توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : {::} مصاحبههای باشگاه پرسپوليس در فصل 90-89 {::}
Loverboy
26-05-2010, 23:26
به نام خدا
دوستان در این تاپیک مصاحبه بازیکنان و کادر فنی پرسپولیس که به صورت پرسش و پاسخ هست قرار میگیره
به طور مثال :
صبا اولين حريف ليگ برتري پرسپوليس در جام حذفي بود ولي خيلي سخت به فينال رسيديد!
■ صبا در سه چهار بازي گذشتهاش روند خيلي خوبي داشته ولي خب شرايط جام حذفي فرق ميكند. ما بايد ميبرديم ولي اين بردن گارانتي نميكند كه حتما بايد خوب هم بازي كنيم.
اين يك توجيه براي خوب بازي نكردن پرسپوليس نيست!
■ نه، اصلا! توجيه براي چه؟ شرايط جام حذفي فرق ميكند. شما بايد بتوانيد بازي را آرام كنيد. ما موقعيتهاي زيادي هم داشتيم اما بچهها نتوانستند استفاده كنند ولي خب پيروزي در جام حذفي فاكتورهاي ديگري هم غير از خوب بازي كردن دارد. ما استرس هم داشتيم كه اين به خاطر نوع جام بود و حساسيت رويارويي دو تيم ولي خوشحالم كه در نهايت تيم برنده، ما بوديم.
از عملكرد فني پرسپوليس هم رضايت داشتيد؟
■ من به شخصه از نتيجه بله، راضي بودم چون ريسك نكرديم. بيگدار به آب نزديم و توانستيم بازي را كنترل كنيم. مخصوصا كه بازي تكحذفي بود اما از اينكه در 90 دقيقه نتوانستيم تيم برتر باشيم و موقعيتهايمان را از دست داديم، ناراضيام.
البته پرسپوليس در دفاع بهتر از هميشه بود ولي در خط حمله نه. اين ضعف از عملكرد فورواردها بود يا خوب تغذيه نشدن و موقعيت نداشتنشان!
■ به نظر من فرصتهاي زيادي ايجاد شد ولي به گل نرسيد. شايد اگر يك گل ميزديم روند بازي فرق ميكرد. من درباره اينكه در چه خطي خوب يا بد بوديم حرف نميزنم اما ميگويم كه در جام حذفي فقط برنده شدن مهم است.
ولي پرسپوليس براي همين برنده شدن خيلي به آب و آتش نزد!
■ يك وقت بازي در نود دقيقه تمام نميشود. دليلاش هم ممكن است هر چيزي باشد ولي بعد از آن نود دقيقه بايد حواسمان جمع باشد كه بازي را از دست ندهيم و از اين لحاظ واقعا خوب بوديم.
با اين همه براي قهرمان شدن دو بازي سخت ديگر هم داريد.
■ اتفاقا چون دو بازي است، ديگر اين همه استرس و هيجان وجود ندارد چون آنجا فرصت براي جبران هست. ما حتي قبل از بازي با صبا به بچهها گفتيم كه اين فينال اصلي ماست چون بازي آخر را حتما ميبريم.سوالات رو به این رنگ و به صورت Bold و پاسخها به رنگ سبز و ساده .
در غیر این صورت پست شما پاک خواهد شد . در صورت بی توجهی برخوردهای جدی با متخلف انجام خواهد شد .
گذاشتن لینک منبع الزامیست وگرنه اون مصاحبه حذف خواهد شد .
:72: تشکر بابت همکاری شما :72:
ArtesheSorkh
02-06-2010, 11:39
سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس با تاييد مذاكره با مدافع سپاهان تاكيد كرد كه به عقيلي قول كاپيتاني نداده است. شايعات مختلف درباره بازيكنان مد نظر پرسپوليس براي پيوستن به اين تيم و كسب اخبار دقيق در اين ارتباط سبب شد دايي در گفتوگو با سايت پرسپوليس به اين مسائل جواب دهد.
در حالي كه پس از قهرماني پرسپوليس هيچ مصاحبهاي نداشتهايد، اخبار و شايعات مختلفي درباره مذاكرات شما با بازيكنان مختلف به گوش ميرسد.
شايعات كه هميشه وجود دارد، اما من پس از قهرماني پرسپوليس در جام حذفي با هيچ خبرنگار و هيچ روزنامهاي صحبت نكردهام.
يكي از روزنامهها خبري منتشر كرده بود مبني بر مذاكره شما با هادي عقيلي و وعده دادن كاپيتان دومي پرسپوليس به اين بازيكن.
من ميگويم با هيچ روزنامه و خبرنگاري صحبت نكردهام و 90 درصد اخباري كه از قول من منتشر ميشود تنها گمانه زنيهاي ديگران است. تأييد ميكنم با هادي عقيلي صحبت كردهام اما درباره كاپيتاني و اين قبيل مسائل صحبتي نداشتهايم.
شايعه مطرح شده اين بوده كه در قبال دريافت مبلغي كمتر از رقم پيشنهادي عقيلي، وي كاپيتان دوم پرسپوليس خواهد شد.
واقعاً كه بعضيها چه حرفهاي خنده داري ميزنند. مگر ميشود بازوبند كاپيتاني پرسپوليس را با پول قياس كرد؟ همان طور كه گفتم چنين ادعايي از ريشه كذب محض است.
اگر امكان دارد از وضعيت در بازار نقل و انتقالات صحبت كنيد؟
تمام سعي ما در پرسپوليس اين است كه با توجه به بضاعت باشگاه، نسبت به جذب نفرات مورد نظرمان اقدام كنيم. در اين راه آقاي كاشاني تلاش مضاعفي ميكنند تا از اين بابت مشكلي احساس نشود.
بنابراين خيال هواداران راحت باشد كه تيم خوبي براي فصل آينده بسته خواهد شد؟
مطمئن باشيد گزينههاي مد نظرمان را جذب خواهيم كرد و به اميد خدا با تيمي پر قدرت وارد رقابتهاي فصل آينده خواهيم شد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
05-06-2010, 11:05
امیر حسین فشنگچی بازیکن پیشین صبای قم دیروز با قراردادی دو ساله به پرسپولیس پیوست تا خیال هواداران تقریبا از جناح چپ پرسپولیس راحت شود. به سراغ او رفتیم تا درباره وضعیتش گفتگو کنیم. مصاحبه همکاران ما با امیر حسین فشنگچی را در زیر میخوانید:
متولد کدوم محله از تهران هستید و در چه سالی به دنیا آمدید ؟
متولد 17 دی 1365 در بیمارستان ایران مهر تهران و بچه خیابان دولت هستم.
به غیر از پرسپولیس و صبا در تیم دیگری هم بازی کردی ؟
خیر.. فقط در تیمهای پایه پرسپولیس و چند سال به خاطر سربازی در تیم صبا بودم.
به غیر از پرسپولیس از تیمهای تهرانی دیگری هم پیشنهاد داشتی ؟
بله. استقلال و استیل آذین هم پیشنهاد داده بودند.
چند درصد آمدن شما به پرسپولیس به خاطر اقای کاشانی و دایی بود ؟
من خودم خیلی دوست داشتم روزی در پرسپولیس بازی کنم و در لیستی که پرسپولیس برای فصل بعد آماده کرده بود نام من هم بود و وقتی با موافقت علی دایی با من مذاکره شد من هم پذیرفتم و به تیم محبوبم پرسپولیس آمدم.
محمد نوری چقدر در انتقالت به پرسپولیس نقش داشت ؟
خوب چون من و محمد سه سال در صبا همبازی بودیم و محمد که یکی از بهترین پاسورهای فوتبال ایران است قرار بود پرسپولیسی شود دوست داشتم که در کنار هم باشیم.
بازی در پرسپولیس و استقلال حواشی فراوانی دارد.فکر میکنی از پس این حواشی بر بیای ؟
حاشیه همیشه برای حاشیه سازها بوده و من مطمئنن سعی میکنم دنباله حاشیه نباشم.
اخیرا به تیم ملی دعوت شده ای. برای جام ملت ها خودت را جز نفرات اعزامی میدونی ؟
من تمام تلاشم رو میکنم با بازیهای خوب در پرسپولیس در جام ملت ها هم فیکس بازی کنم.
در آخر هر صحبتی با هواداران پرسپولیس داری بفرمایید ...
خیلی خوشحالم که به پرسپولیس پیوستم و امیدارم بتونم هواداران را بازیهای خوب خوشحال کنم.
([Only registered and activated users can see links])
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
14-06-2010, 17:25
صل قبل به امارات رفت و همه فکر می کردند چند سالی در آن کشور بازی کند ،اما دلش طاقت دوری از پرسپولیس و هوادارانش را نداشت تا بعد از یک فصل دوری دوباره به آشیانه سرخ بازگردد.
مازیار زارع صبح روز پنجشنبه با پرسپولیس قرارداد دو ساله بست تا بار دیگر برای پرطرفدارترین باشگاه آسیا به میدان برود. گفت و گوی ما را با مازیار بخوانید.
چه شد که برگشتی؟ فکر نمی کردیم به این زودی دل از فوتبال امارات بکنی؟
در فوتبال حرفه ای هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و هر لحظه ممکن است اتفاقی غیر قابل پیش بینی رخ دهد، ولی به هر حال خوشحالم که دوباره به تیم سابقم بازگشتم. چرا پرسپولیس و چرا به ملوان برنگشتی؟
حساب ملوان که از باقی تیم ها جداست ،ولی دوست نداشتم در ایران پیراهنی تیمی جز پرسپولیس را بر تن کنم. پرسپولیس محبوب ترین تیم آسیاست و بازیکنی که یک دقیقه در این تیم بازی کند دیگر نمی تواند در تیم های دیگر بازی کند.
برای آمدن به پرسپولیس با دایی صحبت کردی یا کاشانی؟
مثل اینکه در لیست دایی بوده ام و آقای کاشانی هم مامور مذاکره بودند. از طرف آقای کاشانی تماس گرفتند که نزد ایشان بروم و خیلی زود توافقات برای بازگشت به تیم محبوبم حاصل شد.
با چه مبلغی به پرسپولیس آمدی؟
حرفه ای نیست در فوتبال ایران مبلغ قرارداد اعلام شود. اگر باشگاه صلاح دانست اعلام شود در غیر این صورت بهتر است در این مورد حرفی نزنیم.
مشکلی با سقف قرارداد نداشتی؟
تابع قانون هستیم و هر چه قانون بگوید لازم الاجراست به همین خاطر سقف قرارداد را رعایت کردیم.
برای نیمکت نشینی که نیامده ای؟
هیچ بازیکنی را سراغ داری که از نیمکت نشینی راضی باشد؟ من هم برای نیمکت نشینی نیامده ام اما تصمیم در این خصوص با دایی است و هر چه ایشان بگوید باید انجام شود.
فکر می کنی پرسپولیس قابلیت قهرمانی در آسیا را دارد؟
پرسپولیس همیشه پرسپولیس است و در حالت همه تیم ها از شنیدن نامش هراس دارند اما پرسپولیس دایی تفاوت ویژه ای با پرسپولیس های گذشته دارد.
در مسابقات داخلی چطور؟
بطور قطع مدعی اصلی قهرمانی هستیم و از همان روز اول برای تمام تیم ها خط و نشان می کشیم.
به پرسپولیسی آمدی که خبری از پژمان نوری در آن نیست.
خدا را چه دیدید شاید پژمان هم آمد!
خبری هست؟
گفتم خدا را چه دیدید...
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
15-06-2010, 11:35
ما جدا از مساله حضور موفق در لیگ برتر و جام حذفى، به آسیا چشم دوخته ایم و دیدمان از سطح ایران فراتر رفته است و مى خواهیم قدرت مان را در سطح آسیا به نمایش بگذاریم. فصل جدید براى هافبک سرخ پوشان فصل ویژه اى خواهد بود. او که فصل قبل به جمع پرسپولیسى ها پیوست، در سال اول حضورش در جمع سرخ هاى تهرانى تجربه ویژه اى را پشت سر گذاشت، هر چند شروع فصل و ادامه اش براى او چندان پر بار نبود ولى اواخر کار با عملکرد خوبى که از خود به نمایش گذاشت موفق شد اعتماد ویژه على دایى را به خود جلب کرده و جایگاه تقریبا ثابتى در کمربند خط میانى سرخ ها براى خود دست و پا کند. درست حدس زدید، روى سخن ما در مورد مهدى شیرى است، هافبکى که مى خواهد فصل بعد را در شرایط ایده آل ترى نسبت به گذشته داشته باشد. گفت و گو با وى را بخوانید:
مثل اینکه به تازگى از سفر بازگشته اى؟
براى استراحت چند روزى به ترکیه رفته بودم که این سفر به پایان رسیده و در حال حاضر در شیراز هستم. چیزى به شروع تمرینات باقى نمانده و کم کم باید خودمان را براى یک استارت قوى آماده کنیم.
از شرایط فعلى خودت بگو!
خدا را شکر همه چیز خوب است. در مدت تعطیلات هم از تمرین غافل نبودم و در شرایط بدنى مناسبى قرار دارم. از نظر روحى نیز کم کم آماده مى شوم تا بتوانم خودم را براى یک فصل ویژه آماده کنم.
پرسپولیس مثل سایر تیم ها برنامه ویژه اى براى فصل آینده در دستور کار خود دارد. اردوهایى را که قرار است پشت سر بگذارید چقدر مفید مى دانى؟
خوشبختانه این فصل تیم قرار است با برنامه اى اصولى و کاملا حساب شده کار خود را آغاز کند. همانطور که مى دانید اول قرار است به اردبیل برویم تا برنامه بدنسازى مان را در این شهر آغاز کنیم. با توجه به موقعیت جغرافیایى خوب این شهر و ارتفاع خوب آن، مطمئنا تیم بدنسازى کامل و خوبى را پشت سر خواهد گذاشت و به امید خدا بدنهایمان را براى یک فصل پر کار و البته پر بار آماده مى کنیم. بعد از آن هم سفر آلمان را در پیش رو داریم. در مجموع فکر مى کنیم تمام این برنامه ریزى ها و اردوهایى که قرار است پشت سر بگذاریم به ما کمک مى کند یک شروع ایده آل داشته باشیم و با آمادگى صددرصد روى خط استارت قرار بگیریم.
با این تفاسیر چقدر به موفقیت تیم در ۳ جامى که در مقابل خود مى بینید، امیدوارى؟
همه ما با یک هدف فصل آینده را آغاز مى کنیم و آن هم کسب موفقیت کامل در لیگ برتر، جام حذفى و لیگ قهرمانان آسیاست. ما باید ضمن دفاع از عنوان قهرمانى مان در جام حذفى، براى قهرمانى در لیگ برتر و حضور پر فروغ در بازى هاى آسیایى، آماده شویم. با توجه به این مساله، قطعا همه ما با این انگیزه و دید کارمان را آغاز مى کنیم که در هر ۳ جام سربلند باشیم و بتوانیم بیشترین موفقیت ها را به دست آوریم.
از نقل و انتقالاتى که براى پرسپولیس انجام شده که مطلع هستى؟
بله، خدا را شکر باشگاه از نظر حضور موفق در نقل و انتقالات سربلند بوده و توانسته مهره هاى خوبى را از بین بازیکنان جذب کند تا در کنار نفرات فصل قبل یک تیم خوب را تشکیل دهیم. نیاز پرسپولیس در این مقطع جذب مهره هاى خوب و با تجربه بود که خوشبختانه بازیکنان بزرگ و مستعدى جذب شده اند تا بتوانیم در طول فصل از حضور آنها نهایت استفاده را ببریم.
خط هافبک پرسپولیس در فصل آتى، یکى از پر ترافیک ترین خطوط تیم است. این مساله را چطور ارزیابى مى کنى؟
اگر به جاى واژه پر ترافیک از لفظ پرقدرت استفاده کنیم، خیلى بهتر است. به هر حال این مساله را باید به فال نیک گرفت که مهره هاى خوب و بزرگى براى خط میانى جذب شده اند تا قدرت تیم در این منطقه دو چندان شود.
با این وجود، رقابت نفرات فصل قبل و نفرات جدید در خط میانى نیز بیشتر از قبل خواهد شد؟
صددرصد همین طور است که مى گویید. این رقابت بزرگ ترین کمک را به تیم و مجموعه پرسپولیس خواهد کرد تا بتوانیم تیم پر قدرتى را روانه میدان کنیم. به اعتقاد من باید این مساله را به فال نیک بگیریم.
با این تفاسیر، تک تک نفرات شیرى باید با برنامه ویژه اى آماده رقابت شوند؟
تا بوده همین بوده! شیرینى کار همین جاست که باید براى بودن و حضور داشتن با تمام وجود جنگید و تلاش کرد. من هم از این قاعده مستثنى نیستم و از این موضوع استقبال مى کنم و تمام تلاشم بر این است که با سعى و تلاش بیشتر بتوانم جایگاه خوبى را در ترکیب پرسپولیس براى فصل آینده داشته باشم.
تجربه متفاوتى که فصل قبل در پرسپولیس داشتى؛ چقدر به تحقق این مساله کمک مى کند؟
فصلى که من به عنوان اولین تجربه در پرسپولیس پشت سر گذاشتم، فصل خوب و تجربه گرانبهایى براى من به حساب مى آمد. شاید اول فصل تا اواسط کار پشت خط ماندم و فرصت زیادى به من نرسید ولى حالا دیگر شرایط فرق مى کند. هم على دایى و سایر اعضاى کادر فنى، من و فوتبالم را به خوبى شناخته اند و هم اینکه من مى دانم پرسپولیس از من چه مى خواهد و چطور باید در خدمت تیم باشم. تمام تلاش من این است که در فصل آینده بتوانم جزو نیروها و بازیکنان موثر پرسپولیس باشم. امسال از اول فصل تلاشم را مى کنم تا بتوانم بازیکن فیکس تیم در ترکیب پرسپولیس شوم.
ناگفته پیداست انگیزه امسال پرسپولیس، با سال هاى قبل متفاوت است. اینطور نیست؟!
هدف همه مجموعه کسب بهترین نتایج ممکن است. با یارگیرى خوب و برنامه حساب شده اى که داریم و از همه اینها مهمتر انگیزه ویژه اى که بین همه اعضاى مجموعه وجود دارد، این نوید را به همه هوادارانمان مى دهم که قدرت واقعى پرسپولیس را مى توانند امسال در هر ۳ جام از مجموعه ببینند و در انتظار فصلى رویایى براى تیم محبوب خود باشند. مطمئن باشید نگاه و هدف امسال پرسپولیس ویژه است.
یعنى چه هدف ویژه اى؟
ما جدا از مساله حضور موفق در لیگ برتر و جام حذفى، به آسیا چشم دوخته ایم و دیدمان از سطح ایران فراتر رفته است و مى خواهیم قدرت مان را در سطح آسیا به نمایش بگذاریم. مساله اى که با حضور کادر فنى خوب، مدیریت کار بلد، بازیکنان خوب و با تجربه و به اضافه همه این مسائل، هواداران خونگرم و پر شورى که داریم دور از دسترس نخواهد بود.
([Only registered and activated users can see links])
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
17-06-2010, 18:11
يكى از اين مهره ها كه به تازگى پيراهن خوشرنگ ارتش سرخ را مال خود نموده است، عليرضا نورمحمدى مدافع با سابقه راه آهن است به جمع ياران ارتش سرخ درآمده است. با اين مدافع تماس گرفتيم تا از هر درى با او هم كلام شويم.
• از حضور در پرسپوليس برايمان بگو!
- من چند سالى بود كه با پيشنهاد پرسپوليس مواجه مى شدم اما انگار قسمت نبود كه اين اتفاق محقق شود. چه زمان مديريت قبلى و چه زمانى كه حبيب كاشانى در دوره قبل در پرسپوليس حضور داشتند ولى اين بار همه شرايط مهيا شد و من به جمع سرخ پوشان اضافه شدم. اميدوارم با حضورم در پرسپوليس بتوانم مهره خوب و مثمرثمرى براى اين تيم بزرگ و مردمى باشم.
• پس براى همراهى و پشت سر گذاشتن شرايط خوب و فوق العاده در پرسپوليس آماده اى؟
- شرايط سخت است. پرسپوليس تيم بزرگ و پرطرفدارى است كه مجموعه اى از بهترين بازيكنان ايران را در خدمت دارد. همين مسأله توقع مردم و هواداران اين تيم را نسبت به عملكرد آن دوچندان مى كند و به همين خاطر است كه بايد تلاشم را دوچندان بكنم و شايد چند برابر راه آهن كوشش كنم تا بتوانم به يك جايگاه خوبى در پرسپوليس دست يابم.
• پست تخصصى ات دفاع وسط است و بايد براى حضور در تركيب پرسپوليس، در اين منطقه با بازيكنان ويژه اى رقابت داشته باشى؟
- پرسپوليس در پست تخصصى من ۲ مهره خوب و بزرگ دارد. شيث رضايى كه نيازى به تعريف و توصيف من ندارد و سپهر حيدرى كه او هم بازيكن خوبى است و يكى از دوستان خوب من محسوب مى شود كه چند سالى در ذوب آهن با او همبازى بوده ام. به هر حال آمادگى من هم خوب است و آمده ام با يك رقابت سالم و ديدنى، خودم و عملكرد فنى ام را ثابت كنم.
• از نيمكت نشين شدن و پشت خط ماندن نمى ترسى؟
- سعى من اين است طورى كار كنم كه بتوانم اعتماد كادرفنى را به خودم جلب كنم. من با انگيزه ويژه اى پرسپوليس را به عنوان تيم جديدم انتخاب كردم و براى رقابت با مهره هاى خوب اين تيم آماده ام.
• با حضور در پرسپوليس چه هدفى را دنبال مى كنى؟
- اولين انگيزه ام از انتخاب و حضور در پرسپوليس اين است كه بتوانم در كنار داشتن جايگاه ثابتى در پرسپوليس مهره موثر و خوبى براى تيم جديدم باشم. با تحقق اين مسأله رسيدن به پيراهن تيم ملى و حضور در جمع ملى پوشان برايم دور از دسترس و غيرممكن نيست. به هر حال اميدوارم امسال با پيراهن پرسپوليس به اهدافى كه در سر مى پرورانم و به آن فكر مى كنم، دست بيابم.
• چه ارزيابى از آينده پرسپوليس در ذهن دارى؟
- به اعتقاد من پرسپوليس اين توان و پتانسيل را دارد كه صددرصد موفق باشد. درست است كه در فصل قبل اين تيم در ليگ موفق نبود ولى در جام حذفى جبران مافات كرد و سهميه آسيا را گرفت. به اعتقاد من با توجه به مجموعه خوبى كه پرسپوليس براى اين فصل دور هم جمع كرده، امسال كاملترين و بهترين تيم را دارد كه مدعى شماره يك براى رسيدن به هر سه جام خواهد شد.
• كار با على دايى را چطور مى بينى؟
- متأسفانه تا الان سابقه كار با على دايى را نداشتم ولى حالا خوشحالم كه اين اتفاق افتاده و بايد زير نظر مربى با دانش و كار بلدى مثل على دايى فعاليت كنم. سرمربى كه با توجه به كارنامه اش در زمان بازى خودشان و حضورش در پرسپوليس نشان داده هميشه و در همه حال دنبال قهرمانى است و اين مسأله فاكتور خوبى براى هر تيمى محسوب مى شود. انگيزه اى كه مطمئناً امسال به ما كمك مى كند در طول فصل به هر ۳ جام فكر كنيم و قدم هاى بزرگى براى رسيدن به قهرمانى برداريم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
17-06-2010, 18:37
توان فني بالا و قابليتهاي شيث رضايي از نگاه علي دايي آنقدر كافي هست كه حضورش در پرسپوليس را تا 2 سال ديگر تضمين كند.
شيث، بعد از استراحت 12 روزه تمرينهاي بدنسازياش را از يك هفته پيش شروع كرده و روزي 2 جلسه تمرين ميكند تا در ليگ دهم فوتبالي به مراتب حرفهايتر از گذشته را پيش چشم هواداران پرسپوليس به معرض نمايش بگذارد. او در اين گفت و گو حرفهاي متفاوتي دارد كه از دلتنگيهايش براي تيم ملي خبر ميدهد.
*فصل قبل پرسپوليس مشكلات بدنسازي داشت كه براي تيم گران تمام شد. براي اينكه بار ديگر با اين مشكلات مواجه نشويد برنامهاي نداشتيد؟
شك نكنيد كه امسال پرسپوليس هيچ مشكلي از اين نظر نخواهد داشت چون تيم خيلي زود تمرينهاي بدنسازياش را شروع ميكند و براي اين موضوع، برنامه از پيش تعيين شدهاي داريم چون به هر حال ما امسال بايد خودمان را براي 3 جام آماده كنيم البته خود من به طور جداگانه هم برنامههايي داشتم.
*چه برنامههايي؟
از يكشنبه هفته قبل بود كه تمرينهايم را با روند ايدهآلي شروع كردم و روزي دو جلسه تمرين ميكنم.
*حالا كه ماندنتان در پرسپوليس قطعي شده، بزرگترين ضعف تيم را در فصل قبل چه ميدانيد كه حالا بايد برطرف شود؟
ما فقط مشكل يارگيري داشتيم و تنها نقطه ضعفمان همين بود كه آن هم با جلسهاي كه آقاي دايي و كاشاني با هم داشتند تا حدودي برطرف شد. آنها سعي كردند طبق نيازهايمان بازيكن جذب كنند. دو فوروارد خوب راه حل مشكلمان بودند كه گرفتيم.
*در اين بين بازيكناني هم هستند كه حرف و حديث رفتنشان مطرح است مثل خليلي و زارعي كه از مهرههاي خوب تيم به حساب ميآمدند...
طبيعتاً آقاي كاشاني و دايي هر دو دوست دارند كه بهترين پرسپوليس را داشته باشند.
*نظر شخصي خودتان درباره رفتن آنها چيست؟
شخصاً راضي به جداييشان نيستم. بالاخره دوستان من هستند و براي پرسپوليس زحمت كشيدهاند. در اين باره هيچ چيزي نميتوانم بگويم جز اينكه فوتبال حرفهاي شده و بايد در آن، انتظار هر اتفاقي را داشت.
*ظاهراً همه زندگيتان را پرسپوليس پر كرده و ديگر دعوت نشدن به تيم ملي عادي جلوه ميكند!
تعجبي هم ندارد. حالا ديگر همه مردم دليل دعوت نشدن من را متوجه شدند اما عيبي ندارد. با اينكه كمي از دعوت نشدنم ناراحت شدم اما دوست دارم براي پرسپوليس بهترين باشم. لااقل اينطوري آرامش دارم.
*آرامش براي چي؟
خيالم راحت است كه پيش هواداران شرمنده نيستم.
*از دليل دعوت نشدنتان گفتيد... منظور همان مشكل قديمي و كهنهاي است كه بين شما و قطبي بوده؟
آقاي قطبي با دامن زدن به مشكل قديمي كه با من داشت و با همه رفتارهايي كه از خودش نشان داده تكليف را روشن كرد. قطبي ديگر نميتواند كارهايي بكند كه مردم فكر كنند از روي سادگياش است و همه اينها به خاطر فهم بالاي فوتبالي مردم ما است.
*با همه اين تفاسير اقدامي هم انجام نداديد كه مشكل قديمي را براي او حل كنيد؟
من سال فوتبالي خوبي داشتم. حالا هم ميخواهم تمركزم را روي پرسپوليس معطوف كنم هرچند كه از دعوت نشدنم ناراحتم.
*با نظري كه درباره آقاي قطبي داريد حتماً اين روزها هم با تماشاي مسابقات جام جهاني دليل اصلي غيبت ما در اين رقابتها را هم خود او ميدانيد؟!
نه... معتقدم صعود نكردنمان خواست خدا بوده چون همه براي اينكه صعود كنيم تلاش كردند؛ هم سرمربي، هم بازيكنان.
*حالا كه ايران نيست، طرفدار كدام تيم هستيد؟
طرفدار كه نميشود گفت اما احتمال ميدهم اسپانيا فيناليست شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
18-06-2010, 16:43
علي پروين دوشنبه شب با حضور در سازمان تربيت بدني جلسهاي را با دكتر سعيدلو رييس سازمان برگزار كرد. پس از اين نشست صحبتها و شايعات زيادي پيرامون بازگشت او به هيات مديره پرسپوليس مطرح شده است.
بهتر است با خود پروين در اين خصوص صحبت كنيم. علي آقا با همان لحن هميشگياش جواب سوالات ما را ميدهد.
*عليآقا براي شروع گفت و گو، از جلسهتان با رييس سازمان تربيت بدني بگوييد.
خبرها چقدر زود پخش ميشود؛ ما تا ساعت 11 شب آنجا بوديم و در مورد مسائل مختلف فوتبال از جمله تيم ملي و پيشكسوتان صحبت كرديم.
*اما شايعه شده كه در آن جلسه در مورد حضور شما در هيات مديره هم صحبتهايي صورت گرفته.
اصلا اينطور نيست و ما در مورد هيات مديره هيچ صحبتي نكرديم.
*پس در مورد صحبتهايي كه انجام شده بگوييد.
بحثها كلي بود، آقاي سعيدلو چند حركت خوب در مورد پيشكسوتان انجام داده كه من همانجا از ايشان تشكر كردم و گفتم خدا خيرتان بدهد كه بهفكر پيشكسوتان هستيد؛ در مورد جام جهاني هم حرف زديم.
*بيشتر توضيح ميدهيد.
ببين امروز اگر بكن باوئر براي تماشاي بازي بايرن به استاديوم هم نرود، صندلياش خالي مانده، من وقتي ميروم استاديوم، چون مردم ما را ميشناسند احترام ميگذارند و يك صندلي به ما ميدهند اما خيليها هستند كه كسي آنها را نميشناسد، آقاي سعيدلو هم به اين مسائل توجه دارد.
*به جام جهاني اشاره كرديد، بازيها را حتما ميبينيد.
بازيهاي اول هميشه سخت بوده، خود ما كه ليگ را شروع ميكرديم در بازي اول كمي مشكل داشتيم.
*چه تيمي را خوب ديديد؟
آرژانتين و آلمان خيلي خوب بودند البته من نظرم روي ايتاليا و برزيل است اما آنها عالي كار كردند. آلمان چه تيمي شده، واقعا جلوي استراليا، فوتبال بازي كرد، به مارادونا هم بايد ماشاءالله گفت كه برخلاف اكثر تيمها كه با يك مهاجم بازي ميكنند با سه مهاجم بازي كرد.
*بعضي از مدعيان هم هواداران خود را نااميد كردند.
مثلا كي؟
*فرانسه.
فرانسه خوب نبود، البته بعضي تيمها هم شانسي براي كسب جام ندارند.
*از بحث جام جهاني خارج شويم، گفته ميشود شما از حضور مربي خارجي در استيلآذين ناراحتيد؟
كي گفته، اينها همه حرف است، امروز و فردا تكليف سرمربي هم مشخص ميشود.
*قضيه محمد با پرسپوليس به كجا رسيد؟
محمد دنبال رضايتنامه است، خدا را شكر امسال هم سهميه زير 23 سال حساب ميشود و همه تيمها دستشان براي جذب او باز است.
*صحبت خاصي مانده؟
نه، فقط ميخواهم يك بار ديگر از توجه آقاي سعيدلو به پيشكسوتان و اقداماتي كه ايشان انجام داده تشكر كنم، يا علي خداحافظ ..\
lkfu ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
21-06-2010, 23:08
مجتبى زارعى عادت كرده كه زياد به چيزى وابستگى نداشته باشد. او در ليگ دهم در پرسپوليس بازى خواهد كرد و قصد دارد كارى كند تا على دايى از نگه داشتن او پشيمان نشود.
گفتگوی ما با مجتبی را قبل از سفر به اردبیل بخوانید...
• چه شد كه در پرسپوليس ماندگار شدى؟
- رفتم باشگاه كه رضايتنامه بگيرم اما گفتند كه لازمت داريم.
• اما تو كه در ليست مازاد بودى و اين خبر اعلام شده بود.
- گفتند كه اشتباه شد و تو در ليست مازاد نبودى و تو را مى خواهيم. من هم ماندم.
• از اينكه الان عضو پرسپوليس هستى، چه احساسى دارى؟
- بالاخره پرسپوليس تيم محبوب من است. پرسپوليس را هميشه دوست داشته ام كه به اين تيم آمدم اما ياد گرفتم كه آدم زياد نبايد به چيزى وابستگى نشان بدهد.
• مثل اينكه از حضور در پرسپوليس زياد خوشحال نيستى؟
- نه، اينطورى نيست و خوشحال هستم ولى بايد تلاشم را بكنم تا امسال سال خوبى برايم باشد و على آقا كه روى ما نظر دارد را خوشحال كنم.
• پرسپوليس در فصل جديد چه روزهايى در پيش خواهد داشت؟
- پرسپوليس براى فصل جديد بازيكنان خوبى گرفته و در هر 3 جام مدعى هستيم و با تمام وجود تلاش مى كنيم تا هر ۳ جام را بگيريم.
• خيلى رويايى نيست؟
- در ايران كه مطمئن هستم رويايى نيست و مى توانيم؛ چون بازيكنان ملى پوش را به خدمت گرفته اند. در آسيا هم تيم هاى ايرانى نشان دادند كه مى توانند به مراحل پايانى برسند. ذوب آهن نشان داد كه مى تواند، ما هم مى توانيم در آسيا مدعى باشيم.
• حضور على دايى چقدر در تيم تاثير دارد؟
- خيلى، على آقا به لحاظ انگيزه تاثير زيادى روى تيم دارد چون خودش فوتباليست بزرگى بوده و همه ريزه كارى هاى فوتبال را خوب مى داند كه چطورى به بچه ها انگيزه بدهد.
• خودت در فصل جديد چه هدفى را دنبال مى كنى؟
- امسال كارى مى كنم كه از بهترين بازيكنان تيم باشم و آقاى دايى را خوشحال كنم كه نظر مثبت روى من داشته و مرا نگه داشته است. دايى از اين انتخاب پشيمان نمى شود.
• با مهاجمانى كه به پرسپوليس آمده اند، مى توانى رقابت كنى؟
- بازيكنان خيلى خوب و ملى پوش به پرسپوليس آمده اند اما چيزى از آنها كمتر ندارم. كنار آنها مى توانيم فوتبال خوبى را ارائه كنيم. از رقابت اصلا نمى ترسم و تلاش مى كنم كه در فصل جديد در تركيب اصلى تيم باشم و فيكس بازى كنم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
21-06-2010, 23:26
سپهر حيدرى مدافع تيم پرسپوليس كه با استفاده از تعطيلات پايان فصل راهى كشور تركيه شده بود پس از بازگشت بلافاصله قرارداد خود را باپرسپوليس تمديد كرد
گفت وگوى كوتاهى با وى انجام داديم كه از نظرتان مى گذرد:
• سفر تركيه چطور بود؟ استراحت كرديد؟
- ما به نيت استراحت به تركيه رفتيم اما نتوانستيم در آنجا هم استراحت كنيم چرا كه مدام در حال مسابقه با ۲ تيم تركيه اى و انگليسى واترپلو و واليبال ساحل بوديم. من و محمد منصورى به همراه برادرم و يكى از دوستانم با آنها كرى مى خوانديم و هر روز مسابقه مى داديم و اين باعث شد تا نتوانيم استراحت كنيم.
• پس با اين حساب بايد نسبت به ساير بازيكن ها از آمادگى بدنى بيشترى برخوردار باشيد؟
- بازى در تركيه باعث شد تا از نظر بدنى افت نكنم اما نمى توان گفت كه به طور صد در صد آماده هستم. به هر حال دور جديد تمرينات تازه شروع شده و اميدوارم كه روز به روز آماده تر شوم.
• در مورد بازيكنان جديد چه نظرى داريد؟
- بازيكنان اين فصل ما براساس نياز تيم گرفته شده اند. پرسپوليس تيم كوچكى نيست و بازيكنان تازه وارد هم از بازيكنان خوب ليگ برتر هستند. ما بى سر و صدا وارد بازار نقل و انتقالات شديم اما در عوض بهترين عملكرد را داشتيم. اميدوارم كه با وجود اين بازيكنان نيز نقاط ضعفان بر طرف شود وبازيهاى ليگ را با قدرت هرچه بيشتر آغاز كنيم.
• جذب بازيكنى مثل نورمحمدى را چطور مى بينيد؟ به نظر شما مشكلات خط دفاعى با آمدن نورمحمدى حل مى شود؟
- ما پارسال هم بدكار نكرديم اما خيلى تحت فشار بوديم چرا كه مجبور بوديم ۳ نفره دفاع كنيم در حالى كه ۱۱ نفر بايد حواسشان به دفاع باشد اما در اواخر فصل بهتر شديم. نور محمدى نيز از مدافعان خوب ليگ است و من در ذوب آهن با وى همبازى بودم و آن زمان يكى از بهترين خط هاى دفاعى ليگ را داشتيم. حال كه او به پرسپوليس آمده اميدوارم به همراه شيث و مجتبى زارعى و نورمحمدى خط دفاع محكمى براى پرسپوليس درست كنيم.
• اردوى اردبيل تا چه حد تاثيرگذار خواهد بود؟
- ما كلاً ۲ اردوى تداركاتى را در برنامه كارى خود داريم. يك اردو در داخل و يك اردو در خارج . با برنامه اى كه آقاى دايى در نظر دارد در اردبيل به بدنسازى مى پردازيم و قطعاً در ابتداى كار با فشار زيادى هم مواجه هستم و بعد از آن هم راهى آلمان مى شويم تا با آمادگى هر چه بيشتر به استقبال بازى هاى ليگ برويم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
21-06-2010, 23:32
مسئولین باشگاه حق دارند با هر دروازه بانى مذاکره کنند و من در اندازه اى نیستم که در این خصوص اظهارنظر کنم. مشکلى با رحمتى ندارم و هرکس به پرسپولیس بیاید با او رقابت مى کنم.
گفته مى شود علیرضا حقیقى از مذاکره پرسپولیسى ها براى جذب سیدمهدى رحمتى ناراحت است. همین موضوع بهانه اى شد تا با حقیقى گفت وگویى انجام دهیم. ماحصل این مصاحبه در ادامه آمده است:
چه خبر از شرایط پرسپولیس؟
خوشبختانه همه چیز خوب است. مسئولین باشگاه تمام خوب هاى تیم در فصل گذشته را حفظ کردند و نفرات جدید خوبى را هم جذب کردند. تمرینات نیز به موقع شروع شده و همه چیز سرجاى خودش است.
اردوى اردبیل را چطور ارزیابى مى کنى؟
فکر مى کنم براى اولین اردو مناسب باشد. این شهر هواى خیلى خوبى دارد و از اکسیژن مناسبى برخوردار است. ما باید تمرینات خوبى را در اردبیل انجام دهیم تا آماده شروع فصل شویم، هر چند که یک اردوى آلمان هم در دستور کار تیم قرار دارد که آن اردو به ما کمک شایانى خواهد کرد.
گفته مى شود از مذاکره باشگاه با سیدمهدى رحمتى دلخور هستى. درست است؟
اصلاً این طور نیست. مسئولین باشگاه حق دارند با هر دروازه بانى مذاکره کنند و من در اندازه اى نیستم که در این خصوص اظهارنظر کنم. مشکلى با رحمتى ندارم و هرکس به پرسپولیس بیاید با او رقابت مى کنم.
وضعیت جسمانى خودت چگونه است؟
خوشبختانه خودم نیز همراه با تیم تمرین مى کنم. تمرینات اختصاصى نیز انجام مى دهم تا به شرایط ایده آل برسم. امیدوارم در فصل جارى براى پرسپولیس مثمرثمر باشم.
آینده پرسپولیس را چگونه ارزیابى مى کنى؟
تیم ما خیلى خوب است و معتقدم در فصل جدید نتایج خوبى کسب خواهیم کرد. پرسپولیس در هیچ ناحیه اى از نظر بازیکن احساس ضعف نمى کند و فقط باید بین نفرات هماهنگى ایجاد شود تا بتوانیم عملکرد خوبى از خود بر جاى بگذاریم.
حرف آخر؟
از هواداران مى خواهم مانند گذشته امسال هم از ما حمایت کنند تا بتوانیم با حمایت آنها نتایج خوبى بگیریم و انشاءالله در هر ۳ جام موفق ظاهر شویم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
22-06-2010, 11:36
از جلسه چه خبر؟
هيچي. خبر خاصي نبود. نشستيم و صحبت هايمان را مطرح كرديم. در مجموع جلسه خوبي بود.
بالاخره ماندني هستي يا نه؟
معلوم نيست. قرار است ظرف 48 ساعت آينده در اين مورد تصميم گيري كنيم.
تصميم گيري كنيم؟ يعني دو طرف بايد تصميم بگيرند؟
بله. باشگاه يك سري شرط و شروط داشت و طبيعي است كه من هم به عنوان بازيكن آزاد شرايطم را اعلام كردم.
شروط مالي؟
نه به اين شكل كه شما مطرح مي كنيد. من با پرسپوليس مشكل مالي ندارم. حاج حبيب هم حرفي در اين مورد نزد. من هميشه با كمترين توقع مالي در پرسپوليس ماندم. باور كنيد در اين جلسه راجع به همه چيز صحبت كرديم جز مسائل مالي.
پس مشكل كجاست؟
به هرحال يك سري مسائل هست كه هنوز روشن نشده. يعني نتوانستيم به طور كامل به توافق برسيم. اگر ظرف 48 ساعت آينده نتوانيم به توافق برسيم در مورد پيشنهادات تيم هاي ديگر فكر مي كنم.
از پيشنهادهاي خارجي چه خبر؟
چند پيشنهاد هست اما به خاطر خانواده ام ترجيح مي دهم در يك تيم تهراني بازي كنم.
پس تا 48 ساعت آينده...
اميدوارم به توافق برسيم. اما اگر نشد بابت جدايي از پرسپوليس و حضور در تيم هاي ديگر از هواداران رخصت مي خواهم. به شخصه خاطرات خوبي با پرسپوليس داشتم. مديون هواداران پرسپوليس هستم. بهترين خاطرات فوتبالي ام را با اين تيم دارم اميدوارم همه شرايط براي حضور دوباره ام فراهم شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
03-07-2010, 19:52
علي دايي درباره شايعات اخير مبني بر نداشتن مدرك مربيگري و عدم آمادگي كريم باقري صحبت هاي زير را مطرح كرده است:
* اردو در آلمان چطور است؟
شرايط خوبي فراهم است تا برنامههاي فني و بدني خود را پياده كنيم. بازيكنان شرايط خوبي پيدا كردهاند. با نظم و انضباط و با انگيزه خوبي تمرينات را دنبال ميكنند و مشكلي وجود ندارد.
*در چند روزي كه در آلمان بودهايد، حرف و حديثهاي زيادي به راه افتاده است.
چه حرف و حديثهايي؟
* اينكه علي دايي به واسطه در اختيار نداشتن مدرك A مربيگري قادر به همراهي پرسپوليس در ليگ دهم نخواهد بود.
به نظرم نبايد به اين حرف و حديثها توجه كرد. من بايد از آقاي محصص تشكر كنم كه به خوبي جواب آقايان را داده است. من در كلاس مربيگري A شركت كردم. دو هفته در اين كلاسها حاضر بودم، اين شيطنت برخي از همكاران شماست. وقتي مطلب ندارند بنويسند چنين دروغهايي را براي مردم مينويسند. من در اين كلاسها حاضر بودم و 2 هفته به خاطر برگزاري اردو از مدرسهايم اجازه گرفتم. كاري كه در تمام دنيا اتفاق ميافتد و مشكلي هم ايجاد نميشود.
* پس خيال هواداران پرسپوليس راحت كه علي دايي فصل آينده روي نيمكت خواهد نشست.
قطعا، از اين بابت هيچ مشكلي وجود ندارد و هواداران پرسپوليس نبايد گول اين شيطنتها را بخورند.
* از بازيكن ايراني كه ساكن فرانسه بوده و به اردو ملحق شده شناخت پيدا كردهايد؟
به هر حال هنوز زود است كه در مورد او اظهارنظر كنم. اين بازيكن فقط 2 روز است كه در تمرينات شركت ميكند و مطمئنا نياز به زمان خواهد داشت.
* از بيبيشكوف(مهاجم بلغاري مد نظر) خبري نشد؟
خير، ما فعلا دنبال گزينههاي ديگر هستيم.
* در مورد مخالفت شما با تمديد قرارداد كريم باقري نيز شايعاتي به راه افتاده است.
شايعه نيست. حرفهاي بيمنطقي است كه يكي از روزنامهها به آن پرداخته است. متاسفم براي اين آقايان آنها دنبال مسائلي ميروند كه هيچ كس فكرش را هم نميكند. كريم باقري قبل از پايان فصل با ما تمديد قرارداد كرد. كسي هم كه پيشنهاد تمديد را داد، خود من بودم. آقا كريم جزو بهترين نفرات ماست و مثل فصل قبل كمك زيادي به من خواهد كرد. او با قدرت در تمرينات حاضر شده و برخلاف فصلهاي قبل كه كمتر در تمرينات بدنسازي شركت ميكرد، امسال از اردوي سرعين با ما بوده و بسيار خوب تمرين ميكند. من متاسفم براي روزنامههايي كه وقتي براي انعكاس خبرهاي واقعي به مشكل برميخورند، سعي ميكنند خبرهاي اشتباه به خورد مردم دهند.
* پس اين موضوع را تكذيب ميكنيد؟
چه تكذيبي؟ مگر كسي خبرهاي غيرواقعي را هم تكذب ميكند؟ اين خبر حتي ارزش تكذيب كردن را هم ندارد. من يك سئوال از اين آقايان دارم. سئوال من هم اين است كه بر چه پايه و اساسي چنين مطالبي را مينويسند؟ اصلا براي اين اخبار منبعي دارند يا در تفكراتشان به آن شاخ و برگ ميدهند؟
*جام جهاني را تعقيب ميكنيد؟
بله، تا حدي.
* مطمئنا دوست داريد آلمان قهرمان جام جهاني شود، اين طور نيست؟
نه! چه كسي اين حرف را زده؟
*پس علي دايي دوست دارد چه تيمي جام را بالاي سر ببرد؟
من دوست دارم يا برزيل قهرمان جام جهاني شود يا آرژانتين.(اين مصاحبه قبل از بازي ديروز گرفته شده است.)
* پيغامي براي هواداران پرسپوليس داريد؟
از هواداران ميخواهم كه به هيچكدام از اين اخبار نادرست و حرف و حديثهايي كه درست ميكنند، توجه نكنند. من همين جا به دوستداران پرسپوليس قول ميدهم كه پرسپوليس امسال از تمام سالهاي اخير بهتر و زيباتر بازي خواهد كرد. بچهها بسيار باانگيزه در حال تمرينات آمادهسازي هستند تا بتوانيم دست در دست هم با قهرماني دل آنها را شاد كنيم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
04-07-2010, 16:59
مربی دروازه بانهای پرسپولیس که از کاروان پرسپولیسی ها جا مانده بود به فاصله چند ساعت، مشکلش برطرف شد و بلیط اولین پرواز به دوسلدورف آلمان را گرفت.
با محمد علی یحیوی، پیش از ترک تهران درباره علت جاماندنش از پرواز آلمان و آخرین وضعیت پرسپولیس گفت و گوی کوتاهی داشتیم که ماحصل آن را میخوانید:
از کاروان پرسپولیسی ها جا ماندید. علتش چه بود ؟
متاسفانه مشکل کوچکی برای پاسپورتم بوجود آمده بود و مانع این شد که به همراه تیم به آلمان سفر کنم. البته این مشکل با پیگیری باشگاه حل شده است و من با اولین پرواز عازم آلمان میشوم.
با این تفاسیر، چه زمانی به تیم ملحق میشوید ؟
اینطور بگویم که وقتی روزنامههای فردا (پنجشنبه) خبر جا ماندنم را میزنند من در کنار بازیکنان و در اردوی تیم هستم. خدا را شکر بلیط اولین پرواز به سمت دوسلدورف را تهیه کردیم.
آقای یحیوی! فکر میکنید پرسپولیس در پست دروازهبان، برای سه جام و به ویژه حضور پرقدرت در بازیهای آسیایی بسته شده است ؟
با شناختی که من از دروازه بان های این فصل پرسپولیس دارم، شک نکنید که فصل بسیار خوبی را در درون دروازه پرسپولیس خواهیم داشت. این را مطمئن میگویم و هواداران خیالشان از این بابت راحت باشد. کافی است در تمریناتمان جدی باشیم و برای موفقیت، با تمام وجود بجنگیم و در یک کلام حرفهای عمل کنیم. هم در تمرینات و هم در خارج از زمین.
خیلی مطمئن «از فصل خوبی که پیش رو دارید» حرف میزنید! البته از وعده دادن شما خاطره خوبی داریم. در اولین مصاحبه رسمیتان پس از پیوستن به پرسپولیس گفتید که آمدهاید تا یک دروازهبان به تیم ملی تحویل دهید و همینطور هم شد.
بله. الآن هم میگویم با شناختی که از دو دروازه بان اصلی تیم یعنی آقایان احمدی و حقیقی دارم قطعا میتوانیم با برنامه هایی که داریم، در درجه اول دروازه پرسپولیس و در مرحله بعد، دروازه تیم ملی فوتبال کشورمان را بیمه کنیم.
برای اردوی آلمان برنامه خاصی تدارک دیدهاید ؟
اوج کار ما در اردوی آلمان است و صد در صد با برنامههایی ویژه، پا به این اردو گذاشتهایم. بخشی از این برنامهها در اردوی اردبیل و تمرینات تهران پیگیری شد و بخش اصلی آن نیز در اردوی آلمان پیاده میشود. ما به معنای حقیقی کلمه، تمرینات دروازهبان ها را طراحی میکنیم. آن هم با استفاده از متدهای روز دنیا که آنها را تهیه و روی آن کار میکنیم.
پرسپولیس فصل پر حاشیهای را از ناحیه دروازهبان هایش پشت سر گذاشت. این را که قبول دارید ؟
تا حدودی. چون معتقدم از زمانی که به همراه آقای دایی به این مجموعه اضافه شدیم خیلی از حاشیهها کم شد.
و این فصل چطور ؟ میشود امید داشت که این فصل، حاشیهای در تیم وجود نداشته باشد؟
بله. این را نه فقط درباره دروازهبانها که برای کل تیم میگویم. علی دایی اعتقاد دارد ملاک برای ورود به ترکیب اصلی تیم، فقط تمرینات است. این را میتوانید از همه بازیکنان از جمله بازیکنان بزرگی که با دایی کار کردهاند جویا شوید. وقتی در یک تیم، ملاک تلاش بازیکنان در تمرینات، بدون در نظر گرفتن اسم و رسم آنها باشد حاشیهها هم به شکل محسوسی کاهش پیدا میکنند.
و یک سوال خارج از موضوع! برخیها میگویند پرسپولیس در فصل نقل و انتقالات در بمب ترکاندن عقب افتاده !
با دیگران کاری ندارم اما از هواداران پرسپولیس میخواهم به کادر فنی و مدیریتی تیم اعتماد کامل داشته باشند و نگران اخبار فصل نقل و انتقالات نباشند. پرسپولیس بر اساس نیازهای خود بازیکن میگیرد نه بر اساس یارگیری و سرو صدا و جوسازی دیگر تیمها. هر چند به خاطر قراردادهای دو ساله تعدادی از بازیکنان معذوریتهایی در جذب بازیکن داشته و داریم اما با این وجود در یارگیری خوب عمل شده. کما اینکه 3 بازیکن ملی به تیم اضافه شدند و دیگر بازیکنان جدید یا آنهایی که قرار است اضافه شوند هم بر اساس نیاز تیم و شناخت از بازیکنان، انتخاب شدهاند. مطمئن باشید کاشانی و دایی اهداف بلندی را در نظر دارند و با صبوری و حمایت هواداران، پرسپولیس به اهدافش میرسد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
04-07-2010, 17:00
از برنامه سفر و اردوى آلمان برایمان بگو؟
بعد از یک اردوى پربار و خوب در اردبیل این برنامه را داشتیم. برنامه اى که به اعتقاد من آمادگى مان را براى رسیدن به وضعیت ایده آل کامل مى کند. در این اردو قرار است جدا از برنامه هاى بدنسازى، کارهاى تاکتیکى مان را هم دنبال کنیم و پیش بینى مى کنم اردوى موفقى را برگزار کنیم.
با توجه به اینکه جزو نفرات جدید و تازه وارد هستى، شرایط و جو تیم را چطور مى بینى؟
خوشبختانه تیم و بچه ها یکدل ویک هدف هستند. جدا از اینکه با هم رقیب هستیم، رفاقت خوبى در تیم حکمفرماست. مسأله اى که به ما کمک مى کند دوران سخت بدنسازى را با موفقیت پشت سر بگذاریم و بتوانیم به مرز آمادگى روحى و روانى هم برسیم.
از فشار تمرینات و سنگینى آن خسته نشد ه اید؟
آن طور که فکر مى کنید، نه اما اگر هم خسته شویم باید تحمل کنیم و فشار بالاى تمرینات به نفع خودمان است، اینطورى بدن مان و روحیه مان براى پشت سر گذاشتن یک فصل پرکار آماده تر مى شود. این شرایط فقط مال پرسپولیس نیست، تیمهاى دیگر هم وضعیتى مشابه ما دارند. خلاصه اینکه اگر قهرمانى را مى خواهیم باید سختى بکشیم و گرنه هیچ کس نیست که قهرمانى را بدون تلاش به دست آورد.
با توجه به شرایط فعلى، پیش بینى ات از آینده چیست؟
مطمئن باشید همه ما همدل هستیم که جز موفقیت و قهرمانى در پایان فصل، نتیجه اى نگیریم البته بازهم یادآورى مى کنم که کارمان سخت است و باید تلاش مان را دوچندان کنیم اما به نظر من گام هاى اول خیلى مهم است. اگر به امید خدا بتوانیم کارمان را قدرت و با نتایجى خوب شروع کنیم، هیچ تیمى نمى تواند جلودار پرسپولیس على دایى باشد. تیمى که از هر لحاظ تأمین شده تا در هر ۳ جام مدعى شود.
تداخل برنامه تیم ملى و اردو هاى باشگاهى در کارتان تأثیر منفى نمى گذارد؟
ان شاء الله که این مسأله حداقل باشد. به هرحال ما در شرایط ویژه اى هستیم. هم تیم ملى نیازمند شروعى دوباره است و هم باشگاه ها دوران مهمى را پشت سرمى گذارند. در هر صورت امیدوارم برنامه ریزى ها به گونه اى باشد که هم باشگاه هایى مثل پرسپولیس که ملى پوشان زیادى دارد، بتواند از یاران ملى پوش خود در فصل بدنسازى و مرور کارهاى تاکتیکى استفاده کند و هم تیم ملى از حالا استارت خوبى براى جام ملتها داشته باشد.
در مورد شایعه اى که این روزها به گوش مى رسد، صحبت مى کنى؟
چه شایعه اى؟!
اینکه مى گویند غلامرضا رضایى مصدوم است؟
نه ، اصلاً اینطور نیست. من این مسأله را به شدت تکذیب مى کنم. فصل قبل تا آخرین بازى فولاد در ترکیب اصلى این تیم بازى کردم و هیچ مشکلى هم نداشتم حالا هم از روز اول تمرینات پرسپولیس بدون هیچ غیبتى یا مشکل، تمرین کردم. نمى دانم این شایعات از کجا از آب مى خورند!
اگر صحبت خاصى باقى مانده، مى شنویم؟
پرسپولیس و تیم ملى هر ۲ امسال شرایط خاصى دارند و باید همه دست به دست هم دهیم تا هر ۲ تیم را به روزهاى اوجش بازگردانیم. امیدواریم سال فوتبالى که پیش روى ماست، سالى توأم با موفقیت براى تیم ملى وپرسپولیس باشد تا در مجموع فوتبال ما به روزهاى طلایى اش در سطح آسیا باز گردد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
04-07-2010, 17:05
مهدی شیری جزو بازیکنانی است که از اردوی پرسپولیس در آلمان دور ماند و در تهران تمرینات خود را دنبال می کند .
وی در گفتگویی پاسخگوی سوالات ما بود
پرسپوليس را در اين روزها چطور ميبيني؟
همه چيز خوب است.خيلي خوب، آنقدر كه انشاءالله يكي دو قهرماني براي هواداران ميآوريم.
البته اينقدرها هم كه ميگويي راحت نيست!
اينكه صددرصد. ميدانيم كار سختي داريم ولي انشاءالله با تدابير كادر فني و با اين روحيه و انگيزهاي كه من در تيم ميبينم، امسال يك سال فوقالعاده خوب براي پرسپولیس است.
ولي پرسپوليس هر وقت ستاره زياد داشته، به حاشيه رفته!
اين بحثها هميشه در تمام تيمها هست ولي فكر نميكنم با وجود دايي كسي به خودش اجازه بدهد در مورد حاشيهها صحبت كند يا اينكه خودش به حاشيه برود. البته خب قبول دارم كه كارسختتر شده اما همه تلاش ميكنيم تيم به حاشيه نرود.
خودت چقدر آمادهاي؟
من هم شرايطم خوب است. اواخر پارسال وضعيت روحي و فني خوبي پيدا كرده بودم و توانستم آنطور كه خودم ميخواستم و دايي انتظار داشت فوتبال بازي كنم. اين شد كه با هم ادامه داديم و حالا هم ميخواهم همان روند آخر فصل قبل را داشته باشم.
پارسال كه خيلي جو برايت سنگين بود؛ واقعا به امسال اميدواري؟
پارسال هم سنگين نبود ولي يكسري بدشانسيهايي آوردم كه آخر فصل تمام شد و به وضعيت خوبي رسيدم. مطمئن باشيد من تمام انرژيام را ميگذارم كه از همين شروع كار، يك بازيكن تاثيرگذار براي پرسپولیس باشم.
ولي با اين هافبكهايي كه آمدهاند، شايد شرايط برايت خيلي اميدواركننده نباشد!
بله، خب امسال كارسخت هست ولي نه جوري كه بخواهم نگران باشم. من هم مثل همه بازيكنان تمام تلاشم را ميكنم كه بتوانم عملكرد مثبتي در پرسپوليس داشته باشم.
پرسپوليس امسال برنامههاي متفاوتي براي بدنسازي داشته؛ چيز ديگري هم قرار هست درتيم تغيير كند؟
بله؛ در اردبيل كه بوديم هرچند فشار زيادي روي ما بود ولي به شرايط خوبي رسيديم و بعد هم در تهران كار كرديم. در ادامه قرار است اينجا در آلمان آمادگي بهتري پيدا كنيم و بيشتر تمركزمان روي تاكتيكها باشد. فكر ميكنم بتوانيم با يك شرايط ايدهآل برگرديم و استارت قهرماني را از همين روز اول بزنيم.
براي رسيدن به قهرماني، پتانسيل امروز پرسپوليس كافي است؟
مطمئن باشيد ما اين پتانسيل را داريم و از همين بازي اول براي قهرماني استارت ميزنيم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
04-07-2010, 17:11
شرايط اردويي پرسپوليس در آلمان به چه ترتيب است؟
شرايط خوبي در اردو حاكم است. يك اردوي كاملا حرفهاي با نظم و انضباط خاص برگزار ميشود كه پايهگذار نظم خوبي براي فصل آتي خواهد شد. به اين ترتيب اميدواريم تيم خوبي روانه ليگ دهم، جام حذفي و ليگ قهرمانان آسيا كنيم.
*خود كريم باقري چه شرايطي دارد؟
خوشبختانه وضعيت بسيار خوبي دارم و در تمرينات گروهي به خوبي حاضر ميشوم.
*خيالتان راحت است كه در آلمان هستيد و حرف و حديثها چندان به گوش تان نميرسد.
اولا كه من روزنامه نميخوانم كه بدانم چه مينويسند يا چه ميگويند. بعد هم برخي همكاران شما در روزنامههاي ديگر از بيسوژگي از اين كارها ميكنند. حالا چه نوشتهاند؟
*نوشتهاند علي دايي مخالف تمديد قرارداد شما بوده است و...!
اين سوژه كه قديمي و نخنما شده، بهتر است بعضيها دنبال سوژههاي جديدتري باشند.
*يعني از اين موضوع ناراحت نيستيد؟
اصلا! چند سال قبل هم نوشتند كه با استيلي مشكل دارم. اين سناريويي است كه چند سالي ميشود راجع به من طراحي ميكنند و ديگر برايم مهم نيست. سوژههاي تكراري كه نگراني ندارند. همانطور كه گفتم، من روزنامه نميخوانم. جز مطالب تحليلي و فني قوي كه نگاهي به آنها مياندازم.
*پس جوابي نداريد؟
مگر بايد جواب هر بحثي كه مطرح ميشود را بدهم؟! من تمام تلاش خودم را خواهم كرد تا در داخل زمين و با عملكرد مناسبم، جواب آقايان را بدهم.
*به هرحال هواداران پرسپوليس اين روزها بابت اين شايعات ممكن است احساس نگراني كنند.
هواداران نبايد نگران اين شايعات باشند. من هم همانطور كه گفتم، به اين موضوعات هيچ اهميتي نميدهم. كريم باقري هميشه حرفهايش را با فوتبال اش و درون زمين زده، نه در صفحات روزنامهها!
*چه تيمي قهرمان خواهد شد؟
برايم فرقي نميكنند. هر تيمي كه بهتر بازي كند. من طرفدار تيم خاصي نيستيم. بازي خوب برايم مهم تر است. اهل پيشبيني نيستم. پس پيشبيني نميكنم.
* جاي ايران در جام نوزدهم خالي نيست.
نه. اصلا، جاي ايران به هيچوجه در جامجهاني خالي نيست. اين يك حقيقت است كه تيمهايي بايد به جامجهاني صعود كنند كه لياقت حضور در بزرگترين تورنمنت فوتبال جهان را داشته باشند.
*يعني كرهشمالي كه 7 گل از پرتغال خورد...!
(به وسط حرف ميآيد) ايران چه ارتباطي به كره شمالي دارد؟ آنها كرهشمالي هستند و ما ايران، هر تيمي هم شرايط خاص خودش را دارد. از من پرسيديد جاي ايران در جامجهاني خالي نيست، من هم گفتم نه، چون حضور در جامجهاني لياقت ميخواهد كه متاسفانه ما نداشتيم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ali.j-u-v-e
08-07-2010, 13:47
عبدي: در مورد جايگاه خودم و تارتار حرفي نميزنم / كاشاني با حضورم در انگليس موافقت كرده بود
اگر سرمربي تيم بودم حرف ميزدم اما من مربي تيم هستم و همه چيز به نظر علي دايي برميگردد. شايد بهتر بود در مورد جايگاه من و يا آقاي تارتار از آقاي دايي سوال ميكرديد. من به خودم اجازه نميدهم در مورد خودم و آقاي تارتار حرفي بزنم.
[Only registered and activated users can see links]
سایت گل - حسين عبدي بعد از اتمام قراردادش با پرسپوليس ايران را به مقصد انگلستان ترك كرد تا در كلاس پيشرفته مربيگري شركت كند. همين سفر طولاني و حضور مهدي تارتار در كادر فني حرف و حديث زيادي را براي اين بازيكن قديمي پرسپوليس به وجود آورده است.
حسين عبدي در اين باره به سوالات سايت گل پاسخ داده است.
-شنيديم كلاسهاي مربيگري انگلستان خيلي پربار بوده است.
بله حقيقتا چنين بود. مربيان بزرگنيا در اين كلاسها حضور داشتند و تجربيات زيادي را در اين كلاسها به دست آوردم. البته اين كلاسها يك سال ديگر ادامه دارد و دو بار ديگر در اين كلاسها حضور پيدا خواهم كرد.
-آيا حضور در اين كلاسها تداخلي با كار شما در كادر فني پرسپوليس نخواهد داشت؟
وا... در هر صورت بايد به اين كلاسها بروم. يكي در فوريه امسال برگزار ميشود و ديگري در جون سال بعد، يعني سال بعد همين موقع برگزار خواهد شد. فكر نميكنم مشكل چنداني به وجود بيايد چون هر دوره يك هفته خواهد بود.
-عدم حضور شما در ايران حرف و حديثهايي در مورد قراردادتان با پرسپوليس به وجود آورده است. در اين مورد صحبت ميكنيد؟
قبل از اينكه از ايران بروم نامهاي براي آقاي كاشاني نوشته بودم. اين نامه را هم زماني نوشتم كه هنوز زمان برگزاري كلاسها مشخص نبود. به آقاي كاشاني اعلام كردم كه هر وقت زمان برگزاري كلاسها رسيد بايد در اين كلاسها شركت كنم و ايشان هم موافقت خود را اعلام كردند. حال اين كلاسها زماني برگزار شد كه قراردادم با پرسپوليس تمام شده بود.
-قصد تمديد قرارداد نداريد؟
صحبتهايي در اين مورد انجام شده است. چند روز قبل هم با آقاي كاشاني صحبت كردم و ايشان گفتند زودتر به ايران برگردم. حال بايد بيايم و در اين مورد صحبت كنم. من خودم علاقهمند به ادامه همكاري با پرسپوليس هستم مگر اينكه خود باشگاه نخواهد. آن وقت تصميم ديگري ميگيرم.
-ميگويند شما به خاطر حضور مهدي تارتار در كادر فني و دستياري علي دايي به دورتموند نرفتهايد. در اين موضوع توضيح ميدهيد؟
قرار نيست من در اين مورد حرف بزنم. اگر سرمربي تيم بودم حرف ميزدم اما من مربي تيم هستم و همه چيز به نظر علي دايي برميگردد. شايد بهتر بود در مورد جايگاه من و يا آقاي تارتار از آقاي دايي سوال ميكرديد. من به خودم اجازه نميدهم در مورد خودم و آقاي تارتار حرفي بزنم.
-در خبرها آمده بود كه امروز به ايران ميآييد و با حبيب كاشاني ملاقات ميكنيد.
نه، من نميتوانم امروز به ايران بيايم. مشكلي در مورد ويزايم در امارات به وجود آمده كه اگر اينجا را ترك كنم ديگر نميتوانم برگردم. پيگيري كردهام و از طريق دوستانم فرصت يك ماهه گرفتهام تا اين مشكل را حل كنم. اگر اتفاقي نيافتد، از جمعه تا يكشنبه به ايران برميگردم.
-در جريان اتفاقات رخ داده در پرسپوليس هستيد؟
تا حدودي قبل از اينكه فصل تمام شود از همه برنامههاي تيم باخبر بودم. از زماني هم كه به امارات و انگلستان رفتم، اخبار كوتاهي از تيم دريافت كردم.
-شرايط يارگيري را چطور ديديد؟
اين مسووليت برعهده آقاي دايي بوده و تا آنجا كه من خبر دارم ايشان كارها را به خوبي پيش برده است. البته بايد بيايم و تمرينات تيم را از نزديك ببينم. من فكر ميكنم تيم ما در طول فصل به هماهنگي رسيد و به همين خاطر توانست قهرمان شود. فكر ميكنم حالا هماهنگ كردن نفرات جديد با قديم راحتتر باشد.
-فكر ميكنيد امسال شرايط پرسپوليس چطور خواهد بود؟
من ميگويم اگر قرار است پيشرفت كنيم بايد استانداردها را بالاتر ببريم. اگر بخواهم در همان جايگاه قبلي بمانيم، بهتر است اصلا در ليگ حاضر نشويم. ما بايد تلاش كنيم تا امسال حرفي بيشتر از فصل قبل داشته باشيم. بايد با اين تفكر وارد مسابقات شويم تا انشاءا... بتوانيم به جايگاههاي بهتر دست پيدا كنيم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
12-07-2010, 19:00
علی دایی سرمربی پرسپولیس پس از پایان تمرین امروز دقایقی با خبرنگاران گفت و گو کرد. این اولین مصاحبه سرمربی سرخ ها بعد از پایان اردوی آلمان است و علی دایی در مورد آخرین اخبار تیمش صحبت کرد.
مصاحبه دایی با خبرنگاران را در تمرین امروز پرسپولیس می خوانید:
اردوی آلمان چطور بود؟
اردوی بسیار خوبی بود و به خواسته هایمان رسیدیم. همه چیز طبق برنامه ریزی پیش رفت.
مثل اینکه قرار است یک مهاجم بروکینافاسویی جذب کنید.
چند بازیکن تستی به تمرین ما آمدند که فقط همین مهاجم افریقایی نظر مرا جلب کرد. او فوتبالیست خوبی است و می تواند به پرسپولیس کمک کند.
این مهاجم کی به ایران می آید؟
فکر می کنم ظرف دو سه روز آینده وارد ایران شود تا قراردادش را امضا کند.
باز هم بازیکن جذب خواهید کرد؟
بله من به دنبال یک مدافع هستم و فکر می کنم در خط دفاعی ضعف داریم و باید یک بازیکن جذب کنیم.
در هفته های اخیر شایعات زیادی در مورد حضور وحید هاشمیان در پرسپولیس مطرح شد. آیا او را می خواهید؟
هیچ صحبتی در این زمینه صورت نگرفته و نیازی به حضور او در پرسپولیس نیست. هاشمیان در لیست من قرار ندارد و من هر گونه مذاکره با این بازیکن را تکذیب کرده و برایش آرزوی موفقیت دارم.
در مورد بازی با تراکتورسازی در هفته اول لیگ برتر چه صحبتی دارید؟
ما می خواهیم لیگ را با قدرت شروع کنیم چرا که توقعات در پرسپولیس بالاست. ما از همان بازی اول به فکر برد هستیم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
12-07-2010, 23:58
عادل كلاه كج هافبك تیم فوتبال مس كرمان گفت: مشكل من فنى و انضباطى نبود و اگر بحث سلیقه مطرح است كه البته دایى حق هم دارد شاید اگر هم روزى من مربى بودم على دایى را در اوج در تیم ملى بازى نمى دادم!گفت وگو با وى را بخوانید:
• خیلى سریع از پرسپولیس جدا شدید و در حالى كه هنوز خبر جدایى تان از پرسپولیس مطرح نشده بود به اردوى مس در تركیه ملحق شدید، در این خصوص صحبت كنید.
- در جلسه اى كه با مسئولان پرسپولیس داشتم آنها شرایط من را نپذیرفتند و از این تیم جدا شدم. اسمى از كسى نمى آوردم اما آنها فكر نكنند كه خیلى باهوش هستند چون من از آنها زرنگ ترم! وقتى با پرسپولیسیها به توافق نرسیدم اسم مرا در لیست مازاد گذاشتند و این اوج بى احترامى بود و قطعا جوابش را خواهند گرفت. در این شرایط درخواست گرفتن رضایتنامه دادم كه آنها گفتند باید ۳۰۰ میلیون بدهى تا رضایتنامه ات را صادر كنیم. حالا با این شرایط كدام باشگاه حاضر بود ۳۰۰ میلیون براى رضایتنامه من بدهد؟ آنقدر جرأت داشتم كه قبل از پیوستن به پرسپولیس بدون رضایتنامه سر تمرین این تیم حاضر شدم و از صبا جدا شدم اما آنها حتى وقتى مرا در لیست مازاد گذاشتند حاضر نشدند رضایتنامه ام را بدهند.
•در این خصوص با دایى صحبتى نكردید؟
- فكر نمى كنم دایى هم تمایلى به ماندن من در این تیم داشت. او به من گفت در ۳ ، ۴ بازى آخر خوب نبودى در حالى كه من حاضرم با على دایى بنشینم و ۲ كارشناس مطرح فوتبالى هم بیاورند. اگر جزو۳ بازیكن برتر پرسپولیس نبودم همه پولى را كه از فوتبال درآورده ام آتش مى زنم و دیگر فوتبال بازى نمى كنم. آنها مى گویند سلیقه مربى این است و تو خوب نبوده اى اما مشكل من فنى و انضباطى نبود و اگر بحث سلیقه مطرح است كه البته دایى حق هم دارد شاید اگر هم روزى من مربى بودم على دایى را در اوج در تیم ملى بازى نمى دادم!
• یعنى مشكل به هیچ عنوان قابل حل نبود؟
- من زیر حرف زور نمى روم كه بخواهم با این كارها در تیم بمانم. قرارداد با باشگاه پرسپولیس ۳۰۰ میلیون بود و من ۲۴۳ میلیون از این تیم دریافت كردم. ۱۷۰ میلیون بابت رضایتنامه به این تیم دادم و ۲۰ درصد هم مالیات قراردادم كه با آن ۱۷۰ میلیون مى شود ۲۳۰ میلیون. پس در كل به ازاى یك فصل بازى در پرسپولیس تنها ۱۳ میلیون دریافت كردم كه باید یك مقدارى هم روى آن بگذارم و مالیات دهم چون آنها ۲۰ درصد مالیات را هم به من ندادند! براى خودم متأسفم كه این كارها را كردم و براى آقایان هم متأسفم كه برایشان زحمت كشیدم و در این شرایط در طى یك سال من یك پولى هم به باشگاه دادم تا از این تیم جدا شدم!
•احتمال اینكه روزى به پرسپولیس برگردید هست؟
- من به پرسپولیسى كه این آقایان در آن حضور دارند برنمى گردم! شاید من هم روزى تیم درست كنم و همه رفیقانم را جمع كنم و براى كسانى هم كه زحمت كشیدند هیچ ارزشى قائل نشوم.
•در این میان به مس رفتید. پیشنهادات دیگرى هم داشتید؟
- پرسپولیسى ها مرا نمى خواستند اما برایم تعیین تكلیف هم مى كردند! آنها خواستند كه به شاهین یا پیكان بروم و من با احترامى كه براى این ۲ باشگاه قائلم اما چون آقایان مى خواستند مرا به این تیمها بفرستند نرفتم. باشگاه فولاد نتوانست رضایتنامه مرا بگیرد و استقلال هم یا نتوانست یا اینكه آقایان مرا به این تیم ندادند. با این حال از شرایط فعلى ام راضى ام و اگر مس خوب نبود به این تیم نمى آمدم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
16-07-2010, 12:34
از اوضاع و احوال پرسپولیس برایمان صحبت مى کنى؟
همه چیز همانطور که پیش بینى مى کردیم و دوست داریم پیش مى رود. خدا را شکر کل تیم با دل و جان مشغول فعالیت و تلاش هستند. با اردوى خوبى هم که برگزار کردیم در شرایط خوبى به استقبال لیگ مى رویم و امیدواریم فصل خوبى را آغاز کنیم.
یعنى آمادگى تیم در حدى است که بتوان به آینده تیم امیدوار بود؟
شما ذره اى شک در این مساله نداشته باشید. همانطور که گفتیم همه چیز همانطورى است که انتظارش را داریم و فقط براى شروع لیگ لحظه شمارى مى کنیم تا بتوانیم بردهاى شیرینى را در برابر حریفان بدست آوریم.
همه پرسپولیسى ها از الان بد جورى براى حریفان و سایر رقبا خط و نشان مى کشند؟
خط و نشانى در کار نیست. چون به توانایى ها و پتانسیل تیم خود ایمان داریم، خیلى با اطمینان خاطر حرف مى زنیم. تیم ما درحال حاضر تمام فاکتورهاى یک تیم کامل و ۶ دانگ را در اختیار دارد و همه چیز مهیاست تا نتیجه لازم را از این برترى مان بگیریم.
عملکرد پرسپولیس را در فصل نقل و انتقالات در مقایسه با سایر تیم ها چطور دیدى؟
ما امسال مهره ها و بازیکنان خوبى را جذب کرده ایم که همه جزو بهترین تیم هاى خود در فصل قبل به حساب مى آیند. ما اینقدر انگیزه و توان داریم که دوست داریم هر چه زودتر لیگ شروع شود تا بردهایمان را جشن بگیریم.
و این یعنى یک رقابت سخت تر از گذشته، با این تفاسیر از نیمکت نشینى و دورى از ترکیب نمى ترسى؟
نه، اصلا؛ چرا باید بترسم؟! پرسپولیس جایى است که هر کس خوب و آماده باشد مى تواند به زمین برود. من نه از رقابت با هم تیمى هایم واهمه دارم و نه از نیمکت نشینى مى ترسم. همه ما در کنار رفاقت هایمان دور هم جمع شده ایم تا با هم رقابت کنیم. مطمئن باشید پرسپولیس امسال با یک ترکیب خوب و ایده آل فصل را شروع مى کند.
در پایان فصل گفته مى شد، امسال در پرسپولیس نیستى؛ ولى به یکباره جریان عوض شد این مساله به چه دلیل بود؟
سو تفاهم بود که خدا را شکر خیلى زود برطرف شد. بعد از پایان آخرین بازى پرسپولیس در فصل قبل على آقا به من گفت خودت را براى فصل بعد آماده کن و فکر مى کنم دورى چند روزه على دایى و عدم حضور ایشان کمى باعث این سوء تفاهم شد و گرنه از اول هم قرار نبود از پرسپولیس جدا شوم.
براى فصل آینده که ۳ جام پیش روى پرسپولیس است، چه قولى به هواداران مى دهى؟
از قول من اینطور بنویس؛ بنویس پرسپولیس امسال براى قهرمانى و موفقیت در هر ۳ جام مصمم است و هیچ مساله اى نمى تواند در روحیه و آمادگى خوبى که داریم تاثیر منفى بگذارد و به امید خدا امسال از ابتداى فصل یک شروع قوى و رویایى خواهیم داشت تا نشان دهیم پرسپولیس مدعى شماره یک رسیدن به قهرمانى براى فصل آینده است.
شرایط عناصر تهاجمى تیم را در آستانه شروع فصل و آغاز لیگ چطور ارزیابى مى کنى؟
با توجه به بازیکنان که در این منطقه داریم و خط هافبک قدرتمندى که توانایى و تجربه بالایى دارد، باید منتظر یک پرسپولیسى باشیم که از نظر گلزنى و رسیدن به دروازه حریف مشکلى نداریم و مى توانیم با گلزنى هاى خود در تمام بازى ها، فصل خوب و موفقى را براى پرسپولیس و هوادارانش رقم بزنیم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
MeHDi ArSeNaL
18-07-2010, 14:41
شیث: امیدوارم دایی جاسوس پرسپولیس را پیدا کند
[Only registered and activated users can see links]
شیث رضایی امسال هم یکی از مهرههای باتجربه پرسپولیس به شمار خواهد رفت. او فوتبالیستی است که نسبت به سالهای گذشته حاشیههایش را کمتر کرده و البته حضور علی دایی هم باعث میشود که بازیکنان پرسپولیس حواس خود را بیشتر جمع کنند.
شیث تیمش را امسال قوی تر از سال گذشته میداند و معتقد است که سرخها یکی از مدعیان قهرمانی هستند. او در مورد وضعیت تیمش و مسائل مختلف دیگر گفتوگویی اختصاصی با خبرگزاری فوتبال ایران انجام داد. صحبتهای کاپیتان دوم پرسپولیس مثل همیشه جالب توجه و جذاب است. مصاحبه شیث را میخوانید:
اوضاع پرسپولیس را چطور میبینی؟
همه چیز خوب است. ما دوران بدنسازی را پشتسر گذاشتیم که خیلی خوب بود و حالا بازیهای دوستانه انجام میدهیم و تمرینات سرعتی هم در دستور کار قرار دارد تا سنگینی بدن بازیکنان از دست برود.
به نظر تو پرسپولیس نسبت به فصل قبل قویتر شده؟
بله، خیلی قویتر شدهایم. پنج بازیکن خیلی خوب به تیم ما اضافه شدهاند و امسال تیم قویتری داریم.
ولی برخی معتقدند که پرسپولیس در خط دفاعی ضعف دارد و شاید در بین تمامی مدافعان تو از همه مطمئنتر باشی.
من چنین عقیدهای ندارم. خط دفاعی را چهار نفر تشیکل میدهند و ممکن است در بعضی از مسابقات من جور دیگران را بکشم و در بعضی بازیهای دیگر من ضعف باشم و دیگران جورم را بکشند.
امسال شانس قهرمانی داری؟
پرسپولیس همیشه بزرگ است و در هر شرایطی مدعی قهرمانی است. در ضمن سرمربی تیم ما علی دایی است. او همیشه برای کارش هدف دارد و هدف امسالش گرفتن جام در ایران و موفقیت در آسیاست.
از بزرگ بودن پرسپولیس حرف زدی. شنیدهای که امیرحسین صادقی در مصاحبهای گفته که پرسپولیس آنقدر بزرگ نیست که استقلالیها در مورد فکر کنند؟
خیلیها از من خواستند که در این مورد حرف بزنم ولی من جواب کسی را نمی دهم چون میخواهم به دور از حاشیه فوتبال بازی کنم. من برای امیرحسین صادقی جواب دارم و اگر دوسال پیش بود جواب او را میدادم ولی همانطور که گفتم به دنبال حاشیه نیستم.
امسال چه تیمهایی مدعی قهرمانی هستند؟
پرسپولیس ، استقلال، سپاهان، استیلآذین و ذوبآهن.
گفته میشود که علی دایی به دنبال جاسوس در پرسپولیس است تا اخبار این تیم به روزنامهها انتقال پیدا نکند. نظر تو چیست؟
در این هفت، هشت سال اخیر همیشه در پرسپولیس جاسوس وجود داشته که خبرهای تیم را به بیرون میدهد. در یک خانواده نباید شاهد چنین مسائلی باشیم.
فکر میکنی دایی بتواند جاسوس پرسپولیس را پیدا کند؟
امیدوارم که هرچه زودتر جاسوس را پیدا کند. هرچند که خیلی سخت است.
هنوز هم به تیم ملی فکر می کنی؟
بله ولی حرف زدن در این مورد به نظر من قضیه را بیشتر لوث میکند. همه میدانند که من چرا دعوت نمیشوم ولی با این حال برای تیم ملی آرزوی موفقیت دارم.
گفتوگو: کریم اعظمی
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArtesheSorkh
03-08-2010, 02:43
غلامرضا رضایی مهاجم پرسپولیس مثل اکثر بازیکنان این تیم و همچنین علی دایی معتقد است که تیمش در دیدار مقابل صبا مستحق شکست نبود و باید با کسب امتیاز قم را ترک میکرد.
رضایی قبل از این مسابقه باز هم قول داده بود مثل هفته اول گلزنی کند ولی در نهایت این اتفاق نیفتاد و تیمش هم شکست خورد. او در مورد این مسابقه به سئوالات خبرگزاری فوتبال ایران پاسخ میدهد.
چراباختید؟
توپهای ما توی گل نرفت و در نهایت باخت.
صبا مستحق برد بود ؟
صبا تیم خوبی است ولی ما برتر از آنها بودیم. با اینکه زمین حریف خراب بود ولی تیم ما بهتر بازی کرد و موقعیتهای زیادی را از دست دادیم. حتی در دقیقه 95 پنالتی را هم نزدیم که این اوج بدشانسی پرسپولیس بود. اگر توپ نخواهد وارد دروازه شود دیگر هیچ کاری نمیتوان انجام داد. ما حتی از بازی اول هم بهتر بودیم.
قبل از بازی از گلزنی حرف زده بودی ولی موفق به انجام این کار نشدی.
من تلاش خودم را انجام دادم ولی حتی یک موقعیت هم نصیبم نشد. شرایط بازی طوری پیش میرفت که من باید بیشتر بازی سازی می کردم.
دایی هم بعد از باخت حسابی ناراحت بود. درست است؟
بله. همه ناراحت بودند و علی دایی هم ناراحت بود. او خیلی عصبانی بود و طبیعی است که مربی هیچ وقت نمیخواهد تیمش ببازد. ولی مطمئنا جای جبران برای این نتیجه وجود دارد.
خیلیها معتقدند پرسپولیس به دلیل نداشتن ستاره نسبت به تیمهایی مثل استیلآذین، سپاهان و حتی استقلال شانس کمتری برای قهرمانی دارد. نظر تو چیست؟
من چنین نظری ندارم. درست است که ستاره نداریم ولی تیم یک دستی داریم که از بازیکنان جوان و با انگیزه شکل گرفته است. شانس قهرمانی ما کمتر از استیلآذین و سپاهان نیست.
فکر میکنی خیلی زود این باخت را جبران کنید؟
امیدوارم دیگر از این شکستها نداشته باشیم. هواداران هم باید صبور باشند و از تیم حمایت کنند. بازیکنان هم این باخت را فراموش کردهاند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ArshamMessi10
10-09-2010, 18:44
دایی : دوست داشتم تارتار در پرسپولیس می ماند
دایی در حالی شاگردانش را روز شنبه به مصاف پاس همدان می فرستد که روی نیمکت یکی از همکاران خود را ندارد جدایی تارتار و حاشیه های پیرامون این اتفاق فرصتی بود تا گفت و گویی با دایی انجام دهیم.
جدایی تارتار به خواست شما بود؟
به خواست خودش و موافقت من این انتقال صورت گرفت. من دوست داشتم مهدی باز هم پیش ما بماند، ولی این اتفاق صورت نگرفت.
نظر قلبی شما در این رابطه چه بود؟
من دوست داشتم مهدی باز هم نزد ما بماند، او همکار خوبی برای من بود و نکات مهمی را یاد آوری میکرد، ولی خوب همان طور که گفتم خودش خواست برود.
چه کسی متوجه شد او می خواهد برود؟
در تمرین عصر روز سه شنبه آمد و تصمیمش را با من در میان گذاشت و من هم چون دیدم می خواهد برود مخالفت نکردم.
پرسپولیس با نبود ایشان متضرر نمی شود؟
قطعا نبود ایشان تاثیر گذار است، ولی ما هم نمی خواهیم مانع پیشرفت ایشان شویم.
برای جایگزین وی چه فکری دارید؟
تمهیداتی اندیشیده ایم تا بهترین گزینه جانشین تارتار شود.
از دیدار سختی که پیش رویتان است بگویید؟
همان طور که گفتید دیدار سختی پیش رویمان است. پاس با مدیر روستا متحول شده است و قطعا روز سختی پیش رویمان است، ولی...
ولی چی؟
ولی هدف پرسپولیس قهرمانی است و به خاطر رسیدن به هدف خود به هیچ تیمی رحم نمی کند و پاس هم چاره ای جز شکست مقابل ما ندارد.
از تمام بازیکنان خود بهره می گیرید؟
فقط حسین بادامکی مصدوم است. خدا را شکر باقی بازیکنان در سلامتی کامل به سر می برند و با ملحق شدن ملی پوشان با ترکیب کامل به مصاف پاس می رویم.
فکر می کنید بتوانید به صدر جدول برگردید؟
امیدوارم این اتفاق بیافتد، چون شاگردان من طاقت دوری از صدر جدول را ندارند و تلاش می کنند با پیروزی بر پاس به صدر برگردند.
حتما نیمی از نگاهتان هم به دیدار ذوب آهن است؟
اصلا این طور نیست. تمام فکر و ذکر ما به دیدار خودمان معطوف است و فقط و فقط به پیروزی مقابل پاس فکر می کنیم.
احتمال تغیر در این دیدار وجود دارد؟
هنوز مشخص نیست. همه چیز نیم ساعت قبل از بازی مشخص می شود.
تیم ملی هم توانست پس از 38 سال کره را شکست دهد؟
مبارک فوتبال ایران باشد، مردم ایران شایسته بهترین ها هستند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
علي دايي بعد از ظهر امروز دوشنبه براي برگزاري جلسه اي با حبيب كاشاني در محل باشگاه پرسپوليس حضور يافت. جلسه اي كه قرار است به طور هفتگي پيرامون مسائل مربوط به تيم فوتبال پرسپوليس برگزار شود.
در حاشيه اين جلسه گفت و گويي با سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس در رابطه با موضوع اين جلسه و مسايل جاري اين تيم انجام شده است.
*علت برگزاري اين جلسه چه بود؟ و در آن درباره چه موضوعاتي بحث شد؟
اين جلسه بسيار مفيد بود و ما بعد از بازي با پاس به اين نتيجه رسيديم كه هفته يك مرتبه دور هم جمع شويم و راجع به مسايل تيم و مشكلات احتمالي گفت و گو كرده تا بتوانيم امور تيم را به نحو احسن انجام دهيم. جلسه امروز اولين اين جلسات بود. خوشبختانه در باشگاه پرسپوليس ما از همكاري صميمانه مديريت تيم بهره مي بريم كه باعث پيشرفت اين تيم خواهد شد. در باشگاه پرسپوليس هر كس وظيفه خود را به خوبي مي داند و براي انجام آن با جديت تلاش مي كند. وجود چنين جلساتي كمك مي كند با هم انديشي در مسير حل مشكلات تيم، قهرماني و سربلندي پرسپوليس حركت كنيم.
*اين روزها سعي شده با انجام برداشت هاي خاص از برخي مصاحبه ها براي پرسپوليس حواشي درست كنند. آيا واقعا اختلافي وجود دارد؟
اصلا و ابدا، من از روز اول هم رابطه خوبي با كاشاني داشتم و تا امروز هم اين روابط روز به روز بهتر و حسنه تر شده است. بعضي ها دوست دارند با انجام شيطنت هايي باعث بروز اختلاف شوند.
*شهرداري تبريز اين فصل تيم بي پروايي بوده است كه اين واقعيت را آمار گل هاي خورده و زده اين تيم نشان مي دهد. نظرتان درباره بازي با اين تيم چيست؟
بازي در تبريز هميشه سخت است و شهرداري هم مي خواهد از فرصت بازي خانگي به خوبي سود برد و مطمئنا با تمام قوا براي كسب امتياز روبروي ما قرار مي گيرد. ما نيز در بازي قبلي دو امتياز از دست داده ايم در نتيجه براي كسب سه امتياز به تبريز مي رويم.
*از بازيكني كه براي تست آمده چه خبر؟
قرار است اين بازيكن اسلواكي از فردا به تمرين اضافه شود و تا روز چهارشنبه او را محك خواهيم زد. اگر از شرايط خوبي برخوردار بود در مورد جذب او تصميم مي گيريم. اين بازيكن رزومه بسيار خوبي دارد اما براي ما ملاك شرايط حال است و بايد از آمادگي خوبي برخوردار باشد در فاصله تعطيلات نيز يك بازيكن ديگر براي تست به تيم اضافه مي شود. از نظر من بازيكن بايد سر تمرين حاضر شود و از نزذيك آمادگي و كيفيت خود را نشان دهد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
سرمربي پرسپوليس به اين جمله جهانگير كوثري تهيه كننده برنامه ورزش از نگاه دو درباره اينكه اگر او بود سه دقيقه هم به علي دايي وقت نمي داد چنين گفت: «بعضي ها علاقه ندارند حقيقت روشن بشود»
سايت گل – علي دايي در پايان تمرين امروز پرسپوليس به سوالات خبرنگاران پاسخ داد. خبرنگار سايت گل، حرف هاي علي دايي را درباره موضوعات مختلف به صورت خلاصه در اختيار شما قرار مي دهد:
شهرداري مي آيد ببرد
علي دايي درباره بازي آينده پرسپوليس مقابل تيم بحران زده شهرداري چنين گفت: «بازي بسيار سختي در پيش داريم. شهرداري هواداران پرشمار و متعصبي دارد و مطمئنا آنها كار ما را سخت مي كنند. در عين حال اين تيم نتيجه نگرفته و دچار مشكل امتيازي است و حتما با انگيزه بيشتر و به قصد پيروزي به ميدان مي آيد. بنابراين بايد هوشيار باشيم.
درباره رضايي نامه اي به دستم نرسيده
وقتي از دايي درباره حضور غلامرضا رضايي در بازي هاي آسيايي گوانگ جو سوال شد، او چشمي تنگ كرد و ادامه داد: هنوز به صورت مكتوب چيزي به دست من نرسيده. هر وقت كه از من رسما درخواست كردند، پاسخ خواهم داد. او همچنين در پاسخ به اين سوال كه آيا استفاده از بازيكنان بزرگسال توجيهي براي تيم اميد دارد، گفت: «صلاح مملكت خويش خسروان دانند.»
محمد دايي مربي بزرگي است
علي دايي عقيده دارد بحث حضور محمد دايي در پرسپوليس ساخته رسانه هاست و اصولا چنين موضوعي سنديت ندارد. او مي گويد: «متاسفانه مطبوعات از خودشان چيزهاي مي نويسند كه روح من خبر ندارد. من با محمد هيچ صحبتي درباره مربيگري پرسپوليس نكرده ام و برنامه اي هم در اين باره نداريم. البته ايشان مربي بزرگي است و بهتر از خيلي ها فوتبال مي فهمد و به نظر من در مربيگري آينده خوبي دارد.
كنايه به جهانگير كوثري
سرمربي پرسپوليس به اين جمله جهانگير كوثري تهيه كننده برنامه ورزش از نگاه دو درباره اينكه اگر او بود سه دقيقه هم به علي دايي وقت نمي داد چنين گفت: «بعضي ها علاقه ندارند حقيقت روشن بشود و همه اين را مي دانند. من سال ها براي اين فوتبال زحمت كشيده ام و حقم است كه حرف هايم را در يك برنامه زنده بزنم. از مسئولان شبكه سه هم متشكرم كه به من وقت دادند تا مردم را از حقايق آگاه كنم.»
كاشاني برادرم است
آخرين جمله علي دايي هم درباره روابطش با حبيب كاشاني بود. او در پاسخ به شايعه سازان، عبارتي كه مرتب از آن استفاده مي كند، گفت:« آقاي كاشاني نه تنها مديرعامل تيم كه برادر بزرگ من است. من در محدوده فني حرف مي زنم و ايشان كارهاي مديريريتي را تمام و كمال انجام مي دهند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
horry potter
01-10-2010, 19:00
باقري: دربی را خیلی جدی نگیرید/ از تبریزیها انتظار چنین برخوردی را نداشتم
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
كريم باقري از جمله ستارههاي فوتبال است كه با وارد نشدن به حواشي، از دامن زدن به آن ميپرهيزد و اين خصوصيت مثبت اخلاقي همراه ديگر امتيازهاي فردي، باعث شده تا به عنوان برترين بازيكن اخلاق دهه اخير معرفي شود. به همين دليل باقري پس از اتفاقات روي داده در بازي پرسپوليس و شهرداري تبريزبا هيچ رسانهاي مصاحبه نكرد. در آخرين روز اردوي پرسپوليس در كيش، سايت رسمي باشگاه پرسپوليس اين فرصت را پيدا كرد تا با كاپيتان آذربايجاني پرسپوليس گفت و گو كند.
نظرتان درباره اردوي كيش چيست؟
پرسپوليس از بدو ورود به كيش تمرينهاي خوبي را انجام داد هر روز در دو نوبت صبح و عصر تمرين كرديم، به مرور كارهاي تاكتيكي پرداختيم و روي مسائل دفاعي كار كرديم. در مساله كار دفاع تيمي رشد داشتيم و اميدوارم در تمرينهاي روزهاي آينده در تهران هم بقيه كارهاي تاكتيكي را انجام دهيم كه ديگر مثل دو بازي اخير در دقايق پاياني دچار مشكل نشويم و بتوانيم با تمركز بالا امتياز لازم را در بازيهاي آينده كسب كنيم.
اين مشكل تمركز مربوط به خط دفاع است؟
مشكل تمركز به كل تيم ربط دارد. وقتي گل ميخوريم تمام تيم مسوول اين مساله هستند همانطور كه وقتي گل ميزنيم نيز نتيجه كار كل تيم است. در اين دو بازي تمركز كل تيم در دقايق پاياني از دست رفته بود، بايد روي اين مساله كار كنيم و خود بازيكنان هم توجه داشته باشند كه در دقايق پاياني بايد تمركز بالايي داشت.
فكر ميكنم آخرين باري كه اخراج شدي در بازي با قطر بود. علت اخراجت در بازي با شهرداري عدم تمركز بود يا عصبانيت؟
دقيقا يادم نميآيد آخرين بار كي از زمين اخراج شدم. اين جز اتفاقات فوتبال است اما فكر ميكنم داور اخطار اول را بي مورد به من داد چون من اصلا بازيكن حريف را نديدم و او از پشت سرم آمد توپ را زد و من هم كه در حال ضربه زدن به توپ بودم خطاي غير عمدي را روي حريف انجام دادم، به نظرم اين خطا اخطار نداشت. انشاءلله در آينده جبران ميكنيم. اخطار دوم هم به خاطر عدم تمركز يا عصبانيت من نبود. توپ داشت از بالاي سر من عبور ميكرد كه به طور ناخواسته با دست به آن ضربه زدم.
از چند بازي پيش از دربي بازيكنان دو تيم روي آن بازي تمركز ميكنند آيا چنين حساسيت و توجهي صحيح است؟
الان سالهاست كه اين اتفاق ميافتد و از يك يا دو بازي مانده به دربي اين صحبتها شروع ميشود و توجه به دربي هم بيشتر ميشود. اينها باعث ميشود تا خود بازيكن هم به این سمت كشيده شود كه براي همه، اين بازي بيش از ساير بازيها اهميت دارد. در حالي كه اصلا اين طور نيست و اين بازي هم مثل ديگر بازيها سه امتياز دارد و نباید اینقدر جدی و بیش از اندازه حساس با آن برخورد کرد. متاسفانه اكثر فوتبال دوستان و فوتبال نويسان توجه بيشتري به اين بازي ميكنند، اين هم از مسائلي است كه در كشور ما اتفاق ميافتد. كشورهاي ديگر هم دربيهايي دارند كه حساس هم هست اما فقط در زمان دربي درباره آن صحبت ميكنند. الان دو هفته مانده به دربي، بازي ملوان را ول كردهاند و به دربي چسبيدهاند. مردم هم دوست دارند كه در كري خواني برنده شوند و همه اينها باعث هيجان و حساسيت كاذب اين بازي ميشود. در حالي كه نباید اينطور باشد. بچههاي تيم بايد توجه داشته باشند كه بازي آينده ما خيلي مهم است و بايستي سه امتياز را كسب كرد تا با روحيهاي خوب در دربي بازي كنند. در هر حال دربي حساس شده و بازيكناني كه بتوانند خوب و متمركز فكر كنند موفق خواهند بود.
وضعيت آمادگي خودت براي دربي چگونه است؟
من بعد از مصدوميت تمرينهاي خوبي را پشت سر گذاشتهام و خدا را شكر بدنم آماده است اگر در اين بازي باشم مثل ديگر بازيها، سعي ميكنم بهترين بازيهايم را انجام دهم. اميدوارم محيط خوبي براي برگزاري بازي آماده شود و دل هوادارانمان را شاد كنيم. البته فراموش نكنيم كه استقلاليها هم دوست دارند در اين بازي برنده باشند.
پرسپوليس در فصل جاري از طريق شوت راه دور گلهاي زيادي را نزده است، علت چيست؟
گلهاي ما در اين فصل روي خلاقيت بازيكنها و كارهاي تاكتيكي بوده است اما در شوتزني توانايي ذاتي و تمرين زياد موثر است، موقعيت خوب هم بايد به دست آيد. ما در پرسپوليس شوتزنهاي بسيار خوبي داريم ولي بعضي مواقع در بازيها شرايط مناسب پيش نيامده است.
نظر شما درباره بازي تيم ملي ايران برابر برزيل چيست؟
براي فوتبال و ورزش ما افتخار بزرگي است كه با برزيل بازي كنيم و محك خوبي خواهد بود. از اين بازيها بايد بيشتر انجام شود نه اينكه پس از سالها تنها يك بار اين اتفاق بيافتد. كره و ژاپن به دفعات چنين مسابقاتي را انجام ميدهند. بازيكنان تيم ملي بايد اين امكان را داشته باشند كه در سال پنج يا شش بار با تيمهاي بزرگ بازي كنند و بازي با بازيكنان بزرگ و بازيهاي سنگين باعث ميشود تا فوتبال ما پيشرفت كند ترس بازيكنان ما بريزد تا در رقابتهايي چون جام ملتها و ليگ قهرمانان آسيا از اين تجربيات براي موفقيت بهره ببرند.
آيا در ته دلتان نميخواستيد در اين بازي شركت كنيد؟
نه من هيچ موقع از اين چيزها در دلم نبوده است. ملي پوشان فعلي در برابر برزيل بازي ميكنند و اين افتخار نصيب بازيكنان اين دوره تيم ملي شده و اميدوار از اين فرصت استفاده خوبي را ببرند.
شما به عنوان بازيكن اخلاق دهه اخير انتخاب شديد، آيا رعايت مسائل اخلاقي تاثيري در پيشرفت فني يك فوتباليست دارد؟
در همه جاي دنيا بازيكناني كه از نظر اخلاقي خوب هستند موفقتر هم بودهاند. اخلاق به پيشرفت بازيكن كمك ميكند. بازيكناني بودهاند كه از نظر فني شرايط خيلي خوبی داشتهاند اما مشكلات اخلاقي مانع موفقيت آنها شده است. بازيكنان متوسطي هم بودهاند كه به خاطر اخلاق خوبشان، از لحاظ فني رشد كردهاند.
پس از اتفاق بازي با شهرداري تبريز سكوت كرديد، آيا نميخواهيد در مورد آن اتفاق صحبت كنيد؟
فرقي نميكند. هرجاي ايران باشد كار بد، بد است. من نميتوانم كاري كه در استاديوم يادگار امام تبريز انجام شده است را تاييد كنم. كار آن عده بد بوده و من خيلي ناراحت شدم و انتظار چنين برخوردي را نداشتم. اين اتفاقي است كه در استاديومهاي ما روي ميدهد. من دوست نداشتم اين صحنهها را ببينم و اين صحبتها را بشنوم ولي فوتبال گاهي روي شيرينش را نشان ميدهد و گاهي هم بايد مزه تلخ آن را بچشيم. ما بايد انتظار چنين چيزهايي را هم داشته باشيم. خيلي وقتها ما را تشويق و حمايت كردند و بايد انتظار داشته باشيم كه گاهي هم از اين مسائل پيش بيايد.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
گفت و گوی مفصل سایت گل با شماره هشت تاریخی پرسپولیس - ناصر محمدخانی :ما دهه شصتی ها سوختیم
سايت گل ـ دربي كه نزديك ميشود نشستن پاي صحبتهاي بهترينهاي اين مسابقه تاريخي جالب توجه خواهد بود. بدون شك شنيدن حرفهاي فوتباليستي كه يقيناً يكي از برترين بازيكنان تاريخ فوتبال ايران و شايد بهترين مهاجم تمام اين سالها شناخته ميشود، خواندني باشد. ناصر محمدخاني نابغه چپ پاي فوتبال ايران كه خودش ميگويد:«متعلق به همان نسل سوخته دهه شصتيهاست» مثل تمام فوتباليستهاي آن دوره خوش سخن و شيرين گفتار است. البته مسائلي را مطرح ميكند كه در مقام مقايسه با وضعيت فعلي فوتبال ايران و بازيكنانش تنها آه و افسوس را نصيب فوتبالدوستان خواهد كرد.
*آقاي محمدخاني دربي نزديك است و دوست داريم در اينباره با شما صحبت كنيم؟
قبل از دربي بايد به بازي ملوان اشاره كنم اين بازي را از تلويزيون ديدم. پرسپوليس نتيجه خيلي بدي گرفت و نبايد در چنين موقعيت حساسي و در تهران به ملوان ميباخت. هميشه گفتهاند بازي قبل از دربي براي اين دو تيم بزرگ اهميت فوقالعادهاي دارد و برد در اين مسابقه ميتواند هر يك از آنها را در شرايط خوبي نگه دارد اما اگر اين بازي با باخت همراه باشد فشار تماشاگران و مسائلي كه بعد از باخت به وجود ميآيد اوضاع تيم را به هم ميريزد. هميشه علي پروين به من ميگفت ناصر بايد اين بازي قبل از استقلال را ببريم تا مقابل تماشاچيها سرمان را بالا بگيريم. الان وضعيت پرسپوليس با اين باخت از نظر روحي رواني به هم ميريزد و كار سخت ميشود. استقلال بازي خودش را مساوي كرده و باز هم بازيكنان اين تيم ميتوانند سرشان را بالا بگيرند. اما باخت به ملوان آن هم در زمين خودي تأثيرش را در بازي با استقلال نشان خواهد داد، ميدانم الان بازيكنان پرسپوليس داغان هستند و استرس دارند اگر برده بودند اينطور نميشد ما خودمان اين درد را كشيدهايم و دقيقا الان ميدانم اوضاع تيم پرسپوليس و بازيكنانش چطور است.
*پس شما بازيهاي پرسپوليس را كماكان تعقيب ميكنيم؟
بله، از طريق تلويزيون ميبينم. يك بار سه، چهار سال پيش و در بازي خداحافظي عابدزاده رفتم استاديوم اما باورتان نميشود هيچ چيز از بازي را نديدم چون مردم من را شناختند و همه با من صحبت ميكردند. وقتي شناخته شدم گفتم بيچاره شدم و تا آخر بازي نفهميدم چه اتفاقاتي داخل زمين افتاد.
*نميخواهيد باز هم به استاديوم برويد؟
نه از طريق تلويزيون بازيها را دنبال ميكنم. اينطوري سروصدا كمتر است و راحتتر ميتوانم بازي را ببينم. البته ما تيممان را دوست داريم و نسبت به آن تعصب داريم هر چه نباشد 12،13 سال پرسپوليسي بوديم. هم برايش بازي كرديم هم مربياش بوديم. در تمام غمها و شاديهاي اين تيم حاضر بوديم.
*حالا به نظر شما در اين دربي چه اتفاقاتي ميافتد؟
آقاي دايي در اين بازي كار سختي دارد. چرا كه از نظر روحي رواني بايد تيمش را آماده اين بازي كند براي اين مسابقه خيلي مهم است كه تيم در شرايط روحي نسبتاً خوبي باشد چرا كه در اين صورت راحت ميتواند بازي كند. اما اگر شرايط رواني مساعد نباشد فشار تماشاگر، مطبوعات و صداوسيما كار را سخت ميكند.
*به نظر شما الان وضعيت استقلال بهتر يا پرسپوليس؟
هر دو تيم خوباند اما پرسپوليس يك كم سرتر است. درست است كه مقابل ملوان بد بازي كردند و باختاند اما ميتوانند استقلال را شكست دهند البته استقلال هم مهرههاي خيلي خوبي دارند و تقريبا از اين لحاظ در شرايط متعادلي با پرسپوليس قرار دارد.
*ميگويند در خط حمله بازيكنان استقلال خطرناكترند.
اين بازي خيلي به مهرهها ربطي ندارد كار گروهي مهمتر است. اينكه در دفاع شرك كني، پوشش خوب بدهي، از حملات و ضدحملات خوب استفاده كني و ... در بازيهاي سنگين موقعيت زيادي نصيب تيمها نميشود و نهايتاً يكي، دو فرصت گير هر تيم ميآيد چون جنگ ميان ميدان به هيچ يك از دو تيم اجازه نميدهد كه خطوط تيمها با هم ارتباط برقرار كنند و بازيكنان هر تيم فضاهاي حمله تيم ديگر را ميگيرد. تمام اين بازي يك جنگ است و در هر چند مسابقه يكبار اين بازي خوب از آب درميآيد.
*بهترين خاطره از بازي مقابل استقلال چيست؟
مربوط ميشود به همان بازي سال 65 كه ما 3 بر صفر برديم. من هم گل زدم و هم پنالتي گرفتم و همان سال هم قهرمان شديم. يك بار هم يادم نميآيد چه سالي بود يك گل زدم و جلو افتاديم و در ادامه بايد دو، سه گل ديگر هم ميزديم اما در دقايق پاياني گل خوردم و يك بر يك مساوي شد. آن مسابقه هم جالب و تماشايي بود و 110هزارنفر تماشاچي داشت.
*آن زمان هم براي استقلالها كري ميخوانيد؟
نه، در آن دوره ما با بازيكنان استقلال مدام در اردوهاي تيم ملي بوديم و رفيق هم به حساب ميآمديم. شاهين، شاهرخ، اصغر، چنگيز با اينها رفيق بودم درست مثل بازيكنان پرسپوليس چون در عين حال و به صورت همزمان 6،7 تا از ما و 6،7 استقلالي در اردوي تيم ملي حاضر بوديم و در مشكلات هم دست همديگر را ميگرفتيم.
*الان همه ميگويند كيفيت بازيكنان فوتبال ايران نسبت به دوران شما بسيار پايينتر آمده فكر ميكني مشكل از كجاست؟
نميدانم بايد اين درد را كارشناسان شناسايي كنند. تازه آن زمان ما اين امكانات را نداشتيم و براي تيمهايمان مجاني بازي ميكرديم. فقط عشق به فوتبال بود، باورتان نميشود من اصلا به فكر آيندهام نبودم، اصلا پول جمع كردن فكر نميكردم. فقط دنبال اين بودم كه بروم يك بازي خوب انجام بدهم و گل بزنم. در طول سال پولهاي خيلي كمي ميگرفتيم مثلا 5هزار تا 10هزارتومان وقتي هم قهرمان ميشديم، مثلا چيزي حدود 20هزارتومان ميگرفتيم كه آن هم سالي يك بار بود و از درآمد بازيها به دستمان ميرسيد.
*ميداني از كل دوران فوتبالتان چقدر پول درآورديد؟
هيچي، ما مجاني بازي ميكرديم. شايد آخرين پولي كه در دوران بازيگري گرفتم يك ميليون تومان بود البته در دوره مربيگري در دهه هفتاد يك مقدار پول بيشتر ميدادند. اما در اوايل دهه شصت حقوق ما 3هزارتومان بود.
*اگر بازيكني با كيفيت شما الان بازي ميكرد قيمتش چقدر بود؟
نميدانم. ناصر ابراهيمي هر وقت من را ميبيند ميگويد تو بايد 10 سال ديرتر به اين فوتبال ميآمدي و در اروپا بازي ميكردي. آلمان هم نه؛ انگليس يا اسپانيا.
*واقعا هيچ وقت موقعيتش پيش نيامد كه به اروپا برويد؟
چرا. من و حميد درخشان با هم رفتيم آلمان اما شايعات آنقدر زياد بود كه مجبور شديم خيلي زود برگرديم. آن زمان كيهان هوايي در لندن چاپ ميشد و شايعات زيادي در مورد ما نوشت. نوشتند اين دو نفر در آلمان پناهنده شدهاند و مسائلي كه الان زمان گفتنش نيست. هر دقيقه از تهران به ما زنگ ميزدند كه برگرديد، گفتنند تيم ملي با كره شمالي بازي دارد و پخش مستقيم ميشود بياييد بازي كنيد تا مردم بدانند كه برگشتهايد. ما هم برگشتيم و در مشهد مقابل كره شمالي بازي كرديم. بازي هم از تلويزيون پخش شد و همه ديدند كه به ايران برگشتيم.
*قبول داريد اگر در آلمان ميمانديد زندگيتان متحول ميشد؟
بله. اما نگذاشتند بمانيم در تهران جو عليه ما بود. ما رفتيم آرمينا بيلفلد اگر دو سال در بوندسليگا بازي ميكرديم به اندازه 50 سال فوتبال ايران و 20 سال بازي در قطر پول درميآورديم آن زمان هم قراردادهاي آلمان حرفهاي بود و براي بازيكنان 3،4 و 5 ميليون مارك ميدادند.
*پس كلاً فوتباليست بدشانسي بوديد؟
واقعا شانس نداشتيم. ما دهه شصتيها نسل سوخته به حساب ميآييم. خب دهه جنگ بود و مشكلات زيادي وجود داشت. صدام پدرسوخته با حمله به ايران تمام عمرم را نابود كرد اگر جنگ نبود ما قراردادهاي بهتري ميبستيم و وضعيت زندگيمان بهتر ميشد.
*خيليها معتقدند شما بهترين مهاجم فوتبال ايران هستيد؟
نه بابا. از ما بهتر هم خيليها بودند.
*مثلا چه كسي؟
مثلا همين آقاي دايي.
* ديگر چه؟ آيا مهاجمان خوبي بعد از شما معرفي شدند؟
چند سال پيش بود كه من را به عنوان مهاجم در همين روزنامهها انتخاب كردند كه واقعا نظر لطفشان بود. از همه آنها ممنونم.
*قبول داريد فوتبال ايران با كمبود مهاجم تراز اول مواجه است؟
بله، به غير از اينكه نوك خوب نداريم. گوش كلاسيك خوب هم نداريم كه پاس گل بدهند. از كنارهها تو بزنند و پنالتي بگيرند، به خدا زمان بازيگري ما علي پروين، درخشان و من هر كدام از يك طرف به دروازه حريف حمله ميكردند. نميگذاشتيم تماشاگر يك لحظه سرجايش بنشينند، مدام بلندشان ميكرديم آنقدر در 20 دقيقه اول فشار ميآورديم كه هيچ كس فرصت نشستن پيدا نميكرد و همهمه عجيبي در ورزشگاه به راه بود.
*جالب است بعضي قديميها ميگويند با وجود علمي شدن فوتبال امروز، فوتبال زمان شما سريعتر و ديدنيتر بود.
درست است كه الان از نظر كيفي فوتبال بهتر شده و تاكتيكهاي جديد و سيستمهاي نوين آمده اما مثلا بازي تركيبي آن موقع هم بود. يك زمان من، حميد و عباد با هم پاسكاري ميكرديم و حركت در نهايت يك حمله ميشد. اين همين كار تركيبي بود فقط اسمها عوض شده الان مثلا سيستمهاي 1ـ3ـ2ـ4 يا سيستمهاي پيچيدهتري آمده اما ما همان زمان با سيستمهاي خودمان نتيجه ميگرفتيم. در شهرستان 2ـ4ـ4 و در تهران 3ـ3ـ4.
*بهترين گلهاي ملي و باشگاهيتان كدام بود؟ اصلا ميدانيد چند گل براي پرسپوليس زدهايد؟
دقيقا نميدانم، تعدادش را نشمردهام. از سال 60 تا 72 دوازده سال براي پرسپوليس بازي كردم و در فينال باشگاههاي تهران سال 65 به شاهين يك ضربه كاشته قشنگ زدم. در تيم ملي هم به چين و ژاپن دو كاشته خوب را گل كردم.
*عجيب بود كه هم با حركات انفرادي، ضربات سر، ضربه ايستگاهي و شوت گل ميزديد.
ديگر همهاش شانسي بود. آنهايي كه با پا ميزديم از پايمان در ميرفت و ضربات سر به سرمان ميخورد و ميرفت داخل گل.
*براي زدن ضربات ايستگاهي تمرين اختصاصي داشتيد؟
بله، ما در باشگاههايمان كار ميكرديم. سال 50،51 كه من در بانك ملي بودم آقاي نايب رویین دل مربيمان بود و هميشه ما را مقابل گلرها ميگذاشت، موقعيتهاي تك به تك را تمرين ميكرديم و ضربات ايستگاهي ميزديم. متأسفانه الان فوتبال ما براي هيچ پستي تمرين اختصاصي گذاشته نميشود و اين هم يكي از مشكلات پايين آمدند كيفيت بازي بازيكنان است.
*شما كه اينقدر به مسائل فني آگاهيد، چرا دوباره مربيگري نميكنيد؟
فعلا شرايط روحيام خوب نيست. شايد اگر بهتر شدم دوباره مربيگري را پي گرفتم. فعلا كار آزاد دارم در يك مغازه نقلي در چهارراه استانبول كار پوشاك انجام ميدهم.
*اما بعضي از هم دورهايهاي شما مشكلات مالي زيادي دارند و از اينكه به آنها توجه نميشود ناراحتند.
به هر حال بايد به همه آنها رسيدگي شود. آنها عمرشان را براي فوتبال گذاشتند الان يك بازيكن جوان براي يك سال فوتبال 400،500 ميليون تومان پول ميگيرد اما خيلي از آنها در 15 سال بازي 5 ميليون هم گيرشان نيامده، اين عدالت نيست. بايد به مشكلات اينها رسيدگي شود چون از اين وضعيت عذاب ميكشند.
*به نظر ميرسد حضور شما در قطر وضعيت ماليتان را بهتر از برخي از هم دورههايتان كرد.
بله،همان چند سال كه من در قطر بودم باعث شد كه وضع ماليام خوب شود. با اين حال بايد به افرادي براي فوتبال زحمت كشيدهاند حتما رسيدگي شود، ما بوديم كه پرسپوليس را نگه داشتيم تا فوتبال به الانيها برسد آن زمان نه باشگاه داشتيم، نه زمين، نه امكانات. صندوق عقب يك تاكسي كه مال تداركاتچي تيم بود همه چيز تيم ما به حساب ميآمد؛ هم توپ، وسايل تمرين لباسها، دفتر و دستك و هم چيزمان آنجا بود ما اينطوري فوتبال را نگه داشتيم.
*حتما برنامه نود هفته قبل را ديدهايد.
بله، آنها به عشق مردم فوتبال بازي كردند اما الان نبايد به اين سختي زندگي كنند. آنها عمر و جوانيشان را براي فوتبال گذاشتند آن زمان جنگ بود بايد چكار ميكردند. الان بايد براي آنها جبران كنند آن عشق بايد يك طور جبران شود.
*شما گفتيد مربي هستيد مدركتان چيست؟
من مدرك A آسيا دارم. اتفاقا جزو اولين سري كساني بودم كه 10،12 سال پيش اين مدرك را گرفتم. ما يك ماه در ورزشگاه آزادي و زيرنظر سوبراما نيام مالزيايي كه خودش مسئول آموزش اي اف سي بود كلاس تئوري و عملي ديديم. آن زمان محصص و معيني نميتوانستند مدرك a بدهند آنها بي يو سي ميدادند و بعد يك دوره گذراندن تا بتوانند به مربيان ايراني مدرك A بدهند.
*حتما به خاطر آن اتفاقي كه براي همسرتان افتاد برايتان سخت بود كه فوتبال برگرديد؟
بله، ديگر اين اتفاق دل و دماغ كار كردن را از ما گرفت، عيبي ندارد حتما قسمتمان همين است. توكلمان به خداست و هر چه او بخواهد همان ميشود ما از فرداي خودمان خبر نداريم. شايد يك روزي تيمي من را خواست ما هم رفتيم آنجا تا مربيگري كنيم.
*چند سال مربي بودي؟
من كمك علي آقا بودم. از سال 72 تا 81. به غير از ايشان با متك كوويچ و استانكو هم كار كردم.
*ممكن است روزي سرمربي پرسپوليس شويد؟
نميدانم قسمت هر چه باشد همان ميشود.
*ميگويند تيم بزرگ بايد فرد بزرگي را بالاي سرش ببيند؟
نه بابا، ما كوچك همه هستيم خاك زيرپاي همهايم و هيچ توقعي نداريم. *از اينكه باشگاه پرسپوليس به شما و پيشكسوتان ديگر اهميت نميدهد ناراحت نيستيد؟ نه مشكلي نيست. هر كسي براي خودش مشكلاتي دارد ما هم توقع زيادي نداريم، همين كه روزنامهنگارها زنگ بزنند ديگر توقعي نداريم.
*هنوز هم فوتبال بازي ميكنيد؟
بله، در مسابقات پيشكسوتان بازي ميكنم. اتفاقا امروز هم بازي داشتيم اما چون سرما خورده بودم نرفتم، اتفاقاً شرايطم هم بد نيست و به آن صورت چاق نشدهام كمي تمرين داريم و با تيم احساس شهرري تيم بچه محلهايمان بازي ميكنيم.
*آقاي محمدخاني ما هر روز غصه اين را ميخوريم كه چرا يك فوتباليست امروز با نيمي از تواناييهاي شما هم پيدا نميشود.
عيب ندارد، اينها هم با تجربه ميشوند و وقتي پخته شدند فوتبال ايران را سربلند ميكنند.
*براي دربي يا بازيهاي بعدي پرسپوليس به استاديوم نميآييد؟
چرا ميروم اما زمانش معلوم نيست. ولي در خانه راحتترم اما اگر جاي خوب باشد به استاديوم هم ميروم شايد بيايم و جاي خبرنگارها بنشينم آنجا سروصدا كمتر است و راحتتر ميشود بازي را ديد.
*راستي با هم دورهايهاي خودتان در پرسپوليس ارتباط داريد؟
بله، اكثراً بچهها را ميبينم يا با هم حرف ميزنيم. حميد، پنجي، مايلي، ضيا و مجتبي محرمي را كما بيش ميبينم و با هم ارتباط داريم.
*و حرف آخر؟
همين كه در مورد پيشكسوتان و بازيكنان هم نسل من اشاره كردي خوب بود. آنها عمرشان را گذاشتند براي اين فوتبال و حالا خوب است كه به زندگي آنها رسيدگی میشود
منبع ([Only registered and activated users can see links])
MeHDi ArSeNaL
18-10-2010, 15:01
[Only registered and activated users can see links]
او را هر بار که تمام شده پنداشتند، قویتر از گذشته دیدیم. این، تمام آن چیزی است که باید درباره علی دایی گفت. معنایی که تفسیر کامل این اسطوره فناناشدنی است. او حتی زمانی که تیم ملی از جام جهانی 2006 بازگشته بود و تمام فوتبالدوستان ایران با اساماسهای عجیب خود، او را به آرشیو فوتبال ایران فرستاده بودند، نابود نشد. او برگشت و در لباس یک بازیکن - مربی، جام قهرمانی را در حضور پرسپولیس و استقلال، بالای سر برد. اینکه چه در وجود اوست که شکست را نمیپذیرد، مساله تازهای نیست چون اگر غیر از این میبود، علی دایی اکنون در این نقطه نایستاده بود؛ اما مهم این است که او متفاوتتر از همیشه در برابر ما قرار گرفته و میخواهد شکلی تازه از فوتبال را تجربه کند.
او در شرایطی بازی یازدهم را به پایان رساند که امتیازاتش از 5 بازی اخیر، دست نخورده باقی مانده بود. همین مشکل بزرگ در تیمی پر سر و صدا به نام پرسپولیس باعث شده بشنویم پروژه «عبور از دایی» کلید خورده است. پروژهای که حداقل اهالی فوتبال با آن بیگانه نیستند. پروژهای که با حرفهای در گوشی شروع میشود، بعد خبرگزاریها را درگیرمیکند تا مدیران، تکذیبش کنند و آرام آرام اجرا میشود. اما دایی با این برنامهها کاری ندارد. او میخواهد تیمش را بسازد و وقتی برود که خود میخواهد. او تفاوتی ملموس با گذشته دارد و هر چه میگذرد، این تفاوت، چشمگیرتر میشود. به فاصله 24 ساعت پس از سوت پایان مسعود مرادی در دربی 69، سرمربی پرسپولیس پذیرفت رودرروی او بنشینیم و بی پرده، درباره همه ماجراهای این فصل پرسپولیس حرف بزنیم. پرسیدیم و او هم بدون تأمل پاسخ داد. هیچ سؤالی را بیجواب نگذاشت، جایی از خود و عملکردش دفاع کرد، جایی انتقاد را پذیرفت و جاهایی هم قول داد... با این زاویه دید، علی دایی را باید سرمایه مربیگری و مدیریت فوتبال ایران دانست. سرمایهای که یک بار پیش از آنکه از او استفاده درستی شود، از دستش دادیم. حرفهای ما با سرمربی پرسپولیس، درست در آستانه سفر او به اجلاس فیفا در سوئیس انجام شد.
پرسپولیس از 5 بازی آخر خود فقط 3 امتیاز گرفته. حالا میشود کارشناسان و اهالی فوتبال را به دو دسته تقسیم کرد. عدهای که منتقد دایی هستند و میگویند 3 امتیاز از 5 بازی اصلا قابل قبول نیست. و دسته دوم که نوع بازی پرسپولیس هم برایشان مهم است و میگویند این تیم، فنی بازی میکند. شما حق را به کدام گروه میدهید؟
به هر دو طرف، البته بیشتر به گروه اول. روی کاغذ 5 بازی 15 امتیاز دارد و ما حداقل را گرفتهایم ولی از نظر فوتبالی هم خوب بودهایم. البته حقیقت این است که مسائل دیگری هم در اینکه ما همه امتیازها یا حداکثر امتیازها را نتگیریم، دخیل بوده. در این 5 بازی 6 امتیاز ما را داوری گرفت. مقابل ملوان و استقلال. در دو بازی هم بدشانس بودیم و بعد از دقیقه 90 گل خوردیم. من در مصاحبههایم چند بار روی این نکته تاکید کردم که چطور میشود در تبریز بازی ما 7 دقیقه وقت اضافه داشته باشد. آنوقت برای نیمه دوم بازی ما با استقلال فقط 3 دقیقه وقت بگیرند؟ فقط 5 تعویض در نیمه دوم داشتیم. دو بار برانکارد آمده داخل زمین، محمد محمدی مصدوم شده و روی زمین خوابیده. آن وقت فقط 3 دقیقه وقت اضافه باید بگیرند؟ چطور در تبریز کورنومتر میگیرید و با افتخار میگویید که بازی 7 دقیقه وقت اضافه داشته، حالا هم یکی کورنومتر بگیرد تا ببینیم ماجرا چی بوده که من نمیدانم! مگر میشود این همه ایراد در کارهایمان داشته باشیم؟ حالا من حرف بزنم میگویند باز دایی شکایت میکند و نمیخواهد شکست را به گردن بگیرد. اگر اینجاها حرف بزنم میگویند وقت اضافه در حوزه اختیارات داور است؛ اما جایی که به نفع باشد 7 دقیقه میگیرند!
فکر میکنید باید بیشتر از این محاسبه میشد؟
حتما. محمد محمدی فقط یک دقیقه روی زمین دراز کشیده بود. برای مداوای محمد منصوری و محمد نوری هم برانکارد آمد داخل زمین. یکی دو مورد دیگر هم بود. حالا وقت اینها را حساب کنید، چقدر میشود؟ گل پاس دقیقه 93 و گل شهرداری تبریز دقیقه 97 وارد دروازه ما شد. اگر آن بازیها آنقدر وقت اضافی داشت، این بازی دو برابر این مقدار باید محاسبه میشد.
این مسائل که مطرح میشود، برخی میگویند علی دایی به دنبال این است که بگوید تقصیری در شکست نداشته. اینکه نگاهها از بازی منحرف داوری شود.
چرا باید چنین حرفی بزنند. آن آدمها انصاف ندارند. چرا من باید نگاه مردم را از بازی منحرف کنم؟ چه دلیل میتواند داشته باشد. اتفاقا من از مردم میخواهم بازی را ببینند. مردم هم چون بازی را دیدهاند، ناراحت نیستند. اگر ما بازی نمیکردیم و من این حرفها را میزدم، حرف شما درست بود. آن وقت میتوانستید بگویید علی دایی دارد بهانهتراشی میکند. اما همه مردم ایران دیدند روز جمعه چه اتفاقی افتاد. من چرا باید ذهن مردم را از بازی منحرف کنم. من برای برد به زمین رفته بودم. شما به فوتبال ما نگاه کنید. به نوع بازی، انتخاب ترکیب و تعویضهای ما دقت کنید. همه برای بردن بود. متأسفانه نبردیم. ولی من تیمم را میشناسم و میدانم این بچهها قادر به انجام کارهای بزرگ هستند چون آدمهای بزرگی در تیم داریم. از نظر فنی، پرسپولیس جزو دو - سه تیم منحصر به فرد لیگبرتر است که «فوتبال» بازی میکند. در هر بازی، کلی فرصت گل داریم، چون فوتبال بازی کردهایم. من به این تیم خیلی امیدوارم ولی باید همهمان باید حوصله داشته باشیم.
همه یعنی کی؟ هواداران؟
هواداران بخش مهم فوتبال هستند. بخصوص در تیمی مثل پرسپولیس که همه چیزش در تماشاگران خلاصه میشود. من از آنها میخواهم حوصله داشته باشند. ما در دوران افت از 5 بازی 3 امتیاز گرفتهایم ولی این تازه اول کار ماست.
دقیقا یک سوم از لیگ گذشته...
بله، همه چیز قابل جبران است. هنوز 23 بازی مانده. شک نکنید پرسپولیس بالا میآید. با یک باخت چهارم شدیم و با یک برد برمیگردیم سرجایمان. این تیم که من میشناسم میتواند قهرمان شود. فقط دو بازی عقب هستیم و با این فوتبالی که برابر استقلال در نیمه دوم انجام دادیم مشخص شد که این تیم در این فصل، حداقل یک جام را راحت میگیرد.
قول میدهید؟
به هواداران قول میدهم. مطمئن باشید این تیم یک جام را در این فصل قطعاً میگیرد. البته همه سعی من قهرمانی در لیگ برتر است.
در این شرایط خیلی سخت است که قول میدهید...
چرا؟
هر فرد دیگری جای شما بود سعی میکرد از این شرایط بیرون برود بعد قول بدهد.
من روی واقعیتها حرف میزنم. من تیمم را میشناسم. میدانم مشکلاتی هست. ولی تیم بزرگی دارم. بازیکنانی که نمیتوانند کارهای بزرگی انجام بدهند. مسلماً نقاط ضعفی هم داریم که باید برطرف شود ولی اینکه دقیقه 91 دو بار گل میخوریم، این به ضعف تیم هیچ ربطی ندارد.
پس به چه چیزی مربوط است؟ به مسائل ذهنی بازیکنان برمیگردد یا جسمی؟
به هیچ کدام. در بازی با استقلال، تیم ما در حمله بود. فقط یک بازیکن استقلال در زمین ما بود. این گل به عدم تمرکز بازیکنان ما برمیگردد. بازیکن، تمرکز لازم را ندارد. متأسفانه برخی بازیکنان هرچه میگوییم گوش نمیکنند و به این دلیل گل خوردیم. در بازیهای قبلی که بعد از دقیقه 90 گل خوردیم هم اوضاع، همین طور بود. ما اگر میخواستیم فوتبال بازی نکنیم و فقط به حفظ نتیجه فکر میکردیم، میتوانستیم 10 دقیقه آخر هر بازی را 11 نفره برویم توی دفاع و بزنیم زیر توپ. نمیتوانستیم؟ ما نمیخواهیم تماشاگر از فوتبال ما بدش بیاید. من اگر فقط به نتیجه فکر میکردم به بازیکنانم میگفتم همه بچسبند به دفاع! ولی این با ذات فوتبال پرسپولیس فرق دارد. متأسفانه یک مشکل بزرگ دیگر هم این وسط داریم که باید به آن هم فکر کنیم..
چه مشکلی؟
بدشانسی. ما در این بازیها که نتیجه نگرفتیم، بدشانس هم بودیم. بازی با شهرداری را شما یک بار دیگر ببینید. یک «دفع» بد توپ باعث گل خوردن ما شد. اوت را انداختند، توپ را بد دفع کردیم تا آن طرف گل بزند.
این ایرادها به هر حال باید برطرف بشود؟
شک نکنید برطرف میشود. اصلاً من آمدهام اینجا که همین چیزها را درست کنم. مطمئن باشید همه اینها را درست میکنم و روزی که تیم را ساختم و آن بالا قرار گرفت از اینجا میروم. من اینها را میگویم که بدانید همه چیز را در بازی میبینم. این طور نیست که مشکلات بازی باعث شود من عصبانی بشوم و حقیقت تیمم را نبینم. خیلی از این مسائل را من به بازیکنان هم گفتهام ولی بعضی از بچهها گوش نمیکنند و من از این به بعد به دنبال این هستم که برخورد کنم.
دغدغه بعضی از هواداران پرسپولیس این است که چهره جدی و اخلاق علی دایی مانع نزدیک شدن بازیکن به مربی شده. هواداران می گویند اگر این طور باشد پرسپولیس آسیب میبیند. شما موافق این نظر هستید؟
به نظر من انسان باید در کارش جدی باشد. من همیشه در همه کارها جدی بودهام. اصلا اینکه الان اینجا ایستادهام به خاطر این است که در زندگیام هیچ وقت مساله جدی را شوخی نگرفتهام. اما در مورد نظر شما باید بگویم من با بازیکنانم رفیقم. شما بروید از بازیکنان بپرسید رابطه شما با سرمربی تیم چه جوری است. نمیگویم 99 درصد، نه، 90 درصد آنها میگویند با من رفیق هستند. این احساس، میان ما دوطرفه است. به آنها ثابت شده که هر کس بهتر باشد و بیشتر زحمت بکشد قطعاً بازی میکند. البته همه میدانند انسان جائزالخطاست، شاید من هم در انتخابهایم اشتباه کرده باشم ولی عمدی و دانسته نبوده. این را بچهها میدانند. فضای تمرین ما را نگاه کنید. حتی یک حاشیه مثل سایر تیمهای بزرگ نداریم. این برمیگردد به فضای عاطفی و دوستانه بین بچهها. البته این را هم بگویم که ما در تمرین کمبود امکانات و ابزار داریم ولی اینها به رابطه ما بر نمیگردد. مشکلات امکانات هم وقتی برویم ورزشگاه درفشیفر حل میشود. آنوقت بچهها تمام وقت در اختیار من هستند. میتوانیم همه برنامههایم را اجرا کنیم. تمرینات اختصاصی، کارهای ذهنی، کلاس و... اگر هم قرار باشد روی یک بازیکن بیشتر کار کنم تمرین ویژه برایش میگذارم. آن وقت وضع فرق خواهد کرد ولی رابطه ما صمیمی است. همین حالا هم میتوانید از بچهها بپرسید. خصوصی هم بپرسید که نگویند ترسیده در روزنامه انتقاد کند و میخواهد از ترکیب خارج نشود! دوستانه و محرمانه بپرسید رابطهتان با دایی چطور است و ببینید چه جوابی میدهند.
این درست است که شاگردان سابقتان در سایپا و تیمملی و حتی استقلالیها هنوز به شما زنگ میزنند و ارتباط دارید؟
نمیخواهم اینها را بگویم. اجازه بدهید نامی از کسی نبرم. من همیشه رابطه خوبی با بچهها داشتهام. چون خوشبختانه از نظر شرایط سنی، خیلی نزدیک هستیم. من تازه سه - چهار سال است که فوتبال را کنار گذاشتهام. من با خیلی از این بچهها همبازی بودهام. خوبی مربیانی مثل من این است که بازیکن را درک میکنند. میدانیم چه نیازی دارند، چه علایقی دارند. چه کارهایی میکنند. میدانیم دیدگاههای این نسل چیست. در کل بگویم نتایج ضعیف 5 بازی اخیر هیچ ارتباطی به این مسائل ندارد. مشکل ما نبود رفاقت در تیم نیست. یک کلام: بدشانسی و ناداوری.
بعضی منتقدان و هواداران، این شرایط را برای پرسپولیس یک «بحران بزرگ» میدانند. برخی هم که با زندگی علی دایی آشناترند، میگویند این مسئله در قبال چالشهای زندگی دایی، چیزی نیست. نظر شما چیست؟
این یک اتفاق ورزشی عادی است. فقط همین. مطمئن باشید خیلی زود هم برطرف میشود. بایرنمونیخ را در آلمان نگاه کنید. تا چهاردهم جدول هم پایین آمد و الان هم فکر میکنم نهم یا دهم است. بارسلونا را در اسپانیا ببینید. قصد مقایسه ندارم چون اصلا فوتبال ما با فوتبال آنها قابل مقایسه نیست. فقط میخواهم مثال بزنم که چنین اتفاقاتی در همه جای دنیا و برای حرفهای ترین و بزرگترین تیمها میافتد. در برههای از زمان افت میکنند و نتیجه نمیگیرند و بعد هم برمیگردند. این یک بحران بزرگ و حل نشدنی نیست. یک اتفاق صددرصد ورزشی است که راحت هم حل میشود. در فوتبال ما هم سابقه داشته و همه تیمها در مقطعی دچار افت شدهاند. برای خود من هم این اتفاق افتاده. یادتان نیست زمانیکه در سایپا صدرنشین لیگ بودیم ظرف چند هفته چند نتیجه ضعیف گرفتیم و صدرنشینی را از دست دادیم؟ استقلال صدرنشین شد ولی در بازی مستقیم بردیم و بعد هم قهرمان شدیم. در سایپا 9 هفته به مشکل خوردم. چون جوانانی را آوردم که برای جا افتادن به زمان نیاز داشتند. همانها که امروز گلهای سرسبد فوتبال ما هستند. 9 هفته تحمل کردم. سختی کشیدم و نتیجهاش را دیدم. بعد همه چیز درست شد. البته در پرسپولیس قرار نیست این مشکل 9 هفته طول بکشد. از همین هفته مسئله را حل میکنیم. ولی میخواهم بگویم تجربه این مشکل را دارم. همان سایپا در گروهش در آسیا اول شد و بدون نیاز به امتیازات بازی آخر به دور بعد صعود کرد. آنهم به عنوان جوانترین تیم و با کمترین میانگین سنی در آسیا و با امثال کریم انصاریفرد و روزبه شاهعلیدوست و منوچهری و سایر بازیکنانی که امروز ستارهتیمهایشان هستند.
داستان کریم انصاریفرد چه شد؟ او در آغاز فصل بهخاطر رفاقت با شما میخواست پرسپولیسی شود و حتی تا مرز محرومیت در باشگاهش پیش رفت...
من هم خیلی دوست داشتم کریم، پرسپولیسی شود. من دنبال بهترینها بودم. ولی به هر دلیلی نتوانستیم بعضیها را جذب کنیم. روز آخر که مشخص شد کریم نمیتواند قرمزپوش شود، آمد پیش من. به او گفتم: «تو با سایپا قرارداد داری و باید بهترین بازیهایت را برای سایپا انجام دهی. باید به همه ثابت کنی که من اشتباه نکردهام. تو واقعاً ارزش اینهمه دوندگی و صبر مرا داشتی. برو و با تمام وجودت برای تیمت بازی کن تا همه مطمئن شوند بهترین هستی».
شاید اگر کس دیگری بود جور دیگری حرف میزد ولی من به کریم اینطوری گفتم. یعنی من برای همه بچهها آرزوی موفقیت دارم که بروند و بهترین شوند چون کارم را بلدم و مطمئنم اشتباه نمیکنم. این بازیکن هر کجا برود و بدرخشد سر من بالاتر میرود. متأسفانه خیلیها فقط آن روی فوتبال را میبینند که علی دایی کنار زمین داد میزند! معلوم است که داد میزنم. هر کس جای علی دایی بود در همین دربی، با این اشتباه وحشتناک، ورزشگاه را روی سرش میگذاشت. داد زدن که دیگر چیزی نیست.
هم شما با این موضوع آرام برخورد کردید هم تماشاگران پرسپولیس
قطعا. من ممنون آنها هستم که این طور بزرگوارانه با اشتباه داور برخورد کردند. همه میگویند استقلال برد ولی به نظر من تماشاگران پرسپولیس برنده اصلی بازی بودند. شما کدام دربی را دیدهاید که تیم بازنده تشویق شود؟ حتی یک صندلی کنده شد؟ همه آرام به منزلشان رفتند چرا که همه فهمیدند ما بازی کردیم و با اشتباه داور، نتیجه را دادیم. همه دیدند ما فوتبال بازی کردیم و سر ما را بریدند. به همین دلیل کسی احساس باختن نداشت. بازیکن را تشویق کردند، تیم را تشویق کردند، مرا شرمنده کردند و رفتند. این رفتار در سالهای اخیر هرگز در فوتبال ما سابقه نداشت. این باید الگو شود. این نکته است که باید دیده شود. برای من، این خیلی ارزش داشت که تیم ما در شرایطی که دربی را روی کاغذ باخته بود، تشویق شد. حداقل در دهه 80 و تاریخچه لیگ حرفهای چنین نمونهای نداشتهایم و بار اول بود. واقعاً طرفداران ما بازی را بردند. همه سه امتیاز را به استقلال دادند، ولی من تا صد سال دیگر پرسپولیس را بازنده نمیدانم. تا 100 سال دیگر هم در خاطراتم نمینویسم دربی 69 را باختم! برنده اصلی ما بودیم.
این چهرهای که از علی دایی میبینیم با گذشته او خیلی فاصله دارد. ضمن اینکه با مربیانی که فقط در زمان برد آنها را میبینی هم خیلی متفاوت است. مردی که پس از شکست 4 بر یک مقابل شاهین بوشهر مقابل دوربین از هواداران عذرخواهی میکند، بعد از باخت در دربی از گفتگو با خبرنگاران فراری نیست و حتی به آرامش و کنترل سالن کنفرانس هم کمک میکند. در یک کلام در مربیگری خیلی پخته شده. میخواهیم بدانیم ریشه این تفاوت کجاست؟
من هرگز در سالن کنفرانس به هیچ خبرنگاری بیاحترامی نکردهام. خیلیها پشت سرم خیلی چیزها نوشتهاند ولی در زندگیام جور دیگری هستم. همین حالا هستند مربیانی که پس از شکست به سالن کنفرانس نمیآیند، حتی در یک بازی معمولی!
من حرفهای به قضایا نگاه میکنم. این وظیفه من است.قرار هم نیست وقتی به سالن میآیم این طور وانمود کنم که در حق خبرنگاران لطف کردهام! چطور وقتی میبرم سینه را سپر کرده و جلوی خبرنگاران از خودم تعریف میکنم. حالا که باختهام چرا نباید بیایم؟ این وظیفه یک مربی حرفهای است که پاسخگوی سؤالات بعد از بازی باشد. من در تیمملی هم همینطور بودم. بعد از باخت به عربستان همه دوستانم به من گفتند نرو، ولی آمدم. فوتبال است دیگر. برد و باخت دارد. همیشه که برنده نیستی. در لیگ 34 بازی برگزار میشود. کلی فراز و نشیب دارد. نمیشود که همهاش را ببری. اگر قرار باشد همه را ببری که هفته بیستم با 60 امتیاز قهرمان میشوی و بقیه بازیها را تیم نوجوانان باید برود توی زمین! وظیفه من مربی است به کسانی که مرا «علی دایی» کردهاند، احترام بگذارم. مطبوعات و مردم حق دارند بپرسند. من هم باید جواب بدهم. حالا مربیان دیگر نمیآیند یا همکارانشان را میفرستند، به من مربوط نیست. مسئول اول یک تیم «سرمربی» است و او باید پاسخگوی شکست باشد نه دستیارانش! من تصمیم گرفتهام چه بازیکنی را کجای زمین بگذارم. خودم هم باید جواب بدهم. من همیشه پاسخگوی کارهایم بودهام، مثلاً در یارگیری. امسال کسانی را گرفتم که خودم خواستم. از رفقا و آژانسها و با توصیه این و آن بازیکن نگرفتم. همهاش، سلیقه خودم بوده. حالا شاید در یکی - دو مورد نفر اول لیستم به هر دلیلی جذب نشده و نفر دوم یا سوم آمده ولی همه با نظر و خواست شخص من بوده. طبیعی است که خود من باید جوابگو باشم.
پرسپولیس امسال از نظر فنی خوب فوتبال بازی می کند اما ایرادهایی هم دارد. این ایرادها باعث نگرانی هواداران شده. به آنها حق بدهید نگران لیگ قهرمانان آسیا باشند.
حتما به آنها حق میدهم. ما باید خط دفاعمان را تقویت کنیم. گاهی اوقات گلهای خیلی بدی میخوریم. گلهایی که در شرایط عادی نباید خورد. در خط حمله هم گهگاه توپهایی را هدر میدهیم که صددرصد باید گل شود.
یعنی از خط میانی راضی هستید؟
البته من منکر زحمت بچههای خطوط دفاع و حمله نیستم. مدافعان و مهاجمان ما خیلی زحمت میکشند. همین حالا هم از بهترینهای ایران هستند. ولی ما برای حضور در آسیا باید این دو خط را ترمیم و تقویت کنیم. خوشبختانه در خط میانی کمبود مهره نداریم و در هر پست کمربند زمین، نیروی کافی داریم؛ اما برای خط دفاع و حمله تا نیمفصل قطعاً باید نیرو جذب کنیم و این کار را میکنیم.
جذب عمادرضا خواسته شماست؟
بله. من با عماد قبل از رفتنش به باشگاه صحبت کردم. حالا علاوه بر او یک دفاع میانی هم میخواهیم. البته مهرههای فعلی، خوب هستند ولی فوتبال، مصدومیت و محرومیت و اتفاقات غیرمنتظره، زیاد دارد. باید نیروی کافی در تیمت داشته باشی. من به هواداران قول میدهم پرسپولیس قدرتمندی را در آسیا میبینند. فقط کافی است صبر داشته باشند.
وجه تمایز علی دایی با بقیه فوتبالیستها روحیه «برتریطلبی» و «پیروزیخواهی» اوست. بین بازیکنان فعلی کسی را با این ویژگی دیدهاید؟ حالا در کل ایران؟ به خصوص که این روزها خیلیها دستمزد بالای فوتبالیستها را نشانه رفتهاند.
من هرگز خودم را با کسی مقایسه نمیکنم. بازیکنان فعلی برای خودشان کسی هستند. من هم علی داییام. همیشه دوست دارم بابت زحمتی که میکشم، نتیجه بگیرم. خیلیها میگویند چرا فوتبالیستها این همه پول میگیرند؟ آنها نمیبینند که بازیکن از چه چیزهایی میگذرد تا به مرحله حرفهای برسد. هر آدمی را که به دستمزد بازیکنان اعتراض دارد، بیاورید. اگر توانست یک جلسه دو ساعته تمرین را تحمل کند! مربی هم همینطور. اگر توانستید فشار و استرس یک بازی را روی نیمکت تحمل کنید. همه فقط پول را میبینند. آن همه زحمت و گذشتن از پیشپا افتادهترین تفریحات هر جوان را نمیبینند. استعداد و پشتکار لازم است. مگر همه میتوانند جراح مغز شوند؟ در تمام دنیا هر حرفه و تخصص دستمزد خاص خود را دارد. هرکس بسته به زحمت و تلاش و تخصص خودش پول میگیرد؛ اما در تمام دنیا فوتبالیستها بیشتر از همه اقشار پول میگیرند. بالاترین مقام سیاسی انگلیس دستمزد یکسالهاش برابر حقوق سه هفته وینرونی است! حالا در ایران بازیکن و مربی کمتر از همه جای دنیا حقوق میگیرند. شما به من نگاه کنید. از بعد از دربی 2 ساعت بیشتر نخوابیدهام. آن همه زحمت و فشار با یک پرچم اشتباه هدر رفت تا آرامش 24 ساعت من نابود شود. شرمنده 40 میلیون نفر شدم. حالا خدا را شکر مردم به من لطف دارند و به دلیل شعور بالای فوتبالی، بعد از بازی هر کجا مرا دیدند، از بازی پرسپولیس تشکر کردند. این نشان میدهد شعور فوتبالی هواداران ما چقدر بالاست و فوتبال را چقدر خوب درک میکنند. آنها دیدند در دربی چه گذشت؛ ولی متأسفانه بعضی کارشناسان فقط میتوانند ایراد بگیرند. «این را میآوردی بهتر از آن بود. چرا آن کار را کردی و ...» ولی راهکاری ندارند که به دردت بخورد! آقای مثلا کارشناس! اگر خودت بیایی بنشینی جای من، چکار میکنی؟ در آن فشار و استرس و مقابل میلیونها هوادار چه کاری از دستت برمیآید؟ با این وضعی که فوتبال ما پیدا کرده، فقط باید «عاشق» باشی تا بتوانی در فوتبال کار کنی و بمانی. اگر عاشق نباشی، محال است ماندگار شوی.
اجازه بدهید از بحث دربی بیرون بیاییم. علی دایی یک نام پراعتبار و بزرگ در فوتبال ما و دنیاست. موقعیتی که شما الان در فیفا دارید، خیلیها را به این فکر میاندازد که آیا ممکن است روزی صندلی ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا به دایی برسد؟ شما خودتان هرگز به حضور در AFC و فیفا فکر کردهاید؟
باور میکنید تا الان هرگز به این نوع مسائل فکر نکردهام؟ من کار در مستطیل سبز را خیلی بیشتر دوست دارم تا کارهای اداری. آن اوایل عضو افتخاری فیفا بودم و الان عضو رسمی کمیته فوتبال فیفا هستم. همین امشب (شنبهشب) هم عازم زوریخ هستم و دوشنبه (امروز) جلسه داریم. اینها لطف خداست. خودم فکر نمیکردم یک روز به اینجا برسم. هرکسی نمیتواند از عضویت افتخاری به عضویت رسمی فیفا برسد ولی من رسیدم. بستگی به نظرات، سخنرانیها، عملکرد، ویژگیها و کارهایی که میکنید، پیشرفت میکنید. خدا را شکر که به این جایگاه رسیدهام. خدا را چه دیدهاید، شاید هم یک روز به آنجا رسیدم؛ اما تا الان به این مسئله فکر نکردهام. البته من بعید میدانم برسم...
چرا؟
شما میدانید رئیس AFC شدن به این راحتیها نیست. کشور قطر چقدر هزینه کرد، چقدر حمایت کرد تا بنهمام رئیس AFC شد. حالا در کشور ما و بعد از حضور من در قرعهکشی جام جهانی، موقعیتم در فیفا و دعوتم برای جلسههای مختلف فدراسیون جهانی، چه برخوردی با من شد؟ در تمام دنیا کسی صاحب کرسی بینالمللی میشود که مملکتش پشت او باشد. ما خیلی راحتتر از قطر و بنهمام میتوانیم این صندلی را به دست آوریم، به شرطی که همه متحد و یکدل باشیم. مگر بنهمام چطور رأی جمع کرد؟ ما به هر جا رسیدهایم، اول لطف خدا بوده و بعد سعی و تلاش خودمان و حمایت و دعای مردم. به جز اینها چیزی بوده؟ در صورتی که باید نهادهای ما از ما دفاع و حمایت کنند. پس تا روزی که اینجوری هستیم، نباید به فکر این کرسیها و جایگاههای معتبر بینالمللی باشیم.
نکته ناگفته ای باقی مانده؟
فقط میخواهم از هوادارانمان خواهشی بکنم. یکسری مسائل را من در تیم میبینم که آنها نمیدانند. من کنار تیم هستم و با این بچهها زندگی میکنم. هر تصمیمی میگیرم، به خاطر منافع تیم و بهتر شدن پرسپولیس است. آنها بیرون هستند و خبر ندارند در درون تیم، در هتل، در اردو و در تمرین چه میگذرد. پس اگر مرا قبول دارند، به تصمیماتم اعتماد کنند. بدانند که محال است علی دایی از روی مسائل شخصی، تصمیمی برای پرسپولیس بگیرد یا خدای ناکرده منافع تیم را در نظر نداشته باشد. من هر قدر لازم بوده برای منافع تیم، از حق خودم گذشتم تا تیم به نتیجه برسد. به من اعتماد کنند. من قول میدهم این پرسپولیس را درست کنم و میکنم. هدف همه ما موفقیت پرسپولیس است و شادی دل هواداران.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
Artilleros
13-11-2010, 21:40
سکو برت: هر جا که دایی بخواهد بازی میکنم
با بزرگترین تیم آسیا قرارداد بستهام
[Only registered and activated users can see links]
سکو برت مدافع اهل مالی امروز(شنبه) قرارداد رسمی خود را با تیم فوتبال پرسپولیس به ثبت رساند. پس از امضای این قرارداد مصاحبهای را با این بازیکن انجام دادیم که متن این مصاحبه در زیر آمده است:
به خاطر اینکه به عضویت خانواده بزرگ پرسپولیس درآمدهاید به تو تبریک میگوییم. لطفا از سوابقتان به ما بگویید.
متشکرم. من در سالها و دورههای متفاوتی در تیمهایی چون موناکو فرانسه، وست برومویچ، فولام و ریموت انگلیس و مینیوس یونان بازی کردهام که با این آخری در جام یوفا نیز به میدان رفتهام. در رده ملی در ردههای جوانان، امید و بزرگسالان نیز برای تیم ملی کشورم، مالی به میدان رفتهام و با این تیم مقام سوم جام ملتهای آفریقا را به دست آوردیم.
در چه پست یا پستهایی میتوانی بازی کنی؟
پست من دفاع وسط است اما در هر جایی از میدان که علی دایی صلاح بداند به میدان خواهم رفت.
پرسپولیسی شدن چه حسی دارد؟
خوشحالم که با یکی از بزرگترین تیمهای آسیا قرارداد بستهام بابت این موضوع احساس خوبی دارم و از روز اول با اطمینان میدانستم که میتوانم در تمرینات این تیم رضایت کادر فنی را جلب کنم.
میان حضور تو در تمرینات و عقد قراردادت فاصلهای افتاد، آیا این تاخیر تاثیر منفی روی عمل کردت نمیگذارد؟
به هیچ وجه. اصلا میشود این تاخیر را با نگاهی مثبت دید. در جاهای دیگر دنیا هم برای ثبت قراردادها چنین اتفاقاتی میافتد. این قرارداد در شرایطی بسته میشود که کادر فنی از من و من از مجموعه تیم آشنایی کاملی پیدا کردهایم.
از نظر هماهنگی با تیم در چه شرایطی قرار داری؟
از نظر خودم با تیم هماهنگی خوبی پیدا کردهام اما این بستگی به کادر فنی دارد که کی از من استفاده کند. در حال حاضر از نظر آمادگی بدنی نیز مشکلی ندارم.
در این مدت با کدامیک از بازیکنان تیم بیشتر جور شدهاید؟
تیاگو برای هماهنگ شدن من با فضا خیلی به من کمک کرد او به زبان انگلیسی مسلط است و در آشناییام با سایر بازیکنان بسیار کمک کرد. البته در این مدت کلمات فارسی زیادی یاد گرفتهام و امیدوارم بتوانم به زبان فارسی با دیگران ارتباط برقرار کنم.
بازی پرسپولیس با مس کرمان را دیدی؟
بله این بازی را از تلویزیون دیدم. متاسفانه گل زودهمنگام حریف باعث شد که در ادامه بازی را با عجله دنبال کنیم. 10 نفره شدن تیم هم در نیمه دوم برنامهها را به هم زد هرچند پرسپولیس تحت این شرایط نیز نشان داد تیم بزرگی است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
بادامكي: حق من اخراج بود اما داور اشتباه را با اشتباه جبران كرد
[Only registered and activated users can see links]
حسين بادامكي، هافبك تيم پرسپوليس اعتراف مي كند كه در بازي با مس حقش گرفتن كارت زرد دوم و اخراج بوده اما داور از خطاي او چشم پوشي كرده تا اشتباهاتش را جبران كند. گل بدي از مس خورديد.
ـ بازي دو تيم بيشتر فيزيكي بود. تيم ما حتي با وجود ده نفره شدن هجومي بازي كرد اما متاسفانه با يك اشتباه بازي را به حريف واگذار كرديم.
بازي با پرسپوليس پر از اتفاقاتي بود كه بازيكنان دو تيم به داور اعتراض داشتند.
ـ من فكر ميكنم داور در بازي تيم ما با مس خواست در واقع اشتباهش را با اشتباه ديگر جبران كند.
كدام صحنه را مي گويي؟
ـ توپ در شرايط كاملا آفسايد به مهاجم مس رسيد در همان صحنه هم مدافع ما نورمحمدي اخراج شد. نيمكت ما هم روي خط بود و تمامي آنها به آفسايد بودن صحنه معترض بوده و اعتقاد داشتند نورمحمدي بيجهت اخراج شده.البته من هم با گرفتن پيراهن حريف بايد اخراج ميشودم، اما فكر ميكنم داور به دليل اشتباه در اخراج نورمحمدي ميخواست اشتباهش را به نوعي در مورد من جبران كند.
در دقايق پاياني نيمه دوم شديداً بر روي خطا بر روي نوروزي معترض بوديد.
در آن صحنه مدافع حريف روي نوروزي خطاي صد درصد پنالتي كرد. آن پنالتي واقعا واضع و روشن بود. داور هم به آن صحنه بسيار نزديك بود اما تعجب ميكنم چطور داور آن صحنه را خطاي پنالتي نگرفت .
پرسپوليسيها از دربي به اشتباهات داوري شديدا معترض بودند. فكر ميكني اين اشتباهات اتفاقي است يا عمدي؟
ـ من اعتقاد دارم داوريها از دربي به بعد عليه تيم ما بوده و هضم اين موضوع براي ما واقعا سخت بوده .ما از اشتباهات داوري در ديدار با استقلال، ملوان نفت تهران و مس كرمان لطمه خوردهايم. اخراج اشتباه نورمحمدي بود كه واقعا نقش به سزايي در باخت تيم ما داشت.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
alibother
17-11-2010, 14:52
[Only registered and activated users can see links]
حاضرم تا پايان قراردادم خانه نشين شوم و روي دلم پا نگذارم. وقتي عاشق يك تيم بشوي همين جوري مي شود. همه مي دانند من عاشق پرسپوليس هستم.
نتيجه جلسه چه شد؟
موافقت نكرد.
يعني هيچ چيز نتوانست راي دايي را عوض كند؟
من اميدوار بودم نتيجه اين جلسه مثبت باشد و بتوانم به پرسپوليس برگردم اما ديگر تصميم گرفته شده و كاري نمي شود كرد.
شما هم در جلسه شركت داشتيد؟
من و مدير برنامه ام با آقاي كاشاني جلسه داشتيم و ايشان از نتيجه جلسه كميته فني من را مطلع كردند.
حالا مي خواهي چه كار كني؟
به نظر شما بايد چه كار كنم؟ باز هم صبر مي كنم.
با اينكه تصميم باشگاه و آقاي دايي اعلام شده تصميم نداري به تيم ديگري بروي؟
من تصميم خودم را همان روز گرفتم كه از پرسپوليس اخراج شدم. از اينجا هيچ جا نمي روم و تا پايان قراردادم در پرسپوليس مي مانم.
عدم حضور در تمرين ها در آينده تصميم تو را عوض نمي كند؟
من حاضرم در تمرين ها هم حضور نداشته باشم اما باز هم پرسپوليسي باشم. حاضرم تا پايان قراردادم خانه نشين شوم و روي دلم پا نگذارم
وقتي عاشق يك تيم بشوي همين جوري مي شود. همه مي دانند من عاشق پرسپوليس هستم.
شنيده ايم از چند تيم ديگر هم پيشنهاد داري؟
آقاي كاشاني گفتند از استيل آذين، شهرداري تبريز و يك تيم از ليگ قطر پيشنهاد دارم و مي توانم براي رفتن تصميم بگيرم اما به هيچ يك از اين تيم ها نمي روم.
ين دور بودن از فوتبال به لحاظ فني و مالي به تو لطمه مي زند.
من تمرين هايم را رها نمي كنم كه از لحاظ فني به مشكل برخورد كنم. اتفاقا پيشنهاد استيل آذين خيلي خوب بود ولي نپذيرفتم.
معمولا پيشنهادهاي استيل آذين وسوسه كننده است.
من آدم پولكي نيستم كه به خاطر آن پيراهن تيمم را عوض كنم. صد تاي اين پول ها فداي پرسپوليس.
[Only registered and activated users can see links]
به نظرت تصميم دايي در مورد تو درست بوده؟
من كاري به درستي يا نادرستي اين تصميم ندارم اما به هر حال ايشان سرمربي تيم هستند و من هم به تصميم آقاي دايي احترام مي گذارم.
شنيده ايم پيشنهاد تيم قطري را قبول كرده اي؟
من در اختيار باشگاه هستم و امكان دارد براي تمرين به تيم قطري بروم اما مطمئن باشيد هيچ وقت تا پايان قراردادم براي تيمي جز پرسپوليس بازي نخواهم كرد.
[Only registered and activated users can see links]
منبع ([Only registered and activated users can see links])
alibother
19-11-2010, 15:05
[Only registered and activated users can see links]
هادی نوروزی خیلی امیدوار بود در غیاب محمدرضا خلعتبری و غلامرضا رضایی در ترکیب ثابت تیم ملی به میدان برود که از شانس بد او این مسابقه لغو شد . با این حال افشین قطبی او را در ترکیب نفرات اصلی در بازی تمرینی به میدان فرستاد و نوروزی هم نمایش خوبی داشت.
* مطمئناً برای بازی با نیجریه انگیزه بالایی داشتی!
بله همه ما خودمان را برای این بازی بزرگ آماده کردیم و فکرش را هم نمی کردیم این دیدار لغو شود . لغو بازی شوک سنگینی را به بازیکنان وارد کرد اما خیلی زود با این قضیه کنار آمدیم .
بازی درون تیمی چطور بود؟
بازی در سطح خوب و کاملاً جدی از سوی بازیکنان انجام شد . نفرات جدید انگیزه بالایی داشتند تا خودی نشان دهند بقیه هم بازی را کاملا جدی گرفته و در فکر اجرای خواسته های کادر فنی بودند.
* تو جزو نفرات ثابت بودی ؟
بله دوست داشتم این اتفاق در بازی با نیجریه رخ می داد که قسمت نشد . در این بازی هم سعی کردم طوری ظاهر شوم که به اعتماد افشین قطبی پاسخ داده باشم . فکر کنم تا حد زیادی موفق بودم.
* به قول مربیانت حالا آماده مصدومیت هستی؟
منظورتان را از این سوال متوجه نمی شوم!
* دایی و عبدی قبلا گفته اند هر موقع از تمرینات تیم ملی برمی گردی ، آماده مصدومیت هستی!
مصدومیت قبلی ام در بازی با پاس همدان اتفاق افتاد که نمی شود آن را به تمرینات تیم ملی ربط داد . ما در اردوی تیم ملی تمرینات خوب و نشاط آوری انجام می دهیم و مشکلی در این زمینه وجود ندارد که پیش بیاید.
* شرایط پرسپولیس چطور است؟
وضعیت تیم خوب است . بازی سختی در رشت مقابل داماش پیش رو داریم و امیدواریم شرایط زمین و آب و هوا در این بازی مناسب باشد.
* گویا قرار است در چمن مصنوعی بازی کنید؟
بله همین طور است ، برای همین یکی دو جلسه در زمین چمن ورزشگاه شهید کشوری که مصنوعی است تمرین خواهیم کرد . به هر حال باید با شرایط کنار بیاییم . بازی در این زمین بهتر از بازی در زمین گل آلود است .
* برای جام حذفی برنامه خاصی دارید؟
مطمئناً هدف ما قهرمانی مجدد در این جام است و اجازه نخواهیم داد تیمی مثل داماش سد راهمان شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links]arteshesorkh.com)
alibother
19-11-2010, 16:41
[Only registered and activated users can see links]
فرید زرینه در مورد وضعیت مصدومان پرسپولیس رحمان احمدی، سکو برت، ابراهیم شکوری، مجتبی زارعی ، سپهر حیدری و محمد پروین توضیحاتی ارائه نمود.
*در جریان تمرین روز پنجشنبه رحمان احمدی در برخورد با امیر حسین فشنگچی از ناحیه ابرو صدمه دید، اوضاع فعلی او چکونه است؟
این برخورد باعث پارگی از ناحیه ابرو احمدی شد که 6 بخیه هم خورد. او در تمرینات آینده می تواند با احتیاط شرکت کند و بایستی از ضربه خوردن مجدد این ناحیه جلوگیری شود.
* گویا سکو برت هم در این دو تمرین آخر در پای راستش احساس درد دارد، مصدومیت او چقدر جدی است؟
او از ناحیه همسترینگ پای راست احساس درد دارد.تا سه شنبه به فیزیوتراپی می پردازد تا به امید خدا مشکلش مرتفع شود.
* بازیکن مصدوم دیگری هم داریم؟
سپهر حیدری در تمرینات پایش پیچ خورده که در روزهای آینده تورم مچ پایش برطرف می شود. ابراهیم شکوری و مجتبی زارعی هم با بر طرف شدن مصدومیت شان، زیر نظر محمدرضا مولایی تمرینات بدنسازی انجام می دهند تا بدن آنها دوباره آمادگی تمرینات تیم را پیدا کند.
وضعیت محمد پروین به کجا رسید؟
من هنوز هم می گویم مصدومیت اش جدی است و او معایناتی را نیز تحت نظر دکتر مسعود نوروزی انجام داده تا در آینده نتایج اش مشخص شود.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
alibother
20-11-2010, 14:51
[Only registered and activated users can see links]
حالا او پس از چند سال دوباره به پرسپوليس رسيده است. اما نه به عنوان مدير بلكه به عنوان يك رقيب! داماش گيلان در مرحله يك هشتم جام حذفي بايد به مصاف پرسپوليس برود و اين ديدار براي مرد شماره يك باشگاه داماش خيلي مهم است.
او هنوز خودش را پرسپوليسي مي داند با امير عابديني به اين بهانه از هر دري صحبت كرديم و او مثل هميشه به نكات جالب توجه اي اشاره دارد.
دوباره به پرسپوليس رسيديد اما اين بار به عنوان يك رقيب.
من به پرسپوليس نرسيدم، پرسپوليس مال خود ماست. سال ها در اين تيم زحمت كشيده ام و يك جورايي خودم را جزو اين باشگاه مي دانم.
منظور ما اين بود كه بايد با آن همه خاطره هاي خوب و بدي كه داشتيد حالا مقابل تيم سابق خود مي ايستيد چه احساسي داريد؟
پرسپوليس متعلق به ما بوده و هست اين تيم مال پيشكسوتان است. مال آنهايي است كه سالها برايش زحمت كشيده اند تنها بحث من نيست، بحث پروين ها، جاسمي ها، بهزادي ها، كاشاني ها و ...
بازي در جام حذفي بايد برنده داشته باشد ارزيابي شما از اين بازي چيست؟
مطمئن باشيد اين بازي براي پرسپوليس راحت نخواهد بود چرا كه بازي در رشت براي هر تيمي سنگين است. البته اين بازي براي ما هم سنگين است و به قول شما از آنجايي كه بايد حتما برنده وجود داشته باشد بسيار زيبا خواهد شد.
امتياز ميزباني چقدر به پيروزي داماش كمك مي كند؟
اين بازي از آن دسته از بازي هاست كه از قبل نمي توان گفت كدام تيم برنده مي شود. اما شما مسلم بدانيد ما از امتياز ميزباني خودمان به بهترين نحو براي شكست پرسپوليس استفاده مي كنيم.
پرسپوليس را چگونه ارزيابي مي كنيد آنها در آخرين بازي خودشان در ليگ شكست خورده اند؟
پرسپوليس هميشه پرسپوليس است. حتي اگر در بدترين وضعيت هم باشد بازهم خطرناك است. ما بايد مقابل آنها بسيار فكورانه بازي كنيم تا بتوانيم شكستشان دهيم.
تيم شما هم وضعيت خوبي نداشت ولي برعكس پرسپوليس آخرين بازيش را برده است؟
تيم ما با يك بحران ارتباطي ميان مربي و بازيكنان روبه رو بود براي همين تعويض سرمربي تاثير مثبت بر روي تيم داشت براي همين اين شوك جواب داد و ما با اين پيروزي خانگي روحيه گرفتيم.
وضعيت و سرنوشت پوشنيك چه مي شود؟
ابتدا بايد بگويم پوشنيك در بازي آخر به عنوان سرمربي حضور داشت باز هم مي برديم چرا كه بازي آنطور نبود كه نتيجه نگيريم ولي همانطور كه گفتم آثار تعويض مربي براي ما مثبت بود و آقاي پوشنيك در حال حاضر به عنوان مشاور و طراح تاكتيكي و تكنيكي در كنار تيم باقي ماندند و به ما كمك مي كنند.
چرا وقتي به او اعتقاد داريد بركنارش كرديد?
پوشنيك در طراحي و كارهاي تاكتيكي بسيار عالي و قوي است اما از لحاظ ارتباط با بچه ها مشكل داشت. با تعويض او و آوردن مربي جديد اين مشكل حل شد او در كارهاي تخصصي و فني كه توانايي بالا دارد به تيم مشاوره و طرح مي دهد و مربي آنها را با ارتباط خوب انتقال مي دهد و نتيجه هماني مي شود كه ديديد و از اين به بعد بهتر مي شويم.
تيم هاي داماش در اين فصل خوب نتيجه نگرفته اند علت آن چيست؟ و جاي اميدواري هست كه اين نتايج جبران شود و به رده هاي بالا صعود كنند؟
به اعتقاد من هر سه تيم داماش گيلان، دورود و تهران به وضعيت خوب و مطلوب مي رسند. داماش دورود كادرفني مجربي دارد و با اينكه گروه آنها خيلي سخت و سنگين است مطمئنا به روزهاي اوج مي رسد شما نگاه كنيد تمام صاحب نام ها در گروه ب هستند. شاگردان داركو و پنجعلي در بيرون از خانه هم برده اند و هم مساوي گرفته اند و اگر بحث شما باخت به شيرين فراز است كه بايد بگويم در يك اشتباه بچگانه دروازه باني بازي را واگذار كردند و شيرين فراز هم شما مي بينيد الان صدر جدول است.
و تيم داماش گيلان؟
آنها هم از اين قانون تبعيت مي كنند مطمئن باشيد تيم داماش گيلان هم نوار ناكامي هايش پاره شده و از اين به بعد با بازي هاي خوب همه را متعجب خواهد كرد و از بازي پرسپوليس شروع مي كنيم.
كار شما با فيروز كريمي به كجا كشيد؟
من ديگر خودم دنبال اين كار نيستم بلكه ماجرا را به بخش حقوقي باشگاه واگذار كرده ام و آنها نيز پيگير اين تغيير هستند تا به نتيجه برسند. مطمئن باشيد ما حقمان را مي گيريم.
علي دايي ممنوع المصاحبه شده است از آنجايي كه در مقطع زماني رييس فدراسيون بوديد و نيز تجربه سال ها كار مديريتي داريد فكر مي كنيد اين حكم درست است و وجه قانوني دارد و اثرات و بازتاب آن در جامعه فوتبال داخلي و خارجي چيست؟
من وقتي اين خبر را شنيدم اصلا تصميم نداشتم صحبت كنم اما چند روز كه نشستم و فكر كردم ديدم كه متاسفانه آقايان دارند اسطوره كشي مي كنند!
به عقيده من واقعيت مطلب اين است كه كار فدراسيون و احكام صادره كميته انضباطي قابل رسيدگي است. چرا كه در نظام اسلامي و قوانين مدون جمهوري اسلامي چنين چيزي به اسم ممنوع المصاحبه شدن نداريم و به عبارتي نمي توانيم كسي را به اين حكم، محكوم كنيم.
اما آقايان براي اين كار ادله قانوني آورده اند؟
بله شما زماني مي توانيد محكوم كنيد كه با حكم قضايي و دلايل خاص داشته باشيد نه اينكه در فدراسيون بنشينيد و جواب قانع كننده نداشته باشيد حكم اينچنيني بدهيد!
داشتيد در خصوص بازتاب اين حكم صحبت مي كرديد لطفا ادامه دهيد؟
بله مي گفتم در نظام جمهوري اسلامي هركسي آزاد است كه نظراتش را بگويد و در مقابل آدم هاي روبه رو در خصوص مخالفت آن را نقد كنند اما نه اينكه وقتي نتوانستي پاسخ دهيد از اهرم قدرت استفاد كنيد. علي دايي يك حرف حق زد و مدعي شد كه مربي تيم ملي با لابي سرمربي شده است او يا درست گفته يا غلط شما اگر معتقديد كه دايي اشتباه كرده با دليل و مدرك به او ثابت كنيد كه حرف اشتباه زده نه اينكه با اهرم قدرت برعليه او كه اسطوره فوتبال ايران و چهره جهاني است، اقدام كنيد.
اين مساله بازتاب بدي در رسانه هاي دنيا دارد و همه به ما مي خندند و مي گويند با اسطوره شان چه كردند. من براي شما مثالي مي زنم مارادونا و پله بارها بر عليه فيفا و عليه هم حرف زده اند آيا فيفا آنها را ممنوع المصاحبه كرد!؟ مسلما اين كار را نكرده بلكه با دلايل منطقي و درست جواب آنها را دادند. دايي چهره جهاني است و بايد حرف بزند و فوتبال را نقد كند. شما نمي توانيد جواب او را بدهيد مي خواهيد با زور جلوي دهان او را بگيرد تا پته شماها را روي آب نريزد و دستتان رو نشود!
حالا من يك سوال از شما دارم.
چه سوالي آقا؟
چرا دايي درباره غلام پيرواني و يا اميرحسين پيرواني يا درباره علي دوستي حرف نزده است؟
به چه دليل؟ به خاطر اينكه اين مربيان كارنامه دارند چرا كه آنها دانش اين كار يعني فوتبال را دارند آنها هيچ وقت با لابي به جايي نرسيدند و اگر مربي بزرگي شدند با كار كردن و تلاش به همه چيز رسيدند.
حالا چه بايد كرد؟
ببينيد آدم با اين وضعيت از فوتبال بدش مي آيد فدراسيوني كه جواب منطقي ندارد بدهد آدم به آن فدراسيون شك مي كند. اين جواب ندادن معني دار است آنها به جاي جواب شمشير مي كشند. من خيلي از قضيه دايي ناراحتم و هر كاري بتوانم براي او مي كنم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
alibother
21-11-2010, 14:23
[Only registered and activated users can see links]شيث رضايي بازيكن اخراجي پرسپوليس امروز با اميدهاي قرمزپوش تمرين كرد. او در پايان تمرين گفتوگوي با خبرنگار سايت گل انجام داد. شيث كه سعي ميكرد خيلي كم حاشيه حرف بزند از اين تمرين خوشحال بود به خصوص كه بچههاي تيم اميد پرسپوليس براي او سنگ تمام گذاشتند و حتي شعار معروف ليدرهاي پرسپوليس را برايش زمزمه كردند.
آقاي رضايي تمرين چطور بود؟
خيلي خوب. البته چون مدتها تمرين نكرده بودم الان پايم درد دارد اما خوشحالم كه دوباره به زمين فوتبال برگشتم. امروز دوباره دلم باز شد. از آقاي عبداللهنژاد سرمربي اميدهاي پرسپوليس هم متشكرم كه اجازه داد با تيمش تمرين كنم.
آقا منعي از سوي كادرفني پرسپوليس براي تمرين تو با تيم اميد وجود ندارد؟
فكر نكنم. آقاي دايي گفتهاند كه من با تيم اصلي تمرين نكنم و من هم اطاعت كردم و فكر نميكنم كه مشكل خاصي در اين زمينه باشد. اميدوارم نعمت تمرين كردن با تيم اميد از من گرفته نشود چون من ميخواهم رابطهام را با پرسپوليس همچنان حفظ كنم و دوست ندارم به تيم ديگري فكر كنم.
امروز مسئولان استيل آذين اعلام كردند كه تو را نميخواهند؟
من براي آقاي پروين در مجموعه استيل آذين احترام خاصي قائلم اما پاسخ من به اين تيم منفي بود و طبعاً آنها هم از گرفتن من صرفنظر كردند.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ADEL OFFROAD
21-11-2010, 23:34
[Only registered and activated users can see links]
حلافی درباره احساس خود پس از به ثمر رساندن گل برتری تیمش گفت:
"خیلی خوشحال بودم چون آقای دایی گفته بود که در این بازی گل خواهم زد و من هم توانسته بودم این کار را انجام دهم به همین دلیل بعد از گل به سمت او رفتم و شادی خود را با او تقسیم کردم. من به پیراهن پرسپولیس تعصب دارم و به همین دلیل هم بعد از گل پیراهنم را درآوردم روی زمین گذاشتم و بوسیدم. که کارت زرد هم گرفتم."
مهاجم پرسپولیس گل خود را از روی شانس نمیداند:
"بعد از مصدومیت هادی نوروزی و در هنگام تعویض، آقای عبدی نقطه ضعف دفاع حریف را به من گفتند. هرچند جو ورزشگاه بسیار سنگین بود اما به مرور به آن عادت کردم و گلی هم که زدیم نتیجه تمرینات فراوان روی اینگونه حرکات بود. من در تمرینات هم روی این ارسالها خوب گل میزدم."
حلافی در مورد حضور یا عدم حضور خود در ترکیب پرسپولیس در بازیهای آینده این تیم نیز گفت:
"بازی کردن یا نکردن من بستگی به نظر مربیان دارد. امیدوارم بتوانم به امید خدا بهتر از این هم برای پرسپولیس بازی کنم و این گل را هم به هواداران پرسپولیس که همیشه یار و یاور این تیم بودهاند تقدیم میکنم."
منبع ([Only registered and activated users can see links])
red bavaria
29-11-2010, 11:50
اظهارتی که دل هر انسانی را به درد می آورد! / آقایانی که ادعای مرام و معرفتتان گوش فلک را کرده اینگونه به همنوعانتان کمک می کنید؟
[Only registered and activated users can see links] .jpg&size=article_medium
به راستی ما در کجای زندگی و دنیا هستیم و چه می کنیم؟ آیا گفتن کلمه نه بهتر ازعدم پاسخگوئی به یک درد مند نیست؟
ایرج طالع / خبرگزاری پارس فوتبال
بهمن ماه امسال مصادف با پنجمین سالگرد در گذشت نا بهنگام مرحوم مجید سبزی بازیکن اسبق و مربی پایه ای باشگاه پرسپولیس می باشد. طبق قرار قبلی و هماهنگی با یگانه فرزند او شهرام، در منزل آن مرحوم پس از گذشت سالها همسر داغدار، بیمار و رنجور او پاسخگوی سئوالات خبرگزاری پارس فوتبال باشد و این دیدار بیش از اینکه یک مصاحبه با آن خانواده محترم باشد بیشتر حقایق تاسف باری را که تاکنون بر حسب حجب و حیا به صورت یک راز باقی مانده بود را بازگو کرد.
پس از فوت مجید، همسر او بر اثر تالمات روحی و فشار سنگین عصبی دچار بیماری پر هزینه M.S گردیده و سختی های روزگار باعث شده حتی آپارتمان 60 متری خود را هم بفروشد و به اجاره نشینی رو بیاورد. جای جای منزل از عکس و خاطرات و یادگاریهای مجید منقوش است . انگاری به قول مهدی بذرافکن گل مرده را بر روی تمام وسایل ساده منزل ریخته اند . در یک فضای کوچک همسر او به تنهائی روزگار می گذراند و در ادامه خواهید دید که چقدر از دست برخی ها که فقط برای خودنمائی رونما می شوند ناراحت است.
عده ای که در مراسم به او قولهای زیادی داده بودند اما هیچکدام عملی نشد و در پایان مراسم او فهمید که چقدر بدون مجید تنها شده و غصه آتیه تنها فرزندشان هم بر این دلمشغولی فکری اضافه شده. شاید جالب نباشد تا در زندگی خصوصی یک ورزشکار که برای خود اسم و رسمی داشته وارد شوم و از جزئیات این زندگی بنویسم اما متاسفم که اگر ننویسم و اگر این اطلاعات را به آگاهی مردم نرسانم شاید که نه، حتما در حق مجید جفا کرده ام . باید دوستان مجید بدانند که همسر او در فقر مطلق بسر می برد. کاش بودید و می دیدید که هر وقت همسر او اسم مجید را می گوید با ریختن اشک از چشم های خود حق مطلب را ادا می نماید.
این شما و این هم مصاحبه خبرگزاری پارس فوتبال با خانواده مرحوم سبزی:
پارس فوتبال : بعد از سالها دوست دارید از کجا شروع کنیم ؟ چرا مجید خیلی زود از جمع خاکیان جدا شد ؟
روزی که این اتفاق افتاد در جیب مجید یک ریال پول هم نبود. او به باشگاه رفته بود تا از محمد حسن انصاری فرد مدیر وقت پرسپولیس پولی بابت مطالبات خود بگیرد . اما پول که نگرفته بود هیچ حتی به او گفته بودند که باید از پرسپولیس برود چون باشگاه قصد دارد مربیان پایه را تغییر بدهد . کاش آنروز لااقل مقداری پول به او می دادند تا به خانه بازگردد و آن اتفاق نیافتد. بر اثر فشار عصبی در مدت چند ساعت مجید سه بار سکته کرد او را خیلی دیر به بیمارستان رساندند. همراه او در آمبولانس می گفت: مجید قدرت تکلم نداشت اما با دست به پاهای خود اشاره می کرد که بی حرکت شده . ( در این لحظه گریه به همسر او امان نمی دهد و ما سکوت می کنیم .(
پارس فوتبال: چقدر باشگاه پرسپولیس را در خصوص این موضوع مقصر می دانید ؟
من که همسر او بودم خبر نداشتم که مجید 40 میلیون تومان از باشگاه طلبکار است! مجید حتی به من که نزدیکترین فرد در زندگی او بودم چیزی نمی گفت. او خیلی آدم توداری بود و تعصب خاصی به باشگاه و شاگردان خود داشت . هیچ وقت مجید نگفت از باشگاه چقدر دستمزد می گیرم. او حضور در کمیته انضباطی برای شکایت را برای بازیکنان باشگاه مرگ می دانست. پرسپولیس را خانه خود می پنداشت . اما این باشگاه با فرزند متعصب خود چه کرد باز هم می گویم اگر آن روز انصاری فرد مقداری به مجید کمک مالی می کرد آن اتفاق نمی افتاد .
پارس فوتبال: مطالبات مجید از باشگاه چه شد ؟ آیا باشگاه با شما تسویه حساب کرد ؟
وقتی آنروزها این اتفاق افتاد عده ای از طرف باشگاه پرسپولیس مامور شدند تا در بیمارستان و مراسم به رتق و فتق امور بپردازند . اما وقتی مراسم به پایان رسید از طرف باشگاه لیست هزینه ها را به دستمان دادند که داخل آن خرید هائی بچشم می خورد که برایم شرم آور بود دستمال کاغذی مراسم و تاج گلها را هم از حساب مطالبات مجید کسر نموده بودند. نزدیک به 13 میلیون تومان و اندی هزینه برای ما در نظر گرفتند که اگر قرار بود خودمان مراسم را اجرا کنیم خیلی کمتر از اینها می شد.
وقتی برای پیگیری مطالبات مجید به باشگاه پرسپولیس رفتم از روی سادگی کلیه قراردادها و مدارک را در اختیار آنها قرار دادم تا بلکه به حق خود برسم اما متا سفم که عرض نمایم یک قرارداد مجید مفقود گردیده!! درروزهای مراسم یک هوادار از کشور سوئیس پول حواله می کرده تا برای مراسم مجید گل بخرند اما همین خرید ها هم در لیست موجود بود .
پارس فوتبال: فدراسیون وقت در این میان چه نقشی داشت و چه کمکی به شما نمود ؟
من اشک های حقیقی دکتر دادکان را در فراغ همسرم دیدم او تنها مدیر لایقی بود که برای مجید گام برداشت تا ما بتوانیم با یک تنظیم قرارداد کارمندی، ماهیانه از فدراسیون مبلغ صد هزار تومان کمک هزینه دریافت نمائیم. او بانی این کار شد. کمک هزینه پیشکسو تان هم که معادل همین رقم است 11 ماه است قطع گردیده .
پارس فوتبال: همسر یک بازیکن فقید و محبوب پرسپولیس چگونه روزگار می گذراند؟ اگر امکان دارد از عمق زندگی خود برای خوانندگان صحبت کنید.
شاید اگر حقایق را بگویم باعث تاثر مردم بشود اما فکر نمی کردم روزی زندگی من و تنها فرزندم این چنین رقم بخورد. ماهیانه مبلغ 370 هزارتومان بیمه مستمری دریافت می کنم که 360 هزارتومان آن را کرایه خانه می بلعد. در این میان هزینه داروهای بیماریم کمر شکن است . قادر به طی نمودن حتی دو پله نیستم چند وقت پیش بیمارستان کسری بستری شدم روز ترخیص به شهرام زنگ زدم و گفتم هزینه ترخیص از بیمارستان را چکار کنیم . مکالمات تلفنی من و فرزندم را هم تختی بیمارستانم شنید و به کمک او، شخصی خارج از کشور کمک کرد تا از بیمارستان ترخیص شوم .
پارس فوتبال: یعنی یک نفر در داخل کشور از جمله هم بازی های مجید یا علی پروین یا تیم هنرمندان نمی توانست این کار را بکند ؟
همسر مجید اشکی می ریزد و بغض می کند و با صدائی گرفته می گوید : از هم بازی های مجید هیچکس بعد مراسم سراغی از من نگرفت و نگفت به سر زندگی مجید و تنها پسرش چه خواهد آمد . خسته شدم از بس جواب تلفنم را نمی دهند. علی پروین که روز اول خیلی قولها را می داد امروز تلفن مرا جواب نمی دهد . زنگ زدم و از پنجعلی پول دستی خواستم خبری نشد . کاشانی و یار یار آمدند و گفتند برای عروسی شهرام بروید و سالن اجاره کنید و نگران هزینه نباشید ما آنرا پرداخت می کنیم اما وقتی سالن را پیدا و اجاره نمودیم هر دو غیبشان زد. بخاطر بیکاری پسرم به علی دائی زنگ زدم لحن صحبت او مرا از تماس خود پشیمان نمود. دلشکسته ام و با خاطرات خود زندگی می کنم.
نگران آینده هستم اما کاشکی وقتی کسی از دنیا می رود برخی ها برای خودنمائی در مراسمها شرکت نکنند. وقتی آلبوم عکسهای مجید را ورق می زنم بازیکنان نوجوانی را می بینم که این روزها در لیگ برتر مشغول فعالیت هستند و پول میلیونی میگیرند اما خبر ندارند که همسر مربی پایه ای آنها در چه وضعیت مالی بدی دست و پنجه نرم می کند .
پارس فوتبال: داستان گفتگوی تلفنی شما با یکی از شبکه های تلویزیونی خارج از کشور چه بود که برخی ها را ناراحت نمود ؟
وقتی از بیمارستان ترخیص شدم و به منزل برگشتم یک روز تلفن زنگ زد و یک نفر از من در رابطه با هزینه بیمارستان و نحوه ترخیص من پرسید . من هم حقیقت را گفتم. بعد از آن فهمیدم که صدای مرا از آن شبکه تلویزیونی پخش نموده اند. بعد از آن موضوع چند نفری که حتی جواب سلام مرا نمی دادند زنگ زدند و گفتند اگر مشگلی در زندگی داشتی چرا به ما نگفتی . هر چند دیگر حنای این آقایان برایم رنگی ندارد.
* در میان گفتگو با همسر مجید بنظرم آمد که او دیگر توانائی ادامه گفتگو را ندارد . وضعیت جسمی و روحی او مناسب نبود ضمن اینکه دکتر او تاکید کرده عصبانی نشود. برگشت به گذشته و خاطرات تلخ برای او خوب نبود این شد که رشته کلام را با شهرام بدست گرفتم و از او پرسیدم.
پارس فوتبال: شهرام شباهت عجیبی به پدر خود داری. برایمان از زندگی بدون پدر و با مادری بیمار بگو..
با دوندگی های فراوان مادرم ازدواج نمودم . دوستان پدرم به قولهای خود عمل نکردند. صادق درودگر را نمی شناختم . اما در مراسم پدرم کارهائی می کرد که فکر کردم سالهاست ما را می شناسد. از او راضی هستم. از حاج آقا بیوک مدیر درنا که وقتی فهمید بیکارم مرا در کادر فنی آن تیم مشغول بکار کرد. متاسفم که بخاطر مسایل مالی ترک تحصیل نمودم . متاسفم که برخی ها که عاشق دوربین و عکاس هستند جواب تلفن مادرم را نمی دهند از مادرم خواستم دیگر به آنها زنگ نزند.
زندگی ما در نبود پدرم تبدیل به روزمرگی شده و بی احترامی های برخی ها داغ ما را تازه می کند. ما برنامه ای برای سالگرد پدرم نداشته و نداریم چون توانائی مالی اینکار را نداریم حال اگر مراسمی گرفته شده یا گرفته شود زحمت دوستان گمنام پدرم است. همین که در نقاط مختلف کشور برخی اماکن را بنام پدرم مزین نمودند مرا آرام می کند و بخودم افتخار می کنم که چنین پدری داشته ام .
تتمه: وقتی خواستم منزل استیجاری مرحوم مجید سبزی را ترک نمایم ناخودآگاه این جمله از برنارد شاو به ذهنم خطور کرد:" زندگی افراد را در یک سطح قرار می دهد و مرگ افراد برجسته را هویدا می گرداند."
بنا برخواهش همسر آن مرحوم بسیاری از جفا و کم کاریهای باشگاه و دوستان اسمی مرحوم را از متن گفتگو پاک نمودم تا رنجش خاطری بوجود نیاید اما …
به راستی ما در کجای زندگی و دنیا هستیم و چه می کنیم؟ آیا گفتن کلمه نه بهتر ازعدم پاسخگوئی به یک درد مند نیست؟
اما آیا رواست باشگاهی مثل پرسپولیس و یا .....به فرزندان خود چنین کند و آیا آه بازماندگان و کسانی که چنین مورد بی مهری و جفا قرار گرفته اند بی پاسخ خواهد ماند؟
منبعl ([Only registered and activated users can see links])
ADEL OFFROAD
01-12-2010, 18:34
[Only registered and activated users can see links]
شیث رضایی مدافع جنجالی پرسپولیس همچنان در حالت تعلیق به سر میبرد. این بازیکن که محکوم به تمرین با تیم ب پرسپولیس شده است در مصاحبه ای جالب با مجله رونا کمی صریح تر درباره اتفاقات منجر به محرومیتش و همینطور روابطش با مربیان مختلف صحبت کرده است. شیث که در ابتدای مصاحبه می گوید عاشق اسمش است عقیده دارد اگر نامش چیز دیگری بود پنجاه درصد کمتر از حالا مشهور بود. او همچنین درباره پیراهن شماره سیزده ای که به تن می کند می گوید: شاید خیلی از فوتبالیست ها عقیده داشته باشند شماره 13 برایشان نحسی می آورد اما برای من برکت داشته، چون 13 رجب روز تولد حضرت علی است و من نه تنها دو رقم آخر موبایلم که روز تولدم و دو رقم آخر پلاک ماشینم هم همین شماره است.
شیث رضایی درباه حاشیه های دوران سر مربی گری افشین قطبی در پرسپولیس می گوید:
در زمان قطبی اشتباه کردم، جوانی کردم و مطمئنا مقصر اتفاقات خودم بودم اما قطبی هم سعی نکرد مرا عوض کند بلکه مسایل کوچک مرا خیلی بزرگ جلوه می داد.
به گزارش گل شیث در پاسخ به این سوال که آیا هنوز از قطبی ناراحت است می گوید: نه. اما قطبی از من دلخور است. البته من کار خاصی انجام ندادم ولی چوب شیطنت های درون تیمی را خوردم. در هفت بازی آخر از تیم اخراج شدم و در روزهای خوب پرسپولیس بیرون نشستم. حالا هم مطمئنم اگر قطبی همزمان مربی 100 تیم هم باشد مرا انتخاب نمی کند گرچه از نظر فنی او را قبول دارم و جزو 10 مربی برتر ایران می دانمش.
شیث همچنین درباره اشتباهش در داربی می گوید:
فوتبال همین است. وقتی اشتباه می کنی همه بازیهای خوبت زیر سوال می رود. من در داربی وقتی از بازیکنان استقلال توپ می گرفتم یک نگاه تند هم به آنها می انداختم تا بفهمند من بازیکن مختص داربی هستم! اما در صحنه گل به جز من علیرضا حقیقی و رضا نور محمدی هم در گل خوردن نقش داشتند. من هم 30 درصد اشتباه کردم ولی قربانی شدم.
به گزارش گل رضایی درباره دلایل اخراجش هم می گوید:
وقتی با علی دایی و حبیب کاشانی دور یک میز نشستیم و دایی دلایلش را گفت خشکم زد. او حرف هایی را به زبان آورد که فقط شنیده بود. در آن جلسه مجبور شدم به دایی برای برگشتن به تیم التماس کنم. شاید باور نکنید اما بعد از آن جلسه در ماشین گریه کردم چون این حق من نبود. البته من در زندگی ام فقط به خدا توکل می کنم. همین خدا بود که یک بچه روستایی را به اینجا رساند و به همین دلیل من قضاوت بین خودم و دایی را به خدا واگذار می کنم.
آخرین حرف کاپیتان دوم تیم پرسپولیس هم این است:
من از بنده خدا توقع کمک ندارم. اما در روزهای خانه نشینی خیلی ها را شناختم. برای آینده آماده ام و پای همه چیز هم می ایستم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
H U N T E R
28-12-2010, 18:53
عليرضا محمد، مدافع قرمزپوشان تهراني تعطيلات نيم فصل و اردوها و ديدارهاي تداركاتي پرسپوليس را فرصت خوبي براي دميدن روحي تازه به پرسپوليس ميداند و معتقد است در نيم فصل دوم بايد منتظر تيمي تحول يافته بود.
[Only registered and activated users can see links]
مدافع راست پرسپوليس درباره آخرين وضعيت تيم، گفت و گويي با سايت رسمي باشگاه داشته است كه در زير ميخوانيد:
با تعطيلات چه ميكنيد؟
سفري دو سه روزه به شمال داشتم و سعي كردم با روحيهاي تازه و آماده به تهران برگردم. ما براي شروع تمرينات نياز به استراحتي كوتاه داشتيم كه شكر خدا اين فرصت برايمان فراهم شد.
در تعطيلات تمرين هم داشتي؟
خير. انشاءا... از فردا استارت تمرينات دور جديد را ميزنيم. تعطيلاتمان اينقدر كوتاه بود كه در يك چشم به هم زدن تمام شد. البته من از امروز استارت تمرينات خودم را زدم و از فردا هم كه با تيم تمرين ميكنم.
گويا پيروزي در برابر سايپا در روحيه تيمي پرسپوليس، تاثير خوبي داشته است؟
صد در صد همينطور بوده. فكر ميكنم بعد از بازي با سايپا به شريط خوبي برگشتيم و حالا با روحيهاي مطلوب ميتوانيم در اردوها و به ويژه تورنمنتها شركت كنيم. پيروزي در برابر سايپا براي ما بسيار مهم و حياتي بود.
چرا اين برد را اينقدر مهم و حياتي ميداني؟
ببينيد! پشت پيروزي در برابر سايپا حرفهاي زيادي وجود داشت. عشق به پرسپوليس، عشق به كادر فني، دوندگي، يكدستي تيم و همدلي، همگي پيامهايي بود كه از دل اين بازي در آمد و حرف و حديثهاي زيادي را از بين برد. بازيكنها نشان دادند كه با همه وجودشان براي پرسپوليس بازي ميكنند و اگر مشكلات روحي و رواني وجود نداشته باشد، نتايج خوبي حاصل ميشود.
با اين تفاسير مشكلات پرسپوليس را روحي و رواني مي داني، نه فني، درست است؟
بله. پرسپوليس در نيم فصل اول مشكل آنچناني به لحاظ فني نداشت. تمام مشكل ما روحي و رواني بود كه شكر خدا با پيروزي در آخرين بازي، برطرف شد و روحيه خوبي به تيممان تزريق شد. من فكر ميكنم با پيروزي برابر سايپا و نمايش خوب در بازيهاي آينده جواب خوبي به منتقدان پرسپوليس داديم و خواهيم داد.
در نيم فصل اول امتيازهاي زيادي را از دست داديد و از صدر جدول فاصله گرفتيد، شرايط پرسپوليس را در نيم فصل دوم چطور ميبيني؟
مطمئن باشيد در نيم فصل دوم پرسپوليس جديدي را ميبينيد. فوتبال، فراز و نشيبهاي زيادي دارد و مطمئن باشيد مسائلي كه گريبان ما را در پايان نيم فصل اول گرفت، براي ديگر تيمها هم رخ ميدهد. يك تيم هميشه روي دور برد يا دور باخت نميماند و شرايط براي همه تيمها تغيير ميكند. من فكر ميكنم پرسپوليس با هماهنگي و يكدلي بازيكنان، ميتواند به روزهاي اوج برگردد و نتايج خوبي بگيرد.
منبع ([Only registered and activated users can see links]منتظر_پرسپوليسی_تازه_باشيد_/_محمد:_همدلي،_رمز_موفقيت_پرس پوليس_است/#More)
alibother
01-01-2011, 23:46
در واكنش به خبر رسوايي اخلاقي يك برزيلي در تهران
تياگو: دندانهايم را ارتودنسي كرده بودم نرفتم سر تمرين!
[Only registered and activated users can see links]
خبر رسوايي يك بازيكن برزيلي در منطقه سعادت آباد تهران باعث شد كه تا با توجه به كدهايي كه داده شده بود، نگاهها به سوي بازيكنان برزيلي كه عضو تيمهاي مطرح پايتخت هستند زوم شود.
همين موضوع بهانهاي شد تا با تياگو فراگو هافبك برزيلي پرسپوليس تماس بگيريم و با او در مورد اتفاقات اخير فوتبال صحبت كنيم.
خبري منتشر شده بود و طي آن در مورد افشاگري اخلاقي يك بازيكن برزيلي پايتختنشين صحبت شده بود. از اين موضوع خبر داري؟
بله. اين خبرها آنقدر زود ميچرخد و به گوش بقيه ميرسد كه نميتوان باور كرد. من در همان روزها همراه پدر، مادر و خانمم به اصفهان رفته بودم و با توجه به اين موضوع كسي نميتواند به من شك كند.
گفته بودند كه منزل اين بازيكن برزيلي در منطقه سعادتآباد است.
(خنده) اين به من مربوط نميشود. منزل من توي منطقه زعفرانيه و درست كنار سفارت برزيل است. الان هم ترجيح ميدهم تا در مورد اين مساله صحبت نكنم چون من يك فوتباليست هستم و ترجيح ميدهم تا به صورت حرفهاي كار خودم را دنبال كنم.
دليل اينكه در اولين تمرين پرسپوليس در روز چهارشنبه شركت نكردي چه بود؟
من دندانهايم را ارتودنسي كرده بودم و چون دچار مشكل شده بود نتوانستم همراه تيم تمرين كنم. با اينكه همراه خانوادهام به اصفهان رفته بودم، به خاطر تمرين پرسپوليس به تهران برگشتم ولي اين مشكل باعث شد تا نتوانم همراه پرسپوليس تمرين كنم.
تمام تلاشم را ميكنم هرچه زودتر به جمع پرسپوليسيها ملحق شوم. البته براي اين كه حرف و حديثي درست نشود ديروز به تمرين پرسپوليس رفتم.
فكر ميكني كه چرا پرسپوليس دچار اين بحرانها شد؟
نميدانم... ميگويند اينجور اتفاقها براي تيمهاي بزرگ در تمام دنيا ميافتد ولي من نميدانم چرا پرسپوليس دچار چنين شرايطي شده. ما در تمرينات خوب هستيم و به خوبي تمرين ميكنيم، فقط در روز مسابقه است كه پرسپوليس دچار مشكل ميشود و اين اتفاقها ميافتد.
خيلي از هواداران پرسپوليس دوست دارند تا تو به ميدان بروي و بازي كني ولي...
من مثل هميشه سرحال و آماده هستم. من يك بازيكن حرفهاي هستم و كار خودم را ميكنم. نميخواهم از خودم تعريف كنم ولي به نظر آنهايي كه در تمرينات حاضر هستند، من جزو بازيكناني هستم كه بهتر و پرانگيزهتر از بقيه تمرين ميكنم. اينكه من به ميدان بروم و بازي كنم دست سرمربي تيم است و اوست كه بايد تصميم نهايي را بگيرد.
شما فقط همين را بدانيد كه ما با قدرت در پرسپوليس تمرين ميكنيم و خودمان را براي بازيها آماده ميكنيم. به طور مثال در اين اواخر اكثر تيمها به مرخصي رفته و از تعطيلات استفاده كردند ولي ما فقط به خاطر پرسپوليس و اينكه بتوانيم تمرينات بهتري داشته باشيم، روزهاي كمتري براي مرخصي داشتيم و حتي خيلي زود به تمرينات برگشتيم.
فكر ميكني پرسپوليس از اين وضعيت نجات پيدا كند؟
اين را بدانيد كه پرسپوليس تيم بزرگي است و ما همه تلاش ميكنيم تا اين تيم به جايگاه اصلياش برگردد.
ما ميدانيم پرسپوليس يك تيم بزرگ است شما چطور؟
راستش را بخواهيد آن اول كه به ايران آمدم و با پرسپوليس قرارداد بستم، شناخت خاصي از پرسپوليس نداشتم. راستش نميدانستم كه پرسپوليس چه تيمي است و تا چه تعداد هوادار دارد. اما پس از حضور در تهران بود كه همه چيز عوض شد. وقتي به تهران آمدم و همراه پرسپوليس به استاديومها رفتم شناخت بيشتري از اين تيم پيدا كردم و وضعيت فرق كرد.
چطور؟
من 202 بازي در سري A برزيل دارم و در تيمهاي خوبي بازي كردهام ولي ماجراي پرسپوليس با بقيه فرق ميكند. اگر در آن بازيها و در برزيل يك تيم پنجاه هزار نفر هوادار دارد، پرسپوليس در خود ايران 20 ميليون طرفدار دارد.
اين خيلي كار را سخت ميكند. همه بايد ارزش پرسپوليس را بدانيم و حواسمان را جمع كنيم. بايد اندازه پرسپوليس را به خوبي بفهميم و بدانيم كه در اين تيم براي كسب رضايت هواداران كار سختي پيش رو داريم.
در مورد ماجراي استعفاي دايي و بازگشتش به اين تيم چه صحبتي داري؟
با توجه به خبرهايي كه در مورد دايي ميدانم و شنيدهام او بازيكن بزرگي بوده و جزو اسطورههاي ايران محسوب ميشود. دايي سرمربي پرسپوليس است و من از اينكه ميبينم او به تيمش برگشته خوشحال هستم.
و حرف آخر؟
از اينكه هواداران پرسپوليس نسبت به من لطف دارند و مرا تشويق ميكنند واقعا خوشحال هستم و اميدوارم كه بتوانيم محبت آنها را جبران كنم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
HAMID BARCA
25-01-2011, 18:06
[Only registered and activated users can see links]
در اين تيم هر كس ادعاي تعصب دار بيايد با من روبرو شود / براي دايي متاسفم كه گوش به فرمان فردوسي پور است
بگذاريد يك چيز را رك و پوست كنده بگويم . پيراهن پرسپوليس را مفت بدست نياوردم كه با توي كار سرمربي گذاشتن آنرا از دست بدهم. بابا به كي بايد بگويم در آن بازي زير فشار آن همه گل دريافت كرده آيا ديگر فكري هم براي من باقي مي ماند كه بخواهم به فكر بازوبند باشم.
شيث رضايي باز هم اخراج شد اين بار به دليل توهين به تماشاگران. او مدت ها سكوت اختيار كرد. حتي در زمان اخراج از پرسپوليس و گرفتن بازوبند كاپيتاني تلفن همراهش را خاموش كرد تا با حرف هايش حاشيه اي ايجاد نكند اما اين مسائل كوچكترين تاثيري روي علي دايي نداشت تا او باز هم حكم اخراج رضايي را بدهد. شيث اين بار تصميم گرفته صحبت كند و ناگفته ها را به زبان بياورد.
ظاهرا دوباره دچار دردسر شدي؟
اين طور مي گويند. مثل اين كه سايت رسمي باشگاه هم خبر اخراج من را زده.
چرا دوباره اخراج؟
نمي دانم. اين را بايد از علي دايي بپرسيد.
مي گويند كه به يك هوادار فحش دادي؟
من به هوادار فحش بدهم؟ اصلا تو اين حرف را باور مي كني؟
اما مي گويند اين طور است.
با يك نفر بحثم شد. جالب است همه بچه ها و اعضاي تيم هم مي دانند آن فرد هوادار نيست.
پس چه كسي بود؟
يك استقلالي بود كه حرفهاي نامربوط به من مي زد و هر چه لايق خودش بود را به من گفت. از بچه هاي تيم بپرسيد اگر حرفي غير از اين زدند من تسليم هستم. من به عشق پرسپوليس و هوادارانش پيراهن اين تيم را برتن مي كنم و همه سختي اين كار را به جان خريدم آن وقت بيايم و به يك هوادار فحش بدهم؟
به هر حال كه به اين دليل اخراج شدي.
بار اول نيست كه اين اتفاق مي افتد
مي گويند دايي با تو مشكل دارد؟
فقط مي دانم من با او مشكلي نداشته و ندارم
يعني مي گويي بين شما اختلافي نيست؟
به خدا من با او اختلافي ندارم. علي دايي سرمربي تيم است و من هم در خدمت تيم. بگويد بازي كن با تمام وجودم بازي مي كنم و بگويد بازي نكن مي روم و روي نيمكت مي نشينم. مگر تا امروز غير از اين بوده؟
دايي بازي ات نمي دهد و در اين مدت هم به هر بهانه اي تو را از تركيب بيرون گذاشت . اين مي تواند براي يك فوتباليست پايان راه تلقي شود.
همه من را مي شناسند. مي دانند به خاطر پرسپوليس و هوادارانش هر كاري را مي كنم. يادتان هست زمان قطبي هم همين مسائل بود. در نهايت از تيم هم كنار گذاشته شدم. من هم همان روز قسم خوردم كاري مي كنم كه خودشان دوباره به دنبالم بيايند. ديديد در صبا از جان مايه گذاشتم و جلوي استقلال همه جوره تلاش كردم و بالاخره به تيم محبوبم برگشتم. من يكبار اين راه را رفته ام واز رفتن دوباره آن هم ترسي ندارم. هرگز هم به اين فكر نمي كنم كه به پايان راه رسيده ام.
مي گويند تو در تيم در كار دايي مي گذاشتي. يا حاشيه هايي مانند بستن بازوبند روي مچت و ... بوجود مي آوردي.
بگذاريد يك چيز را رك و پوست كنده بگويم . پيراهن پرسپوليس را مفت بدست نياوردم كه با توي كار سرمربي گذاشتن آنرا از دست بدهم. بابا به كي بايد بگويم در آن بازي زير فشار آن همه گل دريافت كرده آيا ديگر فكري هم براي من باقي مي ماند كه بخواهم به فكر بازوبند باشم. همه گفتند شيث به بازوبند توهين كرد. چرا بايد اين قدر بي معرفت باشند كه حال و روز ما را درك نكنند و چنين حرفهايي بزنند. بگذار خيالت را راحت كنم علي دايي همان زمان روي بسياري از مسائل كه دوست ندارم الان آن را باز كنم نسبت به من حساسيت داشت. خودم اين موضوع را حس مي كردم اما هميشه مي گفتم كه گذر زمان شرايط را تغيير مي دهد. خيلي سعي كردم كه سوء تفاهمات را برطرف كنم اما نشد. تلاش كردم تا فاصله اي ميان من و بازيكنان بوجود نيايد اما اين اتفاق هم نيفتاد. حرف بردند و آوردند. مي توانستيم يك بار من و دايي رودررو سوء تفاهمات را برطرف كنيم اما آنقدر فاصله ها را زياد كرده بودند كه اين امكان هم فراهم نشد و هر وقت مي خواستم طرفش بروم او رويش را برمي گرداند.
چه كساني اين فاصله را زياد كرده بودند؟
اگر قرار بود همه چيز را بگويم كه مدتها قبل گفته بودم. پيش خودم هزار بار گفتم مبادار حرفي بزنم كه پرسپوليس وارد حاشيه شود. به خدا من مي دانستم اين مردم وقتي تيم محبوبشان در زمين مي بازد چقدر عذاب مي كشند. كافي بود من حرف بزنم و آن وقت اگر تيم وارد حاشيه مي شد هواداران من را نمي بخشيدند.
واقعا اختلافات ميان تو و دايي مربوط به كدام زمان است؟
من كه گفتم اختلافي با او ندارم.
اختلاف دايي با تو مربوط به چه زماني است؟
راستش را بخواهيد مربوط به اردوي آلمان است. اتفاقي كه در اردو افتاد و از بخت بد من كريم باقري ،كاپيتان اول تيم در آنجا حضور نداشت.
حالا موضوع چه بود؟
اجازه بدهيد اين مسائل پيش خودم بماند. فقط اين را مي گويم كه دايي از من خواست تا آمار 2بازيكن را بگيرم اما يكسري اتفاقات باعث بروز سوء تفاهماتي شد و از همان روز اين اختلافات پيش آمد.
مثل اين كه كاپيتان بودن تو هم خيلي برايت دردسرساز شده ؟
قبلا اين طوري نبود. امسال اين همه مشكل ساز شد. اي كاش آقا كريم مي ماند.
اما خيلي از همين همبازيانت به دايي گفتند تعصب نداري و شيث توي كار تيم مي گذارد.
مي دانم. تمام اين ها را مي دانم. خيلي حرفها هست كه آنها را توي دلم نگه داشته ام. اما غير از آقا كريم كه بزرگ همه ماست هيچكدام از اين ها نمي توانند مدعي شوند كه از شيث رضايي با تعصب تر هستند. هر كس اين ادعا را دارد بيايد چشم در چشم من بگويد كه از من پرسپوليس را بيشتر دوست دارد.
به هر حال بعد از ديدار دربي اين صحبت ها مطرح شد.
نمي دانم تا كي بايد تاوان آن يك لحظه را پس بدهم. خداراشكر كه هواداران بهترين قاضي هستند و مي دانند شيث رضايي چه حساسيتي به استقلال دارد و سرش را هم در اين بازي جلوي توپ مي گذارد.
اما در آن لحظه؟
چطور بايد بگويم كه در آن لحظه خدا با آنها يار بود؟ من همه زورم را زدم اما به توپ نرسيدم. به خدا اين بازي امكان دارد براي هر كسي بيفتد. علي دايي بهترين مهاجم ايران بود اما همه توپهايش كه گل نمي شد. بزرگترين مدافعان جهان هم يك لحظه اشتباه مي كنند. يعني آنها بي تعصب هستند؟
وقتي اولين بار اخراج شدي چرا نرفتي؟
كجا مي رفتم؟ من كه گفتم عاشق پرسپوليس هستم . چرا بايد به اين تيم پشت مي كردم و مي رفتم؟
مثل اين كه از چند تيم هم پيشنهاد داشتي؟
بله داشتم اما قرار نبود جايي بروم. به خاطر عشقم ايستادم. به من گفتند بي تعصب واي به حال اين كه راحت همه چيز را ول مي كردم و مي رفتم. مديران آن باشگاه ها حي و حاضر هستند و مي توانيد از خودشان بپرسيد چه رقم هايي پيشنهاد شد كه هر كسي را وسوسه مي كرد. اين پيشنهادها اگر به آنهايي كه ادعاي تعصب مي كنند داده مي شد به خاطر 50 ميليون بيشتر مي رفتند..
و بالاخره برگشتي؟
به هر حال تيم نتايج بدي گرفت و به رغم اين كه گفته بودند روي سكوها هم كسي من را تشويق نكند مردم خواهان بازگشتم شدند اما ديديد كه چه شد.
چه شد؟
هيچي. 2 روز با تيم تمرين نكرده من را در تبريز در تركيب اصلي گذاشتند . شكر خدا در آن بازي خوب كار كردم. بازي بعد مقابل صبا با اين كه مريض بودم و به دكتر زرينه گفته بودم دايي از من استفاده كرد. بعد هم آمد و گفت بچه هاي صبا به او گفته اند شيث به او فحش داده. خداوكيلي اين انصاف است؟ يعني تمام بارشكست بايد گردن من مي افتاد؟ اگر من نبودم چه مي خواستند بگويند؟
از اين كه بازوبند كاپيتاني را از تو گرفته اند ناراضي نيستي؟
اگر بگويم ناراضي نيستم دروغ گفته ام. ناراحتم و اين اتفاق را يك توهين براي خودم تلقي مي كنم. نمي شود در طول يك فصل بزرگتر يك تيم باشي و بعد تو را در رديف آخر قرار دهند. آن انتخابات هم شبيه نمكي بود كه روي زخم پاشيده شد.
خواست دايي بود؟
با آن همه سوء تفاهم كاري غير از اين مي كرد تعجب آور بود.
در آن راي گيري دقيقا چه اتفاقي افتاد؟
آمدند و برگه هايي را به بچه ها دادند و گفتند راي بدهيد.
اما مثل اين كه اتفاقات ديگري هم افتاده كه نمي خواهي بگويي؟
اگر قرار بود همه اتفاقات گفته شود خود باشگاه مي گفت.
خواست دايي از بچه هاي تيم چه بود؟
فقط قبل از راي گيري گفت به كسي راي بدهيد كه مورد نظر من است. با اين حرفها حتي خودم هم جرات نكردم كه به خودم راي بدهم
قبل از برگزاري انتخابات چه حسي داشتي؟
نمي توانم بازگو كنم. دوست داشتم دايي فقط يكساعت با من خلوت مي كرد و به كاپيتان تيم خودش مي گفت چه توقعاتي دارد و چه چيزي از من مي خواهد. اما او هرگز حاضر نشد در اين مورد با من صحبت كند. واقعا يعني سهم من يكساعت صحبت كردن با سرمربي نبود؟
با اين كه مي گويي با دايي اختلافي نداري ما از لابه لاي حرفهايت چيز ديگري برداشت مي شود.
شايد من دلخور باشم اما بازهم مي گويم هيچ اختلافي با او ندارم. مثلا سر قضيه بازوبند دلخورم كه چرا به جاي حرف زدن با من بايد به حرفهاي يك گزارشگر گوش كند.
منظورت كدام گزارشگر است؟
عادل فردوسي پور. بعضي اوقات طوري راجع به مسائل صحبت مي كند كه انگار با برخي مشكل شخصي دارد گاهي اوقات تا زدن ريشه طرف پيش مي رود. آن روز هم دائم در مورد بازوبند حرف زد و اين مساله را حساس كرد. من توقع داشتم بعد از آن قضيه ، دايي چند كلمه با من حرف بزند اما اين كار را نكرد. من مي خواهم مردم در اين مورد خودشان قضاوت كنند. آيا توجه كردن به حرف يك گزارشگر و تاثيرات خاص برنامه اش كار درستي بود يا شنيدن حرف يك بازيكن و كاپيتان؟
مي گويند با بعضي از بازيكنان تيم قهر هستي. درست است؟
قهر نيستم اما اي كاش وظيفه يك هم بازي را انجام مي دادند . اميرحسين صادقي كه بازيكن استقلال است زماني كه از تيم اخراج شدم از من حمايت كرد. كاري كه همبازيانم براي من انجام ندادند. اين مسائل است كه آدم را آتش مي زند. خدا مي داند هميشه پشت همبازيانم را گرفته ام. حتي روز قبل از دربي با دايي صحبت كردم و گفتم اين بچه ها به جاي اين كه با جان و دل براي تو كار كنند از تو مي ترسند. نگذار اين قدر از تو بترسند. اما ديديد چه شد و بعد از دربي من اخراج شدم.
مي گويند يكي از مشكلات جديد تو با دايي با تو اين بود كه به جاي اين كه بگويي مي خواهي به شمال بروي به او گفتي به كيش مي روي.
اين هم از آن حرفهاست. دايي وقتي دفعه اول من را اخراج كرد گفت بچه هاي تيم به گوش من رسانده اند كه به او فحش داده ام. چند وقت بعد آمد و گفت بازيكن حريف آمده گفته شيث به من فحش داده . حالا هم آمده مي گويد كه به هواداران فحش دادم. براي خودتان جالب نيست؟ او فقط دنبال بهانه است تا من را كنار بگذارد.
پس تو هميشه مقصر دائمي هستي؟
قطعا. اگر دقت كنيد خودتان متوجه مي شويد. پرسپوليس در اين فصل بدترين نتايج تاريخ فوتبالش را گرفته اما هميشه 3 عامل بابت اين شكست ها معرفي مي شوند. داور ، شيث و ليدرها! يعني ما هيچ مشكل فني نداريم و هميشه اين سه عامل باعث باخت مي شوند؟
حالا چه مي كني؟
هيچ. با حبيب كاشاني صحبت مي كنم تا ببينم چه مي شود.
از پرسپوليس مي روي؟
تا الان كه نمي خواهم بروم. بدترين برخوردها را ديدم اما فكر رفتن نكرد. اگر باشگاه بخواهد بايد بروم.
همين؟
چه بايد بگويم؟ من بازيكن پرسپوليس هستم و تابع نظر باشگاه. بگويند برو مي روم. شك هم نكن اگر بروم كاري مي كنم كه دوباره به اين تيم برگردم. من اين تيم و هوادارانش را با هيچ چيز عوض نمي كنم و منتظر فرصت براي بازگشت خواهم بود فقط دوست دارم هواداران اين را بدانند.
چه چيزي را؟
اين كه هيچ وقت در كار پرسپوليس نگذاشتم و هرگز به هيچ هواداري توهين نكردم. چه در اين تيم باشم و چه نباشم عاشق پرسپوليس و هوادارانش هستم و حتي اگر همه براي حذف من تلاش كنند در آينده به من خواهند گفت پيشكسوت پرسپوليس و اين براي من افتخار است.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
ناگفتههاي زندگي علي دايي؛ عاشق شدم و از ايران نرفتم/ از همان اول خوشتيپ بودم/ ترسي از مرگ هم ندارم.
[Only registered and activated users can see links]
علي دايي در گفتوگويي خواندني با مجله زندگي ايدهآل حرفهاي جالبي درباره زندگي شخصي خود به زبان آورده. بدون هيچ مقدمهاي اين مصاحبه را بخوانيد:
سايت گل - به هركس كه ميگويد زندگي تقدير است و شانس، به هر كه ميگويد با تلاش نميتواني بهجايي برسي، و به هر كه ميگويد موفقيت و پيشرفت سقفي دارد، علي دايي را نشان بدهيد. او يك نمونه جهاني از موفقيت، براي همه آنهايي است كه منكر اراده انساني هستند. كسي كه خودش را ساخته است. نه با تكيه بر شانس و حتي نه با استفاده از استعداد خداداده. اگر گمان ميكنيد علي دايي يك فوتباليست ژني است، مطمئنا تمرينات طاقتفرساي او را نديدهايد. بازيكني كه حتي وقتي در اوج بود، از همه همبازيان تازهسال و كمتجربهاش بيشتر و سختتر تمرين ميكرد. براي همين هم بود كه به بالاترين درجه فوتبال رسيد. جايي كه هيچ فوتباليست ايراني براي سالها خوابش را هم نخواهد ديد؛ بازي در ليگ قهرمانان اروپا و گل زدن به بزرگترين تيمهاي اروپايي، درخشش در تيمي مثل بايرن مونيخ، حضور در دو جام جهاني با تيم ملي ايران و زدن بيش از 100 گل ملي، كه ركوردي جاودانه است. علي دايي چه در دوران بازيگري و چه روي نيمكت مربيگري، شخصيتي بزرگ و كاريزماتيك بوده است. يك افتخار براي فوتبال ايران كه در تمام دنيا ميشناسندش و يك چهره موفق، چه در تحصيل و چه در تجارت. او يك الگوي تمام عيار براي هر كسي است كه بهدنبال مسير پيشرفت ميشود. عرق ريختن، نگاه درست و هوشمندانه به قله و باز هم عرق ريختن.
با علي دايي درباره راز و رمز صعودش صحبت كردهايم. او به ما ميگويد كه نسخه هيچ دعانويسي در كار نيست. معمايي در كار نيست، جز همان كلمه جادويي: اراده!
چشمم دنبال مال و ناموس كسي نبوده
يكي از چيزهاي مهمي كه در رسيدن به جايگاه امروزي و موفقيتم خيلي به من كمك كرد، اين بود كه از اولش هم چشمم دنبال مال و ناموس كسي نبود. اگر اينطوري زندگي كردي، مطمئن باش به همهچيز ميرسي. چشم و دل پاك داشتن، ابزار رسيدن به موفقيتاند. وقتي انسان مال حلال به دست بياورد، مطمئنا خدا هم به مالش بركت ميدهد. خود من كه هميشه از خدا خواستم نعمتهايي كه در زندگي نصيبم ميكند، به او نزديكترم كند و همراه با ثروت و نعمتهايش، روش درست مصرف كردن و جنبه داشتنشان را هم به من بدهد. خيليها را ميشناسم كه با وجود داشتن امكانات و ثروت زياد اما جنبه و ظرفيت كافي را نداشتند وبه كجراهه رفتند! خود من با وجود داشتن امكانات كامل ولي هميشه از خيلي مسائل چشمپوشي كردم! مثلا به فرض آدمي كه هيچگونه امكانات و ثروتي نداشته باشد، مشخص است كه نميتواند كاري از پيش ببرد، بنابراين نميتواند ادعا كند بخاطر خدا خيلي از كارها را انجام نداده چون شرايطش را نداشته؛ اينكه فايده ندارد! اين مهم است كه شرايط و امكانات انجام هر كاري را داشته باشي اما دست از پا خطا نكني؛ اگر اينطوري امتحان شدي، آنموقع ميتواني ادعاي پاكي و خداپرستي كني.
از زندگي بايد نهايت لذت را برد
هميشه و در همه شرايط، از خداوند بخاطر تمام نعمتهايي كه به من و خانوادهام داده سپاسگزارم و همواره تا جايي كه توان داشتهام تلاش كردم تا خودم، خانوادهام و اطرافيانم امكانات خوبي در زندگي داشته باشيم و از زندگي نهايت لذت ممكن را ببريم.
هيچوقت پيش خودم احساس نكردم شخصيت خيلي مهمي هستم، اصلا خودم را در حدي نميبينم كه از زبان يك فرد موفق بخواهم به طرفدارانم توصيهيي بكنم! اما يك توصيه خيلي مهم براي همه، بويژه جوانترها دارم؛ اگر ميخواهيد در زندگي به جايگاهي برسيد و عاقبت بهخير شويد، هميشه احترام پدر و مادرتان را نگه داريد. اين، نظر شخصي من است كه انسان هر آنچه را كه در طول زندگياش به دست ميآورد، بخاطر وجود پدر و مادرش است. هر جايي هم كه بروي، باز هم به اين قضيه ميرسي كه هيچكس اندازه اين 2 موجود، دلش برايت نميسوزد و واقعا دوستت ندارد. اگر از تو رضايت داشته باشند، مطمئن باش خدا هم درهاي زيادي را به رويت باز ميكند. خود من بارها در زندگيام آدمهايي را ديدم كه بخاطر دعاي خير پدرومادرشان، به همهجا رسيدهاند، البته برعكسش را هم زياد ديدم!
در مكتب ما شكست معنايي ندارد
ما به اين دنيا آمديم تا براي چيزهايي كه ميخواهيم و دوست داريم به دستشان بياوريم، تلاش كنيم و بجنگيم. زندگي فراز و نشيبهاي زيادي دارد. هيچ موقع نميتواني از جايگاهي كه داري مطمئن باشي. ممكن است يكشبه از بالا به پايين بيفتي يا بالعكس. خود من در زندگي پدرم، اين بالا و پايين بودنها را ديدم و لمس كردم. هميشه در زندگيام بخاطر رسيدن به موفقيت تلاش كردم و اتكايم فقط به خداوند بوده است. در مكتبي كه درس خواندم و بزرگ و تربيت شدم، شكست معنايي ندارد البته شكست هميشه وجود دارد اما يك اتفاق مقطعي است و انسان هميشه توانايي بلندشدن و پيشرفت دوباره را دارد. اصلا ما به دنيا آمدهايم كه با سختيهاي زندگي دستوپنجه نرم كنيم و از سر و كله هم بالا برويم! اگر اين كارها را هم نكنيم كه وقت نميگذرد (خنده!)
دانشگاه بدون كلاس تقويتي؟!
روزي كه براي تحصيل به تهران آمدم و در دانشگاه شريف پذيرفته شدم، حتي تصور هم نميكردم روزي به چنين جايگاهي برسم! بزرگترين عاملي كه باعث شد من بدون زدن حتي يك تست كنكور و بدون اينكه به كلاسهاي تقويتي و... بروم، در يكي از بهترين دانشگاههاي ايران قبول شوم و مدرك مهندسي بگيرم، وجود پدر عزيزم بود كه از كودكي به من ميگفت بايد مهندس شوي. علاوه بر اينكه مدرك مهندسيام را گرفتم، تحصيلاتم به پيشرفتم در فوتبال، بسيار كمك كرد. خدا را شكر كه در اين مسير سختي كه متاسفانه نميتواني دوست و دشمنت را از هم تشخيص دهي و خيليها نميخواهند بزرگشدن و موفقيتت را ببينند، تا حالا ادامه دادم و جنگيدم. از خدا هم ميخواهم هميشه در ميان مردم سربلند بوده و عمر با عزت داشته باشم.
فقط در بعضي موارد موفق بودهام!
هيچوقت نميتوانم بهخودم نمره موفقيت بدهم چون موفقيت جنبههاي مختلفي دارد. علي دايي در بعضي موارد موفق بوده اما مواردي هم هست كه بايد در آنها به موفقيت برسد. از اين نظر كه به عنوان يك جوان شهرستاني از اردبيل به تهران آمدم و تحصيل كردم، روي پاي خودم بودم و به غيراز خدا و خانوادهام كسي را نداشتم و توانستم در اين جامعه خودم را به اين مرحله برسانم، راضيام اما موفقيت، فقط در ظواهر و ماديات نيست. اگر همه زمينهها را درنظر بگيريم، نمره دادن خيلي سخت ميشود و بهنظرم مردم بايد به من نمره بدهند، نهخودم.
ماديات و معنويات را با هم ميخواهم
بهنظرم موفقيت مادي و معنوي هر 2 لازم و ملزوم يكديگرند و بهشخصه هميشه دوست داشتهام هر 2 آنها را به دست بياورم. هيچوقت اين درست نيست كه انسان بگويد من از تمام مسائل مادي چشمپوشي ميكنم و فقط معنويات مهم است يا بالعكس! چون اگر قرار بود اينطور باشد، خدا اين همه نعمتها و زيباييهاي مادي را نميآفريد. خداوند همه نعمتها را براي انسانها گذاشته تا لذت ببرند اما آن چيزي كه اهميت دارد روش صحيح و درست رسيدن به ماديات و بعد از آن، درست استفادهكردنشان است. هميشه گفتهام انساني موفق است كه زندگي را با تمام ابعادش دوست داشته باشد و خودم هم هميشه سعي كردهام همه مسائل را در حد متعادل رعايت كنم و تكبعدي به زندگي نگاه نكنم.
بهخودم افتخار ميكنم، چون...
شايد از لحاظ مادي در برابر خيليها هيچي نداشته باشم اما افتخارم اين است كه بخاطر بيزينسهايم، 100 خانواده ميتوانند در كنار من نان بخورند و در چرخه زندگيشان موثر باشم. حتي دعاي يكي از اين خانوادهها هم، براي من كفايت كرده و مرا براي انجام كارهاي ديگر تشويق ميكند.
زندگي من براي همه رو است
اگر بخواهيد از نظر ميزان ثروت حساب كنيد، خيليها را ميشناسم كه در برابرشان اصلا به حساب نميآيم اما مثلا ميترسند يك ماشين خوب سوار شوند تا خدايي ناكرده مردم از ثروتشان خبردار شوند و يك وقت چشم بخورند! همه مردم از نوع زندگي و ميزان ثروتم خبر دارند، من تمام زندگيام براي مردم رو است. مردم از همه مغازههاي من، اتومبيلهايم و... خبر دارند و من چيزي براي قايمكردن از آنها ندارم. مگر نهاينكه همه ما تلاش ميكنيم تا زندگي خودمان و خانوادهمان در رفاه و آرامش باشد؟ من هم مثل بقيه؛ هميشه تلاش كردم تا از پولي كه به دست ميآورم، نهايت استفاده را بكنم و لذتش را ببرم. دوست دارم خودم و خانوادهام از امكاناتي كه داريم لذت ببريم.
به جايگاه امروزم قانع نيستم
بهنظرم در زندگي هيچ آدمي سقف يا انتهايي وجود ندارد و هميشه براي پيشرفت مسير باز است. وقتي ميبينم بعضي از فوتباليستهاي امروزي مثلا يك خانه 100 متري ميخرند و ميگويند ديگر به همهچيز رسيدم و آرزويي ندارم، تعجب ميكنم! زندگي من سقفي ندارد. دوست ندارم در كار و زندگيام در جا بزنم. در مربيگريام هم به اين جايي كه هستم راضي نيستم؛ حالاحالاها بايد در زندگي شخصي و فوتباليام پيشرفت كنم. مطمئنا دوست دارم روزي مربي يكي از بزرگترين تيمهاي جهان باشم. هر روز بعد از تمام شدن تمرينمان، ميروم منزل و فيلم تيمها را ميبينم، بازيها را آناليز ميكنم و با مطالعه و رفتن به اينترنت، سعي ميكنم دانشم بهروز باشد و سطح اطلاعاتم را بالاتر ببرم. من حالاحالاها بايد پيشرفت كنم و به جايگاه امروزم راضي نيستم.
جديام، يعني مغرورم؟!
شايد بعضيها گمان كنند علي دايي غرور كاذب دارد! اما چنين چيزي اصلا صحت ندارد. اگر انسان در زندگي احساس تكبر كند، خيلي زودتر از تصورش زمين ميخورد. هميشه چه زماني كه فوتبال بازي ميكردم و چه الان كه مربي شدهام، در كارم جدي بودهام و اين موضوع، هيچ ربطي به غرور و تكبر ندارد. اگر خود من در كارم جدي نباشم كه همه از سر و كولم بالا ميروند و نميشود تيم را جمع كرد! مطمئن باش اگر در كارت جدي نباشي به موفقيت نميرسي.
نميتوان با ميلياردها پول هم محبوب شد
براي من همين بس است كه بدانم يك نفر در دلش مرا دوست دارد، اين براي من خيلي ارزش دارد. ميشناسم آدمهايي را كه حاضرند پولهاي ميلياردي خرج كنند تا محبوب و مشهور شوند اما آخرسر هم اين اتفاق برايشان نميافتد، پس محبوب بودن پيش مردم، چيزي نيست كه بتواني آن را با پول بخري. خدا را شكر كه مردم هميشه به من لطف داشتند و محبتهاي آنها هميشه به من دلگرمي داده است.
آرزوهاي خندهدار من
هرگز در زندگيام به چيزي يا شخص خاصي غبطه نخوردم و تا آخر عمرم هم مطمئنم اين اتفاق برايم نميافتد. شايد وقتي جوانتر بودم، خيلي آرزوها داشتم كه نسبت به زمان خودشان خيلي آرزوهاي بزرگي بودند و الان وقتي به آنها فكر ميكنم خندهام ميگيرد اما هيچوقت به چيزي غبطه نخوردم. من مصداق ضربالمثل از تو حركت از خدا بركت را در زندگيام لمس كردم. اگر انسان در راه درست حركت كند، خدا هم به او بركت ميدهد. شايد براي رسيدن به خواستههايش زمان زيادي بگذرد اما پلهپله به تمام آرزوهايش ميرسد.
نااميد نه ولي سرخورده شدهام
هيچوقت بخاطر شكست يا يك اتفاق بد نااميد نشدهام، يعني اسمش را نااميدي نميگذارم، اگر بگوييم يك نوع سرخوردگي بهتر است. مسلما در زندگي همه آدمها پيش ميآيد كه بخاطر برخي مسائل، سرخورده شوند. هيچوقت نشده بخاطر يك شكست در مرحلهيي از زندگيام، بگويم من فلان شكست را خوردم، پس ديگر نميخواهم ادامه دهم و براي هميشه قيدش را ميزنم! وقتي براي اتفاق يا شكستي احساس ناراحتي ميكنم و سرخورده ميشوم، از راهنماييهاي دوستانم استفاده ميكنم و آنها هم با دلگرميهايشان، باعث ميشوند از فضايي كه در آن هستم جدا شوم البته من دوستان زيادي ندارم اما با همين تعدادي هم كه رابطه دارم، ميدانم دوستم دارند و برايم مايه ميگذارند.
عشقي كه مانع از مهاجرتم شد
با وجود اينكه مطمئنم اگر در يك كشور ديگر به دنيا ميآمدم شرايط و روزگارم با حال حاضرم خيلي متفاوت بود اما هميني كه هستم را دوست دارم. وقتي به مجامع بينالمللي ميروم، ميبينم چه عزت و احترامي برايم قائل ميشوند اما ابراز احساسات يك آدم عادي در كشور خودم را با هيچچيزي مقايسه نميكنم. به ايراني بودنم افتخار ميكنم و عاشق مردم وطن و كشورم هستم و با وجود قدرنشناسيها و ناملايماتي كه بعضي اوقات ميبينم اما در كل راضيام. همين الان ميتوانم بدون هيچگونه مشكلي خانوادهام را به هر كشوري كه ميخواهم ببرم و باقي عمرم را همانجا بگذرانم اما عشق به مردم و كشورم و عشقي كه آنها به من ميدهند، هميشه مانع از اين تصميم شده است.
محاسن و معايب شهرت از نگاه من
شهرت در زندگي علي دايي، گاهي خوب بوده و گاهي نه؛ خيلي جاها به واسطه شهرتي كه داشتم، كارهايي كه مثلا براي آدمهاي معمولي يكماه طول ميكشيده، براي من 2روزه انجام شده ولي بعضي جاها هم همين شهرت باعث شده به من جور ديگري نگاه شود و اگر شهروند معمولي بودم، برايم بهتر بود. به هر حال شهرت جنبههاي مثبت و منفي دارد اما در هر صورت محاسنش بهتر از معايبش است و همينكه مردم در خيلي جاها لطف و محبت دارند خوب است البته هيچوقت دوست نداشتهام از اين امتيازم سوءاستفاده يا حق كسي را ضايع كنم بلكه هر چه بوده لطف خود مردم بوده كه شامل حالم شده است.
بايد از اشتباهها درس زندگي گرفت
مطمئنا هيچكس نميتواند بگويد من در طول 24 ساعت يك روزم، هيچ اشتباهي مرتكب نشدهام و نميشوم، ديگر چه برسد به تمام زندگي. زندگي انسانها پر از اشتباه است و درس گرفتن از همين اشتباههاست كه باعث پيشرفت در زندگي ميشود. خود من هم مثل همه مردم، بارها در زندگيام دچار اشتباه شدهام و بعضي وقتها كه به آنها فكر ميكنم، ميگويم اگر فلان كار را نميكردم، الان اينطوري ميشد يا بهتر بود اين كار را ميكردم و... در كل هميشه راجع به كارهايي كه انجام ميدهم فكر ميكنم و سعي ميكنم از اشتباههايم درس بگيرم.
دوست دارم پدري نمونه باشم
به ندرت اتفاق ميافتد ناراحتيهاي ناشي از مسائل كاري و فوتباليام را به درون خانه انتقال دهم. بيرون خانه براي همه آدمها پر از استرس و ناراحتي است اما وقتي به خانه ميروم، دوست ندارم هيچكدام از مسائل بيرونم را به خانوادهام انتقال دهم. ما فوتباليستها از خيلي چيزها محروم هستيم. مثلا در تعطيلات نوروز كه اكثر افراد تعطيلند، ما فقط نخستين روز سال 90 تعطيل هستيم و باقي روزها بايد سر تمرين باشيم. به هر حال از هر فرصتي براي اينكه در كنار خانوادهام باشم استفاده ميكنم و هميشه سعي كردم همسر و پدري نمونه براي فرزندم باشم. الان با وجود شرايط سخت كاري و مشغله زياد خارج از خانهام، زياد وقت نميكنم پيش فرزند و همسرم باشم اما هميشه سعي ميكنم از فرصتهايي كه دارم براي به تفريح بردن و در كنارشان بودن استفاده كنم. همه تلاشهايي كه ميكنم براي آسايش بيشتر خانوادهام است و دوست دارم با امكاناتي كه در اختيار دخترم ميگذارم، راهي را كه مثلا خودم طي 20 سال رفتم، او در 20 روز برود؛ شايد در دوره ما آنچنان كلاس كنكور و تقويتي و... نبود اما مطمئنا براي درس خواندن فرزندم، همهجور شرايطي را فراهم ميكنم تا با فراغ خاطر درسش را بخواند اما طوري كه در كنارش ياد بگيرد اگر روزي من نبودم، بتواند از پس خودش بربيايد.
وقتي به بزرگترين آرزوي زندگيام رسيدم
در خانوادهيي بزرگ شدم كه خدا را شكر هيچوقت محتاج كسي نشديم و پدرم هميشه هر آنچه داشت را در طبق اخلاص گذاشت و براي ما خرج كرد. بچه كه بودم، پدرم همزمان 5 تا اتومبيل شخصي داشت. آن زمان بنز، گالانت، جيپ، پيكان و آريان بهترين ماشينهاي موجود در ايران بودند. يادم ميآيد وقتي دستهجمعي به آبگرم ميرفتيم، پدر و مادرم با ماشين و خيلي آهسته به سمت خانه برميگشتند و ما بچهها سوار بر الاغ و آرام آرام به سمت خانه ميرفتيم چون آن زمان كه خيليها ماشين نداشتند و نميديدند، ما داشتيم و به آن خيلي عادي نگاه ميكرديم، در واقع ميخواهم بگويم از خانوادهيي به اينجا رسيدم كه همهچيز را ديدهايم و برايمان عادي است؛ ولي بعد از انقلاب، بخاطر يكسري مسائل، شرايط تغيير كرد و طوري شد كه پدرم ديگر هيچ اتومبيلي نداشت، به همين دليل هميشه يكي از بزرگترين آرزوهايم اين بود كه با نخستين پولي كه در فوتبال به دست بياورم، براي او بنز مورد علاقهاش را بگيرم. خدا را شكر همينطور هم شد و با نخستين پول قراردادم در قطر، يك بنز مدل 1992 برايش خريدم و به ياد پدرم، دوست دارم تا آخر عمرم آن را نگه دارم. نخستين ماشينخودم هم پيكان اردبيل 11 بود كه آن زمان، براي خودش بروبيايي داشت.
ابايي ندارم بگويم دستفروشي كردم
خاطرم هست بعد از اينكه انقلاب شد، وضع مالي زندگي ما يكهو دگرگون شد؛ البته اين اتفاقها در برههيي از زندگي همه آدمها رخ ميدهد و فقط به زندگي ما مربوط نميشود. خود من در برههيي از زمان حتي مجبور شدم دستفروشي كنم، از گفتنش هم هيچ ابايي ندارم اما باز هم خدا را شكر ميكنم كه هيچوقت دستمان جلوي كسي دراز نشد و روي پاي خودمان بزرگ شديم.
بخاطر حرف پدرم مهندس شدم
هميشه در دوران مدرسه و دانشگاه جزو 3 نفر اول كلاسمان بودم، همه به من ميگفتند شاگرد زرنگ! خاطرم هست هميشه پدرم ميگفت تو بايد مهندس شوي، فقط هم مهندسي را دوست داشت، نه دكتري و... را! هر وقت نمرهام حتي 19 هم ميشد، پدرم حسابي دعوايم ميكرد! درصورتي كه برادرهايم اگر 12 هم ميگرفتند، پدرم كاري با آنها نداشت و خودشان هم از اين اتفاق خيلي خوشحال بودند! اما هميشه پدرم ميگفت تو براي من فرق داري و بايد مهندس شوي، من هم فقط بخاطر عمل كردن به حرف پدرم بود كه دانشگاه قبول شدم و دنبال درس رفتم.
از روزي كه خودم را شناختم، تنها بودم
مسلما وقتي كسي براي مدت طولاني به يك محل يا كشور ديگرميرود، چيزهاي جديد زيادي ياد ميگيرد. من در آلمان خيلي مسائل را ياد گرفتم. دور بودن از خانواده، آن هم براي من كه بيشتر زندگيام را در كنار خانوادهام گذرانده بودم، مسلما سخت بود اما از روزي كه خودم را شناختم و براي تحصيل به تهران آمدم، تنها زندگي كردم. بهنظرم براي رسيدن به موفقيت، بايد از خيلي مسائل گذشت. اينطوري نيست كه هم بخواهي مهمانيات را بروي، مثل بقيه آدمها به تفريحت برسي و از خير هيچكدام از لذتهاي زندگيات نگذري و توقع داشته باشي موفق شوي! اگر فوتباليستهاي نسل جديدمان يكمقدار بيشتر به اين نكات دقت كنند و از پارهيي مسائل بگذرند و در كل كمتر وارد حاشيه شوند، مطمئنا ميتوانند استعداد واقعيشان را بروز دهند و به موفقيتهاي بيشتري برسند.
تا تنور داغه نون رو بچسبون
در زندگي زياد به واژه شانس اعتقادي ندارم؛ شانس درنظر من، موقعيتهاي خوبي در زندگي است كه براي همه افراد پيش ميآيد اما يكسري از افراد بموقع و درست از آنها استفاده ميكنند و بهاصطلاح تا تنور داغه نون رو ميچسبونن و عدهيي بيتفاوت از كنارش ميگذرند. مسلما من تا زحمت نكشم و عرق نريزم و از موقعيتهايم استفاده نكنم، كسي نميآيد به من يك كيف پر از پول بدهد، هوش و ذكاوت انسانهاست كه بايد بدانند چگونه از موقعيتهايي كه سر راهشان قرار ميگيرد نهايت استفاده را ببرند. خود من دوستي دارم كه تا سوم راهنمايي بيشتر درس نخوانده اما اگر 3 نفر در ايران مغز اقتصادي داشته باشند، يكي از آنها همين دوست من است و ماشاالله هر روز هم از روز قبل موفقتر و ثروتمندتر ميشود. در فوتبال هم همينطور است؛ مثلا بعضي از بازيها ميشود كه هر چه توپ به دروازه حريف ميزني گل نميشود و حسابي بد ميآوري. بهنظرم، اين يك تلنگر است براي اينكه بفهمي هميشه برد متعلق به تو نيست و باعث ميشود آدم بهخودش بيايد و پيشرفت كند.
اگر دنبال كشتي ميرفتم...
خدا در وجود هر انساني استعداد خاصي قرار داده و اين استعداد با تولد آن فرد متولد ميشود و تجربهها و گذشت زمان، آنها را تقويت ميكند. خود من غيراز فوتبال، بسكتبال و واليبال هم بازي ميكردم اما استعداد واقعيام در فوتبال بود و در هيچكدام از آنها نميتوانستم اندازه فوتبال پيشرفت كنم يا شخصي مثل آقاي عليرضا دبير كه قهرمان كشتي جهان است، شايد اگر فوتبال را انتخاب ميكرد در ايران هم موفق نميشد، چه برسد به جهان، خود من هم همينطور، اگر كشتيگير ميشدم، شايد 20نفر داخل خود ايران ضربه فنيام ميكردند! بعضي استعدادها مربوط به هوش و فكر انسانهاست و بعضي ديگر به فعاليتها و قدرت بدني آنها مربوط ميشود. متاسفانه در مملكت ما كسي نيست كه استعداديابي درستي كند و خيلي از افراد پي به استعدادهاي درونيشان نميبرند.
خبر نداري پيشنهاد فدراسيون را رد كردم؟!
شما خبر نداري، چند وقت پيش هم به من پيشنهاد رياست فدراسيون فوتبال شد اما خودم قبول نكردم، اگر الان هم اين پيشنهاد به من بشود، باز هم آن را رد ميكنم. البته شايد در آينده اتفاقات و تغييراتي پيش بيايد كه خودم بخواهم كمكي بكنم اما الان اصلا به فدراسيون و پشتميز نشستن فكر نميكنم.
همه سوءتفاهمهاي من و علي كريمي
10 سال پيش علي كريمي با يك هفتهنامه مصاحبهيي انجام داد و گفت خدا علي دايي را بغل كرده! بايد بگويم برخلاف چيزي كه دوستان مطبوعاتيمان نشان دادند، من اصلا ناراحت نشدم بلكه همه ما آدمها در طول روز تلاش ميكنيم كاري انجام دهيم تا خدا از ما راضي باشد و چه چيزي از اين بهتر كه خدا انسان را بغل كند؟! متاسفانه برخي همكاران مطبوعاتي ما به مسائل كوچك شاخ و برگ ميدهند و سعي در بزرگكردن آنها دارند و خيلي وقتها به دروغ از زبان من چيزهايي نوشتهاند كه روحم هم از آنها بيخبر است، چه برسد بهخودم! همين مسائل است كه باعث دور شدن بازيكنان از يكديگر و سوءتفاهمهاي بيجا ميشود.
از اولش هم خوشتيپ بودم
از همان اولش هم به تيپ و ظاهرم خيلي اهميت ميدادم، درست مثل الان. البته هميشه سعي ميكنم بهترين و بهروزترين لباسها را بپوشم، چراكه يك فروشگاه بزرگ در خيابان فرشته دارم كه در آن لباسهاي ماركدار ايتاليايي ميفروشيم و تمام لباسهايي كه در آن مغازه داريم را مستقيما از مركز مد جهان، ايتاليا و طبق جديدترين كاتالوگها وارد ميكنيم. البته خودم حداكثر هفتهيي يك يا 2 بار فرصت ميكنم به آنجا سر بزنم، اما به تمام كساني كه در فروشگاههايم به جاي خودم مديريت ميكنند، كاملا اطمينان دارم.
منبع:[Only registered and activated users can see links] 9%8A-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D8%B9%D9%84%D9%8A-%D8%AF%D8%A7%D9%8A%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86
HAMID BARCA
19-03-2011, 15:19
[Only registered and activated users can see links] برخورد شدید afc با حواشی ورزشگاه آزادی /جریمه و محرومیت برای دایی و حقیقی
[Only registered and activated users can see links]
کانون هواداران پرسپولیس : سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس در آخرین روزهای سال سوالات بی پاسخ را پاسخ داد.
گفتوگو با دایی پس از ریکاوری پرسپولیسی ها در آخرین روزهای سرد زمستان 89 انجام شد.
محل مصاحبه دفتر دایی در ورزشگاه درفشی فر بود و او آرام و شمرده به سووالات جواب داد و برخلاف کنفرانس های خبریاش چهره ای عصیانگر به خود نگرفت.
در زیر حرفهای آخر سالی دایی را می خوانید:
*علی دایی در سال 89 با حواشی فراوانی روبرو شد که پر سرو صداترین اش حمله یک بوقچی به او در حریم باشگاه پرسپولیس بود؛ خیلی از منتقدان دایی و پرسپولیس از او بخاطر این اتفاق حمایت کردند ولی سوال این است که دایی در طول سالهای گذشته چه مسیری را طی کرده که یک بوقچی به خودش اجازه می دهد به او بی حرمتی کند؟
-مسئلهای که متاسفانه در باشگاه اتفاق افتاد،باید ریشه کن شود. چه جوری می شود که یک نفر به خودش اجازه می دهد بیاید توی باشگاه و آنجا را حریم خودش بداند، داد و فریاد کند و به این تیم ناسزا بگوید؟ نابسامانی های فرهنگی موجود در باشگاه ها، مربوط می شود به عدم گزینش صحیح آدم هایی که به عنوان لیدر در باشگاه ها هستند. لیدر باید از هر لحاظ الگو باشد. من کلمه لیدر را به این معنا قبول ندارم. لیدر یعنی رهبر، اصلا لیدر کلمه بزرگی است. من بوقچی هم نمی گویم چون خدا وکیلی خیلی هایشان هم هستند که با وجدان کار می کنند و با شرف هستند. من خیلی هایشان را می شناسم که فقط به عشق پرسپولیس می آیند و مردم را دور و بر خودشان جمع می کنند، شعار به نفع تیم می دهند و تیم را تشویق می کند. شما نباید همه را با یک دید نگاه کنید. خیلی از آنها افراد با وجدانی هستند که اصلا احتیاجی به این کار ندارند. اطلاق کلمه لیدر به معنای رهبر، به آدم های بی صلاحیت، درست نیست. حالا اگر ما این لفظ را روی آنها می گذاریم، وظیفه چند برابر می شود. پس صرفا کسی که زور دارد و قدرتمند است که به درد کار لیدری نمی خورد. باید گزینش بکنیم و ببینیم که گذشته اش چه بوده است. اگر شما گذشته شماری از آنها رامرور بکنید، خیلی چیزها روشن می شود. شما به ارگانهای دولتی یا قضایی بروید تا متوجه خیلی از مسایل شوید.ولی یادتان باشد که علی دایی بواسطه موقعیت اجتماعی خود هرگز دست روی کسی بلند نمی کند. بگذرید آن اتفاق را این گونه برایتان تعریف کنم؛ ما در باشگاه پرسپولیس جلسه داشتیم و پس از ترک جلسه مشغول صحبت با آقای کاشانی بودیم که این بوقچی از پشت سر به من حمله کرد؛ علی دایی آدمی نیست که بخواهد از این جور آدمها بخورد و سرش را پایین بیندازد و برود. مردم مرا بعنوان یک علی دایی تحصیل کرده دانشگاه شریف می شناسند و از من انتظار دارند. مطمئن باشید اگر علی دایی نبودم آن بوقچی زیر دست و پای من له می شد.
[Only registered and activated users can see links]
*خیلی ها می گویند دایی از وقتی به تیم پرسپولیس آمده با حضور برخی افراد در اطراف تیمش مخالفت کرده است؛ آیا شما با حضور برخی دور و بر پرسپولیس مخالف هستید؟
-علی دایی در جایی که کار می کند، سعی دارد که آنجا سالم باشد. از زمانی که علی دایی اینجا کار می کند، دست خیلی ها قیچی شده است. در محیط کار، یک نفر هم نمی تواند به من بازیکن بدهد.
مطمئنا اگر دور و بر تیم خلوت باشد، دیگر کسی به خودش اجازه نمی دهد که به ما بازیکن تحمیل کند البته خیلی ها دوست ندارند که من در این مقوله موفق باشم.
* چرا دایی از ضارب خود شکایت نکرد؟
-باور نمی کنید که من پس از آن اتفاق لااقل 200 تا «اس ام اس» از این طرف و اون طرف پاک کردم!
مطمئن باشید که این، دفعه اول و آخری بود که گذشت کردم، چون باشگاه، حیطه کاری آقای کاشانی است. ولی من از این پس به کسی اجازه نمی دهم به من بی حرمتی کند.
*معمولا رابطه دایی با برخی رسانه ها تیره است و گاه گداری منتقد رسانه ها می شود.
-در اروپا همه گزینش می شوند. این جوری نیست که هر کس سرش را پایین بیندازد و چون خبرنگار است یا دوربین به دست دارد، همه کار بکند. قانون هم به هیچ عنوان، حق چنین اهانت هایی را به کسی نداده است. در آنجا قوانینی وجود دارد که خبرنگاران خاطی را جریمه می کند، به همین جهت آنها قبلا می روند و صحت و سقم موضوع را در می آورند و بعدا در روزنامه درج می کنند. یک بار در برلین، خبرنگاری به من تلفن زد و صحت و سقم موضوعی را از خود من پرسید. اگر آن موضوع که مربوط به من می شد، به اشتباه نوشته می شد، حیثیت نشریه آنها زیر سوال می رفت بنابراین از خودم پرسید تا مطمئن شود. اما بعضی از خبرنگاران ما هرچه دلشان بخواهد می نویسند. آلمان با آن عظمت ورزشی اش فقط دو نشریه ورزشی دارد (بیلد و کیکرز).
در قشر خبرنگاران و صاحبان نشریات ورزشی، خیلی ها هستند که زحمت می کشند و اخبار صحیح را درج می کنند، وجدان خودشان را سرلوحه قرار داده اند اما بعضی ها هم هر کاری دلشان بخواهد می کنند. این دسته، موجب آبروریزی در میان همکاران شما می شوند. در قشر مربیان هم بعضی ها آبروی ما را می برند. در هر قشری این افراد وجود دارند، اما متاسفانه چون ما نشریات ورزشی زیادی داریم، آسیب پذیری از این جهت هم زیاد است.
در کشورهای اروپایی با اینکه نشریات ورزشی برخی کشورهای دیگر را هم روی کیوسک می گذارند ولی باز هم شمار نشریات به تعداد نشریات ورزشی ما نمی رسد.
*بارها از برخی رسانه ها شکایت کردید؛ چه دلایلی داشت؟
-در مورد مسائل خصوص زندگی من، مطالبی به دروغ چاپ شده بود که از طریق قانون پیگیری کردم. هر کسی می تواند در زمینه فوتبال نظر بدهد. شما حق طبیعی تان است که مثلا از کار من خوشتان نیاید. دید فنی شما مثلا با دید فنی من فرق می کند – درست یا غلط - یا شما بیشتر از من می فهمید یا کمتر؛ از لحاظ فنی می توانید بنویسید، اما نمی توانید مسائل ناحق و نادرستی را به زندگی آدم مرتبط کنید! من خیلی از مسائل کذب را در مورد خودم در روزنامه ها خوانده ام، اما خیلی ناراحت نشدم، چون در مورد فوتبال و مسائل فنی بوده، ولی اجازه نمی دهم که وارد حریم شخصی من بشوند.
[Only registered and activated users can see links]
*البته در همان نشریات اروپایی خبرنگاران بی پرده وارد زندگی خصوصی افراد مطرح جامعه می شوند.
-شرایط اروپا فرق می کند. اصلا عقاید آنها اجازه می دهد که هر کاری بکنند و هر چیزی را در روزنامه هاشان چاپ کنند، اما فرهنگ و عقاید ما با آنها متفاوت است. خیلی از مسائلی که برای خارجی ها از لحاظ فرهنگی راحت است، برای ما مشکل دارد. مثلا همسر فلان ورزشکار با فلان ورزشکار عکس بگیرد ولی در اینجا این مسایل خوشایند نیست و مشکل ساز می شود.
* موضوعات مربوط به تیم پرسپولیس را در خانه هم مطرح می کنید؟
-در مواقع فراغت و در منزل اصلا به اختلافات مطبوعاتی که در نشریات برایم بوجود می آورند فکر نمی کنم و این نوع مشکلات را به خانه نمی برم، شاید فوتبال خارجی تماشا کنم یا در جواب همسرم، پاسخی در خصوص ورزش بدهم اما مسائل این چنینی را به منزل نمی برم. کسی که با من زندگی می کند، چه گناهی کرده که باید ناراحتی های ناشی از مشکلات خبری و سایر مسائل را تحمل کند؟
*پرونده اخراج علی دایی از تیم ملی هنوز در رسانه ها باز است؛ واقعیت دارد که دایی پس از اخراج خودش را پنهان کرد؟
-برخلاف شایعات، پس از اخراجم از تیم ملی پنهان نشدم و در مغازه ام در یوسف آباد نشسته بودم و دو روز بعد هم علی آبادی به من زنگ زد و مرا به سازمان تربیت بدنی دعوت کرد. گفتم:«شرمنده ام؛ لزومی ندارد نزد شما بیایم!» من نیاز مالی به کسی ندارم و خدا را شکر می کنم که زیر سایه هیچ بنده ای هم نیستم. فوتبال، همه چیز زندگی من نیست. فوتبال، بخشی از زندگی من است. برای بعضی ها این گونه نیست و فوتبال همه چیز آنهاست و با فوتبال همه چیز به دست می آورند و با همین فوتبال همه چیز را هم از دست می دهند. من اگر این جوری بودم که نمی رفتم درس بخوانم. هیچ وقت نمی رفتم مهندسی و سپس فوق لیسانس بگیرم. اگر فوتبال، همه چیز من بود، نمی رفتم کارهای تجاری انجام بدهم.
* ظاهرا علی دایی مثل بسیاری از مربیان همیشه چمدان هایش برای رفتن از تیم بسته است؟
-من به فوتبال عادت کرده ام اما فوتبال یک روز برد دارد و روز دیگر باخت، و این طبیعی است. شما نمی توانید بگویید که من همیشه می برم. من همیشه خودم را آماده کرده ام که اگر روزی مرا از پرسپولیس کنار بگذارند، برایم غیرمنتظره نباشد. مگر دنیا تمام می شود؟!
*این پرسپولیس می تواند قهرمان شود؟
-تمام امید ما این است که قهرمان شویم. الان شما نگاه کنید، هشت هفته مانده و ما شش امتیاز با صدر جدول فاصله داریم. من فکر می کنم در لیگ ما، با این توانایی هایی که پرسپولیس دارد می شود قهرمان شد. این کار، شدنی است. همانطور که پنج تا بازی را پی در پی می بازیم، در شش تا بازی هم بهترین نتیجه را می گیریم. در فوتبال هر اتفاقی ممکن است رخ دهد. ما اگر یکدل باشیم، خیلی کارها را انجام می دهیم.
* طی هفته های گذشته بارها از زبان دایی و حبیب کاشانی شنیده شده که آنها با هم اختلاف ندارند. معمولا سوابق نشان داده هنگامیکه در فوتبال ما گفته می شود اختلافی وجود ندارد یعنی اینکه همه چیز آتش زیر خاکستر است.
-من نمی گویم که نظراتم با آقای کاشانی صددرصد موافق بوده، اما هیچ موقع ایشان در کار من دخالت نکرده و من هم در کار ایشان دخالت نکرده ام. همه، جایگاه خودمان را می شناسیم و کارمان را انجام می دهیم. اگر این طور نبود که من الان اینجا پیش شما نبودم.
قبل از اینکه آقای کاشانی مدیر من باشد، رفیق هجده سال پیش من است. رفاقت برای من اهمیت زیادی دارد چون ممکن است فردا مرا اخراج بکنند، اما رفاقت من با آقای کاشانی خدشه دار نمی شود. در این یک سال و خرده ای که با آقای کاشانی همکاری داشته ام، هیچ گونه مشکلی نداشته ام. اگر هم مشکلی بوده، آن قدر کوچک بوده که گفتنش بیجاست و خیلی راحت حل می شود.
[Only registered and activated users can see links]
* علی دایی در سالی که گذشت یک نو رسیده داشت.
-در این مدت خدا به من خیلی لطف داشته و امسال هم قشنگ ترین چیزی که برای من اتفاق افتاد این بود که خدا یک دختر خوشگل به نام «نورا» به من داد. خدا را شکر می کنم.
*اوقات فراغت شما چطور سپری می شود؟
-بخش اعظم وقت آزاد من، مربوط به خانواده می شود. خداوند همه چیز را به آدم نمی دهد، من شکر می کنم که خداوند این جایگاه را در بین مردم به من داده، اصلا مطمئنا خیلی چیزهاست که انسان از آنها فاصله دارد و دور است. مطمئنا به علت محدودیتهای شغلی ام، نمی توانم مثل بعضی ها، دائم در کنار خانواده ام باشم. تمام دوستان من به اتفاق خانواده هایشان به مسافرت می روند اما من به سبب کارم، نمی توانم آنها را همراهی کنم و به همین جهت اصلا اهل رفیق بازی نیستم و هر زمان که وقت آزادی پیدا کنم، در کنار خانواده ام صرف می کنم.
* همواره از مردم تشکر کرده اید؛ رابطه دایی با جامعه چطور است؟
-بعضی ها می آیند با ما عکس می گیرند و ابراز احساسات می کنند که آدم نمی تواند آنها را با چیز دیگری عوض کند. در این مواقع، حس و حال معنوی به انسان دست می دهد و آدم می فهمد که طرف از ته دل حرف می زند و الا همه دنبال امضا می آیند اما بعضی وقتها اتفاقاتی پیش می آید که انسان را به فکر فرو می برد. یک بار کاری داشتم و در خیابان بودم و به خانم مسنی برخوردم که به من گفت پسرم، این تسبیح را من شش ماه است برای تو گرفته ام. اصلا نمی دانستم که چه شد تا اینکه خدا خواست و من امروز تو را دیدم، خیلی ها به من لطف می کنند و در حقیقت این لطف خداست که مردم، مرا دوست داشته باشند و بعضا الگوی خودشان قرار دهند. این باعث افتخار من است.
*سال 89 تمام شد ولی کریم باقری به پرسپولیس برنگشت.
-کریم باقری را خیلی دوست دارم و با او زندگی کرده ام و بهترین دوران جوانی خودم را با او بودم. به اعتقاد من، کریم، تصمیم اشتباهی گرفت. او همیشه جزو بهترینها بوده است، کریم، عامل مثبت و بزرگی بود که همیشه در تیم به ما کمک می کرد. شاید رفتن کریم در آن شرایط باعث شد که بچه ها از لحاظ روحی – روانی افت کردند، نتایج بدی هم که گرفتیم، بعد از رفتن کریم بود. کریم، عنصر بزرگ و بازیکن خوبی بود. الان هم با او در ارتباط هستیم و از دوستان من است. ما فوتبال مان را قاطی زندگی و رفاقتمون نمی کنیم. اما به هر حال من فکر می کنم که کریم تصمیم درستی نگرفت. شاید کریم از اینکه کم بازی می کرد، دلخور بود اما شما دیدید که این بازیکن با شخصیت و بزرگ، اصلا و ابدا مزاحمتی برای پرسپولیس ایجاد نکرد در حالی که بعضی ها در چنین شرایطی، کارهای ناشایست و حاشیه ای انجام می دهند.
*امکان دارد دایی بواسطه موقعیت خود در جامعه روزی وارد سیاست شود؟
-آدم سیاسی نیستم و هیچ وقت مرا در این عرصه نخواهید دید. من به دنبال سیاست نبوده ام و الان هم به دنبال مدیریت در ورزش نیستم. شاید اگر می خواستم رییس فدارسیون بشوم، قبلا می توانستم این کار را بکنم. دوست ندارم چنین کاری را انجام بدهم، چون مطمئنا اگر بخواهم به آنجا بروم، باید سیاسی باشم. اگر یک چیز مستقلی بود، حتما با کمال میل می رفتم اما چون باید سیاسی بشوم، نه!
* علی دایی اهل sms بازی است؟
-شماره قدیمی من شاید روزی 200، 300 بار زنگ بخورد، اما شماره جدیدم که هنوز کسی جز خانواده و نزدیکانم آن را ندارد، شاید روزی ده بار بیشتر زنگ نخورد؛ من اصلا SMS بازی بلد نیستم و هر چه هم برایم می آید، پاک می کنم، بعضی ها را هم که قشنگ است نگه می دارم.
* می گویند دایی شیک پوش است؛ معمولا لباس هایتان را از کجا تهیه می کنید؟
-من دوست دارم که تمیز و شیک باشم و به دنبال اسم و مارک خاصی نیستم. اگر از لباسی خوشم بیاید هر قیمتی که باشد آن را تهیه می کنم، اما دلم نمی آید که خیلی گران بخرم. یک بار پدر خدابیامرزم با مادرم به مونیخ آمد. وقتی که برای خرید با پدرم می رفتم، قیمت ها را به او کمتر از قیمت واقعی می گفتم، اما ایشان به من می گفت که من به ایران که رفتم، خیاطی را در اردبیل می شناسم و به او سفارش کت و شلوار می دهم و با بقیه پول، برای کسی لباس می دوزم. اصلا درست نیست که انسان برای یک پیراهن، یک میلیون پول بدهد. ضمن آنکه من همیشه پایم را به اندازه گلیم خودم دراز کرده ام ولی همیشه تمیز و شیک می پوشیدم تا در جامعه الگو باشم و جوانی که به من نگاه می کند او هم تمیز بپوشد. همین طور قریب به اتفاق خرید لباسهایم با انتخاب خودم و بعضا با مشورت خانمم است.
* قصد ندارید روزی کتاب خاطرات خود را بنویسید؟
-کتاب خاطراتم را شروع کردم. خیلی چیزها را هم نوشتم ولی فعلا فرصت ادامه دادنش را ندارم.
منبع ([Only registered and activated users can see links])
vBulletin v3.8.3, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Persian Language By
Persian Forum Ver 2.1