبود و همگان ديديم كه كريم باقري و نيكبخت واحدي دو تن از بزرگ نامهاي پرسپوليس در يك اقدامي كاملا عجيب از حضور در تمرينات خود دداري كردند و درمورد كاپيتان باقري نكته بارز اين بود كه ايشان به خاطر تصميمات سر مربي تيم دست به اين اقدام زده و خيلي كودكانه بدون هيچ توجه به قرار دادي كه با باشگاه امضا كرده مصدوميت را بهانه اي قرار داده تا هييت مديره را وادار نمايد كه وينگادا را اخراج كند .براستي بر سر در باشگاه سرخها تابلوئي به نام " مهدكودكي"دنياي سرخ " نبايد گذاشته شود؟
3/ مهد كودكي به نام تيم ملي:
حكايت تيم ملي هم در نوع خود يك داستان كودكانه ديگر است. بعد از ليست طولاني قطبي كه همگان مي دانستند بسياري از آنها را حتي قطبي نمي شناسد تمرينات تيم ملي تشكيل شده ماحصل تمرينات قطبي منجر به مسابقه تداركاتي با تيم نا آماده اميد شد كه بعد از یک روز و نیم تشکیل در دوران شناسائي بازيكنان بود. مسابقه اي كه در يك اقدامي كاملا عجيب و بچه گانه قرار شد در خفا انجام شود. بعد از اين تمرينات و مسابقه داستان ترك اردو را مي شنويم و بعد از ستار زارع و قرباني ؛ مازيار زارع هم اردوي تيم ملي را ترك كرده و به نظر مي رسد با صحبتهایی که این بازیکنان با دوستان رسانه ایشان کرده اند حالا مشخص شده است كه آن ليست كذائي فقط يك بازي كودكانه از طرف قطبي بوده و او اصولا به دنيال شناسائي تيم نبوده بلكه تيم را در ذهن خويش چيده است ولي دوست داشته كه بازي كودكانه " مربي مهر بان " را ادامه دهد و حالا كه دست او رو شده بسياري از بازيكنان كه خود را سياهي لشگر تئاتر كودكانه اردوي تيم ملي مي بينند اردو را ترك مي كنندو قطبي با لحن كودكانه و رفتارهاي كودكانه اي كه بي شباهت به بازي " قايم باشك كودكانه " نيست اردوي تيم ملي را بي شباهت به " مهد كودك پسران آريائي " نكرده است و اين به بازي گرفتن ها و كودكانه انديشي ها را امروز همه از تخصص ها اصلي قطبي مي دانيم.
القصه براستي در اين فوتبال اگر قرار بود كودكان نقش آفرين باشند و بعنوان مدير و مربي و بازيكن ايفاي نقش كنند آيا بي تجر به تر از اين مديران و مربيان و بازيكنان فعلي عمل مي كردند ؟بايد بگويم " بعيد مي دانيم ".
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
01-06-2009, 18:54
پس از صعود به ليگ برتر
هدايتي: استيلآذين را براي حضور در آسيا ميبنديم
خبرگزاري فارس:مالك باشگاه استيلآذين گفت: استيلآذين را براي حضور در آسيا خواهيم بست.
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرگزاري فارس، حسين هدايتي پس از صعود به ليگ برتر در جمع خبرنگاران اظهار داشت: به تمام جوانان فوتبال استيلآذين و مردم تهران تبريك ميگويم. اين يك افتخار براي من است كه به ليگ برتر با يك تيم جوان صعود كرديم.
وي افزود: كار سختي در ليگ برتر داريم و مجبوريم تيم را براي موفقيت در آسيا ببنديم. چون ميخواهيم به خواستهها جواب مثبت بدهيم.
وي ادامه داد: 6 بازيكنان زبده ليگ برتر را جذب خواهيم كرد تا بهترين بازيكنان را در فصل آينده داشته باشيم.
وي در خصوص وضعيت نادر دستنشان گفت: تا اين لحظه قطعا دستنشان سرمربي استيلآذين است و فعلا تصميم جديدي نداريم. او زحمت زيادي براي اين تيم كشيده است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
saeed_cris
08-06-2009, 01:11
90دقيقه ضدگزارش بعد از تماشاي بازي ايران و كرهشمالي در دفتر كفاشيان
بعد از بازي- كفاشيان با لبخند سرد به همه اميدواري ميدهد اما خودش ميداند كه كار خيلي سخت شده است. ميگويد «ما كه همهگونه امكاناتي برايشان فراهم كرديم، بچهها هم تلاششان را كردند اما نشد ديگر»
به نوشته دنیای فوتبال؛ رئيس انگار روح در بدن ندارد، رنگ صورتش سفيد شده و مشخص است فشار زيادي را تحمل ميكند و خودش را به هر طريقي جلوي خبرنگاران كنترل ميكند. رياست در فوتبال به همين نتايج بسته است، چهكارش ميتوان كرد؟ شايد او بيش از حد به «شانس» اعتقاد دارد.
دقيــقه صفر- «اســتــرس دارم، صبحانه هم نخوردم. الان براي ناهار هم ميلي ندارم» اين واكنش علي كفاشيان چند دقيقهاي قبل از آغاز بازي با كرهشمالي است.
دو خبرنگار و دو عكاس خودشان را به دفتر رئيس فدراسيون رسانده بودند تا بازي را دور هم ببينند. كارتابل را آورده بودند و همينطور امضا ميزد، وسط كار گفت «ولش كن» و به تلويزيون LCD خيره شد.
ورزشگاه قرمز شده بود و كرهايها به هر طريقي ميخواستند بر روحيه بازيكنان ايران تاثير بگذارند، كفاشيان ميگويد:«ما هم دهتا ليدر فرستاديم تا حسابي شلوغ كنند» خميازهاي بلند ميكشد تا استرسش را نشان دهد، تسبيح را دور دستش ميچرخاند و بهدقت به تلويزيون نگاه ميكند
دقيقه3- مسعود شجاعي توپ را به تير دروازهبان ميكوبد، كفاشيان ميگويد:« به تير دروازه خورد» بعد از چند ثانيه از حاضران ميپرسد:«كي بود اين؟»
دقيقه4- تلفن همراه رئيس زنگ ميخورد، الان وقت تماس است آخه؟ ميگويد:«كيه الان زنگ ميزنه؟» و خودش جواب ميدهد:«حتما فوتبالي نيست» ديگر خبري از آن خندهها و قهقههها نيست، حاجي لبخند كمرنگي روي صورت دارد.
دقيقه8- كرهايها پشت هجدهقدم ايران موقعيت خوبي بهدست آوردهاند، كفاشيان گفت:«هدهايشان خطرناك است» توپ با خوششانسي از كنار دروازه ميگذرد، رئيس انگار عصبي است:«خدا بگم چكارشان كنه؟ همان اول وضعيت ما رو مشخص نكردند، اگه امارات را ميزديم، همهچيز تمامشده بود»
دقيقه11- تلويزيون كرهشمالي تصوير نيمكت تيمملي را نشان ميدهد، كفاشيان اظهارنظر ميكند:«خليلي آماده است انگار، شايد بهجاي نصرتي بياد تو» چند دقيقهاي ميان خبرنگاران و عكاسان با رئيس بحث ميشود، بابا بيخيال، بازي را ببينيد.
دقيقه13- عكاس ميخواهد عكس بگيرد اما رئيس اجازه نميدهد:«تمركز آدم از بين ميره» البته او بحث فني هم ميكند:«كرهشمالي هنوز خودشو نگرفته» بازي در دست ايران است و كرهايها اشتباهات زيادي مرتكب ميشوند اما از گل خبري نيست.
دقيقه 15- مسعود شجاعي از راه دور شوتي ميزند اما رئيس اعتقاد دارد:«كمجون بود»
دقيقه16- پشت ميزش جابهجا ميشود و ميگويد:«كرهشمالي زيركه و فعلا نميخواد گل بزنه. يك فرصت گير بياورند، ميزنند» بهنظر ميرسد كفاشيان اينبار درست تحليل كرده است چون اين موضوع را از زبان قطبي هم شنيده بوديم.
دقيقه20- كرهاي ها پشت محوطه جريمه ايران صاحب موقعيت ميشوند تا بتوانند گل بزنند، رئيس اعتقاد دارد:«اين ضرباتشان خطرناكه»
دقيقه21- لبخند سردي بر لبان كفاشيان نقش بسته و مدام ذكر ميگويد، چشم به تلويزيون دوخته و در تفكراتش غرق شده است. ميگويد:«ساعت 1 سفير زنگ زد و گفت بچهها روحيه خوبي دارند، معلوم هم هست» گلويي تازه ميكند و چند جرعه چاي مينوشد، استرس كاملا در صورتش مشهود است.
دقيقه24- بازي روال معمولي خودش را دارد و حملات پراكنده است اما رئيس اعلام ميكند:«فكر كنم حدود 60 درصد توپ دست ماست. نه؟» هيچكس حواسش به حرفهاي رئيس نبود. كفاشيان ادامه ميدهد:«ايران در خارج از كشور بهتر بازي ميكند، انگار استرسشان كمتر است» حالا همه حرف ميزنند و البته حرفهايش را تاييد ميكنند.
دقيقه28- يكي از خبرنگاران ميگويد:«اگه ايران گل زد ميشه به اموال عمومي خسارت زد و ميز فدراسيون را شكست؟» رئيس بلند ميخندد. مهدويكيا كرنر ميزند و دروازهبان خروج ناموفقي دارد و كريمي با پشتسر به توپ ضربه ميزند، كفاشيان هرچقدر منتظر ميماند تصوير آهسته پخش نميشود:«كارگردان خوشش نميآيد صحنه آهسته نشان بدهد. موقعيت خودشان باشد نشان ميدهند»
دقيقه30- پاس اشتباه شجاعي موقعيتي ويژه براي كرهايها ميسازد، واكنش رئيس جالب است:«نچنچ!»
دقيقه31- كرهايها دست بردار نيستند و اينبار از سمت چپ، موقعيتي بهدست ميآورند، كفاشيان ميگويد:«اين خطرناكه» اما اين موقعيت هم از دست ميرود.
دقيقه33- يكي از خبرنگاران ميگويد:«بازي ايران و امارات را ببريد كرهشمالي. اينطور بهتره» كفاشيان لبخند كمرنگي ميزند و تاييد ميكند:«آره، بهتره، اينجوري استرس بازيكنان كمتره انگار»
دقيقه34- رئيس از پشت ميز بلند ميشود و آستينهايش را بالا ميزند، از اتاق بيرون ميرود.
دقيقه39- «حاجي برگشت» اين را يكي از خبرنگاران ميگويد. وضو گرفته و از مسئول مالي فدراسيون ميپرسد:«امروز نماز جماعت نيست؟ پيشنماز نداريم؟» يكي جوابش را ميدهد:«پيشنماز همراه ليدرها رفته كرهشمالي» واكنش رئيس مثل هميشه هست:«نه بابا؟! كي؟!» در همين لحظه كريمي به مهدويكيا پاس ميدهد و موقعيتي خوب براي ايران بهدست ميآيد كه هاشميان به توپ نميرسد، كفاشيان فرياد ميزند:«آخ»
دقيقه41- براي نماز رفت نمازخانه فدراسيون، فقط موقع رفتن گفت:«نيمه دوم بكشبكش ميشه و نفس هر دو تيم گرفته ميشه»
دقيقه46- نيمه دوم شروع شده و حاجي هنوز نيومده. كرهايها 2تا موقعيت خطرناك ايجاد ميكنند، انگار ميخواهند همان اول، كار را تمام كنند.
دقيقه62- «خلعتبري رو نمياره تو؟» كفاشيان به تساوي اعتراض دارد.
دقيقه66- خليلي بهجاي هاشميان تعويض شد.
دقيقه69- خليلي مصدوم شد، كفاشيان فقط ميگويد «نچ»! معدنچي بهجاي خليلي به ميدان ميآيد و انگار كفاشيان حسابي از تعويض خوشش آمده:«معدنچي باغيرته»
دقيقه72- نظر كارشناسي رئيس:«يهخورده از دور بايد شوت بزنند» چند ثانيه بعد مهرزاد يكي از آن شوتهايش را روانه دروازه حريف ميكند كه با واكنش مناسب دروازهبان روبرو ميشود، كفاشيان باز تكرار ميكند:«معدنچي باغيرته»
دقيقه75- رئيس با خنده ميگويد:«خدا كند ايران گل بزند تا اين عكاسها چيزي گيرشان بيايد» تسبيحش را درميآورد، شاتر دوربين عكاسها، سكوت را ميشكند.
دقيقه77- رئيس اعتقاد دارد كرهايها هم خطرناك شدند اما انتهايش ميگويد:«هرچي ميگذره اميدوارتر ميشم»
دقيقه83- كرهايها همينطور حمله ميكنند و موقعيت درست ميكنند، رئيس با ناراحتي حرف ميزند:«از نيمه اول خيلي بهتر شدهاند»
دقيقه89- از سمت چپ موقعيت خوبي نصيب ايران ميشود، صداي رئيس شنيده ميشود:«خداكنه اينو بزنند تو گل» همه ميگويند «انشاءالله» اما خبري از گل نيست.
دقيقه90- كفاشيان اعتقاد دارد بايد 5دقيقه وقت اضافه بگيرند اما داور چهارم فقط 3دقيقه منظور ميكند.
دقيقه92- حملات خطرناك كرهايها قطع نميشود، رئيس آرزويش را به زبان ميآورد:«انشاءالله گل نشه حالا»
دقيقه93- ... وتمام.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
نگاه گذرا به بازیهای چندشب اخیر نشان میدهد که خبری از گزارشگرهای محبوب فوتبال نیست و گمانهزنیهای متعددی در این میان شکل گرفته است.
به گزارش تابناک گزارش بازی ایران و کرهجنوبی که به صورت زنده و از ساعت 15:30 از شبکه سوم سیما، بعدازظهر چهارشنبه شروع شد، برعهده مزدک میرزایی بود. این در حالی بود که بازی بعدی یعنی بازی عربستان و کرهشمالی که به فاصله کمتر از 5 ساعت روی آنتن رفت، باز با گزارشگری میرزایی همراه شد تا خیلیها باورشان شود که عادل فردوسیپور و جواد خیابانی، فعلا اجازه گزارش فوتبال و پخش صدا و تصویر ندارند.
جالب اینجاست که بازی برزیل- آمریکا هم که پنجشنبه عصر برگزار شد، باز هم مزدک میرزایی را به عنوان گزارشکر به خود دید تا صداوسیما در اقدامی بیسابقه، در دو روز متوالی و برای سه بازی بسیار مهم از یک گزارشگر استفاده کند.
این در حالی است که طبق روال همیشگی انتظار داشتیم سیما مسابقات را به صورت گردشی بین گزارشگران شناخته شدهاش تقسیم کند. اما بازی دیگر گروه B جام کنفدراسیونها هم که ساعت 11 شب پنجشنبه به صورت زنده روی آنتن رفت، توسط سیانکی گزارش شد تا همه چیز برای مسجل شدن شایعات پیرامون عادل فردوسیپور و جواد خیابانی آماده شود.
عادل فردوسیپور که به دلیل چالش با سازمان تربیتبدنی ماههای پرتلاطمی را پشت سرگذاشته و با پایان یافتن لیگ فصل قبل، برنامه حرفهایاش، 90 را موقتا روی آنتن نمیفرستد، چند وقتی است که در سیما در قالب گزارشگر هم دیده نمیشود.
پیش از این بازیهای چهارشنبه و پنجشنبه شب، شایعاتی مبنی بر سفر بودن او وجود داشت اما مثل اینکه علت این غیبت را باید در جای دیگر جستوجو کرد. روزنامه ورزشی دنیای فوتبال روز گذشته نوشت فردوسیپور که در دانشگاه صنعتی شریف و دانشکده صنایع زبان تخصصی تدریس میکند یکی از کسانی است که لیست 130 نفر استادان مستعفی را امضا کرده و همین موضوع باعث شده تا به تصمیم مدیران ارشد سیمای جمهوری اسلامی ایران، ممنوعالتصویر باشد، هرچند مدیران سیما علاقهای ندارند به این ابهام پاسخی بدهند. ولی با توجه به اتفاق مهمی که در دنیای فوتبال ایران افتاد و تیم ملی با رویای جامجهانی 2010 خداحافظی کرد، طبیعی به نظر میرسید که یکی دیگر از ویژهبرنامههای انتقادی و تحلیلی 90 روی آنتن برود که این اتفاق نیفتاد.
از طرف دیگر جواد خیابانی هم در بازیهای مستقیم اخیر- که اصولا به صورت مساوی میان گزارشگران تقسیم میشوند- جایی نداشت خیلیها دلیل این موضوع را انتشار عکس از او در راهپیماییهای هفته گذشته میدانند به نوشته روزنامه دنیای فوتبال این تصویر که از طریق یکی از سایتهای اینترنتی مخابره شده، به نظر مسوولان سیما رسیده و او را هم به سرنوشت مشابه عادل فردوسیپور دچار کرده است.
بهرغم همه این شنیدهها یکی از نزدیکان عادل فردوسیپور به اعتمادملی گفت که غیبت او در تلویزیون نه فقط به دلیل تصمیم مدیران که خود خواسته نیز هست. همانطور که بسیاری از پروژههای سینمایی فعلا متوقف شده و بسیاری با توجه به شرایط موجود از کار دست کشیدهاند، ظاهرا عادل فردوسیپور هم ترجیح میدهد تا کنار بماند و تا اطلاع ثانوی در برنامههای تلویزیونی حاضر نشود.
پیش از انتخابات شایعاتی مبنیبر پایان برنامه 90 به دلیل سیاستهای مستقل این برنامه شنیده میشد. اختلافات عمیق و این نکته که فردوسیپور حاضر نبود از شیوه انتقادی خود دست بردارد و واقعیتها را نادیده بگیرد، خشم مدیران ورزش را در پی داشت و گفته میشد در صورت ادامه کار دولت نهم تدابیری اندیشیده شده تا پرونده برنامه 90 برای همیشه بایگانی شود.
در این میان گفته میشود عادل فردوسیپور هم حاضر به ادامه فعالیت در این شرایط و تندادن به خواسته مدیران نیست و در حالیکه او برنامهریزی برای دور جدید برنامهاش را به حالت تعلیق درآورده است، گفته با ادامه وضع موجود از همکاری با صداوسیما و اجرای برنامه 90 خودداری خواهد کرد.
کنار گذاشتن دو گزارشگر باسابقه تلویزیون که بیشک جزو بهترینها هستند و تعطیلی پربینندهترین برنامه تمام دورانهای تلویزیون میتواند از اولین تبعات شرایط تازه حوزه ورزشی باشد.
saeed_cris
01-07-2009, 02:05
کمیته انضباطى فعالیت ۸ باشگاه دیگر را هم معلق کرد
فوتبال ایران در آستانه تعطیلى!
به گزارش ایلنا ،کمیته انضباطى فدراسیون فوتبال پس از اعلام مطالبات ۸ از ۱۵ باشگاه لیگ برترى و باشگاه هاى لیگ دسته یک، اسامى ۸ باشگاه دیگر را به باشگاه هاى تعلیق شده افزود.
[Only registered and activated users can see links] کمیته انضباطى فعالیت ۸ باشگاه دیگر را هم معلق کرد.
به گزارش ایلنا ،کمیته انضباطى فدراسیون فوتبال پس از اعلام مطالبات ۸ از ۱۵ باشگاه لیگ برترى و باشگاه هاى لیگ دسته یک، اسامى ۸ باشگاه دیگر را به باشگاه هاى تعلیق شده افزود.
این باشگاهها عبارتند از:
1- صنعت نفت آبادان
ابراهیم قاسمپور۳۲۰،میلیون ریال
مجتبى تقوى،یک میلیارد و ۱۲۰میلیون ریال
صابر میرقربانى۴۲۰،میلیون ریال
ناصر ارزى ، ۲۴۰میلیون ریال
2- برق شیراز
علیرضا باقرى نیا ، ۴۱۴میلیون و ۹۶۰هزار ریال
روبرت مارکوسى۲۳۰،میلیون ریال
محمدى۱۴۱،میلیون و ۴۶۳هزار و ۳۳۰ ریال
محمدعلى امیرى، ۴۱میلیون ریال
غفارى هاى اصل ۱۱۰،میلیون ریال
مهدى عینى ۹۰،میلیون ریال
3- استیل آذین
ایمان رزاقى راد۱۰۲،میلیون ریال
طهماسبى ، مبلغ قرارداد + حقوق ماهیانه
نقیان ، مبلغ قرارداد + حقوق ماهیانه
کوهى، مبلغ قرارداد + حقوق ماهیانه
4- هما
فرشاد پیوس،یک میلیارد ریال
5-پیام مشهد
على اکبر پورمسلمى ۱۷۶،میلیون ریال
سیدعباس نبوى، ۵۰میلیون ریال + ۹هزار یورو
مهدى هاشمى نسب ، ۷۸۰میلیون ریال
خداداد عزیزى ، یک میلیارد و ۱۲میلیون ریال
محمد عرب لو ۵۰۰،میلیون ریال
داود زادعلى (پدر على زادعلى) یک میلیارد و ۴۵۰میلیون ریال
ابراهیم شکورى۴۵۰،میلیون ریال
حامد غفارى ۳۰،میلیون ریال
6- شیرین فراز
ستار همدانى۵۰۰،میلیون ریال
حمید نشاط جو ، ۱۳۰میلیون ریال
رفیعى۹۰،میلیون ریال
دلیلى، ۱۷۴میلیون ریال
شهرام مهرپیما ، ۱۶۰میلیون ریال
رحیم پور، ۳۵میلیون ریال
بدرالوجاکیته ، ۷۰۰میلیون ریال
بیژن طاحونى ، ۸۸میلیون و ۸۰۰ هزار ریال
افشین حاجى پور ۱۳۰،میلیون و ۷۰۰هزار ریال
بهزاد زارع ، ۱۱۷میلیون ریال
7- ماشین سازى تبریز
۹۰میلیون ریال بابت انتقال علیرضا عبادى از پتروشیمى تبریز
8- نساجى قائمشهر
على آقابزرگ نژاد ، ۱۰۳میلیون ریال
باشگاه مازیران سارى۳۰۰، میلیون ریال
منبع ([Only registered and activated users can see links])
برداشت غیر قانونی 2 میلیاردی علی آبادی
آقاي عليآبادي! با اجازه چه كسي دو ميليارد تومان اعتبارات ورزشي استان همدان را به تيم پاس همدان دادهايد؟ اين اعتبارات مصادره شده، هياتهاي ورزشي شهر بنده براي 2ميليارد معطل ماندهاند.
اينها بخشي از نطق پيش از دستور حسن ونايي، نماينده مردم ملاير در مجلس شوراي اسلامي است كه ماجراي جديدي را براي رئيس سازمان تربيتبدني بهوجود آورده است و پس از سرمقاله روزنامه كيهان و حمله سردبير كيهان ورزشي به عملكرد عليآبادي، حالا رئيس وارد بحران جديدتري شده است كه ميتواند ابعاد گستردهاي داشته باشد. هرچند اميدواريم سخنگوي جوان سازمان تربيتبدني اينها را هم تكذيب نكند! حسن ونايي اگرچه هم استاني محمد عليآبادي است اما دليل نميشود كه چشم بر فعاليتهاي غيرقانوني ببندد. او همان كسي است كه در جلسه راي اعتماد محصولي، وزير كشور گفت:«آقاي رئيسجمهور! وزراي شما در رديف جلوي مجلس نشستهاند، شما در سفرهاي استاني نمايندگان را كجا مينشانيد؟» به اين ميگويند جسارت.
[Only registered and activated users can see links]
جلوي اين بيقانوني را بگيريد
حسن ونايي، نماينده مردم ملاير با بيش از سيهزار راي به مجلس راه يافت و در سابقه مديريتش ميتوان «حسابرس ديوان محاسبات كشور» را ديد كه نشان ميدهد در بحثهاي مالي، خبره و كارشناس است و نميتوان بر اظهارنظرهايش خرده گرفت. او درباره اقدام غيرقانوني سازمان تربيتبدني ميگويد:«تيمهاي ليگ برتري كه به استانها منتقل شدهاند مشكل جدياي را در استانها بهوجود آوردهاند. بر اساس قوانين بودجه سنواتي، در بودجه سالهاي گذشته اعتباري ديده شده كه براي توسعه ورزشهاي همگاني استانها پيشبيني شد اما متاسفانه به عنوان نمونه در همدان، كل اعتبار را به تيم منتقل شده ميدهند كه هيچ مصوبهاي با خود ندارد و بودجه را بهصورت غيرقانوني بهحساب پاس همدان واريز ميكنند.» ونايي تاكيد دارد:«من به ديوان محاسبات كشور دستور پيگيري دادم و كتبا از آنها خواستم كه در مقابل اين اقدامات غيرقانوني بايستند.» نماينده مردم ملاير چنين عملكردهاي غيرقانوني را اجحاف به جوانان روستايي ميداند كه سرانه ورزشي آنها را تيمهاي ليگ برتري ميبلعند و مشكل جدي براي ساختار ورزش بهوجود ميآورند:«بهصورتتشريفا تي ورزشكاراني را كه محل زندگيشان جاي ديگر است، ميآورند و با مبالغ هنگفت قرارداد ميبندند. اين خطري جدي براي توسعه ورزش استان است.» البته شكايتهايي به كميسيون اصل90 مجلس و سازمان بازرسي هم شده است:«آقاي عليآبادي بايد به ديوان محاسبات، بازرسي كل كشور و كميسيون اصل90 پاسخگو باشد و البته بايد براي مجلس توضيح دهد كه چه بلايي بر سر فوتبال آورده كه از جامجهاني حذف شد و چه بلايي بر سر ورزش كشور آمده كه در المپيك شكست خورديم. اينها نشان ميدهد ورزش ما با رياست عليآبادي به مشكل جدي خورده است.»
اوليايي: خوابنما شده است!
اما واكنش مديرعامل پاس همدان هم جالبتوجه است:«ايشان خوابنما شدهاند و اگر چنين ارقامي هست، ما مدعي هستيم و حق ما بيشتر از اينهاست.»
كاظم اوليايي اين ادعا ر ا نميپذيرد و ادامه ميدهد:«اولا كه باشگاه ما توليدكننده است و بايد رقمهاي بسيار بالاتري را جذب كنيم، نكته دوم اين است كه من متاسفم كه ايشان اين حرف را زدهاند و اگر مدعي هستند، مستنداتش را براي ما هم بياورند و نكته سوم هم اينكه اگر ما 2ميليارد تومان جذب ميكرديم، بهخاطر 14ميليون مطمئنا تعليق نميشديم.»
البته ما هم مثل شما نفهميديم دليل آخري چه ربطي به 2ميليارد دارد چراكه احتمالا 2ميليارد هزينه زخمهاي ديگر شده است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
از فيروز كريمي تا علي كريمي
پروژه حذف معترض
1) اتفاق عجيبي در باشگاه پرسپوليس رخ داده است. آنها يك بازيكن تراز اول دارند كه كلي محبوبيت دارد و بدجوري هم دلش ميخواهد در اين تيم بماند. اين را خودش بارها و بارها گفته و در عمل هم با بررسي نكردن ساير پيشنهادات نشان داده به عقيدهاش التزام دارد. در نقطه مقابل سرخپوشان هم چندان عملكرد خوبي در فصل نقل و انتقالات نداشتهاند و تقريبا همه اميد هوادارانشان به اين است كه «شاهمهره» شماره هشت در اين تيم بماند. با اين اوصاف اما، مديرعامل اين باشگاه كه در وادي سخن از تلاش خود براي حفظ علي كريمي حرف ميزند، عملا تاكنون هيچ تلاشي براي تحقق اين «مهم» انجام نداده و حتي از يك تماس تلفني ساده نيز مضايقه كرده است. اين رخدادهاي شگفتانگيز را چگونه ميتوان تحليل كرد؟
2) قضاوت كار آساني نيست، اما قرار گرفتن چند اتفاق در كنار هم، ذهن كنكاشگر را به سمتي ميكشاند كه انگار ارادهاي براي جدا ماندن علي كريمي از پرسپوليس وجود دارد. حقيقت آن است كه سازمان تربيت بدني در افكار عمومي به عنوان مجموعه نقدپذير و قابل انعطاف شناخته نميشود و اكنون كه اين رخدادهاي عجيب و غير قابل هضم براي علي كريمي رخ ميدهد، خواه يا ناخواه، عده زيادي از هواداران فوتبال، مساله را به دولتي بودن پرسپوليس و البته آن مچبندهاي سبز معروف ربط ميدهند. موضوع وقتي جالبتر ميشود كه بدانيم براي اين ادعا، قرينههايي هم وجود دارد؛ توجه كنيد لطفا!
3)فيروز كريمي تنها چند روز پس از آنكه در برنامه مثلث شيشهاي عليه شخص رييس سازمان تربيت بدني موضع گرفت، قراردادش را با استقلال اهواز فسخ كرد. اين اتفاق مشكوك در حالي رخ داد كه ماهها بعد شهرام شفيعيزاده در ادعايي قابل توجه، آن حادثه را محصول يك «دستور» قلمداد كرد. بعدها ماجراي مشابهي براي محمود ياوري رخ داد. او كه در كسوت سرمربي راهآهن، به عنوان گزينه اول سرمربيگري تيم ملي مطرح شده بود، در يك برنامه ورزشي تلويزيوني، به انتقاد از برخي مقامات مسوول پرداخت. حاصل اين فعل و انفعالات آن بود كه ظرف چند روز، ياوري هم تيم ملي را از كف داد و هم در اتفاقي بسيار عجيب و باور نكردني، در فاصله دو هفته به پايان ليگ هشتم، در حالي از نيمكت راهآهن كنار گذاشته شد كه جايگاه اين تيم در جدول تثبيت شده بود و اساسا هيچ مربي نامداري در سطح جهان، نميتوانست طي آن دو هفته براي راهآهن معجزه كند. به همه اين حوادث، داستان آن برنامه معروف نود و قطع SMSها را بيفزاييد تا به نتايج جالبتري برسيد.
4) رسانه بايد بازتاب دهنده افكار عمومي باشد. ما امروز نميتوانيم نبينيم كه هواداران فوتبال در كشورمان نگران جدايي علي كريمي هستند و آن را به اعتراض نامبرده از طريق بستن دستبند سبز مرتبط ميدانند. امروز فرصت خوبي فراهم شده كه دولت «خادم» به علاقه و اراده كريمي و هواداران احترام بگذارد و با نشان دادن انعطاف از خود، مقدمات رسيدن اين دو به يكديگر را فراهم كند. جادوگر ميتواند سند برائت باشد، اي كاش او را قطعه آخر پازل «نقدستيزي» نكنند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
متخلفان فوتبال به عنوان مجرمان اقتصادي و اخلاقي معرفي خواهند شد
خبرگزاري فارس: در صورت عقب نشيني سازمان ليگ فوتبال، ساير دستگاهها كه پيگيري تخلفات مربوط به مفاسد اخلاقي و اقتصادي را برعهده دارند، وارد خواهند شد.
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس،تابناك؛ پس از انتشار اسامي برخي مربيان و بازيكنان محروم كه با تخفيف و تعديلهايي همراه شد، برخي از اشخاص كه خود را در آستانه حذف از فوتبال كثيف ايران طي پروژه سالمسازي محيط اين رشته ورزشي ميديدند، مترصد به هر موضع و موضوعي براي بقاء و عدم ورود به فاضلاب ورزش نشوند، غافل از آنكه برخي از اشخاصي كه از آنها تحت عنوان محروم ياد ميشود -به استثناي تعدادي كه توسط دلالان و عواملشان در رسانهها براي لوث كردن اين موضوع مطرح شدهاند- با مشكلات عديده ديگري روبرو هستند.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، براي بررسي محرميتهايي كه نسبت به برخي بازيكنان و مربيان مطرح ميشود، ابتداً مي بايست يك پرسش را مبتني بر فرض مطرح ساخت و آن اينكه اگر يك ورزشكار، مربي، داور، سرپرست و يا يك مسئول ورزشي به نحوي از انحاء در حين ارتكاب جرمي دستگير شده و يا نفراتي شهادت به ارتكاب جرمش دهند (هرچند كه بنابر فشار اظهارات مكتوبشان را پس بگيرند)، در صورتي كه اين چهره ورزشي به واسطه ارتباطات از گزند تنبيهات سخت بگريزد و به وي تخفيف داده شود، آيا صلاحيت ادامه فعاليت در حوزه ورزش را دارد؟
در صورتي كه يك ورزشكار يا مربي شهرستاني تازه به دوران رسيده كم سواد كه در بسياري موارد حتي با فرهنگ شهري نيز آشنايي ندارد، اسير زرق و برق شهرهاي بزرگ شده و با دريافت مبالغي كه حتي بعضاً توان نوشتن آن را به عدد ندارد، تن به اموري بسپارد كه منجر به لطمه ديدن ورزش كشور شود و شخصيتي كه از قهرمانان و مربيان ورزشي نزد مردم به عنوان چهرههاي بااخلاق وجود دارد خدشه وارد سازد چه بايد كرد؟
اين خطاها از دو حالت خارج نيست كه اگر همچون فحاشي در زمين ورزش و فوتبال و يا حواشي آن به وقوع بپيوندد، در صورت قابل گنجانده شدن در قوانين و آيين نامههاي كميته انضباطي فدراسيون فوتبال، از طريق اين كميته پيگيري ميشود و در غير اين صورت به مراجع صالحه قضايي براي رسيدگي ارجاع داده ميشود اما در مواردي كه كاملاً خارج از فضاي ورزش صورت پذيرد و طبق قوانين داخلي جزو اعمال مجرمانه تلقي ميشود، صرفاً مراجع قضايي حق رسيدگي دارند. با اين حال مسئولان ورزشي مكلف هستند، با توجه به كيفيت قانونشكني يك ورزشكار، مربي يا داور با وي برخورد كنند.
متاسفانه سوابقي از شرب خمر، روابط نامشروع، باج خواهي، مصرف و توزيع محدود مواد مخدر ميان اطرافيان، قاچاق و توزيع داروهاي دوپينگ برخي مربيان، تعدادي بازيكنان، معدودي از داوران و اندكي از سرپرستان و مديران ورزشي وجود دارد كه بخش اعظمي از ورزشيهاي داراي چنين پروندههايي در دايره فوتبال خلاصه ميشوند كه اينها تماماً در قوانين كيفري به عنوان يك جرم تعريف حقوقي داشته و شامل مجازاتهايي ميشود.
با اين حال، در بسياري از موارد كه اين عده حين ارتكاب جرم دستگير شدهاند، به واسطه شهرتي كه همين ورزش براي آنها به ارمغان آورده و با تكيه بر دوستان و آشنايان براي حفظ آبرويشان، مسئله حل و فصل شده است و اين ايام ديگر اينكه شنيده شود يك مديرعامل براي خروج بازيكن، مربي، خبرنگار يا حتي ليدرش از بازداشت موقت دست به دامان همگان شود، مسئله چندان عجيبي نيست.
در واقع مديران ورزشي عليالخصوص مديران باشگاههاي فوتبالي براي آنكه نتايج مدنظرشان حاصل آيد، نه تنها از جذب بازيكناني با چنين سوابقي خودداري نميكنند، بلكه درصدد عبور اين عده از موانع ادامه حضورشان در عرصه فوتبال برميآيند كه در روزهاي اخير نيز برخي مديران كه به واسطه مسئوليتهايشان در برخي بخشها نفوذ دارند، با فشار قصد تحميل ديدگاههايشان را داشتهاند و براي حفظ برخي چهرههايي كه فسادشان بارها به شكل مشهود قالب پرونده به خود گرفته، از تمام توان بهره گرفتهاند!
همين مسئله باعث شد كه سازمان ليگ فوتبال از ذكر شفاف اسامي خودداري كرده و در اعلامي رسمي تاكيد نمايد، آنهايي كه خودشان ميدانند چه مشكلاتي دارند، قرارداد نبندند چراكه برايشان كارت بازيكني يا مربيگري جهت حضور در ليگ صادر نميشود. به عبارت سادهتر سازمان ليگ فوتبال شخصي را محروم نكرده و تنها صلاحيت برخي اشخاص را كه مردود نموده يا تاييد نكرده است يا اجازه فعاليت شان را در سطح نخست فوتبال ايران صادر نكرده و آنها را براي متنبه شدن راهي ليگ دسته يك كرده است. اين رويه به آن شكل است كه تعيين شود براي نشستن بر روي نيمكت تيم فوتبال در ليگ برتر اين سطح مدرك مربيگري و براي نشستن بر روي نيمكت تيم فوتبال در ليگ قهرمانان آسيا به اين مدرك مربيگري براي احراز صلاحيت فني نياز است كه هيچ مربي نيز نميتواند در اين زمينه شكايت كند و حال همين روند در خصوص مباحث اخلاقي مطرح شده است و عدهاي فاقد صلاحيت تشخيص داده شدهاند.
با اين وجود؛ اين عده كه مفسدههاي ديروزشان امروز گريبانشان را فشرده است با تكيه بر عنوان و انصارشان در تعداد قابل توجهي از رسانهها و ميان برخي مديران كه اكثر آنها با واسطهها و دلالان ارتباطي ديرينه دارند، درصدد كندن برچسب مفسد از خود هستند تا همچنان با تجارت كثيف شان در فوتبال ادامه دهند اما آيا بايد به مربي كه بازيكنان تيمش را وادار به مصرف داروهاي غيرمجاز ميكند يا به بازيكنان رفتارهاي غيراخلاقي آموزش ميدهد، بايد مجال نفس كشيدن داد؟
آيا مربي دلقكي كه در رختكن به بازيكنان توصيه ميكند به داور احترام بگذارند اما هنگام خم شدن براي احترام به او فحش ناموسي بدهند چرا كه احترام آنها در چهارچوب دوربين و بينندگان ميگنجد، نبايد ريشه اش از فوتبال كشور خشكيده شود؟ آيا مربي كه با بازيكنانش همچون برده برخورد ميكند و با وجود آنكه براي آنها قراردادهاي چند صد ميليوني منعقد ميكند اما در نهايت تنها چند ده ميليون يا حتي چند ميليون به آنها پرداخت ميكند، حق حيات در فوتبال ايران را دارد؟
آيا مربي كه با دلالان به سفرهاي خارجي ميرود و بازيكني با قيمت نيم ميليارد تومان يا قدري كمتر را به فوتبال ايران ميآورد و عليرغم پرداخت اين رقم سنگين، در طول يك فصل كمتر از يك ساعت از اين بازيكن استفاده ميكند و بخشي از بيتالمالي كه اينچنين به هدر رفته را به جيب ميزند، قابل ترحم است؟
مطمئناً چهارچوبهاي قانوني ايران آنچنان وسيع است كه اين عده در آن بگنجند و نه تنها از صحنه ورزش و فوتبال حذف شوند، بلكه برخوردهاي جدي نيز در چهارچوب دستگاه قضاء با آنها صورت پذيرد و در صورتي كه مسئولان سازمان ليگ فوتبال نتوانند برابر فشارهايي كه حتي در برخي موارد سياسي بوده و به برخي مربيان و بازيكنان كه از برخي كانديداها حمايت كردهاند، هماكنون به عنوان اهرم فشار براي حذف وجود كثيف شان در فوتبال هستند، مجدداً آوانس داده و يا به واسطه فشار برخي مهرههاي داخلي از محروميت عدهاي در گذرند، نه تنها ريشه اين فساد نخواهد خشكيد كه در آينده با لوث شدن چنين مسائلي فراگيرتر از آنچه بتوان تصور كرد خواهد شد.
از اين حيث قطعاً در صورت عقب نشيني سازمان ليگ فوتبال از جلوگيري از ادامه فعاليت اين عده، ساير دستگاهها كه پيگيري تخلفات مربوط به مفاسد اخلاقي و اقتصادي در شرح وظايف آنها ميگنجد ورود كرده و به آنهايي كه اخطار داده شده بود تا با تيمي قرارداد نبندند، اين بار در فضايي متفاوت قرار خواهند گرفت كه آنچه تاكنون انجام دادهاند تماماً با ريز جزئيات بيان خواهند كرد و به عنوان يك مجرم با سوء سابقه مشخص كه به آن معترف خواهند بود، از ورزش خداحافظي خواهند كرد.
اين مسئله قطعاً به FIFA نيز به عنوان متولي فوتبال جهان و CAS به عنوان حكمت بينالمللي ورزشي تحت تابعيت IOC مرتبط نيست، به دليل آنكه در چهارچوب قوانين داخلي ايران ميگنجد و نهادهاي بينالمللي ورزشي نه تنها حق دخالت در قوانين داخلي كشورها همچون قوانين كيفري و مجازاتهاي تنبيهي را ندارند، بلكه خود نيز به دليل احاطه به حوزه اختيارات و وظايف شان در اين مسائل ورود نميكنند و به همين دليل هر شكايتي با اين مضمون در نهادهاي بينالمللي مورد اشاره، قابل رسيدگي نخواهد بود و از اين حيث محروميت فوتبال ايران در صورت شكايت برخي مفسدين از فدراسيون فوتبال ايران كه برخي اشخاص وابسته به جريانهاي معلوم با طرح آن درصدد تخريب فضا و عقب نشيني پيگيري كنندگان برآمدهاند، به هيچ عنوان قابل تحقق نيست.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
عليپور: محرومان را معرفي نميكنيم
منشور را اجرا ميكنم حتي اگر ترور شوم
ايران ورزشي- محكم ايستاده و برخلاف بعضي از فدراسيوننشينها كه انگار كمي از مواضعشان عقبنشيني كردهاند، ميخواهد هر طور شده منشور اخلاقي را با قدرت اجرا كند. يك درصد هم احتمال نميدهد، منشور اخلاقي ناديده گرفته شود. «خواست دولت اصلاح رفتارها در فضاي ورزشي است، بنابراين وقتي دولت پول فوتبال را ميدهد، بايد خواستهاش محقق شود. حق دارد كه بداند پولش چطور هزينه ميشود.»
حجتالاسلام والمسلمين عليپور، دبير ستاد منشور اخلاقي سازمان ليگ فدراسيون فوتبال با بيان اين جمله، از شكاياتي ميگويد كه به دستش رسيده اما با اين وجود نميخواهد نامي از محرومان ببرد. نه حالا، نه هيچ وقت ديگر.
«ما بايد به فكر حفظ حيثيت و آبروي افراد باشيم. اگر خودشان خواستند، اعلام كنند.»
گويا بعد از جلسه هتل اوين، رويهتان
تغيير كرده؟
نه اما از بعضي از رسانهها انتقاد دارم. صحبتهاي آقاي كريمي طوري منتشر شد كه انگار او پيروز مناظره بوده، در حالي كه همه حاضران در همايش ديدند كه تمام افرادي كه به اجراي منشور اخلاقي انتقاد داشتند، به نوعي مغلوب شدند و سعي كردند با صحبتهاي غيرمنطقي، فضاي جلسه را تغيير دهند. وقتي دوستان اينطور صحبت ميكنند، آن وقت ما مجبور ميشويم، طور ديگري رفتار كنيم!
بعضي از افرادي كه به كميته انضباطي رفتهاند، گفتند كه نخوانده، منشور را امضا كردهاند؟
شما چنين چيزي را باور ميكنيد. مگر امكان دارد يك نفر عاقل و بالغ نخوانده سندي را امضا كند و انگشت بزند. اين دليل غيرموجه و غيرقابل باور است. ما از اسفند 86 دنبال اجراي منشور بوديم و چند بار اين منشور به باشگاهها رفته و برگشته تا اينكه در تيرماه 87 به تصويب هيات رييسه فدراسيون فوتبال رسيده. بنابراين يكدفعه اسم منشور را نياوردهايم كه حالا عدهاي ميگويند، بياطلاع هستند. منشور به شكل نامه رسمي و از طريق دبيرخانه به باشگاهها رفته و از تمام افراد درگير با ليگ فوتبال نظرخواهي شده است.
فردي هست كه منشور را امضا نكرده باشد؟
حتي يك مورد هم نداشتم. تمام افرادي كه در ليگ هشتم حضور داشتند امضا كردهاند. البته در مرحله اول 14 باشگاه امضا كردند و 3 باشگاه مخالف بودند اما بعد با 17 راي موافق منشور را به هيات رييسه سازمان ليگ و بعد فدراسيون برديم در ضمن در متن قرارداد همه بازيكنان و مربيان هم صراحتا به منشور اخلاقي اشاره شده و آنها امضا كردهاند. حتي نيم فصل ليگ هشتم هم دوباره نامه زديم و از باشگاهها خواستيم كه دوباره به مربيان و بازيكنان توضيح بدهند تا كسي به خاطر ندانستن، مرتكب تخلفي نشود.
اما انتقادهايي به منشور وارد است؟
خرج فوتبال را دولت ميدهد بنابراين دولت ميتواند بپرسد كه اين پول چطور هزينه ميشود. نظر شخصي يك نفر كه ملاك نيست. فوتبال وضعيت بسيار ناهنجاري دارد و مجموعه نظام اصرار دارد به اينكه منشور را اجرا كند.
اما گفته شده كه اگر باشگاهها نخواهند منشور را اجرا كنند، ميتوانند اعلام كنند؟
اينكه بعضيها ميخواهند از زير بار اجراي اين منشور شانه خالي كنند نبايد باعث شود كه ما كوتاه بياييم. اين مسأله راهكار قانوني دارد اما مطمئن باشيد كه منشور اخلاقي با قوت اجرا ميشود. من هشت سال در جنگ بودم و كشته نشدم. حالا از چيزي نترسيدم و كوتاه نميآيم حتي اگر ترور شوم در ضمن ما 18 باشگاه داريم كه 15 تاي آنها كاملا دولتياند، پس شك نكنيد كه منشور اخلاقي با هدف اصلاح رفتار در فوتبال اجرا ميشود. تعطيلي منشور مساوي است با تعطيلي فوتبال!
يكي از انتقادهايي كه به منشور وارد ميشود، اين است كه منشور وارد حريم خصوصي افراد شده است؟
كدام حريم خصوصي. ما گفتيم مواظب رفتارتان باشيد. شما الگو هستيد، به آرايش ظاهرتان دقت كنيد. اين موارد در تمام كشورها و در ليگهاي حرفهاي هم اجرا ميشود. در خارج از كشور همه باشگاهها براي بازيكنانشان قانون دارند. وقتي بازيكني براي يك فصل با يك باشگاه قرارداد ميبندد، موظف است، آنطور كه باشگاه ميخواهد، رفتار كند اين يعني اخلاق حرفهاي؛ بنابراين ما خيلي دير براي اجراي آن وارد شدهايم. اگر آنهايي كه به منشور انتقاد ميكنند، ميدانستند ما چه شكايتهايي دريافت كردهايم، حتما پشت سر ما ميايستادند و ميگفتند هر طور شده، منشور اخلاقي را اجرا كنيد.
به نظر ميرسد برخلاف چيزي كه از قبل گفته شده، قرار نيست نام محرومان اعلام شود؟
درسته، نام محرومان را اعلام نميكنيم. ما با حيثيت افراد مواجه هستيم و اگر بعضي مسائل را مطرح كنيم، چه بسا كه زندگي خانوادگي افراد به هم ميريزد. ما چيزي نميگوييم، اگر خودشان خواستند،
اعلام كنند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
از سوی کمیته انضباطی؛
محرومیت خداداد عزیزی بخشیده شد
کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال با درخواست بخشش باقیمانده مدت محرومیت خداداد عزیزی موافقت کرد.به گزارش خبرنگارمهر، در رای صادره از سوی کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال که به امضای مهدی محمد نبی دبیرکل فدراسیون فوتبال رسیده آمده است :
با توجه به تقاضای خداداد عزیزی نسبت به بخشش باقیمانده محرومیت یک ساله و یک صد میلیون ریال جریمه نقدی نامبرده ، این کمیته پس از بررسی درخواست نامبرده و با توجه به تحمل بیش از نیمی از محرومیت وی ، حسب تبصره ماده 92 آئین نامه انضباطی، باقیمانده مدت محرومیت خداداد عزیزی را با عفو مواجه نموده و مشارالیه را مجاز به فعالیت در امر فوتبال تلقی می نماید.
کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال 20 آذرماه سال 87 و به دنبال درگیری خداداد عزیزی قائم مقام باشگاه پیام با یکی از نمایندگان رسانه های خبری در دیدار تیم های فوتبال پیام مشهد و مقاومت سپاسی شیراز، وی را به مدت یک سال از فعالیت در فوتبال محروم و به پرداخت 10 میلیون تومان جریمه نقدی محکوم کرده بود.
منبع ([Only registered and activated users can see links] XLAsQHQ4wKmlpa1cRM0cbQDxZQiITCiUOTBUQPlMU&news_id=3667657)
نگاه گذرا به بازیهای چندشب اخیر نشان میدهد که خبری از گزارشگرهای محبوب فوتبال نیست و گمانهزنیهای متعددی در این میان شکل گرفته است.
به گزارش تابناک گزارش بازی ایران و کرهجنوبی که به صورت زنده و از ساعت 15:30 از شبکه سوم سیما، بعدازظهر چهارشنبه شروع شد، برعهده مزدک میرزایی بود. این در حالی بود که بازی بعدی یعنی بازی عربستان و کرهشمالی که به فاصله کمتر از 5 ساعت روی آنتن رفت، باز با گزارشگری میرزایی همراه شد تا خیلیها باورشان شود که عادل فردوسیپور و جواد خیابانی، فعلا اجازه گزارش فوتبال و پخش صدا و تصویر ندارند.
جالب اینجاست که بازی برزیل- آمریکا هم که پنجشنبه عصر برگزار شد، باز هم مزدک میرزایی را به عنوان گزارشکر به خود دید تا صداوسیما در اقدامی بیسابقه، در دو روز متوالی و برای سه بازی بسیار مهم از یک گزارشگر استفاده کند.
این در حالی است که طبق روال همیشگی انتظار داشتیم سیما مسابقات را به صورت گردشی بین گزارشگران شناخته شدهاش تقسیم کند. اما بازی دیگر گروه B جام کنفدراسیونها هم که ساعت 11 شب پنجشنبه به صورت زنده روی آنتن رفت، توسط سیانکی گزارش شد تا همه چیز برای مسجل شدن شایعات پیرامون عادل فردوسیپور و جواد خیابانی آماده شود.
عادل فردوسیپور که به دلیل چالش با سازمان تربیتبدنی ماههای پرتلاطمی را پشت سرگذاشته و با پایان یافتن لیگ فصل قبل، برنامه حرفهایاش، 90 را موقتا روی آنتن نمیفرستد، چند وقتی است که در سیما در قالب گزارشگر هم دیده نمیشود.
پیش از این بازیهای چهارشنبه و پنجشنبه شب، شایعاتی مبنی بر سفر بودن او وجود داشت اما مثل اینکه علت این غیبت را باید در جای دیگر جستوجو کرد. روزنامه ورزشی دنیای فوتبال روز گذشته نوشت فردوسیپور که در دانشگاه صنعتی شریف و دانشکده صنایع زبان تخصصی تدریس میکند یکی از کسانی است که لیست 130 نفر استادان مستعفی را امضا کرده و همین موضوع باعث شده تا به تصمیم مدیران ارشد سیمای جمهوری اسلامی ایران، ممنوعالتصویر باشد، هرچند مدیران سیما علاقهای ندارند به این ابهام پاسخی بدهند. ولی با توجه به اتفاق مهمی که در دنیای فوتبال ایران افتاد و تیم ملی با رویای جامجهانی 2010 خداحافظی کرد، طبیعی به نظر میرسید که یکی دیگر از ویژهبرنامههای انتقادی و تحلیلی 90 روی آنتن برود که این اتفاق نیفتاد.
از طرف دیگر جواد خیابانی هم در بازیهای مستقیم اخیر- که اصولا به صورت مساوی میان گزارشگران تقسیم میشوند- جایی نداشت خیلیها دلیل این موضوع را انتشار عکس از او در راهپیماییهای هفته گذشته میدانند به نوشته روزنامه دنیای فوتبال این تصویر که از طریق یکی از سایتهای اینترنتی مخابره شده، به نظر مسوولان سیما رسیده و او را هم به سرنوشت مشابه عادل فردوسیپور دچار کرده است.
بهرغم همه این شنیدهها یکی از نزدیکان عادل فردوسیپور به اعتمادملی گفت که غیبت او در تلویزیون نه فقط به دلیل تصمیم مدیران که خود خواسته نیز هست. همانطور که بسیاری از پروژههای سینمایی فعلا متوقف شده و بسیاری با توجه به شرایط موجود از کار دست کشیدهاند، ظاهرا عادل فردوسیپور هم ترجیح میدهد تا کنار بماند و تا اطلاع ثانوی در برنامههای تلویزیونی حاضر نشود.
پیش از انتخابات شایعاتی مبنیبر پایان برنامه 90 به دلیل سیاستهای مستقل این برنامه شنیده میشد. اختلافات عمیق و این نکته که فردوسیپور حاضر نبود از شیوه انتقادی خود دست بردارد و واقعیتها را نادیده بگیرد، خشم مدیران ورزش را در پی داشت و گفته میشد در صورت ادامه کار دولت نهم تدابیری اندیشیده شده تا پرونده برنامه 90 برای همیشه بایگانی شود.
در این میان گفته میشود عادل فردوسیپور هم حاضر به ادامه فعالیت در این شرایط و تندادن به خواسته مدیران نیست و در حالیکه او برنامهریزی برای دور جدید برنامهاش را به حالت تعلیق درآورده است، گفته با ادامه وضع موجود از همکاری با صداوسیما و اجرای برنامه 90 خودداری خواهد کرد.
کنار گذاشتن دو گزارشگر باسابقه تلویزیون که بیشک جزو بهترینها هستند و تعطیلی پربینندهترین برنامه تمام دورانهای تلویزیون میتواند از اولین تبعات شرایط تازه حوزه ورزشی باشد.
مدیران صداوسیما حق دارند اینکار را بکنند فعلا که شهر شلوغه هر چه قدر می خواهند جولان می دهند.فکر می کنید اگه ما مثل همه کشورها که ففط چند کانال دولتی دارند صدا وسیمایمان خصوصی بود وکانالهای متعدد دردست بخش خصوصی بود باز هم از این کارها می کردند که برای حل مساله صورت مساله را پاک کنند.باید التماس این مردم را می کردید که نیم ساعت برنامه هایتان را ببینند.اماس از شما سیاسیها...آخه تا کی می خواهید از واقعیت فرار کنید .فکر می کنید با اینکار فوتبال درست شده وکوتاهی های امثال علی ّابادی در ورزش دیده نمی شود.تورو بخدا از شما عاجزانه درخواست می کنم ،التماس می کنم آقای علی آبادی تورابخدا این ورزش مخصوصافوتبال را جمع کنید که حالمان ازاین فوتبال وگردانندگان ودست اندرکاران ورزش بهم خورده است.آخه ما فوتبال وورزش می خواهیم چه کنیم.دیدن چهر ه های سیاسی که اصلا تو زندگیشون به هیکلشون یه تکونی نداده اند توتلویزیون خنده داره.
افشاي مدارك جديد درباره همكاري باشگاههاي خصوصي و فدراسيون
فرمان كريمي چند وقت پيش و حين مرخصي از زندان، سلمان كريمي را به يك دفترخانه ميبرد و ششدانگ باشگاه را به نام او ميكند؛ در حاليكه اين كار غير قانوني به نظر ميرسد. حاج علياني در اينباره ميگويد:«ما خودمان ماندهايم كه اين اتفاق چطور رخ داده است؟ چطور است كه هر وقت سلمان كريمي به دفتر آقاي نبي ميرود بدون هماهنگي وارد ميشود اما من كه ميخواهم بروم بايد دو روز در نوبت باشم؟»
«باشگاهداری در ایران معنا ندارد.» این جمله بسیاری از مدیران باشگاههای دولتي است كه از پول دولت باشگاهشان را ميچرخانند. البته خودشان هم كه منصوب دولت هستند و مثال نقض آنها براي عدم باشگاهداري واقعي در ايران وضعيتي است كه باشگاههاي خصوصي دارند. استقلالاهواز و شيرينفراز كرمانشاه نمونه دو باشگاه خصوصي ايران هستند كه با منتشر شدن بدهيهايشان باعث تعجب كسي نشدند چون باشگاههاي دولتي هم دست كمي از باشگاههاي خصوصي نداشتند. البته استقامت و همچنين علاقه مديران استقلال اهواز به فوتبال و كمكهاي سرمايهداران اهوازي و حتي مردم عادي، باعث شده تا حدود 35 درصد هزينههاي باشگاه از طرفشان تقبل شود. شور مردم اهواز هم باعث شده تا اداره كل تربيتبدني استان خوزستان هم كمكهاي شاياني به اين تيم اهوازي كند. اما اوضاع شيرينفراز فرق ميكرد. اين باشگاه كه با وضعيتي عجيب به ليگ برتر آمد تنها از حمايت مديرانش برخوردار بود. مديراني كه البته نتوانستند به نيمفصل برسند و باك خالي كردند. بيپولي شديد فرمان كريمي، مديرعامل باشگاه شيرين فراز باعث شد تا او سه دانگ از باشگاه را بفروشد تا كمي از فشار مالي روي اين تيم كاسته شود اما همين فروش سه دانگ از باشگاه، به بحراني عجيب تبديل شده است. بحراني كه شايد كسي از آن زياد باخبر نباشد. البته گوشه كوچكي از اين بحران در حال حاضر قابل لمس است و آن در زندان بودن فرمان كريمي به خاطر بدهيهاي ميلياردياش است!
آشنايي با نادر حاج علياني
درست همان روزهايي كه فرمان كريمي هنوز امتياز باشگاه شيرينفراز كرمانشاه را خريداري نكرده بود و به دنبال خريد آن بود، به دنبال مكاني براي استراحت بازيكنان ميگشت. طبق همان الگوي استفاده از سرمايهداران شهر، با شخصي به نام نادر حاجعلياني آشنا ميشود. اين شخص علاقهمند به فوتبال و به قول خودش پيشرفت ورزش كرمانشاه و باشگاه شيرينفراز، آپارتماني در بهترين نقطه كرمانشاه (چهارراه ارشاد، روبهروي بنگاه 15خرداد) را به مدت 2سال در اختيار اعضاي باشگاه شيرينفراز ميگذارد. خود حاج علياني در اينباره ميگويد:«فرمان كريمي از همان آغاز كار در شيرينفراز مشكل مالي داشت اما من در حد توانم از نظر مالي به باشگاه كمك كردم.» البته نمود اين كمكها مصاحبه فرمان كريمي با هفته نامه «نسيم غرب» يكي از هفته نامههاي تاثيرگذار محلي كرمانشاه منتشر شده در تاريخ 9اسفند 86 است كه در آن كريمي آشكارا ميگويد:« تنها شخصي كه در استان كرمانشاه از باشگاه حمايت كرده است آقاي حاج علياني بوده است.» البته حاجعلياني تنها در ليگ يك به باشگاه كمك نكرد، بلكه همين كه تيم به ليگبرتر آمد، كمكهاي بيشتري به شيرين فراز كرد.
[Only registered and activated users can see links]
آغاز بحران
بحران شيرين فراز را كه به ياد داريد. تعطيلي تمرينات تيم و شايعه تعليق باشگاه در همان روزهايي كه برادر فرمان كريمي، يعني سلمان كريمي برخي بازيكنان را كتك زد و آن برنامه نود كه فرمان كريمي در آن اعلام كرد كه ديگر پولي براي باشگاهداري ندارد. او به شدت به بنبست خورده بود. به همين خاطر حاج علياني را به تهران و دفتر باشگاه واقع در دهكده المپيك دعوت ميكند. آنجا كه فرمان كريمي خيلي بيتعارف به علياني ميگويد كه ديگر نميتواند در آن شرايط ادامه كار دهد و ناچار به فروش سه دانگ از باشگاه به خارج از استان است. در آن جلسه كريمي به حاجعلياني ميگويد كه حتي علي پروين قرار است در اين باره با او وارد مذاكره شود. حاجعلياني در اينباره ميگويد:«من به خاطر هم استانيهايم حاضر شدم سه دانگ از باشگاه را به مبلغ 500ميليون بخرم و درست قبل از مسابقه با سايپا (كه شيرين فراز ميهمان بود) يعني 17 فروردين 87 همراه با خود فرمان كريمي به دفترخانه رسمي 591 تهران رفتيم و فرمان كريمي سه دانگ از مالكيت باشگاه را فارغ از يدهاي قبلي به نام من ثبت كرد.»
فدراسيون به رسميت نميشناسد؟
اما اوج ماجرا اينجاست كه علياني ميگويد:«متاسفانه حدود يكسال و چندماه است كه من براي ثبت اين سه دانگ به فدراسيون فوتبال ميروم اما به جاي اينكه عدهاي در فدراسيون مستقل و قانوني عمل كنند به مسائل حاشيهاي ميپردازند و از اين كار طفره ميروند.» علياني خطاب به نبي ميگويد:«مدارك من كاملا قانوني است و در قوه قضاييه ثبت شده، اگر مدارك من از دفترخانه قوه قضاييه به رسميت شناخته نميشود آقاي كريمي آن زمان چه مداركي ارائه كرده كه ششدانگ باشگاه به نامش ثبت شده است؟ آقاي نبي به عنوان دبيركل فدراسيون آن مدارك قانوني را ارائه كنند!» حاج علياني در اينباره شكايتي هم انجام داده كه فدراسيون در يك وضعيت عجيب آن را به سازمان تربيتبدني ارجاع داده و سازمان هم از مراجع قضايي، تربيتبدني كرمانشاه و هيات فوتبال استان استعلام كرده است.
فرمان كريمي چه ميگويد؟
فرمان كريمي اين روزها در زندان است و البته طبق نامههاي فدراسيون او فعلا در ندامتگاه است. گفته ميشود ميزان بدهي او حدود 17تا 18 ميليارد تومان است كه 4 ميليارد آن به اتكا، 8 ميليارد به شركت توسعه نيشكر، يك ميليارد تومان به ناصر شفق و يك و نيم ميليارد به بانك ملي و دو و نيم تا سه و نيم ميليارد تومان به بانكهاي ديگر بدهكار است. گرچه شايعه گرفتن يك وام 40 ميليارد توماني از يك بانك خصوصي (پارسيان يا پاسارگاد) پشت سرش وجود دارد. اما وي در ندامتگاه ادعا كرده كه سه دانگ از باشگاه را بهعنوان ضمانت بدهي به حاجعلياني واگذار كرده است! حاجعلياني در اينباره ميگويد:«اگر فرمان كريمي ادعا دارد باشگاه را نفروخته پس چطور در دفترخانه انتقال رسمي داده است؟ يا اگر به جاي بدهكار است پس چرا بدهياش را كه پانصد ميليون تومان است پرداخت نميكند؟ مگر فدراسيون و ايشان قانون را قبول ندارند؟ هم ايشان و هم آقاي نبي بايد جواب قانعكننده بدهند كه آيا مدارك من قانوني است يا غير قانوني؟» البته سه دانگ ديگر از باشگاه به دليل بدهكاري فرمان كريمي از صندوق پيشكسوتان طبق قانون حق فروش و نقلوانتقالات ضبط شده است.
حاج علياني چه ميگويد؟
به اين جمله حاج علياني دقت كنيد:«آقاي كريمي عنوان كرده است كه فداي خدمت به جامعه ورزش كرمانشاه شده است اما ما كه پول خرج كردهايم خدمت نكردهايم؟ من نميدانم استقلال و پرسپوليس در سال مگر چقدر هزينه برميدارند؟ بيشتر از 8-7 ميليارد تومان است؟ آقاي كريمي كه بالغ بر 18 ميليارد وام گرفته، براي خدمت به فوتبال كرمانشاه و ورزش كشور بوده است؟ مگر كل قراردادهايي كه با بازيكنان و كادر فني بسته شده چقدر ميشود؟ آيا اين جمله منطقي است كه ايشان ميگويد تيم را نفروخته؟»
اندراحوالات نامهها
با نگاه به نامههايي كه در اختيار «دنياي فوتبال» قرار دارد به نكات جالبي پي ميبريم. البته آقاي حاج علياني در پي بردن به اين نكات ما را كمك كرد؛(اينكه آقاي نبي، دبيركل فدراسيون فوتبال نامههاي رسمي و قانوني قوه قضاييه را به رسميت نميشناسد.) حاج علياني ادامه ميدهد:«نبي نامههاي من را كه مبتني بر قانون است ملاك قرار نميدهد اما نامههاي فرمان كريمي كه به عنوان كلاهبردار و كسي كه چكهاي بيمحل كشيده را نامه عادي و قابل تامل ميداند. يعني نامههاي قانوني من، غيرعادي و غيرقابل تامل است؟ چرا آقاي نبي بايد قانون را زيرپا بگذارد؟ آيا مراجعي بالاتر از كار دستگاههاي قضايي بوجود آمده است؟ شايد آقايان در فدراسيون نماينده قوهقضاييه شدهاند و بايد تمام اسناد و مدارك ممكن باطل شود؟ آقاي كاظمي نامهاي به من داده كه انگار ايشان از طريق مراجع قضايي امتياز باشگاه را در فدراسيون ثبت كرده است. مگر مدركي بالاتر از قوه قضاييه وجود دارد كه اين مدارك به رسميت شناخته نميشود؟» سوالهاي حاج علياني ادامه دارد و قانون هم نشان ميدهد كه حق با اوست اما فرمان كريمي كاري كرده كه آنقدر عجيب هست كه سر همه سوت بكشد.
حاج علياني: سه دانگ ديگر را ميخرم
مالك سهدانگ باشگاه شيرينفراز براي فرار از بحران ميگويد:«حاضرم سه دانگ ديگر باشگاه را خريداري كنم، حتي بدهي بازيكنان فصول گذشته را هم پرداخت كنم، اما متاسفانه مثل اينكه جرياني در فدراسيون فوتبال وجود دارد كه اجازه نميدهد قانون رعايت شود. من آقاي كفاشيان را آدم شريفي ميدانم. مطمئنم آقاي شريفي هم قاضي عادلي است و انتشار ليست بدهيهاي باشگاهها نشان داد فدراسيون به دنبال اين است كه حق به حقدار برسد اما اين جريان بايد در فدراسيون ريشهكن شود كه قانون را زير پا ميگذارند.»حاج علياني در پايان ميگويد:«واگذاري ششدانگ به سلمان كريمي غيرقانوني است و سازمان تربيتبدني در جريان است و اميدوارم آنها هم رسيدگي كنند تا حق به حقدار برسد.»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
هزار تومان هم بابت خريد بازيكن و پنالتي ندادم
فراز كمالوند را پيشنهاد داد و جلسه بعد را با سردبيران برخي از روزنامهها گذاشتيم تا سرانجام بر سر فراز توافق كرديم.با همان بيست بازيكن قرارداد بستند ولي پول 40بازيكن را از من گرفتند.
رايمان توضيح دهيد چطور شد امتياز عقاب را خريديد؟
سال 73 وقتي از سپاه بيرون آمدم و وارد بازار شدم، پيگيرخريد تيم بودم. يادم ميآيد سال 74 خرمآباد تيمي داشت و مديران قصد فروش آن را داشتند. جلال مرادي را در فرودگاه ديدم و به او گفتم اين تيم را ميخواهم اما رقمي گفت كه هنوز هم در ليگ دسته اول چنين رقمي وجود ندارد و بعد از بررسي موضوع منصرف شدم.
مگر چه مبلغي گفتند؟
ايشان 450ميليون تومان را پيشنهاد دادند.
بعد گذشت و بحث عقاب پيش آمد؟
بله، در سال 85 تصميم گرفتم تيم بخرم و با شفق در اينباره مشورت كردم و ايشان هم خيلي تشويقم كردند.
معمولا شفق در چنين مواقعي شراكت ميكند. با توجه به اينكه شما هيچ تجربهاي نداشتيد چرا شريك شديد؟
ايشان شرطي گذاشت كه نتوانستيم با هم شريك شويم و شرایط خاصی داشتند. با اين حال اداره كل تربيتبدني حمايت كرد و يادم ميآيد وقتي باشگاه تشكيل شد 1400كارگر بدون يك ريال وام در كارخانهام مشغول بهكار بودند.
در مورد عقاب، حرف و حديثهاي فراواني وجود دارد؛ اينكه شما بر سر معاملهاي توانستيد عقاب را بخريد. حقيقت دارد؟
من فرازكمالوند را بهعنوان سرمربي انتخاب كردم و 25قرارداد سفيد هم در اختيارش گذاشتم تا با بازيكنان دلخواهش قرارداد ببندد. ولي گفتم كه موقع عقد قرارداد بيايند دفتر من تا شاهد باشم. بههرحال ما تيم را بسته بوديم اما امتياز نداشتيم، واقعا نااميد بودم تا اينكه فراز زنگ زد و گفت عقاب را ميفروشند و صحبتهايي نيز شنيدم كه دانشگاه آزاد هم اين تيم را ميخواهد. شب كه فراز زنگ زد قرار صبح فردا را گذاشت كه من مجبورش كردم همان شب كارها انجام شود و گفتيم شبانه خريداريم. چكها را به سلاميان دادم و چهار ميليون در جيبم بود كه 5/2ميليون به سلاميان دادم و گفتم:«اين پول را بگير تا فردا نگويي قرارداد بستيم اما پول نگرفتيم و زيرش بزني.» همين طور هم شد و فردايش شايعه شد كه دانشگاه آزاد خريده و ما هم تا سه روز مانده به اتمام مهلت نتوانسته بوديم ثبت كنيم.
بعد از مدتي اعلام كردند كه در كرمانشاه ثبت نميشود و رفتيم با مديران تهراني بحث و دعوا كرديم تا به حقمان برسيم كه متاسفانه نمايندهها هم حمايتمان نكردند اما فقط اميررضا خادم كارهايمان را پيگيري كرد و با عليآبادي، كيومرث هاشمي و مصطفوي تشكيل جلسه داد تا موفق شويم اين كار را بكنيم .يادم ميآيد وقتي مصطفوي نامه تائيديه را به من داد گريهام گرفت و نصف كاغذ خيس شد.
[Only registered and activated users can see links]
انتخاب فراز كمالوند بهعنوان مربي نشان ميداد كه گروهي در پشت صحنه از طريق رسانهها حمايتتان ميكردند. اين انتخاب نشان ميداد كه شما با واسطهها كنار آمده بوديد.
كمالوند را در دفتر شفق ديدم، خودم دوست داشتم با ماركار آقاجانيان باشم چرا كه تخصص كار با مربيان بزرگ را نداشتم، ميخواستم طي برنامه چندساله به ليگبرتر بيايم و 15 سال بعد قهرمان آسيا شوم. به نظرم اگر هر كسي در فوتبال ايران سه سال طاقتبياورد، برده است. به محض اينكه ديدند قضيه تيم گرفتن جدي است، فراز كمالوند را پيشنهاد داد و جلسه بعد را با سردبيران برخي از روزنامهها گذاشتيم تا سرانجام بر سر فراز توافق كرديم. در آن جلسه فراز گفت كه دو سال طول ميكشد تا تيم به ليگبرتر بيايد، توافقمان هم 80 ميليون بود. بازيكن را چطور آوردند و چگونه توافق كردند را نفهميدم، فقط در تمرين آنها را ديدم. من به آنها اعتماد كردم و البته تيم خوبي هم بستند ولي فقط با همان بيست بازيكن قرارداد بستند ولي پول 40بازيكن را از من گرفتند.
يعني چه؟ سرتان كلاه رفت؟ بهنظر ما با اين انتخاب بايد چنين روندي ادامه مييافت.
قراردادهاي 5، 7 و 10 ميليوني با بازيكن ميبستند و بهعنوان پيشپرداخت از من پول ميگرفتند و بعد از مدتي هم ميگفتند كه نميخواهيم. براي اكبرپور شش ميليون، براي قلياف 16 ميليون دادم كه نزديك به 200 ميليون همينطور رفت، بازيكن بومي هم فقط دو بازيكن كرد داشتيم.
اما در مورد تيم شيرينفراز هم خيلي شايعات وجود دارد، اينكه در ليگ يك چند پنالتي گرفته شد تا به پليآف برسيد يا در پليآف بازيكنان تراكتور خريده شدند و آن جنجالها ايجاد شد.
هزار تومان بابت خريد بازيكن و پنالتي ندادم. از من ميخواستند و حتي يكي بود كه 10 ميليون ميخواست تا پنالتي بگيرد، ولي يك قران ندادم. در بازي با پيكان زنگ و پيامكوتاه ميزدند كه پول بدهيد تا نبازيد كه من بعد از مسابقه، مصاحبه كردم كه شاهحسيني 10 ميليون جريمهام كرد.
ولي ارتباطتان را خوب با مطبوعات تعريف كرديد تا به هدفتان برسيد، مطمئنیم به آنها پول هم داديد.درست است؟
من در سال اول خيلي مطبوعات را تحويل ميگرفتم، صحبتهايي شده و مبالغي را از من گرفتند، اگر هم ناراحت ميشوند، رسيد چكهايشان وجود دارد كه ارائه بدهم، ولي به هيچكس پولي ندادم در حاليكه شرايطش مهيا بود.
فراز كمالوند را چقدر قبول داشتيد؟ در عمل به كارايي او شك داشتيد و موضوعاتي پيش آمد؟
حالا برايتان ميگويم كه قضيه چيست. فراز از لحاظ فني قابلقبول بود، اما از نظر حاشيهاي نه، ايشان با خيليها ارتباط داشت ولي شب و روز هم كار ميكرد.
نگفتيد، ديدگاهتان نسبت به سرمربي تيمتان چه بود؟
تا نيمفصل ما نهم بوديم، بههرحال من برخي از اين روزنامهنگاران را بهعنوان مشاور انتخاب كرده بودم و به آنها پول ميدادم كه گفتند فراز بايد از تيم برود و نميتواند نتيجه بگيرد و همهچيز را به بازي با شموشك منوط كرده بودند. حتي يادم هست مربي ديگري را هم انتخاب كرده بودند. از شموشك شكست خورديم و هركاري كردم نتوانستم با آنها ارتباط برقرار كنم .به كرج كه رسيدم با فراز صحبت كردم كه فلاني را بهعنوان سرمربي يا مديرفني قبول ميكني كه طرف قهر كرد و از اتاقم رفت. بههرحال ما تا پليآف هيچ مشكلي نداشتيم و غير از دو تيمي كه ارتباطاتي با آنها داشت و تيم را آنگونه كه بايد نبست، در باقي بازيها خوب بود.
در بازي پليآف هم همهچيز را مهياي برنده شدن شما كرده بودند، بهطوري كه خيليها معتقد بودند فدراسيون هم ميخواهد شما را بهعنوان تيم برتر به ليگبرتر بياورد.
نه، اصلا. همان مطبوعاتيها جلسهاي تشكيل دادند كه بايد در تبريز ببازيم، خيليها بودند و من از طريقي تمام مكالماتشان را ميشنيدم .همين زمزمه، تيم را دو نيم كرد و كار بسيار سخت شده بود.
چه اتفاقاتي در تبريز افتاد؟
گفتند فراز مريض است و نيامده، من هم گفتم نيايد. رفتم و با كمالوند صحبت كردم و گفتم چه شده و او گفت صحبتهايي شده، من كه از همه موضوعات خبر داشتم و گفتم نه، ما ميبريم و نگران نباش.
در تبريز چه اتفاقاتي افتاد كه چنان جوي را بهوجود بياوريد و بازي را ببريد؟
ما دو بازي با تيمهاي تبريزي داشتيم كه زمين به ما ميدادند و خيلي تحويلمان ميگرفتند اما در بازي با تراكتورسازي اصلا تحويل نگرفتند و در پارك تمرين كرديم. از طرف ديگر تلفنهايي به بازيكنانمان ميشد و فراز هم ترسيده بود. بهروح الله عطايي گفتم تو مصدومي و تمرين نكن و به تبريزيها قبولانديم كه او نميتواند بازي كند اما شبها او را در هتل ميدواندم تا سرحال بماند.
يعني خودتان سرمربي شديد و فراز را دور زديد.
همان يكبار بود. به بچهها گفتم اطاعت از فراز واجب است اما در اين بازي فقط به حرف من گوش كنيد. به عطايي گفتم كه از كنار حركت نكن و از وسط حمله كن چون خودم سه بازي تراكتور را ديده بودم و آخرش هم از همان وسط شوت كرد و توپ به گل تبديل شد. پس از بازي هم به هر كدام پنج ميليون دادم.
پس رشوه نداديد؟
من شرفم را ميدهم اما رشوه نميدهم. من اصل نظام را قبول دارم اما مرعوب افراد نميشوم، فرمان اگر به حاشيه ميرفت و دلالان را داشت كارش به اينجاها نميكشيد، دلالان زيادند و اگر از دستم ناراحت ميشوند، ميتوانم اساميشان را رو كنم، مطمئن باشيد اگر فرمان كريمي پول ميداد سقوط نميكرد.
چرا ليگبرتر را با فراز كمالوند ادامه نداديد؟ آن جمع مطبوعاتي دنبال گزينهاي ديگر بود؟
بعداز صعود به ليگبرتر گفتم تيم را ببند. شرايطمان همين بود كه شما سرمربي باش اما كمكهايت را تغيير بده. در ليگ دسته اول از من براي كمكمربي پول گرفتند اما وقتي به فدراسيون رفتم هيچ قراردادي با آن شخص وجود نداشت .با همه اين شرايط گفتم كه تيم را ببند و نزديك به دو ميليارد هم توان پرداخت دارم. فراز ليستي را آورد كه اتفاقا از بهترينها بودند نظير منيعي، آقايي، نصرتي، برهاني، رحمتي، ارشاد يوسفي و سيدجلال حسيني اما من توان نداشتم. بههر حال موضوع اصلي روي كمكها بود كه بايد دو نفر را تغيير ميداد.
س دليل جدايي يشيچ چه بود؟
در بازي با سپاهان در تهران به من خبر دادند كه يشيچ با شرفي در مورد تركيب درگير شده است و شرفي هم كه 30 ميليونش را گرفت اعلام كرد يا من يا يشيچ.
آقاي كريمي! همان طور كه شما قبلا هم گفته بوديد، از دلالان بسيار ضربه خورديد اما در يكي از جلسات سازمان ليگ گفته بوديد راهحل داريد. راهحل را بيان ميكنيد؟
دست دلالان را ميشود قطع كرد، البته ما مديرعاملان مقصريم كه پاي دلالان به وسط كشيده ميشود .ما الان براي هركدام از بازيكنانمان يك پروفايل درست كردهايم كه تمام اطلاعات اعم از فوتبالي و غيرفوتبالي در آن وجود دارد كه هركس بخواهد بازيكن تيم ما را بهخدمت بگيرد، بيايد روبهروي ما بنشيند و پروفايل را ببيند و بعد اگر خواست بازيكن را بگيرد.
دلالان بيشتر در ليگبرتر با شما تماس ميگرفتند يا در ليگ دستهاول؟
در هر دو ليگ، اما در ليگبرتر حضورشان وحشتناكتر است. با همه تماس ميگيرند و از هيچچيز و هيچكس هم نميترسند .من از آبرويم نميگذرم و به وقتش دلالان را معرفي خواهم كرد. شايد مسئولان فوتبال از اين موضوعات خبر نداشته باشند. به من پيامكوتاه ميزدند و ميگفتند بباز تا فلان مبلغ را بگيري يا اگر ميخواهي تيمت ببرد، اين مبلغ را به ما بده. فاجعه است آقا، فاجعه!
قبول داريد زماني كه ليگ يك بوديد، با برخي مطبوعات ارتباط خوبي داشتيد كه اخبار تيمتان را بهخوبي پوشش ميدادند؟ چرا سال گذشته در ليگبرتر اينگونه نبود؟
ما اگر امسال بدانيم مثل بلاي سال گذشته سرمان ميآيد، به ناچار بايد دوباره ارتباطاتمان را با مطبوعات برقرار كنيم (ميخندد) ولي باور كنيد من در ليگبرتر ريالي به احدي ندادم، دو نفر از سردبيران از من قول گرفتند كه حمايت كنند و مدركي هم گرفتند، اما ما پشيمان شديم .البته نامي از آنها نميبرم. خودشان ميدانند ولي واقعا در مطبوعات همه آلوده نيستند، من عقيده دارم خيليها كه شايد خبرنگار حرفهاي هم نباشند، بدون اينكه سردبير خبر داشته باشد، مشغول واسطهگري هستند كه تعدادشان هم زياد نيست و معمولا موفق هم نميشوند پولهاي خوبي به جيب بزنند. كلهگندههاي اين كار فقط سود ميبرند.
آقاي كريمي بهعنوان سوال آخر، در بازي شيرينفراز و كشتوصنعت شوشتر در ليگ يك سال گذشته (كه شما هم در شوشتر كنار تيم بوديد)در حاليكه تيمتان در شرايط مشكوكي چهار بر صفر جلو افتاد، شما از روي جايگاه ويژه بلند شديد و با حركات دست به عطايي و بازيكنان اشاره كرديد كه ديگر بس است و تيم بيشتر از چهار گل نزد. اين شائبه به وجود نميآيد كه شما شوشتريها را خريده بوديد و دستور داديد آنها بيشتر از چهار گل نزنند تا تابلو نشود؟
باز هم ميگويم كه به شرافتم قسم ميخورم به احدالناسي يك ريال رشوه ندادم. اين كار براي اين بود كه به تيم حريف توهين نشود و بيشتر از چهار گل دريافت نكنند. در ضمن حريف ما در بازي همزمان هفت گل زده بود، ما با يك پيروزي يك بر صفر هم به پليآف صعود ميكرديم و احتياجي به پيروزي پرگل نداشتيم. شوشتريها مقابل ما خيليخوب بازي كردند، چرا به آنها شك نميكنيد؟
شما از رقم دو ميليارد ميگوييد اما خيليها رقم بالاتري ميگويند.
اينكه ميگويند براي حضور در ليگبرتر پنج ميليارد ميخواهند دروغ است و بلوفي بيش نيست .شيرينفراز سال اول يك ميليارد و 300 ميليون هزينه داشت كه پرت هزينههايش 700 ميليون بود و امسال هم دو ميليارد و 300 ميليون بود كه اينبار هزينه اضافيمان مربوط به مربيها بود كه 430 ميليون به اين خاطر دادم. براي بازيكنان خارجي و تستدادنهايشان هم 200 ميليون دادم.
موضوع اصغر شرفي چه بود كه بعدها او را متهم به واسطهگري و دلالي كرديد؟ چطور انتخابش كرده بوديد؟
بههر حال واسطهها پيشنهاد دادند و من شرفي را آوردم. با او عهدي بستم تا مشكلي پيش نيايد. اول فصل مشكل ويژهاي برايم پيش آمد كه به تمرين نيامدم و از همانجا ضربه خوردم. وقتي رفتم، ديدم 80 بازيكن در زمين هستند و از شرفي پرسيدم اينها چه كساني هستند. او هم گفت ميخواهند تست بدهند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
لطف كردند و توالت ساختند!
قصه یک قصه تکراری است. تماشاچیان باز هم در همان شرایط غیراستاندارد در ورزشگاهها نگهداری خواهند شد. باز هم به آنها به چشم یک طفیلی نگریسته میشود و باز هم هنگام اتمام مسابقهای حساس با نوازش اشیاي سفتی به بیرون هدایت میشوند! کسی به راه اصولی برای راهاندازی ایستگاه متروی ورزشگاه فکر نمیکند و آدمها باز هم مثل ساندویچ درون مینیبوسها به این سو و آن سوی شهر میروند.
به تقویم خود نگاه کنید. فقط چند روز دیگر به آغاز لیگ نهم باقی مانده است و دغدغهها، هنوز همان دغدغههای قدیمی هستند. باشگاههای حاضر در لیگ برتر کماکان به جامعه تماشاچیان به چشم یک ابزار نگاه میکنند؛ ابزاری که وظیفه دارد در سرما و گرما به ورزشگاه برود، برای تیم موردعلاقهاش آنقدر عربده بکشد که تارهای صوتیاش پاره شود؛ از بازیکن گرفته تا فک و فامیلهای مدیرعامل را تشویق کند و در همه حالت آدم باشد. در مقابل باشگاهها چه وظیفهای دارند؟ پاسخ این است: «هیچ».
اگر چه ضیا آذری، مدیر مجموعه ورزشی آزادی از افزایش سرویسهای بهداشتی به 342دستگاه خبر میدهد و با خوشحالی ميگويد که نور ورزشگاه از 1000 لوکس به 2000 لوکس افزایش پیدا کرده است، اما با برگزاری اولین بازی، مشکلات عجیب و غریب خود را نشان خواهند داد. مشکل این است که تماشاچیان نیز به حقوق خود ناآشنا هستند و بسیاری زیاد شدن سرویسهای بهداشتی را یک لطف میدانند. مطمئن باشید بوفهها و کیفیت اقلام خوراکی ارائه شده، همان است که بود. شیوه بازرسی بدنی، آفتابی که مستقیم توی مغزت میخورد، بیبرنامگی در فروش بلیت، بازار سیاهی که بیداد خواهد کرد، برخوردهای کلیشهای با تماشاچیان، آبخوریهایی با آب گرم و دهها نفر که توی صف ایستادهاند تا عطشی فرو نشانند و دهها مورد دیگر که خودتان به زودی خواهید دید، همه همان است كه بود.
[Only registered and activated users can see links]
باید پرسید چرا توان به اتمام رساندن پروژهای مثل ورزشگاه نقشجهان را نداریم؟ لطفا هیچکس الکی ژست مدیریتی نگیرد و با قیافه حق به جانب جوری نگاه نکند که انگار او از اسرار پشت پردهای باخبر است و ما چیزی سرمان نمیشود. اصلا ما چیزی سرمان نمیشود؛ پس لطفا در همین چند روز باقیمانده تا شروع لیگ ورزشگاه نقش جهان را بعد از 15-10 سال برای برگزاری مسابقات آماده کنید و به مردم تحویل دهید. همینطور ورزشگاه یادگار امام (ره ) و چندین ورزشگاه دیگر را. راستی محض اطلاع باید بگوییم ورزشگاه چهلهزار نفری آبادان تا دو سال دیگر وارد سیامین سال آغاز ساخت خود میشود و طبق برآوردها عمر مفید آن تمام میشود و نیازمند بهسازی کلی است.
از تماشاچیان انتظار دارند که همیشه نماد مطلق اخلاق باشند. خب، انتظار بجایی است ولی قبل از آن حرفهای عباس چمنیان، مدیر گروه تربیتبدنی دانشگاه علوم پزشكی مشهد را بخوانید تا بعد: «اولین قدم در راه اصلاح فضای ورزشگاهها احترام به شخصیت تماشاچی است. به این معنی که باید امکانات خوبی برای آنها در ورزشگاه فراهم کنیم. تا زمانی که مسئولان نگاه توام با احترام به تماشاچی نداشته باشند نمیتوان توقع خاصی از تماشاچیان داشت.»
آذری به خبرنگاران گفته است که با اقدامات انجام شده، تماشاچیان دیگر نمیتوانند صندلیها را از جا بکنند، با اين حال به جای خوشحالی باید افسوس خورد. پاک کردن صورتمسئله هیچگاه چیزی را حل نکرده است. این گفته نشان میدهد مشکلات پابرجا هستند و تنها به کمک سیمان و بتن باید رفتارهای خشونتآمیز را به حداقل رساند.
بوشهریهـا، شادمــان از بهسازی ورزشگاه شهید بهشتی، از استانداردسازی رختکنها و سرویسهای بهداشتی حرف میزنند. این حق آنها است که در اولین سال حضور در لیگبرتر به میهمانان خود اطمینان بدهند؛ درست مثل همه شهرستانهای دیگر. ولی مشکل آنجاست که همه در ارائه تعریفی درست از یک ورزشگاه استاندارد دچار مشکل هستیم. فقط کافی است کمی صبر کنید تا ببینید آیا از چیزهایی مثل میکس زوم، اتاق کنفرانس اصولی (نه یک انباری که توسط اوستاحسن تغییر کاربری یافته)، امکانات ویژه خبرنگاران و تسهیلات لازم برای تماشاچیان خبری هست یا خیر؟
محمد احمدزاده هنوز نمیداند تیمش در کدام ورزشگاه بازی میکند. ورزشگاههای کوچک شهرستانها نیز تفاوت چندانی با گذشته نکردهاند. اشتباه نکنید، منظور رنگ و لعابدادن با چهار تا قلممو و دیوارکشی به سبک بدوی نیست. ما به دنبال یک ورزشگاه ایدهآل هستیم. میفهمید؟ ایدهآل. ایدهآل و باز هم ایدهآل!
منیع ([Only registered and activated users can see links])
نفس كشیدن در فساد
دغدغههای این فوتبال تقریبا وارونه شده است. مدیر و مربی پاس هر روز در مصاحبههای خود خبر از تماس حسین هدایتی با داور بازی پاس- استیلآذین میدهند و مدعی دادن چك به داور هستند اما این خبر تنها در روزنامهها به صورت چند خبر و چند مطلب بلند كار میشود اما مورد پیگیری دقیق قرار نمیگیرد
از سويی دیگر حنطه در كنفرانس مطبوعاتیاش خیلی روشن و واضح از تبانی چند بازیكن ابومسلم با فرهاد كاظمی و محمدرضا ساكت حرف میزند و به جای اینكه این سرنخی باشد برای مطبوعات و رسانهها تا مهمترین عامل بازدارنده فوتبال ایران را محاصره كنند و به ریشه ماجرا بزنند، خیلی زود مثل خود حنطه كه زیر حرفش میزند، از سوژه جدا میشوند. البته سیستم ادارهكننده فوتبال طوری رفتار كرده كه جامعه مطبوعات بیخیال این جور مسائل شود، اما فلسفه وجودی رسانه چیست؟ غیر از اینكه چشم و گوش جامعه است و البته زبان؟ زبانی كه باید برای گفتن حقایق كار كند و به ریشه بزند؟
[Only registered and activated users can see links]
ریشه فوتبال همه جای دنیا همین مسائلی است كه در ایران خیلی راحت از كنارش میگذرند؛ مسائلی كه تنها یك نمونهاش وقتی در انگلیس یا ایتالیا رخ میدهد، كل جامعه فوتبالشان را زیر سوال میبرد و تا چند هفته و شاید چند ماه، همه بسیج میشوند تا ریشه فساد را بخشكانند. اینجا هم البته همین كار را میكنند اما در جهت معكوس؛ محمد مایلیكهن را به جرم گفتن حقایقی در مورد چند مربی و مدیر، چند هفته از نشستن روی نیمكت محروم میكنند و برای اینكه ساكتش كنند، به او یك جایزه اخلاق نمادین میدهند. فوتبالی كه در آن به راحتی میتوان بازیكن حریف را خرید، به همین جايی میرسد كه امروز رسیده؛ به جايی كه وقتی بازی پرسپولیس- استقلال اهواز را میبینیم، انگار داریم بازی چند تا رفیق در ساحل شمال را تماشا میكنیم كه كل هفته را در بازار كار كردهاند و حالا میخواهند برای چند دقیقه عرق بریزند و ورزشی كرده باشند. فساد، ریشه همه چیز را میزند.
ما ریشه را ول كردهایم و چسبیدهایم به نقد ساقه و برگ. كسی نمیگوید آقایانی كه اسمشان در این یادداشت آمد، مجرم هستند اما حداقل میتوان به چشم «متهم» بهشان نگاه كرد. حداقل میشود آنقدر روی این سوژهها ریز شد تا چند نكته بر مردم روشن شود و معلوم شود كه تا نباشد چیزكی، مربی و مدیر و خبرنگار و حتی مردم نگویند چیزها. فساد در فوتبال ایران به حدی رسیده كه حتی مردم در كوچه و خیابان هم از خرابی خیلی چیزها خبر دارند.
فقط تیم بستن این اساتید را نگاه كنید تا بوی گند این فوتبال به مشامتان برسد. این «دكان» باز است برای پر شدن جیب بعضیها، خالی شدن فوتبال از فكر، سلامت ذهنی، قدرت جسمانی، انگیزه، وجدان و موفقیت. راستی این مثل وارونگی هوا نیست كه باعث سخت شدن تنفس میشود؟
منبع ([Only registered and activated users can see links])
اعترافات تکاندهنده منوچهر صالحی در رابطه با همکاری با جادوگر
من سالها ست امیر -الف را ميشناسم. به كار او اعتقاد دارم. نميدانم او نيروي ماوراءالطبيعه دارد يا انرژي خاص. من در سالهاي اخير از او كمك گرفتهام و تا آخرش هم هستم
الف. الف. فوتبالیها و روزنامهنگاران ورزشی به خوبی با این اسم آشنایند. اسم کوچک او امیر است و فامیلیاش منتسب به یکی از چهرهای بنام تاریخی.او نه بازیکن است، نه مدیر و نه مربی. از سالهای گذشته و اگر دقیقتر بگوییم از سال 82 نام این چهره غیررسمی فوتبال ایران توسط خبرنگاران ورزشی دهان به دهان چرخید. اینکه امیر الف، با بهرهگیری از نیروی ماوراءالطبیعه باعث برد و باخت تیمها در میادین فوتبال ميشود.
خانه مرموز کلاک کرج
اولین بار روزنامه ورزشی دولت این شایعه را منتشر کرد و حتی خبرنگارانی به کلاک کرج فرستاد؛ محل سکونت این چهره خبرساز فوتبال ایران. کلاک کرج محله فقیرنشینی است و خبرنگاران مذکور راه پرپیچ و خم و پر از سراشیبی این منطقه را طی کردند تا به خانهای که گفته ميشد محل سکونت وی است، رسیدند؛ غافل از اینکه خانهاش در منتهیالیه این محله قرار دارد، جایی که مستقیما به اتوبان ميخورد. دم در ورودی آن اشخاصی با لباس یکی از تیمهای لیگ برتری حضور داشتند که معلوم نبود از خود باشگاهند یا افرادی عادی که صرفا پیراهن این باشگاه را پوشیدهاند. خبرنگاران اجازه ورود خواستند اما پاسخ منفی شنیدند تا شایعه همچنان شایعه بماند. امیر الف در تمام این سالها در فوتبال ایران، بهتر بگوییم، ورزش ایران حضور داشته اما هیچ ورزشکار، مربی یا مدیری حاضر به تایید همکاری با وی نشده است. شایعات متعددی از حضور مربیان و بازیکنان مختلف و مشهور در منزل الف. الف در این چند سال دهان به دهان منتقل شده و حتی به صفحات روزنامهها راه یافته اما همهاش در حد شایعه مانده است. دیروز اما یک مدیر فوتبال ایران معترف شد که با او طی سالیان متمادی همکاری داشته و از نیروی او بهره گرفته است. این تاییدیه در واقع تاییدیهای است بر حضور جادوگر و به عبارتی نیروهای ماوراءالطبیعه در فوتبال ایران.
در سایپا، استقلال و حتی تیم ملی
منوچهر صالحی از جمله باتجربهترین مدیران فوتبال ایران است. او سالها مدیرعامل باشگاه سایپا بوده؛ در استقلال مدیریت کرده و مدتی هم در فدراسیون فوتبال بوده است. او روز گذشته معترف شد که سالهای سال با امیر الف همکاری ميکرده و از این همکاری نیز به غایت راضی بوده است: «من سالها مدیر بودم. این آقایی را که اسمش را بردید به خوبی ميشناسم و به او اعتقاد راسخ دارم. امیر ... از دوستان من است. نمی دانم او نیروی ماوراءطبیعی دارد ، انرژی خاصی دارد یا به چیزهایی رسیده که یک فرد عادی به آنها نرسیده است اما هر چه باشد من به او اعتقاد دارم و بارها و بارها در این سالها از او کمک گرفتهام.» او ادامه ميدهد: «من باید بگویم که برای پنج تیم از او کمک گرفتهام. چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم. چه زمانی که مدیرعامل بودم و چه زمانی که نماینده تامالاختیار بودم. او واقعا به ما کمک کرد. از طریق نیرویی که دارد و کارهایی که به ما توصیه کرده، آنها را انجام دهیم و من باید بگویم که از کمکهای او نتایج خوبی گرفتیم.»
صالحی در سایپا مدیرعامل بوده و منظورش از جایی که تامالاختیار بوده بدون شک استقلال است. او مدیر بازاریابی فدراسیون و از نزدیکترین دوستان دادگان هم بوده. به عبارت دیگر امیر الف به تمامی این تیمها کمک کرده است. صالحی توضیحات کامل درباره شیوه کار امیر الف را به آینده موکول ميکند اما نکته جالب دیگری را هم فاش ميکند؛ اینکه او با تیم ملی هم همکاری غیرمستقیم در یک پروژه داشته و با راهآهن نیز همكاری ميکرده است.
مدال ورزشکار معروف هدیه به الف. الف
درباره امیر الف شایعه کم نیست که با اعترافات منوچهرصالحی حالا باید به دیده جدیتری به آنها نگریست. اینکه مدال یکی از نامیترین ورزشکاران ایران به وی اهدا شده است و اینکه یک مربی فوقالعاده شهیر نزد او رفت و آمد داشته است. صالحی ميگوید او قادر است 30 سال فوتبال ایران را به جلو ببرد. واقعا ادعای جالبی است. امیر الف چه ميکند که اینگونه در مورد او ميگویند؟
شایعهای که به اینجا رسید
چای را نخوردند، شاکی شد
آنچه باعث شد که برای اولین بار همکاری امیر الف، جادوگر و رمال از دید افرادی که به این مسائل اعتقادی ندارند و آن را خرافه ميخوانند و مردی با نیروی ماوراءالطبیعه و دارای انرژی خاص از دید افرادی که او را قبول دارند ، با تیمهای لیگ برتری به طور رسمی تایید شود، شایعهای بود که با منوچهر صالحی در میان گذاشته شد. اینکه قبل از آخرین بازی فصل یکی از مدعیان قهرمانی لیگ گذشته، او به همراه سرپرست و سرمربی آن تیم نزد امیر الف ميرود و از او برای قهرمانی این تیم کمک ميخواهد. گفته ميشود این جلسه نیمهکاره ميماند چرا که آقای سرپرست چای میزبان را نمینوشد و باعث دلخوری وی ميشود، به طوری که او با چهرهای بر افروخته به سرپرست و سرمربی ميگوید: «اگر اعتقادی به من ندارید نمیشود کاری کرد... » صالحی این ملاقات را تکذیب ميکند اما در ادامه مسائلی را بازگو ميکند که حکایت از حضور الف. الف در فوتبال ایران و تاییدیه شایعاتی است که درباره این چهره مرموز فوتبال ایران شنیده ميشد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ماجرایی تکان دهنده:پاس جلالي را الف. الف قهرمان کرد
همه ميدانند که پاس را امیرخان (امیر الف) قهرمان کرد. مجید جلالی رفیق شش دانگ اوست و در آن سال بارها و بارها از وی کمک گرفت.» او ادامه داد: «گرچه سردار آجورلو هم منکر ميشود اما او هم به طور کامل در جریان بوده است.»
در انتظار پاسخ جلالی
دنیای فوتبال بدون قضاوت درباره ادعاهای مختلف و با این توضیح که انتشار مطالب به معنای تایید آنها از جانب نشریه نیست، آمادگی دریافت و چاپ مقالات محققان و اساتید مسلط بر این حوزه را دارد. ضمن اینکه حق پاسخگویی برای مجید جلالی و سایر مربیانی که نام آنان در این گزارش از سوی فرد مصاحبه شونده برده شده، محفوظ است.
در تازهترین ادعاها پیرامون فردی به نام الف. الف، معاون منوچهر صالحی گفت که وی عامل اصلی قهرمانی پاس تهران در سال 83 بوده است. سردار خوشنظر که قبل از انقلاب سابقه بازی در سطح اول فوتبال را داشت و از سال 63 وارد امور اجرایی در فوتبال شده است، روز گذشته به خبرنگار دنیای فوتبال گفت: «همه ميدانند که پاس را امیرخان (امیر الف) قهرمان کرد. مجید جلالی رفیق شش دانگ اوست و در آن سال بارها و بارها از وی کمک گرفت.» او ادامه داد: «گرچه سردار آجورلو هم منکر ميشود اما او هم به طور کامل در جریان بوده است.» سردار خوشنظر در ادامه گفتوگو به ارتباط گسترده مربیان شهیر فوتبال ایران با امیر الف اشاره کرده و مدعی شده است: «شما از من ميپرسید که کدام مربیان نزد او رفتهاند. من ميخواهم بگویم که اصلا آيا کسی هست که با او ارتباط نداشته باشد؟! از قلعهنویی گرفته تا فرهاد کاظمی و مجتبی تقوی، همه نزد او رفتوآمد دارند. حتي دایی هم آنجا رفته و جلالی هم که رفیق شش دانگش است.» او که با اطمینان از کمالات الف. الف سخن ميگفت، تاکید داشت که بنویسیم با این اوصاف، مربیان بیهوده قراردادهای کلان ميبندند.
وی در شرایطی از امیر قلعهنویی به عنوان یکی از مربیانی که به منزل الف. الف رفتوآمد دارد، نام ميبرد که او در کنفرانس خبری بازی سپاهان و استقلال اهواز و در پاسخ به سوالی که چرا درباره مسائل حاشیهای و ارتباط با جادوگر، جواب ميدهید، گفته بود: «من خودم استاد حاشیهام. با این مسائل وارد حاشیه نمیشوم.»
الف. الف خیر هم هست
ماجرای حضور مربیان لیگ برتر در منزلی در کلاک کرج، جایی که امیر الف در آنجا زندگی ميکند، هنگامی به سوژه محافل خبری بدل شد که منوچهر صالحی اعتراف کرد که در پنج تیم مختلف از امیر الف کمک ميگرفته است. او تاکید داشت که وی دارای نیروی ماوراءالطبیعه بوده و به غایت از کمکهایی که از جانب وی رسیده رضایت دارد. دیروز اما سردار خوشنظر زوایای دیگری از این ساکن مرموز محله کلاک کرج را روشن کرد. او گفت: «این سید، برادر شهید است و هنگامی که برادر وی به شهادت رسید جرقهای در او زده شد. او دستی در کارهای خیر نیز دارد و دارای موسسات خیریه است. او در کلاک کرج و در خانهای محقر در یک باغچه سکونت دارد و بنده نیز به کارهای وی اعتقاد دارم و به کار گرفتن واژه جادوگری را برای وی اصلا و ابدا قبول ندارم. من مواردی از وی دیدهام و مطمئن شدهام که خداوند به او توجه خاص داشته است.»
نامه يكي از نزديكان الف.الف به «دنياي فوتبال»
به او نگوييد جادوگر
در پي انتشار گزارشي پيرامون همكاري منوچهر صالحي با الف.الف در شماره روز پنجشنبه دنياي فوتبال، نمابري به روزنامه ارسال شد و فردي كه خود را دكتر محمود عبايي، عضو هيات علمي دانشگاه و مدرس فلسفه و عرفان اسلامي معرفي كرده، به تفصيل درباره اين چهره خبرساز مطالبي را نوشته است. وي در اين نوشته از دنياي فوتبال خواسته از لفظ جادوگر براي معرفي الف.الف استفاده نكند و او را فردي وارسته و داراي علو همت و بينش بلند عرفاني و واجد تاييدات الهي خوانده است.
شــــــايد اينجــــانب اولين شخصي بودهام كه زمينه آشنايي و ارتباط بسياري از مديران جامعه ورزشي و ورزشكاران را به طور مستقيم يا غير مستقيم با جناب آقاي الف.الف فراهم آوردهام.
مديران ورزشي بنا بر اعتمادي كه به اينجانب داشتهاند و باتوجه به رشته تحصيلي، تحقيقات و آگاهي نسبي به موضوعات معنوي و عرفاني از اينجانب خواستند كه موضوع توانايي و مقامات احتمالي روحاني و عرفاني ايشان را بررسي نمايم.
اينجانب پس از چندين جلسه گفتگو و بررسيهاي ديگر و مشاورهخواهي از محققان تراز اول حوزههاي علوم عرفاني و معنوي، جناب آقاي الف.الف را فردي وارسته- داراي علو همت، عشق به خداوند، علاقهمند بهخدمت، داراي بينش بلند عرفاني و واجد تاييدات الهي يافتم تا آنجا كه تعدادي از علماي تراز اول ديني، مدرسان حوزه و دانشگاه و محققان برجسته عرفان اسلامي، مقامات معنوي و صلاحيت اخلاقي ايشان را تاييد كردهاند.
كمكهاي مادي و معنوي ايشان در موضوع ورزش كشور خود نيازمند يك تحقيق علمي و مبسوط ديگر است كه در اين مختصر نميگنجد و بنا به اطلاعات اينجانب در چارچوب قوانين، مقررات عرف، اصول، موازين اخلاقي و پرهيز از شيوههاي مذموم جادوگري انجام شده است.
ورود به اين حوزه نيازمند مطالعات دامنهدار، استفاده از كارشناسان فن تحقيقات متديك در زمينه سير و سلوك و داوري منصفانه است و جاي شگفتي است كه برخي از مطبوعات با گرايشهاي ژورناليستي يكي از مهمترين موضوعات معنوي و آيات انفسي الهي را با به كار بستن عنوان جادوگري تخفيف و تنزل دهند.
به كار بستن عنوان جادوگر براي اين شخصيت يك عنوان نادرست، تحريف شده و ناجوانمردانه است كه ميتواند پيگرد قانوني نيز داشته باشد. لذا با توجه به عدم آگاهي دقيق آن مطبوعه از مضامين علوم غريبه و تفكيك آن از معارف الهيه شايستهتر آن است كه آن روزنامه محترم و سايرين از به كار بردن اين عنوان مجعول خودداري كرده و ضمن پرهيز از روشهاي ژورناليستي و موجآفريني مطبوعاتي با استفاده از كارشناسان فن به تحقيقات اصولي در زمينه علوم معنوي و شخصيتهاي عرفاني بپردازند.
در گذشته نيز شخصيتهاي نوراني و ارجمندي در دامان فرهنگ و علوم اسلامي، به ويژه مكتب نوراني اهل بيت عصمت و طهارت پروريده شدهاند كه در زمان خود مجهول و مغفول بودهاند و پس از سالها قدر منزلت، مقامات و كرامات آنها به تدريج و به قدر وسع طالبان آشكار شده است. بد نيست كه با مراجعه به حافظه تاريخي و مستندات مكتوب نگاهي به زندگي بزرگان صاحبنفسي مانند مرحوم نخودكي اصفهاني، مرحوم كشميري، مرحــــوم شيخجعفر مجتهدي، مرحوم حاجآقا رحيم ارباب، مرحوم چلويي و برجستگاني همچون آيتالله قاضي، علامه طباطبايي، آيتالله بهاءالديني و بسياري ديگر از مفاخر معنوي و ذخاير الهي كه خداوند مقامات اخروي آنها را بيافزايد بياندازيم و احتمال دهيم كه چنين شخصيتهاي بزرگي در گوشه و كنار اين دنياي پرهياهو وجود داشته باشند و بنا بر ماموريت باطني خويش به طور خاموش به كار ارشاد و هدايت معنوي طالبان حقيقت مشغول باشند.
در خصوص امكان تحقق تاثير علل طولي در مناسبات و رخدادهاي عالم طبيعت و مناسبات انساني و اجتماعي و راههاي استمداد از عوامل ملكوتي در اين نشئه از عالم هستي و اينكه آيا اين نوع مداخلات و تاثيرات تحت دولت كدام اسم از اسماء الهي انجام ميشود و اينكه آيا اين امور نافي ارادههاي شخصي و ناقض اسباب و مسببات دنيوي هست يا نه؟ و يا اينكه اين تاثيرات مقتضي عدالت است يا نه؟ مطالب عاليتري وجود دارد كه در حد وسع مخاطبان محترم و اين مطبوعه نيست و تفصيل آن را ميتوان در كتب تخصصي عرفاني ضمن مسئله ولايت تكوينيه الهيه جستجو كرد كه شايد در مجالي ديگر به آن نيز پرداخته شود.
به شهادت اينجانب و بسياري از دوستان همرازي كه حقايق بسياري درباره جناب الف.الف ميدانند گواهي ميدهند كه ايشان از طريق دعا و توسل به درگاه الهي، ذكر اسماء الهي و نذر و توصيه به عمل صالح و پرهيزگاري و البته همت عالي و نفس معنوي خويش كمكهاي موثري به همگان از جمله تيمهاي ورزشي، مديران و شخصيتهاي گوناگون نموده است و اين كمكها براي آنان كه چشمان دل را گشوده داشتهاند، اسباب هدايت و ارشاد و عمل صالح و خدادوستي بيشتري شده است و تمامي اين خدمات شايسته تقدير و تجليل است. اينجانب اعتقاد دارم كه شخصيت بلند و معنوي جناب الف.الف يك نعمت الهي و يك سرمايه اجتماعي است كه در صورت شناخت درست و مواجهه صحيح با آن ميتوان شكر آن نعمت را برآورد و زمينه پيشرفت ورزش ايران را هم جهت توسعه ارزشهاي الهي و انساني و هم از جهت كسب قلههاي افتخارات بينالمللي فراهم آورد كه متاسفانه رويه ناصواب ما در جهت كفران نعمالهي و تخريب مفاخر علمي و معنوي حركت كرده است كه اميدوارم رسانههاي آگاه و مسئول در جهت جبران اين خسارت و روشنگري و بهرهمندي خردمندانه پيشگام و پيشرو باشند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
دست نوشتهای برای آقای الف. الف
اگر به خودت اعتقاد داری و واقعا معتقد به داشتن قدرت خاص برای تاثیرگذاری بر نتایج هستی پس حتما به یک باور رسیدهای. آقای الف. الف، در این باور تو طرفداران تیمهای حریف جایی ندارند؟ ندارند؛ ميدانم که ندارند، اگر داشتند کمی هم به روند عادی مسابقه بدون کمک گرفتن از چیزی که تو مدعی داشتنش هستی، فکر ميکردند. بفهم ميخواهم چه بگویم! مجبورم نکن که بیشتر توضیح دهم. چون در آن صورت آخرین روزنهها برای شنیدن حرفهایت بسته ميشود. هان؟ چيه؟ خیلیخب، چارهای نیست. بیشتر توضیح ميدهم.
غول چراغ جادو مال قصهها است. هیچ علاءالدین و سندبادی وجود ندارد. برای هیچ خبری پیرامون قالیچه پرنده، دیگر تره هم خرد نمیکنند. اینجا آدمها خودشان برای خودشان غول چراغ جادو هستند. برای خودشان نام مستعار علاءالدین را انتخاب میکنند و کلی قالیچه پرنده توی خانههایشان دارند؛ پس لطفا با این جماعت از« ورد» سخن نگو. ما خودمان «ذات ورد» را به چالش کشیدهایم و یک آب هم رویش. با تو هستم. شاید هم بهتر بود ميگفتم با شما هستم؛ بله. شما آقای الف. الف که هیچگاه حرفهای پیرامونت را تکذیب نکردهای و این تکذیب نکردن چیزی به نام شک را تقویت ميکند. اصلا شاید به چنین شکی نیاز داری تا در بورس باقی بمانی. خندهدار است ولی با آنکه هیچگاه فکرش را نمیکردم در یک روزنامه ورزشی بخواهم از تاثیر «قدرت خاص» بر فوتبال بنویسم ولی حالا دیگر چارهای نیست. مينویسم و تو ميخوانی چون باید بخوانی؛ چون چارهای نداری، چون...
آقای الف. الف میدانی بعضیها من را ترساندند: «وارد این حیطه نشو. چون پر از خط قرمز است.» درست به همین دلیل من وارد ميشوم. تو مدعی داشتن قدرت خاص برای تاثیرگذاری بر نتایج مسابقات هستی. خیلیها هم این روزها در مقام دفاع از تو برآمدهاند و حتی حرفهایی میزنند که مرزی فرازمینی برایت تعیین کنند. تو باید تکذیب ميکردی آقای الف. الف؛ باید تکذیب ميکردی و حالا که تصمیم گرفتی بازی را تا آخر ادامه دهی پس پرده را کنار بزن. فوتبال مردمی، ورزشی روراست است، حتی گندکاریهایش نیز مردمی است. پشت پردههای زیادی وجود دارند. نمیگویم که ندارند ولی یک چیز را خوب ميدانم که نیت پاک حتی وقتی به دروغ آغشته شود باز هم خودش را برای رهایی از عذاب وجدان لو ميدهد. تو چنین حسی نداری؟ جواب بده! تو چنین حسی نداری؟ حالا برایت ميگویم که چرا باید وجدانت درد گرفته باشد؛ گوش کن.
مرتبطان با تو به کارهایت اعتقاد دارند. بسیار خب. قبول. پس حتما خوب ميدانی که اول از همه باید خودت به خودت اعتقاد داشته باشی. داری یا نه؟ نترس، این نوشته را ميتوانی در خلوت بخوانی و حداقل پیش وجدان خودت راحت باشی. در خلوت هیچکس نیست. هیچکس به جز خدا که ستارالعیوب است.
پسرک ميآید ورزشگاه. ميآید تا بازی تیم محبوبش را ببیند و به بهانه فوتبال یادش برود که ننه دو شب تمام است دمبه را آب ميکند و ميریزد توی ظرف و نان خشک شده را رویش ترید ميکند و به جای شام ميبندد به خیک او و رعنا کوچولو و امیر، تا سر گرسنه روی بالش نگذارند. ميآید ورزشگاه تا جیغ بکشد. تا تمام فریادهایش را سر فوتبال خالی کند. آنوقت تو بر حسب چیزی که خودت به آن اعتقاد داری تلاش ميکنی تا تیم او از راههای غیرمرسوم بازنده شود. همه راهها را ميروی تا آنها که به تو اطمینان کردهاند و بازی مردانه فوتبال را با رمل و اسطرلاب اشتباه گرفتهاند راضی شوند. بازی که تمام شد آنها سوار بر ماشینهای آخرین مدل خود ميشوند و به رستوران چند ستاره ميروند تا شکمهای برآمده را به جشن پیروزی دعوت کنند. پسرک چی آقای الف. الف؟ پسرک چه ميشود؟ اصلا به او فکر هم ميکنی یا پیرو مکتب: « به من چه؟» هستی؟ ببین؛ من اما چیز دیگری ميگویم. پسرک پیروز ميشود. مطمئن باش. ولی تو با خودت چه ميکنی که بر مبنای آنچه به آن اعتقاد داری باعث شکست او شدهای. ببین؛ نمیگویم اینگونه است و تنها دارم بر اطمینان خودت به خودت حرف ميزنم. میفهمی آقای الف. الف؟ یک چیز را خوب ميدانم و آن این که حقیقت هیچگاه خودش را در خانه قایم نمیکند و دم در ... هیچی. ولش کن. ولش کن و با دنیایی که برای خودت ساختهای خوش باش. خدا یاور همه ما باشد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
خبر اخراج دو لژيونر ايراني از باشگاه اوساسونا که گفته می شود به دلیل حضور و درگیری در یک کلوب شبانه رخ داده است به سرعت در شهر پیچید و تماس های متعددی را به این خبرگزاری در پی داشت و این در حالي است که هنوز هيچ پايگاه رسمي خبري و به خصوص سایت اوساسونا آن را تاييد نكرده است.
به گزارش ایلنا، ساعتي پيش خبر اخراج جواد نكونام و مسعود شجاعي دو بازيكن كليدي اوساسونا به دليل مسائل غير فوتبالي در آستانه بازي حساس با تنه ريف در هفته دوم منتشر شد.
روابط عمومي اوساسونا از پاسخگويي در اين مورد خودداري كرده و حاضر به توضيح شفاف در اين خصوص نيست.
سايت هاي معتبر فوتبال اسپانيا و خبرگزاري هاي رسمي جهان هيچ اشاره اي به اين خبر نكرده اند.
برخي سايتهاي مدعي شدند اين خبر روي صفحه اول سايت باشگاه اوساسونا قرار گرفته و دقايقي بعد حذف شد.
البته ما دوست نداریم این خبر صحت داشته باشد اما اگر چنین چیزی باشد برای این دو فوتبالیست باید تاسف خورد.
-----------------------------------------------------------
ویرایش خودم »»»»»»» مثل اینکه هکر ها به سایت اوساسونا حمله کرده و این خبر را رو سایت اوساسونا قرار دادند!!!!
به نقل از گل:[Only registered and activated users can see links]
Nastaran
10-09-2009, 02:29
[Only registered and activated users can see links]
این طور به نظر می رسد که اتفاقات جنجالی در دنیای فوتبال پایانی ندارد و این بار این ماجرا دامن گیر ستاره های ایرانی شاغل در اوساسونا شده است.
به گزارش ایلنا، در تمام طول سه شنبه شب تا سحرگاه چهارشنبه، خبری بر روی وب سایت رسمی باشگاه اوساسونا قرارداشت که بسیار تعجب انگیز و در عین حال عجیب به نظر می رسید. تیتر این خبر بدین ترتیب بود:« قرارداد مسعود شجاعی و جواد نکونام باطل شد.» و متن آن به این نکته اشاره داشت که جواد نکونام و مسعود شجاعی به خاطر گردشهای شبانه و حضور در کلوپ شبانه در نزدیکی پامپلونا از ترکیب تیم اسپانیایی اخراج شده اند؛ خبری که کاملا اشتباه بود.
در متن این خبر آمده:« سران باشگاه اتلتیکو اوساسونا در نهایت مجبور شدند تا قرارداد دو بازیکن ایرانی خود یعنی جوادنکونام و مسعود شجاعی را به دلیل جنجال سازی از سوی این دو بازیکن به دلیل حضور در گردشهای شبانه شان در منطقه ای در اطراف پامپلونا را لغو کنند. این تصمیم عصر سه شنبه از سوی مسئولان این باشگاه اتخاد شد و پس از آن بود که قرارداد این دو بازیکن لغو گردید.»
این متن کامل خبری بود که از سه شنبه شب تا سحرگاه 4شنبه برروی وب سایت رسمی باشگاه اوساسونا قرار داشت. در نهایت مشخص شد که یک هکر ، وب سایت باشگاه اسپانیایی را هک کرده و این خبر را برروی این وب سایت قرار داده است. دراولین ساعات صبح 4شنبه و زمانی که مسئولان باشگاه متوجه این موضوع شدند، بلافاصله خبر کذبی که از سوی هکر در این وب سایت قرار داده شده بود را حذف کردند.البته تاکنون واکنش یا اظهارنظری از سوی سران این باشگاه یا این دو بازیکن صورت نگرفته است.
جواد نکونام در گفت و گو با سایت گل گفت که بابت این قضیه حتی شکایتی هم تنظیم کرده ولی مقامات اسپانیایی به او گفته اند از آنجا که نکونام یک بازیکن خارجی در لالیگا محسوب می شود، این قضیه به پلیس اینترپل مربوط می شود و او باید از این طریق شکایت خود را بررسی کند.
البته این اولین بار نیست که چنین اتفاقی در دنياي فوتبال رخ مي دهد، پیش از اين نیز، هواداران افراطی باشگاه بارسلونا در اقداماتي مشابه، به هک کردن وب سايتها و انتشار اخبار کذب روی آورده بودند ولی تلاش برای سو استفاده از نام بازیکن یا بازیکنانی خاص دست کم در فوتبال اسپانيا کم سابقه بوده است.
با این وجود سایت باشگاه اوساسونا هنوز هم واکنشی در ارتباط با مشکل بوجود آمده برای دو بازیکن ایرانی خود نشان نداده است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
__________________________________________________
[Only registered and activated users can see links]
سایت باشگاه اوساسونا در صفحه نخست امروز خود ابتدا خبری مبنی بر اخراج نکونام و شجاعی روی خروجی خود قرار داده است اما در ادامه آورده است: این ممکن است یک شوخی (جوک) باشد، امیدواریم این خبر صحت نداشته باشد.
به گزارش ایلنا، امروز خبری منتشر شد مبنی بر اینکه شجاعی و نکونام دو بازیکن ایرانی باشگاه اوساسونا از این باشگاه به دلیل تنبیه انضباطی اخراج شده اند اما سایت باشگاه اوساسونا همانگونه که متن لاتین آن را در زیر مشاهده می کنید با شک و تردید به این قضیه نگاه کرده و حتی در بخشی از سایت این باشگاه گفته شده است که ممکن است که سایت مذکور هک شده باشد ولی در هر حال ما هم امیدواریم این خبر یک شوخی باشد.
در تلاش برای تماس با جواد نکونام نتوانستیم با وی ارتباط بر قرار کنیم ولی تمام سعی و تلاش همکاران ما این است که به هر نحو ممکن یک مصاحبه ایی با جواد نکونام یا شجاعی داشته باشیم
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ghermezeteh
16-10-2009, 00:33
درپاسخ به باشگاه پرسپوليس؛
باشگاه استيلآذين دربيانيهای اعلام كرد:
عـدهای كـوتاه فكر سـد راه ورزش كشـور هستند!
باشگاه استيل آذين به اظهارات اخير باشگاه پرسپوليس مبني بر بازگشت علي كريمي به پرسپوليس و حواشي آن پاسخ داد.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، متن كامل بيانيه روابط عمومي باشگاه استيل آذين به اين شرح است: "متاسفانه بيتوجهي به اخلاق در ورزش تا به آنجا پيش رفته است؛ كه در طي چند روز گذشته در نشريات و سايتهاي ورزشي شاهد قضاوتهاي نادرست و غيراصولي يكي از به ظاهر مسوولان باشگاه پرسپوليس! عليه مديران خدوم و زحمت كش ورزش كشور بوديم و همين امر ما را بر آن داشت كه عليرغم ميل باطني خود به بيان گوشهاي از واقعيتها بپردازيم. هر چند كه مديران باشگاه به هيچ عنوان علاقهاي به پاسخگويي ندارند و اعتقاد دارند كه حرمتها در هر شرايطي در ورزش كشور بايد حفظ شود اما، روابط عمومي باشگاه استيل آذين اشاره به بعضي را ضروري و لازم ميداند:
1- برادر گرامي جناب آقاي عليپور كه در حال حاضر نه براساس تخصص و سابقه ورزشي بلكه به دليل داشتن ارتباطات فاميلي توانستهايد به عنوان مسوول روابط عمومي باشگاه پرطرفدار پرسپوليس منصوب شويد؛ در ابتدا به دنبال ثابت شدن هدايتي و مهريزي در عرصه ورزش كشور نباشيد، چون اين امر در سالهاي قبل اتفاق افتاده است. اول خود را براي طرفداران ثابت كنيد كه به جزء پيوند فاميلي از چه مدارك و سوابق معتبري درخصوص رسانه و ورزش برخوداريد كه بدين سرعت توانستيد پلههاي ترقي را طي كنيد و به عنوان مسوول روابط عمومي باشگاه اينگونه سخن بر زبان جاري سازيد.
2- برادر بزرگوار آقاي عليپور، جناب آقاي هدايتي را همه طرفداران و حاميان باشگاه پرسپوليس ميشناسند و ميدانند در سالهاي گذشته از نظر مالي و حمايتهاي معنوي به هيچ عنوان دريغ نكردهاند و نخواهند كرد اما، شما براي پرسپوليس چه كردهايد؟ قضاوت را به عهده مردم فهيم و ورزش دوست ميسپاريم و اين را معتقديم كه بحث باشگاه فرهنگي ورزشي پرسپوليس با عدهاي حريم شكن از هم جداست هدايتي و مهريزي هر دو خادم ورزشاند ولي عدهاي كوتاه فكر سد راه ورزش كشور هستند.
3- شما در ابتدا اجازه دهيد كه نامتان به عنوان يكي از اعضا در باشگاه به ثبت برسد بعد در كار بزرگترها دخالت كنيد. در ضمن توصيه ميشود حال كه بدون هيچ سابقهاي توانستهايد به عنوان مسوول روابط عمومي يك باشگاه پرطرفدار صاحب سمت شويد حداقل خواهش ميكنيم قوانين نقل و انتقال را مطالعه كنيد تا بدانيد جابهجايي بازيكنان زمان و وقت خود را دارد نه هر وقت كه شما اراده كنيد بتوان اين كار را انجام داد.
در آخر به اطلاع همه عزيزاني كه همانند شما فكر ميكنند ميرسانيم كه در باشگاه استيل آذين فرد تصميم نميگيرد، بلكه خرد جمعي در آن استوار است و اين هيات مديره باشگاه است كه تصميم ميگيرد هر چند كه در اين زمينه نظر خود آقاي كريمي نيز بسيار موثر است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
جواد کاظميان که با رضا عنايتي در تيم الامارات همبازي است امروز همراه استيل آذين تمرين کرد.
کاظميان علت حضورش در تهران را تعطيلي فوتبال امارات عنوان کرد و گفت: براي حفظ آمادگي بدنيام با هماهنگي مسئولان در تمرين استيل آذين شرکت کردم. حدود 10 روز در تهران خواهم بود.
کاظميان امروز با علي کريمي در محل تمرين حاضر شد و با او هم از ورزشگاه کارگران خارج شد.
وي پيش از اين در تيم عجمان حضور داشت اما از اين باشگاه جدا شد.
گفتني است پيش از اين شايعه حضور کاظميان در استيل آذين شنيده ميشد.
saeed_cris
11-04-2010, 00:29
بازيكنان 4.5 ميليون گرفتند، 22 گل خوردند
خبرگزاري فارس: بازيكنان يك تيم دسته سومي در ليگ ايران با دريافت مبلغ 4.5 ميليون تومان، در يك بازي 22 گل خوردند.:33::imoksmiley:
[Only registered and activated users can see links]
به گزارش خبرگزاري فارس، بروز اتفاقات عجيب در فوتبال ايران ظاهرا به عادت تبديل شده و ديگر كمتر كسي است كه از شنيدن اين اتفاقات تعجب كند. كار به جايي رسيده كه افراد علاقه مند به فوتبال با شنيدن چنين خبرهايي يا سري به تاسف تكان مي دهند و يا با تبسمي تاسف برانگيز از ماجرا مي گذرند.
در ادامه اين ماجراهاي عجيب و پس از اتفاقاتي كه روز گذشته درباره ليگ دسته دوم به آن اشاره شده، گزارشي در زير مي خوانيد كه در ليگ دسته سوم فوتبال ايران رخ داده و نشان مي دهد نظارت در ليگ هاي دسته پايين تر ايران تا چه اندازه ضعيف بوده و گويي براي مسئولان فدراسيون برگزاري چنين ليگ هايي صرفا براي رفع تكليف است.
به گزارش فارس در روز پاياني ليگ دسته سوم در يكي از گروه ها براي صعود به مرحله پلي آف دو تيم شهرداري هشتگرد و انصار شهريار و اسلامشهر به دليل هم امتياز بودن به عنوان تيم دوم گروه خود نياز به تفاضل گل بهتر داشتند تا بتوانند جواز صعود را دريافت كنند. تا قبل از هفته پاياني تيم شهرداري هشتگرد تفاضل گل 2+ و انصار 13+ داشتند. دو تيم براي صعود به مرحله به مرحله بعد احتياج به تفاضل گل 17+ داشتند. در واقع تيم شهرداري هشتگرد به 15 گل نياز داشت تا مجوز صعود را دريافت كند.
هفته پاياني با رقابت همزمان در حالي برگزار مي شود كه در نيمه اول شهرداري هشتگرد با نتيجه 5 بر 2 آبيك را شكست مي دهد. اين نتيجه تا قبل از شروع دوم چندان عجيب نبود اما به ثمر رسيدن 17 گل در نيمه دوم ديگر نمي توانست عجيب نباشد. اين دو تيم در مرحله رفت با يكديگر بازي كردند و تيم آبيك 2 بر يك هشتگرد را مغلوب كرده بود اما در نيم فصل دوم چه اتفاقي ممكن بود براي آنها رخ دهد كه در يك نيمه فقط 17 گل دريافت كنند و نتيجه 22 بر 2 شكل بگيرد؟
مربي تيم آبيك قزوين كه به دليل تماس هاي مشكوك از 6 روز قبل از مسابقه مي توانسته حدس بزند چه اتفاقي در حال رخ دادن است در همان دقايق ابتدايي بازي در نيمه دوم بدون توجه به قوانين، وارد زمين شده و به بازيكنان خود بابت كم فروشيشان انتقاد مي كند و از آنها مي خواهد آبروي خود را خرج نكنند. بعد از وقفه ايجاد شده بازي از سر گرفته مي شود ولي گويي كسي صداي مربي را نشنيده و بازي با نتيجه 22 بر 2 به سود تيم هشتگرد به پايان مي رسد. از سوي ديگر نيز تيم انصار شهريار با نتيجه 5 بر 2 كاشان را شكست مي دهد اما آنها با اين نتيجه و با اين تفاضل گل نمي توانند جواز حضور در مرحله بعدي را كسب كنند.
ماجرا زماني جالب مي شود كه مافي، سرمربي و در واقع صاحب تيم آبيك قزوين به دليل كم فروشي بازيكنان خود راهي كميته انضباطي فدراسيون فوتبال شده و از بازيكنان خود بابت تباني با تيم حريف شكايت مي كند.
مافي مطرح مي كند كه چند روز قبل از مسابقه تماس مشكوكي با وي برقرار شده و از او خواسته مي شود در قبال 6 ميليون تومان بازي را با نتيجه مورد نظر به حريف واگذار كند اما وي كه صاحب تيم نيز است قبول نمي كند. حتي اين مربي به تهديد 3 روز بعد هم كه وي را به قبول اين پيشنهاد ترغيب كرده و گفته بودند در غير اين صورت از راه ديگري وارد مي شوند نيز توجه نمي كند اما مافي باخبر نبوده كه بازيكنانش براي دريافت 4.5 ميليون تومان حاضر شده اند بازي را واگذار كنند.
كميته انضباطي فدراسيون فوتبال براي مشخص شدن اين ماجرا، پرونده شكايت را به هيات عالي احراز تباني و روابط ناجوانمردانه ارجاع داده است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
23-07-2010, 10:02
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
انتقاد از فدراسيون ايران در كار دست بازيكنان سابق بايرن دارد.
سايت رسمي فوتبال ايتاليا نوشت:علي كريمي بازيكن سابق تيم بايرن مونيخ علت انتقاد از مسولان فدراسيون ايران از اردوي اين تيم در اتريش اخراج شد.در حالي كه مسئولان تيم ملي و كادرفني اين تيم درگيري و مشاجره و انتقاد از سوي اين بازيكن راتكذيب كردند اما اين سايت ايتاليايي نوشت:علي كريمي بازيكن ايراني وسابق تيم بايرن مونيخ علت انتقاد از اردويي كه مسئولان فدراسيون ايران براي آنهاتدارك ديده بودند از اين تيم اخراج شد و به ايران بازگشت.:1:
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Ronaldinho80
19-09-2010, 21:14
[Only registered and activated users can see links]
برخی محافل خبری با انتشار خبری مدعی شدند به تازگی بلوتوثی از یکی از بازیکنان فوتبال ایران به همراه یک هنرپیشه سینمایی در شهر منتشر شده، که در این تصویر این دو در یکی از رستورانهای دربند نشسته و مشغول گپ زدن و خوردن غذا و تنقلات هستند!
به گزارش شبکه ایران ،آتی نیوز با انتشار خبری در این رابطه نوشت: یکی از فوتبالیستهای معروف تیم پایتخت که همواره ارتباط خود را با یک هنرپیشه انکار میکرد این روزها به دردسر افتاده است.
یکی از همتیمیهای این بازیکن ادعا کرده بلوتوثی از این بازیکن به همراه این هنرپیشه وجود دارد که این دو در یکی از رستورانهای دربند نشسته و مشغول گپ زدن و خوردن غذا و تنقلات هستند.
این فرد مدعی است که بلوتوث این بازیکن حتی به مدیرعامل باشگاه هم رسیده تا او در این زمینه تصمیم گیری کند.
البته در حال حاضر شایعه انتشار این بلوتوث به گوش رسیده و فقط برخی از همتیمهای او چنین ادعایی را مطرح میکنند و در صورت وجود همچین بلوتوثی، مشخص خواهد شد که چقدر این شایعه صحت دارد.
منبع ([Only registered and activated users can see links]انتشار-بلوتوث-جنجالي-يك-فوتباليست-با-هنرپيشه-سينما.html)
Ghermezeteh
25-10-2010, 12:47
بازداشت آقای فوتبالیست و خانم بازیگر در یک میهمانی شبانه!
این بازیکن پرحاشیه پیش از این رقابت، با یکی از ستارههای سینما در یک مهمانی حضور داشته که در این ضیافت هر دو ستاره بازداشت میشوند و با تلاش برخی افراد پر نفوذ، برای بازی حساس لیگ برتر با ارائه وثیقه آزاد میشود.
بر اساس این گزارش ، این بازیکن و خانم بازیگر در انتظار دادگاه هستند تا به اتهام آنها رسیدگی شود. البته، بازیکنان دیگری هم در این ضیافت حضور داشتند که دقایقی قبل از رسیدن پلیس، محل را ترک میکنند.این بازیکن بازداشت شده که با یک چهره جدید در این دیدار به میدان آمد، موارد حاشیهای فراوانی داشته و مشهور به بی نظمی و رفتارهای غیرمتعارف است.
آشنایی چهرههای فوتبالی و بازیگران سینمایی هر روز بیشتر میشود. اصلیترین مورد آن که چندی پیش جنجال به پا کرد. اکنون یکی از روزنامههای ورزشی به این عنوان که دو ستاره فوتبال و سینما با هم ازدواج کردهاند، دادگاهی را در جریان دارد.
باید به همکاری یک مربی و یک بازیگر خانم مشهور هم اشاره کرد که فعالیتهایی در مناطق شمالی تهران دارند. پس از این دو رابطه بین سینماییها و فوتبالیها، ارتباط سومی هم آغاز شد که تا کنون به بازداشت و وثیقه ختم شده است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
navid126
25-10-2010, 14:14
آقای ش.ر. و خانم ب.ب.
ش.ر. قابل حدثه ولی ب.ب رو نفهمیدم کیه
خوب هرکی میدونه اینا کی هستن بگه ما هم بدونیم .......
فیلماشو دیگه نگاه نکنیم :D ........ هوادار اون تیم هم نشیم :D برا مربیه هم ارزوی برکناری کنیم :D:15479:
ویرایش : اگر منبع موثقی دارید که خبر ذیل این اسامی رو ذکر کرده، اعلام کنید اگر هم ندارید، اسم کسی رو ذکر نکنید
sinaoneal
25-10-2010, 15:26
ویرایش : اگر منبع موثقی دارید که خبر ذیل این اسامی رو ذکر کرده، اعلام کنید اگر هم ندارید، اسم کسی رو ذکر نکنید
L . F . C
25-10-2010, 16:29
ویرایش : اگر منبع موثقی دارید که خبر ذیل این اسامی رو ذکر کرده، اعلام کنید اگر هم ندارید، اسم کسی رو ذکر نکنید
MeHDi ArSeNaL
25-10-2010, 16:45
علیرضا حقیقی و الناز شاکر دوست
این هم منبع ([Only registered and activated users can see links])
Amin-TopGoal
25-10-2010, 17:12
علیرضا حقیقی و الناز شاکر دوست
این هم منبع ([Only registered and activated users can see links])
این که خیلی وقت پیش تکذیب شد!
Ghermezeteh
25-10-2010, 22:08
علیرضا حقیقی و الناز شاکر دوست
این هم منبع ([Only registered and activated users can see links])
احیاناً این خبر رو بخونین کی ارسال شده بدنیست (زمان انتشار: یکشنبه 16 اسفند 1388 )
جهت اطلاع بگم که الآن ما 3 آبان 1389 هستیم!!!!
Ghermezeteh
06-11-2010, 15:56
نامه به امام جمعه همدان :11234:
مقابل رانت خواریها و سوء استفادههای مسئولان پاس همدان را بگیرید :1:
جمعی از اعضای خانواده شهدا با ارسال نامه ای به نماینده ولی فقیه در استان همدان از وی خواستند مقابل رانت خواری ها و سوء استفاده های مسئولان پاس همدان را بگیرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، در این نامه خطاب به آیت الله غیاث الدین محمدی امام جمعه همدان و نماینده ولایت فقیه در این استان و عضو مجلس خبرگان رهبری آمده است:« از آنجایی که ارشاد، راهنمایی و نظارت عالیه بر حفظ شئونات اسلامی برعهده حضرتعالی می باشد، ما امضا کنندگان زیر در این برهه از زمان برخود واجب دیدیم تا با بیان برخی از مسائل مرتبط با باورهای دینی و اسلامی، این خواهش را داشته باشیم تا حالا که هیچ مقام دیگری در سطح استان همدان در این امور مداخله نمی نماید، مثل همیشه با درایت و تدبیر خود وارد عرصه شوید و جلوی سوء استفاده عده ای قلیل که دارای تریبون نیز میباشند و با مستمسک قرار دادن باورهای دینی و اعتقادی و به بازی گرفتن احساسات مذهبی مردم دست به سوء استفاده از مقام و موقعیت خود زده و از بیت المال نیز استفاده می نمایند جلوگیری به عمل آورید.»
در ادامه این نامه آمده است:« امام جمعه محترم همدان؛ همانطور که مستحضرید تیم فوتبال پاس همدان چهارمین سال حضور خود در همدان را تجربه می کند و این در حالیست که این تیم بیشترین حاشیه ممکن را داراست که شمه ای از آن را فهرست وار در زیر بیان کرده و از جنابعالی نیز انتظار بررسی در این زمینه ها را داریم.
1- خرید و نصب ماهواره به صورت غیرقانونی و نصب و استفاده در اتاق های هتل اقامت تیم پاس توسط مدیران این باشگاه و استفاده برای خود و جوانان ورزشکاری که در این هتل اقامت دارند.
2- تعیین حقوق های کلان و خارج از عرف ورزشی برای مدیران این باشگاه که عموما نیز بازنشستگان نیروی انتظامی هستند که این نوع قرارداد آقایان مغایر با قوانین جاریه می باشد.
3- عدم تمکین از قوانین مالیاتی برای مدیران باشگاه. به نظر نمیرسد در کشور اسلامی ما که حتی دولتمردان و بزرگان نظام مقدس جمهوری اسلامی نیز مالیات بر درآمد خود را پرداخت می کنند، روا باشد عده ای قلیل با رای و نظر خود از پرداخت مالیات بر درآمدشان امتناع ورزند که عدم پرداخت مالیات آن هم با این قراردادهای کلان به نوعی سودجویی تلقی می شود.
4- افراط در استفاده از امکانات، خرید اتومبیل های آنچنانی برای مدیران، گماشتن گماشته و استخدام های بی رویه از خارج از استان که به موازات اخراج کارکنان بومی و قدیمی باشگاه که برخاسته از اعضای خانواده معزز شهدای استان همدان نیز بوده اند.
5- باز هم سوء استفاده از موقعیت خود در باشگاه پاس و رانت های ایجاد شده توسط این باشگاه که به عنوان نمونه به اخذ 7 ویزای شینگن اروپا با سوء استفاده از نام باشگاه پاس و اعزام این افراد غیر مسئول که در بین آنها نام چند خانم نیز مشهود بود به سفر اروپا. این اتفاق در حالی افتاد که مدیران باشگاه بر خلاف قوانین جاریه کشور از پذیرفتن نماینده حراست سازمان تربیت بدنی در کاروان خود به بهره بری از راهکارهای دور زدن قانون سرپیچی کرده اند.
6- عدم نظارت های مدیریتی بالاتر توسط هیئت مدیره باشگاه پاس و واگذاری کلی مدیریتی و تفویض تمامی اختیارات به یک فرد که وی می تواند با میل و سلیقه شخصی خود و بدون هیچ نظارتی هر گونه تصمیمی را که مایل است بگیرد.
در این میان تنها وساطت های دکتر حاجی بابایی و حمایت های مهندس پیرپالی و پرداخت وجوهات غیر متعارف به ایشان است که باعث شده افراد مزبور با قدرت و گردن کلفتی و بسیار زورمدارانه اهداف خود را پیش برده و سوء استفاده های مالی از بیت المال و از موقعیت اداری خود در استان همدان را تداوم بخشند.»
امضا کنندگان این نامه که از جمعی از خانواده های شهدا هستند در ادامه نامه خود آورده اند:« امام جمعه محترم همدان؛ حال این سئوال برای ما اعضای خانواده های شهدای استان همدان که حداقل در لفظ تیم پاس را به شهدای استان همدان هدیه کردند و به همین دلیل شاید ما هم بتوانیم خودمان را صاحبین سهم در این تیم بدانیم پیش می آید که آیا این صحیح است که افرادی معلوم الحال که رفتارهایشان بیشتر شبیه منافقین و دورویان است تا مجاهدین و سرداران با سوء استفاده از نام مقدس حضرت علی اکبر (ع) و دیگر چهره های مذهبی ایران و نام مقدس رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای سرپوشی بر تخلفات مالی و اداری خود بگذارند؟
لذا از شما نماینده محترم ولی فقیه در استان همدان عاجزانه استدعا داریم تا جلوی سوء استفاده این آقایان را در لوای شعارهای اسلامی و بازی با احساسات و باورهای دینی و مذهبی مردم عزیز همدان را بگیرید.»
منبع ([Only registered and activated users can see links])
R9TheBest
06-11-2010, 16:49
مارادونا و هدایت تیم ملی ایران ..!!!
[Only registered and activated users can see links]
روزنامه خبر ورزشی ایران امروز از احتمال هدایت تیم ملی فوتبال ایران برای اولین بار توسط مارادونا خبر داد.این احتمال وجود دارد که در اینده صحبت هایی بین کفاشیان رییس فدراسیون ایران و دیگو ارمندو مارادونا صورت بگیرد و در همین روز های آتی وکیل مارادونا به تهران بیاید.
مارادونای آرژانتینی پس از باخت 4/0 مقابل آلمان از رقابت های جام جهانی 2010 هیچ تیمی از جمله فدراسیون آرژانتین موفق برای به خدمت گرفتن مارادونا نشدند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
MeHDi ArSeNaL
06-12-2010, 15:19
بازیکن سرشناس تیم لیگ برتری ساعاتی پیش به ندامتگاه اوین منتقل شد.
این ستاره سرشناس سال های نچندان دور فوتبال کشور که بارا به دلیل مسائل انضباطی با جریمه هایی روبرو شده بود و بارها شانس حضور در تیم ملی و بازی در بهترین تیم های اروپایی را به دلیل همین حاشیه های شانس بازی در سرشناس ترین تیم های اروپایی را از دست داد و سرانجامش در این سال ها به نیمکت نشینی در تیم های نیمه جدولی لیگ برتر تبدیل شده بود ، پس از بازداشت در یک پارتی شبانه ، به ندامتگاه اوین منتقل شد. این بازیکن سرشناس «ع-ن» به دلیل این تخلف از باشگاهش هم اخراج شده و پس از سه روز بازداشت موقت در نیروی انتظامی با تکمیل پرونده اش به دادستانی تهران معرفی شد و از سوی دادستانی به زندان منتقل شد تا جلسه دادگاهش تشکیل شود.
همچنین در این پارتی شبانه سه مربی و سه بازیکن سرشناس لیگ برتری ، دو هنرپیشه و یک مجری معروف تلویزیون هم حضور داشته اند که پرونده آنها در دست بررسی است و بزودی آنها هم تحویل سیستم قضایی کشور می شوند.
کمیته تخلفات اخلاقی فدراسیون فوتبال پیش از این اعلام کرده بود با این متخلفان برخوردی سخت خواهد کرد
************
صبا، نیکبخت را اخراج کرد!
علیرضا نیکبخت واحدی از باشگاه صبای قم اخراج شد.
به گزارش سایت وحید هاشمیان علیرضا نیکبخت واحدی از باشگاه صبای قم اخراج شد. هافبک چپ پای صبا این فصل نمایش نسبتا قابل قبولی برای باشگاه اش داشت اما حکم اخراجش صبح امروز صادر شد.
نیکبخت فصل گذشته عملکرد ضعیفی در استیل آذین داشت و در باشگاه صبای قم نیز بیشتر از نیم فصل دوام نیاورد.
مسوولان باشگاه صبای قم هنوز پیرامون این اتفاق واکنش رسمی نشان ندادهاند و دلیل اصلی این اتفاق را ذکر نکرده اند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ناصرمحمدخانی:شهلا راز بزرگش را به گور برد!
علی پسر بزرگم حالا برای خودش مردی شده وچندروز پیش به من می گفت ازدواج کن.با این وضعیت نمی توانی به زندگی ادامه دهی.لاله هم آنقدر بزرگوار بود که حالا من را بخشیده. مطمئنم
[Only registered and activated users can see links]
سایت گل- درآستانه نوروز ،هشت پوش سیاه فرجام فوتبال ایران هنوز روی ویرانه ای خاطرات دیروزش با روزگار مدارا می کند.ناصر محمدخانی هرچند می گوید بااجرای حکم شهلا خیالش راحت شده است اما آنچه بر زبان می آورد همه آن چیزی نیست که روزهای کبود برسرش آوردند وتنهایی اش ضرب در هزارشد.ناصردرگفتگویی با ویژه نامه نوروزی جام جم از روزهای آشنایی اش بالاله، شهلا و... می گوید ودر این بین فرضیه تازه ای را مطرح می کند. به گزیده ای از جدیدترین حرفهای او توجه کنید:
1-تیریامرداد 69 با لاله ازدواج کردم.وقتی در قطر بازی می کردم با او آشنا شدم.او علاقه عجیبی به پرسپولیس داشت وپدرش مرحوم هوشنگ خان هم عاشق فوتبال بود.یک شب با پدرش به هتل آمد.من وحمیددرخشان را به شام دعوت کردند.سال65بود ومن خانه آنها رفت وآمد می کردم تا این که یک روز مادر لاله با من حرف زد وگفت:لاله تورا دوست دارد وپیراهن تو را می پوشد.اگر تصمیم به ازدواج داری او زوج مناسبی برای توست.بعداز آن به تهران زنگ زدم وماجرا را به مادرم گفتم وایشان هم به من اجازه داد.بعد هم در هتل شرایتون عروسی گرفتیم ومن خانه ای را درمیرداماد،میدان کتابی خریدم که قربانگاه لاله شد.
2-من چوب صداقتم را خوردم. تا زنده ام لاله در دلم جا دارد.بسیاری بدون آن که از من شناخت داشته باشند مرا نزد خود محاکمه کردند وبرایم حکم بریدند.خانواده لاله مرا بخشیده اند. مادرش می گوید:ناصر!تو قربانی صداقتت شده ای واز تو سوءاستفاده کرده اند.با بچه هایم هم مشکلی ندارم.علی پسر بزرگم حالا برای خودش مردی شده وچندروز پیش به من می گفت ازدواج کن.با این وضعیت نمی توانی به زندگی ادامه دهی.لاله هم آنقدر بزرگوار بود که حالا من را بخشیده. مطمئنم.
3-خانواده شهلا می دانستند او با من زندگی می کند.
4-پدر ومادر لاله به شهلا قول داده بود که بیا حرف بزن تخفیف می دهیم. چه تخفیفی من نمی دانم.
5-من عقیده دارم شهلا به تنهایی نمی توانست قاتل باشد.چون لاله از او قوی تر بودوبه راحتی می توانست از خود دفاع کند.لاله ورزشکار بود وجثه شهلا کوچک.او همدست داشت اما تا لحظه آخر نخواست اسمی ازهمدستانش بیاورد.نمی دانم چرا اما او رازش را به گور برد واصرار های من برای معرفی همدستانش بی نتیجه بود.
6-وحید قلیچ دروغ نمی گفت.او وقتی در هواپیمابه من خبر مرگ لاله را داد گفتم بالاخره نامردها کار خودشان را کردند.راستش را بخواهید سه روز قبل از رفتنم به آلمان یک خودرو پراید یا پژو را دیدم که به فاصله نزدیکی،خانه مرا تحت نظر دارند.2بار آنها را دیدم. حتی موضوع را با مادرخانمم هم در میان نهادم.او ولاله هم حرفهای من را تایید کردند وگفتند که آنها هم چندبار این زن ومرد را دیده اند.منظورم از نامردها آنها بود.
7-مگر شهلا چه کسی بود که بخواهد لحظه آخر به من نگاه کند یا نکند؟او به خاطر خجالتی که داشت به من نگاه نکرد.او با قتل همسر ناصر محمدخانی معروف شد.همین.
Oℓiveŗ Қάhn
13-08-2011, 17:40
تشریح صحنه وقع جرم در رختکن مس/ زانویش را بالا آورد و به صورت طرف کوبید
فوتبال ایران/ سرپرست تیم فوتبال مس کرمان، با تأیید خبر درگیری مصطفی سیفی و کیوان امرایی، پس از پایان مسابقه شب گذشته این تیم برابر استقلال تهران گفت:"پس از پایان بازی و زمانی که بازیکنان در رختکن حاضر بودند، کیوان امرایی خطاب به مصطفی سیفی عنوان داشت چرا در جریان مسابقه در صحنه ای که میتوانستم گل بزنم، به من دیر پاس دادی؟ که سیفی در پاسخ گفت دلم نمی خواست به تو پاس بدهم. همین موضوع باعث شد امرایی با زانوی خود به صورت سیفی بکوبد."
به گزارش اوج نیوز، ایرج کهن دل ضمن تشریح مطلب فوق اظهار داشت:" البته شدت ضربه آنچنان نبود که آسیبی به صورت سیفی وارد کند و خدا را شاهد میگیرم بعد از آن این دو بازیکن با یکدیگر گلاویز نشده و قضیه همانجا فیسله یافت." وی در خصوص حضور سیفی در بیمارستان گفت:"سیفی به دلیل بدحالی به بیمارستان رفت که خود ما همراه وی بودیم، او بعد از تزریق یک آمپول به خانه اش رفت تا استراحت کند و امروز هم سر تمرین حاضر است." سرپرست تیم مس کرمان اضافه کرد:" امرایی در حضور مدیر عامل و سرمربی این حرکت ناپسند را انجام داد، به همین دلیل آقای مرفاوی وی را تا اطلاه ثانوی از تیم اخراج کردند ضمن اینکه باید بگویم، سوای امرایی، محسن بیاتی نیا و خدا بنده لو نیز با تشخیص کادر فنی فعلا اجازه حضور در تمرینات را ندارند."
سرپرست تیم مس در پایان گفت:" من بسیار ناراحت هستم، در تیم ما بازیکنی وجود دارد که اخبار درونی باشگاه را به بیرون درز داده و در اختیار خبرنگاران قرار میدهد. این اتفاقات در همه تیما اتفاق میفتد اما هیچگاه کسی از آن با خبر نمیشود."
منبع ([Only registered and activated users can see links])
به سلامتی :flat:
Oℓiveŗ Қάhn
15-08-2011, 14:53
ماجرای جادوگر از کجا آمد؟/ چهار بازیکن متهم اصلی
فوتبال ایران/ دیگر همه از داستان بازی مس و استقلال در کرمان با خبرند و حواشی که تا همین دیروز مطبوعات را تحت الشعاع قرار داده بود.
به گزارش اوج نیوز، حالا دیگر معلوم شده است که "ن.ف" ناصر فتاحی است، دوست متمول و قدیمی پرویز مظلومی که نامش هم ردیف "ف.ک" در میان ادبیات فوتبالی ها شهره شد.
اصل داستان اما به این روزها بر نمیگردد و ماجرا به حدود دو سال پیش مربوط است.
روزهایی که مظلومی سرمربی مس بود و فتاحی هر روز با او دیده میشد. روزی در یکی از تمرینات مس گروهی از لیدرهای این تیم کنجکاو میشوند که بدانند این آقا کیست؟ میروند و از خود مظلومی میپرسند و او میگوید:"دوستم است ایرادی دارد؟"
آنها قانع نمیشوند و به سراغ چهار بازیکن تیم میروند که در گوشه ای در حال تمرین بودند. آن چهار بازیکن سید مهدی رحمتی، مرتضی ابراهیمی، امیر حسین صادقی و جلال امیدیان بودند.
لیدرها پرسش خود را تکرار میکنند:بچه ها او کیست؟ پاسخ اما آنها را حیرت زده میکند. گویی این چهار نفر هماهنگ کرده اند که یک جواب مهم بدهند. آنها میگویند:"این آقا جادوگر پرویز خان است" لیدرها به سرعت این خبر را بین دوستان خود و دوستانشان بین دوستانشان تقسیم میکنند. غافل از اینکه آن چهار بازیکن به دلیل رابطه نزدیک با ناصر فتاحی با او شوخی داشتند و این چنین جادوگر در کویر متولد میشود. جالب اینجاست که وقتی شایعه ی جادو جنبل "ن.ف" بر سر زبانها افتاد، او قبل از هر کاری با آن چهار بازیکن تماس گرفت و کل عصابنیتش را سر آنها خالی کرد. جادوگر قلابی گفت:"جبران میکنم".
منبع ([Only registered and activated users can see links])
اگه واقعا قرار بود با جادو و جمبل نتایج فوتبال تعیین بشه خیلی راحت هم میشد تیم ملی رو برد
جام جهانی و طلسم نیم قرنی تیم المپیک رو هم شکست.متاسفانه تو فوتبال ایران هر مربی که میبازه
همه چیز جز خودش و تفکراتش رو مقصر میدونه.و دوست داره اذهان رو تشویش کنه تا کسی فکر نکنه ایراد
از خود سرمربی محترمه!نه از جمبل و جادو
اگه میشد با جمبل و جادو بازی رو برد مطمئن باشین تیمهای اروپایی این همه پول پای سرمربی و بازیکن و آنالیزور
نمیدادن و بهترین جادوگرهای آفریقایی رو استخدام میکردن برای تیماشون!
vBulletin v3.8.3, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Persian Language By
Persian Forum Ver 2.1