PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ***| اخبار و حواشی مربوط به فوتبال ایران |***


صفحه ها : 1 2 [3]

saeed_cris
02-07-2009, 16:07
مفسدین محروم نمی‏شوند، ردصلاحیت می‏شوند



در صورت عقب نشینی سازمان لیگ فوتبال، سایر دستگاه‏ها که پیگیری تخلفات مربوط به مفاسد اخلاقی و اقتصادی در شرح وظایف آنها می‏گنجد ورود کرده و به آنهایی که اخطار داده شده بود تا با تیمی قرارداد نبندند، این بار در فضایی متفاوت قرار خواهند گرفت که آنچه تاکنون انجام داده‏اند تماماً با ریز جزئیات بیان خواهند کرد و به عنوان یک مجرم با سوء سابقه مشخص که به آن معترف خواهند بود، از ورزش خداحافظی خواهند کرد.
پس از انتشار اسامی برخی مربیان و بازیکنان محروم که با تخفیف و تعدیل‏هایی همراه شد، برخی از اشخاص که خود را در آستانه حذف از فوتبال کثیف ایران طی پروژه سالم‏سازی محیط این رشته ورزشی می‏دیدند، مترصد به هر موضع و موضوعی برای بقاء و عدم ورود به فاضلاب ورزش نشوند، غافل از آنکه برخی از اشخاصی که از آنها تحت عنوان محروم یاد می‏شود -به استثنای تعدادی که توسط دلالان و عواملشان در رسانه‏ها برای لوث کردن این موضوع مطرح شده‏اند- با مشکلات عدیده‏ دیگری روبرو هستند.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ برای بررسی محرمیت‏هایی که نسبت به برخی بازیکنان و مربیان مطرح می‏شود، ابتداً می بایست یک پرسش را مبتنی بر فرض مطرح ساخت و آن اینکه اگر یک ورزشکار، مربی، داور، سرپرست و یا یک مسئول ورزشی به نحوی از انحاء در حین ارتکاب جرمی دستگیر شده و یا نفراتی شهادت به ارتکاب جرمش دهند (هرچند که بنابر فشار اظهارات مکتوب‏شان را پس بگیرند)، در صورتی که این چهره ورزشی به واسطه ارتباطات از گزند تنبیهات سخت بگریزد و به وی تخفیف داده شود، آیا صلاحیت ادامه فعالیت در حوزه ورزش را دارد؟

در صورتی که یک ورزشکار یا مربی شهرستانی تازه به دوران رسیده کم سواد که در بسیاری موارد حتی با فرهنگ شهری نیز آشنایی ندارد، اسیر زرق و برق شهرهای بزرگ شده و با دریافت مبالغی که حتی بعضاً توان نوشتن آن را به عدد ندارد، تن به اموری بسپارد که منجر به لطمه دیدن ورزش کشور شود و شخصیتی که از قهرمانان و مربیان ورزشی نزد مردم به عنوان‏ چهره‏های بااخلاق وجود دارد خدشه وارد سازد چه باید کرد؟

این خطاها از دو حالت خارج نیست که اگر همچون فحاشی در زمین ورزش و فوتبال و یا حواشی آن به وقوع بپیوندد، در صورت قابل گنجانده شدن در قوانین و آیین نامه‏های کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، از طریق این کمیته پیگیری می‏شود و در غیر این صورت به مراجع صالحه قضایی برای رسیدگی ارجاع داده می‏شود اما در مواردی که کاملاً خارج از فضای ورزش صورت پذیرد و طبق قوانین داخلی جزو اعمال مجرمانه تلقی می‏شود، صرفاً مراجع قضایی حق رسیدگی دارند. با این حال مسئولان ورزشی مکلف هستند، با توجه به کیفیت قانون‏شکنی یک ورزشکار، مربی یا داور با وی برخورد کنند.

متاسفانه سوابقی از شرب خمر، روابط نامشروع، باج خواهی، مصرف و توزیع محدود مواد مخدر میان اطرافیان، قاچاق و توزیع داروهای دوپینگ برخی مربیان، تعدادی بازیکنان، معدودی از داوران و اندکی از سرپرستان و مدیران ورزشی وجود دارد که بخش اعظمی از ورزشی‏های دارای چنین پرونده‏هایی در دایره فوتبال خلاصه می‏شوند که اینها تماماً در قوانین کیفری به عنوان یک جرم تعریف حقوقی داشته و شامل مجازات‏هایی می‏شود.

با این حال در بسیاری از موارد که این عده حین ارتکاب جرم دستگیر شده‏اند، به واسطه شهرتی که همین ورزش برای آنها به ارمغان آورده و با تکیه بر دوستان و آشنایان برای حفظ آبرویشان، مسئله حل و فصل شده است و این ایام دیگر اینکه شنیده شود یک مدیرعامل برای خروج بازیکن، مربی، خبرنگار یا حتی لیدرش از بازداشت موقت دست به دامان همگان شود، مسئله چندان عجیبی نیست.

در واقع مدیران ورزشی علی‏الخصوص مدیران باشگاه‏‏های فوتبالی برای آنکه نتایج مدنظرشان حاصل آید، نه تنها از جذب بازیکنانی با چنین سوابقی خودداری نمی‏کنند، بلکه درصدد عبور این عده از موانع ادامه حضورشان در عرصه فوتبال برمی‏آیند که در روزهای اخیر نیز برخی مدیران که به واسطه مسئولیت‏هایشان در برخی بخش‏ها نفوذ دارند، با فشار قصد تحمیل دیدگاه‏هایشان را داشته‏اند و برای حفظ برخی چهره‏هایی که فسادشان بارها به شکل مشهود قالب پرونده به خود گرفته، از تمام توان بهره گرفته‏اند!

همین مسئله باعث شد که سازمان لیگ فوتبال از ذکر شفاف اسامی خودداری کرده و در اعلامی رسمی تاکید نماید، آنهایی که خودشان می‏دانند چه مشکلاتی دارند، قرارداد نبندند چراکه برایشان کارت بازیکنی یا مربیگری جهت حضور در لیگ صادر نمی‏شود. به عبارت ساده‏تر سازمان لیگ فوتبال شخصی را محروم نکرده و تنها صلاحیت برخی اشخاص را که مردود نموده یا تایید نکرده است یا اجازه فعالیت شان را در سطح نخست فوتبال ایران صادر نکرده و آنها را برای متنبه شدن راهی لیگ‏ دسته یک کرده است. این رویه به آن شکل است که تعیین شود برای نشستن بر روی نیمکت تیم فوتبال در لیگ برتر این سطح مدرک مربیگری و برای نشستن بر روی نیمکت تیم فوتبال در لیگ قهرمانان آسیا به این مدرک مربگیری برای احراز صلاحیت فنی نیاز است که هیچ مربی نیز نمی‏تواند در این زمینه شکایت کند و حال همین روند در خصوص مباحث اخلاقی مطرح شده است و عده‏ای فاقد صلاحیت تشخیص داده شده‏اند.

با این وجود؛ این عده که مفسده‏های دیروزشان امروز گریبانشان را فشرده است با تکیه بر عوان و انصارشان در تعداد قابل توجهی از رسانه‏ها و میان برخی مدیران که اکثر آنها با واسطه‏ها و دلالان ارتباطی دیرینه دارند، درصدد کندن برچسب مفسد از خود هستند تا همچنان با تجارت کثیف شان در فوتبال ادامه دهند اما آیا باید به مربی که بازیکنان تیمش را وادار به مصرف داروهای غیرمجاز می‏کند یا به بازیکنان رفتراهای غیراخلاقی آموزش می‏دهد، باید مجال نفس کشیدن داد؟

آیا مربی دلقکی که در رختکن به بازیکنان توصیه می‏کند به داور احترام بگذارند اما هنگام خم شدن برای احترام به او فحش ناموسی بدهند چرا که احترام آنها در چهارچوب دوربین و بینندگان می‏گنجد، نباید ریشه اش از فوتبال کشور خشکیده شود؟ آیا مربی که با بازیکنانش همچون برده برخودر می‏کند و با وجود انکه برای آنها قراردادهای چند صد میلیونی منعقد می‏کند اما در نهایت تنها چند ده میلیون یا حتی چند میلیون به آنها پرداخت می‏کند، حق حیات در فوتبال ایران را دارد؟

آیا مربی که با دلالان به سفرهای خارجی می‏رود و بازیکنی با قیمت نیم میلیارد تومان یا قدری کمتر را به فوتبال ایران می‏‏آورد و علی‏رغم پرداخت این رقم سنگین، در طول یک فصل کمتر از یک ساعت از این بازیکن استفاده می‏کند و بخشی از بیت‏المالی که اینچنین به هدر رفته را به جیب می‏زند، قابل ترحم است؟

مطمئناً چهارچوب‏های قانونی ایران آنچنان وسیع است که این عده در آن بگنجند و نه تنها از صحنه ورزش و فوتبال حذف شوند، بلکه برخوردهای جدی نیز در چهارچوب دستگاه قضاء با آنها صورت پذیرد و در صورتی که مسئولان سازمان لیگ فوتبال نتوانند برابر فشارهایی که حتی در برخی موارد سیاسی بوده و به برخی مربیان و بازیکنان که از برخی کاندیداها حمایت کرده‏اند، هم‏اکنون به عنوان اهرم فشار برای حذف وجود کثیف شان در فوتبال هستند، مجدداً آوانس داده و یا به واسطه فشار برخی مهره‏های داخلی از محرومیت عده‏ای در گذرند، نه تنها ریشه این فساد نخواهد خشکید که در آینده با لوث شدن چنین مسائلی فراگیرتر از آنچه بتوان تصور کرد خواهد شد.

از این حیث قطعاً در صورت عقب نشینی سازمان لیگ فوتبال از جلوگیری از ادامه فعالیت این عده، سایر دستگاه‏ها که پیگیری تخلفات مربوط به مفاسد اخلاقی و اقتصادی در شرح وظایف آنها می‏گنجد ورود کرده و به آنهایی که اخطار داده شده بود تا با تیمی قرارداد نبندند، این بار در فضایی متفاوت قرار خواهند گرفت که آنچه تاکنون انجام داده‏اند تماماً با ریز جزئیات بیان خواهند کرد و به عنوان یک مجرم با سوء سابقه مشخص که به آن معترف خواهند بود، از ورزش خداحافظی خواهند کرد.

این مسئله قطعاً به FIFA نیز به عنوان متولی فوتبال جهان و CAS به عنوان حکمت بین‏المللی ورزشی تحت تابعیت IOC مرتبط نیست، به دلیل آنکه در چهارچوب قوانین داخلی ایران می‏گنجد و نهادهای بین‏المللی ورزشی نه تنها حق دخالت در قوانین داخلی کشورها همچون قوانین کیفری و مجازات‏های تنبیهی را ندارند، بلکه خود نیز به دلیل احاطه به حوزه اختیارات و وظایف شان در این مسائل ورود نمی‏کنند و به همین دلیل هر شکایتی با این مضمون در نهادهای بین‏المللی مورد اشاره، قابل رسیدگی نخواهد بود و از این حیث محرومیت فوتبال ایران در صورت شکایت برخی مفسدین از فدراسیون فوتبال ایران که برخی اشخاص وابسته به جریان‏های معلوم با طرح آن درصدد تخریب فضا و عقب نشینی پیگیری کنندگان برآمده‏اند، به هیچ عنوان قتابل تحقق نیست.

منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
03-07-2009, 00:30
مجید جلالی: مجمع فوتبال برای برخورد با مسببان ناکامی برگزار شود



به نظر من در فضای فعلی که در فوتبال کشور است، منشور اخلاقی لازم است چرا که فوتبال ما به سمت بهتر شدن نمی رود، البته تنها نباید تنبیهات برای افراد در نظر گرفته شود، بلکه باید تشویق هم باشد.
مجید جلالی یکی از مربیان با برنامه فوتبال ماست که طی این سال ها عملکرد قابل قبولی را از خود به نمایش گذاشته است. وی همواره یکی از منتقدان مربیان ضعیف خارجی بوده والبته دیدگاه ها و نظرات خاصی درباره تیم ملی و آینده آن دارد. گفت و گوی خبر ورزشی با مجید جلالی را بخوانید.

آقای جلالی، می خواهیم ارزیابی شما را از عملکرد تیم ملی و نرفتن آن به جام جهانی بدانیم.

من در مورد گذشته تیم ملی ارزیابی ندارم و بیشتر دوست دارم در مورد آینده فوتبال صحبت کنم. البته پیشنهاداتی در مورد آینده فوتبال دارم که به زودی آنها را می‌گویم، این نظرات کاملا اجرایی والبته راهبردی است که امیدوارم حداقل یک مسئول آن را بخواند.

این نامه مثل همان نامه ای است که 4 سال پیش به رئیس جمهور دادید؟

این یک راهبرد اجرایی است و البته نام‌های هم که به رئیس جمهور نوشتم، همان چیزهایی بود که تک تک آنها اتفاق افتاد. ما با همان مربیانی که گفته بودم در جوانان و امید «اوت» شدیم. اگر آن نامه در دسترس باشد و شما آن را بخوانید، خواهید دید من روی چه نکاتی دست گذاشتم، البته قبول دارم متن آن نامه قدری احساساتی شود.

حالا راهکار شما چیست؟ به نظر شما برای 4 سال آینده مربی خارجی بیشتر به درد ما می‌خورد یا ایرانی؟

اول باید استراتژی را معلوم کنیم، هر مربی‌ای نمی‌تواند هر کاری را انجام دهد. مربیان خودشان طبقه‌بندی دارند؛ یک مربی در کوتاه مدت کارش را بهتر بلد است، یک مربی «زمان» بیشتری می‌خواهد تا کار بهتری ارائه دهد و ... ما باید اول بدانیم چه مربی مد نظرمان است، بعدا راجع به ایرانی یا خارجی بودنش حرف بزنیم، البته من خاطرات بسیار بد از سه، چهار سال گذشته در ذهنم هست که آنقدر هم تلخ است که دوست ندارم آنها را مرور کنم، شما مصاحبه‌های پنج سال پیش مرا بخوانید، تمام چالش ها را پیش بینی کرده بودم.

البته برخی معتقدند برانکو که شما از او انتقاد می کردید، بالاخره تیم ملی را به جام جهانی برد اما با مربی ایرانی نتوانستیم صعود کنیم.

روزی دهداری تیم ملی را گرفت، آن را دچار تحولات بنیادی کرد اما خودش هیچ بهره ای از آن نبرد اما وقتی تیم را تحویل داد، همان تیم با یک مربی دیگر قهرمان بازی‌های آسیایی 90 شد، باید در فوتبال ظرفیت‌سازی شود. روز که رایکوف سر مربی شد، تحولاتی را در تیم ملی به وجود آورد اما خودش بر کنار شد. سال‌ها مربیان بعدی از تحول او استفاده کردند اما برانکو هرگز از ظرفیت هایی که در فوتبال ما وجود داشت، استفاده نکرد. شما ببینید ما الان دفاع چپ نداریم، مهاجم نوک حمله نداریم، 5 سال زمان کمی نبود، او می‌توانست ظرفیت‌های خوبی را برای ما ایجاد کند اما کل این سال ها ما با 15،16 بازیکن کارمان را ادامه دادیم. البته او زحمت خودش را کشید اما در زمینه زیر ساخت و ظرفیت سازی اصلا موفق نبود.

پس با این حساب معتقدند علی دایی این کر را در تیم ملی انجام داد؟

البته دایی سعی کرد اما تجربه‌اش را نداشت. ما به دایی اجازه ندادیم کارش را ادامه دهد و در نهایت او را شکستیم. اگر او کارش را ادامه می داد، می توانست ظرفیت‌های جدیدی را به فوتبال ما اضافه کند.

در مورد قطبی فکر نمی کنید او راه دایی را ادامه نداد؟

هر مربی ایده و نظرات خاص خودش را دارد. البته من فکر نمی کنم با تغییرات پی در پی به نقطه ایده آل برسیم. گروهی که مربی انتخاب می کنند، باید نیازهای فوتبال را بررسی کنند و بر اساس آن نیازهای فوتبال و توانای‌های آن مربی، سر مربی را گزینش کنند و باید به قطبی حق داد که بر اساس تفکرات و ایده هایی که دارد، کارش را جلو ببرد.

آقای جلالی، از بحث تیم ملی دور شدیم، به نظر شما فکر نمی کنید فوتبال گران شده است؟

نه، من معتقدم فوتبال گران نشده، بلکه فوتبال تحقیر شده است.

راستی بحث دیگر، می گویند شما به یک تیم لیگ برتری گفتی برای یک سال 600 میلیون می خواهید، بعد معتقدید فوتبال گران نشده؟

اولا من هیچ وقت نگفتم 600 میلیون، ثانیا اگر هم گفته باشم، در مقایسه با مربیان خارجی که برای 6 ماه 800 هزار دلار می‌گیرند و می‌روند، ما باید بیشتر پول بگیریم، البته نمی‌خواهم کار خودمان را با پول ارزش گذاری کنم اما فضای مدیریتی فوتبال ما را به این سمت می‌برد. وقتی ما اطمینان نداریم دو ماه آینده سر کارمان هستیم یا نه، معلوم است که رقم های قرار داد هم چنین می شود.
من در فولاد خوزستان روزی 14 ساعت کار می کردم، واقعا یکسال طاقت‌فرسا را سپری کردم آن هم با تیمی که در لیگ یک نتوانسته9 بود به لیگ برتر بیاید. طوری کار کردم که حتی فولاد در حد مدعی ظاهر شد و اکثر تیم ها روی شخصیت آن حساب می کردند. البته‌من در سال اول به 20 درصد خواسته‌هایم با فولاد رسیدن و امیدوار بودم در سال دوم با یکسری اقدامات و یارگیری 20 درصد را به 40 درصد برسانم که البته با 100 درصد ایده‌آلی که‌من در نظر دارم، همان 40 درصد از سطح فوتبال ایران نیز بالاتر است اما وقتی می بینم یک باره برنامه‌ای که در اهواز آماده کردم، باید نیمه کاره رها شود، خانه‌نشین می‌شوم و در روستای خودمان بچه‌های مستعد را آموزش می‌دهم! من گفتم اگر قرارداد سه ساله ببندیم، نصف مبلغ پیشنهادی ام را دریافت می کنم اما فلان مربی خارجی چون قرار دادش سنگین است، مورد حمایت باشگاه است.

این روزها محرومیت هایی از فدراسیون برای مربیانی که منشور اخلاقی را رعای نکرده اند، در نظر گرفته شد. شما موافق منشور اخلاقی هستید؟

به نظر من در فضای فعلی که در فوتبال کشور است، چنین منشوری لازم است چرا که فوتبال ما به سمت بهتر شدن نمی رود، البته تنها نباید تنبیهات برای افراد در نظر گرفته شود، بلکه باید تشویق هم باشد.

آیا قبول دارید بعضی از مربیان با بازیکنان قراردادهای زیر میزی دارند؟

خودم تا حالا چنین چیزی را ندیده‌ام و با بازیکنی برخورد نداشته‌ام که این حرف را بزند اما در این باره چیزهایی شنیده‌ام. البته همیشه در هر قشری یکسری افراد هستند که عملکرد خوبی ندارند اما مربیان باید خودشان را از یکسری موارد حاشیه‌ای دور کنند.

می‌گویند بعضی مربیان هر ساله تیم دار هستند و با استفاده از شبکه‌هایی جا به جا می شوند، حتی اگرعملکرد ضعیف تری نیبت به سایرین داشته باشند.

من هم قبول دارم برخی مربیان از ارتباطات بیشتر و بهتری برخوردار هستند که ممکن است همین روابط برایشان مفید باشد، البته اگر باشگاهها دارای مدیران فوتبالی باشند، به طور حتم آنها خودشان وارد مسائل حاشیه ای نمی شوند و اجازه نمی‌دهند حاشیه‌های فوتبال برای آنها تصمیم بگیرند. مطمئنا اگر مدیریت باشگاه‌ها به دست افرادی مثل جعفر کاشانی، منصور امیر اصفی و علی محمد مرتضوی باشد، خیلی از مشکلات فعلی مرتفع می‌شود و این مدیران فوتبالی و کار بلد پول الکی به بازیکنان نمی‌دهند چون آنها فاصله چندانی میان بازیکنان با یکدیگر نمی‌بینند.

پس تفکرات برخی مدیران مسبب یکسری اشکالات در فوتبال است؟

بله، دقیقا چند روز پیش یکی از مدیران باشگاه های لیگ برتر در حال مصاحبه با شبکه رادیویی ورزش بود. مجری در مورد بازیکنان جذب شده پرسید که چگونه با اینکه مربی انتخاب نشده، این نفرات را گرفته‌اید؟ او در جواب حرفی زد که من واقعا متاسف شدم و خنده‌ام گرفت. او گفت: مربی نباید بازیکنی برای باشگاه جذب کند، بلکه مدیران بازیکنان مورد نیاز را جذب می‌کنند، سپس آن مربی موردنظر می‌آید و به آن نفرات کار تاکتیکی می‌دهد، البته اگر من روی خط بودم به این مدیر می‌گفتم پس لطف کنید این نظرات را به مدیران آرسنال، چلسی، بارسلونا و ... بدهید.

در مورد برگزاری مجمع فدراسیون فوتبال چه نظری دارید؟

مجمع باید در همین روزها تشکیل شود و از اختیاراتش برای برخورد با مسببان ناکامی تیم ملی در جام جهانی استفاده کند.

منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
03-07-2009, 00:49
گوشه‏هایی از جدل آجورلو و کفاشیان



یکی از آقایانی که در فدراسیون قبلی مسئولیت داشت و مسائلی را هم ایجاد کرده بود، صحبت‌هایی می‌کند که درست نیست. اساسنامه فدراسیون فعلی نسبت به آن دوره تفاوت دارد و اجازه خیلی از کارها را نمی‌دهد ... من متعجبم آقای کفاشیان، مسئولیت کاری را بر عهده می‌گیرد که تصمیمی در آن نداشته زیرا رأی‌سازی و تصمیم‌سازی در جای دیگری صورت می‌گیرد.
خبر ورزشی؛ شب گذشته در برنامه رخصت که از شبکه سوم سیما پخش شد، علی کفاشیان به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال و مصطفی آجورلو به عنوان رئیس اتحادیه باشگاه‌ها حضور داشتند تا درخصوص مسائل گوناگون به گفت‌وگو بپردازند که گفته‌های آنها را می‌خوانید:

دفاع کفاشیان
• یکی از آقایانی که در فدراسیون قبلی مسئولیت داشت و مسائلی را هم ایجاد کرده بود، صحبت‌هایی می‌کند که درست نیست. اساسنامه فدراسیون فعلی نسبت به آن دوره تفاوت دارد و اجازه خیلی از کارها را نمی‌دهد.

• من حذف شدن تیم ملی از بازیهای مقدماتی جام جهانی را گردن می‌گیریم. مسئولیت این مسئله به عهده رئیس فدراسیون، هیأت رئیسه و مجمع فدراسیون است.

• انتخاب علی دایی به عنوان سر مربی تیم ملی به عهده خود فدراسیون بود نه کسی دیگر.

• اعضای مجمع در هر فدراسیون، به کسی رأی می‌دهند که با سازمان تربیت بدنی هماهنگ باشد.
من از این استقبال می‌کردم که آقای آجورلو در انتخابات ریاست فدراسیون شرکت کند و فوقش 4 یا 5 رأی هم بیاورد.

• هیأت رئیسه فدراسیون رأی داد که علی دایی از سر مربیگری تیم ملی کنار برود.

• قرار بود هر سه کاندیدای سرمربیگری تیم ملی را به سازمان تربیت بدنی ببریم تا با ‌هاشمی صحبت کنند. من قطبی را بردم که بعدا اتفاقات دیگری افتاد.

• آقای آجورلو با آقای علی آبادی تسویه حساب شخصی دارد که چنین حرف‌هایی را به زبان می‌آورد.

• محمد دادکان تیم ملی را به جام جهانی برد، اما برکنار شد چون تعامل نداشت.

انتقاد آجورلو
• زمانی سازمان تربیت بدنی می‌تواند وارد کارهای یک فدراسیون شود که آن فدراسیون ضعیف باشد.

• آقای کفاشیان باور نمی‌کرد رئیس فدراسیون فوتبال شود و حضورش در فدراسیون اتفاقی بود.

• نقطه آغاز اعمال نظر از بالا این است که فدراسیون خودش و طبق روال عادی انتخاب نشده باشد.

• فوتبال جذابیت‌های بسیاری دارد و خیلی از کمبودها را برای خیلی‌ها پر می‌کند.

• انتخاب علی دایی به عنوان سر مربی تیم ملی، موجب شد به این فرد لطمه وارد شود. فدراسیون فوتبال در آمدن و رفتن علی دایی از نیمکت تیم ملی نقشی نداشت.

• نظر کفاشیان برای سرمربیگری تیم ملی از اول قطبی بود، اما سرانجام علی دایی برگزیده شد.

• من متعجبم آقای کفاشیان، مسئولیت کاری را بر عهده می‌گیرد که تصمیمی در آن نداشته زیرا رأی‌سازی و تصمیم‌سازی در جای دیگری صورت می‌گیرد.

• کفاشیان باید بگوید این انتخاب‌ها برای سر مربیگری تیم ملی، انتخاب خودش نبوده است.

• رئیس فدراسیون باید با فوتبالی‌ها مشورت کند و از فوتبالی‌ها حرف بشنود، نه غیر فوتبالی‌ها.

• اداره فوتبال با سازمان تربیت بدنی نیست.

• با آمدن و رفتن دایی، قلعه نوعی، مایلی کهن و قطبی سرمایه سوزی کردیم.

• طبیعی است علی آبادی باید پاسخگوی مردم و مجلس باشد؛ از همین روی، باید فدراسیون هم تعامل مناسبی با سازمان داشته و پاسخگو باشد. حالا که تیم ملی شکست خورده، ما باید شجاعت این را داشته باشیم که استعفا بدهیم و برویم.

• وقتی رئیس سازمان بگوید ما خودمان با چند کشور «فیفا» درست می‌کنیم، نشان دهنده غیر کارشناسی صحبت کردن است.

• کفاشیان با تلفن‌های غیر رسمی رئیس فدراسیون شد و به خاطر بداخلاقی‌های انتخاباتی، سیزده نفر استعفا دادند تا انتخابات یک نفره برگزار شود.

• آقای تاج رابط میان سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال است.

• پس از انتخاب کفاشیان به عنوان رئیس فدراسیون، بدون توجه به تمام مسایل به دفتر وی رفتم و تبریک گفتم و گفتم، اگر کاری برای پیشبرد فوتبال از من برمی‌آید، حاضر به کمک هستم، اما از آن زمان هیچ کس به من زنگ نزد.

• چرا باید باشگاهی با قدمت طولانی مثل پاس از تهران به همدان منتقل شود یا صبا باتری به قم و ...؟

• چرا به جای خصوصی‌سازی، انتقال دولت به دولت داشته باشیم و تیم‌ها زیر نظر استانداری‌ها کار کنند؟

• بهتر است جسارت و شجاعت داشته باشیم و بگوییم تصمیمات جای دیگری گرفته می‌شد و ما کاره‌ای نبودیم.

• ما نیامده‌ایم چوب لای چرخ فوتبال بگذاریم، نگران فوتبال هستیم و آمده‌ایم چوب را از لای چرخ برداریم.

• سازمان باید حمایتگر باشد نه اداره کننده.

• 90 درصد انتخابات در حوزه ورزش انتصابات است. این را خود آقای کفاشیان گفتند.

• اینکه نهاد بالاتر در کار فدراسیون فوتبال دخالت می‌کند، از ضعف فدراسیدن است.

• برنامه‌های فدراسیون فوتبال برای توسعه باید نشانه‌هایی از پیشرفت را داشته باشد که ندارد.

منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
03-07-2009, 20:01
پرحاشيه ترين همايش فوتبال و رسانه در هتل اوين برگزار شد / فيروز كريمي : آماده ام از (ف. ك ) دفاع كنم !

[Only registered and activated users can see links]

هفتمين همايش بزرگ فوتبال و رسانه روز گذشته به همت سازمان فرهنگي،هنري شهرداري تهران و انجمن ورزشي نويسان جوان (اوج) برگزار شد.
اين همايش روز گذشته با حضور چهره هاي شاخص ورزشي از جمله حسين كلاني، مسعود عنايت، عباس ترابيان، مصطفي آجرلو، محمد آخوندي، فيروز كريمي، جواد نكونام و حجت الاسلام علي پور و همچنين نمايندگان اصحاب رسانه در هتل اوين بر پا شد.
اين بار نيز همايش فوتبال و رسانه با حواشي زيادي پيگيري شد و شايد بتوان به جرات گفت اين بار شاهد پر حاشيه ترين همايش فوتبال و رسانه بوديم.
در اين همايش دكتر فائقي براي حضار شروع به سخنراني كرد و به انتقاد از وضعيت فعلي ورزش فوتبال كشور نمود كه چكيده آن به شرح زير مي باشد:


فائقي: به قوانين فيفا احترام نمي گذاريم!


فائقي در اين همايش با اشاره به وضعت فعلي ورزش فوتبال در كشورمان اظهار داشت: فوتبال و مديران فوتبالي در كشور نياز به يك تحول و نگرش جديد دارد. نبايد تنها با تغيير افراد به دنبال اهدافمان باشيم،بلكه بايد نگرش ها را تغيير داد.
وي تصريح كرد: متاسفانه در حال حاضر شاهد اين هستيم كه مسئولين فوتبال كشور طبق اساسنامه و آساس نامه فوتبال برخورد نمي كنند.به طور مثال در بند 6 اساسنامه بيان شده است كه فدراسيون به هيچ عنوان نبايد در تفكر سياسي، مذهبي، ملي و گرايش ها دخالت كند،اما در حال حاضر شاهد برخورد ديگري هستيم.
وي ادامه داد: محوري‌ترين ارزش و استراتژي در فوتبال جهان بازي جوانمردانه مي باشد،اما در فوتبال ما اصل 56 اساسنامه كه اشاره به كميته فرهنگي كه مربوط به شعاعر بازي جوانمردانه است فراموش شده و مسئولين به جاي توجه به اين مسائل به طرز لباس پوشيدن و خط ريش گذاشتن يك بازيكن ايراد مي گيرند.
فائقي خاطر نشان كرد: متاسفانه در فوتبال ما به اصول فيفا اهيمت داده نمي شود؛چرا كه فيفا برخورد با بازيكن در خصوص طرز لباس پوشيدن و خط ريش را نمي پذيرد و اين موضوع در حوزه وظيفه فدراسيون فوتبال نمي باشد.
در ادامه اين همايش كه بيشتر گفتگو حول مسئله منشور اخلاقي مي گشت، صادق درودگر نيز به سخنراني پرداخت:


درودگر: از راه غير صواب نمي توان به هدف صواب دست يافت


دبير اتحاديه فوتبال كشورمان گفت: آيا مشكل فوتبال ما مدل مو ود ريش يك بازيكن است؟ آبروي فوتبال ما را چه چيزي حفظ مي كند؟آيا بدهكاري به بازيكنان و مربيان خارجي كه موجب شكايت آنها از باشگاه هاي ايراني در فيفا شده است،مسئله مهمي تلقي مي شود با مدل مو يك بازيكن؟
وي ادامه داد: منشور اخلاقي به دنبال چه چيزي مي گردد؟در فوتبال مسئله ظاهري نبايد در اولويت باشد.آيا عيب نيست كه زماني در فوتبال به دنبال تساوي و شكست مكزيك و پرتغال بوديم،اما حالا به دنبال سومي در گروه مقدماتي هستيم تا به پلي آف صعود كنيم.
درودگر با اشاره به حيطه وضايف دو ركن قضايي فدراسيون فوتبال (استيناف و انضباطي) اظهار داشت: اين درست نيست قبل از اينكه مشكلي در كميته انضباطي حل شود، مسئولين آن را در مطبوعات مطرح كنند.
رييس اسبق كميته فوتسال اذعان داشت: با نوشتن حرف اول نام و نام خانوادگي يك مربي قبل از اينكه حكمي درخصوص آن صادر شود در مطبوعات كار صحيحي نيست؛چرا كه امكان دارد اين حكم با بررسي بيشتر مشخص شود كه اشتباه بوده، حال آنكه در اين مدت با آبروي كسي بازي كرده ايم..


حجت الاسلام علي پور: كسي را براي امضا منشور اخلاقي مجبور نكرديم / فيروز كريمي: با آبروي من بازي كرديد


مشاور فرهنگي سازمان ليگ كشورمان در شروع گفتگو درخصوص منشور اخلاقي سازمان ليگ گفت: اين منشور در ليگ هفتم با هماهنگي 14 باشگاه در هيئت رئيسه سازمان ليگ ليگ مطرح شد و بعد از طي مراحل قانوني با راي تمامي مسئولين وجهات قانوني پيدا كرد و به باشگاه ها ابلاغ شد.
در ادامه مجري برنامه با دعوت از فيروز كريمي خواستار اين شد تا درخصوص اين منشور كه به موجب آن در حال حاضر بايد در ليگ دسته يك به مربي گري بپردازد و كريمي نيز مثل هميشه با زبان طنز خود گفت : آماده ام از (ف. ك ) دفاع كنم !
فيروز كريمي در ادامه افزود: به نظر بنده منشور اخلاقي سازمان ليگ به هيچ عنوان درست نيست و از همه جهات داراي مشكل مي باشد كه مسئولين بايد فكري به حال آن كنند.
عليپور نيز بدون درنگ در جواب فيروز كريمي گفت: شما بايد بدانيد اين منشور به تصويب تمامي باشگاه ها رسيده و آنها مهر تاييد بر ان زده اند.ضمن اينكه منشور از سوي هيئت رئيسه نيز قانوني مي باشد.البته من همين جا اعلام مي كنم مشكل شما به خاطر مصاحبه تند در رسانه ها بوده و جرم دلالي و تباني نيست.
حجت الاسلام علي پور در پاسخ به سوال مجري برنامه در رابطه با اخباري كه حاكي از آن بود آنها برخي از باشگاه ها را تهديد به امضاي منشور كرده بودند، گفت: به هيچ عنوان صحت ندارد و ما هيچ باشگاهي را تهديد نكرده بوديم، ضمن اينكه وقتي اكثر باشگاهها با اعلام موافقت اين منشور را امضا كرده اند،ديگران نيز بايد طبق نظر ديگران عمل كنند.
فيروز كريمي در ادامه صحبت هاي خود خطاب به علي پور اظهار داشت: بعد از اين كه اسم سه مربي را به عنوان كساني كه مشكل اخلاقي دارند با حرف اول نام و نام خانوادگي به روزنامه ها داديد،هر جا كه مي رويم تصور ديگري از ما دارند.شما شأن كار ما را پايين آورده ايد.مگر جز فيروز كريمي شخص ديگري هم با نام (ف،ك) هست؟
وي ادامه داد: شما نحوه صحبت كردن من را خلاف منشور اخلاقي خود مي دانيد؛در صورتي كه من كاري جز گفتن واقعيت انجام ندادم.شما مشكل من را در جواب به يك خبرنگار درخصوص نورافكن هاي ورزشگاه مي دانيد كه خطاب به آن خبرنگار گفتم من فراموش كردم چراغ قوه ام را بياورم.
سرمربي سابق تيم صبا اذعان داشت: آقاي علي پور من از گفتن واقعيت هراس ندارم؛در حالي كه همكار شما آقاي محمدي به من گفت : بيان حقيقت خوب است، اما نه در همه جا .در حالي كه حضرت علي فرموده اند "حقيقت را همه جا بايد گفت"
كريمي گفت: مشكل فوتبال ما مسائل ظاهري يك بازيكن نيست كه البته ايراد به اين مسائل نيز غير قانوني است.مشكل فوتبال ما مسائل پيش آمده در عدم برنامه ريزي صحيح در ليگ برتر فوتبال بود كه براي تيم ما مشكل ساز شد و كسي هم به آن اعتنا كرد.
وي خاطر نشان ساخت: بازي هاي تداركاتي تيم ملي موجب شد تيم ما هر 4 روز در ليگ برتر بازي داشته باشد و از طرفي به بازي هاي ليگ قهرمانان آسيا نيز برسد كه در نهايت مانع صعود تيم صبا و حتي سه نماينده ديگر كشورمان شد.آقاي علي پور مشكل فوتبال ما اين بود، نه مدلهاي مختلف ريش در بازيكنان.اي كاش به اين موارد بيشتر توجه مي كرديد.
حجت الاسلام علي پور در جواب به صحبت هاي فيروز كريمي گفت: قبول دارم كه ليگ فشرده اي را پشت سر گذاشتيم،اما تمامي اين موارد براي پويايي تيم ملي فوتبال بود.ضمن اينكه آقاي كريمي اگر به دنبال حرفه اي شدن هستيم بايد بازيهاي فشرده در ليگ انجام دهيم.مگر غير از اين است كه باشگاه هاي اروپايي بازي هاي فشرده برگزار مي كنند؟ اگر ما هم قصد حرفه اي شدن داريم،بايد تمام اين مسائل را داشته باشيم.
وي تصريح كرد: از همين حالا براي فصل آينده برنامه ريزي ليگ صورت گرفته و اين برنامه به باشگاه ها ابلاغ خواهد شد تا نظرات آنها نيز براي جابه جايي در زمان مسابقات صورت بگيرد، اما متاسفانه برخي باشگاه ها به اين موضوع بي توجهي خواهند كرد و در اواسط ليگ اعتراض مي زنند كه اين چه برنامه اي است كه تنظيم شده!
مشاور فرهنگي سازمان ليگ خطاب به فيروز كريمي گفت: آقاي كريمي اظهار نظر خلاف واقع ، نشر اكاذيب در رسانه ها و اهانت به باشگا هاي ديگر در صورتي كه چهار بار تكرار شود برخورد قانوني خواهد شد و ما در طول فصل بارها به خاطر نوع مصابه هاي شما اخطار داديم و حتي نامه زديم،اما شما بي توجهي كرديد و در پاسخ به ما گفتيد كه نامه اي به دست شما نرسيده است، اما به ما ربطي ندارد كه سردار ملاحي دلشان نخواسته نامه ها را به دستتان برسانند.
فيروز كريمي نيز پاسخ داد: من هميشه حقيقت را مي گويم و شما اگر هزار نامه هم به من مي داديد من حرفم را مي گفتم؛حتي اگر مجبور شوم به ليگ دسته دوم هم بروم. آقاي عليپور كاري كه در حق من انجام داديد، به ناحق بود و من در اين مورد دنبال شكوايه خود هستم تا به حق خود برسم.
وي تاكيد كرد: شما به برخي از مدير عاملان باشگاه ها تلفن زده و گفته ايد من مشكل اخلاقي دارم و با من قرارداد نبندند. آقاي علي پور شما با آبروي من بازي كرديد.
حجت الاسلام علي پور در جواب كريمي گفت: ما با كسي تماس نگرفتيم و آنها خودشان تلفني در خصوص شما از ما استعلام كردند و ما هم حقيقت را گفتيم.ضمن اينكه اگر در مصاحبه هاي خود احترام مي گذاشتيد كار به اينجا كشيده نمي شد.


سيار: كسي كه رشوه گير را بشناسد و نام نبرد، خود مجرم است


كارشناس داوري كشورمان خطاب به واعظ آشتياني گفت: آقاي واعظ كسي كه از رشوه گيري اطلاع داشته باشد و نام آن شخص را نبرد، مجرم است!
مدير عامل تيم فوتبال استقلال تهران در اواسط برنامه همايش فوتبال و رسانه درخصوص پيشنهاد رشوه از سوي شخصي به منظور تباني با داور در جام باشگاه هاي آسيا گفت: "در يكي از بازيهاي تيم استقلال شخصي نزد من آمد و پيشنهاد رشوه به داور براي بازي تيم ما در چارچوب رقابت هاي جام باشگا هاي آسيا را داد و بنده نيز به هيچ عنوان آن را قبول نكردم."
پيش از اين نيز واعظ آشتياني در اين رابطه با رسانه ها مصاحبه اي را انجام داده بود.به همين خاطر كارشناسان داوري در همايش به او اصرار كردند كه نام آن شخص را در جمع رسانه ها فاش كند كه البته مدير عامل تيم استقلال از اين موضوع سر باز زد.
رضا غياثي و پروز سيار از پيشكسوتان داوري كشورمان در خصوص افشاي نام آن شخص به آشتياني پافشاري كردند،اما او در جواب گفت : "بايد به افراد فرصت داد و درست نيست كه به يك باره با آبروي انها بازي شود."
پرويز سيار در واكنش به صحبتهاي واعظ در حالي كه براي ترك سالن عجله داشت، گفت: "آقاي آشتياني كسي كه بداند رشوه گير چه كسي است و نام آن را نگويد ، خود او مجرم است" و با عجله سالن را ترك كرد.


غياثي: دست خسروي را مي بوسم/ عنايت: استعفا نميدهم


در ادامه همايش فوتبال ورسانه، رضا غياثي و مسعود عنايت كه هميشه در رسانه ها عليه يكديگر به مصاحبه مي پردازند،رو در روي يكديگر قرار گرفته وبه مناظره پرداختند.
رضا غياثي در آغاز گفتگو خطاب به واعظ آشتياني گفت: "مطمئن باشيد آن شخصي كه به شما پيشنهاد رشوه داده داور نبوده و يك دلال بوده است.ضمن اينكه دلال ها هميشه به سراغ مديران كم تجربه و تازه وارد مي روند و بهتر است شما حريم پاك داوري را زير سوال نبريد."
وي در ادامه خطاب به رئيس كميته داوران اظهار داشت: "پرويز سيار در تلويزيون گفت كه داوري مثل يك سبد سيب است و اگر يك سيب گنديده باشد به سيب هاي ديگر نيز آسيب مي رساند." علي خسروي در جواب به ايشان گفت: "منظورتان من هستم؟" سيار جواب داد :"شايد شما باشيد."
وي ادامه داد: "آقاي عنايت پس از آن ما اجازه داوري به او را در ليگ برتر نداديم،اما در حال حاضر در دوره شما وضعيتي در داوري به وجود آمده كه من بايد دست خسروي را ببوسم."
پيشكسوت داوري كشورمان در ادامه خاطر نشان كرد: "تمام اين مسائل از جايي آب مي خورد كه شما اصلا بر سر پست خود نيستيد وب يشتر به فكر سفر هاي خارج از كشور هستيد.دليل نبود شما در كميته به اين خاطر است كه حدود سه سال است حق الزحمه داوران افزايش پيدا نكرده است."
وي تصريح كرد: "ما در هر سفر خارجي خود 100 ميليون دريافت مي كنيد.پس چطور جرات مي كني بگويي كه پول خريدن يك بربري ندارم؟"
مسعود عنايت در واكنش به صحبت هاي غياثي گفت: "من اولين مدرس داوري در كنفدراسيون فوتبال آسيا هستم.شما به جاي افتخار كردن به اين موضوع آن را چماق كرده و بر سر من مي زنيد؟سفرهاي من جنبه آموزشي دارد آقاي غياثي،نه خوش گذراني."
وي ادامه داد: "اين پولهايي كه شما مي گوييد من دريافت نكرده ام و دليل ندارد شما بخواهيد به اين شكل كسي را تخريب كنيد.ضمن اينكه من ساعت بزن در فدراسيون نيستم و تمام وظايف خود را به خوبي انجام داده و قصد استعفا نيز ندارم."
در ادامه اين مناظره دو كارشناس داوري با يكديگر به درگيري لفظي پرداختند كه مجري برنامه اجازه ادامه اين مناظره نداد و رضا غياثي نيز به سوي علي خسروي رفته تا دستان او را ببوسد .
علي خسروي در پايان اين همايش در اين رابطه افزود: "بعد از صحبت هاي آقاي سيار به مراجع قضايي شكايت كردم،اما در جواب گفتند داوري كردن شما به صلاح مملكت نيست و چيزهايي كه در مورد شما بيان شده قانوني است.به آنها گفتم نحوه صحبت كردن سيار كه مرا به سيب گنديده شباهت داده است،چطور ؟ آنها گفتند مشكل قانوني ندارد و مطرح كردن اين مسائل چيزي نيست.آقاي غياثي من نيازي به بوسيدن ديگر ندارم .بايد طوري زندگي كنيم و از فرصت ها استفاده كنيم كه مردم بدانند در مورد آنها اشتباه شده است


منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
04-07-2009, 01:27
گفته‏های مضحک دبیرکل سایه؛
مصطفوی: صفایی فراهانی نگذاشت ما به جام جهانی برویم


همان آدم‏هایی که باعث حذف استقلال از لیگ قهرمانان آسیا شدند. آدمهایی که من جرات ندارم اسمشان را بیاورم اما دستشان با بن همام در یک کاسه است. اگر این دو بازی هم زمان برگزار می شد ما حتما به جام جهانی می رفتیم!
داریوش مصطفوی رئیس اسبق فدراسیون فوتبال و مدیر سابق باشگاه پرسپولیس پس از مدتها غیبت در تلویزیون آفتابی شد و با وجود دلخوری از شخص علی کفاشیان بابت ماجرای مدال‏های آسیایی، دفاع جانانه ای از او کرد.

به گزارش گل؛ او که عقیده دارد فدراسیون فوتبال به ثبات محتاج است و باید به کفاشیان وقت داد، درباره حذف تیم ملی گفت: تیم ملی از کسانی ضربه خوردکه اجازه ندادند بازی های روز پایانی مقدماتی جام جهانی همزمان برگزار شود. همان آدم‏هایی که باعث حذف استقلال از لیگ قهرمانان آسیا شدند. آدمهایی که من جرات ندارم اسمشان را بیاورم اما دستشان با بن همام در یک کاسه است. اگر این دو بازی همزمان برگزار می شد ما حتما به جام جهانی می رفتیم!

منظور مصطفوی واضح است، محسن صفایی فراهانی رئیس خوشنام فدراسیون فوتبال در دوره محمد خاتمی که اکنون در زندان است. کسی که همواره با مصطفوی مشکلات شدیدی داشته است.

منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
04-07-2009, 02:08
پایان ماجرای مچ بندهای سبز



فیفا در نامه الکترونیکی که روز پنج شنبه به فدراسیون فوتبال ایران ارسال کرد، نوشت:" ما گزارش بازی را دریافت کردیم اما در این گزارش هیچ اشاره ای به مچ بندها نشده بود. این بدین معنی است که هیچ تصمیمی در این خصوص اتخاذ نخواهد شد.
فدراسیون بین المللی فوتبال، فیفا، فدراسیون فوتبال ایران را به دلیل استفاده بازیکنان این تیم از مچ بندهای سبز رنگ در دیدار با کره جنوبی در چارچوب رقابت های مقدماتی جام جهانی 2010 جریمه نخواهد کرد.

به گزارش مهر، فیفا هفته گذشته اعلام کرد تمام گزارش های مربوط به دیدار تیم های ایران - کره جنوبی در تاریخ 17 ژوئن (27 خرداد) را مطالعه می کند و سپس در خصوص اینکه بازیکنان یا فدراسیون نامبرده قانون شکنی کرده اند، نظر خود را اعلام خواهد کرد.

طبق قوانین اتحادیه بین المللی فوتبال، چنانچه یک بازیکن در تیمی مجبور شود که با شعار و یا نماد سیاسی و مذهبی وارد میدان شود، آن تیم از طرف برگزارکنندگان و یا فیفا با محرومیت مواجه می شود.

فیفا در نامه الکترونیکی که روز پنج شنبه به فدراسیون فوتبال ایران ارسال کرد، نوشت:" ما گزارش بازی را دریافت کردیم اما در این گزارش هیچ اشاره ای به مچ بندها نشده بود. این بدین معنی است که هیچ تصمیمی در این خصوص اتخاذ نخواهد شد.

فیفا هفته گذشته از فدراسیون فوتبال ایران خواست تا در خصوص گزارش رسانه های ایرانی در مورد مچ بندهای سبز بازیکنان ایرانی توضیح دهد. فدراسیون فوتبال ایران هم در نامه ای توضیح داد که هیچ بازیکنی به این دلیل از سوی مقامات فوتبال این کشور جریمه نشده است.

منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
04-07-2009, 02:24
يحيي‌زاده:
موكدا خواستند كفاشيان استعفا دهد



من از خواست مردم و اجتماع خبر داشتم اما خودم خيلي به دنبال بحث استعفاي كفاشيان نبودم زيرا اين مسئله در حيطه نماينده مجلس نيست. به همين دليل خارج از مسائل كاري و مسئوليتي اين خواسته را دوستانه مطرح كردم.
رئيس كميته تربيت بدني و جوانان مجلس شوراي اسلامي گفت: به دنبال كودتا عليه علي كفاشيان نيستيم و نمي‌خواهيم بهانه دست فيفا بدهيم.

سيد جلال يحيي زاده در گفت و گو با فارس در مورد علت لغو نشست با مسئولان فدراسيون فوتبال اظهار داشت: نزديك ظهر روز سه شنبه به ما اطلاع دادند كه پرواز علي كفاشيان از سنگاپور به گونه‌اي است كه نمي‌تواند به جلسه بعدازظهر برسد و به همين دليل اين جلسه لغو شد. حضور مسئولان ديگر فدراسيون بدون رئيس معناي نداشت.

نماينده تفت و ميبد در مجلس شوراي اسلامي در مورد صحبت‌هاي علي كفاشيان مبني بر اينكه همشهري‌هاي يحيي زاده دوست دارند كه من استعفا بدهم، گفت: شايد برخي از همشهري‌هاي من به من خرده هم بگيرند كه به جاي پرداختن به مسائل ورزشي به مسائل ديگر كه مربوط به حوزه‌ انتخابي‌ام است بپردازم اما خيلي‌ها كه اكثر آنها نيز از اهالي پايتخت هستند موكدا از من خواستند كه علي كفاشيان استعفا بدهد و من هم اين بحث را دوستانه مطرح كردم. من از خواست مردم و اجتماع خبر داشتم اما خودم خيلي به دنبال بحث استعفاي كفاشيان نبودم زيرا اين مسئله در حيطه نماينده مجلس نيست. به همين دليل خارج از مسائل كاري و مسئوليتي اين خواسته را دوستانه مطرح كردم.

وي ادامه داد: شايد اين مسئله را به گونه‌اي ديگر به ايشان منتقل كرده‌اند و در اين بين شيطنتي صورت گرفته است اما مجلس به دنبال كودتا عليه ايشان نيست. مجلس از اين قضيه اطلاع دارد كه نبايد بيش از بحث نظارتي به مسائل ورود كند به ويژه آنكه امكان دارد محروميتي از سوي فيفا براي فدراسيون به دليل دخالت سياسيون در نظر گرفته شود و ما در مجلس هفتم و هم اكنون در مجلس هشتم به دنبال اين بوديم كه بهانه دست فيفا ندهيم.

منبع ([Only registered and activated users can see links])

hamedss
04-07-2009, 03:10
سازمان تربیت بدنی طاقت برنامه های انتقادی ندارد

برنامه پر‌بیننده رخصت که با مجری گری پیمان یوسفی در چند روز گذشته توانسته بود توجه‌ها را به خود جلب کند دیروز درآخرین ساعاتی که روزنامه زیر چاپ می‌رفت توقیف شد.
انتقادات بیش از حد این برنامه از سازمان تربیت‌بدنی باعث شده بود تا سازمان علیه این برنامه جوابیه بدهد و حتی کاری کند تا جوابیه در برنامه، علیه برنامه و خود پیمان یوسفی خوانده شود! برنامه پنج شنبه هفته گذشته رخصت به مناظره تلویزیونی کفاشیان و آجورلو اختصاص داشت که بسیار خبرساز و جنجالی شد.جایی که آجورلو از انتخابات فدراسیون با عنوان انتصابات نام برد و کفاشیان با خنده می‌گفت: «تقلب شده است حتما!»به احتمال زیاد اظهارنظرهای تند سردار آجورلو درباره سازمان تربیت بدنی باعث توقف این برنامه شده است.برنامه ای که پس از سکوت عجیب صداوسیما درباره عدم صعود تیم ملی به جام جهانی تازه راه افتاده بود، عقیم ماند.باید دید چه برنامه تلویزیونی ورزشی می‌تواند عملکرد فوتبال و ورزش ایران را به چالش بکشد. به نظر می‌رسد هیچ‌کس و هیچ برنامه‌ای!
منبع ([Only registered and activated users can see links])

nesta
04-07-2009, 10:44
رکورد جدید فیروز کریمی در مربیگری

سایت گل: فیروز کریمی که روز چهارشنبه گذشته هدایت تیم داماش گیلان را بر عهده گرفت، با حضور در دوازدهمین تیم دوران مربیگری خود رکورد جدیدی در فوتبال ایران به نام خود ثبت کرد. کریمی از سال 68 مربیگری را با پاس آغاز کرد و پس از ان در تیمهای سپاهان، بهمن، پلی اکریل، تراکتورسازی، استقلال اهواز، ابومسلم ، شهاب زنجان، راه آهن، استقلال تهران و صبای قم تاکنون مربیگری کرده است و داماش گیلان دوازدهمین تیم دوران مربیگری فیروز کریمی می باشد.

کریمی در کارنامه افتخارات خود علاوه بر قهرمانی آسیا و دو قهرمانی لیگ با پاس، قهرمانی جام حذفی با بهمن، قهرمانی جام حذفی تهران با پاس و بهمن موفق به هدایت 4 تیم بهمن، استقلال اهواز، ابومسلم و راه اهن به لیگ برتر نیز شده است و در این زمینه رکوردار محسوب می شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])

MoHaMad.Divar
04-07-2009, 11:10
فیفا: دارندگان مچ‌بند سبز جریمه نمی شوند


[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

فیفا: دارندگان مچ‌بند سبز جریمه نمی شوند
فیفا در نامه الکترونیکی که روز پنج شنبه به فدراسیون فوتبال ایران ارسال کرد، نوشت:" ما گزارش بازی را دریافت کردیم اما در این گزارش هیچ اشاره ای به مچ بندها نشده بود. این بدین معنی است که هیچ تصمیمی در این خصوص اتخاذ نخواهد شد.
فدراسیون بین المللی فوتبال، فیفا، فدراسیون فوتبال ایران را به دلیل استفاده بازیکنان این تیم از مچ بندهای سبز رنگ در دیدار با کره جنوبی در چارچوب رقابت های مقدماتی جام جهانی 2010 جریمه نخواهد کرد.

به گزارش مهر، فیفا هفته گذشته اعلام کرد تمام گزارش های مربوط به دیدار تیم های ایران - کره جنوبی در تاریخ 17 ژوئن (27 خرداد) را مطالعه می کند و سپس در خصوص اینکه بازیکنان یا فدراسیون نامبرده قانون شکنی کرده اند، نظر خود را اعلام خواهد کرد.

طبق قوانین اتحادیه بین المللی فوتبال، چنانچه یک بازیکن در تیمی مجبور شود که با شعار و یا نماد سیاسی و مذهبی وارد میدان شود، آن تیم از طرف برگزارکنندگان و یا فیفا با محرومیت مواجه می شود.

فیفا در نامه الکترونیکی که روز پنج شنبه به فدراسیون فوتبال ایران ارسال کرد، نوشت:" ما گزارش بازی را دریافت کردیم اما در این گزارش هیچ اشاره ای به مچ بندها نشده بود. این بدین معنی است که هیچ تصمیمی در این خصوص اتخاذ نخواهد شد.

فیفا هفته گذشته از فدراسیون فوتبال ایران خواست تا در خصوص گزارش رسانه های ایرانی در مورد مچ بندهای سبز بازیکنان ایرانی توضیح دهد. فدراسیون فوتبال ایران هم در نامه ای توضیح داد که هیچ بازیکنی به این دلیل از سوی مقامات فوتبال این کشور جریمه نشده است.

saeed_cris
04-07-2009, 13:17
بازگشت خاك‌خورد‌ه‌ها به فوتبال ايران

دوستان خاك‌خورده دوباره از زير خاك بيرون آمده‌اند و سهم خود را مي‌خواهند. سهمي كه فكر مي‌كنند در همه اين سال‌ها از آنها دريغ شده است

2009/7/4 12:19:58


[Only registered and activated users can see links]


سايت گل – مسعود معيني، كارشناس ثابت ورزش از نگاه دو، جمعه شب در بخشي از سخنانش به نكته مهمي اشاره كرد، اينكه فوتبال ورزش دردكشيده‌هاست و قطبي هرگز درد فوتبال را نكشيده و بنابراين هرگز نمي‌تواند مربي خوبي باشد. اين در حالي است كه محمود ياوري مربي 70 ساله فوتبال ايران، امروز در مصاحبه‌اي با ايسنا، به نكته مشابهي اشاره كرده است.
او مي‌گويد: قطبي 30 سال در ايران نبوده و از آمريكا آمده و سرمربي تيم ملي شده، بدون اينكه بداند در اين 30 سال ما چه كشيده‌ايم. البته آقاي ياوري در اين 30 سال چندان بد نگذرانده. همانطور كه مي‌دانيد مربيان هم‌نسل او در همه جاي جهان، به بازنشستگي رسيده‌اند اما جناب ياوري بدون حتي يك عنوان سومي در طول تاريخ مربيگري، امروز براي هدايت هر تيمي نزديك به 400 ميليون تومان طلب مي‌كند. جناب معيني هم كه دستيار پرويز دهداري در تيم ملي بود، بدون توجه به سابقه استقلالي خود، در سال 1987، جانشيني علي پروين را در مسابقات باشگاه‌هاي آسيا برعهده گرفت و باخت تاريخي پرسپوليس مقابل محمدان با اين مربي رقم خورد. شكستي كه سال‌ها قرمزها را مقابل كركري آبي‌دوستان سرافكنده مي‌كرد...
اين روزها موجي در فوتبال ايران به راه افتاده كه مدتي بود از آن خبري نبود. دوستان خاك‌خورده دوباره از زير خاك بيرون آمده‌اند و سهم خود را مي‌خواهند. سهمي كه فكر مي‌كنند در همه اين سال‌ها از آنها دريغ شده است. مصاحبه‌هاي اين روزهاي نسل مربيان و بازيكنان فوتبال ايران در دهه 1350 را مرور كنيد.


منبع ([Only registered and activated users can see links] 9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86)

ss_ss gahreman
04-07-2009, 15:40
نمونه‌هاي دوپينگ همچنان خاك مي‌خورند

خبرگزاري فارس: با وجود گذشت يك ماه از ارسال نمونه‌هاي دوپينگ ورزشكاران ايراني به آلمان همچنان اين آزمايش‌ها بي‌جواب مانده است.

[Only registered and activated users can see links]

به گزارش خبرگزاري فارس، در يك ماه اخير نزديك به 50 نمونه دوپينگ به آزمايشگاه آلمان ارسال شده و قرار بود نتيجه آنها سريعا به ايران ارسال شود.
با وجودي كه يك ماه از ارسال اولين سري نمونه ها مي گذرد هنوز جوابي از كلن دريافت نشده است.
در اين باره در تماس هاي الكترونيكي چندين بار از آزمايشگاه آلمان كسب اطلاع شده؛ اما تلاش ستاد مبارزه با دوپينگ (نادوي ايران) بي فايده بوده است.
رامين طباطبايي سخنگوي ستاد ضد دوپينگ در اين باره به خبرنگار ورزشي فارس گفت: دليل اين تاخير را نمي دانيم و چندين بار موضوع را پيگيري كرده ايم كه نتيجه اي حاصل نشده است. آلماني ها اعلام كرده اند آزمايش ها در حال بررسي است.

منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
05-07-2009, 14:37
اشتباهى كه بعد از جام ملت ها به آن مى رسند



۲ سال ديگر هم از دست رفت


۴ سال پيش شبيه اين روزها بود. آن موقع به جام جهانى رفته بوديم اما باخت به پرتغال را نمى پسنديديم آن روزها برخى سياسيون حرف از قهرمانى در جام جهانى مى زدند و اينكه انجام چنين مهمى تنها با مربيان وطنى امكانپذير است. آن روزها حرف حق خريدارى نداشت و پشت ادعاهايى كه مطرح مى شد منطق و استدلالى به چشم نمى خورد. بقيه قصه را هم كه حتماً از بريد. ماجراهاى قلعه نويى، دايى، مايلى كهن و قطبى را. نتيجه اش اين شد كه ما بازى هاى آسيايى، جام ملت ها، جام باشگاه ها و جام جهانى را از دست داديم. مغلوب تيم هايى شديم كه آروزهايشان كسب نتيجه مساوى مقابل فوتبال ايران بود. سقوط كرديم و در يك كلام آنچه اتفاق و بلا بود به سرمان آمد تا شايد سرمان به سنگ بخورد و عاقل شويم اما امروزمان هم شبيه به ۴ سال پيش است. خداداد عزيزى كه خود از پرچمداران حمايت از مربى داخلى است به نحوه مختلف مى كوشد تا از زبان تاج يك و فقط يك دليل فنى در ارتباط با جذب افشين قطبى بشنود اما نايب رئيس فدراسيون كه مى دانيم در زمره حاميان سرمربى تيم ملى قرار دارد پاسخى نمى دهد. آرى اين سؤال كه «چرا قطبى؟» حتى در عالى ترين سطوح مديريتى فدراسيون نيز بى جواب مى ماند تا متوجه باشيم كه صداى اين ساز بى شباهت به نتى كه توسط اركستر «خرد جمعى» نوشته و به قلعه نويى ابلاغ شد نيست. ما مرتب يك اشتباه را تكرار مى كنيم به اين اميد كه شايد دفعه بعد خدا خواست و اتفاق ديگرى رقم خورد! ۳ سال پيش «دام» حاضر بود تا با ۲ ميليون دلار با فدراسيون فوتبال ايران قرارداد ببندد اما ما به اين بهانه كه پول نداريم قيد مرد آلمانى را زديم تا دوبرابر اين مبلغ خرج مربيانى شود كه برآيند كارشان ورشكستگى فوتبال ايران بوده است.ما حتى اگر گران تر از دام را هم مى آورديم هزينه جذبش با رفتن به جام جهانى و دريافت پاداش فيفا به تيم هاى حاضر در اين مسابقات جبران مى شد و اين تازه سواى محاسبه، سود معنوى ناشى از موفقيت هاى ورزشى است.البته مربى بزرگ خارجى ۲ عيب دارد كه يكى پرهيز از خرج كردن براى واسطه هاست و ديگرى مخالفت با هرگونه دخالتى از سوى مديران. آرى به قطبى مى شود گفت: كريمى را بردار اما به امثال دام اگر بگوييد بالاى چشمتان ابرو قهر مى كنند و مى روند.ما هم كه به نيمه حرفه اى و آماتورها عادت كرده ايم ترجيح مى دهيم تا با شعارهاى عاميانه مثل ايرانى، ايرانى بخر قيد جنس مرغوب را بزنيم. بدين ترتيب همان داستانى كه ۴ سال پيش با قلعه نويى اتفاق افتاد امروز و با قطبى تكرار خواهد شد و ما يك سال و نيم بعد يعنى بعد از- جام ملت ها - خواهيم فهميد كه براى بار چندم اشتباهى را تكرار كرده ايم.
تكمله
با مربيان متوسط و كوچك نمى توان دست به كارهاى بزرگ زد و اينكه ۲ سال از زمانى كه بايد صرف ساختن تيمى جديد شود را هم ،داده ايم به معناى آن است كه احتمالاً جام جهانى بعدى را هم از دست خواهيم داد.

منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
05-07-2009, 14:57
بيچاره فوتبال ايران

سرشكستگى بعد از فاجعه




۴ سال پيش كه رئيس وقت فدراسيون فوتبال از سازمان «فرمان» نمى گرفت برانكوى«غير ايرانى» تيم ملى را هدايت مى كرد ما تيم پانزدهم دنيا بوديم. آن روزها برخى از كسانى كه بعدها زمام كامل امور را به دست گرفتند به قدرى از عملكرد مجموعه فوتبال انتقاد مى كردند كه مى پنداشتيم اگر آنها روى كار بيايند فوتبال ايران باشتابى فزاينده به سمت قله هاى افتخار گام برمى دارد.در اين باره كه متعاقب اين باور اشتباه چه با فوتبال ايران كردند و مى كنند مطالب زيادى به رشته تحرير درآمده و نگارش هر نكته اى در اين ارتباط تكرار مكررات است اما جالب اينجاست كه آقايان «ناكامى» خويش را قبول ندارند و اينكه فوتبال ايران در جديدترين رده بندى اعلام شده از سوى فيفا به رتبه پنجاه و هشتمى سقوط كرده است را نشانه چيز خاصى نمى دانند! مى توان مثل هميشه دست به فرافكنى زد و اين سقوط آزاد را ناشى از دشمنى دست هاى پشت پرده(!) و عملكرد ضعيف برخى مربيان بازيكنان دانست اما نكته اينجاست كه مديران به همان اندازه كه در موفقيت ها سهيم اند در شكست ها نيز نقش دارند و نمى توان ايشان را در موقعيت جديدى كه براى فوتبال ايران رقم خورده است بى تقصير دانست.در هر صورت بايد متوجه بود آن چيزى (بخوانيد فاجعه اى) كه در فوتبال ما رخ داده(منظور همان سقوط آزاد فوتبال ايران است) نتيجه مستقيم عملكرد مديران فدراسيون و مؤثرتر از آن سازمان تربيت بدنى است سازمانى كه انتخابات يك نفره برگزار كرد تا دستش در خرد و كلان فوتبال باز باشد و حالا همين سازمان پشت منصوبين خود مخفى شده و صدايش در نمى آيد! براى فوتبالى كه به درستى مدعى شماره يك بودن در آسيا را دارد نرفتن به جام جهانى و قبل از آن حذف از جام ملت ها حقيقتاً فاجعه است و اين وسط سقوط هاى مداوم در رنكينگ بين المللى هم يك سرشكستگى كامل است. هيچ بهانه اى هم پذيرفتنى نيست. فدراسيون قبل با همين بضاعتى كه در فوتبال ما هست، جام جهانى را بدون دلشوره و پلى آف تقديم جامعه فوتبال كرد، قبل ترش سومى جام ملت ها را و رده پانزدهم رنكينگ را، با همين بضاعت و حتى بدون حمايت سازمان. شايد مشكل همين جا باشد كه پاى سازمان وسط است، شايد چند صباح ديگر جام جهانى شروع مى شود و ما شاهد حضور تيم هايى در اين تورنمنت بزرگ خواهيم بود كه كليت فوتبالشان نصف فوتبال ما هم نيست، تازه آن وقت است كه داغ دلهايمان تازه خواهد شد و تازه آن وقت است كه عمق فاجعه رقم خورده توسط مديران فوتبال و ورزش به رخ كشيده خواهد شد. بيچاره فوتبال ايران كه تاوان ندانم كارى و كار نابلدى و خيلى چيزهاى ديگر مديرانش را مى دهد، بيچاره فوتبال ايران، بيچاره فوتبالدوستان ايرانى!

منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
05-07-2009, 15:17
برای تو که بد نشد؛
فوتبال ایران فدا شد!



فداکاری این است افشین قطبی سرمربی مالدیو شود. فداکاری این است افشین قطبی رهبری تیم شاهین پارس جنوبی را قبول کند، نهاینکه با یک میلیون دلار سر مربی پرسپولیس شود، تیمی که در آسیا شناخته شده است و در ایران میلیونها طرفدار دارد، پذیرفتن مربیگری تیم ملی فرتبال ایران فداکاری نمی خواهد چرا که هم اکنون بسیاری از مربیان صاحب نام جهان حاضرند سرمربی ایران شوند بی شک پولی را که برای دستمزد خود طلب خواهند کرد کمی بیشتر از مبلغ درخواستی افشین قطبی خواهد بود.
خبر ورزشی؛ «دلیلی ندارد برای فوتبال ایران فداکاری کنم. حرفه‌ای هستم و باید پول حرفه‌ای بگیریم». این حرف‌های افشین قطبی است که در تازه‌ترین مصاحبه او به میان آمده است. این در حالی است که در مسیر صعود به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی فوتبال ایران فدا شد.

روزی که مراسم قرعه کشی مرحله مقدماتی جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی در منطقه آسیا انجام و اعلام شد از هر گروه دوتیم مستقیم به جام جهانی صعود خواهند کرد و تیم سوم نیز این شانس را خواهند داشت با موفقیت در بازی پلی اف راهی جام جهانی شود کمتر کسی فکر می کرد ایران با در اختیار داشتن بازیکنان بزرگ و سرشناس خود صعود نکن اما ایران صعود نکرد!

فوتبال ایان برای صعود به جام جهانی نیاز به فدا کاری نداشت چرا که همواره در فوتبال آسیا یکی از بهترین ها بوده و در جام ملت های آسیا یکی از بهترین ها بوده و در جام ملت های آسیا یکی از مدعیان قهرمانی بوده و رد زمره تیم های مدعی صعود به جام جهانی به شمار می رفته است.

هیچ کس از ایران انتظار قهرمانی در جام جهانی را نداشت. تنها انتظار صعود به جام جهانی و حضور شایسته در این رقابت ها بود. همان طور که حریفان ما در آسیا که بارها مغلوب ایران شده بودند در این یکارها دئاشتند. افشین قطبی پیش از ورود به فوتبال ایران در چه جایگاهی از مربیگری قرار داشت؟

مگر نه اینکه او سر مربیگری را با تیم پرسپولیس شروع کرد و به واسطه موفقیت در این تیم کاندیدای مربیگری تیم ملی فوتبال کشورمان شد و خود را به عنوان یک مربی صاحب سبک به فوتبال ایران و آسیا معرفی کرد. روزی که افشین قطبی با پرسپولیس قطع همکاری کرد کدکام تیم را پای میز مذاکره و عقد قرارداد با خود دید؟

مگرنه اینکه اینقدر منتظر ماند تا علی دایی در تیم ملی عملکرد متزلزلی داشته باشد تا جانشین او شود؟ یک سوال؛ قرارداد 900 هزار دلاری افشین قطبی با پرسپولیس قرارداد حرفه ای بود؟ این در حالی است که مربیانی چون کلاوس تاپ مولر، لوکا پروزویچ و ... که در تیم های شاخص اروپایی مربیگری کرده اند کارنامه شان نسبت به افشین قطبی رنگین تر است برای عقد قرارداد با پرسپولیس مبلغی کمتر از یک میلیون دلار درخواست کردهاند. فداکاری این است که افشین قطبی حاضر شود با تیم ملی قرارداد سفید امضا کند.

فداکاری این است افشین قطبی سرمربی مالدیو شود. فداکاری این است افشین قطبی رهبری تیم شاهین پارس جنوبی را قبول کند، نهاینکه با یک میلیون دلار سر مربی پرسپولیس شود، تیمی که در آسیا شناخته شده است و در ایران میلیونها طرفدار دارد، پذیرفتن مربیگری تیم ملی فرتبال ایران فداکاری نمی خواهد چرا که هم اکنون بسیاری از مربیان صاحب نام جهان حاضرند سرمربی ایران شوند بی شک پولی را که برای دستمزد خود طلب خواهند کرد کمی بیشتر از مبلغ درخواستی افشین قطبی خواهد بود.

از افشین قطبی که اعتبار خود در مربیگری را در فوتبال ایران به دست آورد انتظار نداشتیم خود را فدایی فوتبال ایران معرفی کند! شاید چون او می داند فدراسیون فوتبال ایران بودجه لازم را برای در اختیار گرفتن مربی ای تراز اول خارجی ندارد اینگونه حرف می زند.

فوتبال ایران برای هر مربی ای بد بوده، برای افشین قطبی خوب بوده و بی انصافی است که این مربی خود را فدایی فوتبال ایران معرفی کند. او نباید فرامموش کند در دومین سال حکضور خود در فوتبال ایران و با معرفی بازیکنانی چون در کارمو، پرسپولیس را فدای خواسته های خود کرده.

در مسیر صعود به جام جهنی 2010 آفریقای جنوبی نیز تیم ملینیز فدای علی دایی و افشین قطبی شود و بی شک هیچ اهل فنی نمی توانست صعود ایران به جام جهانی را یک اتفاق بزرگی قلمداد کند، آن هم در حضور تیمی چون کره شمالی، آن هم در حضور تیمی چون عربستان که در آن اقتدار گذشته را نداشت.

شاید اگر تیم ملی به جام جهای صعود می کرد اکنون افشین قطبی می گفت: برگ زرین تاریخ فوتبال ایران را من رقم زدم. فوتبال ایران برای صعود به جام جهنی هنر نیست. هنر حضور در خور تحسین در جام جهانی است، همانند کره در جام جهانی 2002 که نگاه ها را متوجه خود ساخت.

منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
05-07-2009, 15:43
عقل مورچه به جاي قلب شير!


[Only registered and activated users can see links] 1) فدراسيون فوتبال ايران قرارداد افشين قطبي را تا پايان جام ملت‌هاي آسيا تمديد كرد.
قطبي در ايران موافقان و مخالفان فراواني داشت و در بحبوجه اين تضارب آرا، علي كفاشيان مستقل‌ترين تصميم فوتبالي‌اش را گرفت تا سرمربي محبوبش را نگه دارد. مرد ايراني - آمريكايي در شرايطي چهارمين دوره حضورش در ايران را آغاز مي‌كند كه برهه كنوني با ادوار پيشين تفاوت‌هاي عمده‌اي دارد و بنابر دلايل متعدد، بهتر است او نيز شيوه رفتاري‌اش را نسبت به گذشته متحول كند.
2) قطبي را با «قلب شير» معروفش مي‌شناسيم. او در سال اول حضورش در پرسپوليس، از اين اصطلاح براي تهييج بازيكنانش سود برد و بسياري نيز براين عقيده‌ بودند كه چنين گفتار تازه‌اي كمك زيادي به قهرماني شيرين پرسپوليسي‌ها كرد. قطبي در فصل دوم كارش در ايران نيز از اين ادبيات عدول نكرد و حتي طي همين مدت كوتاهي كه سرمربي تيم ملي بود نيز به همين آيين وفادار ماند. او اما، حالا در حالي فعاليتش را به عنوان رهبر كاروان شكست خورده و غربال شده فوتبال ايران آغاز مي‌كند كه مسلما اوضاع با گذشته تفاوت‌هاي بنياديني دارد. حالا كسي دنبال اصطلاحات گل درشت نيست و از «رجز» خواندن استقبال نمي‌كند. به ويژه بعد از خداحافظي عده‌اي از ستاره‌هاي نامدار تيم ملي در حال حاضر اين مجموعه تهيدست‌تر از هر زمان ديگري به نظر مي‌رسد و بي‌ترديد نمي‌توان براي كفگير به ته ديگ خورده فوتبال ايران حماسه سرود. آنچه اكنون نياز تيم ملي را رفع مي‌كند، سرمربي كم حرف و پركاري است كه پروژه پيچيده و حياتي «پوست‌اندازي» تيم نخست ايران را به بهترين شكل ممكن به سامان برساند؛ شايد پرسوناژي شبيه برانكو ايوانكوويچ، مردي آرام كه رسانه‌ها براي كشيدن يك جمله نامتعارف از زير زبانش، جان به لب مي‌شدند!
3)‌ با گذر از هياهوهاي طبيعي مسابقات مقدماتي جام‌جهاني يا دور از جنجال‌هاي هميشگي تيمي پرهوادار نظير پرسپوليس، اكنون به نظر مي‌رسد «عقل مورچه» براي افشين قطبي به مراتب كاراتر از «قلب شير»‌ باشد. ما، «سختكوشي» را گم كرده‌ايم و اين حلقه اساسي مفقوده، با باد به غبغب انداختن و شعر فروختن كشف نمي‌شود. به حركت مورچه‌ها دقت كنيد؛ روزهاي متمادي زجر مي‌كشند و با حركاتي يكپارچه و هماهنگ، مسيري واحد را هزاران بار زيرپا مي‌گذارند تا از دل سخت‌ترين راه‌ها، سرانجام به هدفشان برسند. اين همه، در حالي است كه هيچگاه كسي صدايشان را نمي‌شنود و در سكوت محض، دور از نعره و فرياد، كارشان را به پيش مي‌برند. فوتبال ما نيز به ويژه در حوزه ملي،‌بايد به چنين خلق و خويي برسد.
4) سكوت فعلي و خارج شدن تيم ملي از زير ذره‌بين‌ها، مي‌تواند براي قطبي كيميا باشد. او بايد قدر اين شرايط را بداند و در آرامش محض به كارش ادامه بدهد. به ويژه از اين حيث روي اصل مزبور اصرار داريم كه تجربه تاريخي نشان داده هر زمان كه او زبان به سخناني خارج از قاعده گشوده، يا حرف‌هايي زده كه خودش را تا خرخره به حاشيه برده و يا قول‌هايي داده كه رهاوردش بار سنگين استرس‌ها و انتقادات بوده است. اميدواريم او دوره جديد كارش را نه در كسوت يك «امپراتور»، كه در لباس سربازي مجد و وظيفه‌شناس آغاز كند. اينگونه شايد موفقيت، نزديك‌تر باشد.


منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
05-07-2009, 16:01
صلاح نیست سرمربی تیم ملی فوتبال یک ایرانی باشد
توتونچی : قطبی آنالیزور است ، در کمیته آموزش کارایی بیشتری دارد


با تمام احترامی که برای مربیان داخلی قائل هستم اما صلاح نیست سرمربی تیم ملی فوتبال یک ایرانی باشد چرا که عادت کرده ایم از هم ایراد بگیریم و یکدیگر را مورد انتقاد شدید قرار دهیم .

[Only registered and activated users can see links] ایلنا: کارشناس فوتبال کشورمان با اشاره به وضعیت تیم ملی فوتبال ایران گفت : تیم ملی ایران بزرگ است و نیاز به یک مربی بزرگ دارد ، امیدوارم مسئولان فدراسیون فوتبال در این خصوص تصمیم درستی اتخاذ کنند تا در آینده مشکلی به وجود نیاید.
مجید توتونچی در گفت گو با خبرنگار ایلنا ضمن بیان مطلب فوق افزود :نمی دانم چرا عده ای تیم ملی ایران را دست کم می گیرند و برای انتخاب سرمربی این تیم عجله دارند . تیم ملی ایران بزرگ است و باید مربی بزرگ و در سطح جهانی سکان هدایت آن را بر عهده بگیرد تا شاهد ناکامی های اخیر در فوتبال کشورمان نباشیم.
وی تصریح کرد : با تمام احترامی که برای مربیان داخلی قائل هستم اما صلاح نیست سرمربی تیم ملی یک ایرانی باشد چرا که عادت کرده ایم از هم ایراد بگیریم و یکدیگر را مورد انتقاد شدید قرار دهیم . با این حساب باید شرایط و زمینه حضور یک مربی بزرگ را در ایران فراهم کرد و مسئولان نیز باید در این مورد تصمیم مناسبی را اتخاذ کنند.
بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال ایران تاکید کرد : افشین قطبی یک آنالیزور است و باید در جای خود به فوتبال کشورش خدمت کند . اگر بخواهیم بر اساس منطق کار کنیم باید از قطبی در کمیته آموزش استفاده شود تا تجربیاتی که در کنار مربیان بزرگ جهان آموخته است را به مربیان لیگ انتقال دهد و با آنالیز تیم های دیگر ، این تخصص را به دیگران نیز آموزش دهد.
وی خاطر نشان کرد : ساختار انتخاب سرمربی در ایران غلط است و مطمئن باشید با این شیوه به هیچ جایی نخواهیم رسید. فوتبال ایران از درون متزلزل است و کار آن از ریشه ایراد دارد .
توتونچی با گلایه از مسئولان فدراسیون فوتبال یاد آور شد: بازی کردن با نام افراد و مربیان بزرگ ، کاری اشتباه است اما هر از چند گاهی شاهد هستیم مسئولان فوتبال ایران از نام یک مربی بزرگ یاد کرده و مربی دیگری را معرفی می کنند که این خود جای بحث و تامل بسیار دارد .

منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
05-07-2009, 16:27
به دنبال شکوفا شدن فوتبال در برنامه پنجم توسعه هستیم ([Only registered and activated users can see links])


[Only registered and activated users can see links] (javascript:openRequestedPopup('modules.php?op=mod load&name=News&file=viewimg&url=[Only registered and activated users can see links]'))
مقداد نجف نژاد با حضور در فدراسیون فوتبال، جلسه ای مشترک با حضور کفاشیان، تاج و آقازمانی مدیر گروه ورزش شبکه سوم سیما برگزار کرد.

در پایان این جلسه نجف نژاد به سایت رسمی فدراسیون گفت: «فراکسیون ورزشی مجلس از مهمترین فراکسیون های ورزشی است و فوق العاده به ورزش هم اهمیت می دهد. کمیته خصوصی سازی فوتبال هم که به تازگی تشکیل شده است و من به عنوان رئیس این کمیته به فدراسیون آمدم تا در جریان مسائل فوتبال ملی و برنامه ریزی های آینده فدراسیون و تیم های ملی قرار بگیرم.» نجف نژاد ادامه داد: «بنابر این داریم که اهداف را براساس مخاطبان تنظیم کنیم فوتبال از نظر طرفداران ، مورد توجه ترین ورزش کشور است. برهمین اساس برنامه چهارم توسعه در کمیته فوتبال ، چند کار ماندگار و ارزشمند درباره ورزشی و مخصوصا در بخشی فوتبال انجام دهیم که نمودش در برنامه پنجم توسعه دیده شود و از تجربیات گذشته برای روشن کردن راه آینده استفاده کنیم.»

منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
05-07-2009, 16:46
فاصله بسيار حرف تا عمل در فوتبال

فدراسيون پاسخگو!




اين حق مسئولان فدراسيون فوتبال است كه پاسخ مخاطبان خود را به صورت گزينشى بدهند! هرچند كه اين رويه برخورد از سوى مسئولان يك فدراسيون پرخبر و پرمخاطب به هيچ وجه پذيرفتنى نيست اما متأسفانه اين رويه مدت هاست كه در فدراسيون فوتبال جا افتاده است و گويا كسى هم نيست كه علاجى براى آن پيدا كند. به روش مسئولان و مديران فدراسيون فوتبال مدتهاست كه خو گرفته ايم مدتهاست كه مى دانيم آنها با هر كسى كه دلشان بخواهد حرف مى زنند و با هر كس ديگرى كه دلشان نخواهد اصلاً حرف نمى زنند. خدا پدر و مادر سازندگان تلفن همراه را بيامرزد كه كار بسيارى از مسئولان فدراسيون فوتبال را راحت كرده اند. آنها تلفن هاى آشنا را پاسخ مى دهند و به شماره هاى ناآشنا اصلاً وقتى نمى دهند. برخى از دوستان كه رابطه بسيار دوستانه و صميمى با مسئولان فدراسيون فوتبال دارند هم كه خيالشان راحت است، چرا كه تلفن آنها Save شده و نگرانى خاصى از بابت هم صحبتى با مسئولان فدراسيون فوتبال ندارند. فدراسيون نشينان چنان بين اصحاب رسانه و نمايندگان آنها فرق قائل هستند كه در كمتر دوره اى نمونه آن را ديده بوديم. در همين سفر كره جنوبى رابطه نايب رئيس اول فدراسيون فوتبال و مدير تيم هاى ملى چنان با يكى از نمايندگان خبرگزارى ها خوب بود كه همگان را به تعجب واداشته بود. مدير تيم هاى ملى مدام به دنبال همكار ما بود و مدام حرف ها و درد و دلهايش را براى او مى گفت و وقتى هم كه آن اتفاق افتاد او نمى دانست كه همه رسانه ها آن يك شخص خاص نيست و اين مسأ له در شرايطى اتفاق مى افتاد كه برخى از نمايندگان رسانه هاى گروهى و عكاسان ورزشى با هزينه اى بسيار گزاف خود را به سئول رسانده بودند اما دريغ از يك برخورد خشك و ساده.آن تعداد همكاران ما با مدير تيم هاى ملى صحبت كردند و از او خواستند كه از اين نوع مديريت دست بردارد و به اين اندازه تفاوت بين نمايندگان رسانه هاى گروهى قائل نشود. اما اينها چيزهاى چندان تازه اى نبود كه با ديدن و يا شنيدن آنها تعجب كنيم، چرا كه الان، نزديك به يك سال و اندى است كه با اين نوع برخورد عادت كرده ايم.يكى از دوستان كه در يكى از رسانه هاى ديدارى دستى بر آتش فوتبال دارد ديروز مى گفت: چيزى حدود ۲۰ روز است كه با تلفن هاى همراه نايب رئيس اول و رئيس فدراسيون فوتبال تماس مى گيرم اما در اين مدت براى يك بار هم كه شده نتوانسته ام با آنها صحبت كنم. دوست خوب ما مى گفت: تلفن تاج بيشتر دايورت است و دفتر ايشان پاسخگوست. آنها فقط پيام ما را مى گيرند، ديگر از پاسخ خبرى نيست. او تعريف مى كرد: ديروز پيش از ظهر بارها و بارها با تلفن همراه رئيس و نايب رئيس اول فدراسيون فوتبال تماس گرفتم. تلفن رئيس كه تنها زنگ مى خورد و بعد قطع مى شد. تلفن نايب رئيس و مدير تيم هاى ملى هم كه در ابتدا روى پيامگير مى رفت و بعد هم بار ديگر به دفتر دايورت شد كه مسئول دفتر ايشان هم گفتند: غيرممكن است كه من پيام هايى را كه از طريق تلفنى براى تاج گذاشته مى شود را به ايشان ندهم اما از آن به بعد قضيه ديگر من مقصر نيستم.راست هم مى گفت: او وظيفه اش را انجام مى داد و تاج هم به نوعى وظيفه اش را انجام مى داد كه پاسخى به دوست ما ندهد.يكى ديگر از دوستان تعريف مى كرد و مى گفت: يك روز به دفتر تاج زنگ زدم و خودم را به جاى يكى از بچه هاى رسانه ها كه ارتباط خوبى با تاج داشت معرفى كردم تا ارتباط وصل شود اما او همين كه صداى ناشناسى را شنيد ناخودآگاه(!) تلفن همراهش قطع شد. با همه اين مسائلى كه از تاج مى دانستيم. جمعه شب حرف هاى ايشان به نوعى غافلگيرمان كرد و پيش خود گفتيم كه مگر ممكن است نايب رئيس اول فدراسيون و مدير تيم هاى ملى به اين راحتى اين گونه سخن بگويد؟ تاج در آن برنامه به نوعى شگفت انگيز از خود و فدراسيون فوتبال دفاع كرد و گفت اين وظيفه ماست كه پاسخ مخاطبان خود را بدهيم كه داريم اين كار را هم مى كنيم. خود من امروز براى پاسخگويى به ۲ جا رفتم و آقاى كفاشيان هم به ۲ جاى ديگر(!) البته ايشان به اين نكته اشاره نكرد كه اين ۴ جايى كه او مى گفت به جز تلويزيون ديگر كجا بوده است.نايب رئيس اول فدراسيون پاسخگو و مدير تيم هاى ملى حق دارد كه به هر تلفنى كه دلش مى خواهد پاسخ بدهد و به هر تلفنى كه نمى خواهد نه اما اين درست نيست كه او در حرف هايش قيافه حق به جانب بگيرد و چنين وانمود كند كه از صبح تا شب مشغول پاسخگويى به اين و آن است.البته ايشان به نوعى نيز از اين رويه ناراحت بودند و خودشان را با فدراسيون هاى ديگر مقايسه مى كردند. در حالى كه خود ايشان هم خوب مى دانند كه فدراسيون فوتبال با تمامى فدراسيون هاى ديگر برابرى دارد، براى مثال اگر همين امروز هم به تاج پيشنهاد رياست فلان فدراسيون پرمخاطب را بدهند، او حاضر نيست كه فوتبال را رها كند.
***
جمعه شب در برنامه ورزش از نگاه ۲ خداداد عزيزى مثل هميشه صريح و بى پرده مقابل مواضع مهدى تاج ايستاد و اشتباهات فدراسيون فوتبال را به رخش كشيد؛ همان طور كه گروهى از فوتبالدوستان فهيم ايرانى در سؤالاتى كه از طريق ايميل انجام مى دادند درك بالاى فوتبالى خود را در انتقاد از فدراسيون بار ديگر نشان دادند.

منبع ([Only registered and activated users can see links])

ss_ss gahreman
06-07-2009, 01:16
نگاهی به زندگی نامه مربیان و فوتبالیست های مطرح ایرانی/از کجا به کجا رسیدند/رکوردشکنی فیروز کریمی

[Only registered and activated users can see links]

چه بخواهیم و چه نخواهیم حاشیه های زندگی فوتبالیست ها و مربیان فوتبال مخاطبان بی شماری دارد و دوستداران فوتبال علاقه دارند اطلاعات بیشتری درباره ستاره های فوتبالی خود کسب کنند.
دراین مورد سایت پارس فوتبال مطالب مختلفی داشته که اتفاقا مورد توجه نیز قرار گرفته است.
در این مطلب زندگی نامه برخی از مربیان و فوتبالیست های مطرح کشور جمع آوری شده که آرزو می کنیم مورد توجه شما خوبان قرار گیرد.

ناصر حجازی

ناصر حجازی در تهران، محله آریانا (مالک اشتر) در تاریخ 28 آذرماه 1328 به دنیا آمد. وی دروازه بان سابق تیم های استقلال (تاج) و تیم ملی ایران است که اکنون به مربیگری می پردازد. یکی از محبوب ترین و مشهور ترین فوتبالیست های ایرانی بشمار می رود، در استقلال تهران از او بعنوان تنها اسطوره ی این باشگاه نام می برند. در سال 1378 کنفدراسیون فوتبال آسیا (تنها به خاطر بی لیاقتی مسئولان فوتبال ایران) وی را بعنوان دومین دروازه بان برتر قرن بیستمِ این قاره انتخاب کرد. پدرش متولد تبریز بود و آژانس املاک داشت. وی با چهار خواهر و یک برادر در خانواده ای 8 نفری زندگی می کرد. در کودکی بازیگوش بود و در سوم دبستان، ششم ابتدایی و ششم دبیرستان رفوزه شد. اما به هر ترتیب موفق شد دیپلم بگیرد. دوران دبستان را در دبستان هخامنش طی کرد و دوره دبیرستان را در دبیرستان های سعادت، سینا، سهند و شرف طی کرد. رشته اصلی وی بسکتبال بود اما روزی با دوستانش به تماشای مسابقات فوتبال منطقه ی 8 می رود در آنجا تیم مدرسه منتخب مدرسه اشان بازی داشته و اتفاقا دروازبان تیم آسیب دیده بوده است؛ حسین دستگاه (خبرنگار وقت کیهان ورزشی) که مربی تیم مدرسه بود او را صدا می زند و پست دروازبانی را به او می سپارد. دو ماه بعد همراه با تیم کیهان ورزشی که بازیکنانی همچون غلام وفاخواه، مهدی مناجاتی و مجید حلوایی را به خدمت داشت راهی گرگان میشود تا برای این تیم بازی کند. در گرگان در حالی که وی تنها 16 سال داشت نتیجه را 1-0 واگذار کردند. فردی به نام هویدا اولین پیشنهاد حرفه ای فوتبال را به او کرد و وی به تیم دسته دومی دارایی پیوست. و به تحصیلاتش ادامه داد و توانست در مدرسه عالی ترجمه مدرک لیسانس مترجمی زبان انگلیسی بگیرد


علی پروین

گعلی پروین در روز سوم مهرماه1325 در تهران ، محله بازار ، كوچه غریبان ، پنجمین فرزند یك خانواده پرجمعیت ده نفره بود كه به دنیا آمد. تولد پروین تقریباً مصادف است با تاسیس باشگاه مردمی و بازیكن ساز شاهین .
علاقه پروین به فوتبال از همان سال های كودكی شكل گرفت به طوری كه علی شبها توپ پلاستیكی اش را با خود به رختخواب می برد. علی ، كوچك بود كه خانواده اش به محله دولاب ( خیابان عارف) نقل مكان كرد. این جابجایی در افزایش علاقه او به فوتبال تاثیر بسزایی داشت زیرا محله دولاب به خاطر داشتن زمین های خاكی فراوان مثل زمین نادر ، زمین منبع ، زمین عارف و ... از قدیم پاتوق كوچك و بزرگ بود . علی در مهرماه1332 وارد دبستان شد و از مدرسه توحید ، تحصیل را آغاز كرد ولی عشق و علاقه او به فوتبال نمی گذاشت به درس و مشقش برسد . به همین علت از همان سال های اول در زمینه تحصیلی چندان موفق نبود.
پروین فوتبال را به طور جدی از دوازده سالگی و از زمین عارف واقع در خیابان17 شهریور و محلات شیوا و غیاثی آغاز كرد . اولین تیمی كه او به عضویت آن درآمد تیم عارف بود كه با همت و تلاش جعفر بیگی درست شده بود. پروین در این سال ها شاهد درخشش فوتبالیست های ایرانی مثل كوزه كنانی ، دهداری ، جدیكار ، برومند و ... در عرصه بازی های داخلی و خارجی بود و همیشه بازی های دو تیم پرطرفدار شاهین و تاج را پیگیری می كرد.

امیر قلعه نوعی

امیر قلعه نوعی ۷ ساله بود که خبر دادند پدرش فوت کرده‌است. وی از سیزده سالگی شروع به کار کردن کرد و در کنار کار، فوتبال نیز بازی می‌کرد.
در سال ۱۳۶۰ امیر به تیم ملی جوانان دعوت شد که نمایش قابل قبولی هم از خود ارائه کرد و در اسفند ۱۳۶۰ از تیم راه آهن به شاهین رفت. شاهین در آن زمان ملی پوشان زیادی داشت. او اواسط لیگ سال ۶۶ پس از پیروزی ۲ بر صفر برابر پرسپولیس، شاهین را ترک کرد و به السد قطر رفت.
قلعه نوعی زمستان ۱۳۶۷ به تهران بازگشت و این بار سراغ باشگاه استقلال تهران رفت، پای میز قرارداد نشست و پیراهن آبی را بر تن کرد.
اولین بازی وی به عنوان بازیکن استقلال در ۱۹ اسفند سال ۱۳۶۷ مقابل پرسپولیس رقم خورد. این بازی که در مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی برگزار می‌شد به پنالتی کشیده شد و اردشیر پنالتی‌اش را از دست داد.
این بازیکن خلاق تا پایان دوره بازیگری‌اش تنها ۱۹ بازی ملی انجام داد که اتفاقاً ۱۸ بازی آن در سن ۳۰ سالگی به بعد رخ داد. امیر اولین‌بار توسط ناصر ابراهیمی در سال ۱۳۶۴ به تیم ملی ب دعوت شد.
او در اردیبهشت سال ۱۳۶۵ همراه تیم ملی به چین سفر کرد و اولین‌بار پیراهن تیم ملی الف را بر تن کرد اما تا سال ۱۳۷۲ هیچگاه مجدداً به تیم ملی فراخوانده نشد. در کارنامه ملی قلعه نویی تنها یک گل زده آن هم به کویت دیده می‌شود.
او در سال ۱۳۶۸ دچار مصدومیت شدیدی شد و بار دوم در سال ۱۳۷۳ مصدومیت جدی را تجربه کرد.
وی سابقه مربیگری در تیم‌های برق تهران، کشاورز، استقلال اهواز و استقلال تهران را دارد.
پس از قهرمانی استقلال تهران با قلعه نویی در سال ۱۳۸۵ و نتایج ضعیف تیم ملی ایران در مسابقات جام جهانی ۲۰۰۶ و از طرفی خاتمه همکاری ایران با برانکو ایوانکویچ، شرایط تازه‌ای برای قلعه نویی مهیا شد.
او به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شد و همزمان در ادواری پست‌های مدیرفنی و رئیس سازمان فوتبال استقلال تهران را نیز بر عهده داشت. تیم ملی ایران با حضور او روی نیمکت در مسابقات جام ملت‌های آسیا (۲۰۰۷) با ضربات پنالتی مغلوب تیم ملی کره‌جنوبی شد و از این رقابت‌ها دست خالی بازگشت.
در سال ۲۰۰۷ وی کاندید کسب بهترین مربی سال آسیا شد.


احمد عابدزاده


عابدزاده درسال ۱۳۴۵ در سرزمین سوزان ایران(آبادان) ششمین فرزند خانواده بدنیا آمد.وی را احمدرضا نام نهادند.در کودکی بر روی زمین‌های داغ ودر زیر آفتاب سوزان آبادان به دنبال توپ می‌دوید. روزهای شوکوفایی خودرا پس از مهاجرت به اصفهان آغاز کرد. سالهای اولیه دهه ۶۰ در تیم هلال احمر اصفهان بازی می‌کرد.
دست‌های حماسه ساز وی در آن روزگاران شبها به نوشتن تکالیف مدرسه و روزها به قلم زنی می‌پرداخت .انگشتانش زمانی را که وی در نجاری کار می‌کرد به یاد دارند اما درون ناآرام احمد با تمام مشکلات با فوتبال انسی دیگر داشت در آن زمان احمدرضا در تیم منتخب نوجوان اصفهان بازی می‌کرد و آرزوی یک پله ترقی را در ورزش داشت یعنی رسیدن به تیم جوانان . پنج بار اسمش از منتخب جوانان خط خورد ولی سماجت وی باعث شد تا سال ۱۳۶۴ جوانان اصفهان همراه با عابدزاده بازی کنند.
۱۸ سال بیشتر نداشت که به اردوی تیم ملی جوانان دعوت شد و در اواخر همین سال عضو ثابت تیم ملی گردید .در۱۳۶۸به تهران آمد وپیراهن استقلال را به تن کرد وی در همین سال ازدواج کرد . پنج سال بعد پیراهن آبی اش را با رنگ قرمز عوض کرد و از دوم دی ماه ۱۳۷۳ رسما به حفاظت از دروازه پرسپولیس پرداخت .وی یک دروازبان جسور درتیم سرخ وتیم ملی بود . وی دارای ۷۸ بازی ملی و۵۲ گل خورده می‌باشد که از این جهت یک رکورد جالب توجه‌است.

افشین قطبی


قطبي تا سال 1357 در ايران زندگي مي‌كرد.او از سال 1360 تا سال 1370 در باشگاه‌هاي آليتاليا٬ آتوباهن٬ ولي ايگلز و فلايرز آمريكا بازي كرده و بعد از آن تا سال 1376 در دانشگاه لس آنجلس بازيكن بوده و صاحب مدرك مربيگري حرفه‌اي A شده است. او از (UCLA دانشگاه كاليفرنيا در لس آنجلس) درجه مهندسي برق گرفته است.
افشين قطبي وقتي بازي در تيم فوتبال UCLA٬ دانشگاه لس آنجلس را در سن 18 سالگي (سال 1981) آغاز كرد٬ فوتبال در آمريكا هنوز موضوع مهمي نبود.او چهار سال در اين تيم بازي كرد و همزمان با آن به آموزش مربيگري فوتبال پرداخت و از سال 1363 تا سال 1367 (1984 تا 1988)٬ سرمربي تيم فوتبال زنان دانشگاه UCLA شد. او از سال 1367 همراه با گروهي ديگر در مدرسه تربيت فوتباليست‌هاي نوجوان(AGSS) شروع به كار كرد. اين مدرسه فوتباليست‌هاي نوجوان را تربيت مي‌كرد و از آنان بازيكناني در سطح بين‌المللي مي‌ساخت. جان اوبراين بازيكن تيم آ‍‍ژاكس و بسياري ديگر از كساني كه اين مدرسه را گذراندند٬ بعد‌ها در تيم‌هاي مهم فوتبال جهان به چهره‌هاي مهم فوتبال تبديل شدند.افشين قطبي كه 13 سال در اين مدرسه به تربيت فوتباليست مي‌پرداخت٬ با "بورا ميلوتينوويچ" مربي سرشناس يوگسلاو(صرب) آشنا شد. او از بورا كه بعداً دوست مهم دوران زندگي‌اش شد٬ در اين مدرسه براي تربيت بچه‌ها استفاده مي‌كرد. آن‌ها هر سال فوتباليست‌هاي جوان اين مدرسه را براي بازي‌هاي دوستانه وآشنايي با فوتبال اروپا به كشور‌هاي مختلف اروپايي مي‌آوردند. مدرسه AGSS در سال 2002 تعطيل شد. اين مدرسه همچنين از مربياني مانند پيم وربيك٬ گاس هيدينگ و استيو سمپسون استفاده مي‌كرد.استيو سمپسون يكي از اولين مربياني بود كه از كامپيوتر و تكنولوژي‌ جديد براي ارتقاي آموزش و مدل سازي براي برنامه ريزي در مسابقات حرفه‌اي استفاده كرد. افشين قطبي بعدها در رهبري تيم ملي كره جنوبي از اين تكنيك استفاده كرد.

فیروز کریمی

فیروز کریمی ۲۴ فروردین سال ۱۳۳۵ در تهران به دنيا آمد.وی قبل از انقلاب در تیم فوتبال شهربانی تهران بازی می‌کرد و پس از آن به تیم پاس تهران راه یافت.
سپس در اواخر دهه ۱۳۶۰ به مربیگری روی آورد و توانست تیم پاس را 2 بار در سال‌های ۷۰ و ۷۱ قهرمان لیگ دسته اول ایران کند و در سال ۱۹۹۲ به مقام قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا برساند. عنوانی که پس از آن هیچ تیم ایرانی به دست نیاورده است.
کریمی در تیم‌های زیادی از قبیل شهاب زنجان، پلی اکریل اصفهان، راه‌آهن تهران، ابومسلم مشهد، استقلال اهواز و استقلال تهران مربیگری کرده است و در ليگ برتر فصل 1387- 1388 سرمربی تیم صباباطری قم بود.
کریمى به جز شهاب زنجان با ۹ تیم در لیگ حاضر شده که در تاریخ لیگ یک رکورد محسوب مى‌شود. نزدیکترین رقیب کریمى در این زمینه محمود یاورى است که با ۸ تیم مختلف در لیگ حضور یافته است.
استقلال اهواز و بهمن بهترین نتایج خود را در تاریخ حضور در لیگ با فیروز کریمى کسب کرده‌اند.
وي در سه فصل متوالى از ۶۸ تا ۷۰ با تیم پاس به مقام سوم باشگاه‌هاى تهران دست یافت. در این سه فصل پرسپولیس و استقلال قهرمان شدند.
كريمي پس از عباس رضوى و بیژن ذوالفقارنسب، سومین مربى غیراستقلالى تاریخ ۶۲ ساله باشگاه آبى‌هاى پایتخت محسوب مى‌شود.
وي تا سال 1387 چهار تیم را از دسته پایین‌تر به لیگ برتر فوتبال ایران رسانده است. جملات طنز او در رسانه‌ها بازتاب زیادی داشته و حتی در آذر ۱۳۸۶ در اولین دوره جشنواره فیلم‌های کمدی گل آقا از او تقدیر شد. او همواره یکی از پرحاشیه‌ترین مربیان در فوتبال ایران بوده‌است.

جواد نکونام

جواد نکونام ۱۶ شهریور سال ۱۳۵۹ در شهر ری تهران متولد شد. وی در درتیم‌های پاس تهران، الوحده و الشارجه امارات و اوساسونای اسپانیا بازی کرده است و در سال 2006 نیز در بین 10 بازیکن برتر آسیا قرارداشت.
نکونام فوتبال حرفه‌ای را از بازی در تیم‌های پایه باشگاه سایپا آغاز کرد و در سال 1377 به تیم پاس تهران پیوست. با بازی‌های درخشانش در دو فصل نخست حضورش در پاس، به تیم‌های ملی جوانان و امید ایران دعوت شد و از آنجا به بازیکنی شناخته شده در فوتبال ایران تبدیل شد.
او 7 فصل را در تیم پاس با موفقیت سپری کرد و به کاپیتانی این باشگاه رسید. اوج حضور او در پاس بازی‌های درخشانش در جام باشگاه‌های آسیا در سال 2005 بود.
بازی‌های نکونام در این جام باعث شد تا باشگاه کایزرس‌لاترن آلمان به او پیشنهاد بدهد، اما با مخالفت مصطفی دنیزلی، سرمربی وقت پاس، این انتقال منتفی شد.
نکونام در آخرین بازی‌اش با پیراهن پاس، مقابل پرسپولیس در لیگ برتر انجام داد كه از داور کارت قرمز دریافت کرد. پس از این بازی او به باشگاه الوحده امارات رفت.
در میانه لیگ امارات، به باشگاه الشارجه امارات رفت و پس از بازی در جام جهانی 2006، از میان 3 تیم هرتابرلین و کایزرس‌لاترن آلمان و اوساسونا اسپانیا، اوساسونا را برگزید.
نکونام اولین بازیکن ایرانی است که در لالیگا بازی کرده است. او در نخستین فصل حضور در لالیگا، به بازیکن ثابت تیمش تبدیل شد و توانست با گل طلایی که در جام یوفا مقابل بوردو فرانسه زد، به بازیکنی محبوب در تیمش بدل شود. بازی خوب او باعث شد تا اوساسونا به فکر جذب بازیکن ایرانی دیگری بیفتد و مسعود شجاعی را بخرد.
نکونام در 22 دی سال 1379 و درحالی که تنها 19 سال و 31 روز سن داشت، برای نخستین بار پیراهن تیم ملی ایران را در دیدار دوستانه برابر اکوادور برتن کرد و در سال 1387 بعد از مهدی مهدوی کیا کاپیتان دوم تیم ملی فوتبال ایران به حساب می‌آمد.

فرهاد مجیدی

فرهاد مجیدی ۱۳ خرداد سال ۱۳۵۶ در تهران به دنيا آمد.فرهاد از کودکی عاشق فوتبال بود و از تیم‌های پایه کار خود را آغاز کرد. اولین تیم رسمی و تقریباً مطرح او جوانان کشاورز بود.
پس از حضوری تقریبا کوتاه در جوانان کشاورز در همان رده سنی به تیم بهمن پیوست و چندي بعد برای حضور در مسابقات استانی به تیم صنایع پارچین پیوست و مدت کوتاهی به صورت بازیکن قرضی در این تیم توپ زد.
درخشش او در تیم صنایع باعث شد تا مربیان تیم امید بهمن برای جذب دوباره او تلاش کنند. پس از 8 ماه بازی در صنایع پارچین وارد تیم امید بهمن شد.
وي پس از درخشش در تیم بزرگسالان بهمن به استقلال تهران پیوست. او در استقلال با شم بالای گلزنی به یکی از موفق‌ترین بازیکنان تبدیل شود و سال‌ها برای اين تيم بازی کرد.
درخشش او در بازی‌های لیگ ایران و حتی در سطح آسیا با پیراهن استقلال باعث شد تا سران باشگاه راپید وین اتریش به دنبال جذب فرهاد باشند. وي تصمیم خود را گرفت و به اتریش ترانسفر شد. گرچه حضور او در اتریش چندان رویایی و همراه با موفقیت نبود.
چندي بعد به امارات رفت. اولین تیم او در امارت الوصل بود. پس از مدت کوتاهی با شرایط فوتبال امارات آشنا شد. کم کم به یک ستاره در اين تيم اماراتی تبدیل شد. وي در سال 2003 به عنوان بازیکن قرضی به تیم العین امارات پیوست تا در جام باشگاه‌های امارات به میدان برود.
او آن سال در بازی نیمه نهایی جام باشگاه‌های آسیا و در برابر دالیان درخشید. وي دوباره به الاهلی پیوست. در طول مدت حضور در الاهلی حدود 130 گل برای این تیم به ثمر رساند و در سال 2006 با این تیم قهرمان لیگ امارات شد.
مجيدي در سال 1375 برای اولین‌بار به تیم ملی دعوت شد و اولین بازی ملی خود را در برابر کویت و در سال 1375 انجام داد. او همراه تیم ملی به جام جهانی 1998 فرانسه هم رفت.
وي در سال 1386 پس از کش و قوس‌های فراوان مجددا به استقلال پیوست. او در حالی به استقلال پیوست که مدیران پرسپولیس نیز به دنبال جذب وي بودند.

کریم باقری

کریم باقری اسفند سال 1352 در تبريز به دنيا آمد. وي در باشگاه‌های تراکتور سازی، کشاورز، آرمینیا بیله فلد آلمان، النصر امارات، چارتون انگلستان، السد قطر و پرسپولیس تهران سابقه بازي دارد.
در مراسم بهترين‌هاي فوتبال سال ايران، کريم باقري با کسب بالاترين امتياز از بين بهترين‌هاي فوتبال سال 87، مرد سال فوتبال ايران شد.
کریم باقری در 16 خرداد سال 1372 برابر تيم ملي پاكستان در جام اکو، اولین بازی ملی خود را انجام داد و 80 بازي ملي و 47 گل در كارنامه ملي خود دارد.

فریدون زندی


این بازیکن دو رگهٔ ایرانی_آلمانی متولد ۶ اردیبهشت ۱۳۵۸ در شهر امدن آلمان است .وی دارای قد ۱۸۴ سانتیمتر است.
او از اواخر سال ۲۰۰۴ و پس از اصرار مقامات فدراسیون و تقاضای انبوه ایرانی‌ها به تیم ملی فوتبال ایران پیوست. او پیش از این برای تیم ملی زیر ۲۱ سال آلمان بازی کرده بود. وی نخستین بار در زمان برانکو ایوانکوویچ به تیم ملی ایران دعوت شد.
اولین بازی ملی خود را در مقابل تیم ملی بحرین انجام داد. اولین گل ملی خود را در برابر آذربایجان به ثمر رساند.وی سابقه بازی در باشگاههای المان و قبرس را دارد

آرش برهانی

آرش برهانی ۱۳ شهریور سال ۱۳۶۲ در کرمان به دنيا آمد. آرش برهانی سابقه حضور در باشگاه‌هاي پاس تهران، النصر امارات و استقلال تهران را در كارنامه خود دارد.
او پیش از آمدن به استقلال در تیم پاس تهران و همچنین مدت کوتاهی برای تیم النصر امارات بازی کرده بود.
وي در فصل نقل و انتقالات سال ۱۳۸۶ با توجه به این که زمزمه پیوستن او به پرسپولیس تهران شنیده می‌شد، با استقلال تهران قرارداد بست و به این تیم منتقل شد.
حبیب کاشانی، مدیرعامل وقت پرسپولیس با توجه به توافقات اولیه باشگاه پرسولیس با وي، همان زمان از بابت این انتقال ابراز نارضایتی کرد.
آرش برهانی در دوره هشتم لیگ برتر باشگاهای کشور در تاریخ 6 آبان 87 با زدن 3 گل پياپي به پيكان در كمتر از 9 دقيقه نام خود را مجددا بر سر زبان‌ها انداخت.
برهاني با اين زمان، ركورد اتوئو سريع‌ترين هت‌تريك كننده 10 سال اخير بارسلونا را شكست.
وي با نصف زمان مهاجم كامروني، سريع‌ترين هت‌تريك تاريخ استقلال و شايد هم تمام مهاجمان ايراني را رقم زده باشد

علی کریمی

علی کریمی 17 آبان سال 1357 در كرج به دنيا آمد. کریمی در باشگاه‌های نفت تهران، فتح تهران، سایپا تهران، پرسپولیس، الاهلی امارات، القطر قطر، السیلیه قطر و بایرن مونیخ سابقه بازی دارد. او اولین‌بار در سال 1998 در بازی مقابل کویت در بازی‌های آسیایی بانکوک با پیراهن تیم ملی به زمین آمد.
کریمی در بازی‌های دور سوم انتخابی جام جهانی 2008 نیز کاپیتان تيم ملي ایران بود که بعد از تیم ملی کنار ماند. وی همیشه پیراهن شماره ۸ را به تن می‌کند.
علی کریمی در سال ۲۰۰۵ به باشگاه بایرن مونیخ آلمان پیوست. او پس از علی دایی و وحید هاشمیان سومین بازیکنی بود که در این باشگاه معتبر مشهور به هالیوود بازی می‌کرد.
علی کریمی خیلی زود توانست در جمع نامداران این باشگاه نظیر میشاییل بالاک، سباستین دایسلر، مارتین دمیکلیس، مهمت شول و زی روبرتو برای خود جایگاهی ثابت دست و پا کند. در بازی با هامبورگ وی مصدوم شد و نتوانست در بازی‌های جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان در اندازه‌های واقعی خود ظاهر شود.
کریمی همچنین از جمله بازیکنان ایرانی محسوب می‌شود که در لیگ قهرمانان اروپا بازی کرده‌است و در مقابل سالزبورگ اتریش یک گل به ثمر رساند.
علي كريمي متاهل است و دو فرزند پسر دارد. پست تخصصی كريمي خط میانی و بازی سازي است.

علیرضا نیکبخت واحدی

عليرضا نیکبخت واحدی روز جمعه ۹ تير ۱۳۵۹ در بيمارستان امام رضا(ع) مشهد به دنيا آمد. پدرش خياط بود و توليدي پوشاک داشت و مادر، خانه دار و البته هنر آرايشگري، او فرزند اول خانواده بود و بعد از او، يک برادر و 3 خواهر ديگر هم به اين جمع اضافه شدند. محل سکونت خانواده اش در هنگام تولد، خيابان کوه سنگي مشهد بود و دوره رشد و پرورش را در محله ابوطالب مشهد گذراند.

به دبستان رافت کوه سنگي مي رفت، دوره راهنمايي را در مدرسه اسرار خيابان سازمان آب گذراند و در دبيرستان شريعتي مشهد و در رشته فني و حرفه اي ديپلم گرفت. عليرضا در تمام اين سالها ساکن شهر مقدس مشهد بود.

او خانواده و فاميلي پرجمعيت داشت. يک برادر،۳ خواهر،۳ عمو،۴ عمه،۴ خاله و ۳ دايي فاميل بزرگي بود و پر از رفت و آمد. او هم مثل همه ايراني ها و شهرستاني ها با دلبستگي هاي عاطفي شديد به اعضاي خانواده و فاميل، به خصوص به کوچکترين دايي اش صمد که فقط ۵ سال با او اختلاف سني داشت، بزرگ شد.

وحید هاشمیان

وحيد هاشميان در سال 1355در تهران متولد شد. وحيد تا مقطع ديپلم درس خوانده و 2 خواهر و 2 برادر دارد.
وي غير از فوتبال به شنا و يوگا علاقه دارد.
زمانی که در دقایق ابتدایی دیدار تیم‌های ایران و قزاقستان در چارچوب بازی‌های آسیایی بانکوک یک جوان جویای‌نام ایرانی با ضربه‌ای زيبا توپ را به قعر دروازه حریف فرستاد، تلویزیون تایلند نام وحید هاشمیان را روی تصویر به نمایش درآورد و همانجا بود که بسیاری از مردم با نام او به عنوان یک مهاجم آشنا شدند.
وحید مثل بسیاری دیگر از فوتبالیست‌های تهرانی بازی خود را از محله‌های جنوب شهر آغاز کرد. در سال 1373 او به همراه تیم جوانان فتح تهران از دسته دوم به دسته اول صعود کرد و یک سال بعد به همراه این تیم عنوان سوم جوانان باشگاه‌های تهران را به دست آورد.
در سال 1375، هاشمیان به همراه تیم بزرگسالان فتح نایب قهرمان باشگاه‌های تهران شد و پس از آن به تیم فوتبال پاس پیوست. وی در سال 1377 با سبزپوشان پاس به عنوان نایب قهرمانی لیگ کشور دست‌یافت و از همین تیم نیز در جمع ملی‌پوشان کشورمان حاضر شد و توانست مدال طلای بازی‌های آسیایی بانکوک را برگردن بیاویزد.
بازی‌های خوب وحید باعث شد که مدیران استعداد‌یابی هامبورگ با مسوولان وقت پاس گفت و گو كنند، در نتیجه او به عنوان پنجمین بازیکن ایرانی به بوندس‌لیگا رفت. در نخستين حضورش در هامبورگ فرصت چندانی برای خودنمايي نیافت، اما در همان دقایقی که به میدان رفت موفق شد یک گل برابر ترابوزان اسپور ترکیه در رقابت‌های مقدماتی جام باشگاه‌های اروپا به ثمر برساند.
وي به همراه تیم ملی کشورمان در سال 2000 موفق شد قهرمانی مسابقات غرب آسیا را در اردن به چنگ آورد. بنا به دلايلي وحید به مدت 5/3 سال از تیم ملی فاصله گرفت.

مسعودشجاعی

مسعود شجاعی بازیکن بین‌المللی فوتبال ایران متولد خرداد ۱۳۶۳ شمسی آبادان است.
شجاعی که سابقه بازی در جام جهانی و در برابر تیم ملی آنگولا را دارد همانند دیگر بازیکنان فوتبال آبادانی کشور از تکنیک خوبی برخوردار است.
شجاعی فوتبال را به صورت حرفه‌ای با باشگاه صنعت نفت آبادان آغاز کرد. او پس از صنعت نفت آبادان به تیم سایپا پیوست و سه فصل خوب را در این تیم پشت سر گذاشت.
شجاعی پس از جام‌جهانی ۲۰۰۶ آلمان به تیم الظفره پیوست. در آن هنگام رسول خطیبی دیگر بازیکن ایرانی این تیم بود.
شجاعی دو سال پس از این که در الشارجه بازی کرد با چند پیشنهاد اروپایی از ایتالیا و بوندس‌لیگا مواجه شد اما در نهایت در تاریخ ۴ تیرماه ۱۳۸۷ قراردادی سه ساله با تیم اوساسونای اسپانیا بست.[در همین رابطه] پیش از شجاعی نکونام به عنوان اولین بازیکن ایرانی شاغل در لالیگا به این تیم پیوسته بود.
شجاعی با درخشش در تیم سایپا برای اولین به تیم ملی امید ایران دعوت شد. پس از آن برانکو ایوانکوویچ او را به تیم ملی دعوت کرد و شجاعی اولین بار ماه نوامبر سال ۲۰۰۴ اولین بازی ملی‌اش را در بربر لائوس انجام داد.
پس از آن شجاعی از تیم ملی دور بود تا این که در جریان اردوی تدارکاتی تیم ملی ایران در سوئیس که خود را برای جام جهانی آمادی می‌کرد، شجاعی دوباره به تیم ملی دعوت شد.
با این حال شجاعی در جام‌جهانی تنها در بازی سوم ایران و در شرایطی که محمد نصرتی به دیلی مصدومیت نمی‌توانست به عنوان بازیکن جایگزین وارد زمین شد.



آندرانیک تیموریان

آندارنیک تیموریان بازیکن میانی تیم ملی فوتبال ایران، متولد 15 اسفند 1361 تهران است.
نام کامل تیموریان، آندرانیک تیموتیان سامرانی است. آندارنیک را هم‌بازیانش در تیم ملی آندو صدا می‌کنند. آندرانیک تیموریان برادر کوچک‌تر سرژیک تیموریان بازیکن اسبق استقلال تهران و تیم ماینتس بوندس‌لیگا است.
تیموریان فعالیت خود را به عنوان فوتبالیست با تیم عقاب تهران در لیگ آزادگان شروع کرد. او پس از این تیم به ابومسلم خراسان پیوست و دو فصل برای این تیم در لیگ برتر باشگاه‌های فوتبال ایران بازی کرد. تیموریان در ماه اوت 2006 و پس از برگزاری مسابقات جام‌جهانی آلمان از تیم ابومسلم به تیم بولتون انگلیس پیوست.
تیموریان در تمامی‌ رده‌های سنی برای تیم ملی ایران بازی کرده است. در رده سنی بزرگسالان هم تیموریان سابقه بازی در جام‌جهانی را برای تیم ملی داشته است. این بازیکن همچنین در جام‌ملت‌های آسیا 2007 در تمامی بازی‌های برای ایران به زمین رفت. تیموریان در رقابت‌های مقدماتی جام‌جهانی 2010 هم از سوی علی دایی به تیم ملی دعوت شد.

saeed_cris
06-07-2009, 02:24
بازخواني پرونده دعواي شاه حسيني- عنايت



[Only registered and activated users can see links] همه چيز از بازي ملوان بندرانزلي و پگاه گيلان در ليگ دو سال پيش شروع شد. در آن بازي محسن قهرماني داور مسابقه در حرکتي عجيب يکي از بازيکنان را هل داد تا عبدالرحمن شاه حسيني رئيس وقت کميته انضباطي حکم به محروميت او دهد. اما اين پايان ماجرا نبود، چرا که مسعود عنايت رئيس کميته داوران فدراسيون فوتبال با اين توجيه که مسائل مربوط به داوران تنها به اين کميته مربوط مي شود، حاضر به قبول و اجراي حکم شاه حسيني نشد.


با بالا گرفتن کار حتي پاي هيات رئيسه فدراسيون هم به ماجرا کشيده شد و رئيس کميته انضباطي درخواست برکناري يا مجازات رئيس کميته داوران را مطرح کرد. از اتفاقات و مذاکرات اين جلسه مشترک اطلاع دقيقي در دست نيست، اما به عقيده بسياري جدايي عبدالرحمن شاه حسيني از کميته انضباطي فدراسيون فوتبال نمي توانست چندان با اين ماجرا بي ارتباط بوده باشد. حالا با گذشت چيزي حدود دو سال يک بار ديگر در همايش فوتبال و رسانه، داستان قديمي زنده شده است. عبدالرحمن شاه حسيني که در ابتدا به دليل اعتراض به زمان دو دقيقه يي در نظر گرفته شده از طرف مسوولان همايش نمي خواست صحبت کند، بالاخره با اصرارهاي فراوان کوتاه آمد و پشت تريبون قرار گرفت. او در بخشي از سخنان کوتاهش يک بار ديگر به ماجراي بازي ملوان بندرانزلي و پگاه گيلان اشاره مي کند و به همين بهانه مسعود عنايت را به باد انتقاد مي گيرد؛ «آقاي عنايت گفت اگر بازيکني داور را هل بدهد و داور هم او را هل بدهد، بايد در کميته داوران به اين مساله رسيدگي شود. متاسفانه رئيس کميته داوران فدراسيون فوتبال هنوز نمي داند هل دادن در بخش انضباطي فيفا و AFC قرار دارد. من اين مسائل را مي گويم تا نگوييد شاه حسيني هم پنهانکار است.» عبدالرحمن شاه حسيني در ادامه تقاضاي تعقيب و صدور حکم عليه مسعود عنايت را به دليل اجرا نکردن حکم محسن قهرماني مطرح مي کند. طبيعتاً پس از رسانه يي شدن حرف هاي او نوبت به مسعود عنايت مي رسد تا رئيس کميته داوران فدراسيون فوتبال هم از خودش دفاع کند. عنايت در پاسخ به شاه حسيني مي گويد؛ «چون ايشان سمتي در فدراسيون فوتبال ندارد نمي خواهم حرف هاي او را دنبال کنم. شاه حسيني حکمي عليه محسن قهرماني داده بود که من حاضر نشدم آن را اجرا کنم، چون مسائل مربوط به داوري بايد در کميته داوران حل و فصل شود.» رئيس کميته داوران در مورد جلسه مشترک با هيات رئيسه فدراسيون هم مي گويد؛ «ايشان از هيات رئيسه فدراسيون فوتبال خواسته بود من را مجازات کنند که در همان جلسه آقاي کفاشيان حق را به من داد و اين مساله منجر به جدايي شاه حسيني از فدراسيون فوتبال شد.» عنايت در انتقاد به برخي تصميم گيري هاي شاه حسيني مي گويد؛ «تخلفات فني و مديريتي در جريان بازي بر عهده کميته داوران است و ربطي به کميته انضباطي ندارد. او به مرادي گفته بود بايد به کميته انضباطي بيايي و بگويي چرا حسين کاظمي که به داور فحش داده بود را اخراج کردي، در کجاي دنيا وقتي داور بازيکني را اخراج مي کند، به کميته انضباطي احضار مي شود تا دليل اخراج را توضيح دهد. من جلوي اين موارد را گرفتم و به همين دليل او از من ناراحت است.»


منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
06-07-2009, 02:53
ما، اروپايي ها و قوانين و نظم


توصيه ما به برادران و خواهران اروپايي اين است که بروند پي کارشان و اين بازيها را هم جمع کنند. همين که توي ليگ آنها 80 درصد مربيان در طول يک فصل عوض نمي شوند، يا نمايندگانشان به افتضاح ترين شکل ممکن از دور بازيهاي قاره اي کنار نمي روند، يا برخي از بازيکنان تيمهاي مختلف شب قبل از بازيهاي حياتي به فکر آينده شان نمي افتند و براي فصل بعد خود مذاکره نمي کنند، يا کسي ITC جعل نمي کند، يا پيشکسوتان بر يکديگر نمي تازند، يا سرمربي تيم ملي بدون يک جلسه تمريني اخراج نمي شود، يا تيم ملي کشورشان از آخر به مقام در خور توجه دومي نمي رسد... بايد خداي خودشان را شکر کنند.
1 ) خوشي زده زير دلشان. بزرگترين باشگاه دنيا شده اند، تيم شان براي اولين بار در طول تاريخ سه عنوان قهرماني را به صورت همزمان کسب کرده است، تمام رکوردهاي اروپا را زير و رو کرده اند و به برکت ذکاوت مدير جوان شان، عرش را سياحت مي کنند.

به نوشته قدس؛ وسط اين همه دلخوشي اما، ناگهان داد و هوار راه مي اندازد که مثلاً چرا خوان لاپورتا اسم فرزندش را در تيم جوانان باشگاه بارسلونا نوشته و تازه به مربيان آن تيم هم «سفارش» کرده که حواس شان به آقازاده باشد! ديگر شور آن را درآورده اند. از نظر ما، فوتبال اين اروپايي ها هم مثل همه چيز ديگرشان خنده دار است و با اين موشکافي هاي دقيق، فقط خودشان را مسخره کرده اند.

2 ) چهار صباح، فقط چهار صباح بايد چشم اين اروپايي ها را که فکر مي کنند بزرگترين معضل جهان ثبت نام سفارشي پسر مديرعامل در تيم نوجوانان باشگاه است را ببنديم و رهايشان کنيم وسط فوتبال ايراني تا بروند، خداي خودشان را شکر کنند و دست خوان لاپورتا و پسرش را هم ببوسند!

کافي است دوستان عزيز اروپايي، چند روزي با ما همراه شوند تا بفهمند زير بخشي از اين آسمان پهناور که مي گويند همه جايش يکرنگ است، رئيس فدراسيون فوتبالي زندگي مي کند که اسم سرمربي منچستريونايتد را بلد نيست!

ليگ فوتبالي انجام مي شود که آغازش با مسؤولان و پايانش با خداست، کميته انضباطي قانونمداري وجود دارد که چون رويش نمي شود بگويد مربي متخلف، مرتکب فساد شده، او را با اتهام بذله گويي محروم مي کند. مديرعاملي وجود دارد که بعد از مذاکره با تيگانا و زيدان، پورمهدي را به عنوان سرمربي استخدام مي کند و البته هنوز امضاي پاي قرارداد خشک نشده، هر دو را با هم بيرون مي اندازند!

اروپايي هايي که امروز خيلي بابت به وجود آمدن تبعيض ميان پسر مديرعامل موفق بارسا و ساير کودکان کاتالونيايي دل نگران هستند، بهتر است گوشه چشمي بذل بساط فوتبال در ايران بکنند تا متوجه شوند اينجا مديراني که تفاوت توپ و طالبي را نمي فهمند و پيش از اين از صد فرسخي يک ورزشگاه هم عبور نکرده بودند، چطور محبوبترين باشگاه هاي مملکت را قرباني مقاصد مالي شان مي کنند تا شندرغاز پول خرج کنند، آبرو و حيثيت تيم را ببرند، براي خودشان اسم و رسمي فراهم کنند و از بغل اين اعتبار کذايي، خروار خروار سود به چنگ آورند!

3 ) توصيه ما به برادران و خواهران اروپايي اين است که بروند پي کارشان و اين بازيها را هم جمع کنند. همين که توي ليگ آنها 80 درصد مربيان در طول يک فصل عوض نمي شوند، يا نمايندگانشان به افتضاح ترين شکل ممکن از دور بازيهاي قاره اي کنار نمي روند، يا برخي از بازيکنان تيمهاي مختلف شب قبل از بازيهاي حياتي به فکر آينده شان نمي افتند و براي فصل بعد خود مذاکره نمي کنند، يا کسي ITC جعل نمي کند، يا پيشکسوتان بر يکديگر نمي تازند، يا سرمربي تيم ملي بدون يک جلسه تمريني اخراج نمي شود، يا تيم ملي کشورشان از آخر به مقام در خور توجه دومي نمي رسد... بايد خداي خودشان را شکر کنند.

اصلاً ما به آنها هشدار مي دهيم اگر بخواهند به همين ترتيب به ناشکري هايشان ادامه بدهند، آنجا هم قحطي مي شود و مجبور خواهند شد از ايران مدير و مربي وارد کنند و علي کفاشيان را هم به عنوان رئيس فدراسيون بر مصدر کار بنشانند!

4 ) آقاي اروپا! بساطت را جمع کن و برو. فوتبالت هم مثل همه چيزت مسخره است!

منبع ([Only registered and activated users can see links])

saeed_cris
06-07-2009, 03:30
ما می مانیم و خاکستری به نام فوتبال



به نظر می رسد متولی اصلی ورزش ایران – بخوانید مهندس علی آبادی – دیگر نباید اتلاف وقت کند. چهار سال تجربه دیگر کافیست و باید از ناخوشایندی ها درس گرفت. واقعیت امر این است که مدیرانی از جنس «علی کفاشیان» و امثالهم به کار فوتبال نمی آیند و انتظار می رود شایسته سالاری بر ورزش ما حاکم شود.
نود؛ بی‌تعارف، سال سختی را پشت سر گذاشتیم، آن چنان که نوشتن از آنچه بر سر فوتبال ایران گذشت چندان آسان نیست. آرزوهای فوتبالی ما چنان دود شد و به آسمان رفت که اکنون تنها خاکستری در مقابل داریم از چیزی که دیگر شاید اسمش فوتبال نیست.

می توان از علی دایی نالید اما در کنار این ناله باید ناله دایی را هم شنید. می شود از قطبی شکوه کرد، ولی باید شکوه افشین را هم شنید و ... اما نه، درد فوتبال این نیست.

باید گوش هایمان را تیز کنیم و به صورتی واضح بشنویم و بعد به قضاوت بنشینیم؛ در یک سال گذشته بر سر فوتبالمان آمد؟ هیزم خشک زمانی به پای فوتبال ایران ریخته شد که هر چهار نماینده ما یکی یکی از لیگ قهرمان آسیا حذف شدند و ....

اما پرسش اینجاست؛
چه کسی زیر این هیزم ها را آتش کشید؟ به عبارت بهتر چه عواملی این فوتبال را به خاک سیاه نشاندند؟

جواب را باید در نحوه کار مدیران غیر فوتبالی و ناکار آمد جستجو کرد. همان جایی که شایسته ها پشت سر هم و به دلایلا واهی کنار گذاشته م یشوند تا بله قربان گوها و مدیران بیکارنامه راس کار بیایند؟ بگذارید کمی منظورمان را شفاف تر بیان کنیم؛ کاری که با دیده ها و شنیده ها نداریم که خیلی چیزها شنیده و دیده ایم و نمی توان آن را قلمی کرد.

متأسفانه «محمد دادکان» پس از تحمل توهین ها، دخالت ها و اظهار نظرهای غیر کار شناسانه کنار گذاشته شد. متأسفانه «حبیب کاشانی» با قهرمان کردن پرسپولیس در لیگ هفتکم آن قدر سنگ و مانع سر راه خود دید که چاره ای جز استعفا نیافت.

... و متأسفانه «سعید آذری» از معدود مدیران ورزشی و تحصیلکرده کشورمان، بعد از پنج سال زحمت و تلاش به پای درخت ذوب آهن و درست هنگام برداشت میوه این باشگاه مجبور به کناره گیری شد تا دیگر کسان بیایند و عنان اختیار ذوب را در دست بگیرند. باری، روی سخنمان با «مهندس علی آبادی» رئیس سازمان تربیت بدنی است؛ نیازی نیست بپرسیم دراین چند سال بر فوتبال ایران چه گذشت که به قول معروف آنچه عیان است چه حاجت به بیان است!

به نظر می رسد متولی اصلی ورزش ایران – بخوانید مهندس علی آبادی – دیگر نباید اتلاف وقت کند. چهار سال تجربه دیگر کافیست و باید از ناخوشایندی ها درس گرفت. واقعیت امر این است که مدیرانی از جنس «علی کفاشیان» و امثالهم به کار فوتبال نمی آیند و انتظار می رود شایسته سالاری بر ورزش ما حاکم شود.

بی شک در غیر این صورت همین تل خاکستر فوتبال ایران را نیز باد با خود خواهد برد و ... هر چند به نظر می رسد درهای این ورزش و فوتبال کماکان بر همان پاشنه بچرخد!

منبع ([Only registered and activated users can see links])